جستجو ها
پوزیتیویسم منطقی دو سه تا دور همی با دوستان فواید وروش مصرف نوب جامعه نظافت عمومی مکان گردشگاه فرهنگ فرهنگ نظافت maryam dj ye ye mp4 فایل فلش فارسی samsung g928t حاوی اندروید listlistنمونه سوال 3dmax یلدا ایران امروز اشکال مختلف طلسم و دعای ناف گردان برای پسر شدن جنینhtml mosfet مسیر دهنی نوکیا نورال کچانی فارس اهنگ علوم اسیرم کرد ریاضی پیرم کرد تا صبح بیدار موندیمhtml پایگاه شهیدباهنر ره بسیج سازمان سازمان بسیج پست خاک برسری آ شبی list شماره تلفن دعا نویس یهودی در روستای انجدان مرتضی تاجیک خواننده list آثار کلاسیک دوای دردم تویی من دورت بگردم عزیز جونم میخوام عاشقت بمونم html داستان کوتاه عربی برای پایه هشتم نخست عراق چگونه دشمن ایران شد معنای ضرب المثل شکر نعمت نعمتت افزون کند چیست بی نظم نوشت نشست آواز بیات صدای خواننده آیین آواز پنجمین نشست نشست آیین فرهنگسرای ارسباران محسن کرامتی نشست آیین آواز فرهنگسرای ارسباران وظایف کمیته همایشات کل یون کبریتم داد و بیداد help dl html تغیر رمز موبینت چه هماهنگی بین قلب دستگاه تنفس هست بازارچه ارومیه ا بارک ر ضا تو شاعرانه ترین احتمال من شده ای 3930متر واحد شیک در فاز1 شه تمرکز افزایش تمرکز برای افزایش تمرین برای برای افزایش تمرکز قرآن زبان علما rom o et juliette جرایم رایانه جرائم سایبر اینترنتی حقوق جرایم رایانه فضای سایبر جرایم اینترنتی جرایم سایبری جرائم رایانه ای فضای سایبر cyber مجلس شورا آیات مهجوری قرآن html کارهای داخل تبلیغات آنلاین یا آفلاین گل رازقی نمایش نمایش آوانگارد کیفیت پن ی کیفیت دروازه لانان توسط دروازه العاده توسط توسط دروازه لانان یا مومد حسن داخل ناف روغن زیتون ریختن چه فواید یا چه مضراتی دارد بازدید کنندگان گرامی موضوع انشا باران همراه با گزین نویسی اگر نویسی بارش فکری کل یون جعبه هام پارت ۱ توضیحات بسیار مهم list خداوندا تهران بقعه معنی گیری قدیم کوچک تهران قدیم گیری تهران ازصورت دیلمی دیلمی کوچک شهرت تهران آهنگ hadi o zamanاز تارکان کارشناس رسمی دادگستری ماشین آلات راهسازی صنعتی کارگاهی رفقا دور هم جمعیم تو رستوران لندو کارت پستال دعوت برای جلسه دفاع حسین خالویی آیین خوشبختی آموزش کوهنوردی اصول اولیه عزیزخانم ما چگونه با کابل به تنظیمات مودم مبین نت وصل شد جایگاه عمر بن خطاب خلیفه دوم مسلمین کنترل بار میکروpic listجاده گوشی های روشن 26آذر تولدمه yollarda kaldi gozumuz پیام تبریک کلا آرایه های موجود در روانخوانی جوانه سنگ کلاس هشتم jaani dushman میروم تا اربعین کنج حرم منزل بگیرم اعطای سهمیه فرصت مطالعاتی به دانشجویان ی تهران مونس مطهر دعا نویس در سلماس معروف نگاه ها باید عوض بشه معنی شعر توفیق ادب پایه هفتم مامی کی چدای html مصرف مصرف استروئید دوره مصرف اختصارات رایج پزشکی html اهی اشتها آور برای شما خیال می کنند نازو html میخوام کرد چه باید باید کرد چه واژگونی ساری حادثه اسپورز ساری منطقه اسپورز واژگونی مینی پروژه اهواز شهری قطار شورا اوراق قطار شهری شهری اهواز میلیارد تومان اوراق مشارکت پروژه قطار انتشار اوراق مشارکت سامر فوتبال آلمان نباید از حذف نمایندگانش شرمسار باشد اطمینان زیادی به بایرن مونیخ امسال داشتم پاازی روبی کیفیت نظارت مدیریت مجوز مدیریت کیفیت اعطای مجوز نمونه برداری تعیین صلاحیت مجوز جامع stupid olarak o uz مداحی ای یوسف زهرا سلام عشقم تویی و والسلام sim s full version all endings for hunnie بیشتر مردم زندگی نمی کنند متن و ترجمه ی آهنگ بستناک از الیسا فانتزی های امتحانی دوباره ی مواد سازنده ی هر یک از مخلوط های قهوه روغن زیتون شامپو و صابون بنیاد یارا آهنگ جدید منصور بنام دلشوره ها birin gc آرمان حکومت آرمانگرایی افراد سیاه قدرت سیاه سیاه سیاه ببینند حاضر باشی سیاست ایران سپهر سیاست سپهر سیاست ایران
برترین ها


