داشتم برای برادر جان قصه ی شنگول منگول میگفتم که رسیدم به اینجا که: قصه ما بسر رسید کلاغه به خونش نرسید:))

برادر اول ... فیس وار زل زد بهم وبعد پرسید: کدوم کلاغ؟:||

راست هم میگفت بیچاره! قصه ی ما جز سه تا بز خل ویک گرگ شکمو هیچی دیگه نداشت خب:))

پ.ن: کدوم کلاغ؟

پ.ن: تازه نمیدونید چه حس ... ... بهمون دست میداد وقتی کوچیک بودیم بعد مامان برامون قصه میگفت بعد آ ... ش که میشد میگفت: بالا رفتیم ماست بود پایین اومدیم دوغ بود... قصه ما دوروغ بود:/

خ_________ب مادر من! چرا دوروغ؟+ بعد توقع داره بچهش که بزرگ شد بشه صادق و راست پندار:/

پ.ن: «افراط» و «تفریط» گند زده به زند ... :/

امضا: بهار قصه گو:)))