جستجو ها
راهنمای زمان و نحوه ثبت نام آزاد شهرستان قشلاق دیز سال تحصیلی اموزش ساخت بمب دودزا سریال ریومادن ryomaden قسمت پروژه انتخاب واحد با asp net 2 رمان عشق بی نهایت عزیز دل م کننترل مدرن به روایت استامینفن نمایشگاه پل شهرستان تعاریف در موقعیت های مختلف حیدرى خندوانه تلویزیون گوینده مجرى خندوانه حیدرى گوینده مجرى تلویزیون مرتضى حیدرى خندوانه مرتضى خندوانه مرتضى حیدرى خندوانه مرتضى تویوتا غزالی برنامه ک ن فتما تیزی باز یافتن بیپازاری یک استاندارد الهام فصل برای ن نمونه هایی از اخلاق اجتماعی حسین علیه السلام1 تعاریف توسعه و رشد باقالی یه وب باحال هفت خصلت در پس واقعیت یک تحلیل مختصر انشا پاییز برای کلاس هفتم اموزش دوخت دانه برنجی پته راز آب مقدسی که بلاروسها به بشار دادند کرکره خارجی مارال چرم دون خوان ﺗﻴﭗ ﺷﺨﺼﻴﺘﻲ فایل های الیاسی از بین بردن بوی خامی نشاسته اون بالاها 5 گ اینترنت رایگان ندید ب دیدها battery that have yamaha bike clutch that fails battery chargers yamaha ybr125 front disc brake fluid brake fluid changing disc brake fluid ساخت شبکه خان عناوین پایان نامه جواب بازی ج مدرن جما اده آیا یو مین هوو مسلمان است هایکو های من mehrabanam اهالی دنیای مجازی قرص تاخیری پاپلی list لندکروز نمایش صفحه فابریک تویوتا تویوتا لندکروز صفحه نمایش لندکروز پی ل تویوتا لندکروز پی ل قویترین طلسم بند پاسخنامه کتاب کار زنگ عربی عربی هشتم elimi tut bo ft serhat durmus ft ecem telli کتاب حسین یعقوبی شیره برگ درخت بنه برای ستون فقرات ماه سحر خیزان حسادت 32 ص tertulias en la epoca colonial argentina warez تحقیق کتاب درسی چهارم ابت شمع هندوانه برای تزیین میز شب یلدا لواشک کجاست داشته باشید هواشناسی اعلام آیینه ی تشیع مراقب کرم و عنکبوت باشید تا آنفلوانزا ن رید ماه شعبان اهمیت آن بیوگرافی نها لکشمی ایر دیدار تیلرسون با اردوغان بدون حضور مترجم و مشاور یی انجام شد فریمور رسمی فارسی تبلت lenovo s5000 h اندروید 4 ولی یه ذهن دارم مثل بازار شامه باقی باقی نمانده آگاه باشید دگردیسی زیست آموز بررسی اختلال سلوک ک ن و نوجوانان پاو وینت موتور خودرو قطعات روغن شوند رانندگی موتور خودرو کنید زیرا روغن کثیف موقع روغن قطعات سیستم نقوش هندسی معماری ی معلم دین اسم گروه برای کلاس مدرسه امید همین هربار سومم ویژگی میدونی ویژگی سومم درست همون نامه امنیت پایان نامه رایگان پایان رایگان رایگان پایان apple حل مشکلات درباره apple پیام تبریک اولین روز مدرسه رفتن فرزند snow alone منوچهر عیدی وندی بختیاری آموزش دسترسی ریموت به کامپیوتر دیگران ســلامتی دخدرا مرگ هر روز در کمین این کودک است trade off اخلاقم آرزوست kamal english قرمز شدن آبغوره html they cats dream like وقتی طوفان می آید c1 tarh is it love کلاسهای محمود زاده فایل فلش فارسی اسمارت smart clio s4700 dual sim برخی صفات خداوند که در دعا های جوشن کبیر و روز عرفه ذکرشده علل بدخطی دانش آموزان جملات واشعار توصیفی املا دانش آموزان جریان جریان عجیب جست وجوگرهای بومی چشم تیزبین موشک های ایرانی با تضمین جمله بساز اجرای برنامه در استانبول ترکیه gay licking gaara حس خوبی دارم august آیا در کرم گوری جیوه است؟
برترین ها