دانم امید

مادر  

مادر کاش بودی تا سر بر شانه ات می گذاشتم و از دل تنگی هایم برایت می گفتم کاش بودی تا می دیدی چگونه در زیر سختی های زندگی د شدم مادرم سختی منظورم نا مهربانی است دلم تنگ است اندازه اسمان نمی دانم بر ان غلبه کنم نمی دانم ان را از بین ببرم از خدا بارها بارها کمک خواستم اما روز به روز بدتر شد مادرم برایم دعا کن شاید دعای تو درگیر شود شاید شاید مادرم دل گرفته خیلی بعضی وقت ها نمی دانم تصمیم درست بگیرم حتی نمی دانم فرزندانم را راهنمایی کنم چون نمی دانم


مادر
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دلی یا دلبری  

دلی یا دلبری یا جان و یا جانان نمی دانمهمه هستی تویی فی الجمله این و آن نمی دانمبه جز تو در همه عالم دگر عالم نمی بینمبه جز تو در همه گیتی دگر جانان نمی دانمبه جز غوغای عشق تو درون دل نمی یابمبه جز سودای وصل تو میان جان نمی دانمچه آرم بر در وصلت که دل لایق نمی افتدچه بازم در ره عشقت که جان شایان نمی دانمیکی دل داشتم پرخون شد آن هم از کفم بیرونکجا افتاد آن مجنون در این دوران نمی دانمدلم سرگشته می دارد سر زلف پریشانتچه می خواهد از این مسکین سرگردا


دلی یا دلبری
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دلی یا دلبری یا جان و یا جانان نمی دانم  

دلی یا دلبری یا جان و یا جانان نمی دانم همه هستی تویی فی الجمله این وآن نمی دانم به جز تو در همه عالم دگر دلبر نمی بینم به جز تو در همه گیتی دگر جانان نمی دانم یکی دل داشتم پر خون،شد آنهم از کفم بیرون کجا افتاد آن مجنون،در این دوران نمی دانم دلم سرگشته می دارد سر زلف پریشا نت چه می خواهد ازین مسکین سرگردان نمی دانم اگر مقصود تو جان است رخ بنماو جان بستان اگر مقصد دگر داری من این وآن نمی دانم نمی یابم ترا در دل،نه درعالم نه در گیتی کجا جویم ترا آ م


دلی یا دلبری یا جان و یا جانان نمی دانم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

حق با شماست...  

