جستجو ها
آموزش حد و مشتق در ریاضی را ارهای موفقیت در یاد ری ریاضی متن آهنگ میل جیایی عباس کمندی تنظیمات اینترنت ایرانسل تبلت لنوو opposite tekken 7 black box uaral acidal html just my allah hojjat com very good s element چرا دنیا شهید عراق حسین شهید ج اینکه خانه volvo fh آموزش دوخت روکش کالسکه brazil etymology crazy lllll بیماری م نی یر سمت وجوع وسحر و فست های اضافه oxygen aimless پوشاندن مولتی کالر مجلل ترین هتل چین افتتاح شد تصاویر خلوتگه دل قواره ی وجودتو همه منو به بی اعتماد بنفس بودن میشناسن دادی دلمن بسمه اله در ورد listlistپاسخ به سوال فرمانروای روم آداب و رسوب آشنایی با برگزاری مراسم حج در شهر تاریخی نراق فراموش خدا انشای ذهنی در مورد فقر و ثروت listlistlist1570 1601 زاده حسین محمد سوته جوانان زاده ادریس زاده 95 دوتا کبوتر عاشق دلقک دریوزه اپوزیسیون دعای موریانه html xperia بررسی کارآفرینی دانشجویان ترکیه باتور زند خانم اسکاول sprout غزل شماره ۱۹۴ agario رتبه کره nini o osi تعرفه گمرکی منبع تغذیه آیین ویژه شب 21رمضان در هرسین برگزار شد تصویر kbm khan لیست های جذاب الگوریتم روندنمای ساخت هواپیما wishes global economic impact دو اشتباه تربیتی م خیلی تنگه html کتاب جنایات مشهور m age services tehran شکر خدای مهربان ارغنون ساز فلک زینب زینبزینب قوربان ایمان زهرا قهرمانی زینب زینب زینبزینب زینب قارداش باشونین زینب قارداش قور مردم پندارند خسیس clicker البومی از تصاویر زشتی ها زیبایی ها در درس تفکر پایه هشتم ایه شانس آهنگ جدید محمد بی باک بنام کدخدا نوشته های علی ثریا طوسی آرامشی در ی volume همسر minecraft در ساعت ۲۲ و ۵۳ دقیقه برش و دوخت قنداق فرنگی پادار صحرای بی صاحب و یک پادشاهی تک نفره جدید مجله شیمی صنعت معدن تجارت شوش giant monster what is the night of decree چگونه کتاب قرآن اول دبستان را تزیین کنیم html متن خیر مقدم به اولیا دانش آموزان در جلسه انشا برو کار میکن مگو چیست کارزنگ انشا عاشورا در سخن احکام شرعی ماندگارترین لحظه ی جام جهانی بهترین گلچین آهنگ های ایرانی جدید و قدیمی شاد و غمگین آیت الله مجتهدی تهرانی ویژگی های مؤمنان در کلام جواد ع list پناه بر خدا گزارش سفر تیم اعزامی ایران سلام همنورد به قله 7134 متری لنین واقع در کشور قرقیزستان تابستان monaco جامعه موفق
برترین ها


تو با چشمهایت سخن می گویی

......بنام او....  

گاهی از روزها که نیستمنگران من نباش...من در همين گوشه کنارها، در عصر یخبندان آدم ها چنان زندگی مي کنمکه گويي هیچ وقت عاشق نبوده ام...مي نویسم، چای مي نوشم، به تو فکر مي کنمنکند؟ ...زمستان امسال تو در آغوش ی تنت را گرم مي کنیکه من روزی دلت را گرم کرده ام...


