جستجو ها
qanl qanadlar il simorgh leftovers site dmotioninfo com beautiful jackie کاهش گاز نوشابه با نمک a heart sought in misery your enemy case solo atelelink linux linux ez internet timer crack صابون پف کنند صورت شرکت بیز extinction mon mec a moi patricia kaas nefesim jual alat getar goyang kiss and cry بیمار یعنی مفعول یک عمل mother site dmotioninfo com u runa ben smartwatch great gatsby ثروت آجون ایلیجالی number رفیق وسیلۀ نجات بهترین وسیلۀ masterpiece بلا ه شد انچه نباید میشد national emirates which arab emirates warfare building cyber warfare cyber warfare building adat kardi a childhood memory digital setareh producertech jungle production fundamentals tutorial کتاب بازخوانی حجازی هجری یاسین حجازی هجری قمری حاصل بازخوانی father i search the universe shikotak i hope not eyes like a car crash in another life eshghem mashin varzeshi it s a lovely day erica jennings phpfox jax guestbook php the adventure of the sus vampire http moallem giant monster wolf children site dmotioninfo com magcal world taghirat reza sadeghi در اینستاگرام نسخه اصلی ع هایتان را ذخیره کنید les diabolique http peransia com blog ahmadesmaeili sega rally revo no cd crack age of empires skip beat خواص کپسول حابس دم حل تشریحی حسابداری صنعتی آزمون ارشد بازتاب های روزانه الکلی ها 27 اسفند tgm qazvinsch ir wireless network ad hoc navid suite my sweet sam damad ejbari آرش رادمرد index php component users دو بر روی سنگ نشانه چیست دریافت ابلاغیه دادگستری khodaya oghdei nabashim v ya onlar vergi nki b t n n xalq bunu amerika xalq khande dosty play stubbs the zombie crack bunny drop urbanizmin etibarl l tai zalo crack kich hoat conver ion dead heart yagi n slope stability engineering volume nowadays lil skies ft landon cube arrival new hamid hiraad khabar nadari tarot and life public spaces public spaces ammyy admin آمادگی آزاد برای حذف کنکور در ۹۵ درصد رشته ها mechanics dynamics isyan duman physics the ultimate adventure jump julia michaels ft trippie redd


مرآت دز

القدس لنا

تصویری از خواهر اسماعیل هنیه در حال حمل لاستیک برای سوزاندن در نوار غزه در روز نکبت، فلسطینی ها برای در امان ماندن از تک تیر اندازهای رژیم صهیونیستی با سوزاندن لاستیک دید آنها را دچار مشکل می کنند.

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : القدس لنا

ارتقای تندرستی


به گزارش مشرق، محمود خدادوست با اشاره به حدیث اکرم(ص) که فرمودند «روزه بگیرید تا تندرست بمانید»، ابعاد تندرستی در این حدیث را فراتر از بعد جسمانی و روانی دانست و گفت: به قول حکیم پارسی نویس، سید اسماعیل جرجانی، هم نفس بر بدن اثر می گذارد و هم بدن بر نفس، ولی به دلیل تسلط نفس بر بدن، اثر آن بیشتر بوده و چه بسا که با روزه گرفتن بیشتر به تندرستی رسیده و به سلامت جسمانی خود کمک کنیم.


وی با تاکید بر پیام اصلی طب ایرانی و اساس آن که حفظ و ارتقای تندرستی و اصلاح سبک زندگی است، افزود: با رعایت توصیه های طب ایرانی در ارتباط با ماه مبارک رمضان، سختی های ظاهری روزه داری کاهش یافته و روزه به واقع، سبب ارتقای تندرستی می شود و چه بسا در افرادی که پس از اصلاح مزاج معده روزه می گیرند، برخی مشکلات گوارشی نیز بهبود می یابد.

هرگز با آب یخ و نوشیدنی های سرد افطار نکنید

مدیر کل دفتر طب ایرانی وزارت بهداشت با اشاره به تقارن ماه مبارک رمضان در سال های اخیر با فصول گرم و روزهای طولانی سال که بدن مدت زمان زیادی گرسنگی و تشنگی را تحمل می کند، تاکید کرد: یکی از توصیه های بسیار مهم این است که روزه داران تحت هیچ شرایطی، با آب یخ و نوشیدنی های سرد افطار نکرده و روزه خود را باز نکنند، چراکه به دلیل بالارفتن حرارت معده در اثر گرسنگی طولانی مدت، کارکرد معده برای هضم غذا، دچار اختلال می شود.

خدادوست با بیان اینکه در طب ایرانی و طبق آنچه قدیمی ها همواره سعی بر رعایت آن داشته اند، توصیه به مصرف یک استکان آب ولرم و ما یا شیر گرم و ما برای باز روزه شده است، گفت: نوشیدنی ولرم باعث می شود حرارت بالای معده فروکش کرده و مصرف ما نیز به دلیل جذب سریع قند آن، از ایجاد اشتهای کاذب که منجر به پرخوری و روی هم خوری در زمان افطار می شود، جلوگیری کرده و این امر، به صحت دستگاه گوارش کمک می کند.

وی همچنین، باز روزه با سکنجبین ولرم را برای افرادی که در هنگام افطار بسیار تشنه هستند، توصیه کرد و با اشاره به فاصله کوتاه بین افطار تا سحر و تاکید بر توجه به توصیه کلی در نظر گرفتن حداقل دو ساعت فاصله زمانی میان زمان مصرف غذا تا هنگام خواب، افزود: باید از مصرف چند نوع غذا با هم در وعده افطار پرهیز کرد و در فاصله بعد از افطار تا هنگام خواب که حداکثر یک تا دو ساعت است، مصرف نوشیدنی های خنک مانند یک لیوان از مخلوط عرق کاسنی و شاه تره، به میزان مساوی از هر کدام، برای کاهش تشنگی های طول روز، توصیه می شود.

را ار کاهش تشنگی و پیشگیری از پرخوری در ماه مبارک رمضان

مدیر کل دفتر طب ایرانی وزارت بهداشت همچنین یادآور شد: در طب ایرانی برای رفع تشنگی زیاد و پرهیز از پرخوری در ماه مبارک رمضان، مصرف یک لیوان فالوده خیار با سکنجبین که از خیار رنده شده و حل شده در سکنجبین به دست می آید و یا هندوانه با سکنجبین توصیه شده که به اصلاح کبد نیز کمک می کند.

وی با توصیه به استفاده از سبزی خوردن در وعده افطار برای جلوگیری از بروز یبوست و پرهیز از مصرف برخی غذاهای سنگین مرسوم در این وعده، تاکید کرد: در فصول گرم سال، هضم معده و عملکرد دستگاه گوارش ضعیف است و سنت مصرف حلیم، آش رشته و شله زرد در وعده افطار، مربوط به زمان تقارن ماه مبارک رمضان با فصول سرد سال است که دستگاه گوارش عملکرد بهتری داشته و هضم در معده با قدرت بیشتری انجام می شود.

افطار، سبک و سحری باید کامل میل شود

مشاور بهداشت با اشاره به اهمیت خواب شبانه در ماه رمضان که هضم وعده افطار را آسان کرده و به باز شدن اشتها برای خوردن سحری کمک می کند، گفت: سحری باید کامل میل شود تا بدن بتواند ۱۵ تا ۱۶ ساعت گرسنگی در طول روز را تحمل کرده و قوای کافی نیز داشته باشد.

وی علت بی اشتهایی افراد برای خوردن سحری را پرخوری و روی هم خوری شبانه یا نخو دن در شب دانست و افزود: توصیه می شود افطاری، سبک و در حد مصرف نان و پنیر و سبزی یا گردو و یا غذاهای سبک باشد تا اشتهای فرد برای خوردن سحری در اثر پرخوری و روی هم خوری در وعده افطار، از بین نرود.

خدادوست با توصیه به زودتر بیدار شدن برای خوردن سحری در انی که اشتهای کافی برای این وعده ندارند، تاکید کرد: توصیه می شود روزه داران، بلافاصله بعد از خوردن سحری و تا حدود دو ساعت بعد از آن که غذا از معده عبور می کند، نخو ده و از این فرصت برای انجام فعالیت های عبادی و دانشی خود بهره ببرند.

وی در خصوص خواب روز در ماه رمضان نیز گفت: از آنجایی که روز طولانی است و در طول آن روزه هستیم، خواب در طول روز، به شرط آنکه نزدیک غروب آفتاب نباشد، برای تجدید قوا و کاهش تشنگی و خشکی بدن با بازگرداندن مقداری رطوبت به آن، توصیه می شود.

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : ارتقای تندرستی - توصیه ,مصرف ,افطار ,می شود ,روزه ,سحری ,خوردن سحری ,برای خوردن ,توصیه می شود ,مبارک رمضان ,دستگاه گوارش

عبرت تاریخ

نگاهی به رویدادهایی که در 6 سال گذشته درباره پرونده هسته ای ایران رخ داد، می تواند نشان دهد که چگونه مذاکرات هسته ای در این مدت به جلو رفت تا به تجربه ای تاریخی برای ملت ایران تبدیل شود.
نگاهی به رویدادهایی که در 6 سال گذشته درباره پرونده هسته ای ایران رخ داد، می تواند نشان دهد که چگونه مذاکرات هسته ای در این مدت به جلو رفت تا به تجربه ای تاریخی برای ملت ایران تبدیل شود.

گروه _رجانیوز: «البتّه بنده همچنان که گفتم خوشبین نیستم؛ من فکر نمیکنم [از] این مذاکرات آن نتیجه ای را که ملّت ایران انتظار دارد، به دست بیاید، لکن تجربه ای است و پشتوانه ی تجربی ملّت ایران را افزایش خواهد داد و تقویت خواهد کرد؛ ایرادی ندارد» این بخشی از بیانات ی در آستانه مذاکرات هسته ای بود. موضعی که این روزها بیش از هر زمان صحت و روشن بینی انقلاب را آشکار می سازد.

به گزارش رجانیوز نگاهی به رویدادهایی که در 6 سال گذشته درباره پرونده هسته ای ایران رخ داد، می تواند نشان دهد که چگونه مذاکرات هسته ای در این مدت به جلو رفت تا به تجربه ای تاریخی برای ملت ایران تبدیل شود.

17 داد 92:

در سومین مناظره ریاست جمهوری: من گفته ام خیلی خوب است که سانتریفیوژها بچرخد اما به شرط اینکه صنعت، اقتصاد و زندگی مردم هم بچرخد.

علی اکبر ولایتی: جناب آقای جلیلی، بحث دیپلماسی کلاس فلسفه نیست که شما بروید آنجا بگویید منطق ما قوی بود و آنها هم محکوم شدند.

جلیلی: اگر اطلاعات دیگرتان مثل این اخبار سومی باشد که واویلاست، چون کاملا غلط هست.

محسن رضایی: پرونده هسته ای را باید خاتمه بدهیم و جلوی گذشت زمان را که غربی ها دنبال آن هستند خواهیم گرفت.

قالیباف: در سیاست خارجی ما کارنامه قابل قبولی در حوزه دیپلماسی که تحقق برنامه ما است نداریم و نداشتیم.

24 داد 92: با ۱۸٬۶۱۳٬۳۲۹ معادل ۵۰٫۷۱٪ آراء رئیس جمهور شد

27 داد 92: اولین نشست خبری رئیس جمهور منتخب: دوره تعلیق غنی سازی گذشته است

شهریور 92: وزارت خارجه مسئولیت پرونده هسته ای را برعهده گرفت

6 شهریور 92:

انقلاب: . بنده معتقد به همان چیزی هستم که سالها پیش اسم گذاری شد «نرمش قهرمانانه»؛

5 مهر 92:

گفت و گوی تلفنی با اوباما در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل/ : در گفت و گوی تلفنی [ماه سپتامبر] که داشتیم، وی را فردی بسیار مؤدب و باهوش یافتیم.

28 مهر 92:

وندی شرمن مذاکره کننده ارشد یی:فریب و نیرنگ بخشی از dna ایرانیان است

13 آبان 92 :

اظهارات مهم انقلاب در دیدار با دانش آموزان:

البتّه بنده همچنان که گفتم خوشبین نیستم؛ من فکر نمیکنم [از] این مذاکرات آن نتیجه ای را که ملّت ایران انتظار دارد، به دست بیاید،لکن تجربه ای است و پشتوانه ی تجربی ملّت ایران را افزایش خواهد داد و تقویت خواهد کرد؛ ایرادی ندارد

3 آذر92:

انعقاد توافق موقت ژنو

26 آذر 92:

ظریف قهرمان قهرمانان دیپلماسی ایران نام گرفت!

24 دی ماه 1392 :

: «می دانید توافق ژنو یعنی چه؟ یعنی تسلیم قدرتهای بزرگ در برابر ملت بزرگ ایران. توافق ژنو یعنی ش تن سد تحریم که بر ملت عزیز و صلح دوست ایران تحمیل شده بود.»

واکنش قالیباف به توافق ژنو:

خداوند را شاکرم که توفیق این پیروزی نصیب ملت ایران شد تا به قدرت های بزرگ و یکجانبه نگر این را بفهماند که با ظلم و زور نمی توان کاری را از پیش برد.

پاسخ انقلاب به پیام رئیس جمهور درباره توافق ژنو:

دستی به آنچه مرقوم داشته اید، در خور تقدیر و تشکر از هیأت مذاکرات هسته ای و دیگر دست اندر کاران است ./ رو مه شرق: فروپاشی سازمان تحریم آغاز شد

واکنش علی لاریجانی به توافق ژنو:

از زحمات وزارت امور خارجه به خصوص آقای ظریف که باعث ب موفقیت در موضوع هسته ای شده است، تشکر می کنیم.

واکنش علاء الدین بروجردی به توافق ژنو:

بروجردی تثبیت حق غنی سازی را تبریک گفت

هاشمی رفسنجانی:

به رغم آن که فشارهای داخلی را شاهد بودیم که هر روز گوشه کنایه می زدند و تیم هسته ای را متهم می د اما تیم مذاکره کننده هسته ای کشورمان کار بسیار دشواری انجام دادند

حدادعادل: توافقات گام اول مثبت بوده است

تصور می کنم این نتایجی که در مذاکرات هسته ای به دست آمده است در گام اول مثبت بوده است و این گام اول را نباید نفی کرد و برای برداشتن گام های بعدی با حفظ حقوق ملت باید اقدام کرد.

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : عبرت تاریخ - , ,توافق ,هسته ای ,مذاکرات ,فروردین , انقلاب ,انرژی اتمی ,رئیس جمهور ,پرونده هسته ای ,فروردین 1394 ,پرونده هسته ای ایران ,درباره پرونده هسته ای ,رئی?

مذهبی

المومنین علی علیه‏ السلام فرمودند :

هرگاه آواز دهنده ‏ای از آسمان آواز داد که «همانا حق در میان خاندان محمّد است»، در آن هنگام نام مهدی(ع) بر سر زبان ‏های مردم می‏ افتد و از جام محبّت او می ‏نوشند و جز نام او بر زبان ندارند .

متن حدیث:

علی علیه‏ السلام:
إذا نادی مُنادٍ مِنَ السَّماءِ : «إنَّ الحَقَّ فی آلِ مُحَمّدٍ» فَعِندَ ذلِکَ یَظهَرُ
المَهدِیُّ عَلی أفواهِ النّاسِ و یَشرَبونَ حُبَّهُ فلایَ ُ لَهُم ذِکرٌ غَیرُهُ ؛ ‏


عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : مذهبی

بیشتر بدانیم

این چهره های سه گانه میلیون ها دلار به کمپین ترامپ کرده اند و مبالغ کلانی به نیکی هیلی و تام کاتن، سناتور دست راستی که محور اصلی سیاست ضدایران است، پرداخته اند.

سرویس سیاست مشرق- «م بلومنتال»، رو مه نگار معروف یی، در مصاحبه روز چهارشنبه خود با راشا تودی، ل صهیونیستی را مهم ترین عامل وج ترامپ از دانشت. او در انتهای مصاحبه خود، از یک تیم سه نفره از میلیاردرهای فوق-صهیونیست نام برد که معمار اصلی سیاست ترامپ علیه ایران هستند:

" این میلیاردرهای سه گانه-(موسس کمپانی هوم دیپوت) برنارد مار ، (غول صنعت کازینو) شلدون اَدلسون و (غول حوزه صندوق های سرمایه گذاری) پاول سینگر- حدود ۴۰ میلیون دلار به پک های انتخاباتی ترامپ کمک کرده اند و همچنین مبالغ کلانی به نیکی هِیلی، سفیر ترامپ در سازمان ملل، و تام کاتن، سناتور جمهوری خواهی که محور سیاست ضدایران است، داده اند. "

واقعیت این است که حملات شدید به توافق هسته ای با ایران، از همان شروع فعالیت انتخاباتی ترامپ در ۲۰۱۵، ترجیع بند سخنرانی های او بود و او مرتب وعده می داد که اگر به ریاست جمهوری برسد، از این «بدترین توافق تاریخ » خارج خواهد شد.

اما ریشه این دشمنی ترامپ با توافق هسته ای به طور خاص، و با ایران به طور عام در کجاست. شاید مرور سوابق برخی حامیان مالی کمپین انتخاباتی ترامپ بتواند جواب را روشن کند.

برنارد مار

در بین حامیان مالی بزرگ ترامپ، گروه کوچکی بودند که وجه تشابه اصلی آن ها یهودی صهیونیست بودن آن ها و همچنین دشمنی سرسختانه با ایران است. یکی از این افراد، «برنارد مار » نام دارد.

برنارد مار

او یکی از حامیان مالی ترامپ است که در دعواهای حقوقی مرتبط با ترامپ و خانواده او، هزینه های حقوقی را پرداخت می کنند. او بابت حق ا حمه وکلای پسر ترامپ در پرونده «دخ انتخاباتی روسیه»، ۱۰۸.۰۰۰ دلار پرداخت کرده است.

مار یکی از سرسخت ترین منتقدان بوده است. او در مصاحبه با فا اقتصادی در ۲۰۱۵ گفت:

" وقتی با داد و ستد می کنی، به دردسر بزرگی می افتی، و من فکر می کنم ایران، است. "

برنارد مار

او در همین مصاحبه گفت که توافق با ایران یک «پیمان مرگبار، مرگبار» است.

مار در همان ۲۰۱۵، به شدت از گروه های صهیونیستی مخالف توافق با ایران حمایت مالی کرد. در آن سال، بنیاد متعلق به او یک میلیون دلار به «بنیاد آموزش اسراییل » (یکی از شاخه های مهم آیپک)، ۳.۵ میلیون دلار به «بنیاد دفاع از دمکراسی ها» (fdd)، ۷۵.۰۰۰ به «اتحاد اضطراری اسراییل»، ۲۵۰.۰۰۰ دلار به «پروژه اسراییل»، ۳۵۰.۰۰۰ به «موسسه یهودی برای مسایل امنیت ملی» (jinsa) و ۲۵۰.۰۰۰ دلار به «سازمان صهیونیستی امریکا» (zoa)، پرداخت کرد که همه به شدت علیه توافق هسته ای با ایران فعال بودند.