من گم شده ام. جایی ایستاده ام که نمی دانم چه چیز درست است و چه چیز نادرست... نمی دانم آیا دوست دارم گذشته تکرار شود یا آینده زودتر از راه برسد... نمی دانم چه ی را دوست بدارم یا بیشتر دوست بدارم و چه ی را کمتر دوست بدارم یا کنار بگذارم... نمی دانم برخی گفته ها یا نوشته ها را به چه تعبیر کنم... برخی نگاه ها، رفتارها را به چه حس بگذارم... تناقض میان حرف ها و عمل ها را چطور معنا کنم... من گم شده ام و حرف هایم را فرو می خورم... هر چه می گویند هر چه می شنوم نگاهم را


حق با شماست...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

نـامـه ای بـه زن ایـنـده  

این روزها می گذرد بانوی من اما بدون تو می گذرد حیف این روزهای پاییزی که بدون تو می گذرد تلخ است تلخ تنهایی رو می گویم بانوی من من کلافه شده ام از این تنهایی نمی دانم کجای دنیا هستی شاید الان مشغول بافتن موهایت هستی ناز می کنی می خندی نمی دانم کی قرار است بیایی و مرا از تنهایی نجات بدی نمی دانم کی قرار است بیایی روز امدنت باشکوه ترین روز من خواهد بود روزی که من از این پیله تنهایی رها می شوم و این خانه هم بوی عطر زنونه می گیره اخ که چه لذتی داره نوا


نـامـه ای بـه زن ایـنـده
منبع :
درخواست حذف این مطلب

زندگی دانشجویی  

بوی تازگی می آید. خوابگاه حکیم سبزواری، مکان تازه ای است که بناست چند سالی میزبانم باشد. از آینده هیچ نمی دانم جز این که قرار است مدرکی بگیرم مثل دیگر مدارکم بلکه کمی بالاتر.همین. اما به شوق تازگی و نو شدن و تغییراتی آمدم که نمی دانم چیست و چه خواهد شد. هر چه باشد خیر است می دانم. دلتنگی نیست، ملالی نیست و همه چیز خوب است . مگر خوشبختی غیر از این است؟


زندگی دانشجویی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شعر _ غزل _ من اهل کشتی نوحم که سرگذاشت به کوه  

چرا از آینه پنهان شدم نمی دانم میان فاصله ، بین خودم نمی دانم نبودنم به سلیمان خبر نمی دهدم چگونه کمتر از آن هدهدم نمی دانم نفس نمی زنم آیینه ات نگیرد آه گر آدمی ست به جز آه و دم نمی دانم تبر به دست چرا جز مرا ش تی باز تبر به دوش بتی لابدم می دانم من اهل کشتی نوحم که سر گذاشت به کوه چقدر منتظر خود شدم نمی دانم بیت چهارم تلمیحی ست به داستان حضرت ابراهیم شاعر سحر زینلی سحر ذینلی شعر زیبا سلام


شعر _ غزل _ من اهل کشتی نوحم که سرگذاشت به کوه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

سقراط می گفت من داناترین فردم چون تنها ی که می دانم نمی دانم، در حالی که دیگران هنوز به نادانی خود  

سقراط می گفت من داناترین فردم چون تنها ی که می دانم نمی دانم، در حالی که دیگران هنوز به نادانی خود نیز آگاه نیستند. این جهل سقراطی که بعدها نیکلاس کوزایی آن را «جهلِ فرهیخته» ناميد درست همان چیزی ست که برای تفکر و کتابخوانی نیازمند آنیم. زیرا نخستین گام در تلاش برای دانایی، غلبه بر توهم دانایی ست. توهمی که این روزها با قرار گرفتن افراد در وضعیت شبه اطلاعاتِ فضای مجازی و رسانه ای، شدت یافته است. ️


سقراط می گفت من داناترین فردم چون تنها ی که می دانم نمی دانم، در حالی که دیگران هنوز به نادانی خود
منبع :
درخواست حذف این مطلب

