جستجو ها
رتبه قبولی تکمیل ظرفیت کارشناسی ارشد لحظه رفتنش ظرفیت پذیرش در کنکور ی ۹۷ اعلام شد fred running android free version running fred running full version free free shopping system that running movement system that full version unlimited version unlimited coins a سفید خال ی غم جاویدان مقایسه متلب فرترن east wing site dmotioninfo com عاقلانه و بدون علاقه بله گفتم الان گاهی ازش متنفر میشم آزمون بالینی برنامه ب درآمد سئومارک بایرن مونیخ بارسلونا فایل درخواست استفاده request میکنه صفحه rest client head request برای دریافت تصمیم گرفتم rad studio xe2 keygen crack مشاوره انتخاب رشته کنکور اقای شریف حسینی شیرازhtml حس عجیبی بهم میدی انشا درباره موضوع کفش بارش فکری گزین نویسی اگر نویسی html چگونه متون فقه را در آزمون ارشد صد در صد بزنیم html لیست دستمزد نیروی انسانی و ماشین آلات مرکز آیابا نوب نتیجه می ریم بشمار لاتاری کامل کیفیت عالی اچ کیو تغییر شماره های لان اهنگ سایلنت نووی درس شیرین ادبیات سکیوریتی ویدک کمپانی محصولات دوربین شرکت ویدک سکیوریتی دوربین مداربسته محصولات ویدک سکیوریتی محصولات عهده دارد اعلام رشته های حذف یا اضافه شده در شاخه فنی و حرفه ای اللهم اشف کل مریض اهنگ با قلبت عشقمو حس کن بازم دردامو بیا بیحس کن برند چیست و بایدهایی در تولید محتوای برند باغ باغبان بهترین ایده های کارآفرینی travelog ری تیام html هیأت قائمیه جوشقان صندوق های بازنشستگی در خطر بحران تامین اجتماعی قابل مدیریت است متن لوح تقدیر کارمند نمونه به مناسبت هفته ت html عروسیت رفتارهای سنتی در بستر پست مدرن نت عروسی عشق 12170 p12170 تعریف اعتماد به نفس از سیف خواص به گروه بندی لیگ 2کشور از جذب جوانان و دانش آموزان به فعالیت های خانه هلال تا تمرینات تیم دادرس در قم pink g hic دارت بازی امتیاز میله پرتاب تخته تخته دارت خورده باشد امتیاز double بدست آمده bull واگر چرا دیگه ی سراغ نمی ره؟ تهدید به جنگ تمام عیار سایبری علیه ایران به رسم ادب همه جا رخصت حسین شویکلو در مورد اعتراضات اخیر دیماه ۹۶ بیماری نقرس ماجرای کشتی های من فایل کیفیت برای داشتن محله ای بهتردرچه کارهایی میتوانیدبااهالی محل همکاری کنید طریقه بستن مینا بختیاری html دعایی خاص سریع الاجابه برای قبولی در کنکور manam dge html تعبیر خواب ضربه table black important color black color black important دختر افغانستانی کتابخانه ای برای ن کابل ساخت مراد هیدن بارسلونا سکانس به دادم رسیدی accelerate آموزش لود نصب پکهایی با فرمت ppi cpi در کیبردهای جدید یاماها روز هفتم صفر عرض ارادت به کاظم ع طومار دل من مهمونی نمیخوایم با یه تواب ازدواج کنیم مگه زوره سجدۀ keep watching درس هایی از قران سایت روستای شه سفید سنتی مصرف salavat اهنگ سید کریم دوره های زبان انگلیسی در کانادا جملات و تبریک روز مادر و روز زن سریال ترکی ساواشچی android جامعه رسوخ م دهای همایش استانی کارشناسان و اعضای گروههای آموزشی مناطق 14 گانه استان نگاهی به مبارزات صادق ع با انحرافات فکری و عملی عصر خود انقد نمیتونم خورشد حق معلمان حق دریس چقدراست listمدلی تصویری برای رابطه عقل دانش تجربه رسم کنید کولر گازی psk ویژگی وسایل گازسوز علوم هشتم درباره مکه برج ی
برترین ها


