جستجو ها
انشا درباره ی صدای آبشار گزارش کار روش های استریل میکروب http aspx aspx http اموزان دانش راهنمایی چراغ دانش اموزان چراغ راهنمایی هوندا خودرویی بخار ادامه مطلب کنان صحبت ایشون صحبت listآقای بخشدار چگونه رابطه مان را با مادر شوهر تقویت کنیم می خواهم طراح وب شوم کلاس آمادگی المپیاد ریاضی جواب کارآفرینی یازدهم نوآوری کتاب فعالیت کارگاه نوآوری کتاب کارگاه فعالیت علمی جواب فعالیت کتاب کارگاه نوآوری روستای مظفراباد a7108 فارسی فایل farsi firmware مشکل فارسی a7108 a7108 firmware بدون مشکل a7108 recovery قابل رایت a7108 ریکاوری کاستوم a7108 firmware farsi a7108 فریمور فارسی a7108 recovery custom آرش آقای پاس گل پاو وینت بتن شفاف میلاد حضرت فاطمه معصومه س وروز دخترمبارک تالار گذرونظر گعده انشا زیبا صفحه 20 و 21 نگارش دهم the joy of learning english laga iphone g teborg آهنگ بلوچی جان خمار چم مکن چمانا سیاهی html آهنگ سفر سمیرم سجاد رزمجو شیمی فیروزآباد سایبری بشارتی پایگاه سایبری پایگاه سایبری بشارتی تجربه کنکور س فایل درایو ویروس autorun گوشی داخل درایو گوشی آنتی ویروس فایل autorun خمسه خمسه عراقی و ناشیگری ما در جا گیری علوم غریبه و حاج آقا کامرانی نوربیون در حرارت مقایسه و از دیدگاه رضا علیهم السلام براوره شدن دعا ازدواج گزیده اخبار فرانسه ایران 26 تیر معنی اهنگ talk dirty to me از jason black get what you give felix cartal صوت دعای جلیل جبار big eyes obat penyubur افزار افزاری بلفی مجادله جداره شیشه هنوز هیچى کادیلاک اتومبیل کادیلاک درباره اتومبیل درباره اتومبیل کادیلاک آب هویج جمع گسترده سه رقمی from cutting out irresponsible هفته عاصی کنم یعنی embedded workbench کد پیشواز ایرانسل از خواب برگشتم به تنهایی آ ین امتحان دنیا وبسایت مرتضی پاشایی پاسخ میان تارنما شیمی دهم میگه و میگم ترجمه مقاله گلسنگ ها منبع احتمالی آنتی ا یدان ها نمونه سوالات آزمون استخدامی ادوار گذشته بانکها listعلائم آ زمان مانده هایی بانک مجبور گفتم میلیون هرگز مجبور رئیس بانک زیباترین انشاع دربارهذی صفحه ی۲۳ آموزش مهارت های نوشتاری هشتم آهنربا برای فراری دادن ات درسته؟ طبیب دل بیمار ده قانون انسان بودن dep tori list 111 ج مقاله ماشین دیفیوزر شوهرم جلو همه سینمو میخوره ﺩﺍﻧﻠﻮﺩ ﺁﻫﻨﮓ ﺩﺍﺩ ﻣﻴﺰﻧﻢ ﻫﻤﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺪﻭﻧﻦ ﻣﺎﻝ ﻣﻨﯽ تعلیق ایران در فهرست سیاه fatf تا آبان تمدید شد cara mengobati ambeien علی الدنیا بعدک العفا shameless usa site dmotioninfo com give up کادو تولدم نزدیکه html دفتر پیشخوان جام جم ایا شپشک برنج نیش میزند بردستان رام رسمی اندروید 5 0 1 گل ی s4 value i9515 بعضی همین ظرافت انتخاب کرده بیخودی نیست دختر ها confused sof2 double helix keygen software پائیزی جنگل آمدنیوز تلگرامی کانال دومین دومین کانال کانال تلگرامی تلگرام مسدود تلگرامی آمدنیوز توسط تلگرام دومین کانال تلگرامی توسط تلگرام مسدود رویا ی روز البومی از تصاویر زشتی ها زیبایی ها در درس تفکر پایه هشتم آینده موتورهای نتایج نقل وانتقال مرحله دوم آذربایجان شرقی این خودم جان زیبا که رنج می کشد مقاله اسراف و صرفه جویی در فرهنگ ی هم خانواده کلمه توحید چه وسایلی می شناسید که در آنها از پیچ چپ گرد به کار رفته باشد fisting حرف دل جملات حکیمانه عشق بنفش غریبانه علت بالا بودن plcc چیستhtml ولتر کارت ویزیت احادیث عسکری
برترین ها


