جستجو ها
ای غصه هایت قاتلم هرگه دعایت می کنم ای ر هبر و مولای من جان را فدایت می کنم فرم های نظارت و بازدید از کلاس توسط راهبران آموزشی و تربیتی چه ی مقصره رتبه سوم کشوری خوزستان در ترافیک مسافر آدم فضایی موضوع انشا پایه نهم ساعت عشقم ساعت بدون توان ترانس دلارام_طوری on the airport list یاغیش تمیزله یئری یاغیر ساتیر یاغیش یئری یئری تمیزله گولله ساتیر یئرین مازنی جلوی خودروی سیدمحمد خاتمی را سد د یک جریان داخلی سعی در مخالفت با حرکت جامعه به سوی گفت وگو دارد نت و تبلچر اهنگ چته رفیق عاشق من چگونه نکتار جمع آوری کنیم فروت کرفت dragon wars d war زنگ سلامت کمبود خواب می تواند کم کم شما را بک شد ثروت آجون ترکیه lesson study اخلاقی moral روان شناسی مهم ترین اخلاق شاخه های اخلاقی moral روان شناسی اخلاق مهم ترین شاخه های شاخه های روان شناسی شاخه های روان رابطه معماری و فرش و چگونگی استفاده از نقوش اسلیمی در هنر های ایرانی kashkol ورود به حساب کاربری اینترنت مخابرات adsl گرچه به دست کرشمه ی تو اسیرم پرخنده 5روز تعطیلی کلیبر نگین گردشگری استان آذربایجان شرقی تعبیررخوابزخواندن سوره قل هو الله احد صرفه جویی لیوان صرفه جویی قصدم صرفه دلتنگ دلتنگم، say goodbye pdf 1605 gta 5 snow andreas pc game نفس تازه ی بارون نقش و تاریخچه_مختصری از ساز هایِ خارجی در موسیقیِ ایرانی اطلاعیه تشکیل تشکیل کلاس cad دانشکده چمران همین چند وقت پیش آهنگ جدید علی لهراسبی به نام بگو چی شده آفتاب پرست ها بهترین منابع کنکورتجربی فقز چیست ورزش خونین daemon tools windows 7 free crack matrix entries from problem unknown this unknown matrix electrical engineering information theory minimum number matrix completion بازتاب سخنان در رسانه های جهانی اگر یکی بزنید ۱۰ تا می خورید الهی ای ده اتش افروز trade off داد ریاضی نوبت یازدهم فیزیک منطقه ریاضی فیزیک یازدهم رشته پایه یازدهم فیزیک نوبت احتمال پایه رشته ریاضی فیزیک cp1025nw پوست پیری عوامل پیری پوست کربلا عشقت منو دیوونه کرد کربلا عشقت منو دیوونه کرد الهی یه شب بیام تو حرمت تکاف کنیم استرس موقعیت نحوه تقسیم مستمری پرداختی توسط تامین اجتماعی ما بین ورثه متوفی میشه خوندن می ذهنم داشتم مکالمات روزمره قاعده بولن در متلب a blogger معین ذراتی در شهید بهشتی کدام ناکجا ع نوشته4 فایل اتوکد پرسپکتیو و پلان و نما مقطع پله برقی dwg تجهیز تالار شهیدانه حقوقی میثم بهرامی ازدوستم خواستم خانوممو بیاد ماساژ بده سجده نکرد به انسان عاشق دلخوشی یعنی تولد دخترت باشه list ش رنجش چیست مهلت ثبت نام در آزمون ارتقاء درجه دان 3 تکواندو طاها عفونت گوش کاهش گذشته ابتدای کشور نسبت درصد کاهش بارش ها نسبت درصدی بارش ها hey html خوشحالی یعنی سالگرد عقدمون باشه خپلواکی مقاله hip hop beat نمونه سوالات با wh_question high strung شناسه ملی شرکتها چیست میکنم چشم های مریضم چجوری بلدی نگات میکنم چشم های بسته چشم هامو میبندم سایت باغ رمان searching core pentium رام فارسی htc desire 816g pluse mt6582 تقدیمش پایان سراب امداد امریکایی wild wolf کاری ویرایش نقطه محدوده درصد مشابه محدوده مجاز مجاز کاری آزمون عملکرد ویرایش یازده نقاط آزمون نقطه بهترین راندمان درصد پرکننده امکان tatl bela 127 b l m fragman 12 temmuz 2017 ar amba زمین بخورد وزوز khabe rokhe to نمایشگاه روستای آهنگرکلابزرگ زاده هاشم هنرمند خیلی doset hamishe aziz doset darem aziz delm گزارش داد ا بانک شماره های موجود در سامانه های پیامکی پاو وینت ارگونومی در منازل گوهر ناب filedar
برترین ها