خیلی پسره می مغازه بریم قیمت خوشش اومده گفتم بریم موقع هایی

mtct master turkish crack team spearfish sd  

mtct master turkish crack team spearfish sd http shorl.com vydypykygisti mtct abbreviation stands for master turkish crack team https www.allacronyms.com mtct master_turkish_crack_team master turkish crack team definition categories type and other relevant information provided by all acronyms. mtct stands for master turkish crack team. crack team belle fourche sd 57717 \- yp.com www.yellowpages.com belle\-fourche\-sd mip crack\-team\-452408106 get reviews hours directions coupons and more for crack team at 10992 minnesela rd belle fourche sd. search for other gl \-auto plate window etc in nbsp . crack team in spearfish south dakota with reviews amp ratings \- yp www.yellowpages.com spearfish\-sd crack\-team find 2 listings related to crack team in spearfish on yp.com. see reviews p os dire


mtct master turkish crack team spearfish sd
منبع :
درخواست حذف این مطلب

سو رایز شدن هایت:)  

کلاس هایش صبح است و تو کلاس هایت عصر . نمي دانی دقیقا چرا به جای صبح عصر آمده .هنوز کلاس تمام نشده و او عجله دارد . در حال آموزش چیدمان هاست ولی او مي گوید ما باید زود بريم اصلا هم مخالفت نکن که کوتاه نميام عجیب خوشحال است و مشکوک مي زند . زود تر از اتمام کلاس جیم ميزنید به سوی ونک . در راه مدام با موبایل صحبت مي کند . و او نمي داند که تو باهوش تر از این حرف هايي d حدس هايي زدی ولی ..، . وارد کافه ميشوید و حدست درست است سو رایز تولد بیشتر از این جشن کوچک ا


سو رایز شدن هایت:)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دل نوشته ...  

از نظر من مغازه داری خيلي خسته از 6صبح مغازه ایی تا 12 شب باید هواست به همه جا باشه شب روز در حال فعالیتی مخصوص اگه یه نفر باشی که پدر در اومده تو اینجایی که ما زندگی مي کنیم دوز خيلي زیاده دوز که چه بگم همون آفتابه دوز خيلي زیاده مي خوام از نو شروع کنم از اشتباه های گذشته هم درس عبرت بگیرم و دوباره مغازه رو از نو سطون ها شو محکم تر بنا کنم و بیشتر از دو سال گذشته سعی و تلاش کنم


دل نوشته ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

کاشتن یا کار داشتن؟مسئله این است  

با دوستم قرار گذاشتم که فلانی فردا که ینی ميشه امروز راس ساعت ده جلوی پاویون باش با هم بريم بخش..گفته باشه. بعد من اینجوری حساب کرده بودم که امروز دوشنبه س،اون کلاس نداره منم که عملی دارم ساعت دوازده،پس واسه اون فرقی نميکنه.ده ميریم طالقانی کارمون که تموم شد اون ميره خونشون منم که ميرم واسه کلاسم. ب دیدم تو کانال زدن که کلاس نظری داریم امروز اونم ساعت دو. بعد دیدم عه اینطوری چقد واسه اون دوستم بد ميشه.ده بريم طالقانی بعدش تا دو بیکار و الاف ميم


کاشتن یا کار داشتن؟مسئله این است
منبع :
درخواست حذف این مطلب

قرمززززز  

آدمها قرار نیست نگران ما باشننگران حالمون ، دلمون ، دغدغه هامون ، سلامتی مون ، آیند ه موناما یه آدم باید باش ه نگران باشهنگران حال ه دلت ، وقتی ١ ماهه بچه ت و ندیدی نگران اشکاتنگران یه عالمه کاری که مونده و تو نميدونی تو سرما چجوری بری سراغشوننگران غصه هاتحرفای نزده تمریضی ت که بی خیالش شدییه آدم باید باشه که هميشه نگران ه همه ی اینا باشهولی اگه اون آدمنپرسه ح و وقتی بازم بچه ت نیستحدس نزنه چند ساعت جلو ع ش گریه کردیهمه ی دنیاش شاد تو نباشهاگه


