جستجو ها
bts jin awake list 1570 1585 1588 1740 1608 radyabiapp inhale عطر بنفشه ها مادر به یاد خط خطی های روان نویس بنفش card buedusanjesh ir میرزا ریش دعانویس html نتوانی قسمت هفتم رمان بانوی قصه هاین مسجل شدن قهرمانی در آلیانس آرنا لذت بخش است روبن مانند 25 ساله ها تمرین می کند shakira نرم افزار poweriso فضیلت gs lexus gs چگونه رتبه بالای خود در گوگل را به بینگ انتقال دهیم سفارشات مؤکد در قرآن درباره احترام و نیکی به والدین گشنمه پنیر گودا صالح حمیدزیچ بایرن مونیخ به پیشرفت جوانان اهمیت زیادی می دهد amour en portrait ca cx sharp edges فایل صوتی هیپنوتراپی جذ ت نامحدود فایل subliminal message فایل هیپنوتراپی بی کلام dreamz cole آهنگ جدید آهنگ جدید hukum membeli makalah bagi mahasiswa list list تلویزیون الجی فناوری oled صوتی تصویر تلویزیون الجی جدیدترین تلویزیون بسیار زیبا شرکت الجی متصل کنید تصمیم کبری 8 نکته مهم برای نگهداری برنج اهنگ خارجی فاصله گرزان else cout cout برنامه مطالعاتی پایه یازدهم رشته تجربی 23 الی 29 تیر اعلام برندگان مسابقه رمضان دروغ جدید اصلاح طلب بیت ی موافق fatf است اطلاعیه سازمان سنجش آموزش کشور درباره تاریخ ثبت نام آزمون ورودی دوره ی نیمه متمرکز ph d سال معرفی کتاب و البته پرواز بر فراز آشیانۀ فاخته غربت در آ ا مان online gym samsung galaxy a 2016 official tvc unlimit yourself داستان کوتاه ج android wear به زودی از آیفون پشتیبانی خواهد کرد روش های دسته بندی عناصر انجمن شیمی ایران 8949 کاستاندا به زبان اسپانیایی اسپانیولی 42 مرگ پاییز و تولد خورشید کنسرت ﺗﺨﻤﻴﻦ ﺯﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ دوره های جدید مرکز شماره چهار بروجرد برادران علی ع واکنش سید احمد خاتمی نسبت به انی که ادعا دارن دلشان پاک است ؟؟؟؟؟؟ theory vermont site dmotioninfo com گرچه با خون خودم پشت دلم داغ زدید نام میوه درخت کاج کرید حمله موشکی رژیم صهیونیستی به یک پایگاه در حومه حلب کارشناس رسمی دادگستری95 احمر95 هلال استخدامی کارشناس رسمی رسمی دادگستری95 احمر95 کارشناس هلال احمر95 ا listاسم ها فونت کوفی تزیینی چرا مایکروویو خوب است چگونه صحت قدیمی یا جدید بودن اتکهای پخش شده از کانال کلنهارو تشخیص بدیم پشیمون گاهی گاهی شبیه پاو وینت نشانه ی ب کتاب چیزهایی هست که نمیدانی علی سلطانی ویدئو دیدگاه ناصر کرمی نروژ وحدت میان وحدت میان معظم ی ربیع الاول نرم افزار موبازی همراه اول نمونه بنر کانال ماشین نقشه اتوکدی برداشت آب انبار مسجد جامع قزوین عشقت خنده اروم دلمو دستامه حالا عشقت خنده عشقت دلمو برگردی پیشش دلمو اروم حالا کنار قیمت باغ ویلا در شهریار کد نقدشعر زهرا هاشمی عروس پویان فرمان بر شوهرم جلو همه سینمو میخوره نقاشی رعیتی ع اشونو دیدار با آیت الله توکل نتایج مسابقات سبک کان ذن ریو میوه چینی مغز ن کوچکتر از مغز مردان است ترانزیستور فرمانده کل معرفی کتاب در آذر ماه مشاهیر جغرافیایی معاصرایران تحقیق درباره تحلیل عملکرد تغذیهای خانوارها کاربرد برنامه ریزی خطی مجموعه ع بازدید فرمانده بوئین زهرا از حوزه مقاومت بسیج خوزنین خوزستان با 4 تیم در لیگ برتر بسکتبال کشور شرکت می کند قربان اولوم جل یوه یا ابا الحسن فیزیولوژی دستگاه گردش خون مدرس مدیریت زمان بازاری برند مدرس مدیریت مدیریت زمان برند مدرس مدرس برند انجام می دهیم شبیه کنم سکوت فقط برای امروز 13 فروردین فایل word هفت ویژگی مهم ساختمانهای ایمن در برابر ز له فایل اندروید درس زبان تخصصی غزل بسیار زیبا از مولوی ع نوشته برای متولیدن دی ماه استیکر و متن دی ماهیا تصویر پروفایل متولد دی دستبد vitaly طرح تبر گردنبند لاکچری میکروفون انگشتر عشق ژاکت بافت oliver کاپشن ماسیما دیوتی ی گردنبند لاکچری دمبل عمر دوباره ی منه دیدن و بوئیدن تو عطر ادکلن بایردو جیپسی واتر byredo gypsy water list خونه عطر ادکلن امپر کوبیسم نه emper qubism for women عدد عجیب فقط شش ماه نیست حفاظت ترانسفورماتورهای قدرت
برترین ها


واحد مشترک کمکی پژوهش و ی «هوش یار-تواندار» (ht-csure)

چرا آسیب های اجتماعی در شهر مشهد زیاد است***

من مقایسه ای در این زمینه با ای دیگر ندیده ام که بتوانم بگویم آسیب های اجتماعی در مشهد به طور مستند بیشتر از نقاط دیگر است. اما به هر حال مشهد حاشیه نشین های بیشتری نسبت به سایر نقاط دارد. همانطور که اشاره ، حدود 30 درصد جمعیت مشهد حاشیه نشین هستند و حاشیه نشینی تبعات خاص خودش را دارد.

رو مه سازندگی نوشت: تقی زاده خامسی شهردار مشهد از جزئیات دیدار شهردار هفت کلانشهر با رئیس جمهور خبر داد.

گذشته جلسه ستاد ملی بازآفرینی شهری با حضور ، رئیس‏ جمهور، محمد نهاوندیان، معاون اقتصادی رئیس‏جمهور،‏ محمود واعظی، رئیس دفتر رئیس‏جمهور، ولی‏الله سیف، رئیس کل بانک مرکزی، محمدباقر نوبخت، رئیس سازمان برنامه و بودجه، عباس ی، راه وشهرسازی، اکبر ترکان، مشاور رئیس‏جمهور، استانداران تهران، اسان رضوی، اصفهان، فارس، آذربایجان شرقی، خوزستان و البرز و شهرداران هفت کلانشهر تهران، مشهد، اصفهان، شیراز، تبریز، اهواز و کرج برگزار شد.

ت با این طرح قصد دارد با یک تیر، چند نشان بزند؛ موتور اشتغال را روشن کند، واهمه ز له برای اهالی محلات بافت‏های فرسوده را از بین ببرد و البته کیفیت زندگی را در این بخش از ا ارتقا بدهد. با قاسم تقی زاده خامسی شهردار مشهد که برای جلسه با رییس جمهور به تهران آمده بوددر دفتر سازندگی درباره نوسازی بافت های فرسوده کلانشهر مشهد گفت و گو کردیم.

او در حاشیه این گفتگو درباره این جلسه گفت: «به آقای رییس جمهور گفتم بدون نهاد قدرتمند شهرداری این طرح شما اجرایی نمی شود. ت سایه از شهرداران درست کنید. پروانه ساخت را شهردار صادر می کند. نظر شهردار جلب نشود، آجر روی آجر نمی توانند بگذارند. همه گزارش هایی که درباره بافت فرسوده منتشر می شود، کار روتین دستگاه هاست که از 30 سال پیش اجرایی می شود.»

بخشی از گفت و گو به تعداد خبرهای حوادثی که از مشهد می رسد اختصاص داشت. به عقیده شهردار مشهد جمعیت بالای حاشیه نشین های این شهر عامل آسیب های اجتماعی است.

مشهد بیشتر از ۱۰ هزار تار بافت فرسوده دارد. بیشتر از چهار هزار بافت فرسوده در داخل شهر و مابقی س ت غیررسمی. با توجه به ز له خیز بودن مشهد، چه اقداماتی برای این بافت فرسوده شده؟ تسهیلاتی در نظر گرفته اید؟

این عددی که شما اظهار می کنید بیشتر از واقعیت است. بهتر است اول اصلا بافت فرسوده را تعریف کنیم. بافت فرسوده در ا چند نوع است؛ بخشی از آن بافت تاریخی است که فرسوده شده و با این که نمی توان به آن دقیقا کلمه بافت تاریخی را نسبت داد، اما قدمت برای اهالی شهر نوستالژی دارد. در مشهد از این نوع خانه ها زیاد بود که غالبا اب شد، مخصوصا در طرح پیرامونی حرم.

نوع دیگری از بافت فرسوده در ا این است که به لحاظ ارزش افزوده ای که زمین دارد، انجام عملیات بازآفرینی یا نوسازی در آن مکان ها کار سختی نیست و به محض این که تجمیع شوند و شهرداری یا وزارت مسکن و شهرسازی یارانه ای به آن اختصاص بدهد، می توان آن را به سمت بازآفرینی سوق داد. آنچه کار سختی است درباره حاشیه است، یعنی س تگاه های غیررسمی. در مشهد بیشتر از یک میلیون و دویست هزار نفر حاشیه نشین داریم یعنی سی درصد جمعیت شهر مشهد.

غالب این افراد در همین نوع خانه ها با حداقل زیرساخت ها زندگی می کنند، یعنی در کوچه های باریک، بدون آب و برق و گاز یا با استفاده غیرقانونی از این موارد. نکته مهم این است که برای همه این موارد نمی توان یک نسخه واحد پیچید و آنچه مورد مناقشه است همین قسمت است. دلیل این هم که تاکنون کارهایی که انجام شده موفق نبوده، همین است که حتی در ا نمی توان برای بافت های مختلف نسخه واحد پیچید چه برسد به کل کشور.

در دوره ای ت های نهم و دهم تحت عنوان مسکن مهر اقداماتی انجام داد، نیت خوبی وجود داشت و قرار بود مردم خانه دار شوند، اما مسیری که طی شد اشتباه بود. این اتفاق می توانست در جاهایی بیفتد که همه زیرساخت ها وجود دارد ولی بخش عمده این مسکن ها با فاصله از ا درست شد که با استقبال مواجه نشد.

در حال حاضر ت آقای در دوره دوم فعالیتش، بخشنامه ای صادر د به استانداری ها مبنی بر این که بازآفرینی بافت های فرسوده انجام و سالی 200 هزار خانه بازسازی شود. شش ماه از این تصمیم گذشته، سه ماه پیش که رئیس جمهور به مشهد مشرف شد، به ایشان عرض طرحی که همکاران شما در ت داده اند از نظر عملیاتی ایراد دارد. هفته پیش هم که خدمت ایشان بودم مجددا همین را گفتم که این کار قابل انجام نیست و نکاتی باید در این طرح اصلاح شود.

چه مواردی باید اصلاح شود؟

اولا این که جای شهرداری در این طرح کجاست؟ شهرداری ها نهاد عمومی قدرتمندی هستند که به جز ت آقای هاشمی، بقیه ت ها از این قدرت غافل شدند. درست است که در حال حاضر می گویند شهرداری ها بد ار هستند اما با همه این اوصاف، حرف آ را شهردار در شهر می زند. غفلت از شورا و شهرداری، چالش اصلی این طرح است خصوصا در کلان ا. شهردارها هستند که می توانند منویات رئیس جمهور را عملیاتی کرده و به نتیجه برسانند.

ت با شهرداری ها کار نمی کند و به این فکر نکرده که باید آنها را وارد قضیه کند. تنها به استانداری و مسکن و شهرسازی فکر شده در حالی که صدور پروانه ساخت در اختیار شهردار است و شهرداری ها می توانند زمین های زیادی به این منظور اختصاص بدهند. مورد دوم این بود که بانک ها واقعیت را بگویند. تا جایی که مطلعم نزدیک 20 هزار میلیارد تومان از وجوه مسکن مهر برگشته، اقساطی که مردم برگردانده اند لازم است دوباره در همین چرخه برگردد.

این در حالی است که در طرح جدید رئیس جمهور این اتفاق دیده نشده و حتی یک وام برای نوسازی بافت فرسوده بر اساس طرح رئیس جمهور داده نشده است. البته بعد از مطرح این مورد، رئیس جمهور دستور دادند که با شهرداران کلان ا جلسه اختصاصی گذاشته شود و قرار است این جلسه یکی دو هفته دیگر برگزار شود. در کل بعد از تشکیل شوراها، اولین دوره ای است که اکثر شهرداران کلان ا و شوراها همراه و هم نظر با ت هستند.

این یک فرصت طلایی برای ت است. قبلا اینطور نبود، شهردارها با ت ها زاویه داشتند و کار را سخت می کرد. حالا که این فرصت فراهم است باید از آن استفاده کرد. مساله دیگر این است که رئیس جمهور باید برای طرحی که در نظر گرفته، برندسازی کند.

بازآفرینی فضاهای شهری، سی سال است که وجود دارد. در قانون هم وجود دارد و مبالغی هم تاکنون به این موضوع اختصاص داده شد و اتفاقی نیست که رئیس جمهور تازه به آن ورود کرده باشد همانطور که بنیاد مسکن و برخی نهادهای دیگر در طول این سال ها چنین اقداماتی را انجام داده اند بنابراین اگر می خواهیم کار جدیدی انجام دهیم باید برای این کار یک ایده و اسم جدید داشته باشیم.

موضوع دیگری که باید به آن توجه داشته باشید این است بحثی که رئیس جمهور در این زمینه دارد و آنچه وزارت مسکن و شهرسازی می گوید کمی با هم متفاوت اند. وزارت مسکن می خواهد خدمات زیربنایی را آماده کند که مردم خودشان خانه را بسازند، وزارت مسکن در بعضی نقاط می تواند وارد شود، به عنوان مثال اراضی حاشیه ها را در اختیار بگذارد اما رئیس جمهور معتقد است باید بافت های فرسوده را نوسازی کرد و در اختیار مردم قرار داد. هر دو این نگاه ها در جای خودشان درست است.

همچنین معتقدم شهرداری ها باید از این فرصت به خوبی استفاده کنند که ت قرار است در ا خدمات ارائه دهد. بنابراین فرصت خوبی هم برای شهردارها و هم برای ت است که باید از آن استفاده کنند، شهرداری ها به این کار مایل اند هرچند که باید زمین و پروانه و... فراهم کنند و ممکن است کمی سخت باشد اما من خودم به عنوان شهردار مشهد این کار را شروع کرده ام و امیدوارم بتوانیم در جهت اه رئیس جمهور به زودی خانه هایی را بازآفرینی و نوسازی کنیم.  اشاره نکردید که مشهد چقدر بافت فرسوده دارد.حدود پنج هزار تار داخل شهر مشهد.

الان بحث رئیس جمهور درباره است و من هم شهردار هستم و می توانم درباره این پنج هزار تار حرف بزنم.

این پنج هزار تار در کدام مناطق شهری قرار گرفته اند؟

در هفت منطقه از سیزده منطقه بافت فرسوده وجود دارد.

شما برای بافت فرسوده مشهد تاکنون چه کارهایی کرده اید؟

در راستای طرح رئیس جمهور، زمین هایی را به این منظور اختصاص داده ایم که به آنها برای ساخت پروانه بدهیم. همچنین سازنده ها را دعوت و هزینه ها را بررسی کرده ایم. مثلا پروژه ای که در حال نهایی شدن است، 2500 واحد داخل شهر مشهد است و به این نتیجه رسیدیم که بعد از ساخت، مالکیت چهارده درصد را به ما بدهد و مابقی به سازنده تعلق داشته باشد، اما با این تبصره که آن را در اختیار افرادی قرار دهد که باید از بافت فرسوده منتقل شوند از وام هایی به این منظور استفاده کنند.

ت پذیرفته است وام شش درصدی به این منظور بدهد که مبلغ مناسبی برای خانه دار شدن است. یک پروژه 2500 واحدی دیگر هم مدنظر داریم. درواقع می خواهیم از منافع خودمان بگذریم تا بتوانیم خانوارهایی را صاحب خانه کنیم، هرچند که پنج هزار، واقعا عدد بزرگی نیست و در مقابل اقداماتی که باید انجام شود ناچیز است.

سند اجتماعی این 2500 واحد هم تهیه شده؟

بله، همه امکانات از جمله مدرسه، درمانگاه، مسجد، پارک و ... در نظر گرفته شده است.

متولی این موضوع بخش خصوصی است؟

بله، کاملا. اگر در ده هزار خانه اول موفق شویم خودش یک محرک اقتصادی است و سازندگان بیشتری هم انگیزه می گیرند.

سوالی که مطرح می شود این است که وقتی یک خانه دوطبقه ناگهان به یک مجتمع تبدیل شود، تبعات زیادی به همراه دارد. به این تبعات فکر کرده اید؟

این مسائل را در نظر داریم و به همین دلیل، ساختمان هایی که می سازیم از شش طبقه بیشتر نیست. با این حال، فکر می کنم بخشی از این موضوع هم به عادت برمی گردد و لازم است فرهنگ شهرنشینی را آموزش دهیم. باید مردم این شرایط را تجربه و به آن عادت کنند! مگر ما وقتی رفتیم خارج یاد نگرفتیم که چطور باید زندگی کنیم؟ اینجا هم همینطور است. بالا ه شرایط زندگی تفاوت دارد و باید مردم را با شرایط زندگی جدید آشنا کرد و عادت داد.

طرح هایی که برای ساخت خانه درمشهد در نظر دارید، مهاجرت به این شهر را بیشتر نمی کند؟

اگر کنار بافت ها باشد نه. ضمن این که معتقدم جلوگیری از مهاجرت فقط با ایجاد شغل می تواند مهار شود و با ایجاد شغل در محل جدید می تواند موفق باشد. باید به روستاها رسیدگی کنیم که از مهاجرت کاسته شود. چهل سال است که فقط شعار می دهیم. البته هزینه هایی هم در روستاها انجام شده ولی وقتی آب و امکانات و شغل نباشد، معلوم است که مردم مهاجرت می کنند.

در سال های گذشته درباره ت یب و نوسازی بافت قدیمی اطراف حرم جنجال های رسانه ای زیادی به راه افتاد. ماجرای نوسازی این بافت به کجا می رسد؟

این اصلا یک موضوع جداست. اطراف حرم فضایی است به وسعت 340 تار. یادم است در اطراف حرم چند بازار وجود داشت، آقایی از طرف شاه یت پیدا کرد که اطراف حرم را اب و نوسازی کند، گفته می شود بین شاه و فرح در ت یب حرم اختلاف بوده، یکی می گفته بازسازی و دیگری می گفته نوسازی. درنهایت شاه پیروز می شود و برای بازسازی تصمیم گرفته می شود و شروع به ت یب دور حرم می کنند.

این موضوع الان مورد مناقشه است، یک عده می گویند تصمیم خوبی بوده و عده دیگری می گویند کار خوبی نبوده. من جزو گروه دوم هستم که معتقدم خواسته یا ناخواسته، این کار به مشهد ضربه زده است. بعد از انقلاب، در سال 1368 که مرحوم کازرونی که مسکن و شهرسازی بود طرحی برای اطراف حرم تهیه کرد که به چمن تبدیل شده بود. من هم معاون عمرانی بودم، در ت اول آقای هاشمی.

این طرح را آوردند و گفتم من امضا نمی کنم به این دلیل که اگر یکی آمده اینجا را اب کرده، حالا نباید ساختمان های چند طبقه کنار حرم بسازیم. تا این که از مشهد به شهرداری تهران آمدم و این طرح تصویب شد. الان 25 سال از طرح نوسازی اطراف حرم گذشته و 43 درصد پیشرفت کرده است، آن هم با ن یتی و مشکلات مردم. دلیل اصلی این موضوع هم این است که زیرساخت ها آماده نشده و زائر رضا (ع) را گم می کند. این پروژه سالی کمتر از دو درصد پیشرفت داشته و اگر قرار باشد به همین ترتیب پیش برود 25 سال دیگر هم زمان لازم دارد.

در این شرایط، من که خودم مشهدی هستم حرم را گم می کنم چه برسد به زائران. آن هم جایی که سالی بیش از سی میلیون نفر زائر دارد. به اعتقاد من هر تی باید این احساس را داشته باشد که این یک پروژه بین المللی است و باید برای آن دور شانه تصمیم گرفت. من پیشنهادی به رئیس جمهور داده ام و گفته ام اجازه بدهید مبلغی اوراق مشارکت منتشر کنیم، بعد از چهار سال نصف این اوراق را ت بدهد و نصف آن را شهرداری، گفته ام من این پروژه را ظرف سه سال یعنی تا پایان دوره شهردار بودنم تمام می کنم.

این حرف را هم بدون سابقه و تجربه نمی گویم. این موضوع قرار است در جلسه ستاد بازآفرینی بحث شود و اگر ت بپذیرد، یک پروژه بزرگ کشور به نتیجه می رسد. به هر حال به نظرم باید طرح قدیم را حفظ کرد و اگر قرار است تصمیمات جدیدی برای شهر گرفته شود، طرح جدیدی در کنار شهر ایجاد شود مانند اتفاقی که در مغرب رخ داده و بناهای قل می سازند که توریست بیاورند، اما ما بناهای قدیمی را ت یب می کنیم!

نزدیک حرم 25 خانه تاریخی شناسایی کرده ایم، بعضی از آنها متعلق به دوره قاجار است، پنج تا از آنها را یداری کرده ایم و مورد استقبال مردم قرار گرفته است. الان یک بازار از بازارهای قدیمی باقی مانده و من اصلا موافق ت یب آن نیستم و برای حفظ آن طرح هایی را در نظر داریم که امیدوارم اجرا شود.

از وقتی من آمده ام یکی از خیابان های اطراف حرم باز شده است، یک رینگ وجود دارد که از تونل بالا می آید، در فاصله سیصد چهارصد متری دور تا دور حرم قرار می گیرد که فضای سبز، پیاده رو و 16 خیابان دارد. به نام هشتم در هشت خیابان پیاده می توان رفت و هشت خیابان هم با ماشین قابلیت تردد دارد که پارکینگ هم به آن اختصاص داده شده است. خیابانی که راه اندازی کرده ایم مورد استقبال زیادی قرار گرفته و بقیه خیابان ها را هم به تدریج راه اندازی می کنیم.

یک سوال مهم این است که چرا میزان آسیب های اجتماعی در مشهد بالاست؟

نمی دانم استناد شما به چیست که این جمله را می گویید.

تعداد خبرهای ناگواری که از این شهر به گوش می رسد.

من مقایسه ای در این زمینه با ای دیگر ندیده ام که بتوانم بگویم آسیب های اجتماعی در مشهد به طور مستند بیشتر از نقاط دیگر است. اما به هر حال مشهد حاشیه نشین های بیشتری نسبت به سایر نقاط دارد. همانطور که اشاره ، حدود 30 درصد جمعیت مشهد حاشیه نشین هستند و حاشیه نشینی تبعات خاص خودش را دارد.
این موضوع به دلیل حضور غیرایرانی ها نیست؟

اگر منظورتان افغان هاست، نسبت به جمعیت افغان ها که گفته می شود حدود سیصد هزار نفر است، اتفاقا آسیب های زیادی را شاهد نیستیم و فکر نمی کنم حضور آنها دلیلی بر آسیب های اجتماعی باشد. به هر حال در نظر بگیرید وقتی مکان هایی ساخته می شود که پلاک ندارد و کنترل جدی بر رفت وآمدها صورت نمی گیرد چنین اتفاقاتی می افتد.

قرار نیست کنترلی بر این مسائل انجام شود؟

نوسازی بافت های فرسوده یکی از همین اقدامات است که باید پیگیری شود، ضمن این که باید این حاشیه نشین ها را از نظر اقتصادی و اجتماعی آموزش داد و توانمند کرد، همچنین به مشکلات درمانی آنها رسیدگی کرد. ستادی برای رسیدگی به این مسائل وجود دارد و انصافا کارهای خوبی انجام شده طوری که وضعیت نسبت به پنج سال گذشته قابل مقایسه نیست، ورزشگاه و آموزشگاه در این مناطق ساخته شده اما به نسبت جمعیت کافی نیست و باید کارهای بیشتری انجام شود. تقریبا در این مناطق 20 پارک ساخته شده، به ج و آسف و ... رسیدگی کرده ایم، 20 مرکز درمانگاهی و اورژانسی در حال ساخت است، باید کاری کنیم که از کلمه حاشیه و حاشیه نشین دور شویم.

برچسب ها : چرا آسیب های اجتماعی در شهر مشهد زیاد است*** - مشهد ,فرسوده ,بافت , ت ,انجام ,شهردار ,بافت فرسوده ,آسیب های اجتماعی ,وجود دارد ,شهردار مشهد ,وزارت مسکن ,مشهد حاشیه نشین هستند ,مشهد حاشیه نشین ه

با فناوری شناوری مغناطیسی، درختچه بونسای شناور بسازید***

با فناوری شناوری مغناطیسی، درختچه بونسای شناور بسازید


عاطفه اسدزاده

ترکیب هنر و فناوری همیشه نتایج جالبی دارد؛ مثلا پرتال زمان که امکان تجربه اسلوموشن در دنیای واقعی را فراهم می کند. در این ساختنی هم یک مثال دیگر از ترکیب هنر و فناوری را به شما آموزش می دهیم: بونسای شناور که یک فناوری ژاپنی بسیار محبوب است.

بونسای شناور در واقع از فناوری شناوری مغناطیسی برای معلق نگه داشتن گلدان استفاده می کند. دستگاه‎های شناوری مغناطیسی معمولا اجسام را از بالا و جایی که یک آهنربای الکتریکی با مدار کنترل می شود، معلق نگه می دارند. اما دستگاه شناوری مغناطیسی مورد نیاز برای بونسای شناور باید طوری طراحی بشود که گلدان از پایین معلق نگه داشته بشود.
برای ساخت بونسای شناور از برد آردوینو و البته فناوری پرینتر سه بعدی استفاده می کنیم. در ویدیوی زیر می تواند روش کلی ساخت دستگاه شناوری مغناطیسی برای درختچه بونسای را ببینید. دقت کنید که این ویدیو فقط شامل مراحل اصلی ساخت است و برای آموزش کامل باید ادامه ساختنی را بخوانید.

گام اول: بونسای شناور چطور کار می کند؟

یکی از روش های اصلی ساخت مدار بونسای شناور، ساخت مدار آنالوگ بدون میکروکنترلر است. این مدار طراحی پیچیده‎ای دارد به همین خاطر ساخت آن کمی دشوار است اما طرز کار مدار بسیار ساده است. کار اصلی مدار دستگاه بونسای شناور این است که یک قطعه آهنربا را بالای قطعه آهنربای دیگری شناور کند. اینکار را می توان با برد آردوینو هم انجام داد تا دیگر نیازی به پیچیدگی های مدار آنالوگ نداشته باشید.

دستگاه شناوری مغناطیسی از دو بخش ساخته می شود: قطعه پایه و قطعه شناور. در ادامه این دو قطعه را به صورت جداگانه معرفی می کنیم تا درک بهتری از ساختار و طرز کار دستگاه شناوری مغناطیسی داشته باشید.

قطعه پایه

این قطعه پایین دستگاه قرار دارد و از یک آهنربا – برای ایجاد میدان مغناطیسی گرد – و چند آهنربای الکتریکی – برای کنترل میدان مغناطیسی – تشکیل می‎شود.

چهار آهنربای استوانه ای به صورت مربعی کنار هم قرار می گیرند و با داشتن قطب مشترک، یک میدان مغناطیسی گرد به سمت بالا شکل می گیرد تا هر آهنربایی که قطب ی ان دارد را از خود براند.

در مجموع از چهار آهنربای الکتریکی استفاده می‎شود که آنها هم به صورت مربعی چیده می شوند. دو آهنربای متقارن یک جفت هستند و میدان مغناطیسی آنها همیشه مخالف است.
سنسور هال و مدار درایور هم آهنرباهای الکتریکی را کنترل می کنند و با هدایت جریان عبوری از آنها، قطب های مخالف در آهنرباهای الکتریکی ایجاد می کنند.

قطعه شناور

این بخش شامل یک آهنربای شناور بالای قطعه پایه است که می تواند وزن یک گلدان کوچک را تحمل کند.

بونسای شناور چطور کار می کند؟

آهنربای بالای دستگاه با میدان مغناطیسی آهنرباهای پایینی بلند می شود چون قطب های آنها ی ان است. البته علیرغم قطب های ی ان، تمایل به افتادن آهنربا و جذب شدن آنها وجود دارد. برای جلوگیری از برع شدن آهنربای بالایی و افتادن آن، آهنرباهای الکتریکی یک میدان مغناطیسی ایجاد می کنند تا با کشیدن یا هل دادن – و البته با کمک سنسور هال – آهنربای بالایی را تراز کنند.

آهنرباهای الکتریکی در دو محور x و y کنترل می شوند که نتیجه آن تراز شدن و شناور ماندن آهنربای بالایی است. کنترل آهنرباهای الکتریکی کار ساده ای نیست و نیاز به آشنایی با کنترلر pid دارد. در گام بعدی بیشتر درباره این کنترلر و طرز کار آن صحبت خواهیم کرد.

گام دوم: کنترلر pid

pid چیست؟

کنترل کننده pid (تناسبی، انتگرال گیر، مشتق گیر) یک مکانیزم بازخوردی کنترل لوپ است که به صورت گسترده در سیستم های کنترل صنعتی و کنترل م اسیون مداوم استفاده می شود. کنترلر pid به صورت مداوم مقدار خطا را به عنوان مابه فاوت مقدار مطلوب و متغیر فرایند اندازه گیری شده محاسبه می کند و اصلاح را براساس تناسب، انتگرال و مشتق اعمال می کند. نام کنترلر هم از حروف ابتدای این سه اصطلاح گرفته شده است.

اگر بخواهیم این تعریف را ساده کنیم: «کنترلر pid مقدار خطا را به عنوان اختلاف بین یک مقدار دلخواه (ست پوینت) و مقدار اندازه گیری شده (ورودی) محاسبه می کند. سپس با تنظیم وجی سعی می کند خطا را به حداقل برساند.»

بنابراین شما به pid می گویید چه چیزی را اندازه بگیرد (ورودی)، مقدار مورد نظرتان برای این ورودی چقدر است (مقدار دلخواه یا ست پوینت) و متغیری که باید برای رسیدن به مقدار دلخواه مورد اصلاح قرار بگیرد کدام است ( وجی). به این ترتیب کنترلر pid می تواند با تغییر وجی، مقدار ورودی را با مقدار دلخواه شما ی ان کند. مثلا در یک ماشین ورودی، ست پوینت و وجی می توانند سرعت، سرعت دلخواه و زاویه پدال گاز باشند.

کنترلر pid در سیستم شناور مغناطیسی

ورودی: مقدار بلادرنگ جریان سنسور هال است که به صورت مداوم آپدیت می شود چون پوزیشن آهنربای شناور در زمان واقعی تغییر می کند.
ست پوینت: مقدار سنسور هال است که وقتی اندازه گیری می شود که آهنربای شناور در پوزیشن متعادل در مرکز پایه آهنربا باشد. این شاخص ثابت است و به مرور زمان تغییر نمی کند.
وجی هم سرعت کنترل آهنرباهای الکتریکی است.

برای اضافه کنترلر pid به آردوینو از کتابخانه pid استفاده کنید که کار را بسیار ساده می کند. برای ساخت این دستگاه از دو کنترلر pid – یکی برای محور x و یکی برای محور y – استفاده می کنیم.

گام سوم: وسایل مورد نیاز

  • تراشه lm324n
  • چهار عدد کویل شناوری
  • دو عدد سنسور هال ss495a
  • آداپتور ۱۲v 2a dc
  • هشت عدد آهنربای حلقه ای d15 چهار میلیمتری
  • جک پاور dc
  • چهار عدد آهنربای حلقه ای d15 سه میلیمتری
  • برد آردوینو pro mini
  • ماژول l298n
  • سوکت ۱۴ پین
  • دو عدد آهنربای d35 پنج میلیمتری
  • دو عدد مقاومت ۵٫۶k
  • دو عدد مقاومت ۱۰۰k
  • دو عدد مقاومت ۴۷k
  • دو عدد پتانسیومتر ۱۰k
  • ورق آکریلیک سایز a5
  • گلدان چوبی
  • برد چاپی
  • هشت عدد پیچ سه میلیمتری
  • سیم
  • گیاه کوچک مثل کاکتوس، بونسای مینیاتوری و …

ابزار مورد نیاز

گام پنجم: اپ آمپ lm324، درایور l298n و سنسور ss495a

اپ آمپ lm324

تقویت کننده عملیاتی یا اپ آمپ یکی از پرکاربردترین انواع مدارهای الکترونیکی است. در این پروژه از اپ آمپ برای تقویت سیگنال سنسور هال استفاده می شود. هدف از تقویت این سیگنال، افزایش حساسیت است تا آردوینو بتواند به راحتی تغییر میدان مغناطیسی را تشخیص بدهد. فقط تغییر چند میلی ولتی در وجی سنسور هال – بعد از عبور از آمپلی فایر – منجر به تغییر چند صد واحدی در آردوینو می شود. صاف و هموار نگه داشتن کنترلر pid برای کارایی صحیح دستگاه بسیار مهم است.

ما از تراشه اپ آمپ lm324 برای ساخت بونسای شناور استفاده می کنیم. این قطعه ارزان، چهار آمپلی فایر داخلی دارد اما شما فقط به دو آمپلی فایر – یکی برای محور x و یکی برای محور y – نیاز دارید. با این حال پیشنهاد ما همچنان استفاده از همین تراشه است. نحوه سیم کشی تراشه را هم در مراحل بعدی توضیح می دهیم.

ماژول l298n

ماژول l298n پل h دوگانه معمولا برای کنترل سرعت و جهت موتورها استفاده می شود. از این ماژول می توانید برای موتورهایی با ولتاژ بین ۵ و ۳۵ ولتی استفاده کنید.

این ماژول یک رگولاتور ۵ ولتی آن برد هم دارد که امکان استفاده از ولتاژ ورودی تا ۱۲ ولت را به شما می دهد. در این پروژه از تراشه l298n برای کنترل دو جفت کویل الکترومغناطیسی استفاده می کنیم و وجی ۵ ولتی هم آردوینو و سنسور هال را تقویت می کند.

پین اوت ماژول l298n به شرح زیر است:

  • out 2: جفت آهنربای الکتریکی x
  • out 3: جفت آهنربای الکتریکی y
  • ورودی منبع تغذیه: ورودی ۱۲v dc
  • gnd: اتصال به زمین
  • ۵v: وجی ۵ ولتی به آردوینو و سنسور هال
  • ena: فعال سازی سیگنال pwm برای out 2
  • in1: فعال سازی برای out 2
  • in2: فعال سازی برای out 2
  • in3: فعال سازی برای out 3
  • in4: فعال سازی برای out 3
  • enb: فعال سازی سیگنال pwm برای out 3

برای سیم کشی این ماژول به آردوینو باید دو جامپر از پین های ena و enb جدا کنیم و سپس شش پین in1، in2، in3، in4، ena و enb را به آردوینو وصل کنید. جزییات بیشتر را در گام های بعدی بخوانید.

سنسور هال ss495a

ss495a یک سنسور هال خطی با وجی آنالوگ است. هنگام کار با این سنسور باید به تفاوت بین وجی آنالوگ و وجی دیجیتال توجه کنید. در این پروژه نمی توانید از سنسور با وجی دیجیتال استفاده کنید چون فقط دو ح صفر و یک دارد و اجازه اندازه گیری وجی میدان مغناطیسی را نمی دهد.

سنسور آنالوگ محدوده ولتاژ ۲۵۰mv به vcc را ایجاد می کند که می توانید آن را با ورودی آنالوگ آردوینو بخوانید.

برای اندازه گیری میدان مغناطیسی در دو محور x و y به دو سنسور هال نیاز داریم.

گام ششم: آهنرباهای نئودیمیمی ndfeb

اگر بخواهیم آهنربای نئودیمیمی را توصیف کنیم، یک کلمه کافی است: قوی! برای ساخت دستگاه شناور مغناطیسی نمی توانید از انواع دیگر آهنربا – مثلا آهنربای فریت – استفاده کنید چون قدرت کافی ندارند. از آهنرباهای کوچک برای ساخت قطعه پایه و از آهنرباهای بزرگ برای ساخت قطعه شناور استفاده می کنیم.

هنگام استفاده از آهنرباهای نئودیمیمی باید دقت کافی داشته باشید جون می توان به هارد درایو و سایر قطعات الکترونیکی مجاورش آسیب برساند. برای جدا دو آهنربای نئودیمیمی از یکدیگر باید آنها را به صورت افقی روی هم بکشید. کشیدن دو آهنربا در جهات مخالف فایده ای ندارد چون میدان مغناطیسی خیلی قوی است. در ضمن آهنرباهای نئودیمیمی بسیار شکننده و آسیب پذیر هستند.

گام هفتم: کاور قطعه پایه را آماده کنید

برای پوشاندن قطعه پایه از یک گلدان با قطر ۳/۴ ۳ اینچ استفاده می کنیم. این گلدان می تواند پلاستیکی، سرامیکی یا چوبی باشد. البته مهم ترین چیز این است که قطعه پایه داخل گلدان قرار بگیرد.

با مته ۸ میلیمتری یک سوراخ در قسمت پایین گلدان و نزدیک به کف دریل کنید. این سوراخ محل اتصال جک dc است.
توصیه می کنیم برای دریل گلدان از مته چوبی استفاده کنید چون مته ف ی می تواند گلدان را بسوزاند. البته می توانید همان مته ف ی را با آب خنک نگه دارید.

گام هشتم: هولدر آهنربای شناور و ورق آکریلیک را آماده کنید

هولدر آهنربای شناور با پرینتر سه بعدی و فایل stl لینک زیر ساخته می شود (رمز فایل saakhtani.ir است). این قطعه در طول ۲۰ دقیقه (با پری ۳۰ درصد) پرینت می شود.

دو صفحه آکریلیک را هم با فایل acryliclasercut ببرید. یکی از قطعات آکریلیک به عنوان پایه آهنربا و آهنرباهای الکتریکی استفاده می شودو قطعه دیگر سطح گلدان را می پوشاند.

icon
فایل های مورد نیاز 263.51 kb

گام نهم: ماژول سنسور ss495a را آماده کنید

دو تکه برد کوچک ببرید؛ یکی برای اتصال سنسور هال و دیگری برای ساخت مدار lm324.

دو سنسور آهنربایی را به صورت عمود به برد وصل کنید. دقت کنید که دو طرف حکاکی شده سنسورها به سمت یکدیگر چرخیده باشند. با سیم های نازک دو پین vcc سنسورها را بهم وصل کنید و همین کار را برای پین های gnd تکرار کنید. پین های وجی هم باید از هم جدا باشند.

گام دوازدهم: مدار اپ آمپ را بسازید

سوکت و مقاومت ها را طبق شماتیک روی برد لحیم کنید و حواستان باشد دو پتانسیومتر را در جهت ی ان نصب کنید تا کالیبراسیون ساده تر بشود.

تراشه lm324 را به سوکت وصل کنید و سپس دو وجی ماژول سنسور هال را به مدار اپ آمپ وصل کنید.

دو سیم وجی lm324 به آردوینو وصل می شوند. ورودی ۱۲v باید با ورودی ۱۲v ماژول l298n مشترک بشود و وجی ۵v ماژول l298n به ۵v پتانسیومترها وصل بشود.

گام یازدهم: آهنرباهای الکتریکی را مونتاژ کنید

آهنرباهای الکتریکی را روی ورق آکریلیک مونتاژ کنید. این آهنرباها روی چهار سوراخ نزدیک مرکز نصب می شوند. پیچ ها را محکم کنید تا آهنرباها حرکت نکنند.

چون آهنرباهای الکتریکی روی مرکز متقارن هستند، قطب های آنها همیشه مخالف هستند. بنابراین سیم های داخل آهنرباهای الکتریکی به یکدیگر و سیم های خارج آهنربا به درایور l298n وصل می شوند. برای اینکار سیم ها را از سوراخ های نزدیک زیر ورق آکریلیک بکشید و آنها را به l298n وصل کنید.

سیم های مسی آهنرباها یک لایه روکش دارند که باید قبل از لحیم کاری آنها را جدا کنید. بعد از لحیم کاری هم اتصالات را با هیت شرینک بپوشانید.

گام دوازدهم: ماژول سنسور و آهنرباها را وصل کنید

ماژول سنسور را با چسب حرارتی بین آهنرباهای الکتریکی ثابت کنید. دقت کنید هر سنسور باید با دو آهنربا زاویه ۹۰ درجه داشته باشد؛ یکی در جلو و یکی در پشت.

سعی کنید سنسورها را تا حد امکان وسط قرار بدهید تا با هم همپوشانی نداشته باشند. فقط در این صورت است که می توانید حداکثر کارایی را از سنسورها بگیرید.

مرحله بعدی مونتاژ آهنرباها روی پایه آکریلیک است. دو آهنربای d15 چهار میلیمتری و یک آهنربای d15 سه میلیمتری را با هم ترکیب کنید تا یک سیلندر شکل بگیرد. با اینکار آهنرباها و آهنرباهای الکتریکی ارتفاع ی ان خواهند داشت.

آهنرباها را بین جفت آهنرباهای الکتریکی مونتاژ کنید. دقت کنید قطب های آهنرباهای رو به بالا باید ی ان باشند.

گام سیزدهم: جک پاور dc و وجی پنج ولتی l298n را اضافه کنید

دو سیم به جک پاور dc لحیم کنید و محل اتصال را با هیت شرینک بپوشانید. جک پاور dc را به ورودی ماژول l298n وصل کنید. این وجی پنج ولتی است که آردوینو را تغذیه می کند.

گام چهاردهم: ماژول l298n را به آردوینو وصل کنید

برای اتصال این ماژول به آردوینو طبق شماتیک بالا و راهنمای زیر عمل کنید:

  • پین out 5v ماژول l298n به پین vcc آردوینو
  • پین gnd ماژول l298n به پین gnd آردوینو
  • پین ena ماژول l298n به پین۷ آردوینو
  • پین in1 ماژول l298n به پین ۶ آردوینو
  • پین in2 ماژول l298n به پین ۵ آردوینو
  • پین in3 ماژول l298n به پین ۴ آردوینو
  • پین in4 ماژول l298n به پین ۳ آردوینو
  • پین enb ماژول l298n به پین ۲ آردوینو

گام پانزدهم: آردوینو را برنامه ریزی کنید

برد آردوینوی pro mini پورت usb ندارد و برای کار با آن نیاز به یک پروگرامر ا ترنال دارید. پیشنهاد ما پروگرامر ftdi است که به صورت همزمان امکان برنامه ریزی و تغذیه آردوینو را به شما می دهد.

گام شانزدهم: قطعه شناور را آماده کنید

دو آهنربای d35 پنج میلیمتری را بهم وصل کنید تا قدرت مغناطیسی بیشتر بشود.

گام هفدهم: مقدار ست پوینت را کالیبره کنید

برنامه readsetpoint را از لینک زیر کنید (رمز فایل saakhtani.ir است) و آن را روی آردوینو آپلود کنید. این برنامه مقدار سنسور هال را می خواند و از طریق پورت سریال آن را برای کامپیوتر ارسال می کند. برای دیدن آن هم کافی است پورت com را باز کنید.

منبع تغذیه ۱۲v dc را به جک پاور وصل کنید. همچنین می توانید از اسیلوسکوپ هم برای خواندن مقدار سنسور هال استفاده کنید.

مقادیر روی نمایشگر را مشاهده کنید و با استفاده از دو پتانسیومتر آنها را تنظیم کنید. بهترین مقدار ۵۶۰ است که وجی سنسور را روی ۲٫۵v قرار می دهد.

بعد از تظیم ست پوینت، آهنربای شناور را بالای قطعه پایه قرار بدهید و آن را تکان بدهید تا تغییرات روی ست پوینت را در نمایشگر ببینید.

جای جفت آهنرباهای الکتریکی و پتانسیومترها را به ترتیب روی محورهای x و y علامت گذاری کنید تا بتوانید بعدا به راحتی آنها را اصلاح کنید.

icon
کدهای تنظیم ست پوینت 48.00 kb

گام هجدهم: برنامه اصلی را آپلود کنید

بعد از تنظیم ست پوینت می توانید از نتیجه کار لذت ببرید. برنامه levitation را از لینک زیر کنید و آن را روی آردوینو آپلود کنید. بعد از آپلود برنامه هم می توانید با اعمال چند تغییر کوچک روی پتانسیومترها، قطعه شناور را وسط دستگاه متمرکز کنید.

