پنجشنبه سیاهی که تاریخ، خجل و شرمسار از بیان آن واقعه است .

به گزارش شلمچه نیوز، حجت ال والمسلمین حاج شیخ محمد ی سوادکوهی از محققان جوان در مقاله ای علمی و مهم، به تبیین یکی از برگ های مهم تاریخ پرداخته که از آن به ریشه ی اختلافات امت ی یاد کرده است. متن این مقاله ی علمی که در سایت مؤسسه جهانی سبطین درج شده است بدین شرح می باشد:

۴۳۵%d9%82
یکی از مصیبت های بزرگ و تلخ تاریخ ، مصیبت ِغربت و مظلومیت و آزار و اذیت و همچنین تهمت به ساحت مقدس حضرت خاتم الانبیاء محمّد مصطفی صلی الله علیه و آله است که مدعیان دلسوزی و قرآن، وقتی به این قسمت از تاریخ سیاه و ننگین بشری می رسند ، خود را به عالم خواب و بی اطلاعی می سپارند و تلخ ترین رویداد تاریخ بشریت را در پس های کینه و نفاقشان پنهان می کنند ؛ غافل از آنکه خورشید روزی از پس ها بیرون و حق از باطل شناخته خواهد شد.
روزهای تلخ و ننگینی که چند روز قبل از شهادت مظلومانه رسول خدا صلی الله علیه و آله که توسط دو تن از همسران حضرتش با زهر کین مسموم و به شهادت رسیدند، به وقوع پیوست.
پنجشنبه سیاهی که تاریخ، خجل و شرمسار از بیان آن واقعه است .
پنجشنبه سیاه و ننگینی که قبل از به شهادت رسیدن رسول خدا صلی الله علیه و آله به وقوع پیوست.
پنجشنبه سیاهی که حرمت ها را یکی پس از دیگری از بین برد و حقیقی را به سقیفه ای مبدّل کرد.
پنجشنبه سیاهی که قلب اولیای خدا را جریحه دار و فرشیان را عزادار و عرشیان را ماتم زده و ملتهب کرد.
پنجشنبه سیاهی که مصیبتش از تمامی مصائب عالم سخت تر و سنگین تر بود ؛ تا آنجا که وجود رسول خوبی ها ، حضرت عصمت الله الکبری فاطمه زهرا سلام الله علیها درباره آن فرمودند : «وَ اُزیلَتِ الحُرمَه عِندَ مَماتِه. فَتِلکَ وَاللّه النازِلَه الکُبرى، وَالمُصیبَه العُظمى ؛ به هنگام شهادت رسول خدا صلی الله علیه و آله با آن بی ادبی ای که بر حضرت نمودند، حرمت ها به کلی از بین رفت.پس آن به خدا قسم گرفتاری بزرگ و مصیبت عظمی است .
آری! آن بی حرمتی آنقدر دردناک بود که ابن عباس به اندازه ای گریه و ناله کرد تا اشک چشمانش سنگریزه ها را خیس نمود.
متفکران جهان بر این امر واقفند که سرمنشاء همه ی ظلم ها و اختلافات امت و تمامی بی حرمتی ها به مقدسات مسلمانان محصور به آنان است که پنجشنبه سیاه تاریخ را بوجود آوردند. پنجشنبه تاریک و ننگینی که قلم سر افکنده و زبان خج زده ی آن بی ادبی است .پنجشنبه سیاه و ظلمانی که ابن عباس آن را به نام (رزیّه : مصیبت بزرگ) خوانده است. آن زمانی که قلب مبارک خدا را به درد آوردند و وجود نازنین حضرتش را آزرده و پریشان خاطر نمودند. براستی این مصیبت نه تنها اشک بلکه خون از دیدگان هر مسلمان آزاده ای جاری می کند که چگونه درلحظات آ عمر شریف رسول خدا صلی الله علیه و آله ، عده ای، حضرتش را اذیت نموده و ایشان را دلش ته و ناراحت و قلب مبارکش را جریحه دار د، با آنکه قرآن مجید می فرماید: (إِنَّ الَّذینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهیناً) ؛ آنان که خدا را توسط اذیت رساندن به رسولش آزار می دهند ، و رسول خدا را توسط اذیت رساندن به اهل بیتش آزار می دهند ،خدا آنان را در دنیا و آ ت لعنت نموده و عذاب خوار کننده ای برای آنان مهیّا فرموده است. «الاحزاب ۵۷»
قبل از آنکه این روایت و حقیقت تلخ تاریخ را که در کتب معتبر نزد اهل تسنن نیز نقل شده و آن را از همین کتاب ها، بازگو کنم از تمامی مسلمان آزاده و غیور پیروان ادیان الهی وآسمانی پوزش می طلبم .