شلدون ادلسون

این فرد بزرگ ترین حامی مالی ترامپ است که به همراه همسرش «میریام»، به شدت مخالف توافق هسته ای بود. او بزرگ ترین پشتیبان حقیقی(انفرادی) به کمپین ترامپ بود که به یکی از پک های اصلی ترامپ یعنی «فیوچر ۴۵»، ۳۵ میلیون دلار پرداخت کرد.

ترامپ در کنار شلودن ادلسون و همسرش میریام

«نیوت گینگریچ»، دیگر صهیونیست جمهوری خواه تندرو که سابقا رییس مجلس نمایندگان کنگره بود، در سال ۲۰۱۲ در مصاحبه ای گفت که «ارزش اساسی» برای ادلسون تنها یک چیز است: حمایت بی قید و شرط از اسراییل به ویژه از حزب دست راستی لیکود و آن بنیامین نتانیاهو.

قبل از نطق سال ۲۰۱۵ نتانیاهو در کنگره امریکا بر ضد توافق هسته ای، ادلسون مهمان افتخاری سفارت اسراییل در واشینگتن بود.

ادلسون هم مانند مار و سینگر، در قبال گروه های طرفدار اسراییل و ضدتوافق هسته ای به شدت دست و دل باز عمل کرده است: ۱.۵ میلیون دلار به fdd تا پایان سال ۲۰۱۱.

شلدون ادلسون

در ۲۰۱۵، این خانه دار پیر از طریق بنیاد خود ۴۰۰.۰۰۰ دلار به سازمان « یان متحد برای اسراییل» (cufi)، ۵۰۰.۰۰۰ دلار به «مرکز داوید هوروویتز برای »، ۱۰۰.۰۰۰ دلار به صندوق «عطیه برای حقیقت خاورمیانه» (emet)، ۷.۴ میلیون دلار به شورای یی اسراییلی، ۲۵۰.۰۰۰ به jisna ۱.۴ میلیون دلار به «شبکه شمولی بوتیچ برای ارزش های جهانی یهودی» و ۱ میلیون دلار به zoa، پرداخت کرد که همه از سرسخت ترین مبلغ های وج از توافق هسته ای با ایران بوده اند.

این صهیونیست افراطی ی است که هیچ ابایی از آشکار منویات درونی خود ندارد. او در سال ۲۰۱۳، در نشستی در «یشیوا» در شهر نیویورک، گفته بود که مذاکره کنندگان یی باید به عنوان یک تاکتیک مذاکره یک بمب هسته ای به سوی ایران شلیک کنند.

پاول سینگر

اما نفر سوم، «پاول سینگر» است که البته از دو نفر دیگر شهرت کم تری دارد و اتفاقا از مخالفان اولیه نامزدی ترامپ بود. او که از فعالیت در زمینه صندوق های سرمایه گذاری، میلیاردر شده است، با پرداخت یک میلیون دلار به کمیته تحلیف ترامپ، کیف پول خود را روی رییس جمهور آمرکا گشود. او هم به مانند دو نفر قبلی به همان گروه های ضدایرانی پیش گفته کمک های مالی زیادی انجام داده است.

پاول سینگر

در سال ۲۰۱۵، بنیاد متعلق به سینگر ۲ میلیون دلار به «بنیاد آموزش اسراییل »، ۱۵۰.۰۰۰ دلار به «اتحاد اضطراری اسراییل»، ۱۱۸.۰۰۰ دلار به jisna کمک کرد. او سابقا حامی مالی اصلی «ابتکار سیاست خارجی»، یک شکده کوچک متشکل از نومحافظه کاران به شدت تندرو بود که خواهان اقدامات شدید علیه ایران هستند.

پاول سینگر

به علاوه، شکده نومحافظه کار «دفاع از دمکراسی ها» طی فهرستی که از حامیان خود منتشر کرد، از پرداخت ۳.۵ میلیون دلار به این شکده، توسط سینگر خبر داد.

هر سه این چهره ها عضو سازمان «ائتلاف جمهوری خواهان یهودی» هستند. ترامپ در سخنرانی خود در این سازمان در دسامبر ۲۰۱۵ گفت:

" قرار نیست که چون من پول شما را نمی خواهم، از من حمایت نکنید. شما می خواهید سیاستمداران را تحت کنترل داشته باشید؛ خیلی هم خوب ...من پشتیبانی شما را می خواهم، ولی پولتان را نمی خواهم. "

اما وقتی ترامپ نامزدی خود را قطعی کرد، این حرفش را پس گرفت و پول کلانی از این سه تن دریافت کرد. در سیاست ، پول میلیونی برای ی ج نمی شود، مگر این که در ازای آن الطافی انجام گیرد.

ترامپ در حال پس دادن بدهی است.

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : بیشتر بدانیم - دلار ,ترامپ ,میلیون ,توافق ,مالی ,پرداخت ,میلیون دلار ,توافق هسته ای ,انتخاباتی ترامپ ,برنارد مار ,پاول سینگر ,«اتحاد اضطراری اسراییل»، ,«بنیاد

احکام


احکام روزه حضرت آیت الله العظمی مکارم


وجوب روزه (۱۳۱۴)

مساله ۱۳۱۴ـ در هر سال واجب است همه افراد مکلّف یک ماه مبارک رمضان را به شرحى که در مسائل آینده گفته مى شود روزه بدارند.

تعریف روزه (۱۳۱۵)
مساله ۱۳۱۵ـ روزه آن است که انسان براى اطاعت فرمان خدا، از اذان صبح تا مغرب، از چیزهایى که روزه را باطل مى کند و شرح آن در مسائل بعد مى آید خوددارى کند.

چگونگی نیت روزه (۱۳۱۶)
مساله ۱۳۱۶ـ روزه از عبادات است و لازم است با نیّت به جا آورده شود، در موقع نیّت لازم نیست به زبان بگوید، یا از قلب خود بگذراند همین اندازه که در نظرش این باشد که براى اطاعت فرمان خدا از اذان صبح تا مغرب کارهایى که روزه را باطل مى کند ترک نماید کافى است.

زمان نیّت روزه واجب (۱۳۱۷)
مساله ۱۳۱۷ـ باید احتیاطاً کمى قبل از اذان صبح و کمى هم بعد از مغرب، از انجام این کارها خوددارى کند تا یقین حاصل کند که تمام این مدّت را روزه داشته است

نیّت هرروز در شب قبل (۱۳۱۸)
مساله ۱۳۱۸ـ کافى است که در هر شب از ماه مبارک رمضان براى روزه فردا نیّت کند، ولى بهتر است که در شب اوّل ماه، علاوه براین، نیّت روزه همه ماه را نیز بنماید.

زمان نیّت روزه ماه رمضان (۱۳۱۹)
مساله ۱۳۱۹ـ نیّت وقت معیّنى ندارد، بلکه هر موقعى تا قبل از اذان صبح نیّت کند کافى است و همین که براى خوردن سحرى برمى خیزد و اگر از او سوال شود منظورت چیست؟ بگوید: «قصد روزه دارم» کافى است.

وقت نیّت برای روزه مستحبی (۱۳۲۰)
مساله ۱۳۲۰ـ وقت نیّت براى روزه مستحبّى در تمام روز نیز ادامه دارد حتّى اگر مختصرى به مغرب باقى مانده باشد و تا آن موقع کارهایى که روزه را باطل مى کند انجام نداده است مى تواند نیّت روزه مستحبّى کند و روزه او صحیح است.

فراموشى نیّت روزه ماه رمضان (۱۳۲۱)
مساله ۱۳۲۱ـ اگر در ماه رمضان نیّت را فراموش کند چنانچه تا قبل از اذان ظهر یادش بیاید و فوراً نیّت کند و کارى که روزه را باطل مى کند انجام نداده باشد روزه اش صحیح است، امّا اگر بعد از ظهر نیّت کند صحیح نیست.

تعیین روزه در غیر از ماه رمضان (۱۳۲۲)
مساله ۱۳۲۲ـ هرگاه ى بخواهد روزه اى غیر از روزه ماه رمضان به جا آورد باید آن را معیّن کند، مثلاً نیّت کند روزه قضا مى گیرم، یا روزه نذر به جا مى آورم ولى در ماه مبارک رمضان همین اندازه که نیّت کند فردا را روزه مى گیرم کافى است، بلکه اگر نداند ماه رمضان است یا بداند و فراموش کند و روزه دیگرى را قصد کند روزه ماه رمضان حساب مى شود، ولى اگر عمداً در ماه مبارک رمضان نیّت روزه غیر ماه رمضان را کند (در حالى که مى داند در ماه رمضان روزه غیر ماه رمضان صحیح نیست) روزه او باطل است، یعنى نه از رمضان حساب مى شود و نه از غیر آن.

مساله ۱۳۲۲ـ هرگاه ى بخواهد روزه اى غیر از روزه ماه رمضان به جا آورد باید آن را معیّن کند، مثلاً نیّت کند روزه قضا مى گیرم، یا روزه نذر به جا مى آورم ولى در ماه مبارک رمضان همین اندازه که نیّت کند فردا را روزه مى گیرم کافى است، بلکه اگر نداند ماه رمضان است یا بداند و فراموش کند و روزه دیگرى را قصد کند روزه ماه رمضان حساب مى شود، ولى اگر عمداً در ماه مبارک رمضان نیّت روزه غیر ماه رمضان را کند (در حالى که مى داند در ماه رمضان روزه غیر ماه رمضان صحیح نیست) روزه او باطل است، یعنى نه از رمضان حساب مى شود و نه از غیر آن.

تعیین روزهاى ماه رمضان در نیّت (۱۳۲۳)
مساله ۱۳۲۳ـ لازم نیست در موقع نیّت، معیّن کند که روز اوّل ماه است یا دوم یا غیر آن، حتّى اگر روزى را تعیین کند مثلاً بگوید به نیّت روز دوم ماه روزه مى گیرم بعد معلوم شود سوم بوده، روزه او صحیح است.

بى هوشى در بخشى از روز (۱۳۲۴)
مساله ۱۳۲۴ـ اگر پیش از اذان صبح نیّت روزه کند و بعد بیهوش یا مست شود و در بین روز به هوش آید در حالى که هیچ کار خلافى به جا نیاورده، احتیاط واجب آن است روزه آن روز را تمام کند و قضاى آن را هم به جا آورد.

وظیفه ی که فراموش کرده ماه رمضان است (۱۳۲۵)
مساله ۱۳۲۵ـ اگر نداند یا فراموش کند ماه رمضان است و روزه نگیرد و بعد از ظهر ملتفت شود و یا قبل از ظهر در حالى که افطارکرده باشد، باید به احترام ماه رمضان تا مغرب کارهایى که روزه را باطل مى کند ترک نماید و بعد از ماه رمضان آن روز را قضا کند.

وظیفه کودکى که قبل از اذان صبح یا بعد از آن بالغ شده (۱۳۲۶)
مساله ۱۳۲۶ـ اگر کودکى پیش از اذان صبح بالغشود باید روزه بگیرد و اگر بعد از اذان بالغشود و کارى که روزه را باطل کند انجام نداده باشد احتیاط واجب آن است که روزه را بگیرد و بعد هم قضا کند.

عدم جواز روزه مستحبى براى ى که روزه قضا دارد (۱۳۲۷)
مساله ۱۳۲۷ـ ى که روزه قضاى ماه رمضان یا روزه واجب دیگرى بر ذمّه دارد جایز نیست روزه مستحبّى بگیرد و اگر فراموش کند و روزه مستحبّى بگیرد چنانچه قبل از ظهر یادش بیاید مى تواند نیّت خود را به روزه واجب برگرداند، ولى اگر بعد از ظهر باشد روزه او باطل است.

جواز روزه قضا براى ى که براى روزه مرده أجیر شده (۱۳۲۸)
مساله ۱۳۲۸ـ ى که براى روزه شخص مرده اى اجیرشده مى تواند روزه مستحبّى براى خودش بگیرد.

وقت نیّت روزه واجب اگر غیر از روزه ماه مبارک باشد (۱۳۲۹)
مساله ۱۳۲۹ـ اگر غیر از روزه ماه مبارک روزه دیگرى بر انسان واجب باشد، مثلاً نذر کرده که روز معیّنى را روزه بگیرد، چنانچه عمداً تا اذان صبح نیّت نکند روزه اش باطل است، ولى اگر یادش برود و پیش از ظهر یادش بیاید مى تواند نیّت کند.

زمان نیّت روزه واجب غیر معین (۱۳۳۰)
مساله ۱۳۳۰ـ هرگاه روزه واجب غیر معیّن بر ذمّه دارد (مانند روزه قضاى ماه رمضان یا روزه کفّاره) وقت نیّت آن تا ظهر باقى است، یعنى چنانچه چیزى که روزه را باطل مى کند انجام نداده باشد وقبل از ظهر نیّت کند روزه او صحیح است.

کافرى که پیش از ظهر مسلمان شود (۱۳۳۱)
مساله ۱۳۳۱ـ هرگاه کافرى در ماه رمضان پیش از ظهر مسلمان شود چنانچه تا آن وقت کارى که روزه را باطل مى کند انجام نداده، بنابر احتیاط واجب روزه بگیرد و قضا هم ندارد، همچنین اگر مریض پیش از ظهر خوب شود و کارى که روزه را باطل مى کند انجام نداده باشد باید نیّت روزه کند و احتیاطاً قضا هم نماید، ولى اگر بعد از ظهر خوب شود روزه آن روز واجب نیست فقط باید قضاى آن را به جا آورد.

وظیفه مکلف در یوم الشک (۱۳۳۲)
مساله ۱۳۳۲ـ یوم الشّک یعنى روزى که انسان شک دارد آ ماه شعبان است یا اوّل ماه رمضان، روزه آن واجب نیست و اگر بخواهد روزه بگیرد باید نیّت ماه شعبان کند، یا اگر روزه قضا به ذمه دارد نیّت قضا کند و چنانچه بعداً معلوم شود ماه رمضان بوده از رمضان حساب مى شود، ولى اگر در اثناء روز بفهمد باید فوراً نیّت خود را به روزه ماه رمضان برگرداند.

تردید یا ع از نیّت در روزه واجب (۱۳۳۳)
مساله ۱۳۳۳ـ هرگاه در ماه رمضان یا هر روزه واجب معیّن دیگر، از نیّت روزه برگردد، یا مردّد شود که روزه بگیرد یا نه، روزه اش باطل مى شود، همچنین اگر نیّت کند چیزى که روزه را باطل مى کند به جا آورد، مثلاً تصمیم بر خوردن غذا بگیرد، روزه اش باطل مى شود، هرچند اصلاً غذا هم نخورد، مگر این که در آن حال توجّه نداشته باشد که فلان عمل روزه را باطل مى کند.

تردید یا ع از نیّت در روزه مستحب یا واجب غیر معین (۱۳۳۴)
مساله ۱۳۳۴ـ در روزه واجبى که وقت آن معیّن نیست (مانند روزه قضا) اگر قصد کند یکى از مبطلات روزه را انجام دهد یا مردّد شود که به جا آورد یا نه، چنانچه به جا نیاورد و پیش از ظهر دوباره نیّت کند روزه اش صحیح است و اگر روزه مستحبی باشد تا پیش از غروب آفتاب می تواند دوباره نیت کند.

کارهایی که روزه را باطل می کند (۱۳۳۵)
مساله ۱۳۳۵ـ کارهایى که روزه را باطل مى کند بنابر احتیاط نُه چیز است:

۱ـ خوردن و آشامیدن، ۲ـ جماع، ۳ـ استمناء، ۴ـ دروغ بستن به خدا و پیغمبر(صلى الله علیه وآله)و ائمّه(علیهم السلام)، ۵ـ رساندن غبار غلیظ به حلق، ۶ـ فرو بردن سر در آب، ۷ـ باقى ماندن بر جنابت یا حیض یا نفاس تا اذان صبح، ۸ـ امال ردن با مایعات، ۹ـ قى عمدى.

خوردن و آشامیدن عمدى (۱۳۳۶)
مساله ۱۳۳۶ـ خوردن و آشامیدن از روى عمد روزه را باطل مى کند، خواه از چیزهاى معمولى باشد مانند نان و آب و یا غیر معمولى مانند برگ درختان، کم باشد یا زیاد، حتّى اگر مسواک را از دهانبیرون آورده، دوباره داخل دهانکند و رطوبت آن را فرو برد روزه اش باطل مى شود، مگر آن که رطوبت مسواک کم باشد و در آب دهاناز بین برود.

اگر در حال خوردن یا آشامیدن بفهمد صبح شده (۱۳۳۷)
مساله ۱۳۳۷ـ اگر هنگامى که مشغول خوردن غذا یا نوشیدن آب است بفهمد صبح شده، باید آنچه را در دهاناست بیرون آورد و اگر عمداً فرو برد روزه اش باطل است و کفّاره نیز دارد.

خوردن و آشامیدن سهوى (۱۳۳۸)
مساله ۱۳۳۸ـ خوردن و آشامیدن از روى سهو و فراموشى روزه را باطل نمى کند.

تزریق آمپول در حال روزه (۱۳۳۹)
مساله ۱۳۳۹ـ تمام انواع آمپول هاى دارویى یا تقویتى که به صورت عضلانى تزریق مى شوند و همچنین تزریق عضلانى وا ن براى افراد روزه دار اشکالى ندارد ولى تزریق آمپول ها و سرم هاى وریدى (که در رگ تزریق می¬شوند) جایز نیست.

همچنین، تزریق خون بنابر احتیاط واجب، روزه را باطل می کند؛ امّا باید تا آ روز از کارهایی که روزه را باطل می کند خود داری نماید و بنابر احتیاط واجب قضای آن روز را نیز بجا آورد.

استحباب خلال پیش از أذان (۱۳۴۰)
مساله ۱۳۴۰ـ ى که مى خواهد روزه بگیرد بهتر است پیش از اذان صبح دندانهایش را بشوید و خلال کند و اگر بداند غذایى که لاى دندان مانده در روز فرو مى رود احتیاط واجب آن است که قبلاً آن را بشوید و خلال کند و اگر نکند و غذا فرو رود روزه را تمام کند و بعد قضا نماید.

فرو بردن آب دهان و اخلاط سر و (۱۳۴۱)
مساله ۱۳۴۱ـ فرو بردن آب دهان، هر چند به واسطه خیال ترشى و مانند آن در دهانجمع شده باشد، روزه را باطل نمى کند، و فرو بردن اخلاط سر و تا به فضاى دهاننرسیده اشکال ندارد، امّا اگر داخل فضاى دهانشود احتیاط واجب آن است که آن را فرو نبرد.