خ که نمی شناسم

voxengo elephant v4.5 win osx  

23 nov 2016 | win 6.2 mb | osx 28.1 mbvoxengo elephant is a mastering limiter au and vst plugin for professional production applications. the most remarkable feature of this signal limiter is its sonic transparency. elephant brings sound limiting and loudness maximization without audible quot fuzz quot and “pumping” sonic artifacts. nbsp ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...


voxengo elephant v4.5 win osx
منبع :
درخواست حذف این مطلب

آنتوان_چخوف  

اکثریت عظیم روشنفکرانى که مى شناسم در جست وجوى چیزى نیستند و هیچ کارى نمى کنند و به درد کارى نمى خورند. همه شان بد تحصیل کرده اند، به طور جدى مطالعه نمى کنند، درباره ى علوم فقط پر حرفى مى کنند، از هنر هم کم سر در مى آورند. همه شان خودشان را مى گیرند و با قیافه ى جدى، گنده گویى و فلسفه بافى مى کنند؛ حال آن که پیش چشمشان کارگرها غذا ندارند و چهل نفرى در یک اتاق نامناسب مى خوابند، توى ساس و تعفن و گند و رطوبت و ناپاکى اخلاقى مى لولند...پر واضح است که ه


آنتوان_چخوف
منبع :
درخواست حذف این مطلب

قشنگه  

این نوشته شهاب حسینی خیلی زیباست اگر ی تو را با تمام مهربانیت دوست نداشت ... دلگیر مباش که نه تو گنا اری نه اوآنگاه که مهر می ورزی مهربانیت تو را زیباترین معصوم دنیا می کند ... پس خود را گنا ار مبینمن عیسی نامی را می شناسم که ده بیمار را در یک روز شفا داد ... و تنها یکی سپاسش گفت من خ می شناسم که ابر رحمتش به زمین و زمان باریده ... یکی سپاسش می گوید و هزاران نفر کفر پس مپندار بهتر از آنچه عیسی و خدایش را سپاس گفتند ... از تو برای مهربانیت قدردانی می کنند.


قشنگه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

آقای ای  

\- مامان ناراحت نشو. \- از دست تو ناراحت نیستم پسر گلم. از دست یکی دیگه ناراحتم. \- از دست کی ناراحتی؟ \- نمي شناسیش مامان. \- می شناسم \- آقای ای . \- آقای ایست کجاس؟ \- سر کار. \- ماشینش چه رنگیه؟ \- نمي دونم. \- می دونی \- یا سفیده یا طوسی. \- من می دونم. آقای ایست قرمزه. زرد یعنی احتیاط، سبز یعنی حرکت \-


آقای ای
منبع :
درخواست حذف این مطلب

قفسه ی محمود  

امروز یک قفسه ی تازه توی کتاب خانه راه می اندازم. قفسه ی محمود. دوست خوبم محمود قانی کارشناس کانون پرورش فکری ک ن و نوجوانان تربت حیدریه است، و خیلی وقت پیش سی و هفت کتاب نمایشنامه به من داد. نمایشنامه هایی که با دقت جمع آوری کرده بود. حالا که کتاب خانه ی مان بین بچه ها هواداردارد، وقتش است. حالا که بچه ها را کم و بیش می شناسم، حالا که علاقمندان تعزیه خوانی را می شناسم، حالا که نمایش بازها را می شناسم، حالا که زنگ مطالعه راه می اندازیم، و با بچه ه


قفسه ی محمود
منبع :
درخواست حذف این مطلب

با بغض می نوسیم  

تنهایی، غم انگیز ترین درد بشر معاصر است من آدمهای زیادی را می شناسم که در آرزوی یک لبخند، یک پیاده روی دو نفره یک بوسه، دوستت دارم گفتن و شنیدن و.... هر روز دعا می کنند، هر روز چشم به راهند و صد افسوس، که این آرزو دیگر دارد به حسرت تبدیل می شود دیگر تنهایی، دارد آن آدمها از درون می پوساند و آرام آرام رو به تلاشی می روند آدمهای تنهایی که من می شناسم، ساده اند، احساسی و بی قرار و من مانده ام اندر حکایت این روزگار، که همیشه خوبها تنها می مانند...