رسول خدا صلی الله علیه و آله در پنج شنبه آ عمر شریفشان تصمیم گرفتند، سندی زنده در باب خلافت و تثبیت موقعیت و جانشینی مؤمنان حضرت علی علیه السلام، به یادگار گذارند و خطاب به حاضران فرموند: «کاغذ و دواتی برای من بیاورید تا برای شما مطلبی بنویسم که پس از آن هرگز گمراه نشوید»؛ پس از این درخواست، “عمر بن خطاب” به مخالفت با رسول خدا صلی الله علیه و آله برخاست و گفت: بیماری بر این مرد (یعنی ـ والعیاذبالله ـ) چیره شده است و هذیان می گوید، قرآن نزد شماست و کتاب خدا ما را بس است.
بخاری از بزرگان علمی اهل تسنن که مولوی ها کتاب او را مقدّس و بدون اشکال و صحیح می پندارند!، این واقعه تلخ را در کتاب صحیح البخاری ، جلد ۳ ، صفحه ۱۱۱۱ ، حدیث ۲۸۸۸ ، کتاب الجهاد والسیر ، بَاب جَوَائِزِ الْوَفْدِ هل یُسْتَشْفَعُ إلى أَهْلِ الذِّمَّهِ وَمُعَامَلَتِهِمْ چنین روایت می کند :
عَنِ ابْنِ عَبَّاس رضى الله عنهما أَنَّهُ قَالَ یَوْمُ الْخَمِیسِ، وَمَا یَوْمُ الْخَمِیسِ ثُمَّ بَکَى حَتَّى خَضَبَ دَمْعُهُ الْحَصْبَاءَ فَقَالَ اشْتَدَّ بِرَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم وَجَعُهُ یَوْمَ الْخَمِیسِ فَقَالَ “ائْتُونِی بِکِتَاب أَکْتُبْ لَکُمْ کِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا “. فَتَنَازَعُوا وَلاَ یَنْبَغِی عِنْدَ نَبِیّ تَنَازُعٌ فَقَالُوا هَجَرَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم .
ابن عباس می گفت: روز پنجشنبه و چه روزی بود آن روز ، وگریه کرد که اشک چشمش سنگریزه ها را خیس کرد، سپس گفت: روز پنجشنبه بیماری بر رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) شدید شد ، فرمود : کاغذی بیاورید تا برای شما چیزی بنویسم که هرگز گمراه نشوید ، حاضران اختلاف د در حالیکه چنین عملی در حضور خدا شایسته وسزاوار نبود، گفتند : او بیمار است و هذیان می گوید .
ابن اثیر نیز در النهایه ، جلد ۵ ، صفحه ۲۴۴ می نویسد :
أهْجَر فی منطقه یُهجِر إهجارا : إذا أ ، وکذلک إذا أکثر الکلام فیما لا ینبغی والقائل کان عمر .أهَجَرَ .