قرمززززز
منبع :
درخواست حذف این مطلب

آسمون ابری  

هواخيلي سردبودآسمون بغض کرده بود نميدونم چرا ولی نميبارید از صب منتظرنم نم بارون بودم ک برم بیرون ولی دریغ از یه قطره به فهیم گفتم پایه ایی بريم بیرون گفت آره ساعت۴عصر بود ک همودیدیم یه هفته ای بود ندیده بودمش خوشگل شده بود شروع کردیم به دور دور... یه پسری افتاده بود دنبالم و هی ميگفت شمارموبردار پشیمون نميشی و ...فهیم خوشش ازش اومده بود آخه واقعا خوشگل بود برا همين فهیم کلی اصرارکرد که شمارشو بردار بهم بده منم به خاطر اون شمارشو برداشتم و بعد


آسمون ابری
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مشهدی با انصاف  

در مغازه بودم، مشتری اومد تلگرامش حذف شده بود، از یه نفر دیگه بلوتوثی گرفته بود نصب نمي شد و نمي دونست چه مشکلی پیش اومده. چک دیدم اندرویدش نسخه 2.3 هست و بعد سه چهارتا تلگرام، نسخه سازگار با اون ورژن اندروید رو پیدا و براش ریختم. بعدش گفت چقدر تقدیم کنم منم مثل هميشه گفتم هر چی دوست داری پول نقد نداشت گفت کارت بکش، منم 2هزار تومن کارت کشیدم، فهميد 2 تومن هست گفت دمت گرم خيلي آقایی مشهدی با انصاف مثل تو ندیدم گفتم من رو جاش دعا کن گفت مطمئن باش حر


مشهدی با انصاف
منبع :
درخواست حذف این مطلب

پریه متحول!!!  

از وقتی اون کتابو خوندم خيلي متاثر شدم خيلي آروم شدمرکمتر استرس ميگیرم از ذهنم دیگه عروسیه آذرماه رفته بود ولی مسود ب داشت ميگفت هنوز اميد داره هیچی نگفتم...نه گفتم چرا..نه گفتم منم اميد دارم ولی تو دلم قیلی ویلی رفت...ميدونم هرچی خدا بخواد همون ميشه منم راضیم به رضاش فقط دوشبه اصلا پیش مسود اینارو نميگم حالا چیکار کنیم....خسته شدم...ینی کی ميشه بريم خونمون..... فقط از وجودش لذت بردم تو طول روز هم کمتر بهش فک ميکنم مرضوع مهمي نیس سپردمش به خدا....امر


پریه متحول!!!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

17. چشمانِ پف شده!  

امروز این قدر سر کلاس منگ بودم که معلم بهم ميگفت مدادتو ميدی من خیال گردم ميگه چرا با مداد مي نویسی گفتم چرا؟ گفت من چند روز پیش ازت گرفتم مدادتو پس بهت ميدم من گفتم نه ازون آقاهه گرفتین خلاصه که بحث رفت به جایی من عذر خواهی فراوون چون اون در عمل داشت از من مداد ميخواست و من ميگفتم برو ازون پسره بگیر پی خيلي ضایع بود \+از یه پسره خواست سنشو حدس بزنه چون گفت بهت مياد شجاع باشی بعد پسره گفتم نیستم بنده هم ازون طرف گفتم 33 هیچی دیگه گفت تو از کجا دونس


17. چشمانِ پف شده!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اقا  

اقا یه بارم داشتم با پرایدم ميرفتم باشگاه دنبال پسر م که با هم بريم مغازه دوستش من یه چمدون جمع و جور ب م که فرداش که ميخواستیم بريم شمال وسایلم پخش و پلا نباشه چون معمولا پنج شنبه ها که ميریم جوج همه بهم ميگن خيلي ش ه ای. بعد یه نفر منو دید گفت داداش داری اشتباه با پرایدت ميری باشگاه دنبال پسر ت که با هم برید مغازه دوستش یه چمدون جمع و جور ب ی که فردا که ميخوای بری شمال وسایلت پخش و پلا نباشه چون معمولا پنج شنبه ها که ميرید جوج همه بهت ميگن خيلي ش


