جستجو ها
راهنمای زمان و نحوه ثبت نام آزاد شهرستان قشلاق دیز سال تحصیلی اموزش ساخت بمب دودزا سریال ریومادن ryomaden قسمت پروژه انتخاب واحد با asp net 2 رمان عشق بی نهایت عزیز دل م کننترل مدرن به روایت استامینفن نمایشگاه پل شهرستان تعاریف در موقعیت های مختلف حیدرى خندوانه تلویزیون گوینده مجرى خندوانه حیدرى گوینده مجرى تلویزیون مرتضى حیدرى خندوانه مرتضى خندوانه مرتضى حیدرى خندوانه مرتضى تویوتا غزالی برنامه ک ن فتما تیزی باز یافتن بیپازاری یک استاندارد الهام فصل برای ن نمونه هایی از اخلاق اجتماعی حسین علیه السلام1 تعاریف توسعه و رشد باقالی یه وب باحال هفت خصلت در پس واقعیت یک تحلیل مختصر انشا پاییز برای کلاس هفتم اموزش دوخت دانه برنجی پته راز آب مقدسی که بلاروسها به بشار دادند کرکره خارجی مارال چرم دون خوان ﺗﻴﭗ ﺷﺨﺼﻴﺘﻲ فایل های الیاسی از بین بردن بوی خامی نشاسته اون بالاها 5 گ اینترنت رایگان ندید ب دیدها battery that have yamaha bike clutch that fails battery chargers yamaha ybr125 front disc brake fluid brake fluid changing disc brake fluid ساخت شبکه خان عناوین پایان نامه جواب بازی ج مدرن جما اده آیا یو مین هوو مسلمان است هایکو های من mehrabanam اهالی دنیای مجازی قرص تاخیری پاپلی list لندکروز نمایش صفحه فابریک تویوتا تویوتا لندکروز صفحه نمایش لندکروز پی ل تویوتا لندکروز پی ل قویترین طلسم بند پاسخنامه کتاب کار زنگ عربی عربی هشتم elimi tut bo ft serhat durmus ft ecem telli کتاب حسین یعقوبی شیره برگ درخت بنه برای ستون فقرات ماه سحر خیزان حسادت 32 ص tertulias en la epoca colonial argentina warez تحقیق کتاب درسی چهارم ابت شمع هندوانه برای تزیین میز شب یلدا لواشک کجاست داشته باشید هواشناسی اعلام آیینه ی تشیع مراقب کرم و عنکبوت باشید تا آنفلوانزا ن رید ماه شعبان اهمیت آن بیوگرافی نها لکشمی ایر دیدار تیلرسون با اردوغان بدون حضور مترجم و مشاور یی انجام شد فریمور رسمی فارسی تبلت lenovo s5000 h اندروید 4 ولی یه ذهن دارم مثل بازار شامه باقی باقی نمانده آگاه باشید دگردیسی زیست آموز بررسی اختلال سلوک ک ن و نوجوانان پاو وینت موتور خودرو قطعات روغن شوند رانندگی موتور خودرو کنید زیرا روغن کثیف موقع روغن قطعات سیستم نقوش هندسی معماری ی معلم دین اسم گروه برای کلاس مدرسه امید همین هربار سومم ویژگی میدونی ویژگی سومم درست همون نامه امنیت پایان نامه رایگان پایان رایگان رایگان پایان apple حل مشکلات درباره apple پیام تبریک اولین روز مدرسه رفتن فرزند snow alone منوچهر عیدی وندی بختیاری آموزش دسترسی ریموت به کامپیوتر دیگران ســلامتی دخدرا مرگ هر روز در کمین این کودک است trade off اخلاقم آرزوست kamal english قرمز شدن آبغوره html they cats dream like وقتی طوفان می آید c1 tarh is it love کلاسهای محمود زاده فایل فلش فارسی اسمارت smart clio s4700 dual sim برخی صفات خداوند که در دعا های جوشن کبیر و روز عرفه ذکرشده علل بدخطی دانش آموزان جملات واشعار توصیفی املا دانش آموزان جریان جریان عجیب جست وجوگرهای بومی چشم تیزبین موشک های ایرانی با تضمین جمله بساز اجرای برنامه در استانبول ترکیه gay licking gaara حس خوبی دارم august آیا در کرم گوری جیوه است؟
برترین ها


