روایتی از رسول خدا(ص) نقل شده که حضرتشان فرمودند: «هر گاه که انسان می خوابد، ، سه گِره در سر او ایجاد می کند که هر گِرِهی از آنها به شخصِ ه چنین القا می کند که شبِ درازی در پیش داری! بگیر و بخواب! حال اگر انسان اعتنایی نکرد و از جایش برخاست و یاد خدا کرد، یک گره باز می شود. سپس اگر وضو ساخت، گرهی دیگر باز شده و اگر گزارد، آ ین گره نیز گشوده خواهد شد و او با نشاط و خاطری خوش، صبح را آغاز خواهد کرد وگرنه صبح او با و خاطری آشفته آغاز خواهد شد».

این روایت در صحیح بخاری[1] و نیز برخی دیگر از کتابهای مورد استناد اهل سنت[2] وجود دارد، اما در منابع اولیه شیعی عین این روایت مشاهده نشده و منابع متأخّرِ شیعی نیز آن را از کتب اهل سنت نقل کرده اند. به عنوان نمونه محدّث نوری (م 1320ق) آن را از ابن أبی جمهور احسائی در «دُرَر اللآلی» نقل کرده است.[3]

با این وجود، مشابه این محتوا و با الفاظی دیگر در منابع کهن شیعی نیز وجود داشته و از این رو محتوای این روایت مورد تأیید فریقین(شیعه و سنی) است.

در روایتی؛ از پنجم یا ششم(ع) می خوانیم: «هیچ بنده ای نیست مگر شبی یک یا چند بار از خواب بیدار می شود، پس اگر برای عبادت و شب زنده داری از بستر برخاست که به مطلوب رسیده است، وگرنه در گوش او ادرار می کند»

آن گاه حضرت(ع) ادامه داد: «آیا احساس نکرده اید که شبی را که به عبادت نپرداخته اید، با سستی و و سنگینی از خواب برمی خیزید».[4]


[1] - «حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ یُوسُفَ، قَالَ: أَخْبَرَنَا مَالِکٌ، عَنْ أَبِی ا ِّنَادِ، عَنِ الأَعْرَجِ، عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ: «یَعْقِدُ الشَّیْطَانُ عَلَى قَافِیَةِ رَأْسِ أَحَدِکُمْ إِذَا هُوَ نَامَ ثَلاَثَ عُقَدٍ یَضْرِبُ کُلَّ عُقْدَةٍ عَلَیْکَ لَیْلٌ طَوِیلٌ، فَارْقُدْ فَإِنِ اسْتَیْقَظَ فَذَکَرَ اللَّهَ، انْحَلَّتْ عُقْدَةٌ، فَإِنْ تَوَضَّأَ انْحَلَّتْ عُقْدَةٌ، فَإِنْ صَلَّى انْحَلَّتْ عُقْدَةٌ، فَأَصْبَحَ نَشِیطًا طَیِّبَ النَّفْسِ وَ إِلَّا أَصْبَحَ خَبِیثَ النَّفْسِ کَسْلاَنَ»؛ بخاری، محمد بن إسماعیل، صحیح البخاری (الجامع المسند الصحیح المختصر من أمور رسول الله و سننه و أیامه)، «باب عقد ال ...»، ج 2، ص 52، بیروت، دار طوق النجاة، چاپ اول، 1422ق.

[2] - مانند: أبو داود سجستانی، سلیمان بن أشعث، سنن أبی داود، ج 2، ص 32، بیروت، المکتبة العصریة، بی تا؛ قشیری نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم (المسند الصحیح المختصر بنقل العدل عن العدل إلى رسول الله)، ج 1، ص 538، بیروت، دار إحیاء راث العربی، بی تا؛ أبوبکر بیهقی، أحمد بن حسین، السنن الصغیر، ج 1، ص 287، کراتشی، جامعة الدراسات الإسلامیة، چاپ اول، 1410ق.

[3] - نورى، حسین بن محمد تقى‏، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج ‏6، ص 340، قم، مؤسسة آل البیت(ع)‏، چاپ اول‏، 1408ق.

[4] - صدوق، محمد بن على‏، من لا یحضره الفقیه‏، ج ‏1، ص 478 – 479، قم، دفتر انتشارات ى‏، چاپ دوم‏، 1413ق؛ طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، ج 2، ص 334، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.

http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa85810