سپس با چسب قطره ای آهنربا و هولدر آهنربا را ثابت کنید.

icon
برنامه اصلی 0.73 kb

گام نوزدهم: دستگاه را مونتاژ کنید

برچسب ها : با فناوری شناوری مغناطیسی، درختچه بونسای شناور بسازید*** - شناور ,ساخت ,آردوینو ,آهنربای ,سنسور ,استفاده ,بونسای شناور ,ماژول l298n ,آهنرباهای الکتریکی ,میدان مغناطیسی ,شناوری مغناطیسی ,دستگاه شناوری مغن?

هوای فعال بسازید و از هوای تمیز لذت ببرید***

هوای فعال بسازید و از هوای تمیز لذت ببرید


عاطفه اسدزاده


در این ساختنی به شما یاد می دهیم چطور با ترکیب هوای هپا و کربن فعال یک هوای فعال بسازید که هم ذرات معلق و هم بوی نامطبوع را به کلی از بین می برد. این هوا برای از بین بردن ترکیبات آلی فرار و ذرات ریز تولید شده توسط پرینتر سه بعدی طراحی شده اما شما می توانید از آن برای تمیز هوای اتاق هم استفاده کنید. این هوای فعال برای تمیز نگه داشتن هوا طراحی شده و نمی تواند دودهای سنگین به یک مرتبه از بین ببرد.

 هوای فعال بسازید

هوای فعال بسازید

در این طراحی، هوای هپا ذرات ریز را جذب می کند و کربن فعال هم بوها را از بین می برد. جعبه ۱۱×۱۱×۲۰ سانتیمتر است و با پرینتر سه بعدی ساخته می شود. البته شما می توانید جعبه را به روش های دیگر هم بسازید. یک فن ۱۲ ولتی هم به این ترکیب اضافه می کنیم تا قدرت تصفیه هوا چند برابر بشود. ما یک لوله وج هوا هم به هوای فعال اضافه کرده ایم که هوا را دوباره به پرینتر برمی گرداند اما این لوله ضروری نیست و می توانید آن را حذف کنید.

های هوای هپا به راحتی در بازار و فروشگاه های آنلاین پیدا می شوند. پ های کربن فعال را هم می توانید از فروشندگان تجهیزات آکواریوم ب ید.

گام اول: وسایل مورد نیاز

  • پرینتر سه بعدی
  • یک هوای هپا (hepa)
  • پ کربن فعال
  • یک تکه توری – این توری را بین بدنه پ و فن قرار می دهیم تا نشتی های پ داخل فن نریزد.
  • یک فن با قطر ۶۰ و عمق ۲۰ میلیمتر – اگر می خواهید از فن های بزرگ تر استفاده کنید، باید سایز جعبه را تغییر بدهید.
  • ۶ عدد مهره m4
  • ۲ عدد پیچ کیس m4 – می توانید از هر نوع پیچ دیگر هم استفاده کنید.
  • ۴ عدد پیچ m4 به طول ۴۰ میلیمتر – از این پیچ ها برای اتصال فن و لوله وج هوا به یکدیگر استفاده می کنیم.

گام دوم: بدنه را پرینت کنید

فایل های stl مورد نیاز برای پرینت جعبه هوا را از لینک زیر کنید (رمز فایل saakhtani.ir است). شما می توانید از هر نوع فیلامنتی برای پرینت جعبه استفاده کنید.

پرینت دریچه وج هوا نسبت به سایر قسمت ها پیچیده تر است چون شکل متفاوتی دارد. البته این قسمت اجباری نیست و می توانید آن را از طراحی سه بعدی حذف کنید.  پرینت سایر قطعات بسیار ساده است و بدون پایه انجام می شود.

icon
طراحی بدنه 689.76 kb

گام سوم: هوا را مونتاژ کنید

یک تکه توری ببرید و آن را کف بدنه پ بگذارید. چهار مهره را در سوراخ هایشان قرار بدهید و آنها را با حلقه سفت کنید تا توری سر جایش ثابت بشود. این حلقه با چرخیدن سر جایش ثابت می شود.

حالا لوله وج هوا، فن و پ را با پیچ های m4 به جعبه وصل کنید. دو مهره در تیرک های جعبه پ قرار بدهید.

بدنه پ را با کربن فعال پر کنید و مطمئن شوید کربن ها از توری عبور نکرده باشند.

هپا دو تیرک دارد؛ آنها را ببرید و را در جعبه قرار بدهید. سپس و بدنه پ را بهم پیچ کنید. دو پیچ هم برای دسترسی راحت به و تعویض آن تعبیه شده است.

گام چهارم: فن را کنترل کنید

می توانید فن را مستقیما به منبع تغذیه وصل کنید. اما پیشنهاد ما استفاده از پتانسیومتر و سوئیچ است که امکان تغییر مقاومت مدار و در نتیجه تنظیم سرعت فن را به شما می دهد.

نحوه اتصال سوئیچ و پتانسیومتر به فن را در شماتیک بالا می بینید. همچنین می توانید از فن pmw استفاده کنید اما در این صورت به یک رگولاتور مخصوص نیاز خواهید داشت.

هوای فعال آماده است

به همین سادگی یک هوا ساختید که شما را از شر ذرات ریز و بوهای نامطبوع رها می کند. اگر از این روش برای ساخت هوا استفاده کردید، تجربیات خودتان را با کاربران ساختنی به اشتراک بگذارید.

منبع

بیشتر بخوانید:

دستگاه تصفیه هوا با کربن فعال بسازید... اخیراً استفاده از کربن فعال یا کربن اکتیو در ساخت های هوا و دستگاه تصفیه هوا خیلی زیاد شده است. های کربنی مزایایی دارند که کارایی دستگاه تصف...


برچسب ها : هوای فعال بسازید و از هوای تمیز لذت ببرید*** - ,هوای ,فعال ,استفاده ,می توانید ,کربن , هوای ,هوای فعال ,ساخت ,کربن فعال ,فعال بسازید

دیدگاههای عماد افروغ درباره اکنون و آینده در گفت وگو با عصر ایران

در گفت وگو با عصر ایران
محدود نخبگان از سوی ساختار حکومتی به سبب تامین منافع جناحی. انی که بد از ی دفاع می کنند، قطعا حمله بدی هم خواهند داشت.

عصر ایران؛ حمیدرضا عسگری- عماد افروغ جامعه شناس و مدرس در حوزه علوم انسانی است. وی رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم بود که به سبب برخی ملاحظات فکری در انتخابات مجلس هشتم ک دا نشد و وقت خود را صرف نظریه پردازی درحوزه مسائل اجتماعی و اخلاقی کرده است.

وی درحوزه ساختار و عملکرد نظام در زمان کنونی انتقادات بسیاری از جنس تناقض در ارزش ها، شعارها و کارکردها دارد. به نظر وی امروز مسئولان با عدم ایجاد تناسب میان عینیت جامعه و ذهنیت ساختار اجرایی زمینه اعتراض و اصلاح از بیرون را سبب شده اند که این مسئله می تواند خطرات بسیاری برای جامعه ی داشته باشد.

فریب و اغواگری، مصلحت شی، و امنیتی فضای جامعه، از جمله آسیب هایی است که عماد افروغ از آنها به عنوان پاشنه آشیل نظام یاد می کند و با اشاره به گفتار در مورد هشدار به مسئولان و خدای ناکرده رخ دادن انقل دیگر از سوی مردم، فضای امروز جامعه را مستعد فعال شدن های اجتماعی می داند.

عماد افروغ همچنین درمورد سلیقه ای عمل در تفسیرقانون اساسی و عدم اجازه حضور نخبگان در جریان شه ورزی و ساختار حکومتی معتقد است، جریان حاکم به گونه ای رفتار کرده است که روشنفکران از رده خارج شده اند و منفعت گرایی گروه ها اجازه عقلانیت را به جامعه نمی دهد.

در زیر مشروح گفتگو عصر ایران با عماد افروغ را ملاحظه می کنید:

*با توجه به مشاهده وضعیت اقتصادی و بروز ن یتی عمومی طی چند وقت اخیر، آیا بروز چنین وضعیتی برگرفته از ت یب های برعلیه ت است یا دلایل مختلف اقتصادی و اجتماعی دارد؟ فکر می کنید نقش جریان های در بهبود این وضعیت چیست؟

- اتفاقاتی که ما شاهدش هستیم هیچ ربطی به ت یب ت ندارد، و منظورم تنها این ت هم نیست. اتفاقاتی که امروز همراه با ن یتی های اجتماعی شاهدش هستیم، یک دمل چرکینی است که سرباز کرده. این زخم کهنه پس از جنگ شکل گرفت. سیاست های اقتصادی دوران پس از جنگ هیچ تناسبی با هویت فرهنگی، تاریخی و گفتمان انقلاب و اه و ارزش های مطلوب و حتی تجارب تاریخی ما نداشت.

لذا ابتدا باید تحلیل کنیم که این الگو چه بود و چگونه آغاز شد و دوم بررسی کنیم که چه شد این الگو توانست درکشور جولان دهد و نقدهای برخی منتقدین نیز به جایی نرسد. روز به روز اتفاقی افتاد که ما شاهد تراکم هرچه بیشتر اتفاقات ناشی از این الگو بودیم و هیچ تی هم بعد ازجنگ نتوانست این الگو را تعدیل کند و یا تغییر دهد. ساختار همان ظرف و همان الگو بود و صرفاً جابه جایی نیرو صورت می گرفت و عده ای می رفتند و عده ای می آمدند. ولی هیچکدام نتوانستند دست به پیکره اصلی و البته غلط اقتصادی پس ازجنگ بزنند.

نتیجه به کار گیری این الگو، یک لیبرالیسم یا شبه لیبرالیسم یا شبه نئولیبرالیسم نخ نمای سطحی و بی ضابطه بود که دل منطقی این الگوی سرمایه داری شبه لیبرالیستی نیز چیزی جز شکاف نا منضبط طبقاتی و درآمدی نیست. تا چه زمانی ما می توانیم از ارزشهای ی مایه بگذاریم و مدام توجیه کنیم و هایی از هژمونی و استیلای فکری و فرهنگی را ایجاد کنیم که مردم واقعیت ملموس زندگی خود را جور دیگری ببینند و خود را فریب دهند و به صورت کاذب در باغ بهشت را بر روی خود باز ببینند. ازیک طرف زندگی شان چیز دیگری به آنها نشان دهد و ازطرف دیگر از ذهنیت و ارزشهای ذهنی خود برای توجیه این واقعیت ها استفاده کنند!

این کار درست نیست، شاید برخی بگویند که به گفته مردم ما برای شکم قیام ن د. اما تفسیر اشتباه نباید داشت، اولاً این عبارت به معنای بی توجهی به معاش نیست، ثانیاً شاید در زمان تعارض ما مجبور شویم از شکممان بگذریم اما در شرایط عادی و استقرار، شکم بخشی از ضرورت های زندگی است و اگر به معاش مردم نپردازیم، معاد مردم رخت بر می بندد. مگر می توانیم دنیا و آ ت را در برابر هم قرار دهیم؟ این دوگانگی توجیه و اعتبار نخواهد داشت، حتی خود فیلسوف هم با شکم خالی، فکرش کار نمی کند!

عماد افروغ: مردم به آگاهی رسیده اند و دیگر نمی توان آنها را فریب داد/ تناقض در شعارها و عملکردها، آنارشیسم یا انقل دیگر را رقم می زند که مشخص نیست ی باشد/ مصلحت شی و تظاهر موجب یأس و بروز های مردمی خواهد شد

این یک بحث عینی است که مردم ی ری نیازهای واقعی دارند که باید به آنها پرداخته شود. این نیاز گاهی فردی است و گاهی اجتماعی. ممکن است بگویید که حداقل، مردم یک نان بخور و نمیر داشته باشند، اما این یک بحث فردی است. این مسئله یک بعد اجتماعی هم دارد که افراد خود را با طبقات دیگر مقایسه می کنند. اینجاست که بحث هستی اجتماعی به میان کشیده می شود و شکاف طبقاتی و درآمدی مورد توجه افراد قرار می گیرد و توجیهی عقلی هم برای آن نمی یابند که یکی در اوج رفاه و دیگری در زیرخط فقر و در بدترین شرایط زندگی کند.

متاسفانه هیچ گوش شنوایی برای پر این شکاف نیست. بحث من برابری اقتصادی و محو هرگونه نابرابری نیست، بلکه تعدیل شکاف مورد نظر است. قرار نیست به طور مساوی به تمام افراد پرداختی صورت گیرد، اما باید نیاز، محور پرداختی افراد باشد و این نیاز فقط نیاز فردی نیست و نیاز اجتماعی را هم در بر می گیرد. یعنی اگر براثر مقایسه، محرومیت مطلق به محرومیت نسبی تبدیل شود، این سرآغاز های اجتماعی است.

ت(تمام ت های گذشته تا کنون) چه تغییر و تعدیل درآمدی ایجاد کرده است؟ از دوران پس از جنگ به این سمت ما با چه تحول و اتفاق تازه ای مواجه بوده ایم؟ قبل از این اتفاقات و حتی پیش از حوادث دی ماه 96 خود ت توسط وزارت کشور و وزارت ارشاد در زمستان 95 یک پیمایش انجام می دهند. از مردم سئوال می شود که مهمترین مشکل و دغدغه شما چیست؟ بیش از 78 درصد مردم ن یتی اقتصادی را مطرح می کنند. همین سئوال را بعد از تظاهرات دی ماه سال 96 از مردم می پرسند و مشاهده می کنند این آمار به 81 درصد می رسد. قبل از این ما می بینیم که عده ای متعرض حقوق های نجومی می شوند، اما هیچ اتفاقی نمی افتد.

ت ها در دوره های مختلف همواره یک سیاست های غلطی را دنبال می کنند و گوششان هم بد ارمنتقدین نیست، اما پرسش اساسی این است که چرا به راحتی می توانند گوششان را بد ار این نقدها نکنند؟ این مسئله به لحاظ فرهنگی بسیار مهم تر است  چرا ت ها به راحتی می توانند گوششان بد ار نباشد؟ این دیگر ربطی به ت ندارد، این مربوط به مسائل ذهنی و هژمونیک جامعه است. چرا و بر چه اساسی گوش ها می تواند در برابر منتقدان و اعتراضات، شنوا نباشد؟ این یک پاسخ قاطع و روشن برای جامعه ما دارد و آن "مصلحت شی" هژمونیک گره خورده با منافع و مصالح جناحی و البته به نام مصالح نظام و حکومت و حتی مردم است. در این شرایط است که نیازها و حقایق مطلوب و مورد ادعا در لفظ، عملاً پیش پای مصلحت و سوگمندانه برخی اوقات آگاهانه ذبح می شود.

نتیجه این بخش از سئوال اینکه، وضعیت فعلی ناشی از ت یب و نظرات منتقدان نیست. اما چه باید کرد؟ اول به نظر من همه گروه ها و اقشار اجتماعی، فرهنگی ، ، اقتصادی باید به اجماع برسند که ما در چه شرایطی به سر می بریم و یک تحلیل درستی از واقعیت به دست دهند. معلوم شود که سهم داخل چقدر است و سهم خارج چقدر است و باهم گفتگو کنند. اما این گفتگو نباید صرفاً محدود به گروه های باشد.

باید بستری برای نخبگان فراهم شود تا تحلیل های کارشناسانه خود را فارغ از جناح بندی و یا این ت و آن ت،  به دست دهند. اگر تا دیروز برخی وانمود می د که در شرایط خاص و بحرانی قرار داریم، امروز باید قبول کنیم که شرایطمان خاص است و عینیت و زندگی ملموس مردم به ذهنیت و خودآگاهی رسیده است.

باید بستری برای انی فراهم شود که دلشان برای مملکت و اصل نظام می سوزد و برای هویت ایران و گفتمان انقلاب ی دلمشغولی دارند، باید بتوانند یک گفتگوی منطقی و اصولی و خارج ازت یب داشته باشند. هنوز که هنوز است ما نمی دانیم که نقد خوب و سازنده چیست؟ نقد باید نقد محتوا و فکر باشد، ما آداب گفتگو را نمی دانیم. بسیاری از اتفاقات ناگواری که در کشور رخ می دهد ناشی از همین نافهمی و بدفهمی انی است که پرچم نقد و گفتگو را بلند می کنند، اما نه گفتگو را می شناسند و نه نقد و آداب نقد را می دانند. متوجه نیستند که نقد با ت یب شخص متفاوت است. گفته می شود حکومتمان علوی است، اما علی(ع) می گفت ببینید چه گفته می شود، نه اینکه چه ی می گوید!

این ها درد ماست که باب گفتگو بسته است و صاحبان فکر رغبت نمی کنند پا به عرصه نقد و گفتگو بگذارند، چرا که به شخصیت آنها توهین می شود. ترجیح می دهند که از فضا دور باشند و کاری به مسائل کشور نداشته باشند. لذا طرف های گفتگوی مورد نظر و مطلوب و ضروری ما نباید صرفاً گروه های باشند، چرا که آنها خوب رفتار نکرده اند و هیچ کدام  نیز معرف جامعه ما نیستند. در نظر سنجی بعد از اتفاقات دی ماه 96 معلوم شد که فقط 8/25 درصد مردم گرایش اصلاح طلبانه و اصول گرایانه دارند. مسلم است که این آمار ب ایه رفتارهای آنهاست و نه بر اساس ارزش ها و ادعاهای نظری آنها. اما آیا این 26 درصد معرف کل جامعه هستند؟!

عماد افروغ: مردم به آگاهی رسیده اند و دیگر نمی توان آنها را فریب داد/ تناقض در شعارها و عملکردها، آنارشیسم یا انقل دیگر را رقم می زند که مشخص نیست ی باشد/ مصلحت شی و تظاهر موجب یأس و بروز های مردمی خواهد شد

باید از محدود گفتگو بین جناح های پرهیز کرد. جناح های طی دوره های های مختلف، منابع کشور را به نوبت از آن خود کرده اند. الگوی رفتاری واحد در ظرف واحد داشته اند. این رفته، آن آمده، این بُرده، آن بُرده. مدیریت واگنی برای هر دو جناح صدق می کند.

 متاسفانه ساختار کشور هم، رابطه قدرت – ثروت است. یعنی از طریق قدرت تی به ثروت های اقتصادی و سرمایه های کالایی فرهنگی و می رسند و خیلی راحت هم تغییر موضع می دهند تا مسلط بر کانون قدرت تی منتج به ثروت شوند.

الگوی رفتاری هردو گروه یکی است. می جنگند تا به قدرت برسند، برای اینکه رانت و سرمایه ، اقتصادی و فرهنگی بیشتری برای خود به دست آورند. اما امروز دیگر نمی توان مردم را با ذهنیت القایی فریب داد، چرا که مردم به خود آگاهی رسیده اند. اگر ی شعار عد داد و پیروز شد و قدرت را مثلا از انی که شعار می دادند، گرفت، باید رفت و زندگی اش را دید. باید دید کجای شهر زندگی می کند، چه امکاناتی دارد از چه مزایایی بهره می برد و به چه میزان پایبند به عد و شعارهایش بوده است.

ی که در گفتمان انقلاب ی پا به عرصه رقابت می گذارد، باید زامش عملاً و نظراً به گفتمان انقلاب اثبات و معلوم شود. باید به قانون اساسی پایبند باشد. قانون اساسی اصل رفاه و اصل رفع نیازمندی ها را طرح کرده است. روزی که آقای خاتمی رای آورد ، جهاد ی از انی که به وی رای دادند، نظر سنجی کرد که شما برچه اساس به آقای خاتمی رای دادید؟ شاید تصور کنید که جواب اکثریت بیان و بوده باشد، اما 51 درصد مردم رفع مشکلات اقتصادی را مطرح می کنند. مردم در آن زمان از تی که شعار می داد، توقع بهبود شرایط اقتصادی داشتند.

ما به جایی رسیدیم که مردم به حرف توجهی ندارند و به خود آگاهی رسیده اند. وقتی به خودآگاهی می رسند یعنی به یک عینیتی رسیده اند و شما باید به آنها مدرک و سند و دلیل و نسخه های عملی نشان دهید. سال هاست که عمل از این کشور رخت بربسته است. دیگر نمی شود مردم را با رسانه های مختلف ملی و غیره فریب داد، مردم می بینند و حس می کنند و منتظر پاسخ هستند.

آقای می آید و حرف های خوبی در این اوضاع و احوال می زند، مردم گوش نمی دهند و منتظر مشاهده عمل ایشان هستند. اینکه ایشان دستور انتشار لیست و اسامی می دهند، مسئله تازه ای نیست. ما درمجلس هفتم قانون آن را که از مجلس قبلی بلاتکلیف مانده بود تصویب کردیم و بنده کلمه "انتشار" را به ابتدای آن اضافه و شد قانون «انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات». این قانون مورد بی توجهی قرار گرفت و امروز ایشان در شرایط بحرانی به آن استناد می کنند و صنایع ایشان هم می گوید این خلاف مصلحت بخش خصوصی است!

به هرحال گام اول این است که باید بستر گفتگو فراهم شود و محدود به جناح های نباشد و به خصوص چهره های فرهنگی در آن نقش داشته باشند، چرا که چهره های فرهنگی منافع و اقتصادی ندارند. هرچند به دلیل سیاست ها و رفتارهای سیاست زده و اقتصاد زده و فضای کالایی حاکم، وجود این افراد نیز نادر است، یا عزلت نشین و بی تفاوت و یا متاسفانه آلوده به سیاست ناموجه و منافع اقتصادی شده اند.

گام دوم، ما باید توجه خاصی به عمل داشته باشیم. کشوری که مدت ها از هژمونی و استیلای فرهنگی استفاده کرده و عمل را در حد حرف دنبال کرده، بسیار سخت است که پا به عرصه عمل بگذارد و بار این بازگشت و رس سنگین بر دوش رسانه هاست تا توجه همگان را به عمل معطوف سازند.

اگر ت بخواهد کاری و عملی برای مردم انجام دهد، مهمترین آن تعدیل شکاف درآمدی است. آیا این کار غیرممکن است؟! حذف امتیازات و امکانات مدیرانی که علاوه بر حقوق های چند میلیونی از مزایای فراوان بهره می برند، کار سختی است؟! آیا کم حقوق آنهایی که بی ضابطه حقوق می گیرند کار سختی است؟! چه طور رئیس جمهور ما ی می تواند این کار را انجام دهد و ادعای انقل بودن هم ندارد. در ایران ادعای انقل بودن می کنند، ادعای علوی بودن می کنند، به و مقام ی استناد می کنند، اما دستاوردی عملی و عینی قابل قبول و مورد انتظار برای مردم رقم نمی خورد.

مردم حق دارند به صورتی مضاعف یقه مسئولان را بگیرند، هم به دلیل بی توجهی به ارزش ها در عمل، هم به دلیل استفاده ابزاری از این ارزش ها برای توجیه بی عملی خود. ممکن است بگویید این حرف ها شور و هیجان و بی سند و مدرک است، اما بنده مجلس بوده ام، می فهمم ساختاراً در مجلس چه می گذرد، رانت های مجلس و ت را می شناسم، امتیازات ها را می دانم، طی این سال ها خوب مهره ها را کنار هم چیده اند و خوب یاد گرفته اند که چگونه منابع و امکانات کشور را از آن خود کنند و به جای این که پاسخگو باشند، برخی منتقدان را به انحاء مختلف طرد و منکوب می کنند، یکی را متهم به ضد انقلاب و می کنند، یکی را متهم به تشویش اذهان عمومی می کنند، یکی را متهم به پرشور و احساسی بودن می کنند و ...  

متاسفانه این سبک رفتار در عرصه آکادمیک و ما هم وارد شده است. نهج البلاغه را بخوانید، می بینید علی همچون اسپند روی آتش است و برای تحقق حقوق مردم و ارزش های عد خواهانه و در برابر مسرفین و زیاده خواهان مدام در جوش و وش است. اما با ملاک های آکادمیک جاری توصیه ما به این گونه افراد این است که آرام باشند و چیزی نگویند. اما چرا علی(ع) این همه فریاد می زند و اشک می ریزد، چرا سر درچاه می کند، چون دوگانگی در نظر و احساس و عملش نیست. ما دچار دوگانگی در نظر و عمل هستیم.

باید این عبارت علی(ع) را برسردر نظام نوشت که درمورد طلحه و زبیر و اصحاب جمل این چنین می گوید:« چون رعد وشیدند و چون برق درخشیدند اما کاری از پیش نبردند و سرانجام سست گردیدند، ولی ما این گونه نیستیم، تا عمل نکنیم رعد و برقی نداریم و تا نباریم سیل جاری نمی سازیم.» این علی است. چرا اسم حکومت علوی را مطرح می کنیم درحالی که از آن دوریم.

ظرف ما با ارزش های ما سازگار نیست، ساختارها با شعارها سازگار نیست، برخی هم فرافکنی می کنند به سمت غرب و ومنافقین و غیره که اینها توطئه می کنند و غیرذلک. اما باید پرسید شما چه تمهیداتی برای این شرایط دارید؟ جز اینکه مشکلات را به بیرون پرتاب می کنید و بعد می گویید همه چیز درست است.

این برای ما درد آور است که منافقین با آن کارنامه سیاه تروریستی و سابقه خیانت به کشور در طول جنگ و همکاری های امپریالیستی – صهیونیستی اش و ترامپ جاهل از آن سر دنیا برای ایران شاخ و شانه بکشند. ترامپی که در بهترین ح شاخ دموکراسی سرمایه سالار ست. منِ نوعی باید یقه چه ی را بگیرم که این شرایط را به وجود آورده است؟ من باید یقه آن دسته از داخلی ها را بگیرم که فقط منافع شخصی و گروهی خود را به قیمت قربانی مردم دنبال د. نگذاشتند حقیقت عیان شود و آگاهانه یا ناآگاهانه بحث مصلحت را مطرح د و آنهایی را که حقیقت گرایانه و حقیقت طلبانه فریاد زدند را خاموش و منزوی د.

منزوی فقط این نیست که شخصی را بگیرید و یک گوشه ای نگهدارید، بلکه آن قدر عرصه را بر وی تنگ می کنند که خسته شوند. این افراد انسان های حساسی هستند، چرا وبر می گوید حکومت را به دست این افراد بدهید؟ چون حاضر به استعفا هستند و آلوده نمی شوند. اینها را طرد کردید، اما اینها آن قدر دلسوزند که حتی امروز که به اینجا رسیدیم به فکر انتقام نیستند.

بلکه معتقدند بستری آماده کنیم تا حرف هایمان را بزنیم، وقتی به اجماع رسیدیم عمل را سرلوحه کار قرار دهیم. اما فقط حرف نزنید فقط شعار ندهید  اگر می گویید انقل هستیم ، بیایید و انقل عمل کنید.

ببینید من این صحبت ها را بی جهت مطرح نمی کنم، خیلی فکر و تحقیق و اخیراً به این نتیجه رسیده ام که کشور ما قفل کرده است. بین عرصه ذهنی و عرصه عینی رابطه دیالکتیک برقرار نیست. ذهن می خواهد خود را تحمیل کند، اما از عین اثری نپذیرد. می گویند: ای مردم، ای عرصه مدنی، هرچه ما می گوییم درست است و شما هرآنچه ما می گوییم بشوید. عین می پذیرد و می گوید حرف های شما را گوش می دهم اما شما هم به حرف ما گوش دهید. اما ذهن نمی پذیرد و معتقد است که این ارتباط یکطرفه است. خود را نمایندگان بلامنازع مردم و هادیان آنها می دانند و دیگر هیچ. انبساطی وجود ندارد. می گویند ما بهتر از شما می فهمیم و بهتر از شما رفتار می کنیم و شما باید پیرو محض باشید!

 من می گویم قانون اساسی میثاق ملی ماست، در همان اصول اولیه اش اه قانون اساسی و اه را بیان می کند و سپس یکی از راه های تحقق آن را اجتهاد مستمر می داند. در اصل مربوط به ویژگی های هم که بحث شجاعت و مدیر و مدبر و... را مطرح می کند. سوال من این است، آیا اجتهاد مستمر بدون زمان و مکان و موضوع شناس امکان پذیر است؟ اجتهاد مستمر یعنی اینکه اجتهاد شما چشم و گوشش نسبت به تحولات زمان و مکان باز باشد. تغییرات زمانی و مکانی مربوط به عرصه انضمامی و عینی و انی است که درآن زندگی می کنند.

از سوی دیگر در آن بخش که ویژگی های ی بیان می شود، آیا همه این ویژگی ها فقهی است؟  تشخیص اینها ا اماً با فقها نیست. یک طرف اجتهاد مستمر مربوط به فقهاست، اما سوی دیگر آن مرتبط با موضوع شناسان است. جایگاهی برای موضوع شناسان در عرصه اجتهاد مستمر و دیگر ویژگی های کجاست؟ جواب می دهند که مجلس خبرگان است. اما مجلس خبرگان که صرفاً مختص فقهاست، پس چگونه عرصه عینی هم اجتهاد مستمر را معتبر و موجه کند و هم سویه عینی دیالکتیک عرصه ذهن و عین باشد؟

عماد افروغ: مردم به آگاهی رسیده اند و دیگر نمی توان آنها را فریب داد/ تناقض در شعارها و عملکردها، آنارشیسم یا انقل دیگر را رقم می زند که مشخص نیست ی باشد/ مصلحت شی و تظاهر موجب یأس و بروز های مردمی خواهد شد

 

آن زمان که حضرت بحث تجدید نظر در قانون اساسی را مطرح د، شرط مرجعیت را تبدیل به اجتهاد د به سبب همین موضوع شناسی بود. اما شورای نگهبان تصمیم می گیرد که خبرگان فقط فقها باشند، باکدام توجیه منطقی؟ باکدام اصل قانون اساسی؟ هیچ اصلی از قانون اساسی حصر نکرده است که خبرگان فقط فقها باشند. وقتی موضوع شناسان و نخبگان حذف شوند و جریان فکری را صرفاً به فقها حصر کنیم و دیالکتیک درجریان نباشد، حرکت ما قفل می شود. حاصل این می شود که نظم رسمی و ذهنی با عرصه عینی و واقعیات بیگانه می شود.

یکی از اشکالاتی که بعد از جنگ به سراغ ما آمد این بود که ما همان الگوی نوسازی را دنبال کردیم. این الگوی نوسازی یک ظرف داشت به نام "رابطه مرکز- پیرامونی"  که با اقتصاد نفتی هم عجین شده بود. الگوی نوسازی یا الگوی شبه سرمایه داری یک ظرف متمرکز می خواهد، یعنی ظرف مرکز- پیرامون. ظرفی که در دوران پهلوی ایجاد شد و با سیاست هایی که ت آن زمان اتخاذ کرد متروپلی به نام تهران و چند شهراصلی مثل اصفهان، شیراز، تبریز، مشهد و... به وجود آمد و در نتیجه بتدریج شبکه شهری ک شانی قبل از پهلوی به شبکه شهری زنجیره ای تبدیل شد. یعنی همه حلقه ها وصل به تهران شدند.

تا پیش از این استان ها برای خود قدرت تصمیم گیری و برنامه ریزی داشتند. ما هم آمدیم پس از جنگ در ظرف پهلوی، مظروف انقلاب ی را ریختیم. درحالی که مظروف انقلاب ی، ظرف متمرکز نمی خواست، به ویژه که با اقتصاد نفتی هم عجین شده باشد. ما در دوران جنگ این ظرف را ش تیم، در دوران بحران در ظرف متمرکز جنگ را پیش نبردیم و دفاع نکردیم. ظرف ش ته شد و استان ها هرکدام اختیار داشتند و هرکدام برنامه ریزی می د. مردم پا پیش گذاشتند، مهارت ها به کار گرفته شد، مشارکت تنها در حرف نبود. ما الان فقط نان حرف مشارکت را می خوریم اما آن زمان مشارکت عیان شد و خود را در انقلاب و پس از آن در جنگ اثبات کرد. مشارکت یعنی استفاده از مهارت ها و قابلیت ها، استفاده از شرایط زیست محیطی و زیست بومی، یعنی چیزی که امروز شمندان دنیا به آن پرداخته اند و آن را دنبال می کنند.

در زمان جنگ، ظرف مشارکت تمرکز زدایانه بود، اما بعد از جنگ ظرف متمرکز را به کار گرفتیم و برگشتیم به همان دوران پهلوی. حال شما مدام از اقتصاد مقاومتی و اصلاح الگوی مصرف صحبت کنید اما فایده ندارد چون ظرف ما مناسب مظروف نیست.

اقتصاد مقاومتی به چه عواملی بستگی دارد؟ ابتدا نیاز به آگاهی دارد و باید به مردم آگاهی داد. نکته دوم انگیزه است. باید کاری کرد که انگیزه ها ارتقا یابد. نکته سوم مهارت است. این مهارت یا بالقوه است یا بالفعل. نکته چهارم عنصر فرصت است. اگر سه مولفه ابت وجود داشته باشد اما فرصتی درکار نباشد، هیچ دستاوردی نخواهیم داشت. این فرصت ها در دست ت است و ت ها باید فرصت سازی کنند. و در نهایت باید به ظرف اشاره کنیم. یعنی اگر تمام این موارد مطرح شود اما ظرف  مناسبی نداشته باشیم به هیچ تحولی نخواهیم رسید.

دراین کشور غفلت آشکاری از مفهوم ظرف شده است. بعضاً از آمایش سرزمین و تمرکز ز حرف زده می شود، اما اقدام عملی وجود ندارد. چرا که عمل براساس تمرکز ز نیاز به شجاعت بالایی دارد و من در هیچیک از ت ها این شجاعت را ندیده ام.


* باتوجه به عوامل مختلفی که درمورد عدم تطابق عین و ذهن، ویا عدم تناسب ظرف و مظروف و تضاد حرف و عمل و... فرمودید، امروز شاهد نوعی ناامیدی و سردی در جامعه هستیم که این مسئله برای هر نظامی می تواند پاشنه آشیل باشد. این دلسردی به مرحله بروز رسیده است و اعتراضات مردم نشانه این موضوع است. مردم به بهانه معیشت تظاهرات می کنند، اما حرف های دلشان و ناامیدی از مسئولان را فریاد می زنند، آیا این هدر رفت سرمایه اجتماعی موجب آسیب پایه های انقلاب نخواهد شد؟ چه باید کرد؟

-من این موضوع را توجیه نمی کنم، اما اگر الان در شرایط فعلی به این نا امیدی و یاس توجه شود، جلوی آسیب های بعدی گرفته خواهد شد. لکن اگر ذیل مصلحت شی های مختلف این اتفاقات را توجیه کنیم، یا فرافکنی و تفسیر بد داشته باشیم و آنها را ناشی از جه برخی از مردم بپنداریم، فردا با وضعی دیگر روبرو خواهیم بود... فردا هرچه شما بگویید این وضعیت را اصلاح می کنیم و رفتارها را تغییر می دهیم دیگر مردم نخواهند پذیرفت.

الان مردم کماکان چشم انتظارند که یک اتفاقی رخ دهد. علائمی دال بر ناامیدی آنها هست، اما علائمی هم از امیدشان وجود دارد و منتظر یک اقدام مناسب هستند. اما دیگر گذشت زمانی که بخواهیم مردم  را با حرف، دل خوش کنیم یا فریب دهیم. مردم عمل می خواهند، این عمل ناامیدی ها را تبدیل به امید می کند. وقتی احساس د بروز و ظهور مهارت ها فراهم است تحمل می کنند.

در زمان جنگ ما وضع اقتصادی به مراتب بدتر از اکنون داشتیم. اما محرومیت نسبی و احساس بی عد ی نبود. یعنی اگر محرومیت و عدم دسترسی و کوپن و صف و موشک و... بود، تقریباً برای همه شرایط ی انی وجود داشت. اما الان واقعا اینطور است؟! زمان حرف گذشت. الان ما تازه رسیده ایم به خاستگاه انقلاب ی، البته این موضوع یک فرصت است تا مسئولان ما به عمل بازگردند و با شکاف ها و نابرابری های ناشی از قدرت و رانت تی برخورد کنند.

اگر واقعا مسئولان ما راست می گویند، منازل خود را به مناطق ساده تر منتقل کنند. اگر راست می گویند زندگی خود را تعدیل کنند. مردم باور نمی کنند که مسئولان زندگی ساده و مثل همه آحاد جامعه یا حداقل طبقه متوسط دارند.

من احساس می کنم این سکه نا امیدی روی دیگری هم دارد و آن امیدواری به بازگشت به ارزش هاست. اما این با حرف محقق نمی شود. با این رویه جاری مردم به جایی می رسند که حرف شما را تفسیر بد می کنند. قصد مقایسه و ارجاع به را ندارم، اما هم شاه آمد گفت پیام شما مردم را شنیدم، اما مردم دیگر به آن توجه ن د، چون دیر شده بود. ما هنوز به این مرحله نرسیده ایم اما باید سریع کاری انجام دهیم تا دیر نشود.

اگر نظام رسمی نخواهد تغییری ایجاد کند و اصلاح از درون نظام صورت نگیرد و کارایی نداشته باشد، اصلاح از برون رخ می دهد. وقتی شما اعتمادی به ظرفیت های رسمی نداشته باشید، دیگر اصلاح از درون ساختار معنا نمی دهند و این بوی انقلاب و یا هرج و مرج و آنارشی می دهد که بنده ح دوم را محتمل تر می دانم. وقتی مردم بفهمند که اصلاحی ازدرون در کار نیست، نه قوه مقننه کاری می کند نه قوه قضاییه و نه قوه مجریه، خودشان دست به کار خواهند شد. وقتی مردم دست به کار شوند، خوشبینانه یک بار دیگر انقلاب خواهند کرد. این حرف من نیست، این حرف (ره) است:

«هوای این مردم زاغه نشین، این مردم کوچه و بازار را داشته باشید که شما را روی کار آورند، بترسید از روزی که این مردم بفهمند که در باطن ذات شما چیست و یک انفجار حاصل شود. بترسید که ممکن است یک ایام الله خدای ناخواسته پیدا شود و آن روز دیگر قضیه این نیست که به 22 بهمن بازگردیم. قضیه این است که باید فاتحه همه مارا بخوانند». ببینید چه قدر با شجاعت حرف می زند و مصلحت شی نمی کند و می گوید فاتحه همه مارا می خوانند. یعنی انقلاب و حرکت بعدی بوی ت و نخواهد داد. 

انقلاب را منفی نمی داند، می گوید خدای ناکرده یک ایام الله دیگر... چرا که معلوم نیست دیگر این حرکت انقل بویی از داشته باشد. ولی این یک واقعیت اجتماعی است.

*بحث انقل که به قول حضرت خدای ناکرده ممکن است رخ دهد و خط مشی ی نداشته باشد، چرا انقلاب 57 که ی بود، امروز مردم و به خصوص جوانان را دچار دین زدگی کرده و چرا در یک انقلاب ی شاهد فسادها و ی های کلان هستیم. این مسائل برای جوانان دهه های اخیر قابل هضم نیست، چرا انقلاب نتوانست خود را به روز کند؟

-به هرحال چه درست و چه غلط، چه بخواهیم چه نخواهیم، مردم را با انی که به نام حکمرانی می کنند، گره زده اند. البته این کار اصلاً امر منطقی نیست چون ربطی به اعمال و کردار ما ندارد. اما همیشه رفتارهای مردم تابع دلیل و منطق نیست. عملاً این اتفاق افتاده و یک واقعیت است و امروز برخی افراد به سبب اعتراض به رفتار انی که به نام تخلف می کنند، اقدام به رفتارهای ضد دینی می کنند.

از سوی دیگر براساس پیمایش های ملی انجام شده، دین داری مردم مانند همیشه بالاست. یعنی اعتقاد به خدا، معاد، اهل بیت و مؤاخذه در قیامت و ... بسیار بالاست و آماری بالای 86 درصد را نشان می دهد. این یعنی عنصر هویت بخش ملی ما دین داری است، اما مردم حساب خود را جدا می کنند و حتی ممکن است در فکری خود براساس همین الگوی دینی عمل کنند، اما هیچ چیز معلوم نیست که در آینده مردم براساس کدام الگو و براساس کدام ی اقدام به حرکت و کنند.

مسلم است سازماندهی این حرکت محتمل همانند سازماندهی انقلاب نخواهد بود، اگر به حوادث دی ماه 96 توجه کنید متوجه می شوید که مردم به چه انی ناسزا گفتند و به چه انی معترض بودند... دقت هم داشته باشید که بنده فرض هرج و مرج و آشوب های لگام گسیخته و دیکتاتوری متعاقب آن را محتمل تر می دانم.

این نشان می دهد آن گروهی که زمانی مرجع و مأمن مردم بودند، الان دیگر نیستند و جایگاه و منزلت اول انقلاب را ندارند. لذا این به ما می گوید که سازماندهی مردم چیزی ورای این افراد خواهد بود، حال چه گفتمانی جایگزین خواهد شد، مشخص نیست. اما مسلماً این و انقلاب بوی اقتصاد خواهد داد. حالا این انقلاب اقتصادی چه نوع انقل است مشخص نیست، اما می توان گفت اه ی همچون تعدیل شکاف طبقاتی، رفع بی عد ی و نابرابری را دنبال کند.

امیدواریم این اتفاق هیچگاه رخ ندهد و اصلاح از درون رخ دهد. چرا که هیچ تضمینی وجود ندارد که این انقلاب هم ی باشد. مردم درون مایه دینی دارند اما مشخص نیست حرکتشان ی باشد. ما در ابتدای انقلاب وعده بانکداری بدون ربا دادیم، وعده دادیم نابرابری نباشد، شعارعد خواهی دادیم، محقق نشد. اما الان ما باید برگردیم به گفتمان اصیل عد خواهی انقلاب، باید برابری نسبی را در میان طبقات اجتماعی ایجاد کنیم، مسئولان به همان زی طلبگی بازگردند، تا خدای ناکرده شاهد یک حرکت کور و انقلاب دیگری نباشیم.


*شکاف میان مسئولان و جامعه موجب ن یتی مردم گردیده است. این اشرافی گری مسئولان برای جامعه قابل پذیرش نیست و مردم مشکلات را تحمل نمی کنند، درحالی که مسئولان از امتیازات فراوان بهره مند هستند. در این مورد چه باید کرد؟

- شکاف میان مردم و مسئولان در جهات مختلف ارزش ها، فرهنگ، اقتصاد و ... می باشد. شکاف عرصه رسمی و عرصه مدنی درحال افزایش است. این فقط مربوط به قدرت تی نیست. در و حوزه و ... هم همین طور است. روز اول که انقلاب می شود، قرار است مردم مخدوم باشند و به آنها خدمت شود. اماهرچه جلوتر می آییم مردم خادم ما می شوند و منتی هم سر آنها می گذاریم که ما مخدوم آنها هستیم.

مردم بالا ه متوجه می شوند قضیه برع شده است. مردم ابتدا به اینها اعتبار بخشیدند اما بعد از مدتی باید آنها را تکریم کنند، این مسئله برای مردم قابل پذیرش نیست که جای خادم و مخدوم عوض شود.

چطور این رابطه عوض می شود؟ آیا این مسئله صرفا به خاطر جه مردم و اغوا و فریب آنهاست؟ خیر این طور نیست، شاید بخشی از آن باشد، اما تمام آن نیست. بخش مهمی از این تغییر جهت، مبارزه با روشنفکران حقیقت ت. روشنفکر باید فریبکاری ها را برملا کند. اما کاری می کنند که روشنفکران به بهانه های مختلف طرد و حذف شوند و حلقه واسط مردم و حلقه رسمی از بین برود.

بخش دیگری از این مسئله مربوط به جریان کلی کشور داری است. جریان کلی کشور داری وقتی با مصلحت شی گره می خورد، ت در فضای سیاست زده عمل خواهد کرد. وقتی سیاست زده شود، امنیت زده هم خواهد شد. وقتی فضا امنیتی شد ترس و دلهره در دل مردم خواهد آمد. از یک سو مردم را فریب می دهیم، از یک سو روشنفکری را حذف می کنیم و از سوی دیگر فضای کشور را امنیتی می کنیم، حال توقع داریم مردم چه واکنشی داشته باشند؟

در این صورت، شرایط برای دل اقتصادی آن سیاست زدگی امنیتی شده مساعدتر خواهد شد. چرا که بازتاب اقتصادی خواهد داشت. نیروهای امنیتی و شبه امنیتی، رسمی و غیر رسمی و بازنشسته، اگر از این شرایط استفاده کنند و رابطه قدرت - ثروت را فهم کنند، تبدیل به سایه ای بالای سر همه خواهند شد. و اگر ی بخواهد کار اقتصادی انجام دهد باید هوای آن سایه را به نحوی از انحاء داشته باشد. اینها باید سربازان گمنام زمان باشند و گمنام باقی بمانند و ساده زیست باشند، شکایت قاضی را باید پیش چه ی برد؟! وای به روزی که تکیه گاه های مردم نیز آلوده باشند، دیگر ملت باید چه کند؟ یک جریان مخلی می شود که به جای اینکه زمینه را برای انگیزه و حرکت سالم به سمت اقتصاد مقاومتی مساعد کنند، آنچنان شرایط روحی و روانی تردیدآمیزی ایجاد می کنند که سرمایه گذار از خیر آن می گذرد. اینها همه باعث افزایش شکاف میان نظام و مردم خواهد شد.