خیلی خانم اولین الان مطمئنم سالی کوکب خانم اولین سالی خیلی خیلی

نیمه ی گمشده  

،قدیما همیشه دنبال ی معیاور هایی تو ازدواج بودم ک بعدش دیوانّه وار عاشق بشم،ولی الان ب اون معیارام میخندم ،چون عشق یا دوست داشتن ی آدم خيلي با معیار داشتن فرق میکنه،البته منظورم ب همه ی معیار ها نیس،آدم اونی ک دوس داره هیچ دلیل روشنی نداره ک چرا دوسش داره،دوس دارم همچین تجربه ای داشته باشم ،دوس دارم متوجه خيلي چیزا بشم،امروز از برخورد یکی ناراحت شدم اون لحظه واکنش خاصی نشون ندادم،حالم گرفتس این روزا،همه هرروز صب پا میشیم ی سری حرفای خوب رو


نیمه ی گمشده
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خاطره ای از مظلومیت شهید آوینی  

حمید داودآبادی نویسنده وبلاگ خاطرات جبهه ، مطلبی را با عنوان خاطره ای از مظلومیت سیدمرتضی آوینی در وبلاگ شخصی خود منتشر کرده است. بر اساس این گزارش در این مطلب آمده است صدایش خيلي دل نشین و آرام بخش بود. به قول آن عزیز دل حتی اگر از عملیاتی ناکام و ش ت خورده برنامه می ساخت و سخن می گفت، همچنان شیرینی فتح را در ذائقه خود احساس می کردیم. خيلي دوست داشتم صاحب آن صدای زیبا را بشناسم و ببینم. فکر کنم پاییز 1371 بود، ولی هنوز آتش حمله ها آن چنان پرحجم نش


خاطره ای از مظلومیت شهید آوینی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تحقیق سیستم اطلاعات مدیریت  

تحقیق سیستم اطلاعات مدیریت مقدمه موضوع این بحث مقاله سیستم اطلاعات مدیریت می باشد سیستم اطلاعت مدیریت به معنی مدیریت ب ایه اطلاعات می باشد همانطور که می دانیم برای مدیریت درقرن 21 نمی دانیم از دوعامل چشم پوشی کنیم 1\-استراتژی رقابت؛ و 2\-کاهش هزینه ها، که خودیک سیاست رقابت صادراتی می باشد.برای لحاظ این دواستراتژی به کاربردن سیستم های اطلاعات مبنی برفن آوریهای اطلاعت وارتباطات ضروری می نماید. مدیران امروز، باانبوهی اطلاعات روبرو هستند. اطلا


تحقیق سیستم اطلاعات مدیریت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

راسخی لنگرودی: کتاب اولین های صنعت نفت باید نوشته شود  

راسخی لنگرودی کتاب اولين های صنعت نفت باید نوشته شود 1395 3 4 بحث اولين ها در نفت شوخی بردار نیست؛ خيلي چیزها را در آنجا می بینید که در هیچ جای دیگر نبوده است، دلم می خواهد یکی از دوستان نویسنده آستین بالا بزند و کتاب مستقلی بنویسد تحت عنوان اولين ها در صنعت نفت . احمد راسخی لنگرودی، نویسنده و پژوهشگر تاریخ معاصر در میزگرد وقایع نگاری صد سال نفت ایران؛ توفیق یا ش ت؟ ضمن اعلام این مطلب افزود متاسفانه آنچه که بیشتر بر تاریخ نگاری نفت غلبه داشته، و


راسخی لنگرودی: کتاب اولین های صنعت نفت باید نوشته شود
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دوستت دارم  

سلام به همه یه چیزی که بیشتر هم در هاست منو متعجب م ه.. تصور کنید 1\- یه خانم تو زندگی مشترکش خيلي افسرده و تنهاست...به دنبال خلاصی و ج ی است ..کلی ماجرا پیش میاد و لحظات ا یا بعد از طلاق به طریقی میفهمه که شوهرش خيليییی دوسش داشته و داره ... امااااااااااااااااااااااا این خانم تا اون لحظه نفهمیده یا طبیعتا ندیده و حس نکرده 2\- یه خانم دیگه که خيلي عاشق شوهر ش ه و از زندگی ش راضیه و بچه هاش رو تروخشک میکنه... یدفعه میفهمه شوهرش بهش خیانت کرده و بدتر اینک