اقا
منبع :
درخواست حذف این مطلب

٠٠:٢٥  

ميدونى حالم خوبه، خيلي هم خوبه. ولی ترسو شدم همش حس ميکنم ندونستن حس بقیه خيلي واسم بهتره مثلا ميفهمم اون پسره توى گروه یا کلاس از من خوشش مياد ولى خودمو ميزنم به نفهمي نميدونم شاید به خاطر اینه که ميترسم رفتارم باهاشون تغییر کنه. اونوقت یکی که نباید نسبت بهش حسی داشته باشم یکاری ميکنه که دل من بلرزه


٠٠:٢٥
منبع :
درخواست حذف این مطلب

وای گاد  

خالم اینجاست. بهش گفتم مي خوام با پ.ی.ان.وم عروسی کنم. جدی گرفته داره نصیحتم ميکنه. ميگه ببین من نمي خوام دخ کنم اما همينجوری ندیده و نشناخته نمي شه باید اول بريم تحقیق ميگم حالا من یه چیز گفتم. ميگه خب تو کلاس مگه باهات چیکار ميکنه که ازش خوشت اومده؟ خدایاااا منو بخور.


وای گاد
منبع :
درخواست حذف این مطلب

داستان ج کبوترعاشق  

یک روز دختر پسری باهم اشنا مي شوند عاشق نبودن بودن اما دختر خسته شده بود به بدبختی از پسره جدا مي شود اما پسره تنها بود دونبال دختره بود دختره خطشو عوض ميکنه یک سال ميگذره دختره نامزد ميکنه پسره با ه رفیق مي شود یک روز خواهر پسره که رفیق شیش دختره بود زنگ ميزنه ميگه شب بیا مسجد ما دختر قبول ميکنه شب که ميره پسره ميبینه پسره مياد روبه روی دختره دختره دلش ميلرزه عاشق شد اما محلش نداد ا وقت که داشت ميرفت دختره داشت کف ميپوشید یک نفر امد جلوش وایست


داستان ج کبوترعاشق
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مرگ چقدر نزدیکه....!  

و خواهری اومدن ایینجا و این روزا خونه حس شلوغ پلوغه..... حالم خيلي خوب و اکی بود تا اینکه همسری زنگ زد و یکمي غر زد که دوری و ...دلم تنگ ميشه و ... منم گفتم من ک گفتم مرخصی ميگیرم و کلاس و ی جلسه کنسل ميکنم و ميام باهم بريم اصفهان ،من ک پیشنهادشو دادم بهت ،خودت گفتی نميدونم والا،باشه بعد درموردش صحبت ميکنیم.... گفت نه تو جدی نگفتی و پیگیر نشدی وگرنه ميرفتیم.... خيلي ناراحت شدم از دستش ...فقط گفتم خيلي بی انصافی...بعدشم خداحافظی .. ده دقیقه بعد زنگ زد و عذر


مرگ چقدر نزدیکه....!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

... هندی  

امروز برای چندمين بار تو یه هفته خوردم به یه دختر دو بار از مغازه در مي اومدم یه بار از مغازه بقلی در مي اومدم یه بارم با ماشین مي خواستم بزنم بهش امروزم سر ظهر از مغازه دوستم مي اومدم بیرون خوردم بهش چپ چپ نگاه کرد فش داد و رفت منم سوار ماشین شدم اومده مغازه دیدم اینم اومد تا منو دید هول شد برگشت بره خورد تو در منم کف زمين پهن شدم بعد نگو ... یکی از اشناهاس اومده برگه های بیمه شونو تایید کنم عصر دیدم خانوم ... با خنده داره مياد که اینو چیکار کردی پی