من شاید

تقویم رومیزی یادداشتی کد 111  

کانون آگهی و تبلیغات کیانقش بعنوان یکی از بزرگترین و معتبرترین تولید کنندگان تقویم های رومیزی با تنوع بالامجهز به صحافی پیشرفته به متراژ ۲۰۰۰ متر و استفاده از نیروهای متخصص در زمینه تولید تقویم رومیزی تمام سعی و تلاش خود رادارد تا بتواند به بهترین نحو و در کوتاهترین زمان ممکن، با کیفیت ترین تقویم رومیزی را در اختیار شما مشتریان گرامی قرار دهد . چاپ همه نمونه تقویم های زیر بصورت اختصاصی برای سال ۹۶ امکان پذیر می باشد. نسبت به تیراژ از تخفیف


تقویم رومیزی یادداشتی کد 111
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تو این دنیاى راست  

گاهى دروغ بگووقتى دلى رو نامید نمیکنىوقتى دلى رو نمیشکنىدروغ بگوبذار با دروغت یه روز خوب بساز م نیست فرداشايد فردا نباشمبه دروغ بگودوستم دارى و عاشقمىشايد همین دلخوشى تو حالم را خوب کنددروغ بگو گاهى که دلتنگ منى اشک شوق من حال تو را هم خوب میکندپس گاهى دروغ بگو


تو این دنیاى راست
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شاید.....  

بعضى وقتا نگاهى تا ابد در یاد میماندبعضى وقتا صدایى تا آ عمر در گوش مى پیچدمن اما جداى همه ى یادگارى هاى به جا مانده از توادبیات گفتارى و نوشتارى ترا با خودم به امانت در دل دارممن بیش از پانصد صفحه مکالمات نوشتارى مان را بارها خوانده ام وقتى مینویسى شايد بوى ترا حس میکنمحس ن نایى را دارم که بوى نوازش مادرش رامى شنود...


شاید.....
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ساز دل کوک است  

دهانم طعم شعر داردکلمات ان به گرد قلمو من شادمانه به وصف تو نشسته امسرزمین رویاهایم نزدیک دیدگانممی بینم اقلیمش را به سادگیآری ساده استتصور تو ز همه قلبم می آیند و من تعبیر همه خوابهایم شیرینم را در نگاه تو یافتمروزگارم چون روایت سهراب شیرین استبا همان دلخوشی هائی چون لقمه ای نان به دلخوشیسر سوزنی ذوق به مدد دلدادگیو می سرایم ترانه هایی ز سر شوق یا شايد شورکه همه نجوای عاشقانه دارندساز دلم کوک است ان شده است روحو من مبهوت به او که مرا خواند


ساز دل کوک است
منبع :
درخواست حذف این مطلب

من و شب سرد و تنهایی  

باتو ماوائی دارمبا تو رویائی دارمشب و برف شايد مهت جاده ای شايد به ناکجا آبادیمقصدی را در این جاده نخواهمبا خیال تو ام دیگر چه خواهم؟خیال تو رابه همه سوی خواهم بردزین جهان تا آن سوی ابدیت خواهم بردچه تصوری زیبا تر از عشق باشدمرا بی نجوای عاشقانه تو چه باشد؟به دور دست سرزمین جوانی نی شم هیچموی سپید و دل ش تگی هایم با یادت هیچ دل هنوز می تپد به خیال عشقبرف جاده ای و من و بی کران تو را عشقبه انتظار خیال آغوش محبوب در این شب سرد نشسته امبه تمنای تو


من و شب سرد و تنهایی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

من از من نبود  

\- گاهی پویا را تماشا می و با خودم می گفتم لابد ی جایی عاشقش بوده\-یا هست\-مثلاً همان دختری که رفته بود خواستگاریش و بعد ترش بابت یادم نیست کدام بهانه منصرف شد یا یکی از دانشجوهای دخترش یا یکی از کارمندهایش یا یکی از های قبلیش یا، چه می دانم. یک نفر لابد دلش برای آن شکلی که می گفت طوری نیست تنگ می شده یا برای چشم های و موهای روشن و ش و انتخاب هایش توی ترک های موسیقی.یک نفر لابد برای دوباره بوییدن عطرش دلتنگ میشده یا دلش میخواسته جای من پیامک های صب


من از من نبود
منبع :
درخواست حذف این مطلب

.......هیچ .....  