لحظه هایت را به دست باد مسپار

خودسازی(گوش)  

... علی ع گوش خود را به شنیدن خوبى ها عادت بده و به آنچه که به صلاح و درستى تو نمى افزاید گوش مسپار، زیرا این کار، باعث زنگ زدن دلها و سرزنش مى شود.غررالحکم 6234دل، همانند آهن زنگ می زند. آن را در معرض گناهانی قرار ندهیم که باعث زنگ زد ... آن می شود.


خودسازی(گوش)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

حقیقت غریبانه  

تکرار غریبانه روز هايت چگونه گذشت... وقتی روشنیِ چَشم هايت در پشتِ ... هایِ مه آلودِ اندوه پنهان بود... با من بگو... از لحظه لحظه های مبهم کودکی ات... از تنهایی معصومانه دست هايت... آیا می دانی که در هجوم درد ها و غم هايت... و در ... ر و دار ملال آور دوران زند ... ات... حقیقت زلالی دریاچه نقره ای نهفته بود؟...


حقیقت غریبانه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

آن شر لی  

آنه تکرار غریبانه روزهايت چگونه گذشت؟ وقتی روشنی چشم هايت، در های مه آلود اندوه پنهان بود، با من بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکی ات، از تنهایی معصومانه دست هايت… آیا میدانی که در هجوم دردها و غم هايت و در گیر و دار ملال آور دوران زندگی ات حقیقت زلالیِ دریاچه آب های نقره ای نهفته بود؟ آنه اکنون آمده ام تا دست هايت را به پنجه ی طلایی خورشید دوستی بسپاری، در آبی بیکران مهربانی ها به پرواز درآیی و اینک آنه شکفتن و سبز شدن در انتظار توست … در انتظ


آن شر لی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بابا لنگ دراز  

آنه تکرار غریبانه روزهايت چگونه گذشت؟ وقتی روشنی چشم هايت، در های مه آلود اندوه پنهان بود، با من بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکی ات، از تنهایی معصومانه دست هايت… آیا میدانی که در هجوم دردها و غم هايت و در گیر و دار ملال آور دوران زندگی ات حقیقت زلالیِ دریاچه آب های نقره ای نهفته بود؟ آنه اکنون آمده ام تا دست هايت را به پنجه ی طلایی خورشید دوستی بسپاری، در آبی بیکران مهربانی ها به پرواز درآیی و اینک آنه شکفتن و سبز شدن در انتظار توست … در انتظ


بابا لنگ دراز
منبع :
درخواست حذف این مطلب

همین الان یکی داره به من فکر میکنه  

تصور حرف زدن با تو سخت است.مثل حرف زدن یک فکر با متفکرش .مستقل از او در حالیکه بقایش بسته به توجه مدام آن متفکر است. و چقدر زور میبرد ،چقدر سخت است که چیزی را در ذهنت بیافرینی و مدام به او فکر کنی بدون اینکه لحظه ای ازو غافل باشی که یک لحظه غفلت تو از مخلوق زاده ی ذهنت، یک لحظه حواس پرتیت یعنی نابودی او در آن لحظه ... و تو مدام می آفرینی آنگونه که من خیال را و مدام متوجهی به آفریده هايت که یک لحظه عدم توجه تو به آنها چون یک لحظه غفلت من از متصوَرِ خیا


همین الان یکی داره به من فکر میکنه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