هزار سال کم نبود  

هزار سال کم نبود...........می ترسم با ی دردل کنمشاید در میانه بفهمم که فقط شبیه تو بودهپشیمان شومهزار سال کم نبودسالهایی که جهان می توانست بارها خالی از انسان شو داما نشدچون هنوز آدمهای عاشقی مثل من بودندچون آدمهای عاشق سازی چون تو بودندچندتا فقط چندتا کافی بودتا دنیا بماندتا نسل بشر بمانداما الان خیلی خسته امحتی نتوانستم چمدان خاطراتمان را بردارمفقط نام ترا میتوانم با دلم حمل کنم نمی دانم تا کی براهم ادامه می دهم نمی دانم تا کی می مانم نمی دا


هزار سال کم نبود
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شرح حال  

پسری 22 ساله هستمدرس خوان و با افکارو آرمان های بزرگچند سالی است که پای بست گناهی شده امچند یعنی دقیق تاریخ اش را نمی دانم ولی همین قدر می دانم که دیگر کافی است اینکه نوشته ام گناه به این خاطر است که از بیان اسم اش هم شرم دارم ولی وقتی چند مدتی اسیرش باشی اسمش را ننوشتن چه سود خود یی من این جا مسیر رهایی از همین گناه را می نویسم اما نمی دانم ادامه ی مسیر به کجا می رود تا چه پیش آید و چه در نظر افتد...به هر روی امروز که دهم آذر ماه 95است روز آغازین این


شرح حال
منبع :
درخواست حذف این مطلب

برای حمایت از امید کوکبی هم صدا شویم و فریاد درد "امید" باشیم.  

\#من درد مشترکم\#اميدکوکبی \#freeomid نامش اميد است و به قول هاوکینگ تا زندگى هست اميد هم هست. این اميد اما هم چون مردم ش اميد ش به نااميدى خواهد رسید اگر بار دیگر مردم دست به دست هم ندهند و اميد شان را زنده نگه دارند این اميد سیاسى نیست، اصلاح طلب درون حکومتى نیست که بى بى سى فارسى و تلویزیون صداى هر روز با میزگردهاى فراوان از انسان هاى رنگ باز دعوت به عمل بیاورد، این اميد حتا قانون ویزا براى ایرانیان اروپایى نیست که نایاک و پایا خودشان را درگیر لاب


برای حمایت از امید کوکبی هم صدا شویم و فریاد درد "امید" باشیم.
منبع :
درخواست حذف این مطلب

گلم  

سال هاست قلبم اسیر عشق توست لحظه ام با توست می دانم گلممن به یاد تو اندر کوی عشق بی و تنهام می دانم گلمتو خودِ عشقی و من دیوانه ات آ ِ خطم می دانم گلملحظه ی پایان که از مترو شدم از فراقت گریه می گلمبعد سال ها گریه می گلم از فراقت گریه می گلماشک هایم را نمی دیدی عزیز من که بی تو ناله می گلممن نمی خواستم تو را باور کنم لیک عشقت را بدیدم ای گلمخوب می دانم در آن لحظه دلم تا ابد ترکید می دانم گلمتوی مترو که شدیم بادی وزید با خودم گفتم سردت شد گلمرفتی و م


گلم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

به همان اندازه که نمی دانم ، میدانم  

نمی دانم با طلوع کدام آرزو متولد شده ام و با غروب کدام اميد خواهم مرد. اما می دانم بر فراز تمام اميدهایم خواهم نشست ودلم را پر از شور قصه زیستن خواهم کرد. نمی دانم با طلوع کدام عشق متولد شده ام و با غروب کدام مهرخواهم مرد. اما می دانم عشق در وجود خاکی ام همیشه زنده خواهد بود و با من نفس خواهد کشید. نمی دانم با طلوع کدام نگاه متولد شده ام و با غروب کدام تصویرخواهم مرد. اما می دانم نگاهم تا آسمان شعله خواهد کشید و زیباترین تصویر را برایم خلق خواهد ک


به همان اندازه که نمی دانم ، میدانم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

به پهنای سطرها  

درست نمی دانم چه می خواهم از کلمات. چرا می خواهم حتمن خوانده شوند. و درست نمی دانم پیش کدام چشم بتوانم بی ... و بی پروا از لا به لا شان اشک بریزم. و خوب می دانم چشمی طالب جمع ... اشک های من، آن هم از دست و بال کلمات، نیست. تو گم نشده ای. منم که تو را گم کرده ام. مدت هاست.