وقتی که بین ارزش های اصلی و بنیادی نظام، و خواسته های دیگران شکاف وجود داشته باشد، تظاهر به وجود می آید. اگر طرف به ارزش ها باور داشته باشد، تا پای جان به آن وفادار خواهد ماند. اما وقتی باور ندارد، به آن تظاهر می کند که باور دارد. این تظاهر برای وی منافع دارد و عده ای برای این منافع، تظاهر به پایبندی می کنند و نظام هم مکانیزمی برای مقابله با تظاهر ندارد.

اگر تظاهر نبود و باور بود و اگر مراقبت هایی بود که ی با تظاهر منافعش را پیش نبرد اتفاقی رخ نمی داد. وقتی عمل ملاک نباشد، حرف جولان می دهد. تظاهر در زمان حرفگرایی نمایان می شود، نه در زمان عملگرایی. ما زمانی می توانیم تظاهر به انقل بودن کنیم که فقط حرف بزنیم. اما وقتی زمان عمل باشد مشخص خواهد شد که حرف و عمل تا چقدر باهم تناسب دارند. می توان گذشته افراد را ملاک قرار داد، وقتی طرف با پراید به مجلس می آید و بعد در خیابان با بنز تردد می کند نشان دهنده این است که بستر تظاهر فراهم است.

اساساً وقتی حکومت ایدئولوژیک شود خواه ناخواه عده ای این فرصت را پیدا می کنند که به سمت رفتارهای متظاهرانه بروند. اما چه ی باید جلوی این تظاهر را بگیرد. انی که مدعی حفاظت از ارزش ها هستند باید مراقبت و نظارت کنند. باید مکانیسم های عملی و عینی به کار گرفته شود تا زام افراد به ارزش ها اثبات شود و فقط شاهد حرف و شعار نباشیم.

* باتوجه به شناخت و شه ورزی که در انقلاب داشتید، بزرگترین خطری که نظام راتهدید می کند، چیست و راه حل آن را چه می دانید؟

- همین شکاف بین عرصه مدنی و عرصه رسمی، فقدان انبساط و به روز شدگی در نظام. نظام خودش را به روز نکرده است. وقتی این رابطه به روز نشود و قفل شود عده ای از این فضا سوء استفاده می کنند. در شرایط کنونی، حلقه ها به خوبی به هم چفت و بست شده و رابطه اغوایی کاملا منسجم است. فضا را نیز امنیتی و سیاست زده کرده اند و اگر افراد به دنبال فکر و آگاهی باشند با اهرم های مختلف با عذاب وجدان روبرو می کنند.

وقتی انقل شکل می گیرد، باید ساختارها تغییر کند. یعنی وجه اجتماعی و اخلاق اجتماعی باید اشاعه پیدا کند. وجدان جمعی باید به سمت خطاهای اجتماعی هدایت شود. اما تیپولوژی یا گونه شناسی خطاهای انجام شده توسط رسانه های ما را نگاه کنید. وقتی می خواهند خطایی را مطرح کنند بر وجه خطاهای فردی تمرکز می کنند. درحالی که خطای فردی مربوط به حق الله است، اما حق الناس ها چه می شود؟ ا، و ی چه می شود؟! ببینید با دین چه می کنند! دینی که این همه تاکید بر حق الناس دارد را به سمتی می برند که برخطاهای فردی متمرکز شود. با همین تربیت های دینی وجدان ها را به سمت خطاهای فردی می برند تا خطاهای اجتماعی را بی اهمیت جلوه دهند.

میزان توجه به خطاهای اجتماعی را مقایسه کنید با خطاهای فردی. کدام را بیشتر وزن می دهند؟ تیپولوژی گناه را به سمت خطای فردی می برند و حقوق اجتماعی را محو می کنند. به نظر من خوب قدرت را چفت و بست کرده و تجمیعی از زر و زور و تزویر به دست داده اند. یک قدرت رسمی با شاکله خاص و البته مغایر با روح قانون اساسی و انقلاب ی درست کرده اند و ساختار به گونه ای پیش رفته است که یک عده ای بیایند و از این حلقه ها استفاده کنند و ما هم دلخوش ظاهری باشیم که هر ازچندگاهی فرد و جناحی می رود و جناحی دیگر می آید. اما داستان همان است...

چرا ما از دین برای مصلحت شی استفاده می کنیم و اسارت بخشی می کنیم. دینی که اص اً آگاهی بخش است. چرا مار مذهب به منزله افیون توده ها را با هر تفسیری، چه "افیون توده ها" و چه "افیون برای توده ها" را طرح کرد؟ او با کدام مذهب آشنا بود که این حرف را زد؟ او مذهبی را دید که بی توجه به درد و نیازهای مردم بود.

من در سوئیس سمیناری داشتم و این مسئله را طرح که نهاد کلیسا به عنوان یک نهاد مذهبی چه دستاوردی برای مردم داشته است؟ نهاد مذهبی باید احقاق حق و آگاهی بخشی می کرد. اما اگر دین را ابزاری برای توجیه وضع موجود و رسیدن به منافع خود به

برچسب ها : دیدگاههای عماد افروغ درباره اکنون و آینده در گفت وگو با عصر ایران - مردم ,انقلاب ,اقتصادی ,اجتماعی , ت ,کنند، ,قانون اساسی ,عماد افروغ ,مصلحت شی ,اجتهاد مستمر ,انقلاب ی ,گفتمان انقلاب ی

معجزه های یک کاغذ کوچک و چسبدار!***

سواد زندگی (16) / مدیریت
برای اولویت های خود یک تعریف ایجاد کنید مثلا کارهای ساده از رنگ زرد شروع شده تا به اموری با اولویت بالا در رنگ صورتی برسیم.

عصر ایران؛ سواد زندگی - قطعا بارها کاغذهای کوچک زرد رنگ با بسته بندی هایی جذاب و دوست داشتنی را در کتابفروشی ها مشاهده کرده اید! بله منظورمان همان پست ایت نوت ها یا استیکی نوت ها و یا در فارسی کاغذ یادداشت چسبدار است که بیشتر به رنگ زرد و البته در سایر رنگ هانیز تولید می شوند.

 همانطور که می دانید این کاغذ های کوچک در قسمت پشتی خود یک نوار باریک چسبناک دارند که عامل اتصال آنها به یکدیگیر بوده و در عین حال بسیار راحت جدا می شوند تا بتوانید پس از یادداشت در مکان های مورد نظر خود بچسبانید.

شاید در نگاه اول این کاغذها بسیار ساده به نظر آیند اما داستان اختراع! بله "اختراع" و همچنین کاربرد آنها حقیقتا شگفت انگیز است. در سال 1968 یک شیمیدان به نام اسپنسر سیلور در حالی که تلاش می کرد تا یک چسب فوق العاده قوی را برای شرکت 3 ام تولید کند بر اثر خطاهای موجود در کار و البته بصورت ناگهانی موفق به کشف چسبی شد که به هیچ عنوان قوی نبود و براحتی به هر جایی می چسبید و براحتی با فشار بسیار بسیار مختصر جدا می شد. این چسب حساس به فشار در سال 1974 به پیشنهاد  آرتور فرای مخترع برجسته یی به قسمتی از کاغد یادداشت های کلاسیک افزوده و در نهایت اولین استیکی نوت ها تولید شدند.
معجزه های یک کاغذ کوچک و چسبدار!

این اختراع برخلاف ظاهر ساده آن اهمیت بسیار بالایی در مبحث برنامه ریزی دروس مدیریت دارد. آیا تا کنون بخشی از فعالیت های حافظه خود را به این کاغذهای شگفت انگیز واگذار کرده اید؟

شاید در های سینمایی روی یخچال، کناره های نمایشگر رایانه و یا دیوار اتاق یک مدیر این کاغذها را دیده باشید.

 استفاده از استیکی نوت برای سال ها در کشورهای صاحب سبک در علم مدیریت مورد آزمایش قرار گرفته  و نتایج همگی بر اهمیت استفاده از آن به عنوان ابزاری در مسیر بهبود فرایند برنامه ریزی و کاهش خطا تاکید داشته اند.

محبوبیت استفاده از این کاغذهای کوچک به اندازه ای بوده که حتی کمپانی های بزرگی چون مایکروسافت و اپل-با پرداخت هزینه استفاده از اختراع- در سیستم های عامل خود نمونه های مجازی استیکی نوت ها را در اختیار کاربران قرار می دهند تا همان تجربه نوت برداری را در فضای مجازی نیز داشته باشند. علاوه بر این با پیشرفت فناوری و همه گیر شدن تب تلفن همراه هوشمند و تبلت شاهد حضور انواع برنامه ها با محوریت استیکی نوت در آندروید، آی او اس و ویندوز موبایل هستیم.

البته اختلاف نظرهای فراوانی همواره در رابطه با مقایسه استیکی نوت ها در دنیای واقعی و فضای مجازی وجود داشته است. بدین ترتیب که برخی نوع سنتی را موثرتر دانسته و ترجیح می دهند، اما برخی دیگر معتقدند نوت گذاری مجازی کاربردی تر، منظم تر و همراه تر خواهد بود. در این رابطه بررسی های مختلفی نیز انجام شده مثلا در یکی از سمینارهای ted گروهی از شرکت کنندگان با رایانه و تلفن همراه و عده دیگر با قلم و کاغذ نوت برداری می کنند. در پایان نوت های هر دو گروه بررسی شده و جالب است که مطالب طرفداران تکنولوژی کاملتر و بسیار نزدیک تر به سخنان برگزار کننده سمینار بود  اما آنهایی که با کاغذ و خ ر مشغول بودند برداشت هایی عمیق تر داشته و مطالب آنها تا حدود بیشتری بر اساس اطلاعات ارائه شده توسط سخنران، شخصی سازی شده بود و طبیعتا ذهن این افراد در رابطه با موضوع سخنرانی فعالانه تر عمل کرده است.

معجزه های یک کاغذ کوچک و چسبدار!

به هرترتیب این آزمایش و صدها آزمایش دیگر نیز نمی تواند برتری را به گروه خاصی بدهد زیرا هم استیکی نوت ها در نرم افزارها و هم در دنیای واقعی کارایی های مکمل یکدیگر دارند.

این کاغذهای کوچک به عنوان یک وسیله کاربردی بویژه برای برنامه ریزان و مدیران مجموعه های تجاری مورد توجه قرار دارد البته روی صحبت ما به گروه خاصی محدود نیست و استفاده از این ابزار در زندگی روزمره را نیز بسیار مفید می دانیم.

در ادامه توصیه هایی برای بهره برداری مفید از استیکی نوتها مطرح می کنیم:

·         همواره در محل کار و منزل اقدام به تهیه استیکی نوت کنید

·     اولویت با استیکی نوت واقعی و خ ر خواهد بود پس در جایی که فضایی برای چسباندن آنها دارید و هم رایانه در اختیار دارید ما نوع کاغذی را ترجیح می دهیم و نیازی به پین استیکی نوت ها در رایانه نمی بینیم.

·     همزمان برنامک های موجود را روی تلفن همراه و یا تبلت خود نصب کنید تا در مواقع لازم به عنوان مکمل نوع واقعی از آن استفاده کنید.

·     برای مدیران و برنامه ریزان شرکت ها توصیه می کنیم تا همواره یادداشت هایی از برنامه ها، طرح ها، ایده ها و موارد دیگر از این دست را روی استیکی ها بنویسند و آن را در جایی که محدوده میدان دیدشان باشد، نصب کنند

·     از استیکی نوت ها در رنگ های متنوع استفاده کنید اگر دقت کرده باشید این کاغذها غیر از رنگ سنتی آن(زرد کم رنگ) در انواع رنگ های جیغ و تند تولید می شوند تا همواره خط دید مخاطب را شکار کنند. شما هم چندین رنگ آن را تهیه کنید.

·     برای اولویت های خود یک تعریف ایجاد کنید مثلا کارهای ساده از رنگ زرد شروع شده تا به اموری با اولویت بالا در رنگ صورتی برسیم. با این روش مغز شما به رنگ های مختلف حساسیت های متفاوتی خواهد داشت.

·     به قول فرای خوشبینی بیش از حد به حافظه بزرگترین دشمن پست ایت نوت محسوب می شود. یعنی اگر گمان کنیم ما باهوش ترین فرد زمین هستیم و هیچ موردی را فراموش نخواهیم کرد قطعا سمت استیکی نوت نمی رویم اما بارها شده که مسائلی بسیار مهم را فراموش کرده ایم و این مساله بازهم روی خواهد داد. از طرفی استیکی نوت دشمن حافظه شما و عاملی برای تنبلی آن نخواهد بود زیرا به اعتقاد کارشناسان، نوشتن یکی از عواملی است که موجب می شود موضوعات در ذهن انسان عمیق تر ثبت شوند. پس تعامل با استیکی نوت ها به حافظه شما خدمت هم می کند!

·     همانطور که در موارد بالا هم گفتیم استفاده از برنامه های یادداشت گذاری در تلفن همراه هوشمند به عنوان یک مکمل مدنظر قرار دارد اگر شما یک مدیر پرمشغله هستید می توانید آن دسته از نوت هایی را که روی کاغذ نوشته اید و البته لازم می دانید که خارج از فضای دفتر همراهتان باشد در تلفن همراه نیز وارد کنید.

اگر تا کنون از استیکی نوت استفاده نکرده اید به شما توصیه می کنیم با هزینه ای جرئی یک بسته از آنرا یداری کرده و با شروع یادداشت گذاری علاوه بر زیبایی این کاغذهای دوست داشتنی از آثار جادویی آن در سازماندهی برنامه های زندگی و شغل خود شگفت زده شوید!

برچسب ها : معجزه های یک کاغذ کوچک و چسبدار!*** - استیکی ,استفاده ,برنامه ,· ,کاغذ ,کرده ,تلفن همراه ,کنید · ,کاغذهای کوچک ,دنیای واقعی ,همراه هوشمند ,تلفن همراه هوشمند

دیدگاههای عماد افروغ در گفت وگو با عصر ایران

در گفت وگو با عصر ایران
محدود نخبگان از سوی ساختار حکومتی به سبب تامین منافع جناحی. انی که بد از ی دفاع می کنند، قطعا حمله بدی هم خواهند داشت.

عصر ایران؛ حمیدرضا عسگری- عماد افروغ جامعه شناس و مدرس در حوزه علوم انسانی است. وی رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم بود که به سبب برخی ملاحظات فکری در انتخابات مجلس هشتم ک دا نشد و وقت خود را صرف نظریه پردازی درحوزه مسائل اجتماعی و اخلاقی کرده است.

وی درحوزه ساختار و عملکرد نظام در زمان کنونی انتقادات بسیاری از جنس تناقض در ارزش ها، شعارها و کارکردها دارد. به نظر وی امروز مسئولان با عدم ایجاد تناسب میان عینیت جامعه و ذهنیت ساختار اجرایی زمینه اعتراض و اصلاح از بیرون را سبب شده اند که این مسئله می تواند خطرات بسیاری برای جامعه ی داشته باشد.

فریب و اغواگری، مصلحت شی، و امنیتی فضای جامعه، از جمله آسیب هایی است که عماد افروغ از آنها به عنوان پاشنه آشیل نظام یاد می کند و با اشاره به گفتار در مورد هشدار به مسئولان و خدای ناکرده رخ دادن انقل دیگر از سوی مردم، فضای امروز جامعه را مستعد فعال شدن های اجتماعی می داند.

عماد افروغ همچنین درمورد سلیقه ای عمل در تفسیرقانون اساسی و عدم اجازه حضور نخبگان در جریان شه ورزی و ساختار حکومتی معتقد است، جریان حاکم به گونه ای رفتار کرده است که روشنفکران از رده خارج شده اند و منفعت گرایی گروه ها اجازه عقلانیت را به جامعه نمی دهد.

در زیر مشروح گفتگو عصر ایران با عماد افروغ را ملاحظه می کنید:

*با توجه به مشاهده وضعیت اقتصادی و بروز ن یتی عمومی طی چند وقت اخیر، آیا بروز چنین وضعیتی برگرفته از ت یب های برعلیه ت است یا دلایل مختلف اقتصادی و اجتماعی دارد؟ فکر می کنید نقش جریان های در بهبود این وضعیت چیست؟

- اتفاقاتی که ما شاهدش هستیم هیچ ربطی به ت یب ت ندارد، و منظورم تنها این ت هم نیست. اتفاقاتی که امروز همراه با ن یتی های اجتماعی شاهدش هستیم، یک دمل چرکینی است که سرباز کرده. این زخم کهنه پس از جنگ شکل گرفت. سیاست های اقتصادی دوران پس از جنگ هیچ تناسبی با هویت فرهنگی، تاریخی و گفتمان انقلاب و اه و ارزش های مطلوب و حتی تجارب تاریخی ما نداشت.

لذا ابتدا باید تحلیل کنیم که این الگو چه بود و چگونه آغاز شد و دوم بررسی کنیم که چه شد این الگو توانست درکشور جولان دهد و نقدهای برخی منتقدین نیز به جایی نرسد. روز به روز اتفاقی افتاد که ما شاهد تراکم هرچه بیشتر اتفاقات ناشی از این الگو بودیم و هیچ تی هم بعد ازجنگ نتوانست این الگو را تعدیل کند و یا تغییر دهد. ساختار همان ظرف و همان الگو بود و صرفاً جابه جایی نیرو صورت می گرفت و عده ای می رفتند و عده ای می آمدند. ولی هیچکدام نتوانستند دست به پیکره اصلی و البته غلط اقتصادی پس ازجنگ بزنند.

نتیجه به کار گیری این الگو، یک لیبرالیسم یا شبه لیبرالیسم یا شبه نئولیبرالیسم نخ نمای سطحی و بی ضابطه بود که دل منطقی این الگوی سرمایه داری شبه لیبرالیستی نیز چیزی جز شکاف نا منضبط طبقاتی و درآمدی نیست. تا چه زمانی ما می توانیم از ارزشهای ی مایه بگذاریم و مدام توجیه کنیم و هایی از هژمونی و استیلای فکری و فرهنگی را ایجاد کنیم که مردم واقعیت ملموس زندگی خود را جور دیگری ببینند و خود را فریب دهند و به صورت کاذب در باغ بهشت را بر روی خود باز ببینند. ازیک طرف زندگی شان چیز دیگری به آنها نشان دهد و ازطرف دیگر از ذهنیت و ارزشهای ذهنی خود برای توجیه این واقعیت ها استفاده کنند!

این کار درست نیست، شاید برخی بگویند که به گفته مردم ما برای شکم قیام ن د. اما تفسیر اشتباه نباید داشت، اولاً این عبارت به معنای بی توجهی به معاش نیست، ثانیاً شاید در زمان تعارض ما مجبور شویم از شکممان بگذریم اما در شرایط عادی و استقرار، شکم بخشی از ضرورت های زندگی است و اگر به معاش مردم نپردازیم، معاد مردم رخت بر می بندد. مگر می توانیم دنیا و آ ت را در برابر هم قرار دهیم؟ این دوگانگی توجیه و اعتبار نخواهد داشت، حتی خود فیلسوف هم با شکم خالی، فکرش کار نمی کند!

عماد افروغ: مردم به آگاهی رسیده اند و دیگر نمی توان آنها را فریب داد/ تناقض در شعارها و عملکردها، آنارشیسم یا انقل دیگر را رقم می زند که مشخص نیست ی باشد/ مصلحت شی و تظاهر موجب یأس و بروز های مردمی خواهد شد

این یک بحث عینی است که مردم ی ری نیازهای واقعی دارند که باید به آنها پرداخته شود. این نیاز گاهی فردی است و گاهی اجتماعی. ممکن است بگویید که حداقل، مردم یک نان بخور و نمیر داشته باشند، اما این یک بحث فردی است. این مسئله یک بعد اجتماعی هم دارد که افراد خود را با طبقات دیگر مقایسه می کنند. اینجاست که بحث هستی اجتماعی به میان کشیده می شود و شکاف طبقاتی و درآمدی مورد توجه افراد قرار می گیرد و توجیهی عقلی هم برای آن نمی یابند که یکی در اوج رفاه و دیگری در زیرخط فقر و در بدترین شرایط زندگی کند.

متاسفانه هیچ گوش شنوایی برای پر این شکاف نیست. بحث من برابری اقتصادی و محو هرگونه نابرابری نیست، بلکه تعدیل شکاف مورد نظر است. قرار نیست به طور مساوی به تمام افراد پرداختی صورت گیرد، اما باید نیاز، محور پرداختی افراد باشد و این نیاز فقط نیاز فردی نیست و نیاز اجتماعی را هم در بر می گیرد. یعنی اگر براثر مقایسه، محرومیت مطلق به محرومیت نسبی تبدیل شود، این سرآغاز های اجتماعی است.

ت(تمام ت های گذشته تا کنون) چه تغییر و تعدیل درآمدی ایجاد کرده است؟ از دوران پس از جنگ به این سمت ما با چه تحول و اتفاق تازه ای مواجه بوده ایم؟ قبل از این اتفاقات و حتی پیش از حوادث دی ماه 96 خود ت توسط وزارت کشور و وزارت ارشاد در زمستان 95 یک پیمایش انجام می دهند. از مردم سئوال می شود که مهمترین مشکل و دغدغه شما چیست؟ بیش از 78 درصد مردم ن یتی اقتصادی را مطرح می کنند. همین سئوال را بعد از تظاهرات دی ماه سال 96 از مردم می پرسند و مشاهده می کنند این آمار به 81 درصد می رسد. قبل از این ما می بینیم که عده ای متعرض حقوق های نجومی می شوند، اما هیچ اتفاقی نمی افتد.

ت ها در دوره های مختلف همواره یک سیاست های غلطی را دنبال می کنند و گوششان هم بد ارمنتقدین نیست، اما پرسش اساسی این است که چرا به راحتی می توانند گوششان را بد ار این نقدها نکنند؟ این مسئله به لحاظ فرهنگی بسیار مهم تر است  چرا ت ها به راحتی می توانند گوششان بد ار نباشد؟ این دیگر ربطی به ت ندارد، این مربوط به مسائل ذهنی و هژمونیک جامعه است. چرا و بر چه اساسی گوش ها می تواند در برابر منتقدان و اعتراضات، شنوا نباشد؟ این یک پاسخ قاطع و روشن برای جامعه ما دارد و آن "مصلحت شی" هژمونیک گره خورده با منافع و مصالح جناحی و البته به نام مصالح نظام و حکومت و حتی مردم است. در این شرایط است که نیازها و حقایق مطلوب و مورد ادعا در لفظ، عملاً پیش پای مصلحت و سوگمندانه برخی اوقات آگاهانه ذبح می شود.

نتیجه این بخش از سئوال اینکه، وضعیت فعلی ناشی از ت یب و نظرات منتقدان نیست. اما چه باید کرد؟ اول به نظر من همه گروه ها و اقشار اجتماعی، فرهنگی ، ، اقتصادی باید به اجماع برسند که ما در چه شرایطی به سر می بریم و یک تحلیل درستی از واقعیت به دست دهند. معلوم شود که سهم داخل چقدر است و سهم خارج چقدر است و باهم گفتگو کنند. اما این گفتگو نباید صرفاً محدود به گروه های باشد.

باید بستری برای نخبگان فراهم شود تا تحلیل های کارشناسانه خود را فارغ از جناح بندی و یا این ت و آن ت،  به دست دهند. اگر تا دیروز برخی وانمود می د که در شرایط خاص و بحرانی قرار داریم، امروز باید قبول کنیم که شرایطمان خاص است و عینیت و زندگی ملموس مردم به ذهنیت و خودآگاهی رسیده است.

باید بستری برای انی فراهم شود که دلشان برای مملکت و اصل نظام می سوزد و برای هویت ایران و گفتمان انقلاب ی دلمشغولی دارند، باید بتوانند یک گفتگوی منطقی و اصولی و خارج ازت یب داشته باشند. هنوز که هنوز است ما نمی دانیم که نقد خوب و سازنده چیست؟ نقد باید نقد محتوا و فکر باشد، ما آداب گفتگو را نمی دانیم. بسیاری از اتفاقات ناگواری که در کشور رخ می دهد ناشی از همین نافهمی و بدفهمی انی است که پرچم نقد و گفتگو را بلند می کنند، اما نه گفتگو را می شناسند و نه نقد و آداب نقد را می دانند. متوجه نیستند که نقد با ت یب شخص متفاوت است. گفته می شود حکومتمان علوی است، اما علی(ع) می گفت ببینید چه گفته می شود، نه اینکه چه ی می گوید!

این ها درد ماست که باب گفتگو بسته است و صاحبان فکر رغبت نمی کنند پا به عرصه نقد و گفتگو بگذارند، چرا که به شخصیت آنها توهین می شود. ترجیح می دهند که از فضا دور باشند و کاری به مسائل کشور نداشته باشند. لذا طرف های گفتگوی مورد نظر و مطلوب و ضروری ما نباید صرفاً گروه های باشند، چرا که آنها خوب رفتار نکرده اند و هیچ کدام  نیز معرف جامعه ما نیستند. در نظر سنجی بعد از اتفاقات دی ماه 96 معلوم شد که فقط 8/25 درصد مردم گرایش اصلاح طلبانه و اصول گرایانه دارند. مسلم است که این آمار ب ایه رفتارهای آنهاست و نه بر اساس ارزش ها و ادعاهای نظری آنها. اما آیا این 26 درصد معرف کل جامعه هستند؟!

عماد افروغ: مردم به آگاهی رسیده اند و دیگر نمی توان آنها را فریب داد/ تناقض در شعارها و عملکردها، آنارشیسم یا انقل دیگر را رقم می زند که مشخص نیست ی باشد/ مصلحت شی و تظاهر موجب یأس و بروز های مردمی خواهد شد

باید از محدود گفتگو بین جناح های پرهیز کرد. جناح های طی دوره های های مختلف، منابع کشور را به نوبت از آن خود کرده اند. الگوی رفتاری واحد در ظرف واحد داشته اند. این رفته، آن آمده، این بُرده، آن بُرده. مدیریت واگنی برای هر دو جناح صدق می کند.

 متاسفانه ساختار کشور هم، رابطه قدرت – ثروت است. یعنی از طریق قدرت تی به ثروت های اقتصادی و سرمایه های کالایی فرهنگی و می رسند و خیلی راحت هم تغییر موضع می دهند تا مسلط بر کانون قدرت تی منتج به ثروت شوند.

الگوی رفتاری هردو گروه یکی است. می جنگند تا به قدرت برسند، برای اینکه رانت و سرمایه ، اقتصادی و فرهنگی بیشتری برای خود به دست آورند. اما امروز دیگر نمی توان مردم را با ذهنیت القایی فریب داد، چرا که مردم به خود آگاهی رسیده اند. اگر ی شعار عد داد و پیروز شد و قدرت را مثلا از انی که شعار می دادند، گرفت، باید رفت و زندگی اش را دید. باید دید کجای شهر زندگی می کند، چه امکاناتی دارد از چه مزایایی بهره می برد و به چه میزان پایبند به عد و شعارهایش بوده است.

ی که در گفتمان انقلاب ی پا به عرصه رقابت می گذارد، باید زامش عملاً و نظراً به گفتمان انقلاب اثبات و معلوم شود. باید به قانون اساسی پایبند باشد. قانون اساسی اصل رفاه و اصل رفع نیازمندی ها را طرح کرده است. روزی که آقای خاتمی رای آورد ، جهاد ی از انی که به وی رای دادند، نظر سنجی کرد که شما برچه اساس به آقای خاتمی رای دادید؟ شاید تصور کنید که جواب اکثریت بیان و بوده باشد، اما 51 درصد مردم رفع مشکلات اقتصادی را مطرح می کنند. مردم در آن زمان از تی که شعار می داد، توقع بهبود شرایط اقتصادی داشتند.

ما به جایی رسیدیم که مردم به حرف توجهی ندارند و به خود آگاهی رسیده اند. وقتی به خودآگاهی می رسند یعنی به یک عینیتی رسیده اند و شما باید به آنها مدرک و سند و دلیل و نسخه های عملی نشان دهید. سال هاست که عمل از این کشور رخت بربسته است. دیگر نمی شود مردم را با رسانه های مختلف ملی و غیره فریب داد، مردم می بینند و حس می کنند و منتظر پاسخ هستند.

آقای می آید و حرف های خوبی در این اوضاع و احوال می زند، مردم گوش نمی دهند و منتظر مشاهده عمل ایشان هستند. اینکه ایشان دستور انتشار لیست و اسامی می دهند، مسئله تازه ای نیست. ما درمجلس هفتم قانون آن را که از مجلس قبلی بلاتکلیف مانده بود تصویب کردیم و بنده کلمه "انتشار" را به ابتدای آن اضافه و شد قانون «انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات». این قانون مورد بی توجهی قرار گرفت و امروز ایشان در شرایط بحرانی به آن استناد می کنند و صنایع ایشان هم می گوید این خلاف مصلحت بخش خصوصی است!

به هرحال گام اول این است که باید بستر گفتگو فراهم شود و محدود به جناح های نباشد و به خصوص چهره های فرهنگی در آن نقش داشته باشند، چرا که چهره های فرهنگی منافع و اقتصادی ندارند. هرچند به دلیل سیاست ها و رفتارهای سیاست زده و اقتصاد زده و فضای کالایی حاکم، وجود این افراد نیز نادر است، یا عزلت نشین و بی تفاوت و یا متاسفانه آلوده به سیاست ناموجه و منافع اقتصادی شده اند.

گام دوم، ما باید توجه خاصی به عمل داشته باشیم. کشوری که مدت ها از هژمونی و استیلای فرهنگی استفاده کرده و عمل را در حد حرف دنبال کرده، بسیار سخت است که پا به عرصه عمل بگذارد و بار این بازگشت و رس سنگین بر دوش رسانه هاست تا توجه همگان را به عمل معطوف سازند.

اگر ت بخواهد کاری و عملی برای مردم انجام دهد، مهمترین آن تعدیل شکاف درآمدی است. آیا این کار غیرممکن است؟! حذف امتیازات و امکانات مدیرانی که علاوه بر حقوق های چند میلیونی از مزایای فراوان بهره می برند، کار سختی است؟! آیا کم حقوق آنهایی که بی ضابطه حقوق می گیرند کار سختی است؟! چه طور رئیس جمهور ما ی می تواند این کار را انجام دهد و ادعای انقل بودن هم ندارد. در ایران ادعای انقل بودن می کنند، ادعای علوی بودن می کنند، به و مقام ی استناد می کنند، اما دستاوردی عملی و عینی قابل قبول و مورد انتظار برای مردم رقم نمی خورد.

مردم حق دارند به صورتی مضاعف یقه مسئولان را بگیرند، هم به دلیل بی توجهی به ارزش ها در عمل، هم به دلیل استفاده ابزاری از این ارزش ها برای توجیه بی عملی خود. ممکن است بگویید این حرف ها شور و هیجان و بی سند و مدرک است، اما بنده مجلس بوده ام، می فهمم ساختاراً در مجلس چه می گذرد، رانت های مجلس و ت را می شناسم، امتیازات ها را می دانم، طی این سال ها خوب مهره ها را کنار هم چیده اند و خوب یاد گرفته اند که چگونه منابع و امکانات کشور را از آن خود کنند و به جای این که پاسخگو باشند، برخی منتقدان را به انحاء مختلف طرد و منکوب می کنند، یکی را متهم به ضد انقلاب و می کنند، یکی را متهم به تشویش اذهان عمومی می کنند، یکی را متهم به پرشور و احساسی بودن می کنند و ...  

متاسفانه این سبک رفتار در عرصه آکادمیک و ما هم وارد شده است. نهج البلاغه را بخوانید، می بینید علی همچون اسپند روی آتش است و برای تحقق حقوق مردم و ارزش های عد خواهانه و در برابر مسرفین و زیاده خواهان مدام در جوش و وش است. اما با ملاک های آکادمیک جاری توصیه ما به این گونه افراد این است که آرام باشند و چیزی نگویند. اما چرا علی(ع) این همه فریاد می زند و اشک می ریزد، چرا سر درچاه می کند، چون دوگانگی در نظر و احساس و عملش نیست. ما دچار دوگانگی در نظر و عمل هستیم.

باید این عبارت علی(ع) را برسردر نظام نوشت که درمورد طلحه و زبیر و اصحاب جمل این چنین می گوید:« چون رعد وشیدند و چون برق درخشیدند اما کاری از پیش نبردند و سرانجام سست گردیدند، ولی ما این گونه نیستیم، تا عمل نکنیم رعد و برقی نداریم و تا نباریم سیل جاری نمی سازیم.» این علی است. چرا اسم حکومت علوی را مطرح می کنیم درحالی که از آن دوریم.

ظرف ما با ارزش های ما سازگار نیست، ساختارها با شعارها سازگار نیست، برخی هم فرافکنی می کنند به سمت غرب و ومنافقین و غیره که اینها توطئه می کنند و غیرذلک. اما باید پرسید شما چه تمهیداتی برای این شرایط دارید؟ جز اینکه مشکلات را به بیرون پرتاب می کنید و بعد می گویید همه چیز درست است.

این برای ما درد آور است که منافقین با آن کارنامه سیاه تروریستی و سابقه خیانت به کشور در طول جنگ و همکاری های امپریالیستی – صهیونیستی اش و ترامپ جاهل از آن سر دنیا برای ایران شاخ و شانه بکشند. ترامپی که در بهترین ح شاخ دموکراسی سرمایه سالار ست. منِ نوعی باید یقه چه ی را بگیرم که این شرایط را به وجود آورده است؟ من باید یقه آن دسته از داخلی ها را بگیرم که فقط منافع شخصی و گروهی خود را به قیمت قربانی مردم دنبال د. نگذاشتند حقیقت عیان شود و آگاهانه یا ناآگاهانه بحث مصلحت را مطرح د و آنهایی را که حقیقت گرایانه و حقیقت طلبانه فریاد زدند را خاموش و منزوی د.

منزوی فقط این نیست که شخصی را بگیرید و یک گوشه ای نگهدارید، بلکه آن قدر عرصه را بر وی تنگ می کنند که خسته شوند. این افراد انسان های حساسی هستند، چرا وبر می گوید حکومت را به دست این افراد بدهید؟ چون حاضر به استعفا هستند و آلوده نمی شوند. اینها را طرد کردید، اما اینها آن قدر دلسوزند که حتی امروز که به اینجا رسیدیم به فکر انتقام نیستند.

بلکه معتقدند بستری آماده کنیم تا حرف هایمان را بزنیم، وقتی به اجماع رسیدیم عمل را سرلوحه کار قرار دهیم. اما فقط حرف نزنید فقط شعار ندهید  اگر می گویید انقل هستیم ، بیایید و انقل عمل کنید.

ببینید من این صحبت ها را بی جهت مطرح نمی کنم، خیلی فکر و تحقیق و اخیراً به این نتیجه رسیده ام که کشور ما قفل کرده است. بین عرصه ذهنی و عرصه عینی رابطه دیالکتیک برقرار نیست. ذهن می خواهد خود را تحمیل کند، اما از عین اثری نپذیرد. می گویند: ای مردم، ای عرصه مدنی، هرچه ما می گوییم درست است و شما هرآنچه ما می گوییم بشوید. عین می پذیرد و می گوید حرف های شما را گوش می دهم اما شما هم به حرف ما گوش دهید. اما ذهن نمی پذیرد و معتقد است که این ارتباط یکطرفه است. خود را نمایندگان بلامنازع مردم و هادیان آنها می دانند و دیگر هیچ. انبساطی وجود ندارد. می گویند ما بهتر از شما می فهمیم و بهتر از شما رفتار می کنیم و شما باید پیرو محض باشید!

 من می گویم قانون اساسی میثاق ملی ماست، در همان اصول اولیه اش اه قانون اساسی و اه را بیان می کند و سپس یکی از راه های تحقق آن را اجتهاد مستمر می داند. در اصل مربوط به ویژگی های هم که بحث شجاعت و مدیر و مدبر و... را مطرح می کند. سوال من این است، آیا اجتهاد مستمر بدون زمان و مکان و موضوع شناس امکان پذیر است؟ اجتهاد مستمر یعنی اینکه اجتهاد شما چشم و گوشش نسبت به تحولات زمان و مکان باز باشد. تغییرات زمانی و مکانی مربوط به عرصه انضمامی و عینی و انی است که درآن زندگی می کنند.

از سوی دیگر در آن بخش که ویژگی های ی بیان می شود، آیا همه این ویژگی ها فقهی است؟  تشخیص اینها ا اماً با فقها نیست. یک طرف اجتهاد مستمر مربوط به فقهاست، اما سوی دیگر آن مرتبط با موضوع شناسان است. جایگاهی برای موضوع شناسان در عرصه اجتهاد مستمر و دیگر ویژگی های کجاست؟ جواب می دهند که مجلس خبرگان است. اما مجلس خبرگان که صرفاً مختص فقهاست، پس چگونه عرصه عینی هم اجتهاد مستمر را معتبر و موجه کند و هم سویه عینی دیالکتیک عرصه ذهن و عین باشد؟

عماد افروغ: مردم به آگاهی رسیده اند و دیگر نمی توان آنها را فریب داد/ تناقض در شعارها و عملکردها، آنارشیسم یا انقل دیگر را رقم می زند که مشخص نیست ی باشد/ مصلحت شی و تظاهر موجب یأس و بروز های مردمی خواهد شد

 

آن زمان که حضرت بحث تجدید نظر در قانون اساسی را مطرح د، شرط مرجعیت را تبدیل به اجتهاد د به سبب همین موضوع شناسی بود. اما شورای نگهبان تصمیم می گیرد که خبرگان فقط فقها باشند، باکدام توجیه منطقی؟ باکدام اصل قانون اساسی؟ هیچ اصلی از قانون اساسی حصر نکرده است که خبرگان فقط فقها باشند. وقتی موضوع شناسان و نخبگان حذف شوند و جریان فکری را صرفاً به فقها حصر کنیم و دیالکتیک درجریان نباشد، حرکت ما قفل می شود. حاصل این می شود که نظم رسمی و ذهنی با عرصه عینی و واقعیات بیگانه می شود.

یکی از اشکالاتی که بعد از جنگ به سراغ ما آمد این بود که ما همان الگوی نوسازی را دنبال کردیم. این الگوی نوسازی یک ظرف داشت به نام "رابطه مرکز- پیرامونی"  که با اقتصاد نفتی هم عجین شده بود. الگوی نوسازی یا الگوی شبه سرمایه داری یک ظرف متمرکز می خواهد، یعنی ظرف مرکز- پیرامون. ظرفی که در دوران پهلوی ایجاد شد و با سیاست هایی که ت آن زمان اتخاذ کرد متروپلی به نام تهران و چند شهراصلی مثل اصفهان، شیراز، تبریز، مشهد و... به وجود آمد و در نتیجه بتدریج شبکه شهری ک شانی قبل از پهلوی به شبکه شهری زنجیره ای تبدیل شد. یعنی همه حلقه ها وصل به تهران شدند.

تا پیش از این استان ها برای خود قدرت تصمیم گیری و برنامه ریزی داشتند. ما هم آمدیم پس از جنگ در ظرف پهلوی، مظروف انقلاب ی را ریختیم. درحالی که مظروف انقلاب ی، ظرف متمرکز نمی خواست، به ویژه که با اقتصاد نفتی هم عجین شده باشد. ما در دوران جنگ این ظرف را ش تیم، در دوران بحران در ظرف متمرکز جنگ را پیش نبردیم و دفاع نکردیم. ظرف ش ته شد و استان ها هرکدام اختیار داشتند و هرکدام برنامه ریزی می د. مردم پا پیش گذاشتند، مهارت ها به کار گرفته شد، مشارکت تنها در حرف نبود. ما الان فقط نان حرف مشارکت را می خوریم اما آن زمان مشارکت عیان شد و خود را در انقلاب و پس از آن در جنگ اثبات کرد. مشارکت یعنی استفاده از مهارت ها و قابلیت ها، استفاده از شرایط زیست محیطی و زیست بومی، یعنی چیزی که امروز شمندان دنیا به آن پرداخته اند و آن را دنبال می کنند.

در زمان جنگ، ظرف مشارکت تمرکز زدایانه بود، اما بعد از جنگ ظرف متمرکز را به کار گرفتیم و برگشتیم به همان دوران پهلوی. حال شما مدام از اقتصاد مقاومتی و اصلاح الگوی مصرف صحبت کنید اما فایده ندارد چون ظرف ما مناسب مظروف نیست.

اقتصاد مقاومتی به چه عواملی بستگی دارد؟ ابتدا نیاز به آگاهی دارد و باید به مردم آگاهی داد. نکته دوم انگیزه است. باید کاری کرد که انگیزه ها ارتقا یابد. نکته سوم مهارت است. این مهارت یا بالقوه است یا بالفعل. نکته چهارم عنصر فرصت است. اگر سه مولفه ابت وجود داشته باشد اما فرصتی درکار نباشد، هیچ دستاوردی نخواهیم داشت. این فرصت ها در دست ت است و ت ها باید فرصت سازی کنند. و در نهایت باید به ظرف اشاره کنیم. یعنی اگر تمام این موارد مطرح شود اما ظرف  مناسبی نداشته باشیم به هیچ تحولی نخواهیم رسید.

دراین کشور غفلت آشکاری از مفهوم ظرف شده است. بعضاً از آمایش سرزمین و تمرکز ز حرف زده می شود، اما اقدام عملی وجود ندارد. چرا که عمل براساس تمرکز ز نیاز به شجاعت بالایی دارد و من در هیچیک از ت ها این شجاعت را ندیده ام.

* باتوجه به عوامل مختلفی که درمورد عدم تطابق عین و ذهن، ویا عدم تناسب ظرف و مظروف و تضاد حرف و عمل و... فرمودید، امروز شاهد نوعی نا امیدی و سردی در جامعه هستیم که این مسئله برای هر نظامی می تواند پاشنه آشیل باشد. این دلسردی به مرحله بروز رسیده است و اعتراضات مردم نشانه این موضوع است. مردم به بهانه معیشت تظاهرات می کنند، اما حرف های دلشان و ناامیدی از مسئولان را فریاد می زنند، آیا این هدر رفت سرمایه اجتماعی موجب آسیب پایه های انقلاب نخواهد شد؟ چه باید کرد؟

-من این موضوع را توجیه نمی کنم، اما اگر الان در شرایط فعلی به این نا امیدی و یاس توجه شود، جلوی آسیب های بعدی گرفته خواهد شد. لکن اگر ذیل مصلحت شی های مختلف این اتفاقات را توجیه کنیم، یا فرافکنی و تفسیر بد داشته باشیم و آنها را ناشی از جه برخی از مردم بپنداریم، فردا با وضعی دیگر روبرو خواهیم بود... فردا هرچه شما بگویید این وضعیت را اصلاح می کنیم و رفتارها را تغییر می دهیم دیگر مردم نخواهند پذیریفت.

الان مردم کماکان چشم انتظارند که یک اتفاقی رخ دهد. علائمی دال بر ناامیدی آنها هست، اما علائمی هم از امیدشان وجود دارد و منتظر یک اقدام مناسب هستند. اما دیگر گذشت زمانی که بخواهیم مردم  را با حرف، دل خوش کنیم یا فریب دهیم. مردم عمل می خواهند، این عمل ناامیدی ها را تبدیل به امید می کند. وقتی احساس د بروز و ظهور مهارت ها فراهم است تحمل می کنند.

در زمان جنگ ما وضع اقتصادی به مراتب بدتر از اکنون داشتیم. اما محرومیت نسبی و احساس بی عد ی نبود. یعنی اگر محرومیت و عدم دسترسی و کوپن و صف و موشک و... بود، تقریباً برای همه شرایط ی انی وجود داشت. اما الان واقعا اینطور است؟! زمان حرف گذشت. الان ما تازه رسیده ایم به خاستگاه انقلاب ی، البته این موضوع یک فرصت است تا مسئولان ما به عمل بازگردند و با شکاف ها و نابرابری های ناشی از قدرت و رانت تی برخورد کنند.

اگر واقعا مسئولان ما راست می گویند، منازل خود را به مناطق ساده تر منتقل کنند. اگر راست می گویند زندگی خود را تعدیل کنند. مردم باور نمی کنند که مسئولان زندگی ساده و مثل همه آحاد جامعه یا حداقل طبقه متوسط دارند.

من احساس می کنم این سکه نا امیدی روی دیگری هم دارد و آن امیدواری به بازگشت به ارزش هاست. اما این با حرف محقق نمی شود. با این رویه جاری مردم به جایی می رسند که حرف شما را تفسیر بد می کنند. قصد مقایسه و ارجاع به را ندارم، اما هم شاه آمد گفت پیام شما مردم را شنیدم، اما مردم دیگر به آن توجه ن د، چون دیر شده بود. ما هنوز به این مرحله نرسیده ایم اما باید سریع کاری انجام دهیم تا دیر نشود.