......بنام او....
منبع :
درخواست حذف این مطلب

سوغات سفر  

مرحبا بر دلم آ آرام گرفت چشم بست و دیگر رامم شدههر نفس گويي دردی به قلب داشت تا مي آمد آه کشد راه نفس را بند ميدادگويي از خواب صد ساله بیدار شده از سیاهی صد بیراهه پیدا شده شرح صد نامه نانوشته به دل دارد گويي انگار تنش با ناگفته ها زندان شدهاز سودای عشق دیوانه گشته دلش گويي از خواب خیال دیگر راحت شدهاز سفر سوغات غم آورده استآه ای خدا این ببین با خود چه آورده است ... س.ح


سوغات سفر
منبع :
درخواست حذف این مطلب

پانتومیم احساس  

خطوط پنهان صورتت، تار به تار موهای سرت را در نوردیدم، راز اعجاز چشمهايت را فهميدم، وقتی nbsp با سیاه و سفید چشمهايت همه چیز را رنگی تر و زیبا تر دیدم وقتی سانت به سانت ٬ميکرون به ميکرون تو را برای خودم خلق مي تو را به اندازه ی تمام جهان فهميدم


پانتومیم احساس
منبع :
درخواست حذف این مطلب

معجزه گر ، معجزه کن...  

گره ی افکارم کور چشمانت شد، و در تاریکی ِ گم شدن چشمهايت احساسم کور شد، و امشب چشمانم کور شد بس هیچ چیز ندید جز نبودنت.نفس گرمت را بر من معجزه کن، و مرا در تلاطم نگاهت هزار بار و هزاران بار غرق کن...مرا غرق کن در بودنت...در nbsp آرامشی بی پایان که با وقارِ صدایت عجین شده است.در خلسه ای از جنس تو که پر از تکرار با تو بودن است ٬ در ازدحام گل هایی که عطر و بوی تو را دارند مرا غرق کن...


معجزه گر ، معجزه کن...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خورشید و باد و باران را دوست دارم  

مي گويي دوست دارم زیر باران قدم بزنماما وقتی باران مي بارد چتر به دست مي گیریمي گويي افتاب را دوست دارماما زیر نور خورشید به دنبال سایه مي گردیمي گويي باد را دوست دارماما وقتی باد مي وزد پنچره را مي بندیحالا دریاب وحشت مرا وقتی مي گويي دوستت دارم باب مارلی


خورشید و باد و باران را دوست دارم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

گفتگو با فرزند شیخ نخودکی اصفهانی: از فتوادادن فراری بود  

شیخ علی مقدادی اصفهانی، تنها پسر مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی است. با او ساعت 10 شب قرار مصاحبه گذاشته شد و به همراه «محمد رعدی» به قیطریه رفتم تا تنها بازمانده مردِ صاحب کرامات را ببینم و از او درباره مرحوم والد بپرسم. مدتی دست به در کنار جایگاه شیخ که ساده و بی آلایش بود نشستیم تا ایشان از راه رسید؛ پیرمردی 85 ساله که توان جسمي لازم را نداشت تا کامل و جامع پاسخ پرسش هایم را دهد، اما روی گشاده او این جسارت را به من داد که نزدیک او بروم و با ص بلند


گفتگو با فرزند شیخ نخودکی اصفهانی: از فتوادادن فراری بود
منبع :
درخواست حذف این مطلب

برگزاری برنامه قصه گویی  

با حضور تعدادی از اعضای کودک و نوجوان کتابخانه هادی ع برنامه قصه گويي از کتاب قصه های چهارده معصوم توسط مسئول کتابخانه برگزار شد. عصر 4 آبان ماه با حضور تعدادی از اعضای کودک و نوجوان، برنامه قصه گويي در کتابخانه هادی ع برگزار گردید. در این جلسه کتاب قصه های برگزیده از چهارده معصوم نوشته مهدی آذریزدی توسط مسئول کتابخانه معرفی شد. در ادامه داستان های اخلاقی و آموزنده ای از کتاب توسط اعضای شرکت کننده در این نشست جمع خوانی شد.


برگزاری برنامه قصه گویی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

محفل قصه گویی  

به مناسبت جشنواره قصه گويي، فعالیت های مرکز در این راستا قرار گرفت. در این مراسم دانش آموزان و معلمين مدرسه دخترانه شاهد حضور داشتند . مربی فرهن ... و هنری با انجام قصه گويي خود ، در امر زنده نگهداشتن قصه و قصه گويي کوشیدند.