دوستت دارم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تقدیر و تشکر  

با سلام خدمت همکاران وبا تشکر از همکاران حاضر در جلسه مورخ 95 8 12 سرکار خانم زهرا بطنی از دماوند سرکار خانم سوده ولی اشرفی از فیروز کوه سرکار خانم عصمت معصومیان از ری1 سرکار خانم زهرا زحمتکش از ری 2 سرکار خانم طاهره ت آبادی از جواد آباد سرکار خانم فاطمه بید گلی از ورامین جناب آقای مهدی نادری از قرچک جناب آقای محمد شاهی از ملارد


تقدیر و تشکر
منبع :
درخواست حذف این مطلب

lمعرفی چشمه  

ب وعرض ادب حقیقتا بنده اسمهای زیادی در ذهنم بود اما به دلایل ثبت قبلی موفق به ایجاد آن اسمها نشدم . به این علت هر چی فکر اسمی قشنگتر ازچشمه به نظرم نیامد .چون آدم اولين چیزی که از چشمه یاد میکنه آب است ،آب هم یعنی پاکی ،یعنی روشنایی وخود چشمه یعنی روان بودن آب ادامه دار بودن .واین اسم را به این نیت انتخاب که خيلي مطالب از این درس است اج می شود و ما انها را با تدریس مان می اموزیم.وسلام


lمعرفی چشمه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خوشت اومدبگوایششششش  

دختره به پسره میگه میخوای جاییکه آمپول زدم رو ببینی؟ پسره میگه آره. دختره میگه همین تزریقاتی روبرو اگه گفتی اون چیه که مردا در میارن ، می خورن ؟ای بی ادباون یه لقمه نون حلاله اومـــد..اومـــد..ا.و.م.د.آخ خیالم راحت شد ..بلا ه اومد ..خسته شدم از بس اینو تو دستم گرفتم و ور رفتم باهاش ..بلا ه اومد قوطی باز کن دارا و سارا اینقدر تنگی که وقتی توت می کنم احساس میکنم داری میشی نشی که فقط تو رو دارم جوراب جونم تنها بودیم ؛ بدنت گرمت منو گرم میکرد؛آروم پاهات


خوشت اومدبگوایششششش
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شب قدر  

ماه رمضان هم داره تموم میشه شبهای قدر هم گذشت اولين شب قدر رو خونه بودم و احیا گرفتم ولی خب خيلي پربار نبود دومین شب به دعوت خانم خباز خونشون دعوت بدیم خانم خباز همسایه دست راستیمونه که فقط یه خونه با ما فاصله داره یه خونه دوطبقه که مراسمو توی طبقه بالا میگیره،امینه اصرار داشت که حتما بره مسجد احیا بگیره ولی چون خانم خباز چند بهمون گفته بود و دم خونه هم اومده بود دعوتمون کرده بود زشت بود که نریم امینه هم اصرار کرد که من حتما برم اما من روم نمی


شب قدر
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خیلی ناراحتمممم  

خيلي ناراحتم خيليیی دلم باهیچی آروم نمیشه...کلی گریه نمیدونم چیکار باید کرد فقط روحم خسته اسرخيلي خسته اس.....دلم هیچی نمیخواد بیچاره مسودم این همه زحمت بکش پول دربیار همش میره پای قسط....نمیدونم ب انگار...از حرف مردم خيلي بیشتر میترسم خيليیی زیاد دست خودم نیس...تحمل دوریه خودمو مسود ار...امیدوارم خدا صدامونو بشنوه رضا صدامونو به خدا برسونه


خیلی ناراحتمممم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

پریه متحول!!!  

از وقتی اون کتابو خوندم خيلي متاثر شدم خيلي آروم شدمرکمتر استرس میگیرم از ذهنم دیگه عروسیه آذرماه رفته بود ولی مسود ب داشت میگفت هنوز امید داره هیچی نگفتم...نه گفتم چرا..نه گفتم منم امید دارم ولی تو دلم قیلی ویلی رفت...میدونم هرچی خدا بخواد همون میشه منم راضیم به رضاش فقط دوشبه اصلا پیش مسود اینارو نمیگم حالا چیکار کنیم....خسته شدم...ینی کی میشه بریم خونمون..... فقط از وجودش لذت بردم تو طول روز هم کمتر بهش فک میکنم مرضوع مهمی نیس سپردمش به خدا....امر