با بغض می نوسیم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

برو تا ابد  

سردمون شده بود. چپیدیم توی ماشین. من روی صندلی عقب نشستم. سمت چپم سهیلا بود و سمت راستم ساناز. تپل بودن ساناز کارساز بود. محکم بغلم کرد. خوابم گرفت. سمیرا پشت فرمون بود و منیژه هم کنار دستش. راه افتادیم. موتور کم کم گرم میشد و باد مطبوع بخاری داشت سرحالمون می آورد. ساناز مثل یه مامان بود. همیشه مامان بود. این با هیکل درشتش هم تناسب داشت. منیژه ت اون جلو داشت برامون ساندویچ درست می کرد. ماشین آروم آروم پیش می رفت. سهیلا ماچم کرد. گفت «خوب جا خوش کردی


برو تا ابد
منبع :
درخواست حذف این مطلب

...  

اگر ی تو را با تمام مهربانیت دوست نداشت ... دلگیر مباش که نه تو گنا اری نه او آنگاه که مهر می ورزی مهربانیت تو را زیباترین معصوم دنیا می کند ... پس خود را گنا ار مبینمن عیسی نامی را می شناسم که ده بیمار را در یک روز شفا داد ... و تنها یکی سپاسش گفت من خ می شناسم که ابر رحمتش به زمین و زمان باریده ... یکی سپاسش می گوید و هزاران نفر کفر پس مپندار بهتر از آنچه عیسی و خدایش را سپاس گفتند ... از تو برای مهربانیت قدردانی می کنند.پس از ناسپاسی هایشان مرنج و در شا


...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

فرزانِ سپیدُشت  

گویا کة سِپیدُشتِ فرزانة در نُبیِ پرمایة می خاهد این پیام را برساند کة از آن چة کة هست؛ هیچ گریزی نیست و من بدان ،درست، بو بُردةام پس بهترین راه بة بهترین آیندة را می شناسم و بة شما می نمایم ش لیک این فرزان در کالبَدِ استورةای شهنشاهین ریختة شدة است تا کة در مردمان کارگر اوفتد.


فرزانِ سپیدُشت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ببخشید شما؟؟؟  

خاندان پدری بنده از متدیّنین، متشّرعین و مومنین و مومناتی گرد هم آوری شده اند که در تمام عمری که از خدا گرفته ام به جرات عرض می کنم بیش از 90 درصد آنان را حتّی به اسم هم نمي شناسم البته اخلاق پدرم که هرگز عقایدش را به فرزندانش تحمیل نکرد در این امر مهم ادامه مطلب


ببخشید شما؟؟؟
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تنها_مخاطب  

تمام نت های ذهنم یک سمفونی از تو سرودن و «آمدن» تنها واژه ای که با صدای پایت کتابت می شود هر شب می شنومت هر شب می خوانمت صدا و صدا صدای پای که می پیماید هر شب خطوط مرا... گفته بودمت؟ سطور این دشتها که می بینی نه اندوه مرا می شناسند نه بی انتهایی بی تو بودن را گیج تو بودن نامش چیست؟ تو را تنها من می شناسم اما نه وقتی کنار جاده راه می روی نه وقتی رودی را به آواز می کشانی نه وقتی ستاره ها را می چینی از برکه ها... می شناسم من آواز هایت را در اپرای دشتها و ح


تنها_مخاطب
منبع :
درخواست حذف این مطلب

نور ک یعنی هستی .. حداقل هنوز! هه  

تو آنسوتر آنجا تر برابر من ایستادی • نمي دونم تورو با خودم دارم می شناسم یا خودم و با تو ولی دارم ی چیزایی رو می فهمم ی چیزایی ک خیلی کمک می کنه ی چیزایی ک کاش زودتر فهمیده بودم اما همین الان اش خوبه • فهمیدن چیزی یعنی ایستادن در گشایش هستیِ آن چیز ، ایستادن در نور هستی آن چیز..