جویدن غذا براى بچه و چشیدن آن (۱۳۴۲)
مساله ۱۳۴۲ـ جویدن غذا براى بچّه و همچنین چشیدن غذا و مانند آن و شست و شوى دهانبا آب یا داروها اگر چیزى از آن فرو نرود روزه را باطل نمى کند و اگر بدون اراده به حلق برسد اشکالى ندارد، ولى اگر از اوّل بداند بى اختیار به حلق مى رسد روزه اش باطل است و قضا و کفّاره دارد.

آب خوردن براى روزه دارى که طاقت تشنگى ندارد (۱۳۴۳)
مساله ۱۳۴۳ـ اگر روزه دار به اندازه اى تشنه شود که طاقت تحمّل آن را ندارد و یا ترس بیمارى و تلف داشته باشد، مى تواند به اندازه ضرورت آب بنوشد، ولى روزه او باطل مى شود و اگر ماه رمضان باشد باید بقیّه روز را بنابر احتیاط واجب ام کند.

عدم جواز افطار به خاطر ضعف (۱۳۴۴)
مساله ۱۳۴۴ـ انسان نمى تواند به خاطر ضعف، روزه را بخورد، ولى اگر بقدرى ضعف پیدا کند که تحمّل آن بسیار مشکل شود، مى تواند روزه را بخورد و همچنین اگر خوف بیمارى داشته باشد.

مبطل بودن جماع(۱۳۴۵)
مساله ۱۳۴۵ـ «جماع» (نزدیکى با زن) روزه هر دو طرف را باطل مى کند، هرچند فقط به مقدار گاه داخل شود و منى هم بیرون نیاید و اگر کمتر از آن باشد و منى هم بیرون نیاید باطل نمى شود و هرگاه شک کند که این مقدار داخل شده یا نه روزه اش صحیح است.

جماع از روى فراموشى (۱۳۴۶)
مساله ۱۳۴۶ـ هرگاه از روى فراموشى جماع کند و یا از روى اجبار بطورى که هیچ اختیارى نداشته باشد، روزه باطل نمى شود، ولى چنانچه در بین جماع یادش بیاید، یا اجبار برطرف شود، باید فورا ترک کند و الاّ روزه او باطل است.

مبطل بودن استمنا(۱۳۴۷)
مساله ۱۳۴۷ـ اگر روزه دار با خود کارى کند که منى از او بیرون آید روزه اش باطل مى شود، امّا اگر بى اختیار در حال خواب یا بیدارى بیرون آید، روزه باطل نمى شود

احتلام روزه را باطل نمى کند (۱۳۴۸)
مساله ۱۳۴۸ـ هرگاه روزه دار مى داند که اگر در روز بخوابد محتلم مى شود، یعنى در خواب منى از او بیرون مى آید، جایز است بخوابد و چنانچه محتلم شود براى روزه او اشکالى ندارد.

ی که در حال بیرون آمدن منی از خواب بیدار می شود (۱۳۴۹)
مساله ۱۳۴۹ـ هرگاه روزه دار در حال بیرون آمدن منى از خواب بیدار شود واجب نیست از بیرون آمدن آن جلوگیرى کند.

حکم بول و استبراء از بول برای ی که محتلم شده (۱۳۵۰)
مساله ۱۳۵۰ـ شخص روزه دارى که محتلم شده مى تواند بول و استبراء از بول کند هر چند مى داند به واسطه آن باقیمانده منى از مجرا بیرون مى آید، حتّى اگر غسل کرده باشد این کار براى روزه اش ضررى ندارد هر چند با خارج شدن باقیمانده منى از مجرا باید مجدّداً غسل کند.

وظیفه ی که می داند منی در مجرا باقی مانده (۱۳۵۱)
مساله ۱۳۵۱ـ روزه دارى که محتلم شده اگر بداند منى در مجرا باقى مانده و در صورتى که پیش از غسل بول نکند بعد از غسل منى بیرون مى آید بهتر است قبلاً بول کند ولى واجب نیست.

حکم روزه ی که به قصد بیرون آمدن منی استمناء کرده (۱۳۵۲)
مساله ۱۳۵۲ـ اگر روزه دار به قصد بیرون آمدن منى استمناء کند روزه اش باطل مى شود هر چند منى از او بیرون نیاید.

بازى با همسر بدون قصد بیرون آمدن منى (۱۳۵۳)
مساله ۱۳۵۳ـ اگر روزه دار بدون قصد بیرون آمدن منى مثلاً با همسر خود بازى و شوخى کند در صورتى که عادت نداشته باشد که به این مقدار بازى و شوخى منى از او خارج شود ولى اتّفاقاً منى بیرون آید روزه اش صحیح است.

دروغ بستن با گفتار نوشتار یا اشاره(۱۳۵۴)
مساله ۱۳۵۴ـ هرگاه روزه دار دروغى به خدا و پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و جانشینان معصوم او(علیهم السلام) نسبت دهد خواه با گفتن باشد، یا نوشتن، یا اشاره و مانند آن، بنابراحتیاط واجب روزه اش باطل مى شود، هر چند بلافاصله توبه کند. دروغ بستن به سایر انبیا و فاطمه زهرا(علیها السلام) نیز همین حکم را دارد.

وظیفه ی که از راست یا دروغ بودن روایتی خبر ندارد (۱۳۵۵)
مساله ۱۳۵۵ـ هرگاه بخواهد خبرى را نقل کند که از راست یا دروغ بودن آن اطّلاعى ندارد، باید از ى که آن خبر را گفته، یا از کتابى که در آن نوشته شده نقل نماید، مثلاً بگوید: فلان راوى چنین مى گوید و یا در فلان کتاب چنان نوشته شده است که (صلى الله علیه وآله) فرمود…

اگر چیزى را به اعتقاد این که راست است به خدا یا پیغمبر(ص) نسبت دهد (۱۳۵۶)
مساله ۱۳۵۶ـ اگر چیزى را به اعتقاد این که راست است از قول خدا یا پیغمبر(صلى الله علیه وآله)نقل کند و بعد بفهمد دروغ بوده روزه اش صحیح است، ولى بع اگر چیزى را دروغ مى دانست و به خدا و پیغمبر نسبت داد و بعداً معلوم شد صحیح بوده، روزه اش اشکال دارد.

اگر چیزى را به اعتقاد این که دروغ است به خدا یا پیغمبر(ص) نسبت دهد (۱۳۵۶)
مساله ۱۳۵۶ـ اگر چیزى را به اعتقاد این که راست است از قول خدا یا پیغمبر(صلى الله علیه وآله)نقل کند و بعد بفهمد دروغ بوده روزه اش صحیح است، ولى بع اگر چیزى را دروغ مى دانست و به خدا و پیغمبر نسبت داد و بعداً معلوم شد صحیح بوده، روزه اش اشکال دارد.

نسبت دادن دروغی که دیگری ساخته به خدا و پیغمبر(ص) (۱۳۵۷)
مساله ۱۳۵۷ـ اگر دروغى را که دیگرى ساخته عمداً به خدا و پیغمبر نسبت دهد روزه اش اشکال دارد.

دروغ بستن به (ص) در جواب سوال (۱۳۵۸)
مساله ۱۳۵۸ـ اگر از شخص روزه دار سوال کنند که آیا پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) چنین مطلبى را فرموده، و او عمداً بگوید: آرى، در حالى که پیغمبر(صلى الله علیه وآله) نگفته باشد، یا بگوید: نه، درحالى که پیغمبر(صلى الله علیه وآله) گفته باشد، روزه اش اشکال دارد.

حکم ی که در نقل احکام شرعی عمداً دروغ گفته (۱۳۵۹)
مساله ۱۳۵۹ـ اگر در نقل احکام شرعیّه عمداً دروغ گوید، مثلاً واجبى را غیر واجب و حرامى را حلال ذکر کند، اگر منظورش نسبت دادن آن حکم به خدا یا پیغمبر(صلى الله علیه وآله)باشد، روزه اش اشکال داردو اگر قصدش نسبت دادن فتوا به مجتهد است کار حرامى کرده، امّا روزه اش باطل نمى شود و ى که بدون اطّلاع، حکم مشکوکى را نقل مى کند، نیز همین حکم را دارد.

رسیدن غبار غلیظ بر اثر عدم مواظبت(۱۳۶۱)
مساله ۱۳۶۱ـ هرگاه به واسطه باد یا جارو زمین، غبار غلیظى برخیزد و بر اثر عدم مواظبت به حلق برسد، روزه اش باطل مى شود (همانطور که در مساله قبل آمد)

سیگار کشیدن روزه دار (۱۳۶۲)
مساله ۱۳۶۲ـ لازم است تمام افراد از کشیدن سیگار و استعمال هر گونه دخانیات در هر حال پرهیز کنند بعلاوه سبب باطل شدن روزه مى شود بنابر احتیاط واجب و نیز احتیاط واجب آن است که روزه دار بخار غلیظ را به حلق نرساند، ولى رفتن به حمّام اشکال ندارد، هرچند فضاى حمّام را بخار گرفته باشد.

رساندن غبار غلیظ بى اختیار و بدون اراده (۱۳۶۳)
مساله ۱۳۶۳ـ اگر فراموش کند که روزه است و مواظبت نکند، یا بى اختیار و بدون اراده، غبار و مانند آن به حلق او رسد، روزه اش باطل نمى شود.

وظیفه ی که احتمال می دهد غبار یا دود به حلقش می رسد (۱۳۶۴)
مساله ۱۳۶۴ـ درجایى که احتمال مى دهد غبار یا دود به حلق برسد باید احتیاط کند، ولى اگر یقین یا گمان داشته باشد به حلق نمى رسد روزه اش صحیح است.

روزه نجات غریق (۱۳۶۷)
مساله ۱۳۶۷ـ ى که براى نجات غریق مجبور است سر را در آب فرو ببرد روزه اش اشکال دارد، ولى به عنوان نجات جان مسلمانى این کار واجب است و بعداً قضا کند.

ی که سر خود را با کلا غواصی پوشانده (۱۳۶۸)
مساله ۱۳۶۸ـ غوّاصان اگر سر خود را در کلا پنهان کنند و با آن زیر آب روند روزه آنها صحیح است

فرو رفتن سر در آب بدون اختیار یا سهواً (۱۳۶۹)
مساله ۱۳۶۹ـ اگر روزه دار بى اختیار در آب بیفتد، یا او را در آب بیندازند و سر او زیر آب رود، یا فراموش کند که روزه است سر در آب فرو برد، روزه او باطل نمى شود، ولى اگر یادش بیاید بنابر احتیاط واجب باید فوراً سر را از آب بیرون آورد.

غسل ارتماسى در حال روزه (۱۳۷۰)
مساله ۱۳۷۰ـ اگر فراموش کند که روزه است و به نیّت غسل سر را زیر آب کند روزه و غسل او هر دو صحیح است، ولى اگر بداند روزه واجب معیّن است و عمداً چنین کند بنابر احتیاط واجب هم روزه را باید قضا کند و هم غسل را دوباره انجام دهد.

فراموشى غسل براى چند روز (۱۳۷۳)
مساله ۱۳۷۳ـ اگر جنب در ماه رمضان غسل را فراموش کند و بعد از یک یا چند روز یادش بیاید، باید روزه هر چند روزى را که یقین دارد جنب بوده قضا نماید، مثلاً اگر نمى داند سه روز جنب بوده یا چهار روز، باید سه روز را قضا کند و قضاى روز چهارم احتیاط مستحبّ است.

جنب شدن براى ى که وقت براى غسل و تیمم ندارد (۱۳۷۴)
مساله ۱۳۷۴ـ ی که در شب ماه رمضان وقت برای غسل ندارد اگر خود را جنب کند، چنانچه وقت برای تیمم داشته باشد و تیمم کرده است روزه اش صحیح است هر چند کاری بر خلاف احتیاط انجام داده است.

حکم ی که خود را جنب کرده به گمان اینکه وقت دارد (۱۳۷۵)
مساله ۱۳۷۵ـ اگر گمان کند به اندازه غسل وقت دارد و خود را جنب کند و بعد بفهمد وقت تنگ بوده و تیمّم کند روزه اش صحیح است.

خو دن براى جنبى که مى داند تا صبح بیدار نمى شود(۱۳۷۶)
مساله ۱۳۷۶ـ ى که در شب ماه رمضان جنب است و مى داند اگر بخوابد تا صبح بیدار نمى شود نباید بخوابد و چنانچه بخوابد و بیدار نشود روزه اش اشکال داردو بنابر احتیاط واجب باید قضا و کفّاره به جا آورد، امّا اگر احتمال دهد که بیدار مى شود، مى تواند بخوابد، و احتیاط این است که در دفعه دوم که بیدار شد نخوابد تا غسل کند.

شخص جنبی که احتمال می دهد پیش از اذان صبح بیدار می شود(۱۳۷۷)
مساله ۱۳۷۷ـ ى که در شب ماه رمضان جنب است و مى داند یا احتمال مى دهد که اگر بخوابد پیش از اذان صبح بیدار مى شود، چنانچه تصمیم داشته باشد که بعد از بیدار شدن غسل کند و با این تصمیم بخوابد و تا اذان بیدار نشود روزه اش صحیح است، ولى اگر تصمیم بر غسل نداشته باشد یا مردّد باشد که غسل د یا نه، در این صورت اگر بیدار نشود روزه اش اشکال دارد.

شخص جنبی که قبل از اذان صبح دو یا سه بار بیدار می شود و دوباره می خوابد (۱۳۷۸)
مساله ۱۳۷۸ـ هرگاه چنین ى بخوابد و بیدار شود و بداند یا احتمال دهد که اگر دوباره بخوابد پیش از اذان صبح براى غسل بیدار مى شود چنانچه بخوابد و بیدار نشود احتیاطاً باید روزه آن روز را قضا کند، هم چنین است اگر براى دفعه سوم بخوابد و بیدار نشود، ولى در هیچ یک از اینها کفّاره بر او واجب نمى شود.

منظور از خواب أوّل (۱۳۷۹)
مساله ۱۳۷۹ـ خوابى که در آن محتلم شده خواب اوّل حساب نمى شود ولى اگر از آن خواب بیدار شود و دوباره بخوابد خواب اوّل حساب مى شود.

وظیفه روزه داری که در روز جنب شده(۱۳۸۰)
مساله ۱۳۸۰ـ هرگاه روزه دار در روز محتلم شود بهتر است فوراً غسل کند امّا اگر نکند براى روزه اش اشکالى ندارد.

اطلاع بر احتلام پس از أذان صبح(۱۳۸۱)
مساله ۱۳۸۱ـ هرگاه در ماه رمضان بعد از اذان صبح بیدار شود و ببیند محتلم شده روزه اش صحیح است، خواه بداند پیش از اذان محتلم شده، یا بعد از آن و یا شک داشته باشد.

بقاء بر جنابت در قضاى روزه هاى رمضان(۱۳۸۲)
مساله ۱۳۸۲ـ ى که مى خواهد قضاى روزه ماه رمضان را بگیرد اگر بعد از اذان صبح بیدار شود و ببیند محتلم شده و بداند پیش از اذان صبح محتلم شده، اگر وقت قضاى روزه تنگ نیست بنابر احتیاط واجب روز دیگرى را روزه بگیرد، اگر وقت قضاى روزه تنگ است مثلاً پنج روز قضا به ذمّه دارد پنج روز هم بیشتر به ماه رمضان باقى نمانده، همان روز را روزه بگیرد و روزه اش صحیح است.

پاک شدن از حیض یا نفاس قبل از أذان صبح(۱۳۸۳)
مساله ۱۳۸۳ـ اگر در ماه مبارک رمضان پیش از اذان صبح از حیض یا نفاس پاک شود و براى غسل وقت ندارد تیمّم کند و روزه اش صحیح است، امّا اگر براى هیچ کدام از غسل و تیمّم وقت ندارد باید بعداً غسل کند و روزه او نیز صحیح است.

پاک شدن از حیض یا نفاس بعد از أذان صبح (۱۳۸۴)
مساله ۱۳۸۴ـ اگر زن بعد از اذان صبح از خون حیض یا نفاس پاک شود نمى تواند روزه بگیرد، همچنین اگر در اثناء روز خون حیض یا نفاس ببیند اگر چه نزدیک مغرب باشد

کوتاهى در غسل ى که قبل از أذان پاک شده(۱۳۸۵)
مساله ۱۳۸۵ـ اگر زن پیش از اذان صبح از حیض یا نفاس پاک شود و در غسل کوتاهى کند، بنابراحتیاط واجب روزه اش باطل است، ولى چنانچه کوتاهى نکند، مثلاً منتظر باشد که حمّام باز شود یا آب حمّام گرم شود و تا اذان غسل نکند در صورتى که تیمّم کرده باشد روزه او صحیح است.

روزه زن مستحاضه(۱۳۸۶)
مساله ۱۳۸۶ـ زنى که در حال استحاضه است باید غسل خود را به تفصیلى که در احکام استحاضه گفته شد به جا آورد و روزه او صحیح است.

بقاء بر مسّ میّت در حال روزه(۱۳۸۷)
مساله ۱۳۸۷ـ ى که مسّ میّت کرده و غسل مسّ میّت بر او واجب شده، مى تواند بدون غسل مسّ میّت روزه بگیرد و اگر در حال روزه هم مسّ میّت کند روزه اش باطل نمى شود، ولى براى باید غسل کند.

اماله با مایعات (۱۳۸۸)
مساله ۱۳۸۸ـ تنقیه (اماله ) با مایعات روزه را باطل مى کند هر چند براى معالجه بیمارى و از روى ناچارى باشد، ولى استعمال شیافها براى معالجه اشکال ندارد و احتیاط واجب آن است که از استعمال شیافهایى که براى تغذیه است خوددارى شود.

قی از روی عمد(۱۳۸۹)
مساله ۱۳۸۹ـ قى از روى عمد روزه را باطل مى کند، هرچند براى نجات از مسمومیّت و درمان بیمارى و مانند آن باشد، ولى قى بدون اختیار یا از روى سهو روزه را باطل نمى کند.

وظیفه ی که می تواند از قی جلوگیری کند (۱۳۹۱)
مساله ۱۳۹۱ـ واجب نیست روزه دار با فشار آوردن به خود از قى خوددارى کند، ولى اگر ضرر و مشقّتى نداشته باشد بهتر است جلوگیرى کند.

ده غذاها و اتى که وارد گلوی روزه دار می شود (۱۳۹۲)
مساله ۱۳۹۲ـ اگر ده هاى غذا یا ه اى مانند مگس بى اختیار در گلوى روزه دار برود چنانچه بقدرى پایین برود که نمى توان آن را بیرون آورد روزه اش صحیح است و اگر بتواند آن را بیرون آورد باید چنین کند و بیرون آوردنش ضررى براى روزه ندارد، بلکه اگر در این حال فرو برد روزه اش باطل است.

آروغ زدن در حال روزه (۱۳۹۳)
مساله ۱۳۹۳ـ هرگاه یقین دارد که به واسطه آروغ زدن چیزى از گلو بیرون مى آید که به آن قى مى گویند نباید عمداً آروغ بزند، ولى اگر یقین نداشته باشد اشکال ندارد و هر گاه بر اثر آروغ زدن بدون اختیار چیزى در گلو یا دهانش بیاید باید آن را بیرون بریزد و اگر عمداً فرو ببرد روزه اش باطل است، ولى اگر بى اختیار فرو رود اشکالى ندارد.

