أبان می گوید: سلیم گفت: روزی گذر المؤمنین ع بر جماعتی از لشکریان شام که ولید بن عقبة بن أبی معیط هم در میان آنان بود افتاد. آنان مشغول ناسزاگویی به آن حضرت ع بودند. وقتی این خبر به گوش حضرت ع رسید، در میان یاران خود که به جنگ شامیان آمده بودند ایستاد و به آنان فرمود:

در حالی که آرامش قلب و سیمای صالحان و وقار را در خود دارید به سوی اینان حرکت کنید که نزدیکترین ما در جهل به خدا و جرأت بر او و غفلت از او انی هستند که رئیسشان معاویه و پسر نابغه (عمروعاص) و أبوالاعور سلمى و ابن أبی معیط خوار و حدّ خورده در و رانده و تبعید شده ای مانند مروان باشد. اینان انی هستند که ایستاده اند و دشنام می دهند، اینان قبل از این با من نجنگیده اند ولی دشنامم داده اند و آن زمانی بود که من آنان را به دعوت می و آنان مرا به پرستش بت ها می خواندند.

خدا را شکر می کنم به خاطر جنگی که فاسقان مرا به آن دعوت می کنند. این مسأله مهمی است که فاسقانِ منافقی که نزد ما غیرقابل اعتماد بوده و از جانب آنان بر می ترسیم بر گروهی از این امت خدعه د و علاقه به فتنه را در قلوب آنان جای دادند و دل هایشان را به سوی باطل متمایل ساختند تا اینکه این جنگ را برای ما بوجود آوردند و سعی د که نور خدا را خاموش کنند در حالی که خدا نورش را کامل خواهد کرد، هر چند کافران آن را نپسندند.

سپس المؤمنین ع یاران خود را برای جنگ تشویق نموده و فرمود: اینان از موقعیتی که دارند جدا نخواهند شد مگر با فرود آمدن نیزه هایی که دل ها را از جا برکند و ضربه هایی که سرها را بشکافد و بینی ها و استخوان­ها را د کند و موجب افتادن مچ دست ها شود و اینکه پیشانی­هایشان با شمشیرهای آهنین برخورد نماید و ابروانشان بر روی ها و چانه ها و گلوهایشان پخش شود، کجایند دین داران و أجر و ثواب؟

پس از این خطبه لشکری متشکل از چهار هزار نفر برای آن حضرت ع مهیا شد و حضرت ع، محمد بن حنفیه را نزد خود فراخواند و به او فرمود: پسرم، همراه این پرچم با طمأنینه و آرامش حرکت کن تا نوک نیزه ها را در های آنان قرار دهی، پس از آن صبر کن تا فرمان من برسد. محمد نیز چنین کرد و در این فاصله، حضرت علی ع دیگری مانند قبل آماده کرد، هنگامی که محمد نزدیک دشمن رسید و نوک نیزه ها را روی آنان قرار داد، المؤمنین ع به ی که آماده کرده بود فرمان داد که با آنان به دشمن حمله کنند و بر دشمن فشار بیاورند، بدین ترتیب محمد و همراهان او رودرو با دشمن مقابله د و آنان را از جایگاهشان بیرون کرده و بیشترشان را کشتند.[1]


[1] - کتاب الفبای شیعه اسرار آل محمد(ص)، سلیم بن قیس هلالی، نشر آرام دل، ترجمه محمد اسکندری، حدیث سی و پنجم، صص 274 و 275