عینی در شرح صحیح بخاری جلد ۱۴، صفحه ۲۹۸ در این باره می گوید :
هذه العبارات کلها فیها ترک الأدب والذکر بما لا یلیق بحق النبی صلى الله علیه وسلم ، و لقد أ من أتى بهذه العباره .
غزالی در کتاب سرّ العالمین جلد ۱ ، صفحه ۱۸می نویسد :
ولما مات رسول الله صلى الله علیه وسلم قال قبل وفاته ائتوا بدواه وبیضاء لأزیل لکم إشکال الأمر واذکر لکم من المستحق لها بعدی. قال عمر دعوا الرجل فإنه لیهجر .
یعنی : رسول خدا (صلی الله علیه و آله) قبل از آنکه از دنیا بروند فرمودند : کاغذ و دواتی بیاورید تا نزاع و اختلاف در خلافت را از بین ببرم و شخصی را که سزاوار خلافت بعد از من است معرفی کنم . عمر گفت : این مرد را رها کنید که به تأکید هذیان می گوید .
این رویداد تاریخیِ بسیار ناروا ،آنقدر تلخ و دردناک بود که ابن تیمیه در کتاب منهاج السنه جلد ۶ صفحه ۳۰۰ نقل می کند که: شهرستانی از مورخین بزرگ نزد اهل تسنن در کتاب ملل و نحل خود می نویسد: مخالفت خلیفه دوّم با درخواست رسول خدا سبب اختلاف موجود در جهان شد، و این زیان بزرگ و خسارت بی نظیر بشری نیز رقم خورد و تاریخ از مصائب دیگری نیز حکایت دارد. «مختصر منهاج السنه جلد ۲ صفحه ۳۷۰ و منهاج الکرامه فی معرفه ال ه صفحه۱۱۰»
آری! اختلاف امت و تفرقه موجود بین مسلمانان به نص کتاب های اهل تسنن ، از آنجا آغاز شد و لذا می بایست دانشمندان و علمای جهان فکری برای این امر مهم کنند و تقریب مذاهب را در تبعیت از ولایت حق به سایر مذاهب بچشانند و آرزوی دیرینه رسول خدا صلی الله علیه و آله را که همان وحدت بی نظیر امت است تحتِ لوای قرآن مجید ، رسول خدا و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام محقق سازند.
پژوهشگران و بزرگان اهل تسنن نیز اگر واقعاً از این اتفاق ناگوار که تاریخ را لکه دار وسیاه نموده و امت ی را متفرق و به جان هم انداخته مطلع نبودند و این موضوع دردناک را مطالعه نفرمودند و یا از منابع معتبر نزد عامه مطلع نیستند ، می توانند این واقعه را در معتبرترین کتاب های نزد خود مطالعه فرمایند تا حقیقت حق و باطل برآنان آشکار شود.
کتاب هایی همانند : صحیح بخاری :جلد ۱ صفحه ۱۲۶و ۱۲۷ حدیث ۱۱۴ ، صحیح بخاری : جلد ۱ صفحه ۳۶ حدیث ۱۱۴ ، صحیح بخاری جلد ۴ صفحه ۳۱ حدیث ۳۰۵۳ کتاب الجهاد و السیر ، صحیح بخاری جلد۴ صفحه ۶۶ حدیث ۳۱۶۸ ، صحیح بخاری جلد ۵ صفحه ۱۳۷ حدیث ۴۴۳۱ ، صحیح بخاری جلد ۸ صفحه ۶۱ حدیث ۷۳۶۶، تاریخ الطبری جلد ۳ صفحه ۱۹۳، صحیح مسلم جلد ۵ صفحه ۷۵ حدیث ۴۱۲۴ ، معجم اوسط طبرانی جلد ۵ صفحه ۲۸۸ ، معجم ا وائد الهیثمی جلد ۹ صفحه ۳۴ ، کنز العمال متقی هندی جلد ۵ صفحه ۶۴۴ ، طبقات ابن سعد جلد ۲ صفحه ۲۴۳ ، مسند احمد جلد ۳ صفحه ۲۴۳ ، مسند احمد صفحه ۲۹۳ ، تاریخ کامل ابن اثیر جلد ۲ صفحه ۳۲۰ ، فتح الباری ابن حجر عسقلانی جلد ۸ صفحه ۱۰۱ ،کشف الغمه جلد ۲ صفحه ۴۷ و .