اگر نظام رسمی نخواهد تغییری ایجاد کند و اصلاح از درون نظام صورت نگیرد و کارایی نداشته باشد، اصلاح از برون رخ می دهد. وقتی شما اعتمادی به ظرفیت های رسمی نداشته باشید، دیگر اصلاح از درون ساختار معنا نمی دهند و این بوی انقلاب و یا هرج و مرج و آنارشی می دهد که بنده ح دوم را محتمل تر می دانم. وقتی مردم بفهمند که اصلاحی ازدرون در کار نیست، نه قوه مقننه کاری می کند نه قوه قضاییه و نه قوه مجریه، خودشان دست به کار خواهند شد. وقتی مردم دست به کار شوند، خوشبینانه یک بار دیگر انقلاب خواهند کرد. این حرف من نیست، این حرف (ره) است:

«هوای این مردم زاغه نشین، این مردم کوچه و بازار را داشته باشید که شما را روی کار آورند، بترسید از روزی که این مردم بفهمند که در باطن ذات شما چیست و یک انفجار حاصل شود. بترسید که ممکن است یک ایام الله خدای ناخواسته پیدا شود و آن روز دیگر قضیه این نیست که به 22 بهمن بازگردیم. قضیه این است که باید فاتحه همه مارا بخوانند». ببینید چه قدر با شجاعت حرف می زند و مصلحت شی نمی کند و می گوید فاتحه همه مارا می خوانند. یعنی انقلاب و حرکت بعدی بوی ت و نخواهد داد. 

انقلاب را منفی نمی داند، می گوید خدای ناکرده یک ایام الله دیگر... چرا که معلوم نیست دیگر این حرکت انقل بویی از داشته باشد. ولی این یک واقعیت اجتماعی است.

*بحث انقل که به قول حضرت خدای ناکرده ممکن است رخ دهد و خط مشی ی نداشته باشد، چرا انقلاب 57 که ی بود، امروز مردم و به خصوص جوانان را دچار دین زدگی کرده و چرا در یک انقلاب ی شاهد فسادها و ی های کلان هستیم. این مسائل برای جوانان دهه های اخیر قابل هضم نیست، چرا انقلاب نتوانست خود را به روز کند؟

-به هرحال چه درست و چه غلط، چه بخواهیم چه نخواهیم، مردم را با انی که به نام حکمرانی می کنند، گره زده اند. البته این کار اصلاً امر منطقی نیست چون ربطی به اعمال و کردار ما ندارد. اما همیشه رفتارهای مردم تابع دلیل و منطق نیست. عملاً این اتفاق افتاده و یک واقعیت است و امروز برخی افراد به سبب اعتراض به رفتار انی که به نام تخلف می کنند، اقدام به رفتارهای ضد دینی می کنند.

از سوی دیگر براساس پیمایش های ملی انجام شده، دین داری مردم مانند همیشه بالاست. یعنی اعتقاد به خدا، معاد، اهل بیت و مؤاخذه در قیامت و ... بسیار بالاست و آماری بالای 86 درصد را نشان می دهد. این یعنی عنصر هویت بخش ملی ما دین داری است، اما مردم حساب خود را جدا می کنند و حتی ممکن است در فکری خود براساس همین الگوی دینی عمل کنند، اما هیچ چیز معلوم نیست که در اینده مردم براساس کدام الگو و براساس کدام ی اقدام به حرکت و کنند.

مسلم است سازماندهی این حرکت محتمل همانند سازماندهی انقلاب نخواهد بود، اگر به حوادث دی ماه 96 توجه کنید متوجه می شوید که مردم به چه انی ناسزا گفتند و به چه انی معترض بودند... دقت هم داشته باشید که بنده فرض هرج و مرج و آشوب های لگام گسیخته و دیکتاتوری متعاقب آن را محتمل تر می دانم.

این نشان می دهد آن گروهی که زمانی مرجع و مأمن مردم بودند، الان دیگر نیستند و جایگاه و منزلت اول انقلاب را ندارند. لذا این به ما می گوید که سازماندهی مردم چیزی ورای این افراد خواهد بود، حال چه گفتمانی جایگزین خواهد شد، مشخص نیست. اما مسلماً این و انقلاب بوی اقتصاد خواهد داد. حالا این انقلاب اقتصادی چه نوع انقل است مشخص نیست، اما می توان گفت اه ی همچون تعدیل شکاف طبقاتی، رفع بی عد ی و نابرابری را دنبال کند.

امیدواریم این اتفاق هیچگاه رخ ندهد و اصلاح از درون رخ دهد. چرا که هیچ تضمینی وجود ندارد که این انقلاب هم ی باشد. مردم درون مایه دینی دارند اما مشخص نیست حرکتشان ی باشد. ما در ابتدای انقلاب وعده بانکداری بدون ربا دادیم، وعده دادیم نابرابری نباشد، شعارعد خواهی دادیم، محقق نشد. اما الان ما باید برگردیم به گفتمان اصیل عد خواهی انقلاب، باید برابری نسبی را در میان طبقات اجتماعی ایجاد کنیم، مسئولان به همان زی طلبگی بازگردند، تا خدای ناکرده شاهد یک حرکت کور و انقلاب دیگری نباشیم.

*شکاف میان مسئولان و جامعه موجب ن یتی مردم گردیده است. این اشرافی گری مسئولان برای جامعه قابل پذیرش نیست و مردم مشکلات را تحمل نمی کنند، درحالی که مسئولان از امتیازات فراوان بهره مند هستند. در این مورد چه باید کرد؟

- شکاف میان مردم و مسئولان در جهات مختلف ارزش ها، فرهنگ، اقتصاد و ... می باشد. شکاف عرصه رسمی و عرصه مدنی درحال افزایش است. این فقط مربوط به قدرت تی نیست. در و حوزه و ... هم همین طور است. روز اول که انقلاب می شود، قرار است مردم مخدوم باشند و به آنها خدمت شود. اماهرچه جلوتر می آییم مردم خادم ما می شوند و منتی هم سر آنها می گذاریم که ما مخدوم آنها هستیم.

مردم بالا ه متوجه می شوند قضیه برع شده است. مردم ابتدا به اینها اعتبار بخشیدند اما بعد از مدتی باید آنها را تکریم کنند، این مسئله برای مردم قابل پذیرش نیست که جای خادم و مخدوم عوض شود.

چطور این رابطه عوض می شود؟ آیا این مسئله صرفا به خاطر جه مردم و اغوا و فریب آنهاست؟ خیر این طور نیست، شاید بخشی از آن باشد، اما تمام آن نیست. بخش مهمی از این تغییر جهت، مبارزه با روشنفکران حقیقت ت. روشنفکر باید فریبکاری ها را برملا کند. اما کاری می کنند که روشنفکران به بهانه های مختلف طرد و حذف شوند و حلقه واسط مردم و حلقه رسمی از بین برود.

بخش دیگری از این مسئله مربوط به جریان کلی کشور داری است. جریان کلی کشور داری وقتی با مصلحت شی گره می خورد، ت در فضای سیاست زده عمل خواهد کرد. وقتی سیاست زده شود، امنیت زده هم خواهد شد. وقتی فضا امنیتی شد ترس و دلهره در دل مردم خواهد آمد. از یک سو مردم را فریب می دهیم، از یک سو روشنفکری را حذف می کنیم و از سوی دیگر فضای کشور را امنیتی می کنیم، حال توقع داریم مردم چه واکنشی داشته باشند؟

در این صورت، شرایط برای دل اقتصادی آن سیاست زدگی امنیتی شده مساعدتر خواهد شد. چرا که بازتاب اقتصادی خواهد داشت. نیروهای امنیتی و شبه امنیتی، رسمی و غیر رسمی و بازنشسته، اگر از این شرایط استفاده کنند و رابطه قدرت - ثروت را فهم کنند، تبدیل به سایه ای بالای سر همه خواهند شد. و اگر ی بخواهد کار اقتصادی انجام دهد باید هوای آن سایه را به نحوی از انحاء داشته باشد. اینها باید سربازان گمنام زمان باشند و گمنام باقی بمانند و ساده زیست باشند، شکایت قاضی را باید پیش چه ی برد؟! وای به روزی که تکیه گاه های مردم نیز آلوده باشند، دیگر ملت باید چه کند؟ یک جریان مخلی می شود که به جای اینکه زمینه را برای انگیزه و حرکت سالم به سمت اقتصاد مقاومتی مساعد کنند، آنچنان شرایط روحی و روانی تردیدآمیزی ایجاد می کنند که سرمایه گذار از خیر آن می گذرد. اینها همه باعث افزایش شکاف میان نظام و مردم خواهد شد.

وقتی که بین ارزش های اصلی و بنیادی نظام، و خواسته های دیگران شکاف وجود داشته باشد، تظاهر به وجود می آید. اگر طرف به ارزش ها باور داشته باشد، تا پای جان به آن وفادار خواهد ماند. اما وقتی باور ندارد، به آن تظاهر می کند که باور دارد. این تظاهر برای وی منافع دارد و عده ای برای این منافع، تظاهر به پایبندی می کنند و نظام هم مکانیزمی برای مقابله با تظاهر ندارد.

اگر تظاهر نبود و باور بود و اگر مراقبت هایی بود که ی با تظاهر منافعش را پیش نبرد اتفاقی رخ نمی داد. وقتی عمل ملاک نباشد، حرف جولان می دهد. تظاهر در زمان حرفگرایی نمایان می شود، نه در زمان عملگرایی. ما زمانی می توانیم تظاهر به انقل بودن کنیم که فقط حرف بزنیم. اما وقتی زمان عمل باشد مشخص خواهد شد که حرف و عمل تا چقدر باهم تناسب دارند. می توان گذشته افراد را ملاک قرار داد، وقتی طرف با پراید به مجلس می آید و بعد در خیابان با بنز تردد می کند نشان دهنده این است که بستر تظاهر فراهم است.

اساساً وقتی حکومت ایدئولوژیک شود خواه ناخواه عده ای این فرصت را پیدا می کنند که به سمت رفتارهای متظاهرانه بروند. اما چه ی باید جلوی این تظاهر را بگیرد. انی که مدعی حفاظت از ارزش ها هستند باید مراقبت و نظارت کنند. باید مکانیسم های عملی و عینی به کار گرفته شود تا زام افراد به ارزش ها اثبات شود و فقط شاهد حرف و شعار نباشیم.

* باتوجه به شناخت و شه ورزی که در انقلاب داشتید، بزرگترین خطری که نظام راتهدید می کند، چیست و راه حل آن را چه می دانید؟

- همین شکاف بین عرصه مدنی و عرصه رسمی، فقدان انبساط و به روز شدگی در نظام. نظام خودش را به روز نکرده است. وقتی این رابطه به روز نشود و قفل شود عده ای از این فضا سوء استفاده می کنند. در شرایط کنونی، حلقه ها به خوبی به هم چفت و بست شده و رابطه اغوایی کاملا منسجم است. فضا را نیز امنیتی و سیاست زده کرده اند و اگر افراد به دنبال فکر و آگاهی باشند با اهرم های مختلف با عذاب وجدان روبرو می کنند.

وقتی انقل شکل می گیرد، باید ساختارها تغییر کند. یعنی وجه اجتماعی و اخلاق اجتماعی باید اشاعه پیدا کند. وجدان جمعی باید به سمت خطاهای اجتماعی هدایت شود. اما تیپولوژی یا گونه شناسی خطاهای انجام شده توسط رسانه های ما را نگاه کنید. وقتی می خواهند خطایی را مطرح کنند بر وجه خطاهای فردی تمرکز می کنند. درحالی که خطای فردی مربوط به حق الله است، اما حق الناس ها چه می شود؟ ا، و ی چه می شود؟! ببینید با دین چه می کنند! دینی که این همه تاکید بر حق الناس دارد را به سمتی می برند که برخطاهای فردی متمرکز شود. با همین تربیت های دینی وجدان ها را به سمت خطاهای فردی می برند تا خطاهای اجتماعی را بی اهمیت جلوه دهند.

میزان توجه به خطاهای اجتماعی را مقایسه کنید با خطاهای فردی. کدام را بیشتر وزن می دهند؟ تیپولوژی گناه را به سمت خطای فردی می برند و حقوق اجتماعی را محو می کنند. به نظر من خوب قدرت را چفت و بست کرده و تجمیعی از زر و زور و تزویر به دست داده اند. یک قدرت رسمی با شاکله خاص و البته مغایر با روح قانون اساسی و انقلاب ی درست کرده اند و ساختار به گونه ای پیش رفته است که یک عده ای بیایند و از این حلقه ها استفاده کنند و ما هم دلخوش ظاهری باشیم که هر ازچندگاهی فرد و جناحی می رود و جناحی دیگر می آید. اما داستان همان است...

چرا ما از دین برای مصلحت شی استفاده می کنیم و اسارت بخشی می کنیم. دینی که اص اً آگاهی بخش است. چرا مار مذهب به منزله افیون توده ها را با هر تفسیری، چه "افیون توده ها" و چه "افیون برای توده ها" را طرح کرد؟ او با کدام مذهب آشنا بود که این حرف را زد؟ او مذهبی را دید که بی توجه به درد و نیازهای مردم بود.

من در سوئیس سمیناری داشتم و این مسئله را طرح که نهاد کلیسا به عنوان یک نهاد مذهبی چه دستاوردی برای مردم داشته است؟ نهاد مذهبی باید احقاق حق و آگاهی بخشی می کرد. اما اگر دین را ابزاری برای توجیه وضع موجود و رسیدن به منافع خود به کار بگیریم، هیچ ضمانتی وجود ندارد که دین ز در کشور رایج نشود، به رغم اینکه لایه زیرین مردم دینی است و به آن باور دارند

برچسب ها : دیدگاههای عماد افروغ در گفت وگو با عصر ایران - مردم ,انقلاب ,اجتماعی ,اقتصادی , ت ,کنیم ,قانون اساسی ,عماد افروغ ,مصلحت شی ,اجتهاد مستمر ,انقلاب ی ,گفتمان انقلاب ی

عماد افروغ در گفت وگو با عصر ایران

در گفت وگو با عصر ایران
محدود نخبگان از سوی ساختار حکومتی به سبب تامین منافع جناحی. انی که بد از ی دفاع می کنند، قطعا حمله بدی هم خواهند داشت.

عصر ایران؛ حمیدرضا عسگری- عماد افروغ جامعه شناس و مدرس در حوزه علوم انسانی است. وی رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم بود که به سبب برخی ملاحظات فکری در انتخابات مجلس هشتم ک دا نشد و وقت خود را صرف نظریه پردازی درحوزه مسائل اجتماعی و اخلاقی کرده است.

وی درحوزه ساختار و عملکرد نظام در زمان کنونی انتقادات بسیاری از جنس تناقض در ارزش ها، شعارها و کارکردها دارد. به نظر وی امروز مسئولان با عدم ایجاد تناسب میان عینیت جامعه و ذهنیت ساختار اجرایی زمینه اعتراض و اصلاح از بیرون را سبب شده اند که این مسئله می تواند خطرات بسیاری برای جامعه ی داشته باشد.

فریب و اغواگری، مصلحت شی، و امنیتی فضای جامعه، از جمله آسیب هایی است که عماد افروغ از آنها به عنوان پاشنه آشیل نظام یاد می کند و با اشاره به گفتار در مورد هشدار به مسئولان و خدای ناکرده رخ دادن انقل دیگر از سوی مردم، فضای امروز جامعه را مستعد فعال شدن های اجتماعی می داند.

عماد افروغ همچنین درمورد سلیقه ای عمل در تفسیرقانون اساسی و عدم اجازه حضور نخبگان در جریان شه ورزی و ساختار حکومتی معتقد است، جریان حاکم به گونه ای رفتار کرده است که روشنفکران از رده خارج شده اند و منفعت گرایی گروه ها اجازه عقلانیت را به جامعه نمی دهد.

در زیر مشروح گفتگو عصر ایران با عماد افروغ را ملاحظه می کنید:

*با توجه به مشاهده وضعیت اقتصادی و بروز ن یتی عمومی طی چند وقت اخیر، آیا بروز چنین وضعیتی برگرفته از ت یب های برعلیه ت است یا دلایل مختلف اقتصادی و اجتماعی دارد؟ فکر می کنید نقش جریان های در بهبود این وضعیت چیست؟

- اتفاقاتی که ما شاهدش هستیم هیچ ربطی به ت یب ت ندارد، و منظورم تنها این ت هم نیست. اتفاقاتی که امروز همراه با ن یتی های اجتماعی شاهدش هستیم، یک دمل چرکینی است که سرباز کرده. این زخم کهنه پس از جنگ شکل گرفت. سیاست های اقتصادی دوران پس از جنگ هیچ تناسبی با هویت فرهنگی، تاریخی و گفتمان انقلاب و اه و ارزش های مطلوب و حتی تجارب تاریخی ما نداشت.

لذا ابتدا باید تحلیل کنیم که این الگو چه بود و چگونه آغاز شد و دوم بررسی کنیم که چه شد این الگو توانست درکشور جولان دهد و نقدهای برخی منتقدین نیز به جایی نرسد. روز به روز اتفاقی افتاد که ما شاهد تراکم هرچه بیشتر اتفاقات ناشی از این الگو بودیم و هیچ تی هم بعد ازجنگ نتوانست این الگو را تعدیل کند و یا تغییر دهد. ساختار همان ظرف و همان الگو بود و صرفاً جابه جایی نیرو صورت می گرفت و عده ای می رفتند و عده ای می آمدند. ولی هیچکدام نتوانستند دست به پیکره اصلی و البته غلط اقتصادی پس ازجنگ بزنند.

نتیجه به کار گیری این الگو، یک لیبرالیسم یا شبه لیبرالیسم یا شبه نئولیبرالیسم نخ نمای سطحی و بی ضابطه بود که دل منطقی این الگوی سرمایه داری شبه لیبرالیستی نیز چیزی جز شکاف نا منضبط طبقاتی و درآمدی نیست. تا چه زمانی ما می توانیم از ارزشهای ی مایه بگذاریم و مدام توجیه کنیم و هایی از هژمونی و استیلای فکری و فرهنگی را ایجاد کنیم که مردم واقعیت ملموس زندگی خود را جور دیگری ببینند و خود را فریب دهند و به صورت کاذب در باغ بهشت را بر روی خود باز ببینند. ازیک طرف زندگی شان چیز دیگری به آنها نشان دهد و ازطرف دیگر از ذهنیت و ارزشهای ذهنی خود برای توجیه این واقعیت ها استفاده کنند!

این کار درست نیست، شاید برخی بگویند که به گفته مردم ما برای شکم قیام ن د. اما تفسیر اشتباه نباید داشت، اولاً این عبارت به معنای بی توجهی به معاش نیست، ثانیاً شاید در زمان تعارض ما مجبور شویم از شکممان بگذریم اما در شرایط عادی و استقرار، شکم بخشی از ضرورت های زندگی است و اگر به معاش مردم نپردازیم، معاد مردم رخت بر می بندد. مگر می توانیم دنیا و آ ت را در برابر هم قرار دهیم؟ این دوگانگی توجیه و اعتبار نخواهد داشت، حتی خود فیلسوف هم با شکم خالی، فکرش کار نمی کند!

عماد افروغ: مردم به آگاهی رسیده اند و دیگر نمی توان آنها را فریب داد/ تناقض در شعارها و عملکردها، آنارشیسم یا انقل دیگر را رقم می زند که مشخص نیست ی باشد/ مصلحت شی و تظاهر موجب یأس و بروز های مردمی خواهد شد

این یک بحث عینی است که مردم ی ری نیازهای واقعی دارند که باید به آنها پرداخته شود. این نیاز گاهی فردی است و گاهی اجتماعی. ممکن است بگویید که حداقل، مردم یک نان بخور و نمیر داشته باشند، اما این یک بحث فردی است. این مسئله یک بعد اجتماعی هم دارد که افراد خود را با طبقات دیگر مقایسه می کنند. اینجاست که بحث هستی اجتماعی به میان کشیده می شود و شکاف طبقاتی و درآمدی مورد توجه افراد قرار می گیرد و توجیهی عقلی هم برای آن نمی یابند که یکی در اوج رفاه و دیگری در زیرخط فقر و در بدترین شرایط زندگی کند.

متاسفانه هیچ گوش شنوایی برای پر این شکاف نیست. بحث من برابری اقتصادی و محو هرگونه نابرابری نیست، بلکه تعدیل شکاف مورد نظر است. قرار نیست به طور مساوی به تمام افراد پرداختی صورت گیرد، اما باید نیاز، محور پرداختی افراد باشد و این نیاز فقط نیاز فردی نیست و نیاز اجتماعی را هم در بر می گیرد. یعنی اگر براثر مقایسه، محرومیت مطلق به محرومیت نسبی تبدیل شود، این سرآغاز های اجتماعی است.

ت(تمام ت های گذشته تا کنون) چه تغییر و تعدیل درآمدی ایجاد کرده است؟ از دوران پس از جنگ به این سمت ما با چه تحول و اتفاق تازه ای مواجه بوده ایم؟ قبل از این اتفاقات و حتی پیش از حوادث دی ماه 96 خود ت توسط وزارت کشور و وزارت ارشاد در زمستان 95 یک پیمایش انجام می دهند. از مردم سئوال می شود که مهمترین مشکل و دغدغه شما چیست؟ بیش از 78 درصد مردم ن یتی اقتصادی را مطرح می کنند. همین سئوال را بعد از تظاهرات دی ماه سال 96 از مردم می پرسند و مشاهده می کنند این آمار به 81 درصد می رسد. قبل از این ما می بینیم که عده ای متعرض حقوق های نجومی می شوند، اما هیچ اتفاقی نمی افتد.

ت ها در دوره های مختلف همواره یک سیاست های غلطی را دنبال می کنند و گوششان هم بد ارمنتقدین نیست، اما پرسش اساسی این است که چرا به راحتی می توانند گوششان را بد ار این نقدها نکنند؟ این مسئله به لحاظ فرهنگی بسیار مهم تر است  چرا ت ها به راحتی می توانند گوششان بد ار نباشد؟ این دیگر ربطی به ت ندارد، این مربوط به مسائل ذهنی و هژمونیک جامعه است. چرا و بر چه اساسی گوش ها می تواند در برابر منتقدان و اعتراضات، شنوا نباشد؟ این یک پاسخ قاطع و روشن برای جامعه ما دارد و آن "مصلحت شی" هژمونیک گره خورده با منافع و مصالح جناحی و البته به نام مصالح نظام و حکومت و حتی مردم است. در این شرایط است که نیازها و حقایق مطلوب و مورد ادعا در لفظ، عملاً پیش پای مصلحت و سوگمندانه برخی اوقات آگاهانه ذبح می شود.

نتیجه این بخش از سئوال اینکه، وضعیت فعلی ناشی از ت یب و نظرات منتقدان نیست. اما چه باید کرد؟ اول به نظر من همه گروه ها و اقشار اجتماعی، فرهنگی ، ، اقتصادی باید به اجماع برسند که ما در چه شرایطی به سر می بریم و یک تحلیل درستی از واقعیت به دست دهند. معلوم شود که سهم داخل چقدر است و سهم خارج چقدر است و باهم گفتگو کنند. اما این گفتگو نباید صرفاً محدود به گروه های باشد.

باید بستری برای نخبگان فراهم شود تا تحلیل های کارشناسانه خود را فارغ از جناح بندی و یا این ت و آن ت،  به دست دهند. اگر تا دیروز برخی وانمود می د که در شرایط خاص و بحرانی قرار داریم، امروز باید قبول کنیم که شرایطمان خاص است و عینیت و زندگی ملموس مردم به ذهنیت و خودآگاهی رسیده است.

باید بستری برای انی فراهم شود که دلشان برای مملکت و اصل نظام می سوزد و برای هویت ایران و گفتمان انقلاب ی دلمشغولی دارند، باید بتوانند یک گفتگوی منطقی و اصولی و خارج ازت یب داشته باشند. هنوز که هنوز است ما نمی دانیم که نقد خوب و سازنده چیست؟ نقد باید نقد محتوا و فکر باشد، ما آداب گفتگو را نمی دانیم. بسیاری از اتفاقات ناگواری که در کشور رخ می دهد ناشی از همین نافهمی و بدفهمی انی است که پرچم نقد و گفتگو را بلند می کنند، اما نه گفتگو را می شناسند و نه نقد و آداب نقد را می دانند. متوجه نیستند که نقد با ت یب شخص متفاوت است. گفته می شود حکومتمان علوی است، اما علی(ع) می گفت ببینید چه گفته می شود، نه اینکه چه ی می گوید!

این ها درد ماست که باب گفتگو بسته است و صاحبان فکر رغبت نمی کنند پا به عرصه نقد و گفتگو بگذارند، چرا که به شخصیت آنها توهین می شود. ترجیح می دهند که از فضا دور باشند و کاری به مسائل کشور نداشته باشند. لذا طرف های گفتگوی مورد نظر و مطلوب و ضروری ما نباید صرفاً گروه های باشند، چرا که آنها خوب رفتار نکرده اند و هیچ کدام  نیز معرف جامعه ما نیستند. در نظر سنجی بعد از اتفاقات دی ماه 96 معلوم شد که فقط 8/25 درصد مردم گرایش اصلاح طلبانه و اصول گرایانه دارند. مسلم است که این آمار ب ایه رفتارهای آنهاست و نه بر اساس ارزش ها و ادعاهای نظری آنها. اما آیا این 26 درصد معرف کل جامعه هستند؟!

عماد افروغ: مردم به آگاهی رسیده اند و دیگر نمی توان آنها را فریب داد/ تناقض در شعارها و عملکردها، آنارشیسم یا انقل دیگر را رقم می زند که مشخص نیست ی باشد/ مصلحت شی و تظاهر موجب یأس و بروز های مردمی خواهد شد

باید از محدود گفتگو بین جناح های پرهیز کرد. جناح های طی دوره های های مختلف، منابع کشور را به نوبت از آن خود کرده اند. الگوی رفتاری واحد در ظرف واحد داشته اند. این رفته، آن آمده، این بُرده، آن بُرده. مدیریت واگنی برای هر دو جناح صدق می کند.

 متاسفانه ساختار کشور هم، رابطه قدرت – ثروت است. یعنی از طریق قدرت تی به ثروت های اقتصادی و سرمایه های کالایی فرهنگی و می رسند و خیلی راحت هم تغییر موضع می دهند تا مسلط بر کانون قدرت تی منتج به ثروت شوند.

الگوی رفتاری هردو گروه یکی است. می جنگند تا به قدرت برسند، برای اینکه رانت و سرمایه ، اقتصادی و فرهنگی بیشتری برای خود به دست آورند. اما امروز دیگر نمی توان مردم را با ذهنیت القایی فریب داد، چرا که مردم به خود آگاهی رسیده اند. اگر ی شعار عد داد و پیروز شد و قدرت را مثلا از انی که شعار می دادند، گرفت، باید رفت و زندگی اش را دید. باید دید کجای شهر زندگی می کند، چه امکاناتی دارد از چه مزایایی بهره می برد و به چه میزان پایبند به عد و شعارهایش بوده است.

ی که در گفتمان انقلاب ی پا به عرصه رقابت می گذارد، باید زامش عملاً و نظراً به گفتمان انقلاب اثبات و معلوم شود. باید به قانون اساسی پایبند باشد. قانون اساسی اصل رفاه و اصل رفع نیازمندی ها را طرح کرده است. روزی که آقای خاتمی رای آورد ، جهاد ی از انی که به وی رای دادند، نظر سنجی کرد که شما برچه اساس به آقای خاتمی رای دادید؟ شاید تصور کنید که جواب اکثریت بیان و بوده باشد، اما 51 درصد مردم رفع مشکلات اقتصادی را مطرح می کنند. مردم در آن زمان از تی که شعار می داد، توقع بهبود شرایط اقتصادی داشتند.

ما به جایی رسیدیم که مردم به حرف توجهی ندارند و به خود آگاهی رسیده اند. وقتی به خودآگاهی می رسند یعنی به یک عینیتی رسیده اند و شما باید به آنها مدرک و سند و دلیل و نسخه های عملی نشان دهید. سال هاست که عمل از این کشور رخت بربسته است. دیگر نمی شود مردم را با رسانه های مختلف ملی و غیره فریب داد، مردم می بینند و حس می کنند و منتظر پاسخ هستند.

آقای می آید و حرف های خوبی در این اوضاع و احوال می زند، مردم گوش نمی دهند و منتظر مشاهده عمل ایشان هستند. اینکه ایشان دستور انتشار لیست و اسامی می دهند، مسئله تازه ای نیست. ما درمجلس هفتم قانون آن را که از مجلس قبلی بلاتکلیف مانده بود تصویب کردیم و بنده کلمه "انتشار" را به ابتدای آن اضافه و شد قانون «انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات». این قانون مورد بی توجهی قرار گرفت و امروز ایشان در شرایط بحرانی به آن استناد می کنند و صنایع ایشان هم می گوید این خلاف مصلحت بخش خصوصی است!

به هرحال گام اول این است که باید بستر گفتگو فراهم شود و محدود به جناح های نباشد و به خصوص چهره های فرهنگی در آن نقش داشته باشند، چرا که چهره های فرهنگی منافع و اقتصادی ندارند. هرچند به دلیل سیاست ها و رفتارهای سیاست زده و اقتصاد زده و فضای کالایی حاکم، وجود این افراد نیز نادر است، یا عزلت نشین و بی تفاوت و یا متاسفانه آلوده به سیاست ناموجه و منافع اقتصادی شده اند.

گام دوم، ما باید توجه خاصی به عمل داشته باشیم. کشوری که مدت ها از هژمونی و استیلای فرهنگی استفاده کرده و عمل را در حد حرف دنبال کرده، بسیار سخت است که پا به عرصه عمل بگذارد و بار این بازگشت و رس سنگین بر دوش رسانه هاست تا توجه همگان را به عمل معطوف سازند.

اگر ت بخواهد کاری و عملی برای مردم انجام دهد، مهمترین آن تعدیل شکاف درآمدی است. آیا این کار غیرممکن است؟! حذف امتیازات و امکانات مدیرانی که علاوه بر حقوق های چند میلیونی از مزایای فراوان بهره می برند، کار سختی است؟! آیا کم حقوق آنهایی که بی ضابطه حقوق می گیرند کار سختی است؟! چه طور رئیس جمهور ما ی می تواند این کار را انجام دهد و ادعای انقل بودن هم ندارد. در ایران ادعای انقل بودن می کنند، ادعای علوی بودن می کنند، به و مقام ی استناد می کنند، اما دستاوردی عملی و عینی قابل قبول و مورد انتظار برای مردم رقم نمی خورد.

مردم حق دارند به صورتی مضاعف یقه مسئولان را بگیرند، هم به دلیل بی توجهی به ارزش ها در عمل، هم به دلیل استفاده ابزاری از این ارزش ها برای توجیه بی عملی خود. ممکن است بگویید این حرف ها شور و هیجان و بی سند و مدرک است، اما بنده مجلس بوده ام، می فهمم ساختاراً در مجلس چه می گذرد، رانت های مجلس و ت را می شناسم، امتیازات ها را می دانم، طی این سال ها خوب مهره ها را کنار هم چیده اند و خوب یاد گرفته اند که چگونه منابع و امکانات کشور را از آن خود کنند و به جای این که پاسخگو باشند، برخی منتقدان را به انحاء مختلف طرد و منکوب می کنند، یکی را متهم به ضد انقلاب و می کنند، یکی را متهم به تشویش اذهان عمومی می کنند، یکی را متهم به پرشور و احساسی بودن می کنند و ...  

متاسفانه این سبک رفتار در عرصه آکادمیک و ما هم وارد شده است. نهج البلاغه را بخوانید، می بینید علی همچون اسپند روی آتش است و برای تحقق حقوق مردم و ارزش های عد خواهانه و در برابر مسرفین و زیاده خواهان مدام در جوش و وش است. اما با ملاک های آکادمیک جاری توصیه ما به این گونه افراد این است که آرام باشند و چیزی نگویند. اما چرا علی(ع) این همه فریاد می زند و اشک می ریزد، چرا سر درچاه می کند، چون دوگانگی در نظر و احساس و عملش نیست. ما دچار دوگانگی در نظر و عمل هستیم.

باید این عبارت علی(ع) را برسردر نظام نوشت که درمورد طلحه و زبیر و اصحاب جمل این چنین می گوید:« چون رعد وشیدند و چون برق درخشیدند اما کاری از پیش نبردند و سرانجام سست گردیدند، ولی ما این گونه نیستیم، تا عمل نکنیم رعد و برقی نداریم و تا نباریم سیل جاری نمی سازیم.» این علی است. چرا اسم حکومت علوی را مطرح می کنیم درحالی که از آن دوریم.

ظرف ما با ارزش های ما سازگار نیست، ساختارها با شعارها سازگار نیست، برخی هم فراکنی می کنند به سمت غرب و ومنافقین و غیره که اینها توطئه می کنند و غیرذلک. اما باید پرسید شما چه تمهیداتی برای این شرایط دارید؟ جز اینکه مشکلات را به بیرون پرتاب می کنید و بعد می گویید همه چیز درست است.

این برای ما درد آور است که منافقین با آن کارنامه سیاه تروریستی و سابقه خیانت به کشور در طول جنگ و همکاری های امپریالیستی – صهیونیستی اش و ترامپ جاهل از آن سر دنیا برای ایران شاخ و شانه بکشند. ترامپی که در بهترین ح شاخ دموکراسی سرمایه سالار ست. منِ نوعی باید یقه چه ی را بگیرم که این شرایط را به وجود آورده است؟ من باید یقه آن دسته از داخلی ها را بگیرم که فقط منافع شخصی و گروهی خود را به قیمت قربانی مردم دنبال د. نگذاشتند حقیقت عیان شود و آگاهانه یا ناآگاهانه بحث مصلحت را مطرح د و آنهایی را که حقیقت گرایانه و حقیقت طلبانه فریاد زدند را خاموش و منزوی د.

منزوی فقط این نیست که شخصی را بگیرید و یک گوشه ای نگهدارید، بلکه آن قدر عرصه را بر وی تنگ می کنند که خسته شوند. این افراد انسان های حساسی هستند، چرا وبر می گوید حکومت را به دست این افراد بدهید؟ چون حاضر به استعفا هستند و آلوده نمی شوند. اینها را طرد کردید، اما اینها آن قدر دلسوزند که حتی امروز که به اینجا رسیدیم به فکر انتقام نیستند.

بلکه معتقدند بستری آماده کنیم تا حرف هایمان را بزنیم، وقتی به اجماع رسیدیم عمل را سرلوحه کار قرار دهیم. اما فقط حرف نزنید فقط شعار ندهید  اگر می گویید انقل هستیم ، بیایید و انقل عمل کنید.

ببینید من این صحبت ها را بی جهت مطرح نمی کنم، خیلی فکر و تحقیق و اخیراً به این نتیجه رسیده ام که کشور ما قفل کرده است. بین عرضه ذهنی و عرصه عینی رابطه دیالکتیک برقرار نیست. ذهن می خواهد خود را تحمیل کند، اما از عین اثری نپذیرد. می گویند: ای مردم، ای عرصه مدنی، هرچه ما می گوییم درست است و شما هرآنچه ما می گوییم بشوید. عین می پذیرد و می گوید حرف های شما را گوش می دهم اما شما هم به حرف ما گوش دهید. اما ذهن نمی پذیرد و معتقد است که این ارتباط یکطرفه است. خود را نمایندگان بلامنازع مردم و هادیان آنها می دانند و دیگر هیچ. انبساطی وجود ندارد. می گویند ما بهتر از شما می فهمیم و بهتر از شما رفتار می کنیم و شما باید پیرو محض باشید!

 من می گویم قانون اساسی میثاق ملی ماست، در همان اصول اولیه اش اه قانون اساسی و اه را بیان می کند و سپس یکی از راه های تحقق آن را اجتهاد مستمر می داند. در اصل مربوط به ویژگی های هم که بحث شجاعت و مدیر و مدبر و... را مطرح می کند. سوال من این است، آیا اجتهاد مستمر بدون زمان و مکان و موضوع شناس امکان پذیر است؟ اجتهاد مستمر یعنی اینکه اجتهاد شما چشم و گوشش نسبت به تحولات زمان و مکان باز باشد. تغییرات زمانی و مکانی مربوط به عرصه انضمامی و عینی و انی است که درآن زندگی می کنند.

از سوی دیگر در آن بخش که ویژگی های ی بیان می شود، آیا همه این ویژگی ها فقهی است؟  تشخیص اینها ا اماً با فقها نیست. یک طرف اجتهاد مستمر مربوط به فقهاست، اما سوی دیگر آن مرتبط با موضوع شناسان است. جایگاهی برای موضوع شناسان در عرصه اجتهاد مستمر و دیگر ویژگی های کجاست؟ جواب می دهند که مجلس خبرگان است. اما مجلس خبرگان که صرفاً مختص فقهاست، پس چگونه عرصه عینی هم اجتهاد مستمر را معتبر و موجه کند و هم سویه عینی دیالکتیک عرصه ذهن و عین باشد؟

عماد افروغ: مردم به آگاهی رسیده اند و دیگر نمی توان آنها را فریب داد/ تناقض در شعارها و عملکردها، آنارشیسم یا انقل دیگر را رقم می زند که مشخص نیست ی باشد/ مصلحت شی و تظاهر موجب یأس و بروز های مردمی خواهد شد

 

آن زمان که حضرت بحث تجدید نظر در قانون اساسی را مطرح د، شرط مرجعیت را تبدیل به اجتهاد د به سبب همین موضوع شناسی بود. اما شورای نگهبان تصمیم می گیرد که خبرگان فقط فقها باشند، باکدام توجیه منطقی؟ باکدام اصل قانون اساسی؟ هیچ اصلی از قانون اساسی حصر نکرده است که خبرگان فقط فقها باشند. وقتی موضوع شناسان و نخبگان حذف شوند و جریان فکری را صرفاً به فقها حصر کنیم و دیالکتیک درجریان نباشد، حرکت ما قفل می شود. حاصل این می شود که نظم رسمی و ذهنی با عرصه عینی و واقعیات بیگانه می شود.

یکی از اشکالاتی که بعد از جنگ به سراغ ما آمد این بود که ما همان الگوی نوسازی را دنبال کردیم. این الگوی نوسازی یک ظرف داشت به نام "رابطه مرکز- پیرامونی"  که با اقتصاد نفتی هم عجین شده بود. الگوی نوسازی یا الگوی شبه سرمایه داری یک ظرف متمرکز می خواهد، یعنی ظرف مرکز- پیرامون. ظرفی که در دوران پهلوی ایجاد شد و با سیاست هایی که ت آن زمان اتخاذ کرد متروپلی به نام تهران و چند شهراصلی مثل اصفهان، شیراز، تبریز، مشهد و... به وجود آمد و در نتیجه بتدریج شبکه شهری ک شانی قبل از پهلوی به شبکه شهری زنجیره ای تبدیل شد. یعنی همه حلقه ها وصل به تهران شدند.

تا پیش از این استان ها برای خود قدرت تصمیم گیری و برنامه ریزی داشتند. ما هم آمدیم پس از جنگ در ظرف پهلوی، مظروف انقلاب ی را ریختیم. درحالی که مظروف انقلاب ی، ظرف متمرکز نمی خواست، به ویژه که با اقتصاد نفتی هم عجین شده باشد. ما در دوران جنگ این ظرف را ش تیم، در دوران بحران در ظرف متمرکز جنگ را پیش نبردیم و دفاع نکردیم. ظرف ش ته شد و استان ها هرکدام اختیار داشتند و هرکدام برنامه ریزی می د. مردم پا پیش گذاشتند، مهارت ها به کار گرفته شد، مشارکت تنها در حرف نبود. ما الان فقط نان حرف مشارکت را می خوریم اما آن زمان مشارکت عیان شد و خود را در انقلاب و پس از آن در جنگ اثبات کرد. مشارکت یعنی استفاده از مهارت ها و قابلیت ها، استفاده از شرایط زیست محیطی و زیست بومی، یعنی چیزی که امروز شمندان دنیا به آن پرداخته اند و آن را دنبال می کنند.

در زمان جنگ، ظرف مشارکت تمرکز زدایانه بود، اما بعد از جنگ ظرف متمرکز را به کار گرفتیم و برگشتیم به همان دوران پهلوی. حال شما مدام از اقتصاد مقاومتی و اصلاح الگوی مصرف صحبت کنید اما فایده ندارد چون ظرف ما مناسب مظروف نیست.

اقتصاد مقاومتی به چه عواملی بستگی دارد؟ ابتدا نیاز به آگاهی دارد و باید به مردم آگاهی داد. نکته دوم انگیزه است. باید کاری کرد که انگیزه ها ارتقا یابد. نکته سوم مهارت است. این مهارت یا بالقوه است یا بالفعل. نکته چهارم عنصر فرصت است. اگر سه مولفه ابت وجود داشته باشد اما فرصتی درکار نباشد، هیچ دستاوردی نخواهیم داشت. این فرصت ها در دست ت است و ت ها باید فرصت سازی کنند. و در نهایت باید به ظرف اشاره کنیم. یعنی اگر تمام این موارد مطرح شود اما ظرف  مناسبی نداشته باشیم به هیچ تحولی نخواهیم رسید.

دراین کشور غفلت آشکاری از مفهوم ظرف شده است. بعضاً از آمایش سرزمین و تمرکز ز حرف زده می شود، اما اقدام عملی وجود ندارد. چرا که عمل براساس تمرکز ز نیاز به شجاعت بالایی دارد و من در هیچیک از ت ها این شجاعت را ندیده ام.

* باتوجه به عوامل مختلفی که درمورد عدم تطابق عین و ذهن، ویا عدم تناسب ظرف و مظروف و تضاد حرف و عمل و... فرمودید، امروز شاهد نوعی نا امیدی و سردی در جامعه هستیم که این مسئله برای هر نظامی می تواند پاشنه آشیل باشد. این دلسردی به مرحله بروز رسیده است و اعتراضات مردم نشانه این موضوع است. مردم به بهانه معیشت تظاهرات می کنند، اما حرف های دلشان و ناامیدی از مسئولان را فریاد می زنند، آیا این هدر رفت سرمایه اجتماعی موجب آسیب پایه های انقلاب نخواهد شد؟ چه باید کرد؟

-من این موضوع را توجیه نمی کنم، اما اگر الان در شرایط فعلی به این نا امیدی و یاس توجه شود، جلوی آسیب های بعدی گرفته خواهد شد. لکن اگر ذیل مصلحت شی های مختلف این اتفاقات را توجیه کنیم، یا فرافکنی و تفسیر بد داشته باشیم و آنها را ناشی از جه برخی از مردم بپنداریم، فردا با وضعی دیگر روبرو خواهیم بود... فردا هرچه شما بگویید این وضعیت را اصلاح می کنیم و رفتارها را تغییر می دهیم دیگر مردم نخواهند پذیریفت.

الان مردم کماکان چشم انتظارند که یک اتفاقی رخ دهد. علائمی دال بر ناامیدی آنها هست، اما علائمی هم از امیدشان وجود دارد و منتظر یک اقدام مناسب هستند. اما دیگر گذشت زمانی که بخواهیم مردم  را با حرف، دل خوش کنیم یا فریب دهیم. مردم عمل می خواهند، این عمل ناامیدی ها را تبدیل به امید می کند. وقتی احساس د بروز و ظهور مهارت ها فراهم است تحمل می کنند.

در زمان جنگ ما وضع اقتصادی به مراتب بدتر از اکنون داشتیم. اما محرومیت نسبی و احساس بی عد ی نبود. یعنی اگر محرومیت و عدم دسترسی و کوپن و صف و موشک و... بود، تقریباً برای همه شرایط ی انی وجود داشت. اما الان واقعا اینطور است؟! زمان حرف گذشت. الان ما تازه رسیده ایم به خاستگاه انقلاب ی، البته این موضوع یک فرصت است تا مسئولان ما به عمل بازگردند و با شکاف ها و نابرابری های ناشی از قدرت و رانت تی برخورد کنند.

اگر واقعا مسئولان ما راست می گویند، منازل خود را به مناطق ساده تر منتقل کنند. اگر راست می گویند زندگی خود را تعدیل کنند. مردم باور نمی کنند که مسئولان زندگی ساده و مثل همه آحاد جامعه یا حداقل طبقه متوسط دارند.

من احساس می کنم این سکه نا امیدی روی دیگری هم دارد و آن امیدواری به بازگشت به ارزش هاست. اما این با حرف محقق نمی شود. با این رویه جاری مردم به جایی می رسند که حرف شما را تفسیر بد می کنند. قصد مقایسه و ارجاع به را ندارم، اما هم شاه آمد گفت پیام شما مردم را شنیدم، اما مردم دیگر به آن توجه ن د، چون دیر شده بود. ما هنوز به این مرحله نرسیده ایم اما باید سریع کاری انجام دهیم تا دیر نشود.