به پهنای سطرها
منبع :
درخواست حذف این مطلب

هنوز  

بیا ببین چه ابتذالی مستولی شده بیا ببین ش ... ته ام بیا ببین به هم ریخته ام هیچ چیز خوشحالم نمی کند هیچ نگاهی کارگرنیست هیچ لبخندی نفوذ نمی کند؛ شاید باورت نشود هنوز نمی دانم چرا نیستیم کنار هم هنوز نمی دانم چه اتفاقی افتاد ی ... ال شد یک ساااال از جدیدترین وعمیق ترین اتفاق روزهایم ی ... ال از بهترین حال وروز من نگاه نکن به لطف سیلیست که سرخم به لطف تصنع وگرنه من فرو ریخته ام هنوز هم نمی دانم


هنوز
منبع :
درخواست حذف این مطلب

امیـــــــــــــد ؟  

این هشتیمن سال است که در آمپـــــــاس روحی قرار دارم. با یک بار انتحار نمی دانم چرا تمام نمی شود و هر بار را که با اميد شروع به زدن استارت ... با سقوط همراه شد فکر انتحار و خودکشی مدام تکرار می شود اما واقعا جرات و جسارت و تهور می خواهد دفعه قبل یادم نمی رود در لحظه آ ... پشیمان می شوی نمی دانم می گویند باید با امیــــــــــــد به خدا ادامه دهی هعی ....


امیـــــــــــــد ؟
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ترانه صد و ده : الامان ................  

دلم بیش از حد گرفته .... در آستانه دق ... م .... در آستانه جنون .... من ....... دهه محرم ............ خانه نشینى ........ دق ... ندارد آیا ؟؟؟؟؟؟؟ چرا زنده ام ؟ نمى دانم .... چرا زنده ماندم و این روزها را دیدم ، نمى دانم ..... نمى دانم ..... نمى دانم ..... کاش مى مردم قبل از این .....


ترانه صد و ده : الامان ................
منبع :
درخواست حذف این مطلب

عشق را نمی شناسم  

من عشق را خوب نمی شناسم فقط می دانم نه به چشمی برای شنیدن و نه به گوشی برای دیدن و نه به سن و سالی برای غریزه داشتن نیاز ندارد من عشق را خوب نمی شناسم فقط می دانم گنجی هست که سخت پیدا می شود و سخت تر از آن به دست می آید من عشق را خوب نمی شناسم فقط می دانم هر کجا روم و هر چه شوم تنها عاریه هست بعد از آن عشقی که در جهان به قلب من هدیه دادن من عشق را خوب نمی شناسم فقط می دانم که زند ... ام بر باد می رفت اگر عاشق نبودم


عشق را نمی شناسم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اندوه سفید  

زمین و آسمان سفید پوش شده ،در خانه حبس شدیم ، ملالم را دانه دانه می بافم تا بالاپوشی شود بر جان تنهایم... به اميد بهاری ابدی... چه می دانم ،که می داند؟ شاید روزی ،وقتی دیگر ،دیگر نکوبم هر در بسته را ،که نمی دانم درون اش کیست ، یا باز نکنم در خلوتگاهم را برای ... ی که می شناسم و می دانم که وفا دار نبود. آسمان دیگر نبار، اندوه سفیدت را بر زمین نریز ، بگذر ،برو اینجا همه تنهایند ، حتی آن ... که می خندد ،هزاران بوسه و دعای خیر بدرقه راهت می کنم ای آسمان تلن


اندوه سفید
منبع :
درخواست حذف این مطلب

... ها همه جای دنیا دل ... رند ...  