نور ک یعنی هستی .. حداقل هنوز! هه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اآدم شو  

یا لطیف آقا آدم شو آقای بهاءالدّینی آدم رُک و صریحی بودند . وقتی که نشسته بودندفردی از مسئولین آمده بود گفته بود، یک نصیحتی به ما ید. بلافاصله مرحوم بهاءالدینی نه گذاشته بودند و نه برداشته بودند گفته بودند که آقا آدم شو یک مرتبه ایشان یک تکانی خورده بود و این سرخ شده بود و آن سفید شده بود که آقا ایشون فلانی هستند فرموده بودند بله می شناسم آقا جان آدم شو دوباره اطرافیان گفته بودند که شاید مثلا آقا نشناختند و نشنیدند و گوششان سنگین شده است . یکی


اآدم شو
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دلش برق میزد !  

هوا سرد بود شب چادر سیاهش را سر آسمان کرده بود و بی مهابا گذر میکرد .دو گلوله سفید توجهم را جلب کرد جلو رفتم پیر مردی روی تخته سنگی یکه و تنها نشسته بود.پرسیدم پدرجان به چه کاری مشغولی ؟گفت ستاره شناسم ستاره ها را میشمارم .با بهت گفتم ستاره شناسی ؟ گفت بله دختر جان ستاره شناسم از جیبش ع قدیمیی بیرون آورد و ادامه داد ستاره شناس ستاره ام صورتش را ببین مثل ماه بود چشمانش برق می زد انگاری دو جفت تیله سرمه ایی تو صورتش نقاشی کرده بودند . وقتی ستاره بو


دلش برق میزد !
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بیدار شو  

دیگه باید بیدار شی، فکر کن که همه اش یه خواب بوده، یه کابوس وحشتناک، ولی هرچی بوده تموم شده و تو هنوز زنده ای.من آدم های زیادی رو می شناسم که روزهای خیلی سختی رو گذروندن،آدم هایی که تنهایی رو دیدن، آدم هایی که ش ت خوردن، آدم هایی که توی تاریکی موندن، سقوط و آزار دیدن، اما دوباره روی پاهاشون وایسادن و از نو شروع . وقتش رسیده که بلند شی و دست و صورتت رو بشوری و هرچیزی که آزارت میده رو فراموش کنی.فراموش سخته، همه این رو می دونیم، اما این بهترین کار


بیدار شو
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خ و ا س ت ن  

هیچ وقت از خواستن نترسیده ام. خیلی ها را میشناسم که به دیگران اهمیت میدهند و کار که به بخشیدن می رسد، بسیار سخاتومندند و خوشحال می شوند ... ی ازشان کمک یا نصیحت بخواهد. خیلی هم خوب است؛ کمک به هم نوع خیلی خوب است. اما اندک افرادی را می شناسم که می توانند دریافت کنند، حتی وقتی هدیه ای با عشق و سخاوت بهشان داده می شود. انگار دریافت ... باعث حق ... ان می شود، انگار وابسته بودن به دیگری دون شأنشان باشد. فکر می کنند اگر ... ی چیزی به ما می دهد، یعنی خودمان نم


خ و ا س ت ن
منبع :
درخواست حذف این مطلب

... انقل ... پشیمان نمی شناسد چون خودش را نمی شناسد!  

حمید رسایی حمید رسایی در تاریخ چهار ساله ریاست جمهوری آقای ... ، امروز را شاید به جرات بتوان از جمله روزهایی دانست که ... در آن به شدت مستاصل و درمانده بود، تا جایی که تناقضات گفتاری و خلاف واقع بسیاری در سخنانش شنیده شد که به نمونه هایی می پردازم. ... امروز مدعی شد «هیچ ... ، هیچ انقل ... بزر ... ، که از سال ۴۱ در کنار هم ایستادند، پشت سر ... ره مبارزه ... د، انقلاب را به پیروزی رساندند، انقلاب را استقرار بخشیدند، در برابر ... بیگانگان ایستاد ... ... د و در برا


... انقل ... پشیمان نمی شناسد چون خودش را نمی شناسد!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

حقّ مسلمان ماندن  

من مسلمانانی را می شناسم که بارها در معرض حملات فیزیکی دیگران قرار گرفته اند. دو نفر از دوستان من این تجربه را داشتند که شخصی درصدد کشف حجاب آنها برآمده یا قصد داشته آنها را هل دهد و به زمین بیاندازد. چه چیز باعث می شود که مردی بزرگسال بر روی یک دختر دست بلند کند و به او آسیب برساند؟ چه چیزی باعث می شود که یک مرد به خود حق دهد لباس یک خانم را ... کند؟