محفل قصه گویی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

به گند نکشید دوست داشتن را....  

به گند نکشید دوست داشتن را وقتی هنوز تکلیفتان با خودتان که هیچ با دلتان معلوم نیست خانه ... اب مي شوید اگر حرمت نگه ندارید به یک باره مي بینید نابود شد هر آنچه که به خی ... ان ساخته بودید یاد ب ... ر عزیزِ من به زبان اگر آوردی دوستت دارم را حواست باشد که با تمامِ وجود مي گويي که چشمهايت جایِ دیگر نیست فکرت در کوچه ی معشوقه ای پرسه نمي زند حواست باشد که گاهی اعتماد تمامِ چیزیست که از یک آدم مي ماند که ش ... تنش یعنی مرگ یعنی نابودی یادت باشد هم آغوشی با


به گند نکشید دوست داشتن را....
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بر نگاه مرده ام، گویی که یک جان می رسد  

از نگاه گرم تو، فصل بهاران مي رسدغصه ها با دیدنت، گويي به پایان رسداین تجسم کنی کمي، دست تو در دستان منناگهان از شوق تو، آن لحظه باران مي رسدمي شوی آن یار من، در پیش چشمان رقیبآتشی از حسرتت، بر آن حسودان مي رسدچون وقتی که تو، بر من نگاهی مي کنیبر نگاه مرده ام، گويي که یک جان مي رسداین خیال آ رسید، زیرا که دیدم ناگهانشوهرت از آن طرف، همچون نگهبان مي رسدمحمدصادق رزمي


بر نگاه مرده ام، گویی که یک جان می رسد
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دل نوشته ای از دوست شهید علی امرایی  

روبروی ع ت ایستاده ام و به نگاهت خیره مانده ام... تو هم، چشمهايت مدتهاست به من خیره شده و من مثل کودکی لجباز به هر سو مي دوم تا به خیال خودم دیگر چشمهايت نباشم... گم مي شوم ميان دلبستگی های روزانه ام... و با چشمهای اشک آلود، دوباره به ماس یک نگاه دیگر، برمي گردم سمت تو... دوباره نگاهت را به زندگیم گره ميزنی راه روشن مي کنی برایم و من، دوباره لجبازی های ک نه ام را، از سر مي گیرم و غفلت زده خودم را به جاده خاکی مي زنم حس یک کور محروم از روشنایی رهایم نمي


دل نوشته ای از دوست شهید علی امرایی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

چشمهایت ک شانی ست  

چشمهايت ک شانی ستشاعرینخواهم کردوقتینگاهت nbsp هزاران منظومه دارد\#احمدکردزنگنه


چشمهایت ک شانی ست
منبع :
درخواست حذف این مطلب

گویی به خواب بود،جوانی مان گذشت  

گويي به خواب بود،جوانی مان گذشتگاهی چه زود فرصتمان دیر ميشود...قیصر امين پور


گویی به خواب بود،جوانی مان گذشت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

در شب تولدم گویی، غصه ها در دلم دوباره شد بر پا  

دو قدم مانده تا پاییز، پا گذاشتم من در این دنیاروز تلخ تولدم انگار، زندگی غصه را نموده است اهداآنچنان پر شدم ز تنهایی، حال من را فقط خدا داندتو ببخش ای خدا ولی گويي، مثل من نبوده چنین تنهامن و تنهایی و غمي سنگین، من و این روز تلخِ بی تبریکدر شب تولدم گويي، غصه ها در دلم دوباره شد بر پادر شب تولدش هر ، شاد بوده در آن شبش حتمامن ولی در این شب غمگین، غصه در دلم نموده است غوغادر شبی ميان شهریور، دو قدم تا هوای پاییزیمثل برگ زرد پاییزی، مي روم من ز غ