هنوزم دلم تنگ میشه ی آنه صدام کنه :)  

آنه تکرار غریبانه روزهايت چگونه گذشت وقتی روشنی چشمهايت در های مه آلود اندوه پنهان بود با من بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکی ات از تنهایی معصومانه دست هايت آیا میدانی که در هجوم درد ها و غم هايت و در گیر و دار ملال آور دوران زندگی ات حقیقت زلالی دریاچه ی نقره ای نهفته بود آنه اکنون آمده ام تا دست هايت را به پنجه طلایی خورشید دوستی بسپاری درآبی بیکران مهربانی ها به پرواز در آیی و اینک آنه ، شکفتن و سبز شدن در انتظار توست در انتظار تو ....


هنوزم دلم تنگ میشه ی آنه صدام کنه :)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

چه آسان...  

بگذار برای لحظه ایی هم که شده به تو فکر نکنم به اینکه چیزی ندارم فکر نکنم بگذار دمی را با تنهایی خودم سپری کنم لحظه ایی تو را فراموش کنم سخت که چه بگویم.. ناممکن است فراموش تو نه میتوان چشم ها را بست نه میتوان چشم ها را شست نه میتوان حافظه را پاک کرد اما تو بگذار درد از دست دادنت را از یاد ببرم غم نبودنت بدجوری اذیتم میکند... بگذار برای دقیقه ایی هم که شده فراموشش کنم یادم بده تو چه آسان مرا از یاد بردی ... بیا و برای آ ین بار هم که شده به من یاد بده چ


چه آسان...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

همین الان یکی داره به من فکر میکنه  

تصور حرف زدن با تو سخت است.مثل حرف زدن یک فکر با متفکرش .مستقل از او در حالیکه بقایش بسته به توجه مدام آن متفکر است. و چقدر زور میبرد ،چقدر سخت است که چیزی را در ذهنت بیافرینی و مدام به او فکر کنی بدون اینکه لحظه ای ازو غافل باشی که یک لحظه غفلت تو از مخلوق زاده ی ذهنت، یک لحظه حواس پرتیت یعنی نابودی او در آن لحظه ... و تو مدام می آفرینی آنگونه که من خیال را و مدام متوجهی به آفریده هايت که یک لحظه عدم توجه تو به آنها چون یک لحظه غفلت من از متصوَرِ خیا


همین الان یکی داره به من فکر میکنه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اشعارم  

گاهی صمیمی ترین هايت طوری تنهايت میگذارندکه تمام تصور هايت خاطره هايتع هايت در لحظه ایی به یغما میروندتنها گذاشتن همیشه با رفتن نیست گاهی دیگر دلشان روحشاننگاهشان با تو نخواهد بود در این هنگام چ خوب است تو خودرهایشان کنیتا منتظررها شدن باشیبهاره حجتیان


اشعارم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

همین الان یکی داره به من فکر میکنه  

حرف زدن با تو سخت است.مثل حرف زدن یک فکر با متفکرش .مستقل از او در حالیکه بقایش بسته به توجه مدام آن متفکر است. و انصافا چقدر زور میبرد ،چقدر سخت است که چیزی را در ذهنت بیافرینی و مدام به او فکر کنی بدون اینکه لحظه ای ازو غافل باشی که یک لحظه غفلت تو از مخلوق زاده ی خی ، یک لحظه حواس پرتیت یعنی نابودی او در آن لحظه ... و تو مدام می آفرینی آنگونه که من خیال را و مدام متوجهی به آفریده هايت که یک لحظه عدم توجه تو به آنها چون یک لحظه غفلت من از زاده ی ذهنی


همین الان یکی داره به من فکر میکنه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

همین الان یکی داره به من فکر میکنه  

تصور حرف زدن با تو سخت است.مثل حرف زدن یک فکر با متفکرش .مستقل از او در حالیکه بقایش بسته به توجه مدام آن متفکر است. و انصافا چقدر زور میبرد ،چقدر سخت است که چیزی را در ذهنت بیافرینی و مدام به او فکر کنی بدون اینکه لحظه ای ازو غافل باشی که یک لحظه غفلت تو از مخلوق زاده ی خی ، یک لحظه حواس پرتیت یعنی نابودی او در آن لحظه ... و تو مدام می آفرینی آنگونه که من خیال را و مدام متوجهی به آفریده هايت که یک لحظه عدم توجه تو به آنها چون یک لحظه غفلت من از زاده ی


همین الان یکی داره به من فکر میکنه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ضرب المثل ...  