اگر ایمیلهای گروه ما را در spam دریافت می کنید لطفا جهت حل این مشکل پس ازباز ایمیل برروی دکمه not spam کلیک کنید هیچ از آینده خبر ندارد ، مردی که امروز با عجله توی مترو از تو ساعت پرسید شايد یک ماه بعد به نام کوچکش او را صدا بزنی ، شايد دختری که امروز با او قدم میزنی و بستنی میخوری ، چند سال بعد خسته و کالسکه به دست از روبه رو به سمتت بیاید و تو سرت توی کیفت باشد و با تنه از کنارش رد شوی ، شايد او برگردد تو هم برگردی یک ثانیه به هم خیره شوید و یک سال خاطر


.......هیچ .....
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بی قراری  

این روزا دوباره مثل سابق شدم پر از حرف و حس های متضاد که بازم دلم نوشتن می خواد ّ نوشتن جایی که نشناسنت و ی نشناسی شايد ی نبینی اما با نوشتن سبک میشی نمی دونم فعلا اینو میخوام. گاهی دلم خلوت و نتهایی میخواد. گاهی تو جمع بودن


بی قراری
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بعضی دردها  

بعضی درد ها را باید در صندوقچه ای گذاشت و درش را بست، تا سال ها بعد بازمانده هایتصندوقچه را باز کنند و دردهایت را شايد اشک بریزند برای بعضی از درد ها باید آلبوم ع ی ید تا سال ها بعد بازمانده هایت آن را آلبوم قدیمی آقاجون یا مادر جون خطاب کنند و درد هایت را شايد اشک بریزند انگار این بعضی دردها را درمانی نیست آن ها ن ا هستند آن ها تمامی ندارند می شود تا ابد از آن ها گفت تا ابد برایشان اشک ریخت تا ابد از وجودشان دلتنگ شد تا ابد از وجودشان حسرت خورد ت


بعضی دردها
منبع :
درخواست حذف این مطلب

عشق خیلیا هستن ....  

یه فرد خوبی اینو برام گفته بود دخترایی که عاشق میشن دو دسته اند یه عده خب عاشق قیافه میشن ، مذهبی هم نیستنیه عده نورانیت شخصیت طرف میگیرتشون میشن هادیِ راهشون،به عشق اونا چادر میپوشن،قران میخونن،قبل هر بار بیرون رفتنشون یه نگاه به ایینه میندازن ببینن اگه فلان شهید بود از حجابش که دلش نمیگرفت؟بعد همینا باعث رابطه عمیق قلبی میشه،اون شهیدم میاد سمت اون دختر،میاد تو خوابش،گاهی بهش میگه کارش درسته و باید ادامه بده،گاهی م بر ع ،عشق به اون شهید


عشق خیلیا هستن ....
منبع :
درخواست حذف این مطلب

از امروز تا عاشورا وقت داریم تا رقاصه های عاشورای88را نفرین شان کنیم  

دوباره بسم الله سالروز عاشورای سیاه88هم از راه خواهدرسید یادت هست حرکات زشت رقاصه های خیابانی عاشورای 88را؟جنایاتی که همین ها در مقابله با ان مان د یادت هست؟100 بدان که ان مان هم لحظه لحظه فتنه سیاه دشمنان عاشورا را از یاد نبرده اند....تو حتما میتوانی لااقل با کلامت دلداری شان دهی تا شايد...شايد بتوانند به دلداری هایت دلخوش باشندو جنجال سیاه عاشورای88را فراموش کنند تسلی خاطردادن هایت را اینجا بنویس تا ثبت شودشايد ان بخوانند و بتوانند بلوای عاشو


از امروز تا عاشورا وقت داریم تا رقاصه های عاشورای88را نفرین شان کنیم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

١٢٣  

سردرد و افتادن دلم میخواد کناب بخونم .چندروز پیش یه دست فروش قران تو جیبی میفروخت یهدفعه از اون ترحما ی الکی یه دونه گرفتم امشب اتفاقی دیدم از سر کنجکاوی باز نوشته و اذا وحوش وح وحوش و خوب اومد.. احساس میکنم نمیخام وارد بازی جدید بشم ولی تنوع شايد ...