پریه متحول!!!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

قانون برای همه است حتا شما خانم عزیز  

سلام و صبح بخیر امروز صبح سوار اتوبوس شدم همین طور که ب اطرافم نگاه می و تو ذهنم می گفتم هیچ سوژ ه ای برای امروز پیدا ن ااتوبوس سر ایستگاه ایستاد و چند تا خانم و ی پیرمرد عصا بدست سوار شدن یکی از اون خانم ها ی دختر خانم ۳۰ساله بود که رفت و قسمت آقایون کنار ی آقای جوان نشست . ایستگاه بعدی هم دوباره اتوبوس ایستاد و این بار ی آقا پسر ۱۸ ۱۹ساله سوار اتوبوس شد و رفت قسمت آقایون نگاه کرد دید صندلی نیست بشینه چون ماشالله خانم ها همه اومدن نشستن فقط کنار


قانون برای همه است حتا شما خانم عزیز
منبع :
درخواست حذف این مطلب

پول...  

خيلي از اونایی که وضع مالی توپی دارن، احترام دارن، پارتی دارن و خيلي چیزای خوبی که پول باعث بوجود اومدنش شده... شاید پیش اومده باشه که بگین پول خوشبختی نمیاره...


پول...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

وقتایی هست که تنهایی . . . خيلي خيلي تنها طوری که حتی ی رو نداشته باشی باهاش شادیت و قسمت کنی . . . میدونی ؟ دارم از پیشت برای همیشه میرم میرم چون خودت این و خواستی آدما خيلي زود تغییر میکنن یا شاید هم نه خودت از اول اینجوری بودی ولی من خبر نداشتم. خيلي خوب بودی خيلي طوری که خیال می تو یه هدیه هستی که اومدی تا این همه تنهای من و پُر کنی. فکر می تو اومدی تا با مداد سفید خط بکشی روی همه ی تاریکی های زندگیم. فکر می بودن و اومدن تو تویه زندگیم یه اتفاق خيلي


منبع :
درخواست حذف این مطلب

دیدمش ...  

دنیا خيلي کوچیکه... اونکه دوسش داشتمو یهودیدمش چشمم بهش افتاد اونم منو دید یه ترسی یه اضطر وجودمو گرفته بود قلبم تند تندمیزد دلیلشونمیدونم اما بادیدنش خيلي ناراحت شدم طوری که اونقدرناراحت بودم شب خونه نرفتم روزشنبه 1394 12 08 همش اون لحظه دیدنش جلوچشامه


دیدمش ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

٠٠:٢٥  

میدونى حالم خوبه، خيلي هم خوبه. ولی ترسو شدم همش حس میکنم ندونستن حس بقیه خيلي واسم بهتره مثلا میفهمم اون پسره توى گروه یا کلاس از من خوشش میاد ولى خودمو میزنم به نفهمی نمیدونم شاید به خاطر اینه که میترسم رفتارم باهاشون تغییر کنه. اونوقت یکی که نباید نسبت بهش حسی داشته باشم یکاری میکنه که دل من بلرزه


٠٠:٢٥
منبع :
درخواست حذف این مطلب

٠٠:٢٤  

میدونی من خيلي اوقات خيلي قولا به خودم دادم که از همون اولش میدونستم نمیتونم و نمیخوام بهشون پایبند باشم، لااقل واسه اون مدت نمیخواستم. خيلي وقتا بود که به آدمی که توی اون لحظه دوسش نداشتم گفتم دوست دارم. خيلي وقتا به آدما بیشتر از خودم اعتماد . و خيلي وقتا بقیه رو بیشتر از خودم دوست داشتم. خيلي اشتباها داشتم به قدری که حسابشون از دستم در رفته. ولی با هنه ی اینا میخوام بگم منم آدمم و بازم اشتباه میکنمُ از اشتباهاتم درس میگیرم.