اگر نظام رسمی نخواهد تغییری ایجاد کند و اصلاح از درون نظام صورت نگیرد و کارایی نداشته باشد، اصلاح از برون رخ می دهد. وقتی شما اعتمادی به ظرفیت های رسمی نداشته باشید، دیگر اصلاح از درون ساختار معنا نمی دهند و این بوی انقلاب و یا هرج و مرج و آنارشی می دهد که بنده ح دوم را محتمل تر می دانم. وقتی مردم بفهمند که اصلاحی ازدرون در کار نیست، نه قوه مقننه کاری می کند نه قوه قضاییه و نه قوه مجریه، خودشان دست به کار خواهند شد. وقتی مردم دست به کار شوند، خوشبینانه یک بار دیگر انقلاب خواهند کرد. این حرف من نیست، این حرف (ره) است:

«هوای این مردم زاغه نشین، این مردم کوچه و بازار را داشته باشید که شما را روی کار آورند، بترسید از روزی که این مردم بفهمند که در باطن ذات شما چیست و یک انفجار حاصل شود. بترسید که ممکن است یک ایام الله خدای ناخواسته پیدا شود و آن روز دیگر قضیه این نیست که به 22 بهمن بازگردیم. قضیه این است که باید فاتحه همه مارا بخوانند». ببینید چه قدر با شجاعت حرف می زند و مصلحت شی نمی کند و می گوید فاتحه همه مارا می خوانند. یعنی انقلاب و حرکت بعدی بوی ت و نخواهد داد. 

انقلاب را منفی نمی داند، می گوید خدای ناکرده یک ایام الله دیگر... چرا که معلوم نیست دیگر این حرکت انقل بویی از داشته باشد. ولی این یک واقعیت اجتماعی است.

*بحث انقل که به قول حضرت خدای ناکرده ممکن است رخ دهد و خط مشی ی نداشته باشد، چرا انقلاب 57 که ی بود، امروز مردم و به خصوص جوانان را دچار دین زدگی کرده و چرا در یک انقلاب ی شاهد فسادها و ی های کلان هستیم. این مسائل برای جوانان دهه های اخیر قابل هضم نیست، چرا انقلاب نتوانست خود را به روز کند؟

-به هرحال چه درست و چه غلط، چه بخواهیم چه نخواهیم، مردم را با انی که به نام حکمرانی می کنند، گره زده اند. البته این کار اصلاً امر منطقی نیست چون ربطی به اعمال و کردار ما ندارد. اما همیشه رفتارهای مردم تابع دلیل و منطق نیست. عملاً این اتفاق افتاده و یک واقعیت است و امروز برخی افراد به سبب اعتراض به رفتار انی که به نام تخلف می کنند، اقدام به رفتارهای ضد دینی می کنند.

از سوی دیگر براساس پیمایش های ملی انجام شده، دین داری مردم مانند همیشه بالاست. یعنی اعتقاد به خدا، معاد، اهل بیت و مؤاخذه در قیامت و ... بسیار بالاست و آماری بالای 86 درصد را نشان می دهد. این یعنی عنصر هویت بخش ملی ما دین داری است، اما مردم حساب خود را جدا می کنند و حتی ممکن است در فکری خود براساس همین الگوی دینی عمل کنند، اما هیچ چیز معلوم نیست که در اینده مردم براساس کدام الگو و براساس کدام ی اقدام به حرکت و کنند.

مسلم است سازماندهی این حرکت محتمل همانند سازماندهی انقلاب نخواهد بود، اگر به حوادث دی ماه 96 توجه کنید متوجه می شوید که مردم به چه انی ناسزا گفتند و به چه انی معترض بودند... دقت هم داشته باشید که بنده فرض هرج و مرج و آشوب های لگام گسیخته و دیکتاتوری متعاقب آن را محتمل تر می دانم.

این نشان می دهد آن گروهی که زمانی مرجع و مأمن مردم بودند، الان دیگر نیستند و جایگاه و منزلت اول انقلاب را ندارند. لذا این به ما می گوید که سازماندهی مردم چیزی ورای این افراد خواهد بود، حال چه گفتمانی جایگزین خواهد شد، مشخص نیست. اما مسلماً این و انقلاب بوی اقتصاد خواهد داد. حالا این انقلاب اقتصادی چه نوع انقل است مشخص نیست، اما می توان گفت اه ی همچون تعدیل شکاف طبقاتی، رفع بی عد ی و نابرابری را دنبال کند.

امیدواریم این اتفاق هیچگاه رخ ندهد و اصلاح از درون رخ دهد. چرا که هیچ تضمینی وجود ندارد که این انقلاب هم ی باشد. مردم درون مایه دینی دارند اما مشخص نیست حرکتشان ی باشد. ما در ابتدای انقلاب وعده بانکداری بدون ربا دادیم، وعده دادیم نابرابری نباشد، شعارعد خواهی دادیم، محقق نشد. اما الان ما باید برگردیم به گفتمان اصیل عد خواهی انقلاب، باید برابری نسبی را در میان طبقات اجتماعی ایجاد کنیم، مسئولان به همان زی طلبگی بازگردند، تا خدای ناکرده شاهد یک حرکت کور و انقلاب دیگری نباشیم.

*شکاف میان مسئولان و جامعه موجب ن یتی مردم گردیده است. این اشرافی گری مسئولان برای جامعه قابل پذیرش نیست و مردم مشکلات را تحمل نمی کنند، درحالی که مسئولان از امتیازات فراوان بهره مند هستند. در این مورد چه باید کرد؟

- شکاف میان مردم و مسئولان در جهات مختلف ارزش ها، فرهنگ، اقتصاد و ... می باشد. شکاف عرصه رسمی و عرصه مدنی درحال افزایش است. این فقط مربوط به قدرت تی نیست. در و حوزه و ... هم همین طور است. روز اول که انقلاب می شود، قرار است مردم مخدوم باشند و به آنها خدمت شود. اماهرچه جلوتر می آییم مردم خادم ما می شوند و منتی هم سر آنها می گذاریم که ما مخدوم آنها هستیم.

مردم بالا ه متوجه می شوند قضیه برع شده است. مردم ابتدا به اینها اعتبار بخشیدند اما بعد از مدتی باید آنها را تکریم کنند، این مسئله برای مردم قابل پذیرش نیست که جای خادم و مخدوم عوض شود.

چطور این رابطه عوض می شود؟ آیا این مسئله صرفا به خاطر جه مردم و اغوا و فریب آنهاست؟ خیر این طور نیست، شاید بخشی از آن باشد، اما تمام آن نیست. بخش مهمی از این تغییر جهت، مبارزه با روشنفکران حقیقت ت. روشنفکر باید فریبکاری ها را برملا کند. اما کاری می کنند که روشنفکران به بهانه های مختلف طرد و حذف شوند و حلقه واسط مردم و حلقه رسمی از بین برود.

بخش دیگری از این مسئله مربوط به جریان کلی کشور داری است. جریان کلی کشور داری وقتی با مصلحت شی گره می خورد، ت در فضای سیاست زده عمل خواهد کرد. وقتی سیاست زده شود، امنیت زده هم خواهد شد. وقتی فضا امنیتی شد ترس و دلهره در دل مردم خواهد آمد. از یک سو مردم را فریب می دهیم، از یک سو روشنفکری را حذف می کنیم و از سوی دیگر فضای کشور را امنیتی می کنیم، حال توقع داریم مردم چه واکنشی داشته باشند؟

در این صورت، شرایط برای دل اقتصادی آن سیاست زدگی امنیتی شده مساعدتر خواهد شد. چرا که بازتاب اقتصادی خواهد داشت. نیروهای امنیتی و شبه امنیتی، رسمی و غیر رسمی و بازنشسته، اگر از این شرایط استفاده کنند و رابطه قدرت - ثروت را فهم کنند، تبدیل به سایه ای بالای سر همه خواهند شد. و اگر ی بخواهد کار اقتصادی انجام دهد باید هوای آن سایه را به نحوی از انحاء داشته باشد. اینها باید سربازان گمنام زمان باشند و گمنام باقی بمانند و ساده زیست باشند، شکایت قاضی را باید پیش چه ی برد؟! وای به روزی که تکیه گاه های مردم نیز آلوده باشند، دیگر ملت باید چه کند؟ یک جریان مخلی می شود که به جای اینکه زمینه را برای انگیزه و حرکت سالم به سمت اقتصاد مقاومتی مساعد کنند، آنچنان شرایط روحی و روانی تردیدآمیزی ایجاد می کنند که سرمایه گذار از خیر آن می گذرد. اینها همه باعث افزایش شکاف میان نظام و مردم خواهد شد.

وقتی که بین ارزش های اصلی و بنیادی نظام، و خواسته های دیگران شکاف وجود داشته باشد، تظاهر به وجود می آید. اگر طرف به ارزش ها باور داشته باشد، تا پای جان به آن وفادار خواهد ماند. اما وقتی باور ندارد، به آن تظاهر می کند که باور دارد. این تظاهر برای وی منافع دارد و عده ای برای این منافع، تظاهر به پایبندی می کنند و نظام هم مکانیزمی برای مقابله با تظاهر ندارد.

اگر تظاهر نبود و باور بود و اگر مراقبت هایی بود که ی با تظاهر منافعش را پیش نبرد اتفاقی رخ نمی داد. وقتی عمل ملاک نباشد، حرف جولان می دهد. تظاهر در زمان حرفگرایی نمایان می شود، نه در زمان عملگرایی. ما زمانی می توانیم تظاهر به انقل بودن کنیم که فقط حرف بزنیم. اما وقتی زمان عمل باشد مشخص خواهد شد که حرف و عمل تا چقدر باهم تناسب دارند. می توان گذشته افراد را ملاک قرار داد، وقتی طرف با پراید به مجلس می آید و بعد در خیابان با بنز تردد می کند نشان دهنده این است که بستر تظاهر فراهم است.

اساساً وقتی حکومت ایدئولوژیک شود خواه ناخواه عده ای این فرصت را پیدا می کنند که به سمت رفتارهای متظاهرانه بروند. اما چه ی باید جلوی این تظاهر را بگیرد. انی که مدعی حفاظت از ارزش ها هستند باید مراقبت و نظارت کنند. باید مکانیسم های عملی و عینی به کار گرفته شود تا زام افراد به ارزش ها اثبات شود و فقط شاهد حرف و شعار نباشیم.

* باتوجه به شناخت و شه ورزی که در انقلاب داشتید، بزرگترین خطری که نظام راتهدید می کند، چیست و راه حل آن را چه می دانید؟

- همین شکاف بین عرصه مدنی و عرصه رسمی، فقدان انبساط و به روز شدگی در نظام. نظام خودش را به روز نکرده است. وقتی این رابطه به روز نشود و قفل شود عده ای از این فضا سوء استفاده می کنند. در شرایط کنونی، حلقه ها به خوبی به هم چفت و بست شده و رابطه اغوایی کاملا منسجم است. فضا را نیز امنیتی و سیاست زده کرده اند و اگر افراد به دنبال فکر و آگاهی باشند با اهرم های مختلف با عذاب وجدان روبرو می کنند.

وقتی انقل شکل می گیرد، باید ساختارها تغییر کند. یعنی وجه اجتماعی و اخلاق اجتماعی باید اشاعه پیدا کند. وجدان جمعی باید به سمت خطاهای اجتماعی هدایت شود. اما تیپولوژی یا گونه شناسی خطاهای انجام شده توسط رسانه های ما را نگاه کنید. وقتی می خواهند خطایی را مطرح کنند بر وجه خطاهای فردی تمرکز می کنند. درحالی که خطای فردی مربوط به حق الله است، اما حق الناس ها چه می شود؟ ا، و ی چه می شود؟! ببینید با دین چه می کنند! دینی که این همه تاکید بر حق الناس دارد را به سمتی می برند که برخطاهای فردی متمرکز شود. با همین تربیت های دینی وجدان ها را به سمت خطاهای فردی می برند تا خطاهای اجتماعی را بی اهمیت جلوه دهند.

میزان توجه به خطاهای اجتماعی را مقایسه کنید با خطاهای فردی. کدام را بیشتر وزن می دهند؟ تیپولوژی گناه را به سمت خطای فردی می برند و حقوق اجتماعی را محو می کنند. به نظر من خوب قدرت را چفت و بست کرده و تجمیعی از زر و زور و تزویر به دست داده اند. یک قدرت رسمی با شاکله خاص و البته مغایر با روح قانون اساسی و انقلاب ی درست کرده اند و ساختار به گونه ای پیش رفته است که یک عده ای بیایند و از این حلقه ها استفاده کنند و ما هم دلخوش ظاهری باشیم که هر ازچندگاهی فرد و جناحی می رود و جناحی دیگر می آید. اما داستان همان است...

چرا ما از دین برای مصلحت شی استفاده می کنیم و اسارت بخشی می کنیم. دینی که اص اً آگاهی بخش است. چرا مار مذهب به منزله افیون توده ها را با هر تفسیری، چه "افیون توده ها" و چه "افیون برای توده ها" را طرح کرد؟ او با کدام مذهب آشنا بود که این حرف را زد؟ او مذهبی را دید که بی توجه به درد و نیازهای مردم بود.

من در سوئیس سمیناری داشتم و این مسئله را طرح که نهاد کلیسا به عنوان یک نهاد مذهبی چه دستاوردی برای مردم داشته است؟ نهاد مذهبی باید احقاق حق و آگاهی بخشی می کرد. اما اگر دین را ابزاری برای توجیه وضع موجود و رسیدن به منافع خود به کار بگیریم، هیچ ضمانتی وجود ندارد که دین ز در کشور رایج نشود، به رغم اینکه لایه زیرین مردم دینی است و به آن باور دارند.<

برچسب ها : عماد افروغ در گفت وگو با عصر ایران - مردم ,انقلاب ,اجتماعی ,اقتصادی , ت ,کنیم ,قانون اساسی ,مصلحت شی ,اجتهاد مستمر ,عماد افروغ ,انقلاب ی ,گفتمان انقلاب ی

دیدگاههای عماد افروغ در گفت وگو با عصر ایران

در گفت وگو با عصر ایران
محدود نخبگان از سوی ساختار حکومتی به سبب تامین منافع جناحی. انی که بد از ی دفاع می کنند، قطعا حمله بدی هم خواهند داشت.

عصر ایران؛ حمیدرضا عسگری- عماد افروغ جامعه شناس و مدرس در حوزه علوم انسانی است. وی رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم بود که به سبب برخی ملاحظات فکری در انتخابات مجلس هشتم ک دا نشد و وقت خود را صرف نظریه پردازی درحوزه مسائل اجتماعی و اخلاقی کرده است.

وی درحوزه ساختار و عملکرد نظام در زمان کنونی انتقادات بسیاری از جنس تناقض در ارزش ها، شعارها و کارکردها دارد. به نظر وی امروز مسئولان با عدم ایجاد تناسب میان عینیت جامعه و ذهنیت ساختار اجرایی زمینه اعتراض و اصلاح از بیرون را سبب شده اند که این مسئله می تواند خطرات بسیاری برای جامعه ی داشته باشد.

فریب و اغواگری، مصلحت شی، و امنیتی فضای جامعه، از جمله آسیب هایی است که عماد افروغ از آنها به عنوان پاشنه آشیل نظام یاد می کند و با اشاره به گفتار در مورد هشدار به مسئولان و خدای ناکرده رخ دادن انقل دیگر از سوی مردم، فضای امروز جامعه را مستعد فعال شدن های اجتماعی می داند.

عماد افروغ همچنین درمورد سلیقه ای عمل در تفسیرقانون اساسی و عدم اجازه حضور نخبگان در جریان شه ورزی و ساختار حکومتی معتقد است، جریان حاکم به گونه ای رفتار کرده است که روشنفکران از رده خارج شده اند و منفعت گرایی گروه ها اجازه عقلانیت را به جامعه نمی دهد.

در زیر مشروح گفتگو عصر ایران با عماد افروغ را ملاحظه می کنید:

*با توجه به مشاهده وضعیت اقتصادی و بروز ن یتی عمومی طی چند وقت اخیر، آیا بروز چنین وضعیتی برگرفته از ت یب های برعلیه ت است یا دلایل مختلف اقتصادی و اجتماعی دارد؟ فکر می کنید نقش جریان های در بهبود این وضعیت چیست؟

- اتفاقاتی که ما شاهدش هستیم هیچ ربطی به ت یب ت ندارد، و منظورم تنها این ت هم نیست. اتفاقاتی که امروز همراه با ن یتی های اجتماعی شاهدش هستیم، یک دمل چرکینی است که سرباز کرده. این زخم کهنه پس از جنگ شکل گرفت. سیاست های اقتصادی دوران پس از جنگ هیچ تناسبی با هویت فرهنگی، تاریخی و گفتمان انقلاب و اه و ارزش های مطلوب و حتی تجارب تاریخی ما نداشت.

لذا ابتدا باید تحلیل کنیم که این الگو چه بود و چگونه آغاز شد و دوم بررسی کنیم که چه شد این الگو توانست درکشور جولان دهد و نقدهای برخی منتقدین نیز به جایی نرسد. روز به روز اتفاقی افتاد که ما شاهد تراکم هرچه بیشتر اتفاقات ناشی از این الگو بودیم و هیچ تی هم بعد ازجنگ نتوانست این الگو را تعدیل کند و یا تغییر دهد. ساختار همان ظرف و همان الگو بود و صرفاً جابه جایی نیرو صورت می گرفت و عده ای می رفتند و عده ای می آمدند. ولی هیچکدام نتوانستند دست به پیکره اصلی و البته غلط اقتصادی پس ازجنگ بزنند.

نتیجه به کار گیری این الگو، یک لیبرالیسم یا شبه لیبرالیسم یا شبه نئولیبرالیسم نخ نمای سطحی و بی ضابطه بود که دل منطقی این الگوی سرمایه داری شبه لیبرالیستی نیز چیزی جز شکاف نا منضبط طبقاتی و درآمدی نیست. تا چه زمانی ما می توانیم از ارزشهای ی مایه بگذاریم و مدام توجیه کنیم و هایی از هژمونی و استیلای فکری و فرهنگی را ایجاد کنیم که مردم واقعیت ملموس زندگی خود را جور دیگری ببینند و خود را فریب دهند و به صورت کاذب در باغ بهشت را بر روی خود باز ببینند. ازیک طرف زندگی شان چیز دیگری به آنها نشان دهد و ازطرف دیگر از ذهنیت و ارزشهای ذهنی خود برای توجیه این واقعیت ها استفاده کنند!

این کار درست نیست، شاید برخی بگویند که به گفته مردم ما برای شکم قیام ن د. اما تفسیر اشتباه نباید داشت، اولاً این عبارت به معنای بی توجهی به معاش نیست، ثانیاً شاید در زمان تعارض ما مجبور شویم از شکممان بگذریم اما در شرایط عادی و استقرار، شکم بخشی از ضرورت های زندگی است و اگر به معاش مردم نپردازیم، معاد مردم رخت بر می بندد. مگر می توانیم دنیا و آ ت را در برابر هم قرار دهیم؟ این دوگانگی توجیه و اعتبار نخواهد داشت، حتی خود فیلسوف هم با شکم خالی، فکرش کار نمی کند!

عماد افروغ: مردم به آگاهی رسیده اند و دیگر نمی توان آنها را فریب داد/ تناقض در شعارها و عملکردها، آنارشیسم یا انقل دیگر را رقم می زند که مشخص نیست ی باشد/ مصلحت شی و تظاهر موجب یأس و بروز های مردمی خواهد شد

این یک بحث عینی است که مردم ی ری نیازهای واقعی دارند که باید به آنها پرداخته شود. این نیاز گاهی فردی است و گاهی اجتماعی. ممکن است بگویید که حداقل، مردم یک نان بخور و نمیر داشته باشند، اما این یک بحث فردی است. این مسئله یک بعد اجتماعی هم دارد که افراد خود را با طبقات دیگر مقایسه می کنند. اینجاست که بحث هستی اجتماعی به میان کشیده می شود و شکاف طبقاتی و درآمدی مورد توجه افراد قرار می گیرد و توجیهی عقلی هم برای آن نمی یابند که یکی در اوج رفاه و دیگری در زیرخط فقر و در بدترین شرایط زندگی کند.

متاسفانه هیچ گوش شنوایی برای پر این شکاف نیست. بحث من برابری اقتصادی و محو هرگونه نابرابری نیست، بلکه تعدیل شکاف مورد نظر است. قرار نیست به طور مساوی به تمام افراد پرداختی صورت گیرد، اما باید نیاز، محور پرداختی افراد باشد و این نیاز فقط نیاز فردی نیست و نیاز اجتماعی را هم در بر می گیرد. یعنی اگر براثر مقایسه، محرومیت مطلق به محرومیت نسبی تبدیل شود، این سرآغاز های اجتماعی است.

ت(تمام ت های گذشته تا کنون) چه تغییر و تعدیل درآمدی ایجاد کرده است؟ از دوران پس از جنگ به این سمت ما با چه تحول و اتفاق تازه ای مواجه بوده ایم؟ قبل از این اتفاقات و حتی پیش از حوادث دی ماه 96 خود ت توسط وزارت کشور و وزارت ارشاد در زمستان 95 یک پیمایش انجام می دهند. از مردم سئوال می شود که مهمترین مشکل و دغدغه شما چیست؟ بیش از 78 درصد مردم ن یتی اقتصادی را مطرح می کنند. همین سئوال را بعد از تظاهرات دی ماه سال 96 از مردم می پرسند و مشاهده می کنند این آمار به 81 درصد می رسد. قبل از این ما می بینیم که عده ای متعرض حقوق های نجومی می شوند، اما هیچ اتفاقی نمی افتد.

ت ها در دوره های مختلف همواره یک سیاست های غلطی را دنبال می کنند و گوششان هم بد ارمنتقدین نیست، اما پرسش اساسی این است که چرا به راحتی می توانند گوششان را بد ار این نقدها نکنند؟ این مسئله به لحاظ فرهنگی بسیار مهم تر است  چرا ت ها به راحتی می توانند گوششان بد ار نباشد؟ این دیگر ربطی به ت ندارد، این مربوط به مسائل ذهنی و هژمونیک جامعه است. چرا و بر چه اساسی گوش ها می تواند در برابر منتقدان و اعتراضات، شنوا نباشد؟ این یک پاسخ قاطع و روشن برای جامعه ما دارد و آن "مصلحت شی" هژمونیک گره خورده با منافع و مصالح جناحی و البته به نام مصالح نظام و حکومت و حتی مردم است. در این شرایط است که نیازها و حقایق مطلوب و مورد ادعا در لفظ، عملاً پیش پای مصلحت و سوگمندانه برخی اوقات آگاهانه ذبح می شود.

نتیجه این بخش از سئوال اینکه، وضعیت فعلی ناشی از ت یب و نظرات منتقدان نیست. اما چه باید کرد؟ اول به نظر من همه گروه ها و اقشار اجتماعی، فرهنگی ، ، اقتصادی باید به اجماع برسند که ما در چه شرایطی به سر می بریم و یک تحلیل درستی از واقعیت به دست دهند. معلوم شود که سهم داخل چقدر است و سهم خارج چقدر است و باهم گفتگو کنند. اما این گفتگو نباید صرفاً محدود به گروه های باشد.

باید بستری برای نخبگان فراهم شود تا تحلیل های کارشناسانه خود را فارغ از جناح بندی و یا این ت و آن ت،  به دست دهند. اگر تا دیروز برخی وانمود می د که در شرایط خاص و بحرانی قرار داریم، امروز باید قبول کنیم که شرایطمان خاص است و عینیت و زندگی ملموس مردم به ذهنیت و خودآگاهی رسیده است.

باید بستری برای انی فراهم شود که دلشان برای مملکت و اصل نظام می سوزد و برای هویت ایران و گفتمان انقلاب ی دلمشغولی دارند، باید بتوانند یک گفتگوی منطقی و اصولی و خارج ازت یب داشته باشند. هنوز که هنوز است ما نمی دانیم که نقد خوب و سازنده چیست؟ نقد باید نقد محتوا و فکر باشد، ما آداب گفتگو را نمی دانیم. بسیاری از اتفاقات ناگواری که در کشور رخ می دهد ناشی از همین نافهمی و بدفهمی انی است که پرچم نقد و گفتگو را بلند می کنند، اما نه گفتگو را می شناسند و نه نقد و آداب نقد را می دانند. متوجه نیستند که نقد با ت یب شخص متفاوت است. گفته می شود حکومتمان علوی است، اما علی(ع) می گفت ببینید چه گفته می شود، نه اینکه چه ی می گوید!

این ها درد ماست که باب گفتگو بسته است و صاحبان فکر رغبت نمی کنند پا به عرصه نقد و گفتگو بگذارند، چرا که به شخصیت آنها توهین می شود. ترجیح می دهند که از فضا دور باشند و کاری به مسائل کشور نداشته باشند. لذا طرف های گفتگوی مورد نظر و مطلوب و ضروری ما نباید صرفاً گروه های باشند، چرا که آنها خوب رفتار نکرده اند و هیچ کدام  نیز معرف جامعه ما نیستند. در نظر سنجی بعد از اتفاقات دی ماه 96 معلوم شد که فقط 8/25 درصد مردم گرایش اصلاح طلبانه و اصول گرایانه دارند. مسلم است که این آمار ب ایه رفتارهای آنهاست و نه بر اساس ارزش ها و ادعاهای نظری آنها. اما آیا این 26 درصد معرف کل جامعه هستند؟!

عماد افروغ: مردم به آگاهی رسیده اند و دیگر نمی توان آنها را فریب داد/ تناقض در شعارها و عملکردها، آنارشیسم یا انقل دیگر را رقم می زند که مشخص نیست ی باشد/ مصلحت شی و تظاهر موجب یأس و بروز های مردمی خواهد شد

باید از محدود گفتگو بین جناح های پرهیز کرد. جناح های طی دوره های های مختلف، منابع کشور را به نوبت از آن خود کرده اند. الگوی رفتاری واحد در ظرف واحد داشته اند. این رفته، آن آمده، این بُرده، آن بُرده. مدیریت واگنی برای هر دو جناح صدق می کند.

 متاسفانه ساختار کشور هم، رابطه قدرت – ثروت است. یعنی از طریق قدرت تی به ثروت های اقتصادی و سرمایه های کالایی فرهنگی و می رسند و خیلی راحت هم تغییر موضع می دهند تا مسلط بر کانون قدرت تی منتج به ثروت شوند.

الگوی رفتاری هردو گروه یکی است. می جنگند تا به قدرت برسند، برای اینکه رانت و سرمایه ، اقتصادی و فرهنگی بیشتری برای خود به دست آورند. اما امروز دیگر نمی توان مردم را با ذهنیت القایی فریب داد، چرا که مردم به خود آگاهی رسیده اند. اگر ی شعار عد داد و پیروز شد و قدرت را مثلا از انی که شعار می دادند، گرفت، باید رفت و زندگی اش را دید. باید دید کجای شهر زندگی می کند، چه امکاناتی دارد از چه مزایایی بهره می برد و به چه میزان پایبند به عد و شعارهایش بوده است.

ی که در گفتمان انقلاب ی پا به عرصه رقابت می گذارد، باید زامش عملاً و نظراً به گفتمان انقلاب اثبات و معلوم شود. باید به قانون اساسی پایبند باشد. قانون اساسی اصل رفاه و اصل رفع نیازمندی ها را طرح کرده است. روزی که آقای خاتمی رای آورد ، جهاد ی از انی که به وی رای دادند، نظر سنجی کرد که شما برچه اساس به آقای خاتمی رای دادید؟ شاید تصور کنید که جواب اکثریت بیان و بوده باشد، اما 51 درصد مردم رفع مشکلات اقتصادی را مطرح می کنند. مردم در آن زمان از تی که شعار می داد، توقع بهبود شرایط اقتصادی داشتند.

ما به جایی رسیدیم که مردم به حرف توجهی ندارند و به خود آگاهی رسیده اند. وقتی به خودآگاهی می رسند یعنی به یک عینیتی رسیده اند و شما باید به آنها مدرک و سند و دلیل و نسخه های عملی نشان دهید. سال هاست که عمل از این کشور رخت بربسته است. دیگر نمی شود مردم را با رسانه های مختلف ملی و غیره فریب داد، مردم می بینند و حس می کنند و منتظر پاسخ هستند.

آقای می آید و حرف های خوبی در این اوضاع و احوال می زند، مردم گوش نمی دهند و منتظر مشاهده عمل ایشان هستند. اینکه ایشان دستور انتشار لیست و اسامی می دهند، مسئله تازه ای نیست. ما درمجلس هفتم قانون آن را که از مجلس قبلی بلاتکلیف مانده بود تصویب کردیم و بنده کلمه "انتشار" را به ابتدای آن اضافه و شد قانون «انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات». این قانون مورد بی توجهی قرار گرفت و امروز ایشان در شرایط بحرانی به آن استناد می کنند و صنایع ایشان هم می گوید این خلاف مصلحت بخش خصوصی است!

به هرحال گام اول این است که باید بستر گفتگو فراهم شود و محدود به جناح های نباشد و به خصوص چهره های فرهنگی در آن نقش داشته باشند، چرا که چهره های فرهنگی منافع و اقتصادی ندارند. هرچند به دلیل سیاست ها و رفتارهای سیاست زده و اقتصاد زده و فضای کالایی حاکم، وجود این افراد نیز نادر است، یا عزلت نشین و بی تفاوت و یا متاسفانه آلوده به سیاست ناموجه و منافع اقتصادی شده اند.

گام دوم، ما باید توجه خاصی به عمل داشته باشیم. کشوری که مدت ها از هژمونی و استیلای فرهنگی استفاده کرده و عمل را در حد حرف دنبال کرده، بسیار سخت است که پا به عرصه عمل بگذارد و بار این بازگشت و رس سنگین بر دوش رسانه هاست تا توجه همگان را به عمل معطوف سازند.

اگر ت بخواهد کاری و عملی برای مردم انجام دهد، مهمترین آن تعدیل شکاف درآمدی است. آیا این کار غیرممکن است؟! حذف امتیازات و امکانات مدیرانی که علاوه بر حقوق های چند میلیونی از مزایای فراوان بهره می برند، کار سختی است؟! آیا کم حقوق آنهایی که بی ضابطه حقوق می گیرند کار سختی است؟! چه طور رئیس جمهور ما ی می تواند این کار را انجام دهد و ادعای انقل بودن هم ندارد. در ایران ادعای انقل بودن می کنند، ادعای علوی بودن می کنند، به و مقام ی استناد می کنند، اما دستاوردی عملی و عینی قابل قبول و مورد انتظار برای مردم رقم نمی خورد.

مردم حق دارند به صورتی مضاعف یقه مسئولان را بگیرند، هم به دلیل بی توجهی به ارزش ها در عمل، هم به دلیل استفاده ابزاری از این ارزش ها برای توجیه بی عملی خود. ممکن است بگویید این حرف ها شور و هیجان و بی سند و مدرک است، اما بنده مجلس بوده ام، می فهمم ساختاراً در مجلس چه می گذرد، رانت های مجلس و ت را می شناسم، امتیازات ها را می دانم، طی این سال ها خوب مهره ها را کنار هم چیده اند و خوب یاد گرفته اند که چگونه منابع و امکانات کشور را از آن خود کنند و به جای این که پاسخگو باشند، برخی منتقدان را به انحاء مختلف طرد و منکوب می کنند، یکی را متهم به ضد انقلاب و می کنند، یکی را متهم به تشویش اذهان عمومی می کنند، یکی را متهم به پرشور و احساسی بودن می کنند و ...  

متاسفانه این سبک رفتار در عرصه آکادمیک و ما هم وارد شده است. نهج البلاغه را بخوانید، می بینید علی همچون اسپند روی آتش است و برای تحقق حقوق مردم و ارزش های عد خواهانه و در برابر مسرفین و زیاده خواهان مدام در جوش و وش است. اما با ملاک های آکادمیک جاری توصیه ما به این گونه افراد این است که آرام باشند و چیزی نگویند. اما چرا علی(ع) این همه فریاد می زند و اشک می ریزد، چرا سر درچاه می کند، چون دوگانگی در نظر و احساس و عملش نیست. ما دچار دوگانگی در نظر و عمل هستیم.

باید این عبارت علی(ع) را برسردر نظام نوشت که درمورد طلحه و زبیر و اصحاب جمل این چنین می گوید:« چون رعد وشیدند و چون برق درخشیدند اما کاری از پیش نبردند و سرانجام سست گردیدند، ولی ما این گونه نیستیم، تا عمل نکنیم رعد و برقی نداریم و تا نباریم سیل جاری نمی سازیم.» این علی است. چرا اسم حکومت علوی را مطرح می کنیم درحالی که از آن دوریم.

ظرف ما با ارزش های ما سازگار نیست، ساختارها با شعارها سازگار نیست، برخی هم فراکنی می کنند به سمت غرب و ومنافقین و غیره که اینها توطئه می کنند و غیرذلک. اما باید پرسید شما چه تمهیداتی برای این شرایط دارید؟ جز اینکه مشکلات را به بیرون پرتاب می کنید و بعد می گویید همه چیز درست است.

این برای ما درد آور است که منافقین با آن کارنامه سیاه تروریستی و سابقه خیانت به کشور در طول جنگ و همکاری های امپریالیستی – صهیونیستی اش و ترامپ جاهل از آن سر دنیا برای ایران شاخ و شانه بکشند. ترامپی که در بهترین ح شاخ دموکراسی سرمایه سالار ست. منِ نوعی باید یقه چه ی را بگیرم که این شرایط را به وجود آورده است؟ من باید یقه آن دسته از داخلی ها را بگیرم که فقط منافع شخصی و گروهی خود را به قیمت قربانی مردم دنبال د. نگذاشتند حقیقت عیان شود و آگاهانه یا ناآگاهانه بحث مصلحت را مطرح د و آنهایی را که حقیقت گرایانه و حقیقت طلبانه فریاد زدند را خاموش و منزوی د.

منزوی فقط این نیست که شخصی را بگیرید و یک گوشه ای نگهدارید، بلکه آن قدر عرصه را بر وی تنگ می کنند که خسته شوند. این افراد انسان های حساسی هستند، چرا وبر می گوید حکومت را به دست این افراد بدهید؟ چون حاضر به استعفا هستند و آلوده نمی شوند. اینها را طرد کردید، اما اینها آن قدر دلسوزند که حتی امروز که به اینجا رسیدیم به فکر انتقام نیستند.

بلکه معتقدند بستری آماده کنیم تا حرف هایمان را بزنیم، وقتی به اجماع رسیدیم عمل را سرلوحه کار قرار دهیم. اما فقط حرف نزنید فقط شعار ندهید  اگر می گویید انقل هستیم ، بیایید و انقل عمل کنید.

ببینید من این صحبت ها را بی جهت مطرح نمی کنم، خیلی فکر و تحقیق و اخیراً به این نتیجه رسیده ام که کشور ما قفل کرده است. بین عرضه ذهنی و عرصه عینی رابطه دیالکتیک برقرار نیست. ذهن می خواهد خود را تحمیل کند، اما از عین اثری نپذیرد. می گویند: ای مردم، ای عرصه مدنی، هرچه ما می گوییم درست است و شما هرآنچه ما می گوییم بشوید. عین می پذیرد و می گوید حرف های شما را گوش می دهم اما شما هم به حرف ما گوش دهید. اما ذهن نمی پذیرد و معتقد است که این ارتباط یکطرفه است. خود را نمایندگان بلامنازع مردم و هادیان آنها می دانند و دیگر هیچ. انبساطی وجود ندارد. می گویند ما بهتر از شما می فهمیم و بهتر از شما رفتار می کنیم و شما باید پیرو محض باشید!

 من می گویم قانون اساسی میثاق ملی ماست، در همان اصول اولیه اش اه قانون اساسی و اه را بیان می کند و سپس یکی از راه های تحقق آن را اجتهاد مستمر می داند. در اصل مربوط به ویژگی های هم که بحث شجاعت و مدیر و مدبر و... را مطرح می کند. سوال من این است، آیا اجتهاد مستمر بدون زمان و مکان و موضوع شناس امکان پذیر است؟ اجتهاد مستمر یعنی اینکه اجتهاد شما چشم و گوشش نسبت به تحولات زمان و مکان باز باشد. تغییرات زمانی و مکانی مربوط به عرصه انضمامی و عینی و انی است که درآن زندگی می کنند.

از سوی دیگر در آن بخش که ویژگی های ی بیان می شود، آیا همه این ویژگی ها فقهی است؟  تشخیص اینها ا اماً با فقها نیست. یک طرف اجتهاد مستمر مربوط به فقهاست، اما سوی دیگر آن مرتبط با موضوع شناسان است. جایگاهی برای موضوع شناسان در عرصه اجتهاد مستمر و دیگر ویژگی های کجاست؟ جواب می دهند که مجلس خبرگان است. اما مجلس خبرگان که صرفاً مختص فقهاست، پس چگونه عرصه عینی هم اجتهاد مستمر را معتبر و موجه کند و هم سویه عینی دیالکتیک عرصه ذهن و عین باشد؟

عماد افروغ: مردم به آگاهی رسیده اند و دیگر نمی توان آنها را فریب داد/ تناقض در شعارها و عملکردها، آنارشیسم یا انقل دیگر را رقم می زند که مشخص نیست ی باشد/ مصلحت شی و تظاهر موجب یأس و بروز های مردمی خواهد شد

 

آن زمان که حضرت بحث تجدید نظر در قانون اساسی را مطرح د، شرط مرجعیت را تبدیل به اجتهاد د به سبب همین موضوع شناسی بود. اما شورای نگهبان تصمیم می گیرد که خبرگان فقط فقها باشند، باکدام توجیه منطقی؟ باکدام اصل قانون اساسی؟ هیچ اصلی از قانون اساسی حصر نکرده است که خبرگان فقط فقها باشند. وقتی موضوع شناسان و نخبگان حذف شوند و جریان فکری را صرفاً به فقها حصر کنیم و دیالکتیک درجریان نباشد، حرکت ما قفل می شود. حاصل این می شود که نظم رسمی و ذهنی با عرصه عینی و واقعیات بیگانه می شود.

یکی از اشکالاتی که بعد از جنگ به سراغ ما آمد این بود که ما همان الگوی نوسازی را دنبال کردیم. این الگوی نوسازی یک ظرف داشت به نام "رابطه مرکز- پیرامونی"  که با اقتصاد نفتی هم عجین شده بود. الگوی نوسازی یا الگوی شبه سرمایه داری یک ظرف متمرکز می خواهد، یعنی ظرف مرکز- پیرامون. ظرفی که در دوران پهلوی ایجاد شد و با سیاست هایی که ت آن زمان اتخاذ کرد متروپلی به نام تهران و چند شهراصلی مثل اصفهان، شیراز، تبریز، مشهد و... به وجود آمد و در نتیجه بتدریج شبکه شهری ک شانی قبل از پهلوی به شبکه شهری زنجیره ای تبدیل شد. یعنی همه حلقه ها وصل به تهران شدند.

تا پیش از این استان ها برای خود قدرت تصمیم گیری و برنامه ریزی داشتند. ما هم آمدیم پس از جنگ در ظرف پهلوی، مظروف انقلاب ی را ریختیم. درحالی که مظروف انقلاب ی، ظرف متمرکز نمی خواست، به ویژه که با اقتصاد نفتی هم عجین شده باشد. ما در دوران جنگ این ظرف را ش تیم، در دوران بحران در ظرف متمرکز جنگ را پیش نبردیم و دفاع نکردیم. ظرف ش ته شد و استان ها هرکدام اختیار داشتند و هرکدام برنامه ریزی می د. مردم پا پیش گذاشتند، مهارت ها به کار گرفته شد، مشارکت تنها در حرف نبود. ما الان فقط نان حرف مشارکت را می خوریم اما آن زمان مشارکت عیان شد و خود را در انقلاب و پس از آن در جنگ اثبات کرد. مشارکت یعنی استفاده از مهارت ها و قابلیت ها، استفاده از شرایط زیست محیطی و زیست بومی، یعنی چیزی که امروز شمندان دنیا به آن پرداخته اند و آن را دنبال می کنند.

در زمان جنگ، ظرف مشارکت تمرکز زدایانه بود، اما بعد از جنگ ظرف متمرکز را به کار گرفتیم و برگشتیم به همان دوران پهلوی. حال شما مدام از اقتصاد مقاومتی و اصلاح الگوی مصرف صحبت کنید اما فایده ندارد چون ظرف ما مناسب مظروف نیست.

اقتصاد مقاومتی به چه عواملی بستگی دارد؟ ابتدا نیاز به آگاهی دارد و باید به مردم آگاهی داد. نکته دوم انگیزه است. باید کاری کرد که انگیزه ها ارتقا یابد. نکته سوم مهارت است. این مهارت یا بالقوه است یا بالفعل. نکته چهارم عنصر فرصت است. اگر سه مولفه ابت وجود داشته باشد اما فرصتی درکار نباشد، هیچ دستاوردی نخواهیم داشت. این فرصت ها در دست ت است و ت ها باید فرصت سازی کنند. و در نهایت باید به ظرف اشاره کنیم. یعنی اگر تمام این موارد مطرح شود اما ظرف  مناسبی نداشته باشیم به هیچ تحولی نخواهیم رسید.

دراین کشور غفلت آشکاری از مفهوم ظرف شده است. بعضاً از آمایش سرزمین و تمرکز ز حرف زده می شود، اما اقدام عملی وجود ندارد. چرا که عمل براساس تمرکز ز نیاز به شجاعت بالایی دارد و من در هیچیک از ت ها این شجاعت را ندیده ام.

* باتوجه به عوامل مختلفی که درمورد عدم تطابق عین و ذهن، ویا عدم تناسب ظرف و مظروف و تضاد حرف و عمل و... فرمودید، امروز شاهد نوعی نا امیدی و سردی در جامعه هستیم که این مسئله برای هر نظامی می تواند پاشنه آشیل باشد. این دلسردی به مرحله بروز رسیده است و اعتراضات مردم نشانه این موضوع است. مردم به بهانه معیشت تظاهرات می کنند، اما حرف های دلشان و ناامیدی از مسئولان را فریاد می زنند، آیا این هدر رفت سرمایه اجتماعی موجب آسیب پایه های انقلاب نخواهد شد؟ چه باید کرد؟

-من این موضوع را توجیه نمی کنم، اما اگر الان در شرایط فعلی به این نا امیدی و یاس توجه شود، جلوی آسیب های بعدی گرفته خواهد شد. لکن اگر ذیل مصلحت شی های مختلف این اتفاقات را توجیه کنیم، یا فرافکنی و تفسیر بد داشته باشیم و آنها را ناشی از جه برخی از مردم بپنداریم، فردا با وضعی دیگر روبرو خواهیم بود... فردا هرچه شما بگویید این وضعیت را اصلاح می کنیم و رفتارها را تغییر می دهیم دیگر مردم نخواهند پذیریفت.

الان مردم کماکان چشم انتظارند که یک اتفاقی رخ دهد. علائمی دال بر ناامیدی آنها هست، اما علائمی هم از امیدشان وجود دارد و منتظر یک اقدام مناسب هستند. اما دیگر گذشت زمانی که بخواهیم مردم  را با حرف، دل خوش کنیم یا فریب دهیم. مردم عمل می خواهند، این عمل ناامیدی ها را تبدیل به امید می کند. وقتی احساس د بروز و ظهور مهارت ها فراهم است تحمل می کنند.

در زمان جنگ ما وضع اقتصادی به مراتب بدتر از اکنون داشتیم. اما محرومیت نسبی و احساس بی عد ی نبود. یعنی اگر محرومیت و عدم دسترسی و کوپن و صف و موشک و... بود، تقریباً برای همه شرایط ی انی وجود داشت. اما الان واقعا اینطور است؟! زمان حرف گذشت. الان ما تازه رسیده ایم به خاستگاه انقلاب ی، البته این موضوع یک فرصت است تا مسئولان ما به عمل بازگردند و با شکاف ها و نابرابری های ناشی از قدرت و رانت تی برخورد کنند.

اگر واقعا مسئولان ما راست می گویند، منازل خود را به مناطق ساده تر منتقل کنند. اگر راست می گویند زندگی خود را تعدیل کنند. مردم باور نمی کنند که مسئولان زندگی ساده و مثل همه آحاد جامعه یا حداقل طبقه متوسط دارند.

من احساس می کنم این سکه نا امیدی روی دیگری هم دارد و آن امیدواری به بازگشت به ارزش هاست. اما این با حرف محقق نمی شود. با این رویه جاری مردم به جایی می رسند که حرف شما را تفسیر بد می کنند. قصد مقایسه و ارجاع به را ندارم، اما هم شاه آمد گفت پیام شما مردم را شنیدم، اما مردم دیگر به آن توجه ن د، چون دیر شده بود. ما هنوز به این مرحله نرسیده ایم اما باید سریع کاری انجام دهیم تا دیر نشود.