١٢٣
منبع :
درخواست حذف این مطلب

می میرم از عشق  

اگر مُردم امشب،بدان که دوست داشتمت تو رانگفتم هرچند به زبانبسیار داشتم امانداشتم جرئت به اعترافیا که ترس بود شايدشايد اما نگفتم از عمدبود هرچهرفت از دست فرصتشصبح را ندیدم من اگر،دستِ کم اینگونهمى فهمى چه بود داستانممُرد باید گاهىتا شود افشا عشق ١٠ آبان ١٣٩٥


می میرم از عشق
منبع :
درخواست حذف این مطلب

کمی بیشتر حواسمان باشد  

کاش یک کم بیشتر حواسم به دور و بری هایم باشد شايد یکی دلش تنگ باشد... شايد یکی درد داشته باشد... شايد یک بنده خ باشد که می خواهد غصه هایش را یادش برود و من نمی گذارم بی آنکه بدانم... اصلا توی مخیله ام،هم نمی گنجد، که این ع های عشقولانه ی دوتایی که می گیریم و زیرش هی قربان صدقه ی فلانی جانم می روم... شايد دل یک نفر را به درد بیاورد... یک نفر بیچاره ای که از قضا فلانی جان من هم نام عشق از دست رفته اش است شو این جمله کذایی مرسی که هستی من، او را یاد قول همیشه


کمی بیشتر حواسمان باشد
منبع :
درخواست حذف این مطلب

کودتای فرهنگی در پسا کودتای نظامی ترکیه  

پس کودتای نافرجام نظامی که البته خیلیها در ایران بعنوان تحلیلگر آن را ساخته و پرداخته خود اردوغان دانستند و البته من کاملا مخالف ایشان هستم اما یک اتفاق بد در ترکیه در حال رخ دادن است و آن ظهور یک استبداد دینی است به ی رجب طیب اردوغان. خواسته یا نا خواسته مردم و حتی مخالفین وطنی حزب اعتدال ترکیه در مقابل کودتا ایستادند و نگذاشتند چکمه پوشان و نیزه داران بر آنها حکومت کنند اما اردوغان با دستگیری های گسترده ا اج های خارج از عرف و معلق گذاشتن کا


کودتای فرهنگی در پسا کودتای نظامی ترکیه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

پادزهر  

می گفت تندی و تلخی و سختی زهر یا به قولی زهر سم که بره دیگه می تونی دووم بیاری و فقط یه یادگار و تجربه است که از اون باقی مونده... شايد مثه آدمی که برای خودکشی میره اما بعد از رقیق سازی اثرات سم تو دستگاه گوارشش حالاست که میتونه زنده بمونه و یا به قولی دووم بیاره.. اصلا حالا که میتونه دووم بیاره پس چرا رفت که بره؟ خواست بره چون دیگه دوومی نمونده بود.؟ .. در هر حال حالا اون هست و شايد که بتونه دووم بیاره اما نمیدونم اون زهر چقدر از بدنش خارج شده و یا د


پادزهر
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اینجا که من ایستاده ام...  

شايد نزدیک دو ماه پیش بود که با آن حال وحشتناک گوشی را برداشتم و شماره ی آن مشاور را گرفتم تا شايد بتواند کاری برایم انجام دهد... و او قرار ملاقات را در یکی از کلاس های این موسسه گذاشت... و کمی نگذشته بود که بغض های تلخ من ش تند و اشک هایم جاری شدند... و حالا من برای تدریس و مصاحبه در این آموزشگاه دقیقا در همان مکان ایستاده ام... با یک تابلو و ماژیک های رنگی که به دست من س می شود تا مبحث مورد نظر را تدریس کنم .. راست می گویند که دنیا خیلی کوچک است.. گاهی ا


اینجا که من ایستاده ام...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

٩٥/٠٩/٠٩  

شايد قرار بود بیاموزم و تورا از دست دادم و سبب همه اشک هایم این است... کاش. بودی و مرا درس می آموختی، تشنه شناخت خداوندم ، تشنه شناخت خود و جهانم... دو روز بیشتر به ٣٧ سالگیم نمانده... و امسال تصمیمم این است شناخت را شروع کنم برای سلامتی تو همواره دعاگو هستم


