سلام

چه خوش سخن زیبا ز تو دلبرا شنیدن


مصرع دومش یادم نمیاد


همین طوری که در کوچه پس کوچه های زندگی سیر می کنیم

ل درگیر نقشی باید بود که از قضای قشنگ روزگار سهم مرد بودن و سنگ زیرین آسیاب بودن و تکیه گاه بودن

و لنگر گاه و ..... خیلی گاههای دیگر بودن ، برای خودش عالم و شرایط خاص خودشو داره


خوشحالم که خ داریم که همه چیز را مدیریت می کند و می داند و دوستمون داره

و البته  به رفتارها  و انتخابهای ما هم بستگی داره که رفتار قشنگ و عاشقانه ای داشته باشیم


به ماه عاشقی نزدیک می شویم و چه زیباست برایش بیدار شدن و برایش و به یادش از خیلی چیزها لب فرو بستن و دست نگه داشتن


ماه صبر و صلات و صلوات و ماه صیام  با صوت قرآن چه صفایی خواهد داشت. ( چند تا صاد شد؟؟ )


خواستم بگویم که من از مرد بودن خود راضی و خوشحالم چون سر بزنگاه تکیه گاه بودن و مدیر و   از همه مهمتر  مسئول بودن و یواشکی بگویم

که قابل و فاعل بودن و ... قشنگ و باب میل و طبع و مرام و طراوتم هست....... ( داخل پرانتز بگویم که این را هم خود خدا این چنین احسن الخالقین

طراحی و ساخته و خلق کرده است . و ممنون حکمت و تدبیر و طراحی نابش )


خوشحالم که با فهم و علم و دانستن سرو کار دارم، زندگی ام تکراری نیست، هر چی هست جدید و آفرینش و افزایش بر فهم و معرفت و ...

و البته در کنار آن رفتار و عملیاتی شدن و اجرایی شدن و تبدیل به عمل صالح شدن، شرط پایان کار است که این هم در نوع خود شیرین هست


نم نم باران و مهربانی و طراوت  و عشق و محبت هایی به عزیزانت که دور و نزدیک هستند، از اون اتاق گرفته تا فرسنگها فاصله با قلب های مهربانی

که ترا دوست دارند و داشتن شان چقدر شیرین و رویش آفرین هست .

ممنون خ خوبی که عزیزان خ و مهربان نصیب مان کرده است.


پ.ن: از مطالعه همیشه لذت برده و می برم و خیلی چیزای دیگه که اصرار هم کنی شاید بگم.


ممنون خواندن و آمدنت

مثل همیشه یاعلی ای آقای باکرامت و مهر و کوثر و نور و هدایت و شکوه و عزت هستی


نگاه قشنگ مولا روزی چشمان نازتان


یا فارس الحجاز