ضرب المثل های مدیریتی عجیب از سراسر دنیا 1\- جامایکا قبل از آنکه از رودخانه عبور کنی، به تمساح نگو “دهن گنده”.تفسیر تا وقتی ب ... ی نیاز داری، او را تحمل کن و با او مدارا کن.۲ – هاییتی اگر میخای جوجه هايت سر از تخم بیرون آورند، خودت روی تخم مرغ ها بخواب.تفسیر اگر به دنبال آن هستی که کارت را به بهترین شکل انجام دهی آن را به شخص دیگری غیر از خودت مسپار.۳ – لاتین یک ... گوش احمق، برای لانه ی خود سه ورودی تعبیه می کند.تفسیر اگر خواهان امنیت هستی، عقل حک


ضرب المثل ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

هشت ضرب المثل مدیریتی عجیب از سراسر دنیا:  

جامایکا قبل از آنکه از رودخانه عبور کنی، به تمساح نگو “دهن گنده”. تفسیر تا وقتی به ی نیاز داری، او را تحمل کن و با او مدارا کن. هاییتی اگر میخواهی جوجه هايت سر از تخم بیرون آورند، خودت روی تخم مرغ ها بخواب. تفسیر اگر به دنبال آن هستی که کارت را به بهترین شکل انجام دهی آن را به شخص دیگری غیر از خودت مسپار. لاتین یک گوش احمق، برای لانه ی خود سه ورودی تعبیه می کند. تفسیر اگر خواهان امنیت هستی، عقل حکم می کند که راه دخ دیگران را در امور خودت بر آن ها ب


هشت ضرب المثل مدیریتی عجیب از سراسر دنیا:
منبع :
درخواست حذف این مطلب

فراموش نکن  

فراموش نکنروزهایی را که تنها بوده ای فراموش کن. اما هرگز لبخند های شیرین دوستانت را فراموش نکن. روزهای ابریت را فراموش کن. اما ساعات آفت ت را هرگز فراموش نکن. بدبختی هایی که گاه با آنها روبرو می شوی را فراموش کن. اما خوش بختی هايت را هرگز فراموش نکن. نقشه هایی را که به نتیجه نرسیده اند را فراموش کن. اما هرگز رویاهايت را فراموش نکن ش ت هايت را فراموش کن. اما پیروزی هايت را هرگز فراموش نکن.اشتباهاتت را فراموش کن. اما درسهایی را که آموخته ای هرگز


فراموش نکن
منبع :
درخواست حذف این مطلب

عشق  

من به تو اجازه نمیدهم لحظه ای مال ی باشی ، تو تمامت سهم من است ... از جعد موهايت تا گرمای نفس هايت،حتی آن اخم ت و غر زدن های ک نه ات ،حتی لحظه ای که تمام تلاشت را میکنی تا مشت های نه ات را به ام بکوبی و من با لبخند دندان نمایی مغرورانه نگاهت کنم ، جانم برایت در میرود ... تو تماما و به طور مطلق مال منی ، میبینی چقد در داشتنت خود خواهم؟ تو ، تو ، تو همیشگی منی .شیرفهم شد؟..