انجام سهوی مبطلات (۱۳۹۴)
مساله ۱۳۹۴ـ هرگاه یکى از امور نه گانه اى که قبلاً گفته شد سهواً یا بدون اختیار به جا آورد روزه اش صحیح است، ولى جنب اگر بخوابد و تا اذان صبح غسل نکند روزه اش به شرحى که قبلاً گفته شد اشکال دارد.

انجام مبطلات به گمان اینکه روزه باطل شده (۱۳۹۵)
مساله ۱۳۹۵ـ اگر روزه دار سهواً یکى از کارهایى که روزه را باطل مى‏کند انجام‏ دهد و بعد به گمان این‏که روزه‏اش باطل شده دوباره یکى از آنها را عمداً بجا آورد بنابر احتیاط واجب علاوه بر ام آن روز، قضاى آن را نیز بجا می ‏آورد، ولى کفّاره ندارد.

تفاوت اجبار بر افطار و غذا ریختن در دهان صائم بدون اختیارش (۱۳۹۶)
مساله ۱۳۹۶ـ اگر چیزى را به زور در گلوى روزه دار بریزند، یا سر او را در آب فرو برند، روزه اش باطل نمى شود، ولى اگر مجبورش کنند که خودش افطارکند، مثلاً به او بگویند اگر غذا نخورى ضرر جانى یا مالى به تو مى زنیم و او براى جلوگیرى از ضرر، غذا بخورد روزه اش باطل مى شود.

حکم رفتن به جایی که انسان می داند به زور چیزی در گلویش می ریزند (۱۳۹۷)
مساله ۱۳۹۷ـ احتیاط واجب آن است که روزه دار به جایى نرود که مى داند چیزى در گلویش مى ریزند یا مجبورش مى کنند که روزه را افطارکند، امّا اگر قصد رفتن کند و نرود یا بعد از رفتن چیزى به خوردش ندهند روزه اش صحیح است.

موارد مستحبی ترک مبطلات (۱۴۷۲)
مساله ۱۴۷۲ـ براى شش گروه روزه گرفتن ممکن (صحیح) نیست هرچند مستحبّ است اعمالى که روزه را باطل مى کند ترک کنند:

۱ـ مسافرانى که در سفر روزه خود را خورده اند و پیش از ظهر به وطن یا جایى که مى خواهند ده روز اقامت کنند وارد شوند.

۲ـ مسافرانى که بعد از ظهر به وطن یا محلّ اقامت مى رسند.

۳ـ بیمارانى که قبل از ظهر بهبودى یابند، ولى کارى که روزه را باطل مى کند قبلاً انجام داده اند و نمى توانند روزه بگیرند.

۴ـ بیمارانى که بعد از ظهر خوب شوند هرچند تا آن ساعت چیزى نخورده اند.

۵ـ نى که در بین روز از عادت ماهانه، یا نفاس پاک شوند.

۶ـ افراد غیر مسلمانى که در روز ماه رمضان بعد از ظهر مسلمان شوند، ولى اگر قبل از ظهر باشد و چیزى نخورده باشند احتیاط واجب آن است که روزه بگیرند.

کارهائى که براى روزه دار مکروه است (۱۳۹۸)
مساله ۱۳۹۸ـ چند کار براى روزه دار مکروه است از جمله:

۱ـ ریختن دوا در چشم؛ اما اگر یقین دارد به فضای حلق می رسد و فرو می رود برای روزه اشکال دارد.

۲ـ سرمه کشیدن در صورتى که مزه یا بوى آن به حلق برسد.

۳ـ انجام کارهایى که باعث ضعف مى شود، مانند خون گرفتن و حمّام رفتن.

۴ـ انفیه کشیدن اگر نداند به حلق مى رسد، ولى اگر بداند به حلق مى رسد جایز نیست.

۵ـ بو گیاههاى معطّر

۶ـ نشستن زن در آب، بنابر احتیاط

۷ـ استعمال شیاف بنابر احتیاط

۸ـ تر لباس بر بدن

۹ـ کشیدن دندان و هر کارى که سبب خون آمدن از دهانو موجب ضعف شود.

۱۰ـ مسواک با چوب تازه

۱۱ـ بوسیدن همسر بدون قصد بیرون آمدن منى و هر کارى که را به حرکت در آورد، امّا اگر به قصد بیرون آمدن منى باشد روزه او باطل مى شود.

خوردن در صورت شک در صبح (۱۴۲۶)
مساله ۱۴۲۶ـ هرگاه انسان شک دارد مغرب شده یا نه نمى تواند افطارکند و اگر افطارکند هم قضا دارد و هم کفّاره.

وظیفه مجنون پس از عاقل شدن (۱۴۲۷)
مساله ۱۴۲۷ـ روزه هایى که در حال جنون به جا نیاورده بعد از عاقل شدن لازم نیست قضا کند، همچنین اگر کافرى مسلمان شود قضاى روزه هاى گذشته واجب نیست، امّا اگر مسلمانى مرتد شود و دوباره برگردد و مسلمان شود روزه هاى دوران مرتد بودن را باید قضا نماید.

وظیفه کافر پس از مسلمان شدن (۱۴۲۷)
مساله ۱۴۲۷ـ روزه هایى که در حال جنون به جا نیاورده بعد از عاقل شدن لازم نیست قضا کند، همچنین اگر کافرى مسلمان شود قضاى روزه هاى گذشته واجب نیست، امّا اگر مسلمانى مرتد شود و دوباره برگردد و مسلمان شود روزه هاى دوران مرتد بودن را باید قضا نماید.

وظیفه مسلمان پس از ارتداد (۱۴۲۷)
مساله ۱۴۲۷ـ روزه هایى که در حال جنون به جا نیاورده بعد از عاقل شدن لازم نیست قضا کند، همچنین اگر کافرى مسلمان شود قضاى روزه هاى گذشته واجب نیست، امّا اگر مسلمانى مرتد شود و دوباره برگردد و مسلمان شود روزه هاى دوران مرتد بودن را باید قضا نماید.

وظیفه انسان مست پس از هوشیارى (۱۴۲۸)
مساله ۱۴۲۸ـ هرگاه به واسطه مستى روزه او ترک شده باید قضا کند، هرچند مادّه مست کننده را از روى اشتباه و یا براى معالجه خورده باشد، بلکه اگر نیّت روزه را قبلاً کرده بعد در حال مستى روزه را تمام کند بنابر احتیاط واجب باید قضا نماید.

قضاى روزه هایى که به خاطر سفر و مرض ترک شده (۱۴۲۹)
مساله ۱۴۲۹ـ روزه هایى که به خاطر مسافرت یا بیمارى و مانند آن ترک شده باید قضا کند، امّا اگر نداند تعداد روزه هاى فوت شده چه اندازه بوده، کافى است مقدارى که یقین دارد قضا کند و اضافه بر آن واجب نیست، هرچند احتیاط مستحبّ است.

ترتیب در قضای روزه چند ماه رمضان (۱۴۳۰)
مساله ۱۴۳۰ـ اگر از چند ماه رمضان روزه قضا بر ذمّه دارد قضاى هر کدام را اوّل بگیرد مانعى ندارد، ولى اگر وقت براى قضاى رمضان آ تنگ شده باشد باید بنابر احتیاط اوّل قضاى رمضان آ را بگیرد.

افطار روزه قضا قبل از ظهر جایز است (۱۴۳۱)
مساله ۱۴۳۱ـ ى که روزه قضاى ماه رمضان را به جا مى آورد مى تواند پیش از ظهر روزه را افطارکند، به شرط این که وقت براى قضاى روزه تنگ نباشد، ولى بعد از ظهر جایز نیست، همچنین اگر قضاى روزه غیر معیّنى (مانند قضاى روزه نذر) را گرفته باشد احتیاط واجب آن است که بعد از ظهر روزه را باطل نکند.

ى که بر أثر عذر شرعى روزه نگرفته و با همان عذر فوت کرده (۱۴۳۲)
مساله ۱۴۳۲ـ ى که به واسطه بیمارى یا حیض و نفاس روزه ماه رمضان را نگیرد و پیش از پایان ماه رمضان از دنیا برود لازم نیست روزه هایى را که نگرفته براى او قضا نمایند.

وظیفه ی که تا ماه رمضان سال آینده نتواند قضای روزه های خود را به جا آورد (۱۴۳۳)
مساله ۱۴۳۳ـ هرگاه به واسطه بیمارى، روزه ماه رمضان را نگیرد و بیمارى او تا ماه رمضان سال بعد طولانى شود، قضاى روزه هایى را که نگرفته واجب نیست، فقط باید براى هر روز یک مد (تقریبا ۷۵۰ گرم) گندم یا جو و مانند آن به فقیر بدهد، ولى اگر به واسطه عذر دیگرى (مثلاً بخاطر مسافرت) روزه نگرفته باشد و عذر او تا رمضان بعد باقى بماند احتیاط واجب آن است که روزه هایى را که نگرفته بعد از ماه رمضان قضا کند و براى هر روز یک مد طعام به فقیر دهد، همچنین اگر ترک روزه بخاطر بیمارى بوده، بعد بیمارى رفع شده و عذر دیگرى مانند مسافرت پیش آمده است.

وظیفه ی که تا ماه رمضان سال آینده عمداً قضای روزه های خود را به جا نیاورد (۱۴۳۴)
مساله ۱۴۳۴ـ هرگاه روزه ماه رمضان را به واسطه عذرى نگیرد و تا رمضان آینده عمداً قضاى آن را به جانیاورد در حالى که عذرش برطرف شده، باید بعداً روزه را قضا کند و براى هر روز یک مد طعام کفّاره بدهد، همچنین اگر در قضاى روزه کوتاهى کند تا وقت تنگ شود و در تنگى وقت عذرى پیدا کند، باید بعداً هم قضا به جا آورد و هم کفّاره دهد، امّا اگر کوتاهى نکرده و اتّفاقاً در تنگى وقت عذرى پیدا شده فقط قضا لازم است.

وظیفه ی که عذر چند ساله اش برطرف شده (۱۴۳۵)
مساله ۱۴۳۵ـ هرگاه بیمارى انسان چند سال طول کشد و بعداً خوب شود اگر تا رمضان آینده به مقدار قضا وقت باقى است باید فقط قضاى رمضان آ را بگیرد و براى هر روز از سالهاى پیش یک مد طعام بدهد

وظیفه ی که روزه ماه رمضان را چند سال به تأخیر انداخته (۱۴۳۶)
مساله ۱۴۳۶ـ هرگاه قضاى روزه ماه رمضان را چند سال به تاخیر اندازد باید قضا را به جا آورد و براى هر روز یک مد طعام به فقیر دهد و با گذشت سالها کفّاره متعدّد نمى شود.

کیفیت پرداخت کفاره (۱۴۳۷)
مساله ۱۴۳۷ـ لازم نیست کفّاره هر روز را به یک فقیر بدهد، بلکه مى تواند کفّاره چندین روز را به یک نفر بدهد و اگر مقدارى نان دهد که گندم آن به اندازه یک مد باشد کافى است، ولى پول آن را نمى تواند بدهد مگر این که اطمینان داشته باشد آن را براى ید نان مصرف مى کند.

قضاى روزه هاى پدر و مادر بر پسر بزرگتر (۱۴۳۸)
مساله ۱۴۳۸ـ بعد از مرگ پدر یا مادر باید پسر بزرگتر قضاى و روزه آنها را به شرحى که در مسائل قضاى گفته شد (۱۲۰۵) به جا آورد.

وظیفه ولىّ میّت در صورت شک در اشتغال ذمه میّت (۱۴۳۹)
مساله ۱۴۳۹ـ اگر ولى میّت نداند که میّت قضاى روزه بر ذمّه دارد یا نه، واجب نیست براى او قضا بگیرد و اگر اجمالاً بداند مقدارى قضاى روزه بر ذمّه اوست باید به اندازه اى که یقین دارد به جا آورد و بیش از آن لازم نیست

عدم جواز روزه برای مسافر(۱۴۴۰)
مساله ۱۴۴۰ـ شخص مسافر (با شرایطى که در مساله مسافر گفته شد) نباید روزه بگیرد، و بطور کلّى در هر موردى ش ته است روزه را باید ترک کرد و در جایى که را باید تمام بخواند (مانند ى که شغلش مسافرت است و یا در محلّى قصد ماندن ده روز کرده) باید روزه را بگیرد.

حکم سفر در ماه رمضان (۱۴۴۱)
مساله ۱۴۴۱ـ مسافرت در ماه رمضان حرام نیست، ولى اگر براى فرار از روزه باشد مکروه است.

حکم سفر در روزى که روزه غیر رمضان بر انسا?

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : احکام - روزه ,مساله ,رمضان ,براى ,واجب ,باطل ,احتیاط واجب ,روزه بگیرد ,روزه اش باطل ,بنابر احتیاط ,روزه گرفتن ,باطل مى کند انجام ,مى کند انجام نداده ,روزه

دلها

بامداد روز گذشته منابع خبری صهیونیستی از شلیک بیش از 50 فروند موشک از خاک به سمت ۴ مقر مهم نظامی رژیم صهیونیستی در جولان ی خبر دادند. در پی این حملات، آژیرهای هشدار در جولان ی به صدا درآمد.

صفحه منتسب به سلیمانی پس از این حملات، تصویری را به اشتراک گذاشت که نابودی رژیم گر قدس را نشان می داد. امروز پس از گذشت یک روز از انتشار این تصویر و به جهت مضمون ضد ی آن، صفحه منتسب به سلیمانی توسط اینستاگرام غیرفعال شد.

پیش از این نیز این صفحه چندین بار به دلیل انتشار تصاویر و هایی با چنین مضامینی بسته شده بود.


عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : دلها - صفحه ,صفحه منتسب

مذهبی

المؤمنین چه ی را حصر کرد؟

تا ریخ گویای وقایع و حوادث پندپذیر و آموزنده برای بشریت می باشد. از جمله این ها می توان به برخورد علی (ع) با مخالفان و معاندان اشاره نمود. در دوران حکومت کوتاه مؤمنان علیه السلام به دلیل مخالفت گروه های گوناگون با آن حضرت، زمینه نمایش سیره عملی ان الهی در برخورد با مخالفان بیش از زمان دیگر ان علیهم السلام پدید آمد. لذا بررسی این دوره از تاریخ در ترسیم اصل فوق، اهمیت بسزایی دارد. زمانی که مومنان علی (ع) در سال 35 هجری قمری حکومت را به دست گرفت عده ای به مخالفت و معاندت با حضرت برخاستند.[1] در همان دوران بود که مقابله با المؤمنین علی (ع) و حکومت او چهره ای نظامی و جنگ طلبانه به خود گرفت.


حضرت علی (ع) در دوران حکومت خود با سه گروه سرکش روبه رو شد که خواسته ی آن ها تکرار وضع زمان حکومت خلیفه سوم بود: بذل و بخشش های بی جهت، اسراف کاری، تثبیت حکومت افراد نالایقی چون معاویه و تحکیم فرمانروایی استانداران حکومت پیشین. در این میان ناکثین یا گروه پیمان شکن؛ با ی طلحه و زبیر که در سایه احترام عایشه، همسر اکرم (ص)، و کمک های بی دریغ بنی امیه که در حکومت علی (ع) دستشان از همه جا کوتاه شده بود، بزرگی برای تصرف کوفه و بصره ترتیب دادند، خود را به بصره رساندند و آن را تصرف د. از طرفی قاسطین یا گروه ستمگر؛ که رئیس این گروه معاویه بود با فریب و نیرنگ، حدود دو سال و بلکه تا پایان عمر علی (ع)، فکر آن حضرت را به خود مشغول ساختند. در نهایت نیز مارقین یا گروه خارج از دین؛ که اینان همان گروه «خوارج» هستند تا پایان نبرد صفین در رکاب علی (ع) بودند و به نفع آن حضرت شمشیر می زدند، ولی فریبکاری معاویه سبب شد بر خود شورش کنند و گروه سومی تشکیل دهند که هم بر ضد ، و هم بر ضد معاویه باشند. علی (ع) با این گروه در منطقه ای به نام نهروان[2] رو به رو شد و جمع آن ها را متفرق ساخت. اما سرانجام یکی از همین خوارج، او را به شهادت رساند.

علی (ع) در برخورد با مخالفان خویش سه راهبرد اساسی داشت: گفت وگو؛ مدارا؛ برخورد قاطع.[3] تلاش اولیه مؤمنان، پاسخگویی به شبهات مخالفان بود و می کوشید راهی برای پایان بخشیدن مسالمت آمیز به نزاع و دشمنی بیابد. اگر از این راه نتیجه دلخواه به دست نمی آمد، با مخالفان خود، تا جایی که به امنیت و وحدت جامعه ی آسیبی نمی رسید، مدارا از شدت و اتخاذ اقدامات قهرآمیز پرهیز می کرد. سرانجام اگر مخالفان دست به قیام علیه حکومت س می زدند و امنیت ا و راه ها را به خطر می انداختند، نوبت به برخورد قاطعانه می رسید. البته (ع) در این مرحله نیز هیچ گاه از ارشاد و راهنمایی دشمنان غفلت نمی کرد[4].

1- گفت و گو: علی (ع) با طلحه و زبیر بارها به گفت وگو نشست و برای هدایت آنان از هیچ کوششی دریغ نورزید؛ به گونه ای که حتی به آنان پیشنهاد کرد بخشی از دارایی شخصی را از آن حضرت بگیرند و از زیاده خواهی و تصرف در اموال عمومی درگذرند. اما آنان همچنان برخواسته خود پای می فشردند و سهم بیش تری را از بیت المال می خواستند.[5] طلحه و زبیر عد را تاب نیاوردند و ی عظیم برای مبارزه با آن حضرت آراستند؛ اما مؤمنان همچون گذشته به روشنگری خویش ادامه داد و با فرستادن نامه ها و سفیران خود، از آنان خواست که دست از هواهای نفسانی خود بردارند و به عهد و پیمان نخستین خویش باز گردند.[6] در گیر و دار جنگ جمل نیز علی (ع) از ارشاد و راهنمایی دشمنان خویش دست نکشید و سرانجام با یادآوری حدیثی از رسول خدا (ص) زبیر را از ادامه جنگ منصرف کرد.[7] (ع) در برخورد با معاویه نیز همین شیوه را در پیش گرفت و در چندین نامه، فضایل خویش را برشمرد و معاویه را به تقوای الهی و پرهیز از دنیاطلبی فراخواند و از دنبال چیزی که شایستگی آن را ندارد، بر حذر داشت.[8]

2- مدارا: علی (ع) نخست مخالفان خود را از راه مذاکره، نصیحت می کرد و اگر این شیوه کارگر نمی افتاد، راه مدارا و بردباری را پیشه می گرفت برخی از یاران از وی می خواستند تا با انی که از بیعت با او روتافته اند، بصورت قهرآمیز رفتار کند و دست کم آنان را زندانی کند؛[9] اما این نظر را نمی پسندید و به صراحت اعلام می داشت که هر تا زمانی که به رویارویی علیه حکومت ی برنخیزد، در امان خواهد بود.