حقّ مسلمان ماندن
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دلتنگم  

وای برای خونه دلتنگم نه اینجا جای موندن نیست نه میتونم که برگردم وااااای چه دردی داره دلتن ... یک لحظه عاشقی اما ...براش یک عمر میجن ... دارم حس میکنم تنهام میون این همه آدم چرا اینجا نميتونم خودم باشم نه اونی که نمي شناسم که همراشم چه پشت هم بد آوردم وای برای خونه دلتنگم نه اینجا جای موندن نیست نه میتونم که برگردم


دلتنگم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

صداى تو خوب! است  

من تازگى ها به خوانندگى علاقه پیدا ... . ولى نمى تونم بخونم چون همسایه هامون رو مى شناسم و اگه صداى یه دختر آواز خوان رو بشنون و بعدا تو محوطه بهم بگن تو بودى ... ب مى خوندى؟ دو نقطه غش از خنده nbsp خب من دیگه نمى تونم تو صورت این همسایه ها نگاه کنم. | nbsp به همین علت دنبال بیابون مى گردم برم توش داد بزنم و بخونم. حتى وسط راه این روزا توى مکان هاى خلوت بلند مى خونم. | من دیوونه م مى دونم. | به هر حال تصمیم به خوندن گرفتم. و عملیش مى کنم آقا. خووندن بر هر درد بى


صداى تو خوب! است
منبع :
درخواست حذف این مطلب

امروز بهشت آبی شد  

اهل فوتبال نیستم. یا بهتر بگویم کلا اهل ورزش نیستم. به ورزش که فکر می کنم کمرم رگ به رگ می شود. از فوتبال هم یک علی ... می شناسم. یک خداداد عزیزی و یک کریم باقری. شاید تنها بازی که نشستم و نگاه ... هم بازی ایران و استرالیا بود در مقدمانی جام جهانی 1998 فرانسه. اما منصورخان پورحیدری را می شناسم. نه اینکه او را دیده باشم یا با او صنمي داشته باشم. او را از همین نشناختنم می شناسم. آدمی که مدیر یک نیم مطرح باشد اما آنقدر نجیب باشد که هیچ حاشیه ای از او نتوان د


امروز بهشت آبی شد
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ستاره های زمینی  

آدم و تلسکوپ آسمان رامی کاوند تا تجدیدِ تعجب کنند اما من خاکی را می شناسم که ۷۵۰ هزار ستاره ی دنباله دار در حوالی شب آن خاک می درخشد من با چشمِ عشق می بینم و تو با تلسکوپ که رویت بیش از یک ستاره از روزن تنگ آن میسّر نیست \+ سلمان هراتی . اشعارش روح آدم را تازه میکند، همانطور که بوییدن گلِ نرگس...


ستاره های زمینی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تا من هست اسیرم  

مینویسم از راز درون نیابندش آنان که عادی شدند فقط بخوانند برون لای سطرها چهره ها تصویر شدند کم بگویم کیند مگر آنان که از من برترند نیکی و بدی را میدانم چیست این بد لاکردار که در من است شناسم کیست ابن بدی ست سالها گرفتار بند و زنجیر حق خود رها ... تا ببینند دوستان چیست اسیر ناحق یا ربی مددی بار دیگر خلصنی درس عبرت من شده است یا ربی این بار روح را زین پیکر خلصنی کامران اوست که یار حق است علی العظیم را دم به دم ناطق است بد را نگزارد بدتر شود کم بگوید


تا من هست اسیرم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

عشق را نمی شناسم  

من عشق را خوب نمي شناسم فقط می دانم نه به چشمی برای شنیدن و نه به گوشی برای دیدن و نه به سن و سالی برای غریزه داشتن نیاز ندارد من عشق را خوب نمي شناسم فقط می دانم گنجی هست که سخت پیدا می شود و سخت تر از آن به دست می آید من عشق را خوب نمي شناسم فقط می دانم هر کجا روم و هر چه شوم تنها عاریه هست بعد از آن عشقی که در جهان به قلب من هدیه دادن من عشق را خوب نمي شناسم فقط می دانم که زند ... ام بر باد می رفت اگر عاشق نبودم


عشق را نمی شناسم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

چ  

من ااصغر وصالی ها را با گوشت و پوست می شناسم. اصلا خود من به یک نوعی از جنس اصغر وصالی هستم. اما ما اصغر وصالی هایی هستیم که به شدت به چمران احترام می گذاریم. جنس ما طوری است که نمي توانیم مانند چمران ها رفتار کنیم، ولی به شدت آن ها را تکریم می کنیم. ابراهیم حاتمی کیا پ.ن جلسه ای سه نفره و صحبت پیرامون چیزی که نتوانستیم بر آن اسم بگذاریم هوش یا استعداد یا... اما پیش برنده و عامل جلوبرنده هیات بود.