اگر نظام رسمی نخواهد تغییری ایجاد کند و اصلاح از درون نظام صورت نگیرد و کارایی نداشته باشد، اصلاح از برون رخ می دهد. وقتی شما اعتمادی به ظرفیت های رسمی نداشته باشید، دیگر اصلاح از درون ساختار معنا نمی دهند و این بوی انقلاب و یا هرج و مرج و آنارشی می دهد که بنده ح دوم را محتمل تر می دانم. وقتی مردم بفهمند که اصلاحی ازدرون در کار نیست، نه قوه مقننه کاری می کند نه قوه قضاییه و نه قوه مجریه، خودشان دست به کار خواهند شد. وقتی مردم دست به کار شوند، خوشبینانه یک بار دیگر انقلاب خواهند کرد. این حرف من نیست، این حرف (ره) است:

«هوای این مردم زاغه نشین، این مردم کوچه و بازار را داشته باشید که شما را روی کار آورند، بترسید از روزی که این مردم بفهمند که در باطن ذات شما چیست و یک انفجار حاصل شود. بترسید که ممکن است یک ایام الله خدای ناخواسته پیدا شود و آن روز دیگر قضیه این نیست که به 22 بهمن بازگردیم. قضیه این است که باید فاتحه همه مارا بخوانند». ببینید چه قدر با شجاعت حرف می زند و مصلحت شی نمی کند و می گوید فاتحه همه مارا می خوانند. یعنی انقلاب و حرکت بعدی بوی ت و نخواهد داد. 

انقلاب را منفی نمی داند، می گوید خدای ناکرده یک ایام الله دیگر... چرا که معلوم نیست دیگر این حرکت انقل بویی از داشته باشد. ولی این یک واقعیت اجتماعی است.

*بحث انقل که به قول حضرت خدای ناکرده ممکن است رخ دهد و خط مشی ی نداشته باشد، چرا انقلاب 57 که ی بود، امروز مردم و به خصوص جوانان را دچار دین زدگی کرده و چرا در یک انقلاب ی شاهد فسادها و ی های کلان هستیم. این مسائل برای جوانان دهه های اخیر قابل هضم نیست، چرا انقلاب نتوانست خود را به روز کند؟

-به هرحال چه درست و چه غلط، چه بخواهیم چه نخواهیم، مردم را با انی که به نام حکمرانی می کنند، گره زده اند. البته این کار اصلاً امر منطقی نیست چون ربطی به اعمال و کردار ما ندارد. اما همیشه رفتارهای مردم تابع دلیل و منطق نیست. عملاً این اتفاق افتاده و یک واقعیت است و امروز برخی افراد به سبب اعتراض به رفتار انی که به نام تخلف می کنند، اقدام به رفتارهای ضد دینی می کنند.

از سوی دیگر براساس پیمایش های ملی انجام شده، دین داری مردم مانند همیشه بالاست. یعنی اعتقاد به خدا، معاد، اهل بیت و مؤاخذه در قیامت و ... بسیار بالاست و آماری بالای 86 درصد را نشان می دهد. این یعنی عنصر هویت بخش ملی ما دین داری است، اما مردم حساب خود را جدا می کنند و حتی ممکن است در فکری خود براساس همین الگوی دینی عمل کنند، اما هیچ چیز معلوم نیست که در اینده مردم براساس کدام الگو و براساس کدام ی اقدام به حرکت و کنند.

مسلم است سازماندهی این حرکت محتمل همانند سازماندهی انقلاب نخواهد بود، اگر به حوادث دی ماه 96 توجه کنید متوجه می شوید که مردم به چه انی ناسزا گفتند و به چه انی معترض بودند... دقت هم داشته باشید که بنده فرض هرج و مرج و آشوب های لگام گسیخته و دیکتاتوری متعاقب آن را محتمل تر می دانم.

این نشان می دهد آن گروهی که زمانی مرجع و مأمن مردم بودند، الان دیگر نیستند و جایگاه و منزلت اول انقلاب را ندارند. لذا این به ما می گوید که سازماندهی مردم چیزی ورای این افراد خواهد بود، حال چه گفتمانی جایگزین خواهد شد، مشخص نیست. اما مسلماً این و انقلاب بوی اقتصاد خواهد داد. حالا این انقلاب اقتصادی چه نوع انقل است مشخص نیست، اما می توان گفت اه ی همچون تعدیل شکاف طبقاتی، رفع بی عد ی و نابرابری را دنبال کند.

امیدواریم این اتفاق هیچگاه رخ ندهد و اصلاح از درون رخ دهد. چرا که هیچ تضمینی وجود ندارد که این انقلاب هم ی باشد. مردم درون مایه دینی دارند اما مشخص نیست حرکتشان ی باشد. ما در ابتدای انقلاب وعده بانکداری بدون ربا دادیم، وعده دادیم نابرابری نباشد، شعارعد خواهی دادیم، محقق نشد. اما الان ما باید برگردیم به گفتمان اصیل عد خواهی انقلاب، باید برابری نسبی را در میان طبقات اجتماعی ایجاد کنیم، مسئولان به همان زی طلبگی بازگردند، تا خدای ناکرده شاهد یک حرکت کور و انقلاب دیگری نباشیم.

*شکاف میان مسئولان و جامعه موجب ن یتی مردم گردیده است. این اشرافی گری مسئولان برای جامعه قابل پذیرش نیست و مردم مشکلات را تحمل نمی کنند، درحالی که مسئولان از امتیازات فراوان بهره مند هستند. در این مورد چه باید کرد؟

- شکاف میان مردم و مسئولان در جهات مختلف ارزش ها، فرهنگ، اقتصاد و ... می باشد. شکاف عرصه رسمی و عرصه مدنی درحال افزایش است. این فقط مربوط به قدرت تی نیست. در و حوزه و ... هم همین طور است. روز اول که انقلاب می شود، قرار است مردم مخدوم باشند و به آنها خدمت شود. اماهرچه جلوتر می آییم مردم خادم ما می شوند و منتی هم سر آنها می گذاریم که ما مخدوم آنها هستیم.

مردم بالا ه متوجه می شوند قضیه برع شده است. مردم ابتدا به اینها اعتبار بخشیدند اما بعد از مدتی باید آنها را تکریم کنند، این مسئله برای مردم قابل پذیرش نیست که جای خادم و مخدوم عوض شود.

چطور این رابطه عوض می شود؟ آیا این مسئله صرفا به خاطر جه مردم و اغوا و فریب آنهاست؟ خیر این طور نیست، شاید بخشی از آن باشد، اما تمام آن نیست. بخش مهمی از این تغییر جهت، مبارزه با روشنفکران حقیقت ت. روشنفکر باید فریبکاری ها را برملا کند. اما کاری می کنند که روشنفکران به بهانه های مختلف طرد و حذف شوند و حلقه واسط مردم و حلقه رسمی از بین برود.

بخش دیگری از این مسئله مربوط به جریان کلی کشور داری است. جریان کلی کشور داری وقتی با مصلحت شی گره می خورد، ت در فضای سیاست زده عمل خواهد کرد. وقتی سیاست زده شود، امنیت زده هم خواهد شد. وقتی فضا امنیتی شد ترس و دلهره در دل مردم خواهد آمد. از یک سو مردم را فریب می دهیم، از یک سو روشنفکری را حذف می کنیم و از سوی دیگر فضای کشور را امنیتی می کنیم، حال توقع داریم مردم چه واکنشی داشته باشند؟

در این صورت، شرایط برای دل اقتصادی آن سیاست زدگی امنیتی شده مساعدتر خواهد شد. چرا که بازتاب اقتصادی خواهد داشت. نیروهای امنیتی و شبه امنیتی، رسمی و غیر رسمی و بازنشسته، اگر از این شرایط استفاده کنند و رابطه قدرت - ثروت را فهم کنند، تبدیل به سایه ای بالای سر همه خواهند شد. و اگر ی بخواهد کار اقتصادی انجام دهد باید هوای آن سایه را به نحوی از انحاء داشته باشد. اینها باید سربازان گمنام زمان باشند و گمنام باقی بمانند و ساده زیست باشند، شکایت قاضی را باید پیش چه ی برد؟! وای به روزی که تکیه گاه های مردم نیز آلوده باشند، دیگر ملت باید چه کند؟ یک جریان مخلی می شود که به جای اینکه زمینه را برای انگیزه و حرکت سالم به سمت اقتصاد مقاومتی مساعد کنند، آنچنان شرایط روحی و روانی تردیدآمیزی ایجاد می کنند که سرمایه گذار از خیر آن می گذرد. اینها همه باعث افزایش شکاف میان نظام و مردم خواهد شد.

وقتی که بین ارزش های اصلی و بنیادی نظام، و خواسته های دیگران شکاف وجود داشته باشد، تظاهر به وجود می آید. اگر طرف به ارزش ها باور داشته باشد، تا پای جان به آن وفادار خواهد ماند. اما وقتی باور ندارد، به آن تظاهر می کند که باور دارد. این تظاهر برای وی منافع دارد و عده ای برای این منافع، تظاهر به پایبندی می کنند و نظام هم مکانیزمی برای مقابله با تظاهر ندارد.

اگر تظاهر نبود و باور بود و اگر مراقبت هایی بود که ی با تظاهر منافعش را پیش نبرد اتفاقی رخ نمی داد. وقتی عمل ملاک نباشد، حرف جولان می دهد. تظاهر در زمان حرفگرایی نمایان می شود، نه در زمان عملگرایی. ما زمانی می توانیم تظاهر به انقل بودن کنیم که فقط حرف بزنیم. اما وقتی زمان عمل باشد مشخص خواهد شد که حرف و عمل تا چقدر باهم تناسب دارند. می توان گذشته افراد را ملاک قرار داد، وقتی طرف با پراید به مجلس می آید و بعد در خیابان با بنز تردد می کند نشان دهنده این است که بستر تظاهر فراهم است.

اساساً وقتی حکومت ایدئولوژیک شود خواه ناخواه عده ای این فرصت را پیدا می کنند که به سمت رفتارهای متظاهرانه بروند. اما چه ی باید جلوی این تظاهر را بگیرد. انی که مدعی حفاظت از ارزش ها هستند باید مراقبت و نظارت کنند. باید مکانیسم های عملی و عینی به کار گرفته شود تا زام افراد به ارزش ها اثبات شود و فقط شاهد حرف و شعار نباشیم.

* باتوجه به شناخت و شه ورزی که در انقلاب داشتید، بزرگترین خطری که نظام راتهدید می کند، چیست و راه حل آن را چه می دانید؟

- همین شکاف بین عرصه مدنی و عرصه رسمی، فقدان انبساط و به روز شدگی در نظام. نظام خودش را به روز نکرده است. وقتی این رابطه به روز نشود و قفل شود عده ای از این فضا سوء استفاده می کنند. در شرایط کنونی، حلقه ها به خوبی به هم چفت و بست شده و رابطه اغوایی کاملا منسجم است. فضا را نیز امنیتی و سیاست زده کرده اند و اگر افراد به دنبال فکر و آگاهی باشند با اهرم های مختلف با عذاب وجدان روبرو می کنند.

وقتی انقل شکل می گیرد، باید ساختارها تغییر کند. یعنی وجه اجتماعی و اخلاق اجتماعی باید اشاعه پیدا کند. وجدان جمعی باید به سمت خطاهای اجتماعی هدایت شود. اما تیپولوژی یا گونه شناسی خطاهای انجام شده توسط رسانه های ما را نگاه کنید. وقتی می خواهند خطایی را مطرح کنند بر وجه خطاهای فردی تمرکز می کنند. درحالی که خطای فردی مربوط به حق الله است، اما حق الناس ها چه می شود؟ ا، و ی چه می شود؟! ببینید با دین چه می کنند! دینی که این همه تاکید بر حق الناس دارد را به سمتی می برند که برخطاهای فردی متمرکز شود. با همین تربیت های دینی وجدان ها را به سمت خطاهای فردی می برند تا خطاهای اجتماعی را بی اهمیت جلوه دهند.

میزان توجه به خطاهای اجتماعی را مقایسه کنید با خطاهای فردی. کدام را بیشتر وزن می دهند؟ تیپولوژی گناه را به سمت خطای فردی می برند و حقوق اجتماعی را محو می کنند. به نظر من خوب قدرت را چفت و بست کرده و تجمیعی از زر و زور و تزویر به دست داده اند. یک قدرت رسمی با شاکله خاص و البته مغایر با روح قانون اساسی و انقلاب ی درست کرده اند و ساختار به گونه ای پیش رفته است که یک عده ای بیایند و از این حلقه ها استفاده کنند و ما هم دلخوش ظاهری باشیم که هر ازچندگاهی فرد و جناحی می رود و جناحی دیگر می آید. اما داستان همان است...

چرا ما از دین برای مصلحت شی استفاده می کنیم و اسارت بخشی می کنیم. دینی که اص اً آگاهی بخش است. چرا مار مذهب به منزله افیون توده ها را با هر تفسیری، چه "افیون توده ها" و چه "افیون برای توده ها" را طرح کرد؟ او با کدام مذهب آشنا بود که این حرف را زد؟ او مذهبی را دید که بی توجه به درد و نیازهای مردم بود.

من در سوئیس سمیناری داشتم و این مسئله را طرح که نهاد کلیسا به عنوان یک نهاد مذهبی چه دستاوردی برای مردم داشته است؟ نهاد مذهبی باید احقاق حق و آگاهی بخشی می کرد. اما اگر دین را ابزاری برای توجیه وضع موجود و رسیدن به منافع خود به کار بگیریم، هیچ ضمانتی وجود ندارد که دین ز در کشور رایج نشود، به رغم اینکه لایه زیرین مردم دینی است و به آن باور دارند.<

برچسب ها : دیدگاههای عماد افروغ در گفت وگو با عصر ایران - مردم ,انقلاب ,اجتماعی ,اقتصادی , ت ,کنیم ,قانون اساسی ,عماد افروغ ,مصلحت شی ,اجتهاد مستمر ,انقلاب ی ,گفتمان انقلاب ی

سریع القلم: حکمرانی و عوامل خارجی

حکمرانی مانند پزشکی، ی و معماری یک تخصص است؛ متونی در حد چند هزار کتاب دارد. محتاج تجربه و یادگیری است. به چارچوبی فکری به نام قرارداد اجتماعی میان مجریان نیاز دارد و از همه مهم تر تابع یک سیستم با ثبات است.

حکمرانی و عوامل خارجی




* محمود سریع القلم

چرا ما در ریشه ی مشکلات داخلی به دنبال عوامل خارجی هستیم؟ چرا مسئولیت خود را در قبال مشکلات داخلی نمی پذیریم؟
به این فراز از خاطرات اسدالله عَلَم، دربار محمدرضاشاه در تاریخ هجدهم آذرماه ۱۳۵۲ توجه فرمایید:

[محمدرضاشاه] از شلوغ بودن ها بسیار ناراحت بودند. فرمودند، قطعاً دستور مسکو رسیده که همه ها ناراحت شده اند به استثناء پهلوی شیراز…. عرض ، مسلماً یک تحریک خارجی است ولی این نکته را هم نباید از نظر دور داشت که اگر زمینه آماده نباشد، خارجی کاری نمی تواند د.

منبع: یادداشت های اسداله عَلَم. جلد سوم، سال ۱۳۵۲

آیا اماراتی ها، گرجستانی ها و مردم ترکیه، پول و سرمایه خود را به بانک های ایرانی منتقل می کنند؟ یا برع . چرا گرجستان ویزا برای ایرانی ها را لغو می کند و زمینه برای سرمایه گذاری میلیاردی آنها را در گرجستان فراهم می کند؟ و شاید پرسشی اصولی تر: چرا شهروندان به این فکر می افتند که دارایی های خود را به ارز تبدیل کرده و در خارج مستغلات ب ند؟

این سوال و ده ها سوال مرتبط، به اصول ثابت حکمرانی بر می گردد. اگر شخصی روزی چهار پاکت سیگار مصرف کند و نیم کیلو چربی وارد بدن خود کند و با هر چای دوازده حبه قند بخورد، نمی تواند وقتی در ccu بستری شد، روزگار و اطرافیان خود را سرزنش کند. حکمرانی مانند سلامتی جسم انسان، اصول دارد و اگر آن اصول جهان شمول رعایت نشوند، کارآمدی دچار اختلال می شود. اولین شرط حکمرانی، ایجاد امنیت فکری، شغلی، مدنی و اقتصادی است.

بعد از این که سطح قابل توجهی از این امنیت فردی تحقق پیدا کرد، حفظ هویت و تعلق خاطر اهمیت پیدا می کند. اگر بخواهیم این اصل حکمرانی (ایجاد امنیت فردی) را به مرحله سیاست گذاری برسانیم، باید مجموعه افکار و عملکردها از ثبات برخوردار باشند. اگر شهروندان یک کشور صبح از خواب بیدار شوند و متوجه شوند چهل درصد ارزش دارایی های آنها از بین رفته است به طور طبیعی در پی چاره شی خواهند بود.

در چنین شرایطی، هویت، تعلق به خاک و اعتماد به آینده رنگ می بازد. محمدرضاشاه صدها هزار نفر را با سواد کرد، آموزش ی داد و دانشجو به خارج فرستاد، بعد گفت: حرف نزنید؛ من می فهمم. او بهترین اقتصاددانان (علینقی عالیخانی) و مجریان (عبدالمجید مجیدی) را به کار گمارد و بعد به آنها دستور داد تا فرامین او را عمل کنند. او با گرفتن حس مشارکت از آنها، امنیت فردی و اعتبار و مسئولیت را از افراد گرفت. مجریان و شهروندان بی تفاوت شدند. محمدرضاشاه اعلام کرد جای مار یست ها در زندان است و هیچ حقوقی ندارند (سخنرانی در کاخ نیاوران، ۱۱ فروردین ۱۳۵۴). مار یست ها هم ت ننشستند و با ایجاد ارتباطات و تشکیلات گسترده در میان احزاب چپ و رسانه های اروپایی، تبلیغات عظیمی علیه حکومت شاه ایجاد د.

اکثریت مطلق مردم اتحادیه اروپا که ۵۰۸ میلیون نفر جمعیت دارد زندگی بسیار معمولی دارند: یک آپارتمان بسیار کوچک، یک دوچرخه، یک کارت مترو و قطار و یک شغل معمولی. اما بسیار راضی و خوشحال هستند، چون امنیت روانی دارند و در جوامعی با ثبات زندگی می کنند. نرخ تورم حدود ۲ درصد است و به همان میزان درآمد آنها در سال افزایش پیدا می کند و بنابراین احساس ثبات می کنند.

وقتی عوارض وج از کشور یک دفعه ۳۰۰ درصد (بار اول) و ۴۲۰ درصد (برای بار دوم) افزایش می یابد، خودبخود تنظیم روانی مسافرین را به هم می ریزد. اگر در سال، عوارض وج از کشور ۵ درصد و حتی ۱۰ درصد افزایش یابد با روان و انتظارات انسان ها تطابق می کند ولی افزایش ناگهانی ۴۲۰ درصدی، حاکی از فقدان آشنایی با روانشناسی انسان در حوزه ثبات، امنیت و انتظارات معقول است.

محمدرضاشاه آموزش عمومی را گسترش داد، مردم را شهرنشین کرد و درآمد آنها را افزایش داد و بعد حکم کرد: حرف نزنید و انتقاد ممنوع. هر شهروندی که نقد میکرد عامل خارجی قلمداد میشد. این مسدود حق طبیعی و امنیت فردی انسانها است.
حکمرانی مانند پزشکی، ی و معماری یک تخصص است؛ متونی در حد چند هزار کتاب دارد. محتاج تجربه و یادگیری است. به چارچوبی فکری به نام قرارداد اجتماعی میان مجریان نیاز دارد و از همه مهم تر تابع یک سیستم با ثبات است. آیا میتواند در امور نروژ دخ کند؟ آیا ، روسیه، انگلستان، آلمان و چین میتوانند نروژ هراسی به راه اندازند؟ نمی توانند چون نروژ ثبات دارد. با پنج میلیون و دویست هزار نفر جمعیت، ۳۷۱ میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی دارد. با ۱٫۲ درصد نرخ تورم، مردم این کشور ۷٫۳ درصد از درآمد خود را پسانداز میکنند، این در شرایطی است که دستمزدها در سال ۴٫۶ درصد افزایش پیدا میکنند.

درآمد حاصل از نفت فقط به «صندوق نفت» رفته و در صدها شرکت سرمایه گذاری میشود و تنها ۴درصد از سود سرمایه گذاری در بودجه جاری به کار گرفته میشود. صندوق نفت نروژ حدود یک تریلیون دلار است. اصل و سود آن برای نسل های آتی است. درآمد سرانه در این کشور ۶۲۵۱۰ دلار است. با این آرامش، ثبات، امنیت، توزیع امکانات و آینده نگری، کدام کشور خارجی می تواند در نروژ ن یتی ایجاد کند؟ حکمرانی یک تخصص است. با تغییر وزرای اقتصادی اتفاق خاصی نمی افتد؛ باید شه های حکمرانی را اصلاح کرد.

طبع بشر به گونه ای ساخته شده که دوست دارد دیده شود: دیده شدن یک نیاز است و هر فردی که در خود استعدادی می بیند، حس و علاقه مندی او به دیده شدن بیشتر است. وقتی انسان ها دیده نشوند، همکاری نمی کنند. ریشه ی عموم ن یتی ها در نادیده شدن و بنابراین در ناکارآمدی است. کارآمدی در حکمرانی نیازمند اجرای سیاست هایی است که به ثبات و امنیت روانی انسانها بیانجامد.

برچسب ها : سریع القلم: حکمرانی و عوامل خارجی - حکمرانی ,درصد ,امنیت ,خارجی ,ثبات ,کشور ,امنیت فردی ,سرمایه گذاری ,عوامل خارجی ,حکمرانی مانند ,نیاز دارد ,دارد محتاج تجربه ,مانند پزشکی، ی ,حکمرا

سریع ترین اسلحه جهان و شلیک یک میلیون گلوله در دقیقه!

نسل جدیدی از مسلسل های قدرتمند توانسته است m134 را تبدیل به یک اسباب بازی کند. این سلاح در یک دقیقه 1 میلیون گلوله را با موفقیت و بدون هیچ گونه اختلالی شلیک خواهد کرد.

عصرایران؛ مجله تصویری سلاح- بنابر اطلاعات رکوردهای جهانی گینس، مینی گان m134 با نواخت آتش 6،000 گلوله در دقیقه جایگاه سریع ترین سلاح دنیا را به خود اختصاص داده است. مینی گان m134 برای اه نظامی و استفاده توسط نیروهای مستقر در بالگردهای جنگی توسعه یافت. سرعت شلیک این سلاح در مقایسه با مسلسل های معمولی، 10 برابر بیشتر بود.

اما متال استورم گان؛ نسل جدیدی از مسلسل های قدرتمند توانسته است m134 را تبدیل به یک اسباب بازی کند. این سلاح در یک دقیقه 1 میلیون گلوله را با موفقیت و بدون هیچ گونه اختلالی شلیک خواهد کرد. متال استورم گان توسط یک شرکت استرالیایی به همین نام ساخته شده است. در سال 2007، کمپانی متال استورم ارسال این دسته از مسلسل ها را به نیروی دریایی آغاز کرد.

سریع ترین اسلحه جهان و شلیک میلیون گلوله در دقیقه!( )

شاید برایتان عجیب باشد که چگونه ممکن است تعداد لوله های کمتر، منتج به نواخت آتش قدرتمند تری شود؟ جالب است بدانید که کمپانی متال استورم برای توسعه سلاح مورد نظر خود از تکنولوژی موشک منطبق سازی شده superposed)) بهره برداری و حتی این تکنولوژی را نیز به نام خود ثبت اختراع کرده است. پرتابه های متعدد در لوله سلاح بارگذاری می شوند و پروپلانتی (ماده ای شیمیایی و پر انرژی) که بین هرکدام از آنها قرار گرفته است، به عنوان نیروی محرکه اولیه مجموعه عمل خواهد کرد. پروپلانت به طور مداوم می سوزد و شتاب مناسب برای حرکت پرتابه ها را تامین می کند. بدین ترتیب سلاح متال استورم می تواند گلوله ها را به صورت سری شلیک کند. در واقع اگر بخواهیم از این تکنولوژی خارق العاده صحبت کنیم، باید گفت که هیچ رقیبی برای آن وجود نخواهد داشت.

مطالب مجله تصویری سلاح را در این لینک دنبال کنید.

برچسب ها : سریع ترین اسلحه جهان و شلیک یک میلیون گلوله در دقیقه! - سلاح ,گلوله ,شلیک ,متال ,دقیقه ,استورم ,متال استورم ,میلیون گلوله ,سریع ترین ,مجله تصویری ,تصویری سلاح

از اثرات کاهش ارزش پول ملی؛ جمع آوری و ذوب سکه های پول

پس از کاهش ارزش پول ملی، ارزش ف نیکل به کار رفته در سکه برای برخی بیشتر شده بود و بر این اساس عده ای با جمع آوری و ذوب سکه ها اقدام به وج آن از کشور می د.

یک مجلس و عضو ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی خبرهای تازه ای درباره سودجویی برخی از باندها می دهد.

به گزارش ایسنا، عزت الله یوسفیان در گفت وگو با «ایران» می گوید: طی ماه های گذشته خبرهایی از ذوب سکه های رایج کشور بخصوص ۲۰۰ و ۵۰۰ تومانی دریافت کردیم.

وی می افزاید: پس از کاهش ارزش پول ملی، ارزش ف نیکل به کار رفته در سکه برای برخی بیشتر شده بود و بر این اساس عده ای با جمع آوری و ذوب سکه ها اقدام به وج آن از کشور می د.

برچسب ها : از اثرات کاهش ارزش پول ملی؛ جمع آوری و ذوب سکه های پول - ارزش ,جمع آوری ,کشور ,کاهش , وج ,سکه ها ,کاهش ارزش ,اساس عده ای ,سکه ها اقدام ,کشور می د ,برخی بیشتر

آهن 40 درصد گران شد

رئیس اتحادیه آهن فروشان از افزایش ۴۰ تا ۴۵ درصدی قیمت آهن و میلگرد خبر داد و گفت: این میزان افزایش هشت درصد از گرانی های اخیر مسکن را شامل می شود.

در حالی که بازار آهن داد ماه پارسال افزایش ۵۲ درصدی قیمت را تجربه کرد و هر کیلوگرم شمش آهن یکباره از ۱۳۵۰ تومان به ۲۰۵۰ تومان رسید، امسال هم این بخش مجددا با افزایش قیمت مواجه شده است که محمد آزاد - رئیس اتحادیه آهن فروشان - در این باره به ایسنا، گفت: قیمت میلگرد و آهن طی مدت اخیر ۴۰ درصد افزایش یافته که باتوجه به اینکه حدود ۲۰ درصد از هزینه ساخت ساز صرف آهن می شود، هشت درصد از گرانی های اخیر بخش مسکن، مربوط به افزایش قیمت در این بخش است.

به اعتقاد وی، تا زمانی که ارزش ریال تثبیت نشده و از آن کاسته می شود، گرانی ها ادامه دارد.

آزاد ضمن تاکید بر اینکه تلاش می شود کالا با ارزان ترین قیمت به دست مصرف کننده برسد، گفت: در این خصوص لازم است همکاری هایی با وزارت صنعت، معدن و تجارت و همچنین وزرات امور اقتصادی و دارایی و بورس کالا صورت گیرد تا از افزایش قیمت ها جلوگیری شود.

رئیس اتحادیه آهن فروشان با اشاره به اینکه ۹۵ درصد از کالاها تولید داخل هستند، افزود: در کشور مواد اولیه مرغوب همچون سنگ آهن، زغال سنگ، گاز و همچنین کارگر ارزان قیمت داریم؛ بنابراین نباید با افزایش نرخ ارز، گرانی داشته باشیم.

به گفته وی، تقریبا نیمی از محصولات تولیدی، صادر می شود؛ لذا در قبال این صادرات ارز دریافت می کنیم و بورس کالا برای قیمت گذاری در تابلو بورس، قیمت های جهانی را مورد توجه قرار می دهد که این به ضرر مصرف کننده داخلی خواهد بود.

آزاد گفت: در زمینه کنترل قیمت ها و بیان حساسیت خود در نفع مصرف کننده با رئیس مجلس و صنعت، معدن و تجارت مذاکراتی انجام شده است.

رئیس اتحادیه آهن فروشان با بیان اینکه در بازار کمبود کالا نداریم، اظهار کرد: هر میزان که تقاضا باشد عرضه نیز خواهیم داشت. در حال حاضر تقاضایی وجود ندارد که برابرش کالا و عرضه وجود نداشته باشد. همانطور که اشاره شد ۵۰ درصد تولیدات داخل صادر می شود تا کارخانه ها به حیات خود ادامه دهند.

وی درباره اعتراض هفته گذشته آهن فروشان گفت: از آنجاکه بازار در بی ثباتی به سر می برد، فروشنده نگران است کالایی که صبح فروخته را بعدازظهر نتوانتد با همان قیمت، ب د و جایگزین کند؛ بنابراین برای ساعاتی توقف کاری داشتند تا تکلیف ثبات بازار مشخص شود.

برچسب ها : آهن 40 درصد گران شد - درصد ,افزایش ,قیمت ,کالا ,رئیس ,بازار ,رئیس اتحادیه ,اتحادیه آهن فروشان ,صنعت، معدن ,بورس کالا ,افزایش قیمت ,رئیس اتحادیه آهن فروشان

تویوتا کشتی ساخت (+ع )

تویوتا از جمله معدود خودروسازانی است که تجربه صنایع هیدرو ژنی را دارد و در کنار این کشتی از منابع تجدیدپذیر در خودروهایی مانند میرای، پیک آپ، اتوبوس و لیفتراک هایش بهره می برد.

خودروسازان در سال های اخیر نگاهی دقیق به قدرت های هیدروژنی انداخته و از این سیستم سوختی فقط برای خودروهای مسافری بهره نبرده اند. مرسدس برای نمونه اولیه ون "اسپرینتر" خود از سوخت سلولی بهره برده و تویوتا اینک قدمی بزرگتر برداشته و قصد دارد یک وسیله بزرگ و غول پیکر را به ج تناوبی وصل کند.

به گزارش گروه خودروی عصر ایران، وسیله هیدروژنی تویوتا یک کشتی بزرگ و سنگین است که 30 متر طول و 12 متر عرض دارد و وزن آن به 280 هزار کیلوگرم می رسد.

کشتی غول پیکر هیدروژنی تویوتا

این کشتی در حال حاضر " انرژی آبزرور" یا "ناظر انرژی" نامیده می شود و پروژه آن در سال گذشته برای استفاده از منابع تجدید پذیر و غیر آلاینده آغاز شدi و قصد دارد در طی یک تست 6 ساله با حمایت تویوتا موتور اروپا و با استفاده از سوخت هیدروژنی به دور دنیا سفر کند. این کشتی در حال حاضر در مدیترانه سیر می کند و قرار است در سال 2020 همزمان با بازی های المپیک به توکیو برود.

کشتی غول پیکر هیدروژنی تویوتا

این پروژه می تواند سرآغازی برای کاربرد هیدروژن در بسیاری از مصارف زندگی و صنعت باشد و صنعت حمل و نقل را به سمت پاک بودن پیش ببرد.

تویوتا از جمله معدود خودروسازانی است که تجربه صنایع هیدرو ژنی را دارد و در کنار این کشتی از منابع تجدیدپذیر در خودروهایی مانند میرای، پیک آپ، اتوبوس و لیفتراک هایش بهره می برد.


برچسب ها : تویوتا کشتی ساخت (+ع ) - تویوتا ,کشتی ,بهره ,هیدروژنی ,منابع ,میرای، پیک آپ، ,مانند میرای، ,پیک آپ، اتوبوس ,لیفتراک هایش بهره ,بهره می برد ,میرای، پیک آپ، اتوبوس ,مانند م

آنچه اوضاع ارز را به اینجا رساند

آنچه اوضاع ارز را به اینجا رساند

تاریخ: ۱۶/تیر/۹۷
منبع: ایسنا

معاون اسبق ارزی بانک مرکزی با تشریح عوامل موثر در ایجاد شرایط موجود برای حوزه ارزی گفت: عملکرد جزیره ای و ناپیوسته دستگاه های تاثیرگذار در اقتصاد کشور به افزایش تقاضای ارز دامن زده و منابع ارزی را هدر داده است. مجموعه ای از عوامل، نظامی را ساخته که ما در آن نه بر منابع ارزی و نه بر منابع ریالی کشور مدیریت مؤثر نداریم و در این ح ارز و ریال در غیاب یک فرماندهی واحد و سنجیده، هر کدام مسیر خود را می روند و بحران ساز می شوند.

آنچه اوضاع ارز را به اینجا رساند

اصغر ف یه کاشان  با بیان اینکه شرایط موجود ارزی را باید در عوامل مختلفی از جمله عدم هماهنگی دستگاه ها با یکدیگر جستجو کرد گفت: این تمایل وجود دارد که سیاستگذار ارزی(بانک مرکزی) مقصر بحران ارزی معرفی و نقش سایر بخش های اقتصادی و نهادهای حاکمیتی در این خصوص نادیده گرفته شود، این در حالی است که ت خود را متعهد می داند و مردم نیز از او چنین انتظاری دارند که به همه تقاضاهای موجود در بازار برای دریافت ارز با نرخ رسمی پاسخ بدهد؛ در حالی که در هیچ جای دنیا، حتی در آزادترین اقتصادها نیز ت وما متعهد نیست که همه تقاضاهای ارزی را برآورده کند.

سیاست های ارزی و بازرگانی هماهنگ نیست

وی با بیان اینکه من اگر چه طرفدار اقتصاد متمرکز و کنترل شده نیستم اما بر این باورم که اجزای اقتصاد باید هماهنگ با یکدیگر عمل کنند. افزود: بنابراین، نمی توانیم بخشی از اقتصادمان را به صورت متمرکز اداره کنیم و بخشی دیگری را که بر بازار ارز تأثیر می گذارد، کاملا آزاد بگذاریم و تقاضا برای دریافت ارز را تحریک کنیم. در ایران، سیاست های بازرگانی با سیاست های ارزی هماهنگ نیست، در حالی که محدودیت هایی برای تامین ارز وجود دارد، اجازه داده می شود که انواع کالاهای لو و مصرفی مانند خودروهای گران قیمت، لوازم آرایشی یا گوشی موبایل بدون هیچ محدودیتی وارد کشور شود.

معاون ارزی اسبق بانک مرکزی با اشاره به کت که «ریچارد نفیو»، طراح تحریم های ایران با عنوان «هنر تحریم ها» نوشته است، گفت: او در این کتاب می گوید که" ما مخصوصا مبادله کالاهای لو با ایران را ممنوع نکردیم" و مقصودشان این بوده است که ذخایر ارزی کشور به جای این که صرف تولید بشود، برای ید انگور شیلی یا انواع پوشاک خارجی و خودروهای لو دو میلیون دلاری به مصرف برسد.

ناکارآمدی نظام کنترل قاچاق و برخی امتیازها

ف یه کاشان، ناکارآمدی نظامات کنترل قاچاق و برخی امتیازات اعطا شده در مناطق ارزی را از دیگر عوامل مؤثر بر بازار ارز دانست و افزود: وقتی ما با پدیده هایی مانند کولبرها و کالاهای ته لنجی کنار می آییم، در واقع به قاچاق کالا رسمیت می بخشیم و بخشی از ارز کشور را به این مجاری هدایت می کنیم. همچنین هنگامی که به مرزنشینان اجازه مبادله کالا را اعطا می کنیم یا به خدمه هواپیماها اجازه می دهیم که کالاهای خارجی وارد کشور کنند، تقاضایی را بیش از میزان درآمدهای ارزی کشور – که عمدتا وابسته به فروش نفت است – ایجاد می کنیم.

پروژه هایی که ارزبر هستند، اما ارز آور نیستند

معاون اسبق ارزی بانک مرکزی، با اشاره به نقشی که سازمان برنامه و بودجه می تواند در آرامش یا هاب بازار ارز داشته باشد، گفت: نرخ ارز تابعی از نظام بودجه ریالی کشور است و مدیریت توزیع منابع مالی که برعهده سازمان برنامه و بودجه قرار دارد، از این رو باید توجه داشته باشد که چه میزان از بودجه سالانه به تقاضا برای دریافت ارز تبدیل می شود و این میزان چه نسبتی با منابع ارزی دارد؟ بسیاری از پروژه هایی که توسط این سازمان تعریف می شود، نیازمند ارز بوده و تقاضای آن را بالا می برند. در این صورت، اگر حجم ارز درخواستی برای پروژه های تی، متناسب با مقدورات ارزی کشور نباشد، موازنه بین عرضه و تقاضا برهم می خورد و موجب افزایش نرخ ارز خواهد شد. از سوی دیگر، بسیاری از پروژه هایی که توسط سازمان برنامه و بودجه به صورت ارزی تعریف می شود، فاقد درآمدزایی ارزی هستند و در یک بازه چند ساله، بدون آن که ارزی را برای کشور فراهم بیاورند، تعهدات ارزی قابل توجهی را به صورت سالانه ایجاد می کنند. بنابراین بخشی از تقاضاهای ارزی در زمان حاضر، ناشی از تعهداتی است که در سال های گذشته برای برخی پروژه های تی ایجاد و اکنون سررسید شده است.

معاون اسبق بانک مرکزی در ادامه گفت: تعداد پروژه هایی که توسط سازمان برنامه و بودجه تعریف می شود، بیش از ظرفیت منابع داخلی است و به نوبه خود باعث می شود که به جای تخصیص بودجه کافی به چند پروژه مشخص و اجرای آن ها در زمان کوتاه، بودجه ها را به شکل ناکافی میان چندین پروژه تقسیم کنند و آن ها را در زمان طولانی تری به پایان ببرند. در نتیجه، پروژه ها گران تمام می شوند و این گرانی در اقتصاد کشور و از جمله بازار ارز تأثیرگذار است. از سوی دیگر، گاهی می شود که ت برای یک پروژه، یدهای ارزی انجام می دهد یا وام های خارجی دریافت می کند، اما پس از بهره برداری از پروژه، درآمدهای حاصله در اختیار بنگاه مربوطه قرار می گیرد و ت ناگزیر می شود بدون آن که از بابت آن پروژه درآمدی داشته باشد، اقساط آن را به صورت ارزی پرداخت کند.

قوانین محرک تقاضای ارز

ف یه کاشان با اشاره به نقش تصمیمات اداری در افزایش تقاضای ارز گفت: گاهی اوقات قانون گذاری هایی در مجلس انجام می شود که حاصل تصمیمات اداری یک یا دو دستگاه یا نظر چند نفر از نمایندگان مجلس شورای ی است اما نتایج آن کل اقتصاد کشور و از جمله بازار ارز را تحت تأثیر قرار می دهد. برای نمونه، در برخی سال ها در قانون بودجه تصویب می د که ت چه میزان وام خارجی بگیرد و هر ساله چه میزان از اقساط آن را پرداخت کند؛ حال آن که معلوم نبود با توجه به میزان و قیمت فروش نفت، درآمدهای ارزی ت چقدر خواهد بود و آیا امکان پرداخت اقساط وام را دارد یا خیر؟ این نوع تصمیمات نیز تکالیفی را در حوزه ارزی برای ت ایجاد می کند و بانک مرکزی را تحت فشار قرار می دهد.

مشاور راه و ترابری، بازار ارز را علاوه بر سیاست های مالی و تجاری کشور، تابعی از اوضاع دانست و اظهار کرد: وقتی روند اتفاقات و اخبار به گونه ای است که مردم احساس نگرانی و خطر می کنند و ارزش پول شان هر روز کمتر می شود، و در عین حال، وضعیت تولید به گونه ای نیست که سودآوری را تضمین کند، پول ها به سمتی می رود که اولا از خطر کاهش ارزش مصون باشد و ثانیا از قابلیت تبدیل سریع تر برخوردار باشد. در نتیجه، مردم پول های خود را سریعا به سمت مسکن، خودرو، طلا و ارز می برند و این چنین است که پیش فروش خودرو که در همه جای دنیا ممکن است چند ماه طول بکشد، در ایران طی سه دقیقه به انجام می رسد.

وی در پایان یادآور شد:  قیمت ارز تابعی است از عوامل مختلف و متعددی مانند میزان نقدینگی، نرخ تورم، سیاست های تجاری، سیاست های مالی و مالیاتی، تصمیمات اداری، سیاست داخلی و خارجی کشور و... که اگر هماهنگ با یکدیگر عمل نکنند، نوسانات و هاباتی که طی چهل سال گذشته شاهد آن بوده ایم، تکرار خواهد شد و حتی شکل حادتری به خود خواهد گرفت. در این میان، همه عوامل در کنترل سیاستگذار ارزی یعنی بانک مرکزی نیست.

به گزارش ایسنا، از نیمه دوم سال قبل شرایط بازار ارز به گونه ای متفاوت پیش رفت و با شدت گرفتن نوسان در بازار قیمت دلار تا ۵۰۰۰ تومان در پایان سال رسید. این جریان برای سال جدید ادامه پیدا کرد و در شرایطی که نرخ دلار در بازار ارز ۶۰۰۰ تومان رد شد ت از تصمیم جدید ارزی خود خبر داد که در آن دلار را تک نرخی و ۴۲۰۰ تومان برای کلیه واردات و صادرات اعلام و هر گونه معامله ای در بازار ارز ممنوع و قاچاق اعلام شد. با این حال با توجه به عدم پاسخگویی سیستم جدید ارزی به تمامی نیاز متقاضیان، مخاملات در بازار آزاد هر چند غیر شفاف پیش رفت و قیمت ها در روزهای اخیر از ۸۰۰۰ تومان عبور و به ۹۰۰۰ تومان هم در مقاطعی رسید.  

برچسب ها : آنچه اوضاع ارز را به اینجا رساند - ارزی ,کشور ,بازار ,بودجه , ت ,بانک ,بانک مرکزی ,سازمان برنامه ,معاون اسبق ,اقتصاد کشور ,منابع ارزی ,توسط سازمان برنامه

سریع القلم: چرا این قدر ناپایدار هستیم؟

چرا تاریخ ما تکه تکه است؟ چرا در هر دوره، سیاست ها و شه هایی در تناقض کامل با دوره قبل دیده می شود؟ چرا امتداد نداریم؟ چرا منحنی رفتاری ما در این حدّ، فراز و نشیب دارد؟

به گزارش ایسنا، محمود سریع القلم در سایت شخصی اش نوشت: «پاراگراف زیر، دریایی از مطلب دارد:

«نصرت الله معینیان، رییس دفتر مخصوص شاهنشاهی… مردی رازدار و متواضع بود. هیچ حتی دشمنان دربار و مخالفان شاه در ذکاوت، دقت و به خصوص صحت عمل وی تردیدی ابراز نمی داشتند… در پایان رژیم، قطعاً با اجازه یا تأیید شاه، تمام بایگانی دفتر مخصوص شاهنشاهی را که مشتمل بر همه اسناد پنجاه ساله دوران پهلوی بود با دو هواپیمای نظامی به خارج از ایران منتقل کرد که اکنون قاعدتاً باید در صندوق های بانک یا بانک­ هایی باشد و مسلماً منبع بی نظیر و بدیلی برای مطالعه تاریخ این دوران خواهد بود.» (منبع: هوشنگ نهاوندی و ایو بوماتی، محمدرضا پهلوی: آ ین شاهنشاه ایران. پاریس: نشر perrin، ۲۰۱۳٫ ترجمه فارسی ۲۰۱۴، صص ۴۵۹-۴۵۸).

طی تحقیقات برای تدوین کتابِ در حال اتمام خود، «اقتدارگرایی ایرانی در عهد پهلوی،» به امثال این نقل قول و نقل قول هایی مشابه بسیار برخورد کرده ام.

از منظر یک دانشجوی علوم انسانی، این سؤال به کرّات مطرح می شود: چرا تاریخ ما تکه تکه است؟ چرا در هر دوره، سیاست ها و شه هایی در تناقض کامل با دوره قبل دیده می شود؟ چرا امتداد نداریم؟ چرا منحنی رفتاری ما در این حدّ، فراز و نشیب دارد؟

در یک ونیم قرن گذشته، به جز دوره های کوتاه چند ساله آرامش، عموماً کشور از یک بحران به بحران دیگر مبتلا شده است: بحران های اجتماعی، اقتصادی، و سیاست خارجی. آیا این فراز و نشیب ها لازمه استقرار نهایی است؟ مانند آن چه در تاریخ کشورهایی مانند نروژ، سوئد، هلند و ژاپن مشاهده می کنیم. اگر این طور است باید چه کار کنیم که به استقرار برسیم؟ چرا باید مهم ترین اسناد نیم قرن کشور به مکان نامعلومی در خارج برود؟ چرا نمی توانیم سیستمی بسازیم که حداقل به یک قرن برسد؟ آنهایی که ساخته اند چه کار متفاوتی نسبت به ما انجام داده اند؟

آیا مشکل در جغرافیا، یا فرهنگ یا نظام اقتصادی یا عوامل خارجی است؟ این نوع پاسخ ها خیلی کلّی هستند و گرهی را باز نمی کنند. باید ریز شویم. دقیق شویم. سراغ تجربیات بشری برویم. از دیگران بیاموزیم. م کنیم. از همه مهم تر قدری سؤال کنیم. این خصلت تعیین کننده ای که کانون بهتر شدن و رشد است.

