همین الان که خدمتتون هستم خودم رو از وسط کلی شلوغی و مشغولیت های ذهنی کشیدم بیرون دست خودم رو گرفتم آوردم تو خونه و الان تو خونه پر از آرامش مون نشستم و حس میکنم کم کم داره اون شلوغی ها و مشغولیت های از ذهنم بیرون میرن و آرامش این خونه داره به منم منتقل میشه. خوشحالم که گوشه دنجی تو این شهر دارم که تو هر ح ی شده برام یه جای امن و پر از آرامش.
این روزها دارم تلاش میکنم تعداد پرونده های باز ذهنم رو کم کنم تنها راهش هم اینکه یه مدت رو خیلی فشرده کار کنم تا یه سری پرونده ها بسته بشن.

پ.ن این پست خیلی وقت پیش نوشته شده ولی شاید به دلیل همون شلوغی ها لحظه آ فرصت و مجال ارسال و انتشار پیدا نکرده الان دلم خواست منتشرش کنم.