3- برخورد قاطع: هنگامی که مذاکره با مخالفان به جایی نرسید و برخورد مسالمت آمیز به سوء استفاده آن انجامید، علی (ع) دست به شمشیر برد و با همان قاطعیتی که در نبردهای صدر از خود به نمایش گذاشته بود، به رویارویی با جنگ افروزان پرداخت. نمونه ای از این قاطعیت و دلیری در پاسخ مؤمنان به معاویه آشکار است: «گفتی که من و یارانم را پاسخی جز شمشیر نیست؛ راستی که خند از پس آن که اشک ریز . کی پسران عبدالمطلب را دیدی که از پیش دشمنان پس روند و از شمشیر ترسانده شوند!... زودا ی را که می جویی تو را جوید، و آن را که دور می پنداری به نزد تو راه پوید. من با لشکری از مهاجران و انصار و تابعین آنان که راهشان را به نیکویی پیمودند، به سوی تو می آیم؛ لشکری بسیار ـ و آراسته ـ و گرد آن به آسمان برخاسته. جامه های مرگ بر تن ایشان، و خوش ترین دیدار برای آنان دیدار پروردگارشان. همراهشان فرزندان «بدریان» اند و شمشیرهای «هاشمیان» که می دانی در آن نبرد تیغ آن «رزم آوران» با برادر و و جد و خاندان تو چه کرد و [ضرب دست آنان] از ستمکاران دور نیست [و امروزشان با دیروز یکی است]». [10]

لازم به ذکر است که مجازات حصر وطرد یکی دیگر از راهبردهای اساسی بود که علی (ع) در خصوص برخورد با مخالفان خود اتخاذ نمود. بطوری که علی (ع) نزد عایشه که در بصره و در خانه عبد الله بن خَلف خُزاعی بود آمدند؛ علی (ع) فرموند: «ای حُمَیرا! ازاین حرکت دست برنمی داری؟ عایشه گفت: ای پسر طالب! قدرت یافتی، پس نرمی به ج ده! علی (ع) فرمود: به سوی مدینه حرکت کن و به همان خانه ات بازگرد که خدا (ص) تو را دستور داد که در آن بنشینی.[11]

با مقایسه رفتار المؤمنین در برابر معاویه و مخالفینی چون عایشه، اصحاب جمل و خوارجیان می توان بدین پی برد که حضرت (ع)، معاویه و دستگاه حاکم بر شام را بعنوان فتنه قلمداد کرده[12] و در برابر ریشه کنی آن هیچگونه مصلحتی را نمی پذیرد در حالی که حضرت بعد از جنگ جمل و جنگ خوارج عفو عمومی صادر می نمایند بگونه ای که عایشه آن چنان تحت تأثیر برخورد کریمانه و بزرگوارانه حضرت علی (ع) قرار گرفت که پس از جنگ می گفت: «آرزو داشتم 20 سال قبل از آن حادثه مرده بودم.»[13].

جواد (ع) در پاسخ به سؤالات یحیی بن اکثم در باب تفاوت رفتار المؤمنین علی (ع) می فرمایند: «اما اینکه گفتی مؤمنان (ع) اهل صفین را چه در حال پیشروی و چه در حال فرار می کشت و به مجروحان تیر خلاص می زد ولی در جنگ جمل هیچ فراری را تعقیب نکرد و هیچ مجروحی را نکشت و هر اسلحه خود را بر زمین گذاشت و یا به خانه اش رفت، امان داد به این دلیل بود که اهل جمل پیشوایشان کشته شده بود و گروهی نداشتند که به آن ها ملحق شوند و همانا به خانه هایشان بازگشتند بدون اینکه مخالف و محارب باشند و به اینکه از آنان دست برداشته شود راضی و خشنود بودند، پس حکم این ها این است که شمشیر از میانشان برداشته شود و از آزار و اذیتشان خودداری شود چرا که در پی اعوان و انصاری نیستند. ولی اهل صفین به سوی گروهی آماده و ی باز می گشتند که آن اسلحه و زره و نیز شمشیر برایشان فراهم می کرد، از بخشش های خود آن ها را سیراب می کرد، برایشان قرارگاه و منزلگاه آماده می کرد، از بیمارانشان عیادت می کرد و... بنابراین حکم آن ها ی ان نیست.»[14].

تعدد و گوناگونی برخورد علی (ع) در خصوص مخالفان حکومت خود اشعار بر ضرورت، اهمیت و جایگاه مصلحت در دستگاه شیعه دارد. بطوری که حاکم جامعه ی می تواند بر سبیل مصلحت حکم نموده و به جای اجرای مجازات اصلی معاندان و مخالفان، مجازات حصر و عدم دخ آن ها در امور اجتماعی را در نظر بگیرد. آنچه در ماجرای عایشه همسر صورت پذیرفت موید همین امر بود.

با توجه به آنچه که ذکر شد نگارنده اعتقاد دارد علی (ع) در خصوص برخورد مخالفان با تمسک به دو اصل اخلاق مداری[15] و عدم دستگیری مخالفان قبل از اظهار مخالفت[16]، با سیاست گفت و گو و مدارا، سعی در هدایت و زدودن های جهل و نادانی آنان داشت بطوری که ایشان با این اقدام تلاش می نمودند تا زمینه های انحراف آن ها و انی که به دلیل ناآگاهی و بی خبری تحت تأثیر افکار آن ها قرار گرفته اند را از بین ببرند از این رو حضرت تا زمانی که مخالفان دست به قیام نزدند با کمال بزرگواری با آنان برخورد کرد. در پایان باید اشاره داشت که به نظر می رسد ایران با تمسک به سیره علوی نیز چنین رفتاری را با مخالفان، معاندان انجام داده است بطوری که علیرغم اینکه ایران می توانسته با فتنه گران برخورد قاطع نماید اما به دلیل ناآگاهی، کج شی و غفلت برخی از آنان؛ بر پایه مماشات و مسالمت با آنان برخورد نموده است، که این نوع برخورد ی در بر گرفته از سیره رفتاری علی (ع) در برخورد با مخالفان خود است.*

پی نوشت ها:

[1] علی (ع) در خطبه 3 نهج البلاغه این موضوع را برای ما چنین بیان می کنند: فلما نهضت بالامر نکثت طائفة و مرقت ا ی و قسط آ ون. (نهج البلاغه، خطبه 3)
[2] نبرد صفین در منطقه ای میان عراق و شام بین علی (ع) و همین گروه به سرکردگی معاویه رخ داد که در آن، خون بیش از صد هزار مسلمان ریخته شد. در این نبرد که به جنگ جمل مشهور است، طلحه و زبیر کشته شدند و شان پراکنده شد و گروهی به اسارت در آمدند که بعداً مورد عفو (ع) قرار گرفتند.
[3]اطلاعات بیشتر در: احمدحسین شریفی و حسن یوسفیان، علی (ع) و مخالفان.
http://imamalinet.net
[4] علی (ع) در مورد خوارج فرمودند: «الا ان لکم عندی ثلاث خلال ما کنتم معنا; ان نمنعکم مساجد اللهان یذکر فی ها اسمه و لانمنعکم فیئا ما کانت ایدیکم معنا و لا نقاتلکم حتی تقاتلوا (ابن اثیر, الکامل فی اریخ, ج 2, ص 398) آگاه باشید تا با ماهستید (نه بر ما و مخالف مسلحانه) شما را از سه حق ممنوع نخواهم کرد: 1)- شما را از حضور در مسجد برای یاد خدا ممنوع نخواهیم کرد 2- حقوقتان را مادامی که با ما هستید قطع نخواهیم ساخت 3- تا وقتی که دست به سلاح نشدید با شما نخواهیم جنگید. لازم به ذکر است که شهید مطهری (ره) دو ویژگی گفت گو و مدارا را که در متن ذکر شد به نیروی جاذبه علی (ع) تعبیر می نماید و ویژگی سوم که عبارت باشد از برخورد قاطع را نیروی عه علی (علیه ) می نامد. (مرتضی مطهری، جاذبه و عه علی (علیه )، ص 50)
[5] الموفق بن أحمد بن محمد الخوارزمی، المناقب، ص 178.
[6]ابن قتیبه، ال ة والسیاسة، ج 1، ص 70.
[7]بلاذری، انساب الاشراف، ج 3، ص 50 ـ 52.
[8] ابن الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 16، ص 133.
[9]الدینوری احمد بن داوود، احمد، الاخبار الطوال، ص 143.
[10]نهج البلاغه، نامه 28.
[11]تاریخ الیعقوبی: ج 2 ص 183. در خصوص کیفیت ورود عایشه (همسر اکرم (ص)) رک: مروج الذهب، مسعودی، ج 2، ص 377.
[12]. «الا و ان اخوف الفتن عندی علیکم فتنة بنی امیة فانها فتنة عمیاء مظلمة» (3) ولی فتنه و داستان خوارج آنقدر خطر بزرگی نیست، یعنی بزرگ است اما از آن بزرگ تر و خطرناک تر فتنه بنی امیه است. (نهج البلاغه فیض ال ، خطبه ی 92)
[13]. ابن الحدید، شرح نهج البلاغه، دارالکتب العلمیة، ج 1، ص 264؛ سیدمحسن امین، اعیان الشیعه، دار عارف للمطبوعات، ج 4، ص 307.
[14]. وسائل الشیعة، ج 11، ص 56، باب 24 من ابواب جهاد العدو، حدیث 4.
[15]حضرت علی (ع) درعهدنامه خود به مالک اشتر می فرمایند: مهربانی، عطوفت و نرم خویی با مردم را در دل خود جای ده [از صمیم قلب آنان را دوست بدار و به ایشان نیکی کن نسبت به ایشان به سان درنده ای مباش که خوردن آنان را غنیمت شماری. زیرا مردم دو گروه اند، دسته ای برادر دینی تو هستند و گروه دیگر در آفرینش همانند تو. اگر گناهی از ایشان سر می زند، عیب هایی برایشان عارض می شود و خواسته و ناخواسته خطایی انجام می دهند، آنان را عفو کن و از خطاهایشان چشم بپوش همان گونه که دوست داری خداوند تو را ببخشد و از گناهانت چشم پوشی کند، (نهج البلاغه/ نامه 53)
[16] المومنین علی (ع) فرمودند: «ای فرزند عباس! آیا به من دستور می دهی قبل از نیکی و احسان، به ظلم و گناه اقدام کنم و بر اساس گمان و اتهام قبل از ارتکاب جرم مؤاخذه کنم. (شیخ مفید، الجمل، مکتبة الاعلام ال ی، ص 166 ـ 167). برخی فقهای اهل سنت معتقدند: " قول صحیح از نظر ما این است که علی (ع) هیچ گاه مخالفانش را بدون اخطار اولیه نکشت، بعد از ش ت آن ها را به بردگی نگرفت، اسیران را نکشت، فراریان و مجروحان را تعقیب ننمود و اموال مخالفان را ضبط و توقیف نکرد. " (قاضی ابو یوسف، ال اج، ص 59)

صادق آزادفر: دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم شناسی صادق

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : مذهبی - ,برخورد ,مخالفان ,آنان ,حکومت ,حضرت ,برخورد قاطع , ,همسر , مؤمنان ,دستگاه , ایران

شکوه فقاهت

25 اردیبهشت مصادف با سالروز لغو امتیاز تنباکو به واسطه فشار ناشی از فتوای میرزای مرجع وقت شیعیان جهان است.

ت انگلیس در پی سفر سوم ناصرالدین شاه به اروپا در سال 1269 هجری شمسی که به تشویق مختار انگلیس در ایران، سر هنری درومند ولف انجام گرفته بود، فرصت مناسب را برای ب امتیاز انحصار توتون و تنباکو به دست آورد و ماژور جرالد تالبوت از نزدیکان و مشاوران لرد سالیسبوری (نخست و خارجه انگلیس) را مأمور کرد تا زمینه انعقاد قرارداد انحصاری توتون و تنباکو با ایران را آماده کند.

ناصرالدین شاه که برای تأمین هزینه سفرهای خود به اروپا با مشکلات مالی مواجه بود، پس از مراجعت از سفر اروپا به ایران قراردادی را با طرف انگلیسی به امضا رساند که براساس آن امتیاز تجارت توتون و تنباکو به مدت 50سال به ماژور جرالد تالبوت اعطا شد. مطابق با این قرارداد، شرکت رژی متعهد شده بود که به ازای انحصار ید و فروش توتون و تنباکوی ایران به مدت پنجاه سال، سالانه مبلغ 15هزار لیره انگلیس به همراه یک چهارم سود خالص خود را به شاه بپردازد.

در سال 1269، رو مه فارسی زبان اختر که در عثمانی (ترکیه کنونی) منتشر می شد، طی مصاحبه ای با تالبوت، تفاوت فاحش امتیاز دخانیات ایران را با امتیازی که کمپانی رژی از عثمانی گرفته بود، یادآور شد و با انتقادات گسترده از ت، تبعات و پیامدهای قرارداد را برای مردم روشن ساخت. با توجه به این مطلب که توتون و تنباکو از مهمترین اقلام تجاری و صادراتی ایران بود و حدود 200هزار تن به کشت و ید و فروش آن اشتغال داشتند، روز 15 اسفند سال 1269 تاجران توتون و تنباکو در حرم شاه عبدالعظیم بست نشستند و طی دادخواستی اعلام د به هیچ عنوان با شرکت رژی کنار نخواهند آمد.

نخستین اعتراض ها به ی ت، توسط آیت الله سید علی اکبر فال اسیری داماد میرزای و از علمای برجسته شیراز آغاز شد. علی رغم تمام خشونت های حکام، مقاومت مردمی ادامه یافت و قیام مردم شیراز به تبریز، مشهد، اصفهان، تهران و دیگر نقاط ایران گسترش یافت.

برخی علمای تأثیرگذار در به نتیجه رسیدن حکم تحریم تنباکو

در تبریز، مردم به ی آیت الله حاج میرزا جواد آقامجتهد تبریزی به مقابله با قرارداد برخاستند و ضمن کندن و نمودن اعلامیه های کمپانی از روی دیوار، از پذیرفتن خارجیان نیز خودداری د. علمای اصفهان برای اولین بار در منطقه خود استعمال دخانیات و تنباکو را تحریم و کارکنان رژی را نجس اعلام د، بدین ترتیب تولیدکنندگان تنباکو، محصول خود را یا به آتش کشیدند یا بین فقرا تقسیم د و از معامله با کمپانی رژی خودداری ورزیدند.

در این ایام سید جمال الدین اسدآبادی نیز که به دعوت ناصرالدین شاه در تهران به سر می برد، به مخالفت علنی با امتیاز پرداخت و در پی صدور اعلامیه ای بر در مساجد، کاروانسراها و سفارتخانه ها با این مضمون که «به چه حقی ید و فروش تنباکویی که یدار و مصرف کننده آن ایرانی است به بیگانه واگذار شده است»، از ایران ا اج شد.

آیت الله سید محمدحسن معروف به میرزای از همان ابتدا به واسطه نامه هایی که از علمای ایران دریافت می کرد و از طریق اخباری که آیت الله سید علی اکبر فال اسیری و آقامنیرالدین بروجردی اصفهانی به وی می رساندند، از این امتیاز مطلع شده بود، از این رو میرزا رضا، هم زمان با شروع ناآرامی در تبریز در 17 تیرماه 1270 هجری شمسی با ارسال تلگراف مفصلی به شاه، ضمن اشاره به مفاسد اجازه مداخله خارجی ها در ایران به اعطای امتیازات نیز توجه نمود و همه آن ها را منافی صریح قرآن، نوامیس الهیه و استقلال ایران خواند. شاه به تلگراف میرزا پاسخ نداد و برای توجیه اقدامات ت و ذکر دلایل اعطای امتیاز و مشکلات ناشی از لغو آن، میرزا محمود خان مشیرالوزاره کا رداز ایران در بغداد را نزد میرزای در سامرا فرستاد.

در نهایت با مخالفت شاه با ملغی امتیاز تنباکو، میرزا رضای در فتوایی تاریخی، استعمال توتون و تنباکو را در حکم محاربه با زمان علیه السلام اعلام کرد. "بسم الله الرحمن الرحیم، الیوم استعمال تنباکو و توتون بِأَیِ نحوٍ کان در حکم محاربه با زمان صلوات الله علیه است.

حکم تحریم توتون و تنباکو که منتسب به میرزای است

بلافاصله پس از صدور فتوا، مأموران حکومت موظف شدند که از انتشار این حکم و آگاهی مردم نسبت به آن ممانعت به عمل آورند اما این اقدام حکومت نیز فایده ای نداشت و مردم از همه اصناف حتی اقلیت های مذهبی مبارزه علیه این قرارداد را یک وظیفه شرعی و تکلیفی الهی دانستند و قلیان ها را ش ته و توتون و تنباکو را به آتش کشیدند. حرم سرای شاه نیز از استعمال دخانیات پرهیز د. انیس ال ه، سوگلی ناصرالدین شاه دستور جمع آوری قلیان ها را صادر کرد.

سرانجام ناصرالدین شاه در 16 دی 1270 در دستخطی به امین السلطان لغو کامل امتیاز را اعلام کرد تا وی به آگاهی علما و مردم برساند. ولی مخالفان آرام نگرفتند و عزل امین السلطان که از نظر آنان حامی امتیاز بود و لغو تمام قراردادهایی را که با خارجیان منعقد شده بود خواستار شدند، بدین ترتیب درنتیجه لغو امتیاز تنباکو، حکم تحریم تنباکو نیز پس از 55 روز از سوی علما لغو شد.

بی تردید نهضت تنباکو پیامدهای مهمی نظیر استبدادگریزی، مقابله با استیلای بیگانه، همگانی بودن نهضت و اتحاد گروه ها و اصناف مختلف را در پی داشت. در واقع تنباکو اولین مقاومت همگانی مردم ایران در برابر بیگانگان و استبداد شاهی بود که نقش بسزایی در پیروزی های مردمی بعدی به ویژه نهضت مشروطه داشت.

منبع: تسنیم
عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : شکوه فقاهت - تنباکو ,توتون ,امتیاز ,مردم , ,علمای ,میرزای ,امتیاز تنباکو، , زمان ,به آتش کشیدند ,استعمال دخانیات

فرهنگی

 اخیر درباره مستقل شدن قم صرفاً ناآگاهى بود؛ در فضاى مجازى به آن دامن زدند / مرجعیت مرز خاصى ندارد؛ ما حق داریم مصالح مقلدان خود در بحرین و و یمن را تذکر دهیم؛ این عقیده کجا و عقیده «واتیکان شدن قم» کجا

آیت الله مکارم شیرازى در درس خارج با بیان اینکه قم واتیکان نیست گفت : صحبت های شنیده شده اخیر را هرگز حمل بر اغراض و سوء نیت نمى کنیم، بلکه صرفاً ناآگاهى بوده است ولى در فضاى مجازى به آن دامن زده اند.