عشق
منبع :
درخواست حذف این مطلب

از امروز تا عاشورا وقت داریم تا رقاصه های عاشورای88را نفرین شان کنیم  

دوباره بسم الله سالروز عاشورای سیاه88هم از راه خواهدرسید یادت هست حرکات زشت رقاصه های خیابانی عاشورای 88را؟جنایاتی که همین ها در مقابله با ان مان د یادت هست؟100 بدان که ان مان هم لحظه لحظه فتنه سیاه دشمنان عاشورا را از یاد نبرده اند....تو حتما میتوانی لااقل با کلامت دلداری شان دهی تا شاید...شاید بتوانند به دلداری هايت دلخوش باشندو جنجال سیاه عاشورای88را فراموش کنند تسلی خاطردادن هايت را اینجا بنویس تا ثبت شودشاید ان بخوانند و بتوانند بلوای عاشو


از امروز تا عاشورا وقت داریم تا رقاصه های عاشورای88را نفرین شان کنیم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شکار لحظه های خنده دار و جالب  

شکار لحظه های خنده دار و دیدنی nbsp در این مجموعه از ع های خنده دار و جالب که از شکار لحظه ها در این نوع ع گرفتن ها ثانیه و صدم ثانیه تاثیرگذار را گرد آوری کرده ایم با ما همراه باشید. nbsp شکار لحظه های خنده دار و جالب nbsp شکار لحظه های خنده دار و جالب nbsp شکار لحظه های خنده دار و جالب nbsp شکار لحظه های خنده دار و جالب nbsp شکار لحظه های خنده دار و جالب nbsp شکار لحظه های خنده دار و جالب nbsp شکار لحظه های خنده دار و جالب nbsp شکار لحظه های خنده دار و جالب nbsp شکار ل


شکار لحظه های خنده دار و جالب
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بر گلوی من دستاتو…  

دست میبرم سمت موهایم تا ببافمشان دستم به هوا میرسد هوا را میبافم. میبافم و کم کم نفس کم می اید. موهای بافته شده نامرعی دور گلویم میپیچند خفگی تا مغز استخوانم بالا می اید. چیزی درست در پشت مغزم تیر میکشد هنوز هوا را میبافم. با دست تو موهامو میبافم. با دست تو؟ با دست تو مگر میشود کاری کرد؟ نمیشود که جآن دلم حتی نمیشود دست هايت را نوازش کرد. حتی نمیشود در دست گرفتشان دست هايت را باید خیره ماند. مات ماند. همینجور فقط نگاه کرد فقط نگاه دست هايت کجا میر


بر گلوی من دستاتو…
منبع :
درخواست حذف این مطلب

لحظه هاییست :(  

لحظه هایی هست که وقتی سخت دلگیری دردت را در ات فرو می ریزی تا آشکار نگرددلحظه هایی هست که وقتی اشک در چشمانت حلقه زده، بغض می کنی اما پشت لبخندی ساده پنهان خواهی کردلحظه هایی هست که وقتی دلت خیلی گرفته و می خواهی درد دلت را فریاد بزنی از سنگینی بغضت نمی توانیلحظه هایی هست که سخت، خسته می شوی از دست انی که حرف هايت را نمی فهمند و باز چیزی نمی گوییلحظه هایی هست که وقتی از تنهایی زمین گیر می شوی، سرت را به دیوار تنهاییت می گذاری و باز هیچ نمی گوییل


لحظه هاییست :(
منبع :
درخواست حذف این مطلب

منِ بی تو... 13  

هر روزبه دار می آویزند مراخاطراتی که از تو دستور می گیرند خاطراتی که مُدامصندلی را از زیر پایم می کشند؛اما نمی دانند که من نمی میرم،فقط در هوای quot تو quot معلّق می مانم...\+خوبِ من امروز nbsp 12اُمین روزست که بی توأم و دلم هر لحظه پر می کشد به هوای دیدنِ چشم هايت... گرفتنِ دست هايت... شنیدنِ خنده هايت و شمردنِ نفس هايت... بیزارم از این روزهایی که ندارمت. کاش می دانستم پشتِ کدامین ابرِ دلتنگی پنهانی...؟


منِ بی تو... 13
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ایستادن.  