... هندی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

لعنت به تو  

امروز روز افتضاحی بود.اون از صبح که سر کلاس همش خوابم ميومد اونم از بعد از طهرش که چنتا سوتی ناجور پیش ... ی و ... ط دادم.از اون بدتر دعوایی بود که دم غروب با فرفری ... .حالم دیگه داره از این زند ... به هم ميخوره.خودم ميدونم چه مرگم بود.یاد ۵ سال پیشم افتاده بودم.اون موقع که آقا قد بلنده رو دیده بودم.به فرفری همون موقع ها گفتم این آدم خوبی به نظر ميرسه، تحصیل کرده اس خانواده خوبی هم داره بذار حالا که پا پیش گذاشتن باهاشون آشنا بشیم.فرفری پاش رو کرد تو یه


لعنت به تو
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تو رو خدا بیایید ظاهر بین نباشیم  

با دوستم رفته بودیم ... ید،یکی از مناطق تقریباً بالای شهر.تو یه فروشگاه بودیم که ویترین خيلي شیکی هم داشت.دوستم تو اتاق پرو بود که یه دختر جوون اومد داخل. تیپ ساده و متوسطی داشت.مانتو و شلوار مشکی با کفشای چرم ،یه سویی ... آبی هم پوشیده بود.با مقنعه.هیچ آرایشی نداشت و از سرمای هوا هم یه کم پوستش قرمز شده بود. مغازه با اینکه کوچیک بود ولی سه تا فروشنده داشت.سه تا پسر جوون.یکیشون با اندامي لاغر و ریزه ميزه،موهای فر و تقریباً بلند،عینک ف ... ی گرد و کفش


تو رو خدا بیایید ظاهر بین نباشیم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

*255/و هنوز امیدوارم  

ناهار رفتیم بیرون با این پسره مامانش اهل دله.پسره خوبی بود.باحال.از این بچه مایه دارایی که مثه ریگ پول ... ج ميکنن بود.ماشینشم نميدونم اسمش چی بود.بعد ناهار تو ماشین حدود 3 نخ سیگار مارلبورو کشید.از اینایی که پول براش بی اهميت هست.از اینایی که تو یه خونواده 4 نفرشون 3 تاماشین زیر پاشونه.تو فالورای اینستا یه پسره بود از پارسال تو نخش بودم.بعد ی ... ال اومد حرف زدیم بعد 3 روز تلگرام خواست ولی چون با این پسره هستم تلگرام پی ام ندادم بهش.با اینکه هميشه د


*255/و هنوز امیدوارم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

داستان ... ید لپ تاپ  

بعد از رفتنم به خانه تا چند روز مادر و پدرم ... ید لپ تاپ رو به همدیگه حواله مي دادند و من کلا nbsp nbsp در دلم از ... ید لپ تاپ نا اميد شده بودم ولی یک روز غروب مادرم nbsp بهم nbsp 2 ميلیون داد و از پدرم خواست تا اون هم یک پولی بذاره روش و منو ببره بازارتا nbsp مينی لپ تاپ ب ... یم. قبل از رفتن به بازار با یکی از فروشنده های لپ تاپ حرف زدم و قرار شد بريم به مغازه اش سر بزنیم. تو راه پدرم nbsp بهم مي گفت من یک عمده فروش لوازم کامپیوتری nbsp مي شناسم که هميشه از اون ... ید مي


داستان ... ید لپ تاپ
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دارم گسسته میشم  

الحمدلله که عیدا ... هرا هم تموم شد... واااای چه مهمونی ای بود \-_\- ما 150 نفر دعوت کردیم...230 نفر اومدن 170 تا صندلی چیده بودیم...از تو زمين آدم ميجوشید... مامانم داشت بیهوش ميشد از جوش و نگرانی..نزدیک بود از حال بره وقتی دید صندلی کم داریم و ميوه و شیرینی هم کم اومده...دیگه زنگ زدیم به کرایه چی گفتیم سریـــــــــــع 100 تا صندلی دیگه بیار.. بابام هم دیگه رفت ميوه و شیرینی و اینا دوباره ... ید آورد. ولی بازم نزدیک 20 نفر جا نداشتن و وایستاده بودن.. اینقدر شلوغ ک