شاید لازم است به کلیدی ترین موضوع برسیم و آن تعریف انسان است. رفتار انسان ها بر اساس نیاز است، طیفی از نیازها. تا نیازهای او تأمین نشود آرام نمی­ گیرد. تا به نیازهای او توجه نشود، استقرار نمی یابد. نیازها طبقه بندی دارند. نیازی مقدم بر نیازی دیگر است. تا یک نیازی تأمین نشود، سراغ نیاز بعدی نمی رود. در کشور چاد، و دموکراسی خیلی مشتری ندارد. اولین نیاز، زنده نگاه داشتن بچه هایی است که به دنیا می آیند.

در سال ۱۳۵۵ حدود صد هزار نفر ایرانی در اروپا، ی شمالی و هند دانشجو بودند. محمدرضا شاه نیاز به غذا، تا حدّی مسکن، آموزش ن، تربیت متخصص در ها، دیده شدن محترمانه ایران در جهان را فراهم کرد. حتی در سال ۱۳۵۲ ایران ایر به یکی از بهترین شرکت های هواپیمایی جهان تبدیل شد اما بعد گفت: م و مشارکت و نظرخواهی و تبادل آراء ممنوع. به نوعی به مردم گفته شد که مقدّرات کشور فقط در ملاحظات، محاسبات و منافع یک فرد تعیین می شود. او مانع از تأمین یک نیاز مدنی شد. نمی شود در یک جامعه صدها هزار متخصص تربیت کرد، بعد مستقیم و غیر مستقیم به آنها گفت شماها در جهت گیری کشور کاره ای نیستید.

این کار درستی بود که ایران در دهه چهل شمسی سراغ صنعت، اقتصاد، تولید، شهرنشینی، نوسازی عمرانی، آموزش عمومی و ارتباطات گسترده بین المللی رفت اما وقتی شهروندان وارد مرحله بعدیِ نیازها شدند، نظام مانع شد. استبداد فردی با شدت بالاتری از ۱۳۴۸ آغاز شد. نظام تصمیم گیری به نیازهای طیف وسیعی از شهرنشینان و تحصیل کرده ها بی تفاوت بود. بنابراین، بحران ها روی هم انباشته شدند.

تداوم (consistency) ناشی از انجام دادن هر کاری در زمان و مکان خاص خودش است. در خانواده، در بنگاه، در جامعه و در حکمرانی، اولین نشانه های مشکل زمانی است که نیازهای طرفین نادیده گرفته شوند.

چرچیل سه بار در زندگی کاملاً ش ت خورد ولی باز ظهور کرد. او تا آنجا پیش رفت که رفتار ناجوانمردانه سیاستمداران را علائم نیاز بعضی از آنان دانست. او انتظار رفتار اخلاقی از جانب عموم سیاستمداران را نداشت. چرچیل در اوا عمر زمانی که یک خبرنگار از او پرسید: چه مسئله ای شما را در زندگی بیش از همه آزار داد و شما را رنجاند، گفت: بی خو .

او معتقد بود افراد قوی، طیفی از نیاز دارند و افراد ضعیف، طیف دیگر.

به رسمیت شناختن نیازهای دیگران، اولین شرط اعتمادسازی است. چرا بعد از سونامی ژاپن، مردم ۱۸۰ میلیون دلار پول نقد را جمع آوری کرده به ت دادند؟ چون نیازی به آن پول نداشتند. چرا وقتی یک ایرانی سعی کرد ممیز مالیاتِ آلمانی را فریب دهد، نتوانست؟ چون ممیز مالیاتی دسته چکی را به او نشان داد که با اجازه ت آلمان هر چه می خواست می توانست تهیه کند و نیازی به رشوه نداشت.

آیا تجربه کرده اید که بعضی ها از ۱۰ جمله­ ای که می گویند، یازده جمله آن دروغ است؟ آنها برای بقا، رشد، دسترسی به امکانات، رفع محرومیت های گذشته، نیاز به دروغ گفتن دارند. به عبارتی کوتاه تر، نیازهای گذشته و حال آنان برطرف نشده است. در ایجاد یک نظام اجتماعی سالم باید کاری کرد تا افراد نیازهایشان برطرف شود تا دروغ نگویند و رفتارهای نامعقول نداشته باشند.

پایداری در ارتباط، در مدیریت، در دوستی، در تولید، در بازرگانی، در همسایگی، در حکمرانی و در سیاست خارجی محتاج تشخیص نیازهای طرف مقابل است.

آبراهام ماسلو (abraham maslow)، نظریه پرداز هرم نیازها تا آنجا پیش می رود که نیاز به احترام را مطرح می کند ولی آن را در رتبه چهارم بعد از نیازهای فیزیولوژیک، ایمنی و عاطفی قرار می دهد.

در هفته جاری، نویسنده ای (michael wolff) آن قدر احساس و امنیت کرد که در کت به نام (fire and fury) رئیس جمهور را شخصی با بی ثباتی روانی توصیف کرد. رئیس جمهور نیز در پاسخ، خود را شخصی موفق در کار اقتصادی و خطاب و صفت نابغه را به خود منتسب کرد. هر دو، نیاز به بیان را تجربه د، ضمن این که نیاز به غذا، مسکن، دیده شدن، فرصت رشد، فرصت رقابت و فرصت طرح آزادانه دیدگاه های خود را قبلاً تجربه کرده اند.

این در سیستمی اتفاق افتاد که علیرغم صدها فراز و نشیب، بحران، جنگ داخلی و جنگ های خارجی تا به امروز ۲۴۲ سال تداوم داشته است. تصور کنید شدن یک خانم تحصیل کرده مهاجر افغانی و یک سیک هندی در کانادا، چه روحیه و رفع نیازی در میان میلیون ها مهاجر کانا ایجاد می کند. همه شهروندان یک جامعه نیاز به رفع نیازها، توجه و احترام دارند.

پایداری سیستم ها منوط به رفع نیازهای انی است که در آن زندگی می کنند.»

برچسب ها : سریع القلم: چرا این قدر ناپایدار هستیم؟ - نیازهای ,نیازی ,کشور ,است؟ ,دارند ,نظام ,حدّ، فراز ,نشیب دارد؟ ,دفتر مخصوص ,سیاست خارجی ,منحنی رفتاری

شهادت تسلیت


**************************************************************

شهادت

               و اسوه صبر و تدبیر، صداقت و معرفت و مجاهدت



جعفر صادق علیه السلام

      

بر همه دوستداران ایشان تسلیت باد


**************************************************************

برچسب ها : شهادت تسلیت

رونمائی از طرح ناسا برای مبارزه رباتیک با تهدیدهای فضایی

سیارک ها اجسام نامنتظمی از جنس ص ه و ف هستند که به دور خورشید گردش می کنند.

سازمان هوانوردی و فضایی ملی ایالات متحده (ناسا) از برنامه جدید خود برای مقابله با تهدید و از میان بردن سیارک های بالقوه خطرناک واقع در زمین، رونمائی کرد.

رونمائی از طرح ناسا برای مبارزه رباتیک با تهدیدهای فضایی

به گزارش یورونیوز، دفتر سیاستگذاری علم و فناوری کاخ سفید، سند جدیدی را با عنوان «استراتژی و طرح اقدام ملی آمادگی در زمین» منتشر کرد. این سند ۱۸ صفحه حاوی اقداماتی است که ناسا و آژانس فدرال مدیریت شرایط اضطراری طی ۱۰ سال آینده برای جلوگیری از آسیب برخورد سیارک ها با زمین و آماده سازی شرایط کشور برای مقابله با عواقب احتمالی چنین رخدادهایی باید صورت دهند.

سیارک ها اجسام نامنتظمی از جنس ص ه و ف هستند که به دور خورشید گردش می کنند.

لویکتی لوئیس، رئیس آژانس فدرال مدیریت شرایط اضطراری که در جریان کنفرانس مطبوعاتی رونمایی از سند مذکور سخن می گفت، تاکید کرد که هر چند احتمال برخورد این سیارک ها با زمین بسیار پایین است ولی همین برخورد بعید می تواند پیامدهای جبران ناپذیری برای زمین به همراه داشته باشد.

در همین خصوص، لیندی جانسون، افسر دفاع فضایی ناسا نیز گفت که این سند افزون بر ارائه را ارهایی برای انحراف و نابود این سیارک ها، به ت ایالات متحده نیز کمک خواهد کرد تا پروتکل های لازم را برای اتخاذ تصمیم درست در مواقع رویارویی با خطر برخورد این سیارک ها با زمین، تهیه کند.

به گفته آقای جانسون حفاظت از زمین در برابر سیارک ها برعهده فضانوردان نخواهد بود و اساسا چنین ایده ای ناشی از رویکرد سینمایی به موضوع است بلکه مطابق برنامه ناسا، فضاپیماهای کاملا رباتیک مبارزه با سیارک ها را انجام خواهند داد.

در واقع این سند پنج هدف عمده را دنبال می کند: افزایش توانایی برای تشخیص، ردی و تعیین سیارک های نزدیک زمین، کاهش ریسک فعلی در مقابله با آنها و کمک به مدلسازی برای تصمیم گیری دقیق تر و موثرتر در خصوص آنها.

اخترشناسان معتقدند در حال حاضر بیش از ۸ هزار شئ معلق در اطراف زمین وجود دارد که کوچک ترین آنها حداقل ۱۴۰ متر طول دارد و در صورت برخورد با زمین می تواند مساحتی به وسعت یک ای را ت یب کند. البته نتایج تحقیقات اخیر نشان می دهد که این تعداد شئ معلق برآورد شده تنها معادل یک سوم سیارک هایی است که اطراف زمین وجود دارند.

هر چند برخورد سیارک های کوچکتر می تواند اثرات کمتری داشته باشد ولی در همین سطح هم برخورد یک ص ه ۱۹ متری به روسیه که در سال ۲۰۱۳ رخ داد، موجب زخمی شدن یکهزار و ۲۰۰ نفر و وارد آمدن خسارت به هزاران ساختمان در فاصله ۹۳ کیلومتری شد.

به همین دلیل ناسا اخیرا تلاش خود را برای شناسائی سیارک های کوچکتری متمرکز کرده که تا کنون ناشناخته باقی مانده بودند ولی احتمال می رفت که در صورت برخورد با زمین پیامدهای جبران ناپذیری داشته باشند.

بر همین اساس، ناسا در جریان رونمایی از سند دفاعی خود مدعی شد که ۹۵ درصد از سیارک های خطرناک را که می توانند طی قرن حاضر موجب رخداد فجایع انسانی و بلایای طبیعی خطرناک در زمین بشوند، شناسائی کرده و آمادگی برای برخورد و مقابله با این فجایع و خطرات به شدت افزایش یافته است.

برچسب ها : رونمائی از طرح ناسا برای مبارزه رباتیک با تهدیدهای فضایی - برخورد ,زمین ,ناسا ,سیارک ها ,همین , , برای ,پیامدهای جبران ,شرایط اضطراری ,مدیریت شرایط ,جبران ناپذیری ,مدیریت شرایط اضطراری ,پیامدهای جبران نا?

رونمائی از طرح ناسا برای مبارزه رباتیک با تهدیدهای فضایی

سیارک ها اجسام نامنتظمی از جنس ص ه و ف هستند که به دور خورشید گردش می کنند.

سازمان هوانوردی و فضایی ملی ایالات متحده (ناسا) از برنامه جدید خود برای مقابله با تهدید و از میان بردن سیارک های بالقوه خطرناک واقع در زمین، رونمائی کرد.

رونمائی از طرح ناسا برای مبارزه رباتیک با تهدیدهای فضایی

به گزارش یورونیوز، دفتر سیاستگذاری علم و فناوری کاخ سفید، سند جدیدی را با عنوان «استراتژی و طرح اقدام ملی آمادگی در زمین» منتشر کرد. این سند ۱۸ صفحه حاوی اقداماتی است که ناسا و آژانس فدرال مدیریت شرایط اضطراری طی ۱۰ سال آینده برای جلوگیری از آسیب برخورد سیارک ها با زمین و آماده سازی شرایط کشور برای مقابله با عواقب احتمالی چنین رخدادهایی باید صورت دهند.

سیارک ها اجسام نامنتظمی از جنس ص ه و ف هستند که به دور خورشید گردش می کنند.

لویکتی لوئیس، رئیس آژانس فدرال مدیریت شرایط اضطراری که در جریان کنفرانس مطبوعاتی رونمایی از سند مذکور سخن می گفت، تاکید کرد که هر چند احتمال برخورد این سیارک ها با زمین بسیار پایین است ولی همین برخورد بعید می تواند تبعات جبران ناپذیری برای زمین به همراه داشته باشد.

در همین خصوص، لیندی جانسون، افسر دفاع فضایی ناسا نیز گفت که این سند افزون بر ارائه را ارهایی برای انحراف و نابود این سیارک ها، به ت ایالات متحده نیز کمک خواهد کرد تا پروتکل های لازم را برای اتخاذ تصمیم درست در مواقع رویارویی با خطر برخورد این سیارک ها با زمین، تهیه کند.

به گفته آقای جانسون حفاظت از زمین در برابر سیارک ها برعهده فضانوردان نخواهد بود و اساسا چنین ایده ای ناشی از رویکرد سینمایی به موضوع است بلکه مطابق برنامه ناسا، فضاپیماهای کاملا رباتیک مبارزه با سیارک ها را انجام خواهند داد.

در واقع این سند پنج هدف عمده را دنبال می کند: افزایش توانایی برای تشخیص، ردی و تعیین سیارک های نزدیک زمین، کاهش ریسک فعلی در مقابله با آنها و کمک به مدلسازی برای تصمیم گیری دقیق تر و موثرتر در خصوص آنها.

اخترشناسان معتقدند در حال حاضر بیش از ۸ هزار شئ معلق در اطراف زمین وجود دارد که کوچک ترین آنها حداقل ۱۴۰ متر طول دارد و در صورت برخورد با زمین می تواند مساحتی به وسعت یک ای را ت یب کند. البته نتایج تحقیقات اخیر نشان می دهد که این تعداد شئ معلق برآورد شده تنها معادل یک سوم سیارک هایی است که اطراف زمین وجود دارند.

هر چند برخورد سیارک های کوچکتر می تواند اثرات کمتری داشته باشد ولی در همین سطح هم برخورد یک ص ه ۱۹ متری به روسیه که در سال ۲۰۱۳ رخ داد، موجب زخمی شدن یکهزار و ۲۰۰ نفر و وارد آمدن خسارت به هزاران ساختمان در فاصله ۹۳ کیلومتری شد.

به همین دلیل ناسا اخیرا تلاش خود را برای شناسائی سیارک های کوچکتری متمرکز کرده که تا کنون ناشناخته باقی مانده بودند ولی احتمال می رفت که در صورت برخورد با زمین تبعات جبران ناپذیری داشته باشند.

بر همین اساس، ناسا در جریان رونمایی از سند دفاعی خود مدعی شد که ۹۵ درصد از سیارک های خطرناک را که می توانند طی قرن حاضر موجب رخداد فجایع انسانی و بلایای طبیعی خطرناک در زمین بشوند، شناسائی کرده و آمادگی برای برخورد و مقابله با این فجایع و خطرات به شدت افزایش یافته است.

برچسب ها : رونمائی از طرح ناسا برای مبارزه رباتیک با تهدیدهای فضایی - برخورد ,زمین ,ناسا ,سیارک ها ,همین , , برای ,تبعات جبران ,شرایط اضطراری ,مدیریت شرایط ,جبران ناپذیری ,مدیریت شرایط اضطراری ,تبعات جبران ناپذیری ,?

تحولات مسکن پایتخت در داد/کاهش۲۲درصدی معاملات آپارتمان

تعداد معاملات آپارتمان های مس ی شهر تهران در دادماه ۹۷ به ۱۴.۹ هزار واحد مس ی رسید که نسبت به ماه قبل ۲۲.۱ درصد و نسبت به مدت مشابه سال گذشته نیز ۳.۱ درصد کاهش داشته است.

به گزارش  مهر، بانک مرکزی گزارشی از «تحولات مسکن شهر تهران در داد ماه سال ۱۳۹۷» را منتشر کرد که بر اساس آن، متوسط قیمت ید و فروش یک متر مربع زیربنای واحد مس ی معامله شده از طریق بنگاه های معاملات ملکی شهر تهران ۶۵.۱ میلیون ریال بود که نسبت به ماه قبل ۹.۸ درصد و نسبت به ماه داد ۹۶ معادل ۸.۴۵ درصد افزایش را نشان می دهد.

این گزارش می افزاید: در سه ماهه نخست سال ۱۳۹۷، تعداد معاملات آپارتمان های مس ی شهر تهران به ۳۹ هزار واحد مس ی بالغ شد که در مقایسه با مدت مشابه سال پیش از آن، ۵.۲ درصد افزایش نشان می دهد.

گزارش تحولات بازار مسکن شهر تهران در داد ماه سال ۱۳۹۷ که برگرفته از آمار های خام سامانه ثبت معاملات املاک و مستغلات کشور است، توسط اداره بررسی ها و سیاست های اقتصادی بانک مرکزی تهیه و منتشر شده است.

برچسب ها : تحولات مسکن پایتخت در داد/کاهش۲۲درصدی معاملات آپارتمان - معاملات ,تهران ,درصد ,مس ی , داد ,مسکن ,واحد مس ی ,هزار واحد ,بانک مرکزی ,درصد افزایش ,نشان می دهد ,معاملات آپارتمان های مس ی ,تعداد معاملات آپارتم

درباره جنگ آب شنیده بودیم اما حالا کم کم داریم آن را می بینیم

عبدالحمید خدیری مردم بوشهر
«ما قبلاً درباره جنگ آب چیزهایی شنیده بودیم اما حالا کم کم داریم آن را با چشم خودمان می بینیم. مردم هر منطقه برای مقدار کمی آب به مردم منطقه ای دیگر توهین می کنند و کینه به دل می گیرند چون آب چیزی نیست که مردم بتوانند از آن بگذرند. هر به فکر شهر، روستا و خانواده خودش است.»

عبدالحمید خدیری مردم بوشهر در مجلس در مورد وضعیت کم آبی در این استان می گوید: «واقعاً جای تأسف دارد که کشورهای عربی با اقلیمی به مراتب خشک تر از استان های ما سال ها است که موضوع آب را مدیریت کرده اند و از آب شیرین کن ها استفاده می کنند در حالی که ما در کنار خلیج فارس با مشکل آب دست و پنجه نرم می کنیم و جامعه مان در معرض فروپاشی قرار گرفته است.»

به گزارش اعتمادآنلاین، هر روز تصاویر مردم ا و روستاهای مختلف کشور که برای گرفتن آب شیرین صف بسته اند، در شبکه های مجازی دست به دست می شود. عبدالحمید خدیری مردم بوشهر در مجلس در مورد وضعیت کم آبی در ا روستاهای این استان، به اعتمادآنلاین می گوید: «استان بوشهر وارد ماه های کم آبی و بحران آب شده است. وضع در ا و روستاهای جنوبی به مراتب بدتر است. مناطقی مانند دشستان به معنای واقعی کلمه آب ندارند. چطور باید بگوییم که مردم آب ندارند؟»

او ادامه می دهد: «ما قبلاً درباره جنگ آب چیزهایی شنیده بودیم اما حالا کم کم داریم آن را با چشم خودمان می بینیم. مردم هر منطقه برای مقدار کمی آب به مردم منطقه ای دیگر توهین می کنند و کینه به دل می گیرند چون آب چیزی نیست که مردم بتوانند از آن بگذرند. هر به فکر شهر، روستا و خانواده خودش است.»

خدیری در جواب اینکه چرا از آب شیرین کن ها برای تأمین آب مورد نیاز مردم استفاده نمی شود، می گوید: «آب شیرین کن ها تازه در دست احداث هستند و در بهترین ح برای سال آینده آماده می شوند. ما قبلاً هم به مسئولان هشدار داده بودیم که وضعیت آب در مناطق مختلف بوشهر رو به وخامت می رود و باید هرچه سریع تر در مورد استفاده از آب شیرین کن ها اقدام کنند اما این اتفاق نیفتاد.»

او ادامه می دهد: «واقعاً جای تأسف دارد که کشورهای عربی با اقلیمی به مراتب خشک تر از استان های ما سال ها است که موضوع آب را مدیریت کرده اند و از آب شیرین کن ها استفاده می کنند در حالی که ما در کنار خلیج فارس با مشکل آب دست وپنجه نرم می کنیم و جامعه مان در معرض فروپاشی قرار گرفته است.»

خدیری به مشکلات زیرساختی هم اشاره می کند و می گوید: «بارها در سطح استان جلسه برگزار کرده ایم و به مسئولان مختلف گفته ایم که باید یک فکر اساسی برای اصلاح زیرساخت ها انجام داد. در حال حاضر ما نزدیک به 40 تا 45 درصد هدر رفت آب داریم. در منطقه ای که هر قطره آب ارزشمند است چرا باید این همه هدر رفت وجود داشته باشد؟ نمی شود که مسئولان نه به فکر اصلاح مشکلات باشند و نه به راه تازه ای فکر کنند اما انتظار داشته باشند مشکلات حل شود. همه چیز را نمی توان گردن خشک سالی انداخت.»

برچسب ها : درباره جنگ آب شنیده بودیم اما حالا کم کم داریم آن را می بینیم - مردم ,بوشهر ,بودیم ,داریم ,خدیری ,مورد ,شنیده بودیم ,عبدالحمید خدیری ,مردم بوشهر ,خدیری , مردم ,عبدالحمید خدیری ,مورد وضعیت کم آبی ,آب شیرین کن ها

یک ژن پیری شناسایی شد

محققان بوفالو ژنی را شناسایی د که مانع تقسیم سلولی شده و یکی از عوامل بروز عوارض پیری محسوب می شود.

به گزارش ایرنا از پایگاه خبری ساینس دیلی، قابلیت سلول های طبیعی در تقسیم شدن دارای محدودیت است و پس از مدتی به سلول های پیری تبدیل می شوند که توانایی تقسیم شدن را از دست داده اند. مشکل اینجاست که به مرور زمان این سلول های پیر درون بدن می کنند و در نهایت موجب بروز بخشی از عوارض پیری از جمله افزایش خطر دیابت، بیماری های قلبی، هاب مفاصل و آب مروارید می شوند.

در این تحقیقات، محققان به طبقه بندی ژن هایی پرداختند که در فرآیند پیری سلول ها موثر هستند. در جریان آزمایش های مختلف ژنی موسوم به cd36 شناسایی شد که به نظر می رسید در پیری سلول ها نقش برجسته ای دارد. به همین علت محققان به بررسی رابطه این ژن با پدیده پیری پرداختند.

در واقع محققان با تشدید فعالیت این ژن در سلول های جوان توانستند تقسیم سلول ها را بسیار زودتر از ح عادی متوقف کنند. آنچه موجب افزایش نگرانی محققان شد این بود که حتی پس از پا ازی ظرف از سلول های پیر و جایگزینی آن ها با سلول های جدید، اثر پیری ادامه داشت و به سلول های جدید نیز سرایت کرد.

نتایج این تحقیقات ژن cd36 را به عنوان یک هدف مهم برای تحقیقات بعدی در رابطه با جلوگیری از پیری معرفی می کند.

گزارش کامل این تحقیقات در نشریه molecular omics منتشر شده است.

برچسب ها : یک ژن پیری شناسایی شد - سلول ,پیری ,محققان ,تقسیم ,شناسایی ,تحقیقات ,پیری سلول ,عوارض پیری ,پیری شناسایی

دیدگاههای برخی تحلیلگران و فعالان اقتصادی درباره اکنونِ اقتصاد ایران

آقای سیف گفت نمی دانم در شرایط فعلی ارزی چه کار کنم

تاریخ: ۳/تیر/۹۷
رئیس icc امروز در جلسه هیأت نمایندگان اتاق بازرگانی ایران که با حضور امور خارجه در اتاق ایران برگزار شد، گفت: رشد و توسعه در شرایط فعلی 4 محور انگیزه بخش خصوصی، انباشت سرمایه، روابط بین المللی متناسب و مدیریت اقتصادی دارد.

آقای سیف گفت نمی دانم در شرایط فعلی ارزی چه کار کنم

محمدمهدی ب یش رئیس icc امروز در جلسه هیأت نمایندگان اتاق بازرگانی ایران که با حضور امور خارجه کشورمان در اتاق ایران برگزار شد، گفت: جناب آقای من به صراحت خدمت شما عرض می کنم که ما به طرف محاصره اقتصادی پیش می رویم و از 4 نوامبر به نوعی محاصره اقتصادی خواهیم داشت.

وی اظهار داشت: به احتمال زیاد باید دوباره کوپن ها را در بیاوریم، همین طور که الان ارز کوپنی شده و می دانید که روز به روز هم حتی آنهایی که ثبت سفارش کرده اند، دست شان به جایی نخواهد رسید.

وی با اشاره به تحریم های پیش رو بیان داشت: بنابراین ضمن اینکه 50 درصد درآمد نفت کم می شود، انتقال پول هم به بدترین شکل انجام می شود، زیرا این مورد را یی ها در اوا دوره قبلی تحریم ها یاد گرفتند که بهترین جایی که می توانند به اقتصاد لطمه بزنند آن است که جلوی انتقال پول را بگیرند.

ب یش تصریح کرد: هنوز چند ماه به تحریم ها مانده اما تکانه های آن به شدت حس می شود.

وی اظهار داشت: دو در ک نه ترامپ تغییر کرد و بازار ارز ما به هم ریخت و هنوز هم از پس آن بر نیامده ایم به طوری که امروز قیمت ارز به 7800 تومان رسیده است.

معاون اقتصادی اتاق بازرگانی ایران بیان داشت: دیروز خدمت آقای سیف رئیس کل بانک مرکزی بودم که به من گفت، نمی دانم چه کار کنم.

وی اظهار داشت: علت اینکه ما شفافیت اقتصادی را قبول نمی کنیم چیست؟ شما که در در دوره قبلی موفق بودید، به طوری که یی ها مدام بر سر خود می زنند و می گویند ایرانی ها بر سر ما کلاه می گذارند.

وی در ادامه بیان داشت: رشد و توسعه در شرایط فعلی 4 محور انگیزه بخش خصوصی، انباشت سرمایه، روابط بین المللی متناسب و مدیریت اقتصادی دارد.

وی اظهار داشت: اکنون با مدیریت اقتصادی، اقتصاد را نمی شود تنظیم کرد و آقایان سیف و نهاوندیان با سیاست اقتصادی تا زمانی که روابط بین الملل سامان نگیرد، نمی توانند برای اقتصاد کاری کنند.

وی خطاب به امور خارجه کشورمان گفت: آقای ظریف بار بر دوش شماست، شما هستید که دنیا را می شناسید و راه مذاکره را می دانید و شما هستید که در موفق بودید، اگر جسارت تان بیشتر شود و بزرگان نظام را قانع کنید، می توانید مملکت را نجات دهید.







مردم با داغ دلار و سکه تیشه به ریشه آینده خود نزنند/ اقتصاد امروز ایران را باید دوران ابهام نام گذاشت

تاریخ: ۴/تیر/۹۷ 
منبع: فارس

یک اقتصاددان، هاب و نابسامانی امروز اقتصادی را ناشی از سیاست های نادرست و غیرسالم و ناکارآمد ت دانست و گفت: آثار چنین سیاست هایی در دورانی که همه چیز عادی است، نمی تواند آثار م ب خود را جلوه دهد.


مردم با داغ دلار و سکه تیشه به ریشه آینده خود نزنند/ اقتصاد امروز ایران را باید دوران ابهام نام گذاشت

احمد روستا اقتصاد   بورس ، پیرامون دلایل بروز هاب و نابسامانی اقتصادی در ایران گفت: شرایط امروز حاصل یک نظام اقتصادی نادرست، ناسالم و غیرکارآمد است که آثار ناشی از آنها در زمانی که همه چیز عادی است، نمی تواند به خوبی جلوه کند.

وی افزود: وقتی اقتصاد کشور گرفتار محدودیت ها می شود در آن زمان می تواند متوجه آثار م ب نظام اقتصادی غیرکارآمد باشد، آنچه امروز باعث بروز نابسامانی و هاب در اقتصاد شکننده ایران شده ناشی از مدیریت ضعیف و بی توجهی به نظام اقتصادی علمی و منطقی است که ریشه های آن به چند سال و ماه منتهی نمی شود، بلکه حاصل دوره های طولانی بوده که به دلیل نادیده گرفته شدن و همچنین سوء مدیریت ها به همراه نظام اقتصادی ضعیف باعث بروز آن شده است.

به گفته وی، در عین حال همزمان با این متغیرها، حرکت های منفی از جمله ، رانت خواری و یا فعالیت ها غیراخلاقی و ضد ارزشی در جامعه شکل گرفته که به طور حتم همه این نارسایی ها در یک جا خود را نشان می دهد.

روستا با بیان اینکه تصمیمات احساسی و هیجانی در کنار متغیرهای درونزا و برونزا در حوزه سیاست داخلی و خارجی کشور همچنین سهل انگاری ها باعث بروز پدیده امروز در اقتصاد ایران شده است.

این اقتصاددان با بیان اینکه شرایط کنونی اقتصاد ایران را باید به دوره ابهام نامگذاری کرد، گفت: در این دوره هیچ شخص حقیقی و حقوقی  با اطمینان و خیال آسوده و با شفافیت بالا نمی تواند دورنمای اقتصاد را پیش بینی کند، چرا که امواج م بی که هم اکنون از اقتصاد ایران صادر می شود، به حدی م ب است که امکان درگیر همه بخش های اقتصاد کشور را دارد.

وی افزود: مردم علم [داشته باشند] به اینکه آنچه در حال رخ دادن است، در راستای فروپاشی نظام اقتصادی است که ریشه در گذشته داشته و تصمیمات امروز در کنار وعده های تو خالی و همچنین نسخه های غیرعلمی از سوی اشخاصی که متخصص امور نیستند، در امور اقتصادی، حاصل شده است.

به گفته روستا وقتی الفبای اقتصاد را قبول نداریم و با فرافکنی همواره وعده های توخالی به مردم داده می شود که با اوضاع و احوال کنونی کشور هیچ گاه شدنی نیست، در کنار دامن زدن سایر متغیرهای داخلی و خارجی به این شرایط، طبیعی است که شرایطی نااطمینان و توام با هاب را در اقتصاد شاهد باشیم.

این اقتصاددان پذیرش و قبول حضور در بدترین شرایط اقتصادی از سوی تمردان را به عنوان اصل نخست در آسیب شناسی شرایط فعلی و راه یافتن را ارهای پیرامونی آن عنوان کرد و افزود: رها افسار گرانی و رکود باعث شده، هیچ شخصی بر مبنای علمی و اصولی نتواند تئوری جدیدی یا دست کم را اری را برای برون رفت از شرایط فعلی ارائه دهد.

به گفته روستا، شکاف میان کارشناسان و مدیران باعث شده، ضمن عدم ارائه را اری روشن برای بهبود شرایط اقتصادی، همواره باعث فراری دادن کارشناسان و متخصصان به دلیل نگرانی از برچسب های و یا حتی احتمال دستکاری نسخه های اقتصادی در مرحله اجرا وجود داشته باشد. این شرایط باعث شده اغلب کارشناسان و اقتصاددانان ترجیح دهند، در انزوا و گوشه نشینی خود مایل به ارائه فکر جدید و یا را ار به مدیران ارشد کشور نباشند.

این در برابر پرسش خبرنگار فارس مبنی بر اینکه تا چه حد رفتار عموم برای تبدیل نقدینگی به ارز و سکه و یا احتکار کالاهای ارز محور صحیح و منطقی است، گفت: این رفتارها هیچ گاه درست نبوده و از مردم استدعا دارم، با چنین اقداماتی به دست خود تیشه به ریشه آینده کشور و فرزندانشان نزنند.

وی افزود: امروز هر شخصی که از هاب بازارها منفعتی بادآورده را ب کند، در آینده به طور حتم بازنده خواهد بود.

روستا یادآور شد: متاسفانه هیجان جام جهانی فوتبال باعث شده تا منطق اقتصاد و تمرکز بر بخش های ملتهب آن در حاشیه قرار گیرد، در حالی که هیچ ی به فکر این نیست که باید چگونه با وضعیت کنونی روبرو شد و به جای یافتن مقصر به دنبال عوامل پدید آمدن چنین فضایی باشند.

وی در برابر این پرسش که چرا برخی کشورها از جمله ترکیه علیرغم مواجهه با شرایط نامساعد اقتصادی در دوره های مختلف وقتی از مردم کمک می خواهند با استقبال آنها از طریق سپردن طلای خود و همین طور ارز برای حمایت از ت روبروست، اما در ایران چنین رفتارهایی وجود ندارد، گفت: وقتی نوعی ناباوری میان مردم و تمردان شکل بگیرد و وقتی اعتماد در جامعه از دست رفته، به طور طبیعی مردم از انی تاثیر می پذیرند که هیچ گاه تفکر عمیقی نداشته و فقط در راستای منافع شخصی خود فکر می کنند. رفتاری که ظاهری فریبنده داشته، اما از باطن م ب برخوردار است، بنابراین طبیعی است که در فضای ترس و نااطمینانی و بی اعتمادی برای مردم وعده های جدید باور پذیر نباشد.






هابات بازار ارز به نفع هیچ ی نیست

تاریخ: ۳/تیر/۹۷
منبع: ایسنا

با شدت گرفتن نوسان در بازار غیررسمی ارز، تقاضا برای ید افزایش یافته که این امر بر هابات آن افزوده است. تحلیلگران بازار در کنار انتقادات نسبت به سیاست های اخیر ارزی، از مردم می خواهند که اینگونه بازار ارز را جارو نکنند؛ زیرا این اوضاع را برای آنها بدتر می کند.


 هابات بازار ارز به نفع هیچ ی نیست

قیمت دلار امروز (یک شنبه) در بازار غیررسمی به ۸۷۰۰ تومان رسیده است. این ارز در هفته گذشته تا حدود ۷۴۰۰ تومان قیمت خورده بود، اما در فاصله دو روز بیش از ۱۰۰۰ تومان گران شده که جای تامل دارد. نرخ یورو هم به ۹۵۰۰ تومان رسیده است. شدت گرفتن نوسان در بازار ارز موجب ایجاد و تکرار روال قبلی یعنی هجوم متقاضیان برای ید ارز شده؛ به طوری که بررسی های میدانی از این حکایت دارد که خانوارها برای یدهای د وارد بازار شده و به دنبال دریافت دلار هستند. البته در کنار آن تقاضای سرمایه ای و تجاری نیز وجود دارد. صرافان می گویند در این بین حتی افرادی می آیند که با دریافت حقوق حدود دو میلیون تومانی خود می خواهند آن را به دلار تبدیل کنند.

صرافان و دلالان بازار ارز از روند رو به رشد قیمت ها در دو روز گذشته متعجب مانده و می گویند بازار ثبات ندارد و هر لحظه ممکن است قیمت ها تا بیش از این افزایش پیدا کرده یا ممکن است سقوط کند. صرافان معتقدند در مدت اخیر عرضه ارز بسیار کاهش یافته و ارز بازار تامین نشده  و این خود با توجه به تقاضایی که وجود دارد بر هابات آن افزوده است.

اما در شرایط پیش آمده برای بازار ارز، گفت وگو با تحلیلگران ارز از این حکایت دارد که متاسفانه در شرایطی که عرضه کم و تقاضای خانگی، تجاری و سرمایه ای در بازار بالا می رود، نمی توان انتظاری غیر از این داشت و افزایش قیمت ها طبیعی است. به گفته آنان به هرحال وقتی که بانک مرکزی نتوانسته در سیاست های جدید ارزی تمامی تقاضاهای موجود را تعریف و پاسخ دهد، مشخص است که این تقاضا به سمت بازار ارز حرکت خواهد کرد.

در  این باره افسری - تحلیلگر بازار ارز - بر این تاکید دارد که از همان ابتدای اجرای سیاست ارزی بارها تحلیلگران و کارشناسان هشدار دادند که این روند و سیاست نمی تواند پاسخگوی بازار ارز باشد و باید ت بازار غیررسمی را به رسمیت بشناسد ولی متاسفانه بی توجهی مسوولان به هشدار کارشناسان اکنون چنین نتایجی را رقم زده است. به هرحال تصمیمات اتخاذ شده نمی تواند همیشه درست باشد و باید به نظر کارشناسان اهمیت داده شود.

وی می گوید: اگر در فروردین ماه که نوسان بازار  موجب عبور قیمت دلار از ۵۰۰۰ تومان شد به گونه ای بازار ارز کنترل و مدیریت می شد و چنین تصمیم های هیجانی گرفته نمی شد، به طور حتم اکنون وضعیت دلار اینگونه نبود.

این تحلیلگر بازار ارز با اشاره به رفتار هیجانی مردم در بازار ارز یادآور شد: نمی توان از مردم گله کرد؛ چرا که آنان حس می کنند متاسفانه ارزش پول شان در حال کاهش است و وقتی اقتصاد ما نمی تواند این تضمین را به آن ها بدهد که ثبات برقرار است در نهایت ممکن است دست به هر اقدامی بزنند. با این حال مردم باید بدانند که در این شرایط نباید به سمت هاب بازار و  هیجان آن کشیده شده و اینگونه بازار را جارو کنند. به هر حال گرچه رفتار مردم در بازار ارز ناشی از شرایط موجود است و آنها عامل اصلی آن نیستند، اما اصرار بر ایجاد تقاضای کاذب موجب بدتر شدن اوضاع موجود می شود که به نفع خود مردم نیست.

 از ۲۱ فروردین ماه سال جاری با شدت گرفتن نوسان بازار ارز و عبور قیمت ها از ۶۰۰۰ تومان، ت به یکباره تصمیم به اجرای سیاست جدید ارزی در بازار گرفت و با اعلام دلار ۴۲۰۰ تومانی و تعیین نرخ برای سایر ارزها امیدوار بود تا جریان گردش ارزی را کنترل کرده و ساماندهی کند. به همین منظور اعلام کرد که دیگر بازار ارز را به رسمیت نشناخته و معاملات ارزی صرافان ممنوع می شود. اما این سیاست اعمالی بر بازار ارز دوام نیاورد و از همان ابتدا بازاری که دیگر از نگاه مسئولان رسمیت نداشت، به فعالیت خود در فضایی غیرشفاف ادامه داد.

کارشناسان هشدار داده بودند که شرایط موجود به نفع حوزه ارزی پیش نخواهد رفت و نمی توان بازار ارز را اینگونه دستوری و با حذف بازیگران آن به ویژه صرافان اداره کرد. این در حالی است که هایی در مورد تغییرات در سیاست فعلی و نرخ موجود ارز مطرح است که ممکن است به زودی در مورد آن تصمیم گیری شود.







رییس سازمان برنامه و بودجه کشور مشکل کنونی را «افزایش اشتیاق و گرایش برای تبدیل موجودی ریال به ارز» دانست و گفت: منابع ارزی بیش از مصارف کشور است.


به گزارش ایرنا از خانه ملت، «محمدباقر نوبخت» افزود: درآمد ها و دریافت های ارزی کشور ۹۴ میلیارد دلار و مصارف کشور که بخش عمده آن واردات است از ۴۸ میلیارد دلار تا ۵۰ میلیارد دلار فراتر نمی رود.
توضیح داد: منابع ما از طریق فروش نفت حدود ۵۲ میلیارد دلار است. همچنین حدود ۴۵ میلیارد دلار از صادرات غیرنفتی حاصل می شود.

نوبخت ادامه داد: بخش عمده صادرات غیرنفتی پتروشیمی و فولاد و بخش دیگری از ده صادرات است و به ۸۰ درصد و ۲۰ درصد تقسیم می شود.
وی افزود: در صورتی که ۲۰ میلیارد دلار واردات خدمات به مصارف کشور اضافه شود حداکثر مصرف کشور از ۷۵ میلیارد دلار بیشتر نمی شود.

** گرایش برای تبدیل موجودی ریال به ارز
نوبخت تاکید کرد «مشکلی که در این زمینه وجود دارد و در چند ماه گذشته شدت گرفته، اشتیاق و گرایش برای تبدیل موجودی ریال به ارز است».
وی بیان کرد: ما می توانیم به کالا ها و خدمات ارز دهیم، اما نمی توانیم (هزینه) ویلا، خانه و سرمایه خارج کشور را تامین کنیم، اما به هر دلیلی مانند وجود نقدینگی، بسیاری تلاش می کنند ریال را به دلار تبدیل کنند که برای این تعداد درخواست، دلار نداریم.

رییس سازمان برنامه و بودجه یادآوری کرد امسال بیش از هفت میلیون قطعه سکه فروخته شد، اما کشور تا حدی می تواند این نیاز را تامین کند و اگر قرار باشد ریال به سکه تبدیل شود امکانپذیر نیست.
«تا امروز منابع کشور برای تامین نیاز های اساسی و ضروری پاسخگو بوده است، اما اگر همه به دنبال ید سکه، طلا و ... باشند هیچ کشوری قادر به تامین این مقدار نخواهد بود».

** سه نوع بودجه اضطراری برای شرایط بدبینانه
نوبخت افزود: برای شرایط بدبینانه سه نوع بودجه اضطراری بجز بودجه ای که قانون بودجه در اختیار گذاشته تهیه شده است که متناسب با اتفاقات از بودجه ها استفاده می شود.

وی اعلام کرد: ت تا بیست و پنجم دادماه ۹ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار ارز پرداخت.
رییس سازمان برنامه و بودجه همچنین اعلام کرد معوقات امسال پاداش بازنشستگی فرهنگیان حدود ۳ هزار و ۴۰۰ میلیارد تومان است که تا پایان شهریورماه پرداخت می شود.

** محاسبه قیمت کالا ها با نرخ ارز در بازار غیررسمی بی انصافی است
سخنگوی ت پرسید: آیا انصاف است عده ای کالا ها را با ارز ۴۲۰۰ تومانی وارد کنند، اما مبنای محاسبه قیمت کالا ها را ارز بازار غیررسمی یعنی مبلغی بیش از ۴۲۰۰ قرار دهند؟
«اگرچه تعداد این افراد محدود است، اما از دستگاه های نظارتی انتظار داریم قاطعانه از مردم حمایت کنند و در کنار مردم باشند».

وی از مردم خواست کنار ت باشند و به آنان هشدار داد با توجه به افزایش قیمت ارز، در بازار های غیررسمی و غیرقانونی گرفتار نشوند.
به گزارش ایرنا، ت از بیست و یکم فروردین ماه ی ان سازی نرخ ارز را با اعلام قیمت هر دلار ۴۲۰۰ تومان کلید زد و با تهیه و تصویب دستورالعمل هایی، شیوه های تخصیص ارز را اعلام کرد.




برچسب ها : دیدگاههای برخی تحلیلگران و فعالان اقتصادی درباره اکنونِ اقتصاد ایران - بازار ,دلار ,اقتصادی ,مردم ,اقتصاد ,شرایط ,میلیارد دلار ,نظام اقتصادی ,بازار غیررسمی ,شرایط فعلی ,برای تبدیل ,اتاق بازرگانی ایران ,رییس سازمان ب

اجاره بها بازهم افزایش می یابد

کاهش 40 درصدی تولید مسکن در 5 سال گذشته
نایب رییس اتحادیه مشاوران املاک تهران با اشاره به کاهش 40 درصدی تولید مسکن در 5 سال گذشته می گوید: با وجود رکود حاکم بر بازار ید و فروش، با کمبود خانه مواجه هستیم و همین مساله قیمت خانه را گران تر کرده است. طبیعی است که وقتی بهای مسکن افزایش می یابد اجاره بها هم بیشتر شود.
پول نیوزبا پایان یافتن فصل امتحانات و آغاز فصل جابه جایی قیمت اجاره بها روند صعودی به خود گرفته است . نگاهی به آمارها نشان می دهد که اجاره بها در 3 ماه ابت سال رشد حدود 20 درصدی را نسبت به سال های گذشته تجربه می کند.

این رشد در شرایطی است که برخی از تمردان از عادی بودن روابط افزایش قیمت ها در بازار خبر می دهند. با این وجود فعالان بازار بر این باورند که گرانی اجاره بها به همین جا ختم نمی شود . 

حسام عقبایی نایب رییس اتحادیه مشاوران املاک با اشاره به کاهش 40 درصدی تولید مسکن در 5 سال گذشته، به پول نیوز می گوید: با وجود رکود حاکم بر بازار ید و فروش، با کمبود خانه مواجه هستیم و همین مساله قیمت خانه را گران تر کرده است. طبیعی است که وقتی بهای مسکن افزایش می یابد اجاره بها هم بیشتر شود.

به گفته او ، در حالی سالی حدود یک میلیون ازدواج به ثبت می رسد که تولید مسکن سالانه 300 هزار واحد است. این آمار به خوبی نشان می دهد که میزان عرضه با تقاضای بازار هم خوانی ندارد.