٩٥/٠٩/٠٩
منبع :
درخواست حذف این مطلب

"امان از این صندلی ها"  

آخ که صندلی ها ظرف های غذا و خنده ها چقدر لجبازند صندلی ها دیگر پر نمی شوند چرا نمیتوانم بردارمشان؟ ظرف تورا خالی روی میز میچینم و مدام می خندم و داستان تعریف می کنم اما اما بگو چرا پس چرا خنده های تو این قدر لجبازند؟ یا شايد گوش من... آخ حتما گوش من... مشکی دارد


"امان از این صندلی ها"
منبع :
درخواست حذف این مطلب

و شعر...  

چشمانت هزار ساله ... مرا مست میکند اما مخمل صدایت ؛ باید شالى باشم دست در گردنت بیندازم و مدهوش از کلماتت ، شايد کوزه گر قابلى بشوم تا خمره بسازم براى دلم که هجرت تا به ابد تقدیرم... پ.ن و شعر چون گنجشک بخار آلودى ، بر بام زمستانى ، به یخى بدل خواهد شد... پ.ن کویر \- محمد معتمدى پ.ن شايد کمى عاشقانه بنویسم...


و شعر...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

شايد دلم بخواهد بروم تهران و او را ببینم و نگاهش کنم و ببوسمش. نه چون عاشقش هستم. عاشق ی نیستم. حالا و امروز نه. شايد دیگر نباشم. شايد ندانم، نشناسم. اما دیدنش خوب است و همه ی مخلفاتش خوب است و با او خیلی به من خوش می گذرد و بدون او هم راستش فلج نمی شوم. امروز و حالا این طورم و چند روزی است که این طورم. دوست نداشتن نیست. یک چیز دیگری است. یک جور شايد خلاصی و راحتی. شايد همان چیزی باشد که او هم می خواهد. نمی دانم. یک جور در لحظه رفتار . در لحظه در آغوش کشی


منبع :
درخواست حذف این مطلب

تو این دنیاى راست  

گاهى دروغ بگووقتى دلى رو ناامید نمیکنىوقتى دلى رو نمیشکنىدروغ بگوبذار با دروغت یه روز خوب بساز م نیست فرداشايد فردا نباشمبه دروغ بگودوستم دارى و عاشقمىشايد همین دلخوشى تو حالم را خوب کنددروغ بگو گاهى که دلتنگ منى اشک شوق من حال تو را هم خوب میکندپس گاهى دروغ بگو


تو این دنیاى راست
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شعر دفاع مقدس  

سفر کرده‏ام تا بجویم سرت را و شايد در این خاکها پیکرت را من اینجایم ای اشنای برادر همان جا که دادى به من دفترت را همان جا که با اشک و اندوه خواندى‏ برایم غزلواره‏ى آ ت را همین تپه را باید آیا بکاوم‏ که پیدا کنم نیمه‏ى دیگرم را تفنگت، پلاکت همین جاست اما ندیدیم تسبیح و انگشترت را تو را زنده زنده مگر دفن د که بستند دستان و پا و سرت را پس از این من اى کاش هرگز نبینم‏ نگاه به درمانده مادرت را


شعر دفاع مقدس
منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

وقتایی هست که تنهایی . . . خیلی خیلی تنها طوری که حتی ی رو نداشته باشی باهاش شادیت و قسمت کنی . . . میدونی ؟ دارم از پیشت برای همیشه میرم میرم چون خودت این و خواستی آدما خیلی زود تغییر میکنن یا شايد هم نه خودت از اول اینجوری بودی ولی من خبر نداشتم. خیلی خوب بودی خیلی طوری که خیال می تو یه هدیه هستی که اومدی تا این همه تنهای من و پُر کنی. فکر می تو اومدی تا با مداد سفید خط بکشی روی همه ی تاریکی های زندگیم. فکر می بودن و اومدن تو تویه زندگیم یه اتفاق خیلی


منبع :
درخواست حذف این مطلب

سلوک :)  