در شب تولدم گویی، غصه ها در دلم دوباره شد بر پا
منبع :
درخواست حذف این مطلب

وقتی روشنی چشمهایت  

آنه تکرار غریبانه ی روزهایت چگونه گذشت وقتی روشنی چشمهايت در های مه آلود اندوه پنهان بود با من بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکیت از تنهایی معصومانه دستهایت آیا مي دانی که در هجوم دردها و غم هایت و در گیر و دار ملال آور دوران زندگیت حقیقت زلالی دریاچه نقره ای نهفته بود؟ آنه اکنون آمده ام تا دستهایت را به پنجه طلایی خورشید دوستی بسپاری در آبی بیکران مهربانی ها به پرواز درآیی و اینک آنه شکفتن و سبز شدن در انتظار توست... در انتظار تو


وقتی روشنی چشمهایت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

میلاد هشتمین رئوف مبارک باد  

نقشه مشهد را که روی زمين پهن مي کنیم، بهشت مقابل چشمانمان سبز مي شود.و مگر مي شود قطعه ای از بهشت روی زمين باشد و شلوغ نباشد؟ آنجا هميشه شلوغ است و چه زیباست که این ح توفایی هميشه در سیطره ای عرفانی است.اینجاست که چشمهايت خود به خود مي جوشند و دستهایت به طرف ضریح قد مي کشند،گويي این غریب، تمام غربا را در آغوش مهربان خود کشیده است.حاجتت را بگويي یا نگويي مهم نیست و تنها کافی است بگويي السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا ع ادامه مطلب


میلاد هشتمین رئوف مبارک باد
منبع :
درخواست حذف این مطلب

چشمهایت...  

این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمي باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد رمز عبور مي توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید. برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید


چشمهایت...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شخص "اصل مطلب" د اسخ به عدم تایید ترامپ رها کرده و بازهم سراغ حاشیه پردازی کلی گویی حرافی عوام فریبی رفت  

اسمان ریسمان مي بافد و مردم هیجانی فریب مي دهد و حرفه ای حرافی عوام فریبی مي کند اما ان چیز را که باید انجام دهد نمي دهد چرا؟؟ انتظار ما از باز هم حرف حرافی کلی گويي حاشیه پردازی قصه گويي اسمون ریسمون بافتن نبود چقدر یک رییس جمهور ترسو بی عرضه و سست عنصر منفعل غیرجدی واداده است ایا نمي شود عملی کار کند؟؟عمل عمل عمل چیزی بنام عمل و واکنش عملی جدی قاطع دقیق در دوران مرده است فقط از منبری تپل باید حرف شنید حرف پشت حرف حرف حرف قصه گويي برای لالایی


شخص "اصل مطلب" د اسخ به عدم تایید ترامپ رها کرده و بازهم سراغ حاشیه پردازی کلی گویی حرافی عوام فریبی رفت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

حسرتت دارد خزان، وقتی تو رفتی از برم  

دیدنت در آن خزان، گويي همين دیروز بودعاشقت گشتم چنان، گويي همين دیروز بودآن خیابان و قرار، آن ساعت دیدارمانبین ما آن عشقمان، گويي همين دیروز بودغم نبود در ام، شادی به قلبم مي تپیدشادی ام در آن زمان، گويي همين دیروز بودهر کجا در این جهان، با تو بهشتم مي شدشبا تو بودن در جهان، گويي همين دیروز بودحسرتت دارد خزان، وقتی تو رفتی از برمبا تو بودن در خزان، گويي همين دیروز بودمحمدصادق رزمي


حسرتت دارد خزان، وقتی تو رفتی از برم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

نامه های راسن به مو. "نامه ی بدون شماره ی2"  

سلام موی عزیزم. سلام موی مهربانم. سلام موی جان جانانم.. ميخواهم دست هایت را بگیرم و بگویم چه خوب است که دارمت.. ميخواهم توی چشمهايت خیره شوم و اشک از چشمهایم جاری شود و تو هیچ نگويي.. مو؟ یادت مي آید یک شب گفتی خودت هم نميدانی چه شد که بعد اینهمه سال دوباره دلت گیره دو دیوانه شد؟ مو من خوشحال و خوشبختم که تو دوستم داری.. تنها تو وقتهایی که دلم ميگیرد به آن روزی فکر ميکنم که به سارا گفتی، من راسنو خوب یادمه.. وقتی اولینبار دیدمش، یه حسی بهم ميگفت این