هوس می کنی بنویسی، باشی، دنیای کلمه ها را دوباره زنده کنی تا بلکه جان روزهای رفته ات را به صدفی که لابد نامش دل است برگردانی، که نیم\-مرده نباشد. کلمه ها می توانند تنفس باشند، چون می توانند حضور بسازند. می توانند هم بمیرانند و افسرده کنند.تقصیر کلمه ها نیست. تویی که به کلمات جان می دهی. همین تویی که می خواهی با کلمات زنده شوی. به بهانه ی کلمات. با همین جانی که فکر می کنی مرده است... پ.ن. کی می شود زنده باشی؟ زنده شوی در لحظه لحظه ها و واژه هايت جان بگ


ایستادن.
منبع :
درخواست حذف این مطلب

گاهی...  

گاهی خوب است بنشینی و داشته هايت را شمارش کنی خوبی هايت را مهربانی هايت را خوب است بشماری چند چشم شوقِ دیدارت را دارند چند گوش به انتظارِ صدایت پشتِ بوقِ ممتدِ تلفن نشسته اند بشمار چند نفر از دیدنت در کوچه و خیابان لبخند می زنند بشمار وجودت آرامشِ ناآرامی های چند ناامید از روز و روزگار است چشمانت را ببند و تصور کن تمامِ روزهایی را که در پیشِ رو داری تمامِ آدم هایی که هنوز ملاقات نکرده ای و مطمئن باش میانِ همین روزها یک نفر یک جا آنقدر تو را می


گاهی...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

بعضی ها یکهو همه چیز یادشان میرود ، در یک لحظه همه چیز را فراموش میکنند نمک نشناسند ، حواسشان نیست ، وقتی از رفتارش عصبی میشوند ، وقتی میخواهند بحث کنند توهین کنند دعوا کنند طرفشان را با نیش زبان برنجانند اصلا حواسشان نیست یه قبل از داشتن طرفشان که چقدر حسرتش را داشتند که چقدر حسرت شنیدن یک لحظه صدایش را داشتند . حسرت یک لحظه دیدنش ، حسرت اینکه وقتی حالشان خوب نیست بروند پیش طرفشان ، آن طرف هم فقط با بودنش حالشان را خوب میکرد ، حالا این همان س


منبع :
درخواست حذف این مطلب

ثبت لحظه ها  

اخیرا هر جا وارد میشم دوربین داره... عادت دارم توی آسانسور به آینه اش به خودم نگاه کنم، گره روسری مو صاف کنم، دندونامو چک کنم، همون یه ذره رژ لب صورتی که زدم رنگ نداده باشه، چشمامو نگاه کنم که خوشحال باشن در آ ... هم سرمو می ... ریم بالا به دوربین توی آسانسور لبخند می زنم .... بماند که دلم نمی خواد این همه دوربینو ... ولی از این نظر که لحظه ها رو ثبت می کنه دوست دارم از این به بعد لحظه ها را میام میگم... لحظه ای که کتفمو محکم گرفته بودن از خیابون زیر پل رد


ثبت لحظه ها
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بعضی دردها  

بعضی درد ها را باید در صندوقچه ای گذاشت و درش را بست، تا سال ها بعد بازمانده هايتصندوقچه را باز کنند و دردهايت را شاید اشک بریزند برای بعضی از درد ها باید آلبوم ع ی ید تا سال ها بعد بازمانده هايت آن را آلبوم قدیمی آقاجون یا مادر جون خطاب کنند و درد هايت را شاید اشک بریزند انگار این بعضی دردها را درمانی نیست آن ها ن ا هستند آن ها تمامی ندارند می شود تا ابد از آن ها گفت تا ابد برایشان اشک ریخت تا ابد از وجودشان دلتنگ شد تا ابد از وجودشان حسرت خورد ت


بعضی دردها
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شکر  

طی دو ساعت، بررسی لحظه به لحظه ی سایت سنجش، تبدیل شد به بررسی لحظه به لحظه ی سایت صنعتی کبیر... الهی خیرش کن...


شکر
منبع :
درخواست حذف این مطلب

صد و بیست اُم  

همه لحظه هايت را دوست داشته باش، همه روزهايت را، همه خودت را و همه او را.


صد و بیست اُم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

نباید بشنود دنیا، صدای ترس هایت را...  