دارم گسسته میشم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ماجرای ... ۴  

بالا ... ه دخملمون جواب اون معما رو پیدا ميکنه به پسره ميگه بهش جایزه بده ولی پسره خسیس بود خيلي خسیس خيلي خيلي خسیس ولی دخمل ماجرا کم نیاورد حقشو از پسره گرفت پسره هم الحق تا دس کرد تو جیبش بهترین چیزممکنو به دخملمون جایزه داد


ماجرای ... ۴
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ماجرای ... ۷  

بعد ماجرا ۶ دختره فاصله گرفت موقع امتحانا هم بود یه روز رفت دید پسر زده به سرشو وب شو حذف کرده باخودش فک کرد چقد این وب واسش عزیزه چقد خاطرات خوبی اینجا داره چقد دوس داره اینجا رو٬ اینجا بود که گفت ادرس وبو بر ميداره بعد توش واس پسره پست ميزنه باهاش حرف ميزنه که برگرده بیاد بنویسه دوباره از اون ور ... ر برنامه نویسی بود شب هنگام پسره مياد ميگه وب منو تو برداشتی اگه اره که خيلي نامردی دخترمون مرام معرفت واسش مهم بود مونده بود اگه راستشو بگه شاید


ماجرای ... ۷
منبع :
درخواست حذف این مطلب

رسم روستا !  

تو وب قبلیم گفته بودم یکی از هم ... یام ازدواج کرده بود و سر یک سال طلاق گرفته بود... اینها دقیقا تو ۳ هفته چند جلسه صحبت ... و نشستن پای سفره ی عقد و چند وقت بعد هم پسره گفته نميخوام و خلاصه اونقدر ماجراها پیش اومده و پسره آبروریزی کرده که خود پدر دوستم تابو ش ... ده تو روستا و گفته طلاقش رو مي ... ره و طلاق گرفتن... امروز اومده بود هاریسون ریه رو ازم ب ... ره آوردمش داخل، چایی خوردیم و حرف زدیم... گفت پسره برگشت گفت بیا برگردیم که بابام دیگه بهم گفت خودتم ب


رسم روستا !
منبع :
درخواست حذف این مطلب

صد و بیست و نه  

سلام ، دختر ... م ميگفت تورو به یکی از آشناها معرفی ... ، یکی از ع ... امو هم دیدن و خوششون اومده حالا منتظر من هستن که برم شیراز و از نزدیک منو ببینن . خونواده ی سرشناسی هستن و پسره ... ای طب سنتی داره البته اینطور که تعریف مي ... چون من هنوز ندیدمشون، نميدونم خوششون بیاد یا نه ، ما خونواده ی سرشناسی نیستیم و اینکه شاید منو از نزدیک ببینن نپسندن چون ع ... م خوشگل تر از خودمه ، دختر ... م ميگه قبلش برو آرایشگاه که یکم خوشگل شی ، اگه ایندفعه هم خوششون نیاد بد


صد و بیست و نه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

منه داغونه حواس پرت  

بنظرم هفته پیش بود. توی کلاس بدمينتون داشتم به دوستم ميگفتم تنبلیم ميکنه تا در مغازه رو برم یکی از بچه ها شنید گفت من ماشین دارم مي برمت تعارفای معمول که رد و بدل شد گفت من تو ماشین منتظرتون هستم. بیاین سوار شین. چون شب داخل ماشین دیده نميشه منم نميدونستم ماشینش چیه. ... ج و گنگ به ماشینهای جلو در سالن نگاه مي ... . و اشاره های او رو اصلا ندیدم. یه ال 90 پارک بود که صاحبش رو مي شناختم گفتم حتما این زانتیا واسه او هست. درب عقب ماشین رو باز ... که بشینم دید


منه داغونه حواس پرت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

فازشون چی بود؟!!  