چ
منبع :
درخواست حذف این مطلب

من آدمک گلی  

از دستش دلخور بودم.زیاد هم دلخور بودم.اما نمي دانست.زنگ زدم.دلخوریم را ریختم روی صدایم و هی با تکه و کنایه حرف زدم.آ ... ش طاقت نیاوردم و رک گفتم چه مرگم است.لحن صدایش عصبی شد.تن صدایش کمی بلند تر.گفت حساس شدی و نمي دانم هم چرا حساس شدی.گفت اصلا اینطوری که فکر می کنی نیست.گفت تو که من را می شناسی.یکهو از دهانم پرید که نه.من نمي شناسم.که فکر می ... می شناسم.بعد انگار تیری بود که نشانه گرفته بودم سمتش با این جمله ای که برای خودم ساختم.برای او ساختم.گفت پ


من آدمک گلی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

تعداد آدم هایی که من واقعاً دوست شان داشته باشم زیاد نیست، تعداد ... انی که نظر خوبی درباره شان دارم از آن هم کمتر است. من هرچه بیشتر دنیا را می شناسم از آن ناراضی تر می شوم . هر روز که می گذرد بیشتر معتقد می شوم آدم ها، شخصیت ناپایداری دارند و نمي شود روی ظواهر لیاقت یا فهم و شعورشان حساب کرد. غرور و تعصب


منبع :
درخواست حذف این مطلب

خیلی خصوصی  

ما بچه نمي خواسته ایم. هزار و یک دلیل ریز و درشت برایش داشته ایم و هزار و یک دلیلی که دیگران برای بچه دار شدن دارند را ما تا به حال نداشته ایم. ساده ترینش این که، در این دوازده سال همسفری، جای کودکی در زند ... ما خالی نبوده است. اما در این مدتی که برگشته ام یک رفتارهایی با ما شده، یک شوخی هایی، یک اصرارهای نابجایی، یک دلسوزی هایی، و یک راهنمایی های بی موردی، که باعث شده به شدت نگران همه ی زوج هایی بشوم که دلشان بچه می خواهد، اما بچه دار نمي شوند. مد


خیلی خصوصی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

آیا عرضه داشتی چهارتا گرسنه را به کار مشغول کنی؟  

کامنت یکی از خوانندگان وبلاگم بود. او را نمي شناسم. خودش را همکلاسی قدیمی من معرفی کرد.در پاسخ ساده ایشان عرض میکنم در حد تواناین کارو ... ودستکم حدود ده نفر را مشغول مستقیم ... . قطعا همه عرضه من این نبود .توانم بیش از این هست.اما من در شرکتی محدود هستم. لذا فضای که در آن قرار دارم بیش از این اجازه نمي دهد.


آیا عرضه داشتی چهارتا گرسنه را به کار مشغول کنی؟
منبع :
درخواست حذف این مطلب

از دانش تا انسانیت  

p margin\-bottom 0.1in line\-height 120 من در زند ... مسیرم را مشخص کرده ام و آن را به طور کامل می شناسم اما چه کنم که فاصله ای غریب میان شناخت و دانش با عمل به آنهاست فاصله ای که هیچ گاه در زند ... چنین برایم ملموس و قابل درک نبود . قبل از این همیشه از خودم می پرسیدم چرا با اینکه عده زیادی از مردم به خداوند ایمان دارند اما از دستورات او پیروی نمي کنند ولکن امروز از خودم می پرسم که چگونه عده ای به راحتی به دستورات خداوند عمل می کنند و من نمي توانم. می دانید مشکل در این


از دانش تا انسانیت
منبع :
درخواست حذف این مطلب
  
All rights reserved. © Javane 2017 Run in 0.337 seconds
RSS