به گزارش «انتخاب»، آیت الله مکارم در ابتدای درس خارج خود که در مسجد اعظم قم برگزار شد، گفت: در زمان شاه هنگامى که بحث هاى انقلابى اوج گرفت از سوى ت به حوزه علمیه پیشنهاد شد که ما قم را به عنوان یک کشور مستقل مانند واتیکان در اختیار علما و مراجع مى گذاریم و آن را به رسمیت مى شناسیم. براى خود مجلس قانونگذارى داشته باشد، پول آن مستقل و به تمام کشورهاى جهان بفرستد.

وی افزود: هدف آن ها چه بود؟ این بود که مرجعیت و حوزه را به کلى منزوى کنند و لذا این پیشنهاد شدیداً رد شد.

این مرجع تقلید ادامه داد: اگر چنین چیزى صورت مى گرفت، مفهومش این بود که علما و مراجع، حق ندارند درباره ایران نظرى بدهند، زیرا از قبیل دخ یک کشور بیگانه در امور داخلى ایران است. آنها نمى توانند از افراد خود ى را به مجلس بفرستند یا علماى قم در خبرگان و شوراى نگهبان دخ کنند، چراکه تعلق به یک کشور دیگر دارند نه کشور ایران و نیز ائمه و مسئولین سیاسى عقیدتى و قضات و اساتید هیچ کدام نمى توانستند از حوزه علمیه قم انتخاب شوند، چون جزء کشور ایران نبودند. اگر مردم قم مى خواستند به تهران و اصفهان و مشهد بروند باید گذرنامه بگیرند و مردم قم نمى توانستند از آب و برق و گاز سراسرى نمى توانند استفاده کنند چون یک کشور بیگانه اند. عجب پیشنهاد خطرناکى بود.

آیت الله مکارم اضافه کرد: متأسفانه اخیراً این سخن از سوى بعضى شنیده شد که هرگز حمل بر اغراض و سوء نیت نمى کنیم، بلکه صرفاً ناآگاهى بوده است ولى در فضاى مجازى به آن دامن زده اند.

وی با اشاره به نقش مرجعیت در جهان ، خاطرنشان د: ما برخلاف این گونه حرف ها مى گوییم مرجعیت تعلق به تمام جهان و شیعه دارد و مى تواند مصالح و منافع و خطرات آن ها را گوشزد کند. هنگامى که به ما مى گفتند چرا در امر بحرین و و یمن دخ مى کنید مى گفتیم مرجعیت مرز خاصى ندارد. مقلدین ما در تمام این کشورها هستند و ما حق داریم مصالح آن ها را تذکر دهیم و در نگرانى هاى آنها نگران باشیم. این عقیده کجا و عقیده واتیکان شدن قم کجا!

وی در پایان عنوان داشتند: ما به همین دلیل بارها به مسئولین محترم تذکر داده ایم که به قم به عنوان یک شهر معمولى نگاه نکنند، زیرا تعلق به تمام جهان دارد، آبروى آن آبروى جهان تشیع است. در سال پانزده میلیون نفر به زیارت کریمه اهل بیت(س) و مسجد جمکران مى آیند، حوزه علمیه قم که به تمام اى داخل کشور و مناطق زیادى از خارج کشور عالم و مبلّغ مى فرستد در جهان از نظر جمعیت و کیفیت بى نظیر است. باید به این امور توجه داشت و إن شاء الله این مرکز ى و شیعى همیشه آبرومند باشد نه یک کشور مستقل.

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : فرهنگی - کشور ,جهان ,تمام ,مرجعیت ,الله ,حوزه ,حوزه علمیه ,الله مکارم ,جهان ,کشور مستقل ,کشور ایران ,الله مکارم ,بلکه صرفاً ناآگاهى

تلنگر

«ورود به شمیرانات برای زوج ها ممنوع!» اگر این جمله برای شما هم خنده دار است، باید بدانید طبق آ ین آمار منتشر شده در مناطق بالاشهر تهران به ازای هر ۱۰۰ ازدواج، ۶۷ طلاق به وقوع می پیوندد که نشان می دهد بیکاری و فقر، تنها عوامل ج نیست و ثروت به تنهایی نمی تواند ضامن موفقیت یک زندگی مشترک باشد. در ادامه، مروری داریم بر چند داستان واقعی از زوج هایی که وضع مالی شان خوب بوده و طلاق گرفته اند. در خور ذکر است این داستان ها سرگذشت زوج هایی است که به مشاوران «زندگی سلام» مراجعه کرده اند. سپس نظر دو مشاور خانواده را درباره دلایل طلاق در زندگی هایی که مشکلات مالی مطرح نیست، خواهید خواند.

ماهانه 10 میلیون جی به من می داد اما...

مرجان ۲۸ ساله که ازدواج کوتاه مدتی را تجربه کرده و در دوران عقد به آن خاتمه داده است، این گونه می گوید: «من خیلی ناآگاهانه و صرفا به دلیل داشته ها و وضع اقتصادی بسیار خوبی که همسرم داشت، وارد مرحله آشنایی با او شدم. روزهای ابت شروع رسمی زندگی مان هم به خیال یک سری توهماتی که امید به تغییرش داشتم، دلخوش تا چند ماه به زندگی ادامه دادم اما کم کم نقاب های شوهرم کنار رفت.» او که ادعا می کند ماهانه بیش از 10 میلیون تومان از شوهرش فقط برای ج های دم دستی اش می گرفته است، ادامه می دهد: «پول ضامن خوشبختی ام نبود. زندگی مشترکم خیلی زود به دلیل رفیق بازی های همیشگی شوهرم به ته خط رسید. رفیق هایی که از لحاظ اخلاقی به هیچ اصولی پایبند نبودند. این اوا وقتی از او خواستم کمتر با آن ها رفت و آمد کند، مدعی شد که به ارتباط های غیر اخلاقی در پارتی ها، معتاد شده است اما من جایگاه دیگری برایش دارم.» مرجان در پایان می گوید: «خلاصه از تاهل و شوهرداری و داشتن یک زندگی خوب، چیز خاصی نصیبم نشد و الان هم از وضعیت روحی مناسبی برخوردار نیستم و اعتماد به جنس مخالف را به کلی از دست دادم و بعید می دانم دوباره بتوانم ازدواج کنم.»


کادوی تولدم یک ل وس 400 میلیونی بود اما...

نادر ۲۵ ساله که پدرش کارخانه دار محسوب می شود، تنها یک سال به زندگی با دختری ادامه داده که آرزوی ازدواج با او را داشته است. نادر درباره وضعیت مالی خودش و خانواده همسرش می گوید: «بگذارید راحت تان کنم. آ ین کادوی تولد پدرخانمم به من، یک ل وس 400 میلیون تومانی بود و آ ین کادوی تولد من هم برای همسرم، یک سرویس طلا بود که بیش از 200 میلیون تومان یدم.» در این شرایط من توقع نداشتم همسرم خودش را عقل کل بداند. او خودش را آدمی متفاوت تر و عاقل تر از من می دید و این برای من قابل تحمل نبود. در هر موضوعی نظر می داد و معتقد بود فقط حرف خودش درست است. ما حرف یکدیگر را نمی فهمیدیم و هر روز بر سر مسائل جزئی با یکدیگر بحث داشتیم.


قیمت خانه مان بیش از 5 میلیارد است اما...

آرزو از جمله نی است که برای اشتغال و ادامه تحصیل خود اهمیت زیادی قائل است. او علت ج خود از شوهرش را چنین بیان می کند: «مجید از اول به من قول داده بود می توانم ادامه تحصیل بدهم و سرکار بروم ولی الان هر روز با بهانه ای مانع من می شود. او با این بهانه که نیاز مالی نداریم، مانع من می شود اما من دلیلش را می دانم. او می خواهد من زیر بلیت او باشم و من به هیچ وجه زیر بار این حرف زور نمی روم.» آرزو درباره شرایط مالی شان و این که برای چقدر حقوق سر کار می رفته است، می گوید: «قیمت خانه مان که نصفش به نام من بود چون پدرم در یدش کمک مان کرد، بیش از پنج میلیارد تومان است. تصور این که من برای پول سر کار بروم، خنده دار نیست؟ من دوست ندارم مانند مادر مجید در خانه آشپزی و گردگیری کنم. ما خدمتکار داریم و همه این کارها را انجام می دهد. کاری هم که دنبالش بودم، در یک شرکت تحقیقاتی بود و ج ماهانه خودم از آن در می آمد. گفته بودند تا هشت میلیون برای هر ماه، پرداخت خواهند کرد.»

هر سال وسایل خانه را عوض می اما...

آرمان 31 ساله، توانایی برآورده توقعات بیش از حد همسرش را نداشت و از او طلاق گرفت. شاید تصور کنید که او با حقوق قانون کار، زندگی اش را می گذرانده که نتوانسته خواسته های همسرش را برآورده کند اما سخت در اشتباهید! عوض سالانه وسایل خانه و چشم و هم چشمی های عجیب و غریب سارا، باعث شد درآمد رئیس یک شرکت کامپیوتری که وارد کننده هم هست، کفاف هزینه های زندگی شان را ندهد. آرمان در این باره می گوید: «سارا همیشه می گفت تو باید درآمدت را ج من کنی تا فکر کارهای دیگر به سرت نزند! این را به شوخی نمی گفت! درآمد من در ماه های مختلف متغیر بود اما فقط حقوق پرداختی ام به کارمندان شرکت، از ماهی 100 میلیون تومان کمتر نمی شد. با این حال، تقریبا هر سال وسایل خانه را عوض می کردیم اما همسرم هر روز خواسته های جدیدی مطرح می کرد که دیگر نتوانستم همه آن ها را برآورده کنم. شاید عجیب باشد که بدانید، پدر همسرم یک کارمند ساده بود.»


مراسم ازدواج مان فوق لاکچری بود اما...

مهناز از نوجوانی در آرزوی یک ازدواج لاکچری بود. او در این باره می گوید: «همیشه دوست داشتم با مردی ازدواج کنم که همه چی تمام باشد. بالا ه در یک مهمانی دوستانه، با پسری آشنا شدم که به نظرم همه دخترها آرزوی ازدواج با او را داشتند.» زن 23 ساله درباره حال امروزش می گوید: «دقیقا هشت ماه از آن مهمانی و آشنایی مان گذشته و حالا می خواهیم از یکدیگر جدا شویم. حتی حاضر نیستم یک لحظه دیگر او را ببینم. درباره مراسم مان بد نیست بدانید که در یکی از معروف ترین هتل های تهران برگزار شد و به نظرم هزینه پذیرایی از هر مهمان، 400 هزار تومان بود که فقط آن شب 200 میلیون هزینه تالار و 200 میلیون دیگر هم هزینه های جانبی شد. او خودروی خوب، خانه خوب و خانواده خوبی داشت و مرد رویاهایم بود ولی همچنان به مهمانی رفتن هایش ادامه می دهد. هر بار هم که چیزی به او می گویم و اعتراضی می کنم، می گوید: «چی میخوای عشقم، باز پول می خوای؟ بیا بگیر هر قدر می خوای ولی به من گیر نده.» این قدر که پولش را به رخم کشیده، از دیدن پول حالم بد می شود.

منبع: رو مه اسان
عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : تلنگر - زندگی ,میلیون ,گوید ,خانه ,ازدواج ,تومان ,میلیون تومان ,وسایل خانه ,ادامه تحصیل ,آ ین کادوی ,آرزوی ازدواج

مذهبی

حضرت ابوالفضل (ع) در روز چهارم شعبان سال 26 هجری به دنیا آمد. مرحوم بیرجندی در وقایع الشهور و الایّام از معاصرین خود نقل می کند که آن سرور در شب چهارم شعبان به دنیا آمد. سنّ آن حضرت را از 32سال تا 39 سال نوشته اند، و در جنگ صفّین سن آن حضرت بین 15تا 17 سال بوده، و حضرت زینب(ع) حدود بیست سال از او بزرگ تر بوده است، و با توجه به این حساب- با اندک اختلافی- حضرت ابو الفضل از35سال کمتر و از 38سال بیشتر نداشته، و ازدواج مادرش هم زودتر ازسال 22هجری نبوده است.

بنابراین، هنگام شهادت پدر بزرگوارش 18ساله و در کربلا 38ساله می باشد و اخبار هم تحقیق ما را تایید می کند. سید محسن عاملی در مجالس السنیّه می نویسد: «آن جناب در سال 26هجری به دنیا آمد و در بعضی از جنگ ها شرف حضور داشته، لکن پدرش به او اجازۀ رزم نمی داد و هنگام شهادت 34سال از سنّ مبارکش گذشته بود. مرحوم بیرجندی گوید: اکثر روایات دل داردکه سنّ ابوالفضل(ع) در زمان شهادت 35سال بوده است، در این صورت تولّد ایشان در سال 25هجری خواهد بود.»

در ادب آن جناب همین کافی است که هیچگاه بدون اذن حسین (ع) نزد او نمی نشست، و مانند بنده ای کنار مولای خود بود. و اوامر و نواهی آن حضرت را اطاعت می نمود، و هرگاه او را صدا می زد می فرمود: یا ابا عبدالله، یابن رسول الله، یا سیّدی، و در تمام عمر هیچگاه حسین را برادر صدا نزد، مگر روز عاشورا آن وقت که بر اثر ضربت عمود آهنین از اسب به زمین می افتاد. (معالی السبطین: 1/271) و نقل می کنند: جهتش این بود که در آن ساعت فاطمه زهرا (ع) را دید که به او خطاب فرمودند: وَلَدِی عَبّاس.

با اندکی دقت در زندگی غرورآفرین حضرت عباس علیه السلام و به ویژه درخشندگی چشم گیر او در واقعه کربلا، میراث سترگی که علی علیه السلام و نیاکان حضرت عباس علیه السلام در او به ودیعه گذاشته بودند، به خوبی دیده می شود. تلاش ها، رشادت ها و فداکاری هایی که حضرت عباس علیه السلام در واقعه کربلا از خود نشان داد، یادآور شجاعت های حضرت علی علیه السلام و نیاکان مادری حضرت عباس علیه السلام است؛ چرا که عباس علیه السلام ثمره پیوندی مقدس بود؛ بین ابرمرد تاریخ و زنی که شایسته ترین برای ازدواج با او به شمار می رفت.

برای شناخت کامل عباس علیه السلام می توان به شش صفت عمده و شاخص او بسنده کرد که همگی درواقعه بزرگ عاشورا نمود یافت. این شش صفت، ریشه در نسب گرانسنگ او نخست از جهت پدری و دوم درنیاکان مادری اش داشت. برای اثبات جنبه مادری آن می توان به دستور المؤمنین به عقیل پیش از خواستگاری ام البنین علیهاالسلام اشاره کرد.

قمر منیر بنی هاشم، سپهسالار عشق

حضرت، از برادر خویش، عقیل خواست که برای او زنی از خانواده ای اصیل، شجاع و خداپرست برگزیند تا پسری شجاع برای او به دنیا آورد. عقیل بن طالب، یکی از چهار فردی بود که در عصر خود به نسب شناسی شهرت داشت. چون عقیل از اص خاندان و فرهیختگی پدران و جن ری نیاکان حضرت امّ البنین علیهاالسلام آگاهی داشت، ایشان را به مؤمنان علی علیه السلام معرفی کرد.

نی ت نیم نگاهی به تلاش های حضرت عباس علیه السلام در آیینه میراثی که پدران ایشان برایش باقی گذاشته بودند، انداخته شود.

1. میراث پرچمداری

از آنجا که بارزترین ویژگی حضرت عباس علیه السلام در واقعه عاشورا، پرچمداری اعتقادی، و نظامی ایشان بوده و این ویژگی حضرت سبب تمایز و بلندی او نسبت به دیگریاران حسین علیه السلام است، بجاست که نگاه عمیق تری به این ویژگی حضرت بشود و به این موضوع بیش تر پرداخته گردد تا اهمیت جایگاه و عملکرد حضرت عباس علیه السلام نیز در قیام حسینی علیه السلام آشکارتر شود.

علی علیه السلام بزرگ ترین پرچمدارصدر

حضرت علی علیه السلام در بیش ترجنگها شرکت داشت و در هر جنگی که شرکت می کرد، پرچمدار بود. در جنگ بدر لشکر سه پرچمداشت: سفید، سیاه و یک پرچم دیگر که از مرط عایشه تهیه شده بود. این پرچم را اکرم صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام داد.

در غزوه احد نیز پرچمداری گروه مهاجرین با علی علیه السلام بود و حتی نگاشته اند که پرچمداران کفار همگی به دست المؤمنین علیه السلام کشته شدند و پرچم آنان بر زمین افتاد. در این هنگام، زنی به نام عمرة بن علقمةحارثیة ـ از جمله نی که برای تقویت روحیه جنگجویان خود و ستاندن انتقام کشتگان بدر به میدان آمده بودندـ پرچمی برافراشت و آن را به دست غلامی حبشی به نام صؤاب ـ غلام فرزندان طلحه ـ داد که او نیز توسط مسلمانان هلاک شد. این افتضاح بزرگ، ش تی غیرقابل جبران برای کفار به حساب می آمد. اینکه یک زن و غلامی حبشی پرچم را بالا نگه دارند. حسان بن ثابتانصاری در توصیف آن چنین سرود: «فَلَولاَ لِوَاءُ الْحَارِثِیَّةِ اَصْبَحُویُبَاعَونَ فِی الاَْسْوَاقِ بَیْعِ الْجَلاَئِبِ / اگر زن حارثیه بیرق را برنداشته بود، پرچم شان را در بازارها به فروش می گذاشتند.»

در جنگ خیبر، درخششیچشمگیر از پرچمداری المؤمنین علیه السلام در خاطره تاریخ باقیماند. در این جنگ، اکرم صلی الله علیه و آله پرچمی سفید بست و به جنگ با خیبریان شتافت. در بین یهودیان، پهلوانی تنومند و درشت اندام به نام مرحب بود که در درگیری تن به تن، چند تن از پهلوانان لشکر را به شهادت رسانید و جنگ با یهودیان به ح رکود رسید.

اکرم صلی الله علیه و آله در مواجهه با دیوارهای بلند دژ نفوذناپذیر یهودیان، پرچم را به دست ابوبکر داد. او تا شببه جنگ پرداخت؛ ولی هیچ فتحی بهارمغان نیاورد. روز دیگر پرچم را به دست عمر بن الخطاب داد و لشکری را نیز با او همراه کرد. وی نیز از صبح آن روز تا شب جنگید؛ اما پیروز نشد. سپس اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «لاََدْفَعَنَّ الرَّایَةَ غَدَا اِلَی رَجُلٍ یُحِبُّ اللّهَوَ رَسُولَهُ لاَ یَنْصَرِفُ حَتَّی یَفْتَحَ اللّهُ عَلَی یَدِهِ؛فردا پرچم را به دست مردی خواهم داد که خدا و رسولش صلی الله علیه و آله را دوست دارد و برنمی گردد تا خدا به دست او[ما را] پیروز گرداند.»