به راستی با وجود این همه سند و مصدر برای این مطلبِ ناگوار جای سؤال نیست که مدعیان دلسوزی در الازهر مصر و مدارس علوم دینی عربستان و غیره که فریاد وا ای آنان گوش فلک را پُر کرده و خود را پیرو رسول خدا و سنت رسول می دانند ، چرا تا به امروز از بزرگترین ظلمی که در حق اکرم صلی الله علیه و آله شد دفاع نکرده و نمی کنند؟ چرا این وقایع تلخ تاریخ را برای جوانان مظلوم اهل تسنن بیان ننموده و تشریح نمی نمایند؟! واقعاً جوانان اهل تسنن چگونه می توانند به بزرگانشان اعتماد کنند در حالی که علمای الازهر و مولوی های اهل تسنن حتی حاضر نمی شوند واقعیت های تاریخ را از کتاب های مورد تأیید خودشان برای این جوانان مظلوم بیان کنند.
آری! عاشورا و حرمت شکنی های آن و حرمت شکنی ها نسبت به خاندان وحی و رس ، و بیت شریف ت و ولایت ، همه و همه منشأش همانجایی است که حرمت رسول خدا صلی الله علیه و آله را از بین بردند ، اکابر علمی جهان ،بلکه دانشمندان تاریخ شناس، عاشورا را نتیجه آن بی حرمتی علنی به ساحت مقدس نبوی که قرآن مجید درباره حضرتش می فرماید : (ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی ـ النجم ۳ و ۴) و نسبت هذیان دادن به وحی ، و زمینه سازی برای سقیفه و مصادره فدک از حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها و غصب خلافت از مؤمنان حضرت علی علیه السلام که لباس خلافت و ولایت را خدای متعال به او عنایت نموده و در قرآن مجید فرموده : (انما ولیکم الله و رسوله و الذین امنوا الذین یقیمون الصلوه و یؤتون ا کوه و هم راکعون؛ مائده ـ ۵۵) که شیعه و سنی اتفاق دارند که منظور قرآن مجید مؤمنان حضرت علی علیه السلام اند و سپس پایه ریزی همه ی اختلاف ها ، فرقه گرایی ها، بی حرمتی ها ، ظلم ها ، و بی عد ی ها تا به امروز شدند.

هدف ما از یادآوری این مطالب مهم تاریخ آن است تا با اتمام حجت و روشن نمایی تاریخ بتوانیم در پرتو حصن حصین ولایت مؤمنان حضرت علی علیه السلام و قلعه امن دو ثقل بزرگ و تنها یادگار ارزشمند رسول خدا، یعنی «قرآن مجید و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام» در مسیر کمال و انسانیت قدم برداشته و به کمک یکدیگر وحدت بی نظیر مسلمین را در پرتو قرآن و عترت ، به رخ جهانیان کشانیده و آن را در تاریخ رقم بزنیم، وحدتی که فرمان قرآن مجید بوده و آرزوی حضرت رحمت للعالمین صلی الله علیه و آله است.تأکید می نمائیم که خدا ، قرآن ، رسول الله ، اوصیاء حضرت و بزرگان مذهب اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام ، که همه از منادیان وحدت امت ی بوده اند به ما آموختند، وحدت مسلمین در پرتو تبعیت از قرآن و عترت ، لازمه امت ی در مقابل جهان کفر بوده، ولکن مذاکرات علمی رسانه ای، منافاتی با آن وحدت ناگسستنی ندارد.