٠٠:٢٤
منبع :
درخواست حذف این مطلب

٠٠:١٨  

خيلي سخته که بخوای وانمود کنی همه چی خيلي اکیه و تو هم خيلي کولی و اصلنم واست اهمیتی نداره که اون حرفی بزنه با نه


٠٠:١٨
منبع :
درخواست حذف این مطلب

٠٠:١٧  

تجربه بارها بهم ثابت کرده که هیچ وقت نباید رو اولين برخورد آدما شخصیتشون رو تجسم کنم، ولی نمیدونم چرا همیشه اون اولين برخورده خيلي روی من تاثیر داره. حتی امکان داره اصن برخوردم نباشه و فقط در حد این باشه که میدونم فلانی اسم و فامیلش چیه. همیشه اینجوری بوده که اگه اولين دفعه ای که یکی رو ببینم یه حس لَج با طرف بهم دست بده بعدا از اون طرف خيلي خوشم میاد یادمه اولين باری که محسنو دیدم چقد لَجِ من درمیومد با هر حرفی که میزد بنده خدا اصن چیز بدی هم ن


٠٠:١٧
منبع :
درخواست حذف این مطلب

١٣١  

کانال کپ شب مردگان و میبینم فکر میکنم چرا یه قسمت سرم خوب نمیشه سردردتنشی یا هو چی ازچس ناله بدم میاد.سها آزم پرسید نمیخای وارد رابطه شی گفتم چرا اگه خانم خوبی باشه شاید شوخی و طنز و واقعیت یا هرچی به بی حسی رابطه رسیدم انگار نمیخوام نسبت به ادما هم دو قطبی رفتار میکنم یه وقتایی خيلي خوبم یه وقتایی خيلي بد عاشق.متنفر خودمو نمیفهمم.سخت شدم


١٣١
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ترس  

دوهفته ای که بابام کربلا بود شب ها بدون استرس میخواببدم و بدون کابوس با اینکه هروقت بابام خونه نباشه شبش کابوسی میبینم حتما دیروز و امروزو بابام پیش مامانبزرگم مونده نوبت ما بود ب بازخواب دیدم خونمون اومده خواب بدی بود صحنه ها تکرار شد برام با صدای گریم مامانم بیدار شد | احساس می داد میزنم صدام درنمیاد ک مامانم بیدارم کرد دستشو گذاشتم تودستم و خو دم خيلي ترسیده بودم بر باعثش لعنت خيلي حس بدیه تا عمردارم یادم نمیره اینروزا هم حساس شدم خيلي ک


ترس
منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

سلاااااااااااااااااااااام عشششششششققققققققققققم زیااااااااااااررررررررررتت قبووووووووووووووووووووووووووووووووووووول وااااااااااااااای من چقد خوشحالم پستشو نیگا.. دل میلرزونی ها.. خيلي ذوق دارم سوغاتی من چیشد ها ها؟ دلم خيلي خيلي خيلي برات تنگ شده بود.. مااااااااااااااااچ


منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

فردا عازمی... دلم داره میترکه.. دلم برات تنگ شده.. میشه زود برگردی؟ کاش حسین میطلبید با هم میرفتیم.. میشه دعام کنی؟ میشه هرجا رفتی منو هم یادت باشه و بجا من زیارت کنی؟ میشه دعا کنی ادم شم؟ میشه دعا کنی خدامو پیدا کنم؟ میشه دعا کنی دوباره مو بخونم؟ میشه دعا کنی... خيلي دوستدارم..خيلي.. منتظرتم... خيلي مواظب خودت باش.. باشه؟ برو بسلامت عشقم..


منبع :
درخواست حذف این مطلب

چشممان روشن..باران..باران!  

باران خانم امروز صبح قدم پرصفایش رو گذاشت رو چشم ما...باران خانم از اسفند پارسال که جمع کرد و رفت یه بارم بهمون سر نزده بود.باران خانم یه کم بی وفاستولی عزیزه..روز به روزم بیشتر عزیز دل میشه...دعا کنین باران خانم یه دل سیر تو شهرمون بمونه..باران خانم؟ باشه؟


چشممان روشن..باران..باران!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خانم زمانی  

سلاممممممممممممممم خوبیییییییییییییی زندگیممممممممممممممممم دردت بجوووووووووووونم خانم زمانی تلگرام دلیت کردی فکر کنم واسه همیشه ها منم دیگ خوشم نمیاد از تلگرام فقط ۵ شنبه ها میام ببینم برگشتی یا نه راستیییییییییی خانم زمانی صدای من و ازین میشنوی بلا ه بعد ۳ ماه اومدم نوراباد ۱ ۲ ساعته ک رسیدم فردا هم قراره با اینا بریم کوه خيليییییییییییییی دوست دارم خانم زمانیییییییییییییییییییی خيليیییییییییییییییی میخوامت خانم زمانیییییییییی