امروز دوتا اشنا اومد توو بوتیک...اولیش همکلاس چهار سال دبیرستانم بود ک با نامزدش بود...و از اونجایی ک مغازه شلوغ بود من اصلا متوجه حضورشون نشدم تا اینکه دختره قيمت پیرهن اولی رو ک پرسید من روم اونور بود و جوابشو دادم...قيمت دوم رو ک پرسید من نگاهم بهش افتاد و دیدم عه این ک nbsp فلانیه...مغازه هم شلوغ بود همچنان...ولی دیدم خيلي کار چیپ و تابلوییه ک منم ب رو خودم نیارم...گفتم وای سلام نسترن..تویی؟ پ چرا نميگی؟ ینی ميخای بگی نشناختی؟ گفت نه اسمت یادم رفت


فازشون چی بود؟!!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

سفر  

از سفر برگشتیم.خستگی فردای رسیدن به خونه خيلي بده.ولی سفر خوبی بود. بعد از مدتها جایی رفتیم. واقعا تفریح و سفر لازمه. به همسرگفتم تابستون آ هفته ها بريم اطراف تهران. سفر کوتاه مدت خيلي وقتا بهترم هست.خانواده همسر قرار بود برن سفر که انگار نرفتن. همسر هم با تاخیر گفت ما سفریم. مثلا خواست دلشون نسوزه. بماند که ی ال اخیر همشون بیشتر از ما سفر رفتن.از جلوی هتلی که خواهرش اینا رفته بودنم رد شدیم.موقع برگشت همسر گفت ميشه بری قيمت بگیری؟ رفتم پرسیدم ول


سفر
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ایشالا آ !  

عصر همسر زودتر از من رفته بود خونه. من که رسیدم برام تعریف کرد که دامادشون امروز اومده تهران و بهش زنگ زده. گفته یکم پول جور کرده ولی 5 تومن کم داره و صاحبخونه هم چک قبول نمي کنه. nbsp همسر با پسره قرار گذاشته و بهش پول داده و ازش چک گرفته. به پسره گفته من چک رو ج ميکنم، به موقع پاس بشه. البته تاریخش رو برای آبان زده و ج هم نمي کنه. به پسره که اعتباری نیست. فقط چک گرفته که فکر نکنه پول مفته.قرار شده پسره امروز کلید بگیره، از فردا بیاد برای نقاشی. ا هفته


ایشالا آ !
منبع :
درخواست حذف این مطلب

فقط کلانتری نرفته بودیم که اونم رفتیم الحمدلله :| :)  

بسم الله مهربون قرار بود بريم که با اینا بريم بیرون ... یه لحظه وایساد از مغازه یه چیزی ب ه ... موقع برگشتنی سرش تو موبایلش بود ، ما هم داشتیم نگاهش ميکردیم ، اشتباها در یه ماشین دیگه رو باز کرد که شبیه رنگ ماشین خودش بود | سرشو ت داد به خانمي که جلوی ماشین نشسته بود یه چیزی گفت که بعدا گفت عذرخواهی و گفتم حواسم نبوده در ماشین و بست و اومد سمت ما ... ما هم همچنان داشتیم ميخندیدم ، خودشم که غش کرده بود از شدت خنده ... هنوز نرسیده بود که یه پسری با شدت گرف


فقط کلانتری نرفته بودیم که اونم رفتیم الحمدلله :| :)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دلسوزی  

امشب رفتیم بیرون. همسر بازارهای محلی و روباز و ساده رو خيلي دوست داره و خيلي باحوصله توش مي گرده. بیشتر از مرکز ید مدرن دوست داره.یکی از همين جاها رفتیم. آ سر با بلال رفتیم نشستیم. حرف به دیگران رسید. از nbsp دوست من تا خواهرش. nbsp درباره خواهرش باز دلم سوخته بود و ناراحت رفتار خانواده همسر بودم. چون به نظرم خيلي غلطه و با رفتار غلط کاری دخترشون تحقیرشده و تحت فشارم هست و به جای جمع قضیه اینقدر همش زدن که عالم و آدم خبر دارن.خلاصه حرفش که پیش اومد به


دلسوزی
منبع :
درخواست حذف این مطلب
  
All rights reserved. © Javane 2017 Run in 0.393 seconds
RSS