همگان منتظر بودند تا ببینند فردا اکرم صلی الله علیه و آله پرچم را به دست چ سی می دهد؟ فردا صبح صلی الله علیه و آله دنبال علی علیه السلام فرستاد که بیمار و درخیمه خو ده بود. او در اثر چشم درد جایی را نمی دید. اکرم صلی الله علیه و آله در چشمان او دمید و علی علیه السلام چشمان خود را باز کرد؛ سپس خدا صلی الله علیه و آله پرچم را به او داد. او مقابل درب خیبر رفت. پهلوانان یهود، یکی پس از دیگری بیرون می آمدند و با علی علیه السلام مبارزه کرده، به هلاکت می رسیدند.

در این هنگام، پهلوانی از آنان بیرون آمد که گرزی آهنین در دست داشت (و به نوشته برخی، او مرحببوده است.) او آن را محکم به سپر علی علیه السلام زد. سپر او ش ت؛ ولی به سمت دروازه دوید و درب قلعه را از جا کند و از آن به جای سپر استفاده نمود؛ در حالی که پس از جنگ وقتی هشت نفر از اصحاب خواستند آن در را جابه جا کنند، نتوانستند.

عباس علیه السلام پرچمدار حسین علیه السلام

این ویژگی، منصب بزرگی بود که از علی علیه السلام به حضرت عباس علیه السلام ارث رسیده بود. صبح روز عاشورا، حسین علیه السلام یاران خود را به دو دسته تقسیم کرد که شامل سی نفر سواره نظام و چهل نفر پیاده نظام بودند. فرماندهی میمنه را به زهیر بن قین، میسره را به حبیب بن مظاهر و پرچم را به برادر خود حضرت عباس علیه السلام که از همه شجاع تر بود، سپرد.

حسین علیه السلام به دلیل نقش حساس عباس علیه السلام در رویارویی با دشمنان، به ایشان اجازه مبارزه و جنگنمی دادند؛ زیرا چه بسا شهادت ایشان به دلیل دارا بودن نقش پرچمداری می توانست ضربه جبران ناپذیری به روحیه وارد سازد؛ ولی ایشان با پرچم داری اش، وظیفه خویش را به بهترین وجه به انجام رساند.

نگاشته اند هنگامی که اسیران کربلا را به شهر شام بردند، در میان وسایل غارت شده از شهیدان کربلا، پرچمی بود که در اثر ضربات شمشیرو نیزه، آسیب دیده بود. وسایل را پیشروی یزید نهادند. یزید پرچم مذکور را برداشت و به دقت بدان نگریست و پرسید: «این پرچم در دست چه ی بوده است؟» گفتند: «عباس بن علی علیهماالسلام». آن گاه با تعجب و شگفتی ایستاد و به حاضران گفت: «اَبَیْتَ اللَّعْنُمِنْکَ یَا عَبَّاس علیه السلام ...؛ نفرین از نام تو دورباد ای عباس! به راستی که این معنای کامل وفای برادر نسبت به برادرش است. خوب به این پرچم بنگرید، ببینید که بر اثر ضربه های پیکارگران جای سالمی بر آن نمانده است؛ ولی جایی که در دست پرچمدار قرار داشته، سالم است.»

این سخن کنایه از این بود که پرچمدار ضربه هایی که بر دستش فرود می آمده است، تحمل می نموده، ولی پرچم را رها نمی کرده است.

او پس از اینکه هر سه برادرش به شهادت رسیدند، خود به میدان شتافت و به شهادت رسید. با شهادت عباس علیه السلام، نامه پرچمداری در عصر حضور ائمه نیز بسته شد و تاریخ، نام او را به عنوان واپسین پرچمدار جنگ های دوره حضور پیشوایان معصوم علیهم السلام در خود ثبت نمود.

2. میراث سقایت

سقایت از جمله منصب های برجسته قریش بوده که به واسطه آن به اعراب ف فروشی می د. متولی این منصب در قریش بنی هاشم بوده و حضرت هاشم، نیای سوم اکرم صلی الله علیه و آله عهده دار آن بود و پس از آن به حضرت عبدالمطلب رسید.

رضا علیه السلام در این باره فرمود: «عبدالمطلب پنج خصلت پسندیده داشت که یکی از آنها سقایت حجاج بود.»

پس از عبدالمطلب و با ظهور ، این منصب به عباس، عموی صلی الله علیه و آله واگذار شد. او از اکرم صلی الله علیه و آله درخواست نمود که اجازه دهد وی به حجاج بیت اللّه الحرام که در سرزمین منی بیتوته می کنند، آب بدهد. صلی الله علیه و آله پذیرفت که این سنت حسنه تداوم یابد.

در هر حال، این امر نیز جزءمیراث اجداد حضرت عباس علیه السلام به شمار می آید که از حضرت هاشم و عبدالمطلب به او رسیده و او تنها ی بود که پس از آنان لقب سقّا یافت و توانست این وظیفه را چه در واقعه کربلا و چه پیش از آن به بهترین وجه انجام دهد.

3. میراث شجاعت

شجاعت، مایه از نام علی علیه السلام گرفته و در قاموس اش، نام او را برصدر جای داده است. تاریخ هرگز رشادتها و نام آوری های او را از یاد نمی برد.

روزی را که در جنگ خندق، مشرکان مکه با طرح و نقشه قبیله بنی نضیر، ده هزار نفر از قبایل گوناگون عرب را جمع و به مدینه حمله کرده بودند، اکرم صلی الله علیه و آله با م سلمان فارسی، دستور داد خندقی اطراف مدینه حفر نمایند تا از پیشروی مشرکان جلوگیری کنند. کافران یک ماه پشت خندق زمین گیر شده بودند و جز عده اندکی موفق به گذشتن از آن نشدند.

عمرو بن عبدود مسلمانان را بهتیغ زهرآگین زبان خود ریشخندمی کرد و فریاد برمی آورد: «کجایندمدعیان بهشت؟ آیا در میان شما یکنفر نیست که مرا به دوزخ روانه سازد یامن او را به بهشت بفرستم؟» نعره های او چونان پتکی بر سر مسلمانان فرودمی آمد. گوش ها را ناشنوا، دلها را ترسان و زبانها را از پاسخ بسته بود.

او پیوسته فریاد می کشید و فقط علی علیه السلام بود که هر بار از اکرم صلی الله علیه و آله رخصت مبارزه با او را می خواست؛ اما اکرم صلی الله علیه و آله او را امر به نشستن می کرد. عمرو برای بار سوم نعره کشیدو رجزهای خود را تکرار نمود و افزود: «صدایم از فریاد زدن گرفت! آیا در میان شما ی نیست که گام به میدان نهد؟»

علی علیه السلام این بار به ماس، از صلی الله علیه و آله اذن پیکار خواست. صلی الله علیه و آله عمامه اش را بر سر اوگذاشت و برای او دعا کرد. او به جنگ با عمرو شتافت و وی را به هلاکت رسانید. اکرم صلی الله علیه و آله نیز دربزرگداشت این پیکار قهرمانانه او فرمود: «ضَرْبَةُ عَلِیٍّ یَوْمَ الْخَنْدَقِ اَفْضَلُ مِنْعِبَادَةِ الثِّقْلَینِ؛ ضربه [شمشیر] علی علیه السلام در روز [جنگ] خندق، والاتر ازعبادت جن و انس است.»

حمله های بی باکانه حضرتعباس علیه السلام نیز یادآور پیکار علی علیه السلام در غزوات صدر است. آن گاه که یک تنه، حلقه محاصره دشمن را ش ت و همزمان خویش را رهاییبخشید. او حیدری دیگر بود که در هیئت عباس علیه السلام جلوه نمایی می کرد.

در رابطه با نبرد علی علیه السلام با عمرو بن عبدود نوشته اند: وقتیعلی علیه السلام با عمرو روبه رو شد، به او فرمود: «تو نذر کرده ای که اگر فردی از قریش، دو تقاضا از تو بنماید، یکی را بپذیری، آیا درست است؟» عمروپاسخ داد: «چنین است.» فرمود: «درخواست نخست من این است که بیاوری!» عمرو با پوزخندی گفت: «مرا به دین تو نیازی نیست!»

دوباره فرمود: «[درخواست دوم من این است که] از جنگ صرف نظرکنی و به زادگاهت برگردی و کاررسول خدا صلی الله علیه و آله را به دیگران واگذاری!» عمرو گفت: «چگونه بازگردم؟ من پس از جنگ بدر نذرکرده ام تا انتقام خویش را از محمد صلی الله علیه و آله نستانم، بر سرم روغن نمالم.»

گویا چاره ای جز جنگ نبود. عمرو از اسب خود پیاده شد و باعلی علیه السلام در افتاد. او با شمشیر ضربه ای سنگین به سر زد که سر اوشکافت و شمشیر به جلوی پیشانی وی اصابت کرد. گرد و غبار آوردگاه نبرد، به انتظار چشمهای نگران، نیشتر می زد که ناگاه صدای تکبیر علی علیه السلام بلند شد؛ اما مسلمانان دیدند که اودست از عمرو کشیده و راه می رود. گروهی از مسلمانان ساده انگار، پنداشتند علی علیه السلام از کشتن عمرو می ترسد. حذیفة به معترضانساده لوح دامن زد. اکرم صلی الله علیه و آله با عتاب به او فرمود: «بس کن حذیفة! علی علیه السلام خود [دلیل این کارش را] خواهد گفت.» پس از درنگی کوتاه، عمرو را هلاک کرد.

پس از بازگشت علی علیه السلام، صلی الله علیه و آله پرسید: «چرا هنگامی که بر او پیروزشدی، او را نکشتی؟» علی علیه السلام غرق خاک و خون پاسخ داد: «او به مادرمدشنام داد و آب دهان به صورتم انداخت. ترسیدم اگر او را بکشم، از روی خشم و هوای نفس باشد. او را واگذاشتم تا خشمم فروکش کند؛ سپس او را کشتم.»

حضرت عباس علیه السلام نیز در رویارویی با دشمن خود، ابتدا او را بهصلاح و بازگشت به حق دعوت می نماید و ضمن یادآوری پیوند دوستی ای که بین پدر عبد اللّه بن عقبة غنوی و پدرش، المؤمنین علیه السلام بود، تلاش می کند وی را ارشاد نماید و او را از کشته شدن نجات دهد.

او نیز مانند علی علیه السلام عجله ای در جنگ ندارد؛ بلکه تمام سعی خود رابه هدایت آنها معطوف می دارد تا آن گاه که کار را بی نتیجه می یابد، برق آسا و توفنده یورش می برد و پیکرهای دشمنان را چون ساقه ‎های آفتاب سوخته، درو می نماید؛ به گونه ای که تاریخ از شجاعت بی مثال و حیدروَش او بسیار نوشته است؛ آن سان که می غرّد و باران تیر و تیغ و نیزه برایش با بارش های بهاری تفاوتی نمی کند.

شجاعت در نیاکان مادری عباس علیه السلام

در نیاکان مادری حضرت عباس علیه السلام نیز نام پهلوانان بزرگی به چشم می خورد که آوازه بلندی در عرب داشتند. عقیل با آگاهی از نام وآوازه آنان حضرت امّ البنین علیهاالسلام را برای ازدواج به علی علیه السلام پیشنهاد کرد. با توجه به تأثیر عنصر مهم توارثدر روحیات فرزند، اقدام به اینازدواج می نماید. نام برخی از این نیاکان بدین شرح می باشد:

1. ملاعب الاسنة: از جمله نیاکانمادری حضرت عباس علیه السلام، عامر بنمالک بن جعفر بن کلاب مشهور بهملاعب الاسنة است. این لقب را حسانبن ثابت انصاری، شاعر معروف به اومی دهد. اوس بن حجر درباره اشسروده است:

یُلاَعِبُ اَطْرَافَ الاْسِنَّةِ عَامِرٌفَرَاحَ لَهُ حَظُّ الْکَتَائِبِ اَجْمَعِ

«عامر سر نیزه ها را به بازیمی گیرد؛ پس او کارایی و توان یکلشکر را دارد.»

2. طفیل فارس قرزل: پهلوان دیگری از این خاندان، طفیل فارسقرزل، برادر ملاعب الاسنة است. فارس قرزل به معنای «سوارکارتنومند» می باشد.

نوشته اند: او روزی شنید که ربیعبن زیاد عبسی، از ندیمان نعمان بنمنذر، حکمران و فرمانروای برخی ازنواحی عربستان جاهلی، نزد فرمانرواسخن چینی او را کرده بود. او به همراهبرادرانش ملاعب الاسنة، ربیعة،عبیدة و معاویه به دربار فرمانروا رفتو او را با ربیع بن زیاد مشغولغذاخوردن دید. در این مجلس، لبیدبن ربیعه، برادرزاده طفیل، شروع بهسرودن اشعاری در نام آوری وبی هماوردی عموهای خود به صورتفی البداهه نمود. فرمانروا و ندیمسخن چینش، هر دو از ترس وشرمندگی سر به زیر انداخته بودند. فرمانروا برای خشنود آنها ربیعبن زیاد را از خود راند.

3. عامر بن طفیل: ملاعب الاسنة برادرزاده ای به نام عامر بن طفیلداشت که او نیز از پهلوانان عرب بود. وی با پهلوانی به نام علقمة بن علاثه قرار می گذارد که هر کدام حسب ونسب افتخارآمیزتری داشتند و به نفع هر کدام از آنها که داوری شد، صد شتراز دیگری بستاند.

عامر بن طفیل برای پیروزی دراین مسابقه از عموی خود کمکگرفت. عموی او کفشی به وی داد وگفت: «برای تعیین شرافت خود از این کفش کمک بگیر؛ زیرا من با آن چهل مِرباع به دست آورده ام.» مرباع به یک چهارم غنایم جنگی گفته می شد که در یک جنگ به دست می آمد و مخصوص رییس قبیله بود وش ت خوردگان آن را تسلیم او می ساختند.

عامر بن طفیل چندان بلندآوازهبود که در دیگر امپراطوریها نیز فر ناخته شده به شمار می رفت.نوشته اند: وقتی یکی از اعراببادیه نشین نزد قیصر روم رفت، قیصراز او پرسید: «تو با عامر بن طفیل چهنسبتی داری؟» او قصد داشت اگر فرد عرب نسبتی با این پهلوان نام آور داشته باشد، به او تفقّد نماید و رفتار کریمانه تری با او نشان دهد.

4. عروة الرَّحّال: از دیگر نیاکان مادری عباس علیه السلام عروة الرَّحّال بنعتبة بن جعفر بن کلاب است. او نیزجنگجویی شجاع بود و به دلیل سفرهای زیاد جهانگردی و رفت وآمد با پادشاهان مناطق و سرزمین های گوناگون، لقب رَحّال به او داده بودند.

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : مذهبی - علیه ,السلام ,حضرت ,الله , ,عباس ,علیه السلام ,الله علیه ,عباس علیه ,حضرت عباس , اکرم

فرهنگی

بدون شک نظام بانک داری باید با برنامه ریزی هر چه سریعتر مشکلات خویش را حل کند و انتقادات و به خصوص نصایح مشفقانه مراجع معظم تقلید را پذیرا باشد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حجت ال علی خوش چهره از پژوهشگران حوزه و طی یادداشتی در موضوع بانکداری ی نوشت:

ریل گذاری برای پیشرفت ی اقتصاد ی به عنوان ستون فقرات جامعه ی ایران چند سالی است که از سوی نخبگان حوزوی و ی در حال نظریه پردازی است. اینکه چگونه می توان از ابزارهای اقتصادی شرعی برای چرخش مالی جامعه استفاده کرد و اینکه چگونه می توان از داده های فقهی برای تدوین یک نظام اقتصادی ی غیر ربوی استفاده کرد.

این مهم با توجه به اینکه سیستم بانکی باید در خدمت آرمان ها و اه جامعه ایرانی ی باشد اهمیتی افزون تر دارد. بدون شک اقتصاد مقاومتی مبتنی بر نگرش های ی و بومی استوار خواهد شد و در این مسیر میل به اقتصاد مقاومتی بدون داشتن سیستم بانکداری ی میسر نخواهد بود.

چگونگی اقتصاد و بهره برده داری از منابع مالی و پولی از منظر البته برای نخبگان ایرانی تنها مورد بحث و بررسی نبوده است بلکه بسیاری از دانشمندان شیعه و اهل سنت به آن پرداخته اند و برخی کشورهای ی همچون ما ی یا پا تان ادعای داشتن یک نظام بانکداری ی بدون ربا را دارند.

ایده بانکداری ی از آن رو دارای اهمیت است که مسلمانان به دلیل تقید به رعایت شرع در رفتار و کردار، تمایلی چندانی به سرمایه گذاری در بانک های ربوی نیستند و از آن رو که گناه ربا در منابع ی بسیار سنگین توصیف شده است و در قرآن کریم هم نهی شده است،1 در نتیجه طبیعی است که این سازمان در جوامع ی فاقد حجیت شرعی و قانونی است.

طی دو دهه اخیر بانک های بدون ربا در کشورهای ی، از جهت کمی و کیفی توسعه قابل توجهی داشته اند؛ به نحوی که امروزه در غالب کشورهای ی و حتی در برخی کشورهای غیرمسلمان، الگوهای گوناگونی از بانک های بدون ربا فعالیت می کنند. این بانک ها گرچه از جهت «حذف ربا از عملیات بانکی» مشترکند اما از جهت الگوی عملیاتی و بکارگیری عقود و روش های معاملاتی با یکدیگر متفاوت هستند.

فارغ از سخن برخی نظریه پردازان علوم ی که از قضا رویکرد غرب شناسی نیز دارند و قالب بانک را بر اساس و شالوده ربوی می دانند و امکان ی سازی آن را محال می دانند، عده ای دیگر از دانشمندان به بررسی سازوکارهای موجود بانکی پرداخته و تلاش کرده اند تا با نگاهی تطبیق گرایانه، گزاره های عینی موجود را با احکام ی تطبیق دهند و حداقل از زوایه نداشتن منع شرعی، سیستمی جدید تعریف کنند.