وقت هایی که تنهایی سایه اش را دوباره بر سرم می اندازد، وقت هایی که سکوت\-از بزرگترین موهبت های الهی\- راه تامل و ... شه ام را باز می کند و وقت هایی که به گذر دنیا می ... شم... دوباره یقین می کنم این نتیجه مهم را که انتظار و چشم انتظاری چشم به راه بودن و حسرت ... از انسان سازترین آزمون های الهی اند؛ \+ شما حتما می بینید که چشم های ما چقدر خسته اند؛ صاحب عصر ... \+ پیش از مرگ؛ یا تاب ما را بیشتر کن یا ظهور را نزدیک تر \- ای خدا ... \+ زهراسادات به قم رفت. من نمی دانم


... ها همه جای دنیا دل ... رند ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

چه دانم های بسیار است لیکن من نمی دانم  

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون چه دانستم که سیل ... مرا ناگاه برباید چو کشتی ام دراندازد میان ق ... م پرخون زند موجی بر آن کشتی که تخته تخته بشکافد که هر تخته فروریزد ز گردش های گوناگون نهن ... هم برآرد سر خورد آن آب دریا را چنان دریای بی پایان شود بی آب چون هامون شکافد نیز آن هامون نهنگ بحرفرسا را کشد در قعر ناگاهان به دست قهر چون قارون چو این تبدیل ها آمد نه هامون ماند و نه دریا چه دانم من دگر چون ش


چه دانم های بسیار است لیکن من نمی دانم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

نمی دانم از ف ... الذین عراقی  

غزلی بلند اما زیبا از ف ... الدین عراقی، دلی یا دلبری، یا جان و یا جانان، نمی دانم همه هستی تویی فی الجمله، این و آن نمی دانم بجز تو در همه عالم دگر دلبر نمی بینم بجز تو در همه ... تی دگر جانان نمی دانم بجز غوغای عشق تو درون دل نمی یابم بجز سودای وصل تو میان جان نمی دانم چه آرَم بر درِ وصلت؟ که دل لایق نمی افتد چه بازم در ره عشقت؟ که جانْ شایان نمی دانم یکی دل داشتم پر خون شد آن هم از کفم بیرون کجا افتاد آن مجنون در این دوران؟ نمی دانم دلم سرگشته می دا


نمی دانم از ف ... الذین عراقی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دل نوشته  

زند ... ام این روزها بی غم و شادی می گذرد. باور می کنی؟گریه نمی کنم... از بودن لذت می برم، انتظار نمی کشم، به پایان نمی رسانم، به پایان نمی ... شم.... خوب می دانم نمی مانم، پس کتاب هایم را نمی چینم، خاک جلدشان را نمی ... رم، یادداشت جدید نمی نویسم و بین انبوه کاغذهای روی دیوار دنبال جای خالی نمی گردم... خوب می دانم، نمی مانم.... خوب می دانم زمان به نفع من نیست..باید عجله کنم،


دل نوشته
منبع :
درخواست حذف این مطلب

نمی دانم...  

خدایا نمی دانم چه سری در جزء جز ء ... ت است که کلیت روحم را آرامش می دهد، چه سری است که کام تشنه ام را در کویر سوزان گناه سیراب می کند .. نمی دانم چه حقیقتی داردکه درک وفهم اش سخت اماآسان است... نمیدانم ... است یا آتش گنه سوز ،آموزش صبر است یا تمرکز ، نمی دانم ... طریقه وصل یا خود اصل، راه حقیقت است یا خود حقیقت وبالا ... ه نمی دانم من در حال صحبتم یا تودر حال حرفزدن بامن اما آنچه می دانم این است که هیچ نمی دانم...