نامه های راسن به مو. "نامه ی بدون شماره ی2"
منبع :
درخواست حذف این مطلب

پژو قراضه  

از جوشش حسّ تازه اَت مي گويياز بوسه ی بی اجازه اَت مي گوييآن مرد که با سانتافه آمد، رد شدتو از پژوی قراضه اَت مي گويي زهرا موسی پور


پژو قراضه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

چشم در چشم  

چشم در چشممثل گرگهامقابل نشستیمغافل از این کهدر خوردن آدمها ،چشمهايتحریص تر بودند ... محمد علی رستمي


چشم در چشم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

چشمهایت  

وباز اب مي کند چشمهايت خانه ی نگاه مرا چیست درچشمهايت؟ باطل السحر ؟ یا افسون نگاهی ناگاه؟ یا خود جادویی برای تسخیر نگاهم؟ وباز اب مي کند چشمهايت این بارجادوی نگاه مست مرا ومن در ابات چشمهايت مست و اب تسلیم واسیر نگاهت مي شوم وباز اب مي کند چشمهايت مناجات وخواهشهای مرا چیست مگر درشهلای چشمهايت؟ که اینگونه تمناهایم بال مي گشایند ودر ابات نگاهت من اب ترازآن مي شوم که بگويي اب وباز ابم مي کند چشم هایت مستی مستانه ام را با خمار نگاهت ودرآغوشم مي


چشمهایت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

قالَ آقای الف  

قدم اول در سازی این است که تو نباید دنبال سوژه بگردی، و ومي ندارد همه جا را به دنبالش جستجو کنی؛ چشمهايت را باز و به قلبت اعتماد کن، آن وقت زیر سنگ هم که باشی، سوژه تو را پیدا مي کند و خواب شب برایت نمي گذارد...


قالَ آقای الف
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اجرای طرح ادبی در قالب قصه گویی و خلاصه گویی  

در طرح ادبی برای اینکه اعضا با کتاب های بیشتری آشنا شوند و از موضوع و داستان آنها خبر داشته باشند،ابتدا بچه ها کتاب های دلخواه خود را انتخاب و مطالعه د و پس از آن شماره هایی بین آنها تقسیم شد و شماره هر که خوانده ميشد کتاب خود را معرفی و قصه گويي یا خلاصه گويي مي د. ادامه مطلب


اجرای طرح ادبی در قالب قصه گویی و خلاصه گویی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

چشمهایت  

دلتنگت شدم با دیدن چشم هایی شبیه چشمهايت با دیدن چشمهايت یاد خاطرات چشمهای زیبایت دوباره منو هوایی کرد. پ.ن. در پی چک لایکهای اینستا


چشمهایت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

یک سال دیگر بی روی آبی تو گذشت  

گفت «چشمهايت را ببند..دو تا آرزو کن..یکی با صدای بلند برای ما .. یکی هم یواشکی،توی دلت،برای خودت» و من آرام آی عشق ، آی عشق چهره ی آبی ات پیدا نیست


یک سال دیگر بی روی آبی تو گذشت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

جام جهانیِ؟! چشمهایت  

تو مگر فقط مال من نیستی؟ چشمهايت که نباید جام جهانی داشته باشد


جام جهانیِ؟! چشمهایت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دوستت دارم و فقط تو نگاه می کنی  

من حرفهایم را در شعرهایم مي زنم تو با چشمهايت سخن مي گويي من مدام مي گویم که دوستت دارم و تو فقط نگاه مي کنی آریا نوری


دوستت دارم و فقط تو نگاه می کنی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تو با چشمهایت سخن می گویی  

منحرفهایم رادر شعرهایم مي زنم تو با چشمهايت سخن مي گويي منمدام مي گویمکه دوستت دارمو توفقط نگاه مي کنی آریا نوری


تو با چشمهایت سخن می گویی
منبع :
درخواست حذف این مطلب
  
All rights reserved. © Javane 2017 Run in 0.306 seconds
RSS