 

بازار را نمی توان با تعزیراتی کنترل کرد

اما در حالی برخی از نمایندگان مجلس بر این باورند که با تعزیراتی بازار می تواند کنترل قیمت مسکن را در دست گرفت که عقبایی می گوید: اقتصاد دارای مولفه هایی است که از جمله مهمترین آنها انضباط و ثبات است. منظور از ثبات این نیست که همه چیز در یک شرایط معین بماند، بلکه ثبات به این معنی است که پدیده های اقتصادی در جامعه، یک روند مشخص داشته باشد تا بتوان با تکیه بر آنها پیش بینی درستی از شرایط آینده داشت.

او بر این باور است که بازار را نمی توان با تعزیراتی کنترل کرد. تنها زمانی بازار اجاره بها رنگ آرامش به خود می گیرد که بین نظام عرضه و تقاضا تعادل برقرار باشد .

نایب رییس اتحادیه مشاوران املاک در ادامه توضیح داد : با توجه به اینکه اجاره بهای مسکن، محل درآمد برای موجرین محسوب می شود لذا بالطبع باید متناسب با رشد تورم افزایش یابد، به عبارتی مالکان برای حفظ قدرت ید خود نرخ اجاره بها را حداقل به میزان تورم انتظاری در طول یک سال آینده تعیین می کنند.

اما در سال جاری، طبق آمارهای رسمی و غیررسمی، رشد اجاره بها بیش از 20 درصد بوده این در حالی است که نرخ تورم اعلامی بانک مرکزی در اردیبهشت ماه سال جاری، 1 /8 درصد بوده است
برچسب ها : اجاره بها بازهم افزایش می یابد - بازار ,اجاره ,مسکن ,افزایش ,قیمت ,خانه ,تولید مسکن ,تعزیراتی ,درصدی تولید ,اتحادیه مشاوران ,مشاوران املاک ,رییس اتحادیه مشاوران ,اتحادیه مشاورا

یک باکتری که تنفس انسان در مریخ را ممکن می کند

محققان دریافته اند گونه ای از باکتری های سازگار با محیط کم نور می توانند به سیاره سرخ فرستاده شوند تا برای س ت احتمالی انسان، ا یژن تولید کنند.

به گزارش ایسنا و به نقل از تک تایمز، گونه ای از باکتری های ساحلی که می توانند در شرایط سخت رشد کنند، ممکن است بتوانند برای انسان هایی که قدم به سیاره مریخ خواهند گذاشت، به شکل پایدار ا یژن تولید کنند.

هوای سیاره سرخ می تواند انسان را به سرعت بکشد. اتمسفر مریخ کمتر از 1 درصد زمین است که عملا نفس کشیدن را بسیار سخت می کند.

هوا در سیاره مریخ شامل 95 درصد کربن دی ا ید، 3 درصد نیتروژن، 1.6 درصد آرگون و تنها مقدار کمی ا یژن است. در حالی که روی زمین، حدود 21 درصد هوا از ا یژن تشکیل شده است. انسان ها نمی توانند در غلظت بسیار کم ا یژن زنده بمانند.

غلظت بالای کربن دی ا ید در مریخ جایگزین ا یژن در گلبول های قرمز انسان می شود که در صورت عدم حفاظت، کاوشگران ممکن است ظرف کمتر از 3 دقیقه جان خود را از دست بدهند.

اما گونه ای از سیانوباکتری ها می توانند هوای مریخ را برای انسان قابل تنفس کنند.

سیانوباکتری ها یکی از بزرگترین گروه های باکتری در زمین هستند و بیش از 2.5 میلیارد سال است که در زمین س ت دارند. این خانواده از باکتری ها در غیرمنتظره ترین مکان های زمین، کربن دی ا ید را می گیرند و ا یژن آزاد می کنند.

محققان ملی استرالیا در تحقیقی که در مجله science منتشر شده است، تحقیقی در مورد این موجودات کوچک آبهای عمیق انجام دادند که می توانند در شرایط سخت و نور کم زنده بمانند.

محققان امیدوارند با مطالعه این باکتری ها، درک بهتری از فتوسنتز به دست آورند. فرآیندی که از طریق آن گیاهان و دیگر موجودات، انرژی را از نور تولید و ذخیره می کنند و ا یژن تولید می کنند.

مطالعه مکانیزم فیزیکی توانایی جذب سیانوباکتری ها ممکن است به پژوهشگران کمک کند که در مورد چگونگی کارکرد فتوسنتز بیشتر بدانند و می تواند امکان استفاده از این موجودات را برای تولید ا یژن در مریخ افزایش دهد.

این سیانوباکتری های سازگار با شرایط کم نور می توانند برای تولید ا یژن مورد استفاده قرار گیرند و یک بیوسفر روی یک سیاره دیگر جز زمین ایجاد کنند.

محققان تاکنون دریافته اند که سیانوباکتری هایی که chroococcidiopsis نامیده می شوند، از رنگدانه کلروفیل به عنوان یک ماده مهم در فتوسنتز که در شرایط نور کم اتفاق می افتد، استفاده می کنند. این بدین معنی است که این سیانوباکتری ها در آینده برای تولید ا یژن در مستعمره های انسانی از جمله مریخ فرستاده خواهند شد.

در حال حاضر این موجودات زنده در محیط های خشن مانند قطب جنوب، کویر موهاوی و فضای بیرونی ایستگاه فضایی بین المللی رشد می کنند و این امر نشان می دهد که آنها می توانند در شرایط سختی مانند سطح مریخ زنده بمانند.

"کرائوس" س رست تحقیقات می گوید: فتوسنتز می تواند به لحاظ تئوری با این نوع از موجودات برای ایجاد هوای قابل تنفس برای انسان ها بر روی مریخ تحت کنترل گرفته شود. ارگانیسم های سازگار با نور کم، مانند سینوباکتری های مورد مطالعه ما، می توانند زیر سنگ ها و ص ه ها رشد کنند و به طور بالقوه در شرایط سخت و خشن سیاره سرخ زنده بمانند.

سیانوباکتری ها را همچنین به عنوان جلبک های فیروزه ای، باکتری های فیروزه ای یا سیانوفیتها می شناسند. سیانوباکتری ها خودکفا بوده و برای تولید مواد غذایی نیاز به نور و آب ندارند. آنها بی هوازی هستند یعنی نیازی به ا یژن ندارند.

در زمان پیدایش این باکتری ها، ا یژن در جو زمین وجود نداشت. آن ها دارای ک وفیل a هستند و فتوسنتز می کنند و اغلب آن ها متحرکند.

سیانوباکتری­ ها قدیمی ­ترین پروکاریوت­های فتوسنتز­کننده روی زمین می­ باشند. این میکروارگانیسم ها بطور گسترده­ ای در خاک­ های طبیعی، آب­های شیرین و زیستگاه­ های دریایی توزیع شده ­اند و دارای تنوع مورفولوژیکی قابل ملاحظه ­ای می باشند.

تاریخچه تکاملی طولانی این میکروارگانیسم ­ها به صورت قابل توجهی گواهی بر موفقیت سیانوباکتری­ها برای زنده ماندن در زیستگاه­ های متعدد و قدرت تحمل اکولوژیکی بالای آن ها دارد. علاوه­ بر این، سیانوباکتری­ها با یک قدرت تحمل اکولوژیکی بالا با دما، نور، شوری، رطوبت و شرایط قلیایی توسعه یافته­ اند و دارای بسیاری از خصوصیات و سازگاری ­ها می باشند که توزیع گسترده و موفقیت آن ها در بقاء را توضیح می ­دهد.

اصطلاح «متابولیسم سیال یا لغزنده»، کوتاه ترین و در عین حال گویاترین توجیهی است که برای این گستردگی به کار می رود. نوعی انعطاف پذیری متابولیک که شاید منحصر به فرد باشد و تنها در مورد زیستگاه ها صدق نمی کند.

هنوز مکانیزم خوگیری و سازگاری های خاص سیانوباکتری ها به شرایط محیطی و سیالیت هایی که به عنوان مثال در تغییر آرایش سیستم های فتوسنتزی و رنگینه های این موجودات در مواجهه با تغییرات سریع شرایط محیطی به وقوع می پیوندد، برای صاحبنظران روشن نیست. ‏

طبقه بندی تا ونومیک سیانوباکتری­ ها بسیار پیچیده است. سیانوباکتری ها در گذشته تنها بر­اساس صفات مورفولوژی­ و بر طبق کدهای بین المللی­ نام­گذاری ­گیاهی (icbn)طبقه­ بندی می­ شدند. این طبقه بندی که تنها بر اساس خصوصیات مورفولوژیکی می­ باشد، با وجود این واقعیت که مورفولوژی سیانوباکتری ­ها در مقایسه با بسیاری از میکروب ­های پروکاریوتی پیچیده است و صفات مورفولوژیک در پاسخ به شرایط زیست محیطی مختلف تغییر پذیرند، وما نمی ­تواند یک طبقه بندی فیلوژنتیکی معتبر باشد.

ترکیب طبقه بندی مورفولوژیکی گذشته و طبقه بندی بر­اساس روش­ های مولکولی به منظور دستی به کلیدهای شناسایی معتبر، یک چالش مهم برای زیست شناسان محسوب می­ شود، با­ این­ حال، تلاش برای متحد ساختن این دو سیستم طبقه ­بندی همچنان ادامه دارد.

درحال حاضر سیستم نام­گذاری باکتریولوژیکی سیانوباکتری­ ها به طور گسترده­ ای پذیرفته شده است.

برچسب ها : یک باکتری که تنفس انسان در مریخ را ممکن می کند - ا یژن ,مریخ ,شرایط ,تولید ,می توانند ,سیانوباکتری ها ,برای تولید ,زنده بمانند ,تولید ا یژن ,ا یژن تولید ,تنفس انسان ,برای تولید ا یژن

***future of ai & longevity

future of ai & longevity

co-founder/vice-chairman at human longevity, inc.

what if we could generate novel molecules to target any disease, overnight, ready for clinical trials?

imagine leveraging machine learning to accomplish with 50 people what the pharmaceutical industry can barely do with an army of 5,000.

it’s a multibillion-dollar opportunity that can help billions.

the worldwide pharmaceutical market, one of the slowest monolithic industries to adapt, surp ed $1.1 trillion in 2016.

in 2018, the top 10 pharmaceutical companies alone are projected to generate over $355 billion in revenue.

at the same time, it currently costs more than $2.5 billion (sometimes up to $12 billion) and takes over 10 years to bring a new drug to market. nine out of 10 drugs entering phase i clinical trials will never reach patients.

as the population ages, we don’t have time to rely on this slow, costly production rate. some 12 percent of the world population will be 65 or older by 2030, and “diseases of aging” like alzheimer’s will pose increasingly greater challenges to society.

but a world of pharmaceutical abundance is already emerging.

as artificial intelligence converges with m ive datasets in everything from gene expression to blood tests, novel drug discovery is about to get >100x cheaper, faster, and more intelligently targeted.

one of the test startups i know in this area is insilico medicine.

leveraging ai in its end-to-end drug pipeline, insilico medicine is extending healthy longevity through drug discovery and aging research.

their comprehensive drug discovery engine uses millions of samples and multiple data types to a) discover signatures of disease and b) identify the most promising targets for billions of molecules. these molecules either already exist or can be generated de novowith the desired set of parameters.

insilico’s ceo dr. alex zhavoronkov recently joined me on an abundance digital webinar to discuss the future of longevity research.

just this week, insilico announced the completion of a strategic round of funding led by wuxi apptec’s corporate venture fund, with participation from pavilion capital, juvenescence, and my venture fund bold capital partners.

what they’re doing is extraordinary -- and it’s an excellent lens through which to view converging exponential technologies.

case study: leveraging ai for drug discovery

you’ve likely heard of deep neural nets -- multilayered networks of artificial neurons, able to ‘learn’ from m ive amounts of data and essentially program themselves.

build upon deep neural nets, and you get generative adversarial networks (gans), the revolutionary technology that underpins insilico’s drug discovery pipeline.

what are gans?

by pitting two deep neural nets against each other (“adversarial”), gans enable the imagination and creation of entirely new things (“generative”).

developed by google brain in 2014, gans have been used to output almost p og hically accurate pictures from textual descriptions (as seen below).

source: reed et al., 2016

insilico and its researchers are the first in the world to use gans to generate molecules.

“the gan technique is essentially an adversarial game between two deep neural networks,” as alex explains.

while one generates meaningful noise in response to input, the other evaluates the generator’s output. both networks thereby learn to generate increasingly perfect output.

in insilico’s case, that output consists of perfected molecules.

generating novel molecular structures for diseases both with and without known targets, insilico is pursuing drug discovery in aging, cancer, fibrosis, parkinson’s disease, alzheimer’s disease, als, diabetes, and many others.

once rolled out, the implications would be profound.

alex’s ultimate goal is to develop a fully-automated health as a service (haas) / longevity as a service (laas) engine. once plugged into the services of companies from alibaba to alphabet, such an engine would enable personalized solutions for online users, helping them prevent diseases and maintain optimal health.

but what does this tangibly look like?

insilico’s end-to-end pipeline

first, insilico leverages ai -- in the form of gans -- to identify targets (as seen in the first stage of their pipeline below). to do this, insilico uses gene expression data from both healthy tissue samples and those affected by disease.

(targets are the cellular or molecular structures involved in a given pathology that drugs are intended to act on.) 

source: insilico medicine via medium

within this first pipeline stage, insilico can identify targets, reconstruct entire disease pathways and understand the regulatory mechanisms that result in aging-related diseases.

this alone enables breakthroughs for healthcare and medical research. but it doesn’t stop there.

after understanding the underlying mechanisms and causality involved in aging, insilico uses gans to ‘imagine’ novel molecular structures. with reinforcement learning, insilico’s system lets you generate a molecule with any of up to 20 different properties to hit a specified target.

this means that we can now identify targets like never before, and then generate custom molecules de novo such that they hit those specific targets.

at scale, this would also involve designing drugs with minimized side effects, a pursuit already being worked on by insilico scientist polina mamoshina in collaboration with oxford university’s computational cardiovascular team.

one of insilico’s newest initiatives -- to complete the trifecta, if you will -- involves predicting the outcomes of clinical trials. while still in the early stages of development, accurate clinical trial predictors would enable researchers to identify ideal preclinical candidates.

that’s a 10x improvement from today’s state of affairs.

currently, over 90 percent of molecules discovered through traditional techniques and tested in mice end up failing in human clinical trials. accurate clinical trial predictors would result in an unprecedented cutting of cost, time, and overhead in drug testing.

the 6 d’s of drug discovery

the digitization and dematerialization of drug discovery has already happened.

thanks to converging breakthroughs in machine learning, drug discovery and molecular biology, companies like insilico can now do with 50 people what the pharmaceutical industry can barely do with an army of 5,000.

as computing power improves, we’ll be able to bring novel the ies to market at lightning speeds, at much lower cost, and with no requirement for m ive infrastructure and investments. these the ies will demonetize and democratize as a result.

add to this anticipated breakthroughs in quantum computing, and we’ll soon witness an explosion in the number of molecules that can be tested (with much higher accuracy).

finally, ai enables us to produce sophisticated, multitarget drugs. “currently, the pharma model in general is very simplistic. you have one target and one disease — but usually a disease is not one target, it is many targets,” alex has explained.

final thoughts

inefficient, slow-to-innovate, and risk-averse industries will all be disrupted in the years ahead. big pharma is an area worth watching right now, no matter your industry.

converging technologies will soon enable extraordinary strides in longevity and disease prevention, with companies like insilico leading the charge.

fueled by m ive datasets, skyrocketing computational power, quantum computing, blockchain-enabled patient access, cognitive surplus capabilities and remarkable innovations in ai, the future of human health and longevity is truly worth getting excited about.

rejuvenational biotechnology will be commercially available sooner than you think. when i asked alex for his own projection, he set the timeline at “maybe 20 years — that’s a reasonable horizon for tangible rejuvenational biotechnology."

alex’s prediction may even be conservative.

my friend ray kurzweil often discusses the concept of “longevity escape velocity” — the point at which, for every year that you’re alive, science is able to extend your life for more than a year.

with a record-breaking prediction accuracy of 86 percent, ray predicts “it’s likely just another 10 to 12 years before the general public will hit longevity escape velocity.”

how might you use an extra 20 or more healthy years in your life? what impact would you be able to make?


join me

(1) a360 executive mastermind: this is the sort of conver ion i explore at my executive mastermind group called abundance 360. the program is highly selective, for 360 abundance and exponentially minded ceos (running $10m to $10b companies). if you’d like to be considered, apply here.

(2) abundance digital online community: i have also created a digital/online community of bold, abundance-minded entrepreneurs called abundance digital. this is my ‘onramp’ for exponential entrepreneurs – those who want to get involved and play at a higher level. click here to learn more.

(3) abundance global events: this year, i’m expanding a360 into three key emerging global markets: central/south america (rio de janeiro, brazil); asia (shanghai, china) and mena (dubai, uae). if you’d like to join me, apply using the links above.

برچسب ها : ***future of ai & longevity - with ,drug ,this ,insilico ,disease ,that ,drug discovery ,deep neural ,clinical trials ,identify targets ,neural nets ,digital online community ,trial predictors would ,clinical trial predictors ,accurate clinical trial

گوگل زمان مرگ شما را حدس می زند!

هوش با دریافت اطلاعاتی مانند سن، جنس، نژاد و نوع بیماری می تواند زمان مرگ بیمار را پیش بینی کند. البته، این اطلاعات بعدا با اطلاعات پزشکی بیمار در بیمارستان مانند تشخیص های قبلی، علایم حیاتی بیمار، جواب های آزمایشگاهی و نظایر این ها ترکیب می شوند.

گوگل همه چیز را می داند یا حداقل می تواند احساس کند. حالا گوگل می تواند به شما زمان مرگ تان را بگوید.

این غول فناوری جهان در حال انجام آزمایش هایی با کمک کامپیوتر و هوش است که می تواند پیش بینی کند آیا بیماران پذیرش شده در بیمارستان پس از ۲۴ ساعت می میرند یا خیر!

هوش می تواند با دقتی بالای ۹۵ درصد این آزمایشات را انجام و زمان مرگ بیمار را پیش بینی کند.

هوش با دریافت اطلاعاتی مانند سن، جنس، نژاد و نوع بیماری می تواند زمان مرگ بیمار را پیش بینی کند. البته، این اطلاعات بعدا با اطلاعات پزشکی بیمار در بیمارستان مانند تشخیص های قبلی، علایم حیاتی بیمار، جواب های آزمایشگاهی و نظایر این ها ترکیب می شوند.

ابتدا، این سیستم هوش منصوعی توسط تیم تحقیقاتی از های استنفورد، شیکاگو و uc سانفرانسیسکو توسعه داده شده ولی گوگل آن را تصاحب و با یادگیری ماشینی آموزش می دهد.

گوگل برای آموزش هوش از اطلاعات دو مرکز بزرگ پزشکی ۲۱۶ و ۲۲۱ بزرگ سال امریکا استفاده کرده است. این اطلاعات نزدیک به ۴۶ میلیارد رکورد بودند که توسط هوش تجزیه و تحلیل شدند.

هوش گوگل به مرور توانست میان برخی واژه های پزشکی و بیماری ها با زندگی یا مرگ انسان ها ارتباط برقرار کند و بفهمد کدام فرد احتمال دارد زنده بماند یا اینکه بمیرد.

مدل سازی هر نوع اطلاعات ورودی

آنچه درباره سیستم هوش گوگل هیجان انگیز است؛ امکان استفاده از هرگونه اطلاعاتی است. این سیستم می تواند هر نوع اطلاعاتی را به عنوان ورودی دریافت کند و مورد بررسی قرار دهد. تقریبا بیش از ۸۰ درصد زمان توسعه این سیستم صرف پیش بینی مدل هایی شده است که اطلاعات ورودی برای هوش تعیین می کنند.

چون ممکن است اطلاعات ورودی به اندازه کافی واضح و روشن نباشند یا اطلاعاتی جانبی و نامرتبط باشند ولی باز هم هوش سعی می کند براساس این اطلاعات یک پیش بینی دقیق بالینی را انجام دهد.

سیستم توسعه داده شده براساس یادگیری ماشینی، علاوه بر حدس زدن زمان مرگ بیمار، می تواند مدت زمان بستری شدن آن در بیمارستان و امکان پذیرش یا ترخیص اش را هم حدس بزند.

بیمارستان ها می توانند از این سیستم هوش برای مراقبت بهتر از بیماران استفاده کنند.

منبع: یک پزشک

برچسب ها : گوگل زمان مرگ شما را حدس می زند! - ,اطلاعات ,زمان ,گوگل ,می تواند ,سیستم ,اطلاعات ورودی ,جواب های آزمایشگاهی ,بیمار، جواب های ,علایم حیاتی ,نظایر این ها ,حیاتی بیمار، جواب های ,بیم

future of ai & longevity

future of ai & longevity

co-founder/vice-chairman at human longevity, inc.

what if we could generate novel molecules to target any disease, overnight, ready for clinical trials?

imagine leveraging machine learning to accomplish with 50 people what the pharmaceutical industry can barely do with an army of 5,000.

it’s a multibillion-dollar opportunity that can help billions.

the worldwide pharmaceutical market, one of the slowest monolithic industries to adapt, surp ed $1.1 trillion in 2016.

in 2018, the top 10 pharmaceutical companies alone are projected to generate over $355 billion in revenue.

at the same time, it currently costs more than $2.5 billion (sometimes up to $12 billion) and takes over 10 years to bring a new drug to market. nine out of 10 drugs entering phase i clinical trials will never reach patients.

as the population ages, we don’t have time to rely on this slow, costly production rate. some 12 percent of the world population will be 65 or older by 2030, and “diseases of aging” like alzheimer’s will pose increasingly greater challenges to society.

but a world of pharmaceutical abundance is already emerging.

as artificial intelligence converges with m ive datasets in everything from gene expression to blood tests, novel drug discovery is about to get >100x cheaper, faster, and more intelligently targeted.

one of the test startups i know in this area is insilico medicine.

leveraging ai in its end-to-end drug pipeline, insilico medicine is extending healthy longevity through drug discovery and aging research.

their comprehensive drug discovery engine uses millions of samples and multiple data types to a) discover signatures of disease and b) identify the most promising targets for billions of molecules. these molecules either already exist or can be generated de novowith the desired set of parameters.

insilico’s ceo dr. alex zhavoronkov recently joined me on an abundance digital webinar to discuss the future of longevity research.

just this week, insilico announced the completion of a strategic round of funding led by wuxi apptec’s corporate venture fund, with participation from pavilion capital, juvenescence, and my venture fund bold capital partners.

what they’re doing is extraordinary -- and it’s an excellent lens through which to view converging exponential technologies.

case study: leveraging ai for drug discovery

you’ve likely heard of deep neural nets -- multilayered networks of artificial neurons, able to ‘learn’ from m ive amounts of data and essentially program themselves.

build upon deep neural nets, and you get generative adversarial networks (gans), the revolutionary technology that underpins insilico’s drug discovery pipeline.

what are gans?

by pitting two deep neural nets against each other (“adversarial”), gans enable the imagination and creation of entirely new things (“generative”).

developed by google brain in 2014, gans have been used to output almost p og hically accurate pictures from textual descriptions (as seen below).

source: reed et al., 2016

insilico and its researchers are the first in the world to use gans to generate molecules.

“the gan technique is essentially an adversarial game between two deep neural networks,” as alex explains.

while one generates meaningful noise in response to input, the other evaluates the generator’s output. both networks thereby learn to generate increasingly perfect output.

in insilico’s case, that output consists of perfected molecules.

generating novel molecular structures for diseases both with and without known targets, insilico is pursuing drug discovery in aging, cancer, fibrosis, parkinson’s disease, alzheimer’s disease, als, diabetes, and many others.

once rolled out, the implications would be profound.

alex’s ultimate goal is to develop a fully-automated health as a service (haas) / longevity as a service (laas) engine. once plugged into the services of companies from alibaba to alphabet, such an engine would enable personalized solutions for online users, helping them prevent diseases and maintain optimal health.

but what does this tangibly look like?

insilico’s end-to-end pipeline

first, insilico leverages ai -- in the form of gans -- to identify targets (as seen in the first stage of their pipeline below). to do this, insilico uses gene expression data from both healthy tissue samples and those affected by disease.

(targets are the cellular or molecular structures involved in a given pathology that drugs are intended to act on.) 

source: insilico medicine via medium

within this first pipeline stage, insilico can identify targets, reconstruct entire disease pathways and understand the regulatory mechanisms that result in aging-related diseases.

this alone enables breakthroughs for healthcare and medical research. but it doesn’t stop there.

after understanding the underlying mechanisms and causality involved in aging, insilico uses gans to ‘imagine’ novel molecular structures. with reinforcement learning, insilico’s system lets you generate a molecule with any of up to 20 different properties to hit a specified target.

this means that we can now identify targets like never before, and then generate custom molecules de novo such that they hit those specific targets.

at scale, this would also involve designing drugs with minimized side effects, a pursuit already being worked on by insilico scientist polina mamoshina in collaboration with oxford university’s computational cardiovascular team.

one of insilico’s newest initiatives -- to complete the trifecta, if you will -- involves predicting the outcomes of clinical trials. while still in the early stages of development, accurate clinical trial predictors would enable researchers to identify ideal preclinical candidates.

that’s a 10x improvement from today’s state of affairs.

currently, over 90 percent of molecules discovered through traditional techniques and tested in mice end up failing in human clinical trials. accurate clinical trial predictors would result in an unprecedented cutting of cost, time, and overhead in drug testing.

the 6 d’s of drug discovery

the digitization and dematerialization of drug discovery has already happened.

thanks to converging breakthroughs in machine learning, drug discovery and molecular biology, companies like insilico can now do with 50 people what the pharmaceutical industry can barely do with an army of 5,000.

as computing power improves, we’ll be able to bring novel the ies to market at lightning speeds, at much lower cost, and with no requirement for m ive infrastructure and investments. these the ies will demonetize and democratize as a result.

add to this anticipated breakthroughs in quantum computing, and we’ll soon witness an explosion in the number of molecules that can be tested (with much higher accuracy).

finally, ai enables us to produce sophisticated, multitarget drugs. “currently, the pharma model in general is very simplistic. you have one target and one disease — but usually a disease is not one target, it is many targets,” alex has explained.

final thoughts

inefficient, slow-to-innovate, and risk-averse industries will all be disrupted in the years ahead. big pharma is an area worth watching right now, no matter your industry.

converging technologies will soon enable extraordinary strides in longevity and disease prevention, with companies like insilico leading the charge.

fueled by m ive datasets, skyrocketing computational power, quantum computing, blockchain-enabled patient access, cognitive surplus capabilities and remarkable innovations in ai, the future of human health and longevity is truly worth getting excited about.

rejuvenational biotechnology will be commercially available sooner than you think. when i asked alex for his own projection, he set the timeline at “maybe 20 years — that’s a reasonable horizon for tangible rejuvenational biotechnology."

alex’s prediction may even be conservative.

my friend ray kurzweil often discusses the concept of “longevity escape velocity” — the point at which, for every year that you’re alive, science is able to extend your life for more than a year.

with a record-breaking prediction accuracy of 86 percent, ray predicts “it’s likely just another 10 to 12 years before the general public will hit longevity escape velocity.”

how might you use an extra 20 or more healthy years in your life? what impact would you be able to make?


join me

(1) a360 executive mastermind: this is the sort of conver ion i explore at my executive mastermind group called abundance 360. the program is highly selective, for 360 abundance and exponentially minded ceos (running $10m to $10b companies). if you’d like to be considered, apply here.

(2) abundance digital online community: i have also created a digital/online community of bold, abundance-minded entrepreneurs called abundance digital. this is my ‘onramp’ for exponential entrepreneurs – those who want to get involved and play at a higher level. click here to learn more.

(3) abundance global events: this year, i’m expanding a360 into three key emerging global markets: central/south america (rio de janeiro, brazil); asia (shanghai, china) and mena (dubai, uae). if you’d like to join me, apply using the links above.

برچسب ها : future of ai & longevity - with ,drug ,this ,insilico ,disease ,that ,drug discovery ,deep neural ,clinical trials ,identify targets ,neural nets ,digital online community ,trial predictors would ,clinical trial predictors ,accurate clinical trial

سالانه چند نفر قربانی دستخط بد برخی پزشکان می شوند؟

داروها در عین تسکین درد و بهبود بیماری، با عوارضی همراه هستند که می توانند مشکلات جدی برای بیماران ایجاد کنند و حتی آنها را به کام مرگ بکشانند. تنها در ایران سالانه ۳۰۰۰ نفر به علت خطاها و عوارض دارویی می میرند.

باشگاه خبرنگاران جوان نوشت: دستخط بد برخی از پزشکان پیامدهایی در پی دارد این دستخط بد منحصر به ایران نیست و در تمام جهان این مشکل وجود دارد.

داروها در عین تسکین درد و بهبود بیماری، با عوارضی همراه هستند که می توانند مشکلات جدی برای بیماران ایجاد کنند و حتی آنها را به کام مرگ بکشانند. تنها در ایران سالانه ۳۰۰۰ نفر به علت خطاها و عوارض دارویی می میرند.

در جعبه هر دارو - شامل قرص، شربت، آمپول یا پماد - برگه راهنمایی حاوی اطلاعاتی در مورد دوز تجویز شده، منع مصرف و عوارض جانبی احتمالی وجود دارد. بیماران قبل از مصرف دارو حتما این برگه را مطالعه کرده و درصورت بروز عوارض جانبی، این مسأله را با پزشک معالج در میان بگذارند.

هیچ دارویی بدون عارضه نیست. به عنوان مثال، سالانه ۴.۵ میلیون یی به دلیل عوارض جانبی ناشی از داروهای تجویزشده به پزشک یا اورژانس مراجعه می کنند.

عوارض جانبی داروها

برخی داروها ممکن است باعث تحریک و ناراحتی معده، سرگیجه، سردرد یا تاری دید شوند. یکی از شایع ترین عوارض جانبی داروها، درگیر شدن سیستم گوارش است. برخی داروها باعث بروز ح تهوع یا ناراحتی معده می شوند. برای داروهایی که به صورت خارجی مورد استفاده قرار می گیرند (پمادها و قطره ها)، این عوارض می تواند شامل خارش و سوزش پوست باشد.

واکنش های آلرژیک ناشی از عوارض جانبی داروها می توانند شامل جوش های پوستی (بثورات جلدی) تا شوک آنافیلاکتیک (یک اختلال خطرناک و بالقوه کشنده) باشند.
در صورتی که داروها در دوز تجویزشده مصرف شوند، معمولا با عوارض جانبی بسیار کمی همراه هستند اما تغییر در دوز روزانه یا تداخل با مواد یا داروهای مصرفی دیگر (بدون م با پزشک معالج) می تواند در شرایط حاد حتی منجر به مرگ بیمار شود. به عنوان مثال، مصرف مسکن ها در کنار نوشیدن الکل می تواند منجر به مصرف بیش از حد (overdose) ناگهانی شود.

بسیاری از افراد باور دارند که پزشکان به دلیل سرعت و عجله، داروها را با خطی ناخوانا می نویسند و برخی دیگر دلیل این موضوع را مرموز ماندن حوزه کاری خود و عدم اجازه دخ بیماران در این حوزه می دانند. دلیل این موضوع هر چه که باشد، گویا بد خط نوشتن نسخه ها توسط پزشکان تنها محدود به یک کشور نبوده و در سراسر جهان رواج دارد.

گزارش سال ۲۰۱۵ موسسه ملی آکادمی های پزشکی national academies of science's institute of medicine نشان می دهد که سالانه ۴۴ هزار گزارش اشتباه مصرف دارو بر اثر بدخطی پزشکان در این کشور ثبت می شود.

به عنوان مثال در سال ۲۰۰۶ میلادی، ۷۰۰۰ نفر در بر اثر اشتباهات دارویی ناشی از بدی دستخط پزشکان جان خود را از دست دادند. البته بعید است که تمامی این مورد مرگ سالانه در یک کشور بر اثر بدخطی پزشکان باشد و باید مواردی از قبیل خطای انسانی، واکنش های دارویی، تجویز دوز نامناسب و تعاملات دارویی بدون اطلاع پزشک را نیز در این دسته بندی قرار داد.


مرگ سالانه ۳۰۰۰ ایرانی به علت خطاها و عوارض دارویی

علی فاطمی، نایب رییس انجمن داروسازان ایران گفت: طبق آمارها و برخی تحقیقات انجام شده، احتمالا سالانه حدود ۴۵ هزار نفر در ایران به علت خطاهای دارویی و عوارض ناشی از آن آسیب می بینند و متأسفانه حدود ۳۰۰۰ نفر جان خود را از دست می دهند.

یسنا به منش، دبیر ستاد مرکزی و مرکز ملی اطلاع رسانی داروها و سموم سازمان غذا و دارو نیز سال گذشته و همزمان با هفته پیشگیری از مسمومیت ها تأکید کرد: آمار بالای مصرف داروها در جامعه از یک سو احتمال بروز تداخلات دارویی را بالا خواهد برد و از سوی دیگر، اشتباهاتی که ضمن تجویز و مصرف دارو به صورت ناخواسته ارتکاب می یابد، ممکن است بیمار را به سمت مصرف مقادیر بالاتر از دوز درمانی و متاسفانه عوارض ناشی از مسمومیت با داروها سوق دهد.

به طور کلی مسمومیت با دارو خیلی منجر به مرگ نمی شود و از هر ۱۰۰ مرگی که به دلیل مسمومیت رخ می دهد، ۱۴ مورد مسمومیت دارویی است.

با توجه به اینکه هیچ دارویی بدون عوارض جانبی نیست، بنابراین به بیماران توصیه می شود که حتما میزان دوز تجویزشده توسط پزشک معالج را مصرف کنند، در صورت مصرف داروی دیگر، پزشک را در جریان این مسأله قرار دهند و در شرایطی که پس از مصرف دوزهای ابت دارو با عوارض جانبی مثل سرگیجه، ح تهوع یا هر مشکل دیگری مواجه شدند، این موضوع را با پزشک معالج در میان بگذارند.

برچسب ها : سالانه چند نفر قربانی دستخط بد برخی پزشکان می شوند؟ - عوارض ,مصرف ,داروها ,دارویی ,سالانه ,پزشکان ,عوارض جانبی ,پزشک معالج ,همراه هستند ,مصرف دارو ,دارویی بدون ,عوارض جانبی داروها ,عوارض دارویی می م?

سالانه چند نفر قربانی دستخط بد برخی پزشکان می شوند؟

داروها در عین تسکین درد و بهبود بیماری، با عوارضی همراه هستند که می توانند مشکلات جدی برای بیماران ایجاد کنند و حتی آنها را به کام مرگ بکشانند. تنها در ایران سالانه ۳۰۰۰ نفر به علت خطاها و عوارض دارویی می میرند.

باشگاه خبرنگاران جوان نوشت: دستخط بد برخی از پزشکان پیامدهایی در پی دارد این دستخط بد منحصر به ایران نیست و در تمام جهان این مشکل وجود دارد.

داروها در عین تسکین درد و بهبود بیماری، با عوارضی همراه هستند که می توانند مشکلات جدی برای بیماران ایجاد کنند و حتی آنها را به کام مرگ بکشانند. تنها در ایران سالانه ۳۰۰۰ نفر به علت خطاها و عوارض دارویی می میرند.

در جعبه هر دارو - شامل قرص، شربت، آمپول یا پماد - برگه راهنمایی حاوی اطلاعاتی در مورد دوز تجویز شده، منع مصرف و عوارض جانبی احتمالی وجود دارد. بیماران قبل از مصرف دارو حتما این برگه را مطالعه کرده و درصورت بروز عوارض جانبی، این مسأله را با پزشک معالج در میان بگذارند.

هیچ دارویی بدون عارضه نیست. به عنوان مثال، سالانه ۴.۵ میلیون یی به دلیل عوارض جانبی ناشی از داروهای تجویزشده به پزشک یا اورژانس مراجعه می کنند.

عوارض جانبی داروها

برخی داروها ممکن است باعث تحریک و ناراحتی معده، سرگیجه، سردرد یا تاری دید شوند. یکی از شایع ترین عوارض جانبی داروها، درگیر شدن سیستم گوارش است. برخی داروها باعث بروز ح تهوع یا ناراحتی معده می شوند. برای داروهایی که به صورت خارجی مورد استفاده قرار می گیرند (پمادها و قطره ها)، این عوارض می تواند شامل خارش و سوزش پوست باشد.

واکنش های آلرژیک ناشی از عوارض جانبی داروها می توانند شامل جوش های پوستی (بثورات جلدی) تا شوک آنافیلاکتیک (یک اختلال خطرناک و بالقوه کشنده) باشند.
در صورتی که داروها در دوز تجویزشده مصرف شوند، معمولا با عوارض جانبی بسیار کمی همراه هستند اما تغییر در دوز روزانه یا تداخل با مواد یا داروهای مصرفی دیگر (بدون م با پزشک معالج) می تواند در شرایط حاد حتی منجر به مرگ بیمار شود. به عنوان مثال، مصرف مسکن ها در کنار نوشیدن الکل می تواند منجر به مصرف بیش از حد (overdose) ناگهانی شود.

بسیاری از افراد باور دارند که پزشکان به دلیل سرعت و عجله، داروها را با خطی ناخوانا می نویسند و برخی دیگر دلیل این موضوع را مرموز ماندن حوزه کاری خود و عدم اجازه دخ بیماران در این حوزه می دانند. دلیل این موضوع هر چه که باشد، گویا بد خط نوشتن نسخه ها توسط پزشکان تنها محدود به یک کشور نبوده و در سراسر جهان رواج دارد.

گزارش سال ۲۰۱۵ موسسه ملی آکادمی های پزشکی national academies of science's institute of medicine نشان می دهد که سالانه ۴۴ هزار گزارش اشتباه مصرف دارو بر اثر بدخطی پزشکان در این کشور ثبت می شود.

به عنوان مثال در سال ۲۰۰۶ میلادی، ۷۰۰۰ نفر در بر اثر اشتباهات دارویی ناشی از بدی دستخط پزشکان جان خود را از دست دادند. البته بعید است که تمامی این مورد مرگ سالانه در یک کشور بر اثر بدخطی پزشکان باشد و باید مواردی از قبیل خطای انسانی، واکنش های دارویی، تجویز دوز نامناسب و تعاملات دارویی بدون اطلاع پزشک را نیز در این دسته بندی قرار داد.

مرگ سالانه ۳۰۰۰ ایرانی به علت خطاها و عوارض دارویی
علی فاطمی، نایب رییس انجمن داروسازان ایران گفت: طبق آمارها و برخی تحقیقات انجام شده، احتمالا سالانه حدود ۴۵ هزار نفر در ایران به علت خطاهای دارویی و عوارض ناشی از آن آسیب می بینند و متأسفانه حدود ۳۰۰۰ نفر جان خود را از دست می دهند.

یسنا به منش، دبیر ستاد مرکزی و مرکز ملی اطلاع رسانی داروها و سموم سازمان غذا و دارو نیز سال گذشته و همزمان با هفته پیشگیری از مسمومیت ها تأکید کرد: آمار بالای مصرف داروها در جامعه از یک سو احتمال بروز تداخلات دارویی را بالا خواهد برد و از سوی دیگر، اشتباهاتی که ضمن تجویز و مصرف دارو به صورت ناخواسته ارتکاب می یابد، ممکن است بیمار را به سمت مصرف مقادیر بالاتر از دوز درمانی و متاسفانه عوارض ناشی از مسمومیت با داروها سوق دهد.

به طور کلی مسمومیت با دارو خیلی منجر به مرگ نمی شود و از هر ۱۰۰ مرگی که به دلیل مسمومیت رخ می دهد، ۱۴ مورد مسمومیت دارویی است.

با توجه به اینکه هیچ دارویی بدون عوارض جانبی نیست، بنابراین به بیماران توصیه می شود که حتما میزان دوز تجویزشده توسط پزشک معالج را مصرف کنند، در صورت مصرف داروی دیگر، پزشک را در جریان این مسأله قرار دهند و در شرایطی که پس از مصرف دوزهای ابت دارو با عوارض جانبی مثل سرگیجه، ح تهوع یا هر مشکل دیگری مواجه شدند، این موضوع را با پزشک معالج در میان بگذارند.

برچسب ها : سالانه چند نفر قربانی دستخط بد برخی پزشکان می شوند؟ - عوارض ,مصرف ,داروها ,دارویی ,سالانه ,پزشکان ,عوارض جانبی ,پزشک معالج ,همراه هستند ,مصرف دارو ,دارویی بدون ,عوارض جانبی داروها ,عوارض دارویی می م?

چند روش غیرمنتظره برای تقویت سلامت روده

تنفس آرام و عمیق از طریق شکم به فعال سیستم عصبی پاراسمپاتیک کمک می کند. زمانی که این اتفاق رخ می دهد، شما از نظر فنی به مرحله استراحت و گوارش وارد می شوید که به بدن در پردازش بهتر غذاها کمک می کند ...

حفظ سلامت روده یکی از رازهای احساس خوب در طول روز است. پژوهش های علمی همچنان در حال کشف روش های مختلفی هستند که بدن انسان تحت تاثیر می وم قرار می گیرد، اما مطالعات جدید اهمیت چند عادت ساده که می توانند ما را در مسیر درست برای بهبود و حفظ سلامت خود قرار دهند، نمایان کرده اند.

3 روش غیرمنتظره برای تقویت سلامت روده

به گزارش گروه سلامت عصر ایران به نقل از "ول اند گود"، سلامت روده و گوارش همواره موضوع مهمی محسوب می شود. سلامت روده نقشی چشمگیر در سلامت کلی انسان ایفا می کند. پژوهش ها نشان داده اند که سلامت روده می تواند بر هر چیزی، از سطوح اضطراب تا انجام ورزش و حتی افسردگی پس از زایمان موثر باشد. خبر خوب این است که با مد نظر قرار دادن برخی اقدامات ساده می توانید به بهبود سلامت خود کمک کنید.

تنفس عمیق را تمرین کنید

تنفس عمیق، به عنوان شکلی از مدیریت استرس، به طور ویژه پیش از وعده های غذایی برای کمک به گوارش اهمیت دارد. تنفس آرام و عمیق از طریق شکم به فعال سیستم عصبی پاراسمپاتیک کمک می کند. زمانی که این اتفاق رخ می دهد، شما از نظر فنی به مرحله استراحت و گوارش وارد می شوید که به بدن در پردازش بهتر غذاها کمک می کند، در شرایطی که مواد مغذی بیشتری جذب می شوند و با گاز و نفخ ناشی از سریع غذا خوردن نیز کمتر مواجه می شوید. مدیریت استرس مولفه ای مهم برای سلامت روده است.

به طور منظم غذاهای تخمیر شده مصرف کنید

غذاهای تخمیر شده حاوی باکتری های خوب هستند و گوارش سالم را بهبود می بخشند. باکتری های موجود در غذاهایی مانند کیمچی، تمپه، و کلم ترش یک لایه محافظ درون روده ایجاد می کنند، در شرایطی که سیستم ایمنی ما را نیز تقویت می کنند. در هر وعده غذایی خود می توانید دو یا سه قاشق غذاخوری از غذاهای تخمیر شده مصرف کنید. این کار را می توانید پیش، حین یا پس از خوردن وعده غذایی انجام دهید. پروبیوتیک ها به همراه باقی غذاهای دیگر گوارش می شوند، از این رو این که چه زمانی آنها را مصرف کنید چندان اهمیتی ندارد.

از فیبر گیاهی بیشتری استفاده کنید

مصرف فیبر گیاهی فراوان برای تغذیه باکتری های خوب در روده اهمیت دارد. از این طریق دستگاه گوارش به درستی فعالیت خود را ادامه می دهد، غذاها را پردازش کرده و مواد زائد را دفع می کند. از جمله گزینه هایی که برای تامین فیبر گیاهی می توانید مد نظر قرار دهید می توان به موز، سبزیجات برگدار تیره، کنگر فرنگی و میوه ها اشاره کرد.

دریافت 35 گرم فیبر در روز را هدف قرار دهید. برای این که ایده ای برای شروع داشته باشید می توانید نمونه های زیر را مد نظر قرار دهید:

یک فنجان کینوآ پخته: 4 گرم

یک فنجان کیل: 5 گرم

یک فنجان عدس یا لوبیا سیاه پخته: 15 گرم

یک کنگر فرنگی پخته: 10 گرم

یک فنجان جوانه های برو ل: 8 گرم

نصف یک آووکادو: 6 تا 7 گرم

برچسب ها : چند روش غیرمنتظره برای تقویت سلامت روده - سلامت ,روده ,گوارش ,توانید ,دهید ,مصرف ,سلامت روده ,غذاهای تخمیر ,مصرف کنید ,فیبر گیاهی ,قرار دهید ,برای تقویت سلامت
All rights reserved. © Javane 2017 Run in 2.654 seconds
RSS