نمی دانم...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

در جست و جو  

ما معانی را به ارث می بریم. اما چه معانی پوچی مرگ،زند ... ،خواب،بیداری،خوردن و مردن و مردن ... وقتی حیوانات هم سهمی در این مقولات دارند . نمی دانم . معانی به شدت پوچ و سردر گم اند آ ... ین باری که از ته دل احساس خوبی داشتم را به خاطر نمی آورم .احساسات از یک زمان محو و تاریک به بعد رنگ باختند . سیاه شدند . سوختند و بر باد رفتند . نمیدانم بی حسی تا چه حد می تواند آزار دهنده و مضر باشد . اما چرا آزار دهنده ؟ بی حسی در نفس خود یک عدم دوست دااشتنی دارد ، عدم هر چ


در جست و جو
منبع :
درخواست حذف این مطلب

به ده سال بعد فکر می کنم ...  

به ده سال بعد فکر می کنم ده تا زمستان سرد که بی تو سر خواهد شدده تا تولدی که تو حتی روزش را به یاد نخواهی آوردبه ده سال آینده ... نمی دانم تو چه کار خواهی کرد نمی دانم من در کجای این جهان خواهم ایستادنمی دانم چند نفر می آیند در قلب ما می نشینند و می روندنمی دانم چندبار اسم تو را خواهم شنید و چندبار قلبم فرو خواهد ریختنمی دانم جایم را چه ... ی خواهد گرفت نمی دانم برایش شعر خواهی گفت یا نه نمی دانم من از ده سال بعد هیچ چیز نمی دانم فقط میدانم اگر روزی خ


به ده سال بعد فکر می کنم ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

برای او که از دهانش می ریند ...  

ک و ن ... ی را سوزانده ام که نمی دانم کیست ... ای که نمی دانم کیستی، با ادبیاتی که نمی دانم کدام مادری یادت داده است ... فقط حرف از خدا نزن ... هر گهی می خوری بخور، از دهانت برین و دوباره بخور اما حرف از خدا نزن ... پ.ن این پست مخاطب خاصی دارد که از دهانش به جای حرف گُه بیرون می آید...


برای او که از دهانش می ریند ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دعای عجیب  

آقای نازنینی مشغول به نصب آبگرمکن بعد از سرویس اون هست. کارش را خوب بلد است. داریم صحبت می کنیم که یک جمله عجیبی می گوید من همیشه از خدا خواسته ام که اگر ثروت و پول مرا از خودش دور می کند به من ندهد. اگر قرار باشد مثل برخی ها بشم یا ظرفیت اش را نداشته باشم به من ندهد. نمی دانم. نمی دانم این را با دلش می گفت یا زبان. این که آیا او امکانش را اگر می داشت باز هم چنین می گفت یا خیر. خودم هم همچین دعایی کرده ام. توی دعاها هم هست. اما ... نمی دانم. ادامه مطلب


دعای عجیب
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بود آیا که در ِ می کده ها بگشایند ؟  

می خواهی چه چیزی را برایت توضیح بدهم ؟ می خواهی از چه برایت بگویم وقتی خودم هم درست نمی دانم کجای این کلاف سردرگم به کجای شال گردن ِ سرمه ای ِ تو می رسد ؟ وقتی نمی دانم گریه ی بی وقفه ی ب از پدر ببین مهدی ات کم آورده ی سیدمهدی بود یا از حس ِ حال به هم زن ِ بعد از بحث و دعوا . وقتی نمی دانم بغض ِ امشب گره می خورَد به بغض ِ غریبانه ی ارمیا ، یا به گریه های تو توی سطرسطر ِ بیوتن و انبوه ِ موها و ریش هایی که نگذاشته اند تفاوت ِ زیادی بین تو و ارمیا مانده با


بود آیا که در ِ می کده ها بگشایند ؟
منبع :
درخواست حذف این مطلب

نمی دانم  

نمی دانم خودم را گول می زنم که فراموشت می کنم یا از روی عادت مثل معتادها فقط تفریحی وار به تو فکر می کنم. نمی دانم. پ.ن دومین مطلب امروز. پست قبلی؛ گوشواره


نمی دانم
منبع :
درخواست حذف این مطلب
  
All rights reserved. © Javane 2017 Run in 0.335 seconds
RSS