سلوک پر از عاشقانه های خاص و ناب کت که سخت پیش می رود . از همان کتاب ها که هر خط را باید چند بار بخوانی تا متوجه شوی . اصولا در این گونه مواردِ نادر که هر چند سال یک بار پیش می آید ، با تمامِ وجود می افتی روی کتاب دی احساس می کنی اینگونه مسلط تری دی خب دیگر یک دختر آبانی باید همه چیزش با بقیه فرق کند به قول یکی از دوستانت تو خیلی عتیقه ای البته که عتیقه خودش است دی این صفت زیبا زمانی به تو نسبت داده شد که در هنگام بحث های بی سر و ته خواستگاری در گروهِ


سلوک :)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

دوست دارم یه روزی، یه وقتی، در زندگیم مزه بچه دار شدنو بچشم یه روزی که واقعا شباهتی به مادرها داشته باشم شايد فرصت نداشته باشم که خیلی چیزا بهش یاد بدم ولی حتما بهش یاد خواهم داد که محکم باشه تو زندگیش تا بتونه راه خودشو درست انتخاب کنه و در قبال تصمیمات و انتخاب هاش مسئولیت پذیر باشه. باید بدونه که هیچ دو نفری شبیه هم نیستن پس باید خود خودشو پیدا کنه و برای رسیدن به هدفهاش پافشاری کنه شايد اون روزها خیلی از این روزهای من دور باشه ولی بالا ه خو


منبع :
درخواست حذف این مطلب

...  

نمیتونم بفهممت ...توی بدترین شرایط تنها موندم تحمل هیچی رو نداشتم ، از کارم اومدم بیرون قید همه چی رو زدم به سختی سعی که کم کم زندگی کنم دوباره اذیتم کردی... واقعا اذیت شدم رفتی دیگه ؟ ٥ماه زندگی کردی بی من و خاطراتم ٥ ماه خوب بودی و من سوختم شايد تو هم اگه بفهمی من دوست نداشتم ،بفهمی همه حرفام و کارام دروغ بوده تو هم اگه ببینی میتونم پیاماتو ببینم و جواب ندم ، اشکاتو ببینم و نخوام واسه یه لحظه ببینمت اون همه کار کنی واسه تولدم و حتی نبینمت ،شايد


...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

٠٠:٢٥  

میدونى حالم خوبه، خیلی هم خوبه. ولی ترسو شدم همش حس میکنم ندونستن حس بقیه خیلی واسم بهتره مثلا میفهمم اون پسره توى گروه یا کلاس از من خوشش میاد ولى خودمو میزنم به نفهمی نمیدونم شايد به خاطر اینه که میترسم رفتارم باهاشون تغییر کنه. اونوقت یکی که نباید نسبت بهش حسی داشته باشم یکاری میکنه که دل من بلرزه


٠٠:٢٥
منبع :
درخواست حذف این مطلب

»13+343« صدایت حضرت معشوق  

همیشه یه نفر هست که شنیدن صداشمثل گوش دادن به یه آهنگمیتونه آرومت کنهشايد هیچوقت نفهمه چقدر دوستش داریشايد هیچوقت نفهمی چقدر دوستش داریاما هیچکدوم از این هیچوقت ها مهم نیستمهم اینه که یه نفر باشه تا بهش بگیاز اینجایی که الان هستمآ تری وجود ندارهحرف بزن باهاممیخوام به زندگی برگردم پویا جمشیدی \+ باید یکی تو زندگیمون باشه که از صبح چشمت به ساعت گوشی باشه تا سر یه ساعت خاصی که مدنظرته شمارش رو بگیری و مملو از هیجان شی... یکی که با صداش وادارمون


»13+343« صدایت حضرت معشوق
منبع :
درخواست حذف این مطلب

روزی رسون  

شايد همه ی اون نذری که امروز میگیریم قسمت و روزی ما نباشه...اضافه های نذری رو داخل سطل زباله نریزید...شايد شما امروز وسیله ی رزق پرنده یاحیوونای محلتون شدی...کوتاهی نکنید...عزاداری همگی قبول باشه ان شاءالله...اجرتون با قمرمنیر بنی هاشم ع ١٠محرم الحرام١٤٣٧هـ.ق محسن.قادری ماس دعا...یاعلی✋


روزی رسون
منبع :
درخواست حذف این مطلب
  
All rights reserved. © Javane 2017 Run in 0.301 seconds
RSS