خانم زمانی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

پایان روز بیست و سوم  

مثل برق ٢٣ روزه میام اینجا مینویسم،زمان میگذره خيلي زود ی روز شاید خيلي مهم نباشه ولی ٢٣ روز خيلي زیاده ٢٣٠ روز... صبح ٨ ٤٥ بیدار شدم رفتم بالا صبحونه خوردنمو با سریال کشش دادم و باعث شد ٤٥دقیقه صبحونه بشه،بعدم مثلا از روی رودربایسی یا هرچی وایسادم حرف زدن با مامانم اومدم پایین شروع اما تو ذهنم دیر شدنه بود،تا صدام کرد ک بیا ی چی بخور رفتم بدوو بالا ،نیم ساعت بیخود گذروندم اومدم پایین،بدتیگز و اول دلم آهنگ خواست و بعد و بعد اینستا نصب و بعد او


پایان روز بیست و سوم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

پایان روز بیست و دوم  

اول آذر اثر مرکب من میتونم،امید،بهترین،تمرکز،پایداری شب ١ ٤٥ خواب\-صبح ٨ ٤٥ بیدار صبح حال نداشتم برم باشگاه تاساعت٤ ،٥ساعت خوندم مثلثات و شیمی٤ باشگاه رفتم و به دنبالش به فنا خيلي خيلي سرده ی شال ست باب باید ببافم،جعبه اش هم ک سفارش دادم هنوز آماده نکرده دو هفتس خداکنه گرون نشه پول ندارم کلا ٥ ٤٥ هم امروز خب راضیم از خودم و راضیتر هم میشم از ته قلبم میگم و میدونم که رتبه یک کنکور تجربی امسال منم ،مطمئنم خودمو ناامید نمیکنم،قول میدم هم به شما


پایان روز بیست و دوم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

نور تلفنم اب شده و اطراف صفحه یک کمی کمرنگ تر و روشن تر بنظر میرسه..الان که صفحه ی وبلاگ رو باز و هیدرمو یک کمی کمرنگ تر و روشن تر دیدم ، فهمیدم کمرنگ تر و روشنترش خيلي بیشتر معلوم میکنه که اون ساحل چقدر تمیز و اون موج ها چقدر آرومن \+ این ع رو موقع غروب تو یکی از ساحلای بکر اطراف شهر گرفتم خيلي قشنگه نه؟ \+نمیدونم دیروز کجای قالبمو دستکاری که اطلاعات گوشه ی وبلاگ حذف شده |


منبع :
درخواست حذف این مطلب

شروع بهترین سومین سال زندگیمون مباررررررک  

خودت گفتی برو بنویس فک میکنی منم مث خودت نویسندگیم و نوشتنم خوبه؟ البته فراموش نشه خيلي چیزا یاد گرفتم ازت عشقم❤️❤️ امشب یا بهتر بگم آغاز امروز آغاز عشقمونه \- خوب یادت مونده خودت، همین چند ساعت پیش گفتی بهم، همچین روزی بود ک پرسیدی کجایی، گفتم مرکز ایران، گفتی استان مرکزی احتمالن منم گفتم ک مرکز ک استان مرکزی نمیشه \- بعد گفتم نه، گفتی یزد بقول خودت تو همون دفعه دوم درست حدس زدی اسمارت منی تو چ حسای خوبی بود اون شبا،اون روزا و همینجور تا ال


شروع بهترین سومین سال زندگیمون مباررررررک
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مرگ چقدر نزدیکه....!  

و خواهری اومدن ایینجا و این روزا خونه حس شلوغ پلوغه..... حالم خيلي خوب و اکی بود تا اینکه همسری زنگ زد و یکمی غر زد که دوری و ...دلم تنگ میشه و ... منم گفتم من ک گفتم مرخصی میگیرم و کلاس و ی جلسه کنسل میکنم و میام باهم بریم اصفهان ،من ک پیشنهادشو دادم بهت ،خودت گفتی نمیدونم والا،باشه بعد درموردش صحبت میکنیم.... گفت نه تو جدی نگفتی و پیگیر نشدی وگرنه میرفتیم.... خيلي ناراحت شدم از دستش ...فقط گفتم خيلي بی انصافی...بعدشم خداحافظی .. ده دقیقه بعد زنگ زد و عذر


مرگ چقدر نزدیکه....!
منبع :
درخواست حذف این مطلب
  
All rights reserved. © Javane 2017 Run in 0.428 seconds
RSS