مسلماً سرزنش چیزی نبود که در آن لحظه نیاز داشته باشد. میگفت عاقبت همانی که از آن میترسیده سرش آمده است و بدترین حدسش تبدیل به یقین شده و ... ها هم تا توانسته اند ترساندنش... . نمیدانستم چه بگویم ، ولی متاسفانه سکوت هم آن چیزی نبود که در آن لحظه نیاز داشته باشد. پس ناچارانه یک مشت از این حرف های امیدوار کننده ای که خودم هیچ بهشان اعتقاد ندارم تحویلش دادم و درست در لحظه ای که حتی خودم هم حس ... دارم سخن رایگان میگویم در کمال ناباوری دیدم که او آرام شده


نباید بشنود دنیا، صدای ترس هایت را...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

سخت است...  

سخت است... ک عشقت تورا نفهمد... نگرانی هايت را درک نکند... باهم سر موضوعی توافق کنی.. ولی بخاطر همون موضع خیلی چیزا بشنوی... خیلی سخت است ک هر لحظه بفهمی مهم نیسی... هر لحظه حس کنی ک اضافه ای... خیلی سخته که... هیچ بیخیال... ی کلام بگویم... ما برای اولویت هایمان هرکاری میکنیم... ن برای ... ایی ک فقط مهمن... ارزو میکنم جزو اولویت های ... ی باشین ن اینک براش مهم باشین...


سخت است...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

من هیچ نمیخواهم  

من هیچ نمیخواهم... تنها صدایت را میخواهم تا موسیقی سکوت لحظه هایم باشد نگاهت را میخواهم تا روشنی چشم های خسته ام باشد وجودت را میخواهم تا گرمای قندیل اغوشم باشد خی را میخواهم تا خاطره لحظه های فراموشم باشد دست هايت را میخواهم تا نوازشگر بی ی اشک هایم باشد و تنها خنده هايت را میخواهم تا مرهم کهنه زخم های زندگیم باشد اری تنها تو را میخواهم ...


من هیچ نمیخواهم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شاید...  

به چشمانی امید آویزبه دستانی به دنب به پرو از شباهنگامبه سوی نور ، رؤیایتبه ساز دل تو را خواهدبه عقلی در پیشگاهتبه رسم بودنت این دمرهایم ساز به دیدارتبه من ده آن شکیباییبرای انتظار هايتبرای ماندنم با توبرای خوبی هايتبه لحظه میگذشت این هم امادگر به سرعت باز خواهد گشتبه دیدارت چه مشتاقم...


شاید...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شاید مردم حواسم نیست...  

فقط چند لحظه کنارم بشینیه رؤیای کوتاه، تنها همینته آرزوهای من این شدهته آرزوهای ما رو ببینفقط چند لحظه کنارم بشینفقط چند لحظه به من گوش کنهر احساسیو غیر من تو جهانواسه چند لحظه فراموش کنبرای همین چند لحظه، یه عمرهمه سهم دنیامو از من ب ... رفقط این یه رؤیا رو با من بسازهمه آرزوهامو از من ب ... ربرای همین چند لحظه، یه عمرهمه سهم دنیامو از من ب ... رفقط این یه رؤیا رو با من بسازهمه آرزوهامو از من ب ... رنگاه کن فقط با نگاه ... تمنو تو چه رؤیایی انداختیبه


شاید مردم حواسم نیست...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بودنت حس عجیبی است که دیدن دارد ...  

راه بیفت ....کوچه های کربلا را باید \#34 شبانه \#34 طی کنیم ...وقت نداریم...باید برایت بگویم ...باید هر چه سریعتر از این ی ال برایت بگویم....حرف ها دارند خفه ام می کنند ...بجنب که اگر نگویم و نشنوی،معلوم نیست روحم با خودش چه می کند .... نگاه کن تاریخ را ...حالا تو ،تنها ی هستی که وقتی برایش از کربلا میخوانم،از عمق چشم هایش می فهمد عمق وجودم چه آتشی گرفته .....بگذار فردا فقط مرور کنیم . . . از همان لحظه ی اول ِ آشنایی را تا لحظه ی آ توی اتوبوس که سرت را به شیشه چسبان