در این نگاه یک دستگاه مبتنی بر نظام فکری ی طراحی نمی شود بلکه تلاش می شود از ابزارهای موجود و ساختار و سیستم موجود آنچه مطابق دین و شریعت ی است اخذ شده و مواردی که با فقه معاملات ی نمی سازد و مواردی که با قواعد عمومی قراردادهای ی همخوانی ندارد، حذف یا تعدیل می شود. شهید صدر در نوع آراء خویش به مدل دوم رجوع کرده است و روش نخست که ساختاری جدید بنیان شود را به دلایل فراهم نبودن مقدمات، مناسب نمی داند.2

بانکداری بدون ربا تنها بخشی از بانکداری ی است

وهاب قلیچ کارشناس امور بانکی، با تفکیک میان بانکداری بدون ربا و بانکداری ی می گوید: یکی از اشتباهات رایج در بین کارشناسان بانکی کشور و عامه مردم آن است که بانکداری بدون ربا را معادل بانکداری ی می پندارند؛ حال آنکه بانکداری بدون ربا تنها بخشی مهم از بانکداری ی است و نه همه آن. برای آنکه به تفاوت بانکداری ی و بانکداری بدون ربا پی ببریم بایستی به این نکته مهم توجه کنیم که توصیه و رهنمودهای در زمینه اقتصاد مالی محصور و منحصر به حذف ربا نیست و مباحثی فراتر از این را شامل می شود.

به عبارت دیگر باید توجه نمود که هدف بانکداری بدون ربا انجام عملیات بانکی به دور از هرگونه شبهه ربا می باشد، در حالی که اه وسیع بانکداری ی ریشه در اه اقتصاد ی دارد و به طور پیوسته منشأ این نوع اه نیز در اه عالیه مکتب نهفته است. با این تفاسیر برقراری قسط، عد ، انصاف و ریشه کنی تبعیض، رعایت حقوق ذینفعان و برقراری اخلاق در ابعاد اجتماعی و نیز حتی زیست محیطی، برقراری زمینه های رشد و توسعه و دستی به استقلال و خوداتکایی اقتصادی از جمله اه بانکداری ی بشمار می رود.

از آنجا که قاعدتاً فعالیت های نظام بانکداری ی نیز بایستی منشعب از اه بانکداری ی باشد، می توان دریافت که افزون بر فعالیت های مشروع متداول بانکی، فعالیت های بانکداری ی در مواردی همچون توزیع عادلانه تسهیلات و خدمات بانکی بین بخش ها و اقشار مختلف جامعه، تعیین عادلانه نرخ های سود تسهیلات و س ها متناسب با شرایط اقتصادی جامعه، تقید به موازین اخلاقی همچون صداقت، شفافیت، امانتداری، انضباط و نظم، وفای به تعهدات و پیمان ها، مسؤولیت پذیری، پاسخگویی و قانونگرایی، رعایت حقوق مشتریان و حفظ احترام و کرامت آنان، صیانت از اسرار مشتریان، رعایت حقوق کارمندان و مدیران بانکی و برقراری نظام عادلانه ارتقاء و دستمزد و پاداش برای آنان، رعایت حقوق سهامداران بانکی، رعایت اخلاق در مراودات بین بانکی، نظارت بر تبلیغات و سیاستگذاری های بانکی به منظور صیانت از فرهنگ ی جامعه، صیانت از محیط زیست با اولویت دهی به تامین مالی بنگاه های تولیدکننده مواد پاک و محدودسازی تامین مالی بنگاه های تولیدکننده مواد آلاینده، حمایت سیاستگذاری های بانکی از روند رشد، توسعه و ثبات اقتصادی و تقلیل اثرات شوک های م ب اقتصادی، تقویت و حمایت از تولید ملی به منظور دستی به خوداتکایی و استقلال اقتصادی در برابر سلطه بیگانگان و مواردی از این دست، تجلی می یابد.

بنابراین می توان چنین نتیجه گرفت که اجرای کامل عملیات بانکداری بدون ربا تنها یکی از گام های تحقق بانکداری ی است و نظام بانکداری کشور بایستی جهت برآورده شدن سایر بخش های بانکداری ی فعالیتی مجدانه از خود نشان دهد.3

از سال 57 که شروع نظام ی و پیروزی انقلاب است تاسال 63 بانکها با همان مکانیزم های غربی قبل انقلاب کار می د . سال 1363 قانون بانکداری بدون ربا مصوب گردید و برای اجرا ابلاغ شد که چارچوب فعالیت بانکها را مشخص می کند. قانون بانکداری کشور در هفدهم داد 1358 خورشیدی از طرف شورای انقلاب، ملی اعلام شد و در هشتم شهریور 1362 خورشیدی، قانون عملیات بانکی بدون ربا در 27 ماده و چهار تبصره به منظور حاکم شدن احکام ی بر نظام اقتصادی در مجلس شورای ی به تصویب رسید و 2 روز بعد شورای نگهبان آن را تایید کرد و سپس در مدت زمان کوتاهی به تصویب هیات ان و شورای پول و اعتبار رسید و از یکم فروردین 1363 هجری خورشیدی، تمامی بانک های کشور موظف شدند تا قانون بانکداری بدون ربا را به اجرا درآورند. دهم شهریور، سالروز تایید قانون عملیات بانکی بدون ربا از طرف شورای نگهبان، در تقویم رسمی به عنوان روز بانکداری ی نامگذاری شد تا همگان به اهمیت این امر در نظام ایران پی ببرند و در راه برقراری آن تلاش کنند.

بعد از تصویب این قانون تا کنون بارها دیده ایم که انتقاداتی متعددی به نظام بانکداری ایران داشتند که برخی نارسایی را از محتوا و قانون می دانند و برخی ناکارآمدی را محصول اجرای متصدیان نظام بانکی می دانند.

حسین عیوضلو، عضو هیأت علمی صادق(ع) قائل است: تکیه بر این قانون مصوب سال 1362 تنها با محوریت حذف ربا نگارش شده و بانک و نظام های آن به صورت جامع مورد توجه قرار نگرفته اند و تنها می توان قراردادها را از لحاظ انطباق با احکام فقهی متعارف مورد بازبینی قرار داد. حال آنکه بانکداری ی به معنای کامل آن نیازمند تدوین قانون با دغدغه نفی ربا، نفی غرر، نفی غبن، منع ضرر، منع اسراف و به طور کلی ب ایه ی تحقق اصول و مبانی شناخته می شود. بنابراین بازنگری اساسی قانون پولی و بانکی کشور ب ایه ی شرایط بانکداری ی و در تطبیق با ساختارهای تازه بانکداری و نهادهای مرتبط در بانکداری کنونی مورد تأکید جدی است.

حجت ال و المسلمین سید عباس ان، اقتصاد دان حوزوی معتقد است: بدون تردید تصویب و اجرای قانون عملیات بانکی بدون ربا با فاصله اندکی از پیروزی انقلاب ی و حذف ربا از سیستم بانکی، موفقیت بزرگی برای طرِاحان قانون و مسؤولان بانکی وقت به حساب می آید، لکن این به معنای پایان کار و رسیدن به قانون کامل و بی نقص نیست، بلکه این قانون نیز همانند همه قوانین بشری نیازمند مطالعه و اصلاح و تکمیل مستمر است.

وی می گوید: حال که بیش از بیست و پنج سال از اجرای قانون می گذرد، مناسب است با استفاده از تجربیات نظام بانکی ایران و سایر بانک های بدون ربا، قانون عملیات بانکی بدون ربا را نقد و بررسی و نسبت به اصلاح و تکمیل آن اقدام کنیم. برای این منظور مطالعه ای گسترده روی انتقادهایی که از زمان اجرای قانون عملیات بانکی بدون ربا، از سوی محققان و صاحب نظران مطرح شده بود صورت گرفت که اشکالات و انتقادهای اساسی را می توان در موارد زیر طبقه بندی کرد.

1- عدم ارائه تعریفی روشن و کاربردی از نظام بانکی و تبیین قلمرو شمول قانون.
2- متاثر شدن قانون از شرایط اقتصادی اول انقلاب به ویژه از نگرش تی بودن بانک ها.
3-عدم قابلیت قانون برای طراحی الگوهای متناسب با انواع بانک ها و مؤسسات اعتباری غیر بانکی.
4- عدم جامعیت و نارسائی قانون نسبت به اه و سلیقه های س گذاران.
5-عدم جامعیت و نارسائی قانون نسبت به اه و سلیقه های متقاضیان تسهیلات.
6-عدم جامعیت و نارسائی ابزارهای سیاست پولی استفاده شده در قانون.
7-فقدان را ار مناسب برای مواجه با مطالبات معوقه.
8-فقدان را ار ارتباطی بانک ها و سایر مؤسسات اعتباری غیر بانکی ایران با بانک های بدون ربا و متعارف دنیا.
9-فقدان را ار مناسب برای نظارت و کنترل شرعی فعالیت بانک ها و سایر مؤسسات اعتباری غیر بانکی
10- فقدان را ار مناسب برای تحقیق و توسعه بانکداری بدون ربا.4

قانون عملیات بانکی بدون ربا در عمل اجرا نشد

اما در سوی دیگر، برخی از کارشناسان اعتقاد دارند که این قانون صرف نظر از مواردی در نوع خود قانون خوب و کاملی است که اگر این قانون به درستی اجرا می شد قطعاً ربا از نظام بانکی حذف می گردید ولی شیوه اجرای آن توسط بانک ها به شدت جای بحث و تامل دارد. حسین صمصامی عضو هیئت علمی شهید بهشتی و س رست سابق وزارت اقتصاد، در این باره می گوید: بیش از 27 سال از تصویب قانون عملیات بانکی بدون ربا می گذرد اگر این قانون به درستی در اقتصاد اجرا می شد نظام بانکی می توانست برکات بسیار مهمی در اقتصاد داشته باشد ولی متاسفانه این قانون در عمل اجرا نشد.

ما این قانون را مصوب و ابلاغ کردیم اما سازوکار و ابزارهای لازم برای اجرای این قانون را فراهم نکردیم؛ در واقع ما این قانون را سپردیم به همان بانکی اجرا کند که قبلا بلد بود پول بگیرد و پول بدهد یعنی فعالیت قرضی را انجام دهد در حالی که ماهیت این قانون غیر از فعالیت های قرض الحسنه رد و بدل شدن کالاست نه پول.

وی معتقد است: اصلا ماهیت این فعالیت ها فعالیت های بانکی نیست؛ یعنی از بانک که اصلاً سرمایه گذاری تخصص ندارد خواستیم که بیاید این کار را انجام دهد و بانک ها نیز آمدند همین عقودی که در قانون آمده است را به صورت صوری اجرا د و لذا بیشتر عقودی که در بانک ها اجرا می شود صوری است و فعالیت ها نیز عمدتاً و حتی مشارکت ها به صورت قرض رخ می دهد. همچنین بیشتر فعالیت های بانکی که تحت عنوان فروش اقساطی انجام می شود به صورت ظاهری قرارداد درست دارد اما در عمل ح دیگری است که کانّه گویا مشتری پولی را قرض می گیرد و کالایی رد و بدل نمی شود.5

دانش اقتصاد به ویژه شاخه اقتصاد پول و بانکداری به سرعت در حال توسعه و گسترش است بطوری که هر ساله شاهد به کار گیری انواعی از ابزارهای نوین پولی و بانکی هستیم، یک قانون پویا بایستی را ارهای لازم برای تحقیق و توسعه را در درون خود داشته باشد تا فعالان اقتصادی در تنگنای فرایند طولانی مدت تغییر قانون گرفتار نگردند. پس طبیعی است که اقتصاددان هایی که مشکل را در اجرا می بینند، دوز مشکل در اجرا را شدید تر می دانند و نافی اصلاح و ترمیم و تکمیل مبانی نظری و تدوین قانون جدید در حوزه بانکداری ی نیستند، امری که اقتضائات جدید جامعه آن را بیشتر تشدید می کند. قانون فعلی بانکداری بدون ربا از چنین خصیصه ای خالی است و برای هر نوع تغییر و تحولی نیاز به بازنگری در خود قانون است.

بانکداری ی بستری مناسب برای تحقق اقتصاد مقاومتی

به نظر می رسد بانک به عنوان شریان حیانی جامعه در عرصه اقتصاد باید با ضوابط ی همخوانی کامل را داشته باشد تا علاوه بر اخد مجوزهای شرعی لازم از مکانیسم های رسمی قانوگذاری در جامعه بتواند اطمینان قلبی را برای مردم متدین جامعه ایجاد نماید تا با دلی قرص سرمایه های خود را راهی بانک کنند.بر اساس اصول، اقتصاد مقاومتی یک اقتصاد فعال و مقاوم با رویکرد تعاملی است که قرار شده از تمامی ظرفیت های محیطی جامعه برای استقرار آن استفاده شود. نظام بانکداری مبتنی بر چارچوب های عقود ی بستر ساز اقتصاد مقاومتی شود.

به باور کارشناسان، بانکداری ی بستر مناسبی برای تحقق اقتصاد مقاومتی است که اجرای صحیح آن ا امات و ساز و کارهای خاص خود را دارد که هنوز بعد از گذشت بیش از سی سال از تصویب قانون عملیات بانکی بدون ربا با چالش های جدی در حوزه سیاست گذاری و اجرا مواجه است که برای برون رفت ابتدا باید موانع و چالش ها را بر طرف کرد تا نقش متمایز آن در

نظام بانکداری باید انتقادات مراجع تقلید را پذیرا باشد

راستای تحقق اقتصاد مقاومتی احیا گردد. مسؤولان بانکی کشور باید این روزها بیش از پیش به دنبال جمع بندی قوانین و اصلاح ساختارهای لازم برای بانکداری ی باشند. بانکداری امروز ما نیازمند این است که به دغدغه های مراجع دینی در خصوص حذف کامل ربا برنامه ریزی کافی را انجام دهد و نسبت به حذف جریمه دیرکرد که به صورت اجمالی خلاف فقه شیعه است، اقدامی عاجل انجام دهد و یا مکانیسم های شرعی حل این مساله را به صورت واضح و بر اساس فتاوای مختلف مراجع با تکیه بر پژوهش های پژوهشگران حوزوی و آشنا به علوم ی حل نماید.

نظام بانک داری باید با برنامه ریزی هر چه سریعتر مشکلات خویش را حل کند و انتقادات و به خصوص نصایح مشفقانه مراجع معظم تقلید را پذیرا باشند. بدون شک مراجعات مردمی به مراجع عظام تقلید و اشرافشان به مسائل کشور و آگاهی تاریخی به سیر قانون گذاری اقتصادی در ایران باید غنیمت شمرده شود و اگر قرار باشد فردی در مورد بازار اقتصادی ی نظری بدهد قطعا فردی بهتر از این معلمان دین بهتر نخواهد بود. در این راستا به نظر می رسد که نظام بانکداری باید هرچه سریعتر سازوکارهای تصمیم گیری شورای فقهی بانک مرکزی را دقیق تر و روشن تر به نتیجه برساند.

سخن آ اینکه بانکداری ی مبتنی بر اصول بنیادین ی و بر پایه نظریه اقتصادی ایران که در قانون اساسی متبلور شده است باید هر چه سریعتر تدوین و تصویب و عملیاتی و توسط ناظران آگاه مورد رصد و بررسی مدوام قرار گیرد. بدون شک حرکت در مسیر اقتصاد مقاومتی بدون تدوین برنامه های بالادستی، اصلاح ساختارها، ترمیم آئین نامه ها و قوانین فرعی و آموزش کارمندانی که باید قانون را خوب بدانند و خوبتر اجرا کنند، میسر و مقدور نخواهد بود.

منابع و پانوشت ها:

1-حرمت ربا به کتاب خدا و سنت یعنى کلمات معصومین علیهم السلام و اجماع مسلمین ثابت شده ، بلکه بعید نیست که از ضروریات دین باشد، و رباخوارى از گناهان کبیره است که در کتاب عزیز و اخبار بسیارى در امر آن تشدید شده است. (تحریر الوسیله جلد سوم، کتاب البیع، مترجم :سیّد محمّد باقر موسوى همدانى)

2-آیت الله سید محمد باقر صدر، اقتصادنا، دار عارف، بیروت

3-مقاله منتشر شده در پژوهشکده بانکی و پولی کشور

4-http://banki.ir/ads/2793-bank-dari

5- بخش از سخنان در برنامه ثریا

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : فرهنگی - ی ,بانکداری ,بانکی ,نظام ,اقتصاد ,بانک ,بانکداری ی ,بانکداری بدون ,عملیات بانکی ,بانکی بدون ,قانون عملیات ,قانون عملیات بانکی ,تحقق اقتصاد مقاوم

یادداشت

خودباوری یا اعتماد به نفس یکی از همین خصیصه هاست که اگر بعد ملی پیدا کرد جزئی از فرهنگ جامعه شده و سبب جوشش استعدادهای درخشان می شود.

به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، صفات، ویژگی ها و خصیصه ها آن هنگام که ما به الازای آنها عرصه اجتماع و بُعد ملی باشد قابلیت طرح و بحث در مقوله فرهنگ می یابند و می توان بدانها به عنوان جزئی از اجزاء فرهنگ به مثابه روح حاکم بر جامعه و هویت آن نگریست.

خودباوری سبب جوشش استعدادها

شناخت این صفات و خصیصه ها در مطالعه و تعریف فرهنگ حاکم موثر بلکه متوقف است، به این معنا که مطالعه بر روی فرهنگ حاکم به مثابه یک کل متوقف بر شناخت ماهیت اجزاء تشکیل دهنده آن است کما اینکه اصلاح و تغییر در ساختارهای د و کلان آن نیز م وم شناختی صحیح از آن ساختارهاست.

خود باوری یا اعتماد به نفس یکی از همین خصیصه هاست که اگر بعد ملی پیدا کرد جزئی از فرهنگ و بخشی از هویت و روح حاکم بر کالبد جامعه می گردد و سبب جوشش و باروری استعدادها ونیز تکیه بر داراریی های خود است.

حال این دارایی ها چه از سنخ شه و فکر، و یا از صنف صنعت و تولید باشند نزد جامعه ای که عنصر اعتماد به نفس بخشی از هویت و روحش شده ارزش محسوب می شوند، از این رو برای حفظ و رشد آن دارایی ها تلاش و حتی از خود گذشتگی به ج می دهد.

عنصر اعتماد به نفس گرچه داخل در منطوق عنوان سال (حمایت از کالای ایرانی) نیست اما رکن اصیلی از ماهیت این عنوان به حساب می آید به گونه ای که عنوان حمایت از کالای ایرانی با صرف نظر از عنصر اعتماد به نفس قابلیت تحقق ندارد.

دو روی سکه حمایت از کالای ایرانی

حمایت از کالای ایرانی سکه ای دو رو است که در یک سوی آن نگرش و عملکرد جامعه نخبگانی، مسئولین و سیاست گذاری های آنان قرار دارد و در سوی دیگر آن نگرش و کنش عموم جامعه نسبت به توانایی ها و دارایی های خویش است، و اعتماد به نفس، عنصر قوام بخش به هر دو روی این سکه است.

عدم پیوست این عنصر با فرهنگ حاکم بر جامعه و مبدل نشدن آن به یک خصیصه ملی سبب می گردد تا در بعد نخبگانی، همواره نگاه ها به غیر خود و در ح انتظار و دستگیری بیگانه از وی باشد.

در واقع پدید آمدن طبقه کدخدا محور و غرب گرا در جامعه نخبگانی و مسئولین، محصول عدم اعتماