زال دل به رودابه باخته و رودابه هم عاشق زال شده. اما مشکلی که زال با آن روبه روست این است که رودابه دختر مهراب، از نوادگان ضحاک است و پیوند با آن ها به سبب اختلاف های اعتقادی و مذهبی غیرممکن است. به همین خاطر زمانی که زال دل به رودابه باخته و خواهان ازدواج با اوست، سران زال را نصیحت می کنند تا از این فکر درگذرد؛ اما زال نمی پذیرد. در نهایت سران به او می گویند تنها راه این است که به نزد پدرش سام نامه ای بنویسد و خواسته اش را پیش او مطرح کند. زیرا سام قول داده هرگز با خواستۀ پسر مخالفت نکند. بیتی که در ادامه آمده، از ابتدای نامۀ زال به پدر است. زال می خواهد نامه را با ستایش پدر آغاز کند. و این چنین می نویسد:

«چمانندهٔ دیزه هنگام گرد

چرانندۀ کر اندر نبرد»

کر از پرنده هایی است که مردارخوار است. حکیم توس، رشادت های سام را این گونه توصیف می کند که، او در وقت نبرد چرانندۀ کر هاست. یعنی به قدری از دشمنان می کشد که غذا برای تمام کر های صحرا فراهم می شود!