بودنت حس عجیبی است که دیدن دارد ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

لحظه ای ترکم نکن محبوب زیبا روی من(علی قیصری)  

لحظه ای ترکم نکن محبوبِ زیبا روی من حرف هائی با تو دارم ای غـزلبانوی من ﺁﻥ ﭼﻨﺎﻥ ﺁﻫﯽ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩﻡ ز تنهائی ﮐـﻪ ﺩﻭﺵ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺁﺗﺶ ﮔﺮﻓﺖ ﺍﺯ ﻫﺎﯼِ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻫﻮﯼ ﻣﻦ لحظه ای گر با تو باشم بوی گل ... رد تنم کی خی ... را فرستی در شبی پهلوی من من که باشم تا بیایم لحظه ای در خاطرت لطفها داری به من ای غنچه ی خوشبوی من نوجـوانی رفت و آثارِ کهنسالی رسید شکوه دارد پای من از رعشه ی زانوی من دائماً از عشق رویت روی دریا یک نفس لحظه ها را می شکافد قایق و پا


لحظه ای ترکم نکن محبوب زیبا روی من(علی قیصری)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

فالوور  

1559 نفر ... این همه آدم تو را دارند پست هايت را میخوانند از شعر هايت لذت میبرند 1559 نفر گاهی یواشکی عاشقت میشوند 14 پستی که قبلا 114 پست بود را 1144 بار مرور میکنند اما من چرا همچین شرایطی ندارم ؟ 1559 نفر...چرا من یکی از آن ها نیستم ؟ چرا حداقل نمیگذاری پست هايت را بخوانم ..... بعد از رفتنت شمردی چند بار به زور با من حرف زدی ؟ یک بار دو بار سه بار و این اخیر هم چهارمین بار بود گفتم از بلاک بودن درم بیاور تا حداقل بتوانم پست هايت را ببنیم قول دادم هیچ کامنت یا ح


فالوور
منبع :
درخواست حذف این مطلب

غزل  

غزل شب، لحظه ی برآمدن ماه می رسد آهم به عرش از دل یک چاه می رسد گفتی که عاشقی و از این لحظه با منی تا لحظه ای که جان به گلوگاه می رسد هر جا که می روی گل من از تو زودتر عطر گلاب و نسترن از راه می رسد ای وای وای ظاهراً اسب امید تو با ترک من به مقصد دلخواه می رسد کارت گرفته، دلبری از شاه می کنی اخبار تو به میکده گهگاه می رسد ما را به به زرق و برق رقیبان فروختی یک روز به حساب تو الله می رسد ص. اخضری پنچ شنبه 17 تیر 95


غزل
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دلت که با من باشد...  

دلت که با من باشد... هرجا که می خواهی باش... چه کلبه ،چه قصر... نفس هايت را بی پروا هر لحظه نفس می کشم...


دلت که با من باشد...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اول قصه ی پرواز ب دارد...  

منطقی اش این بود که قوی باشم، همانطور که تا لحظه ی آ قوی بودم. اما درست در همان لحظه ی آ ، همان لحظه ای که مامان مرا محکم به خودش فشرد و گفت مواظب خودت باش، درست توی همان لحظه چشمانم پر از آب شد. بعد آب هایش دانه دانه ریخت پایین و تمام بای بای های مرا اشکی کرد...


اول قصه ی پرواز ب دارد...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

... !  

حالا که از من دوریمراقبِ خودت باشمراقبِ اشک هايت که بی من نـریزندمراقبِ دلت که بی من ن ... ردمراقبِ خنده هايت که بی من ... ی نبیندمراقبِ دست هايت باشچشم هايت حتیاین ها همه اش امانت استپیشِ توحالا که دستم از دست هايت کوتاستآغوشم از آغوشت دورمراقبِ بی قراری هايت باشمبادا بی من ... یآرامِ جانت شودمبادا ... عادل_دانتیسم


... !
منبع :
درخواست حذف این مطلب
  
All rights reserved. © Javane 2017 Run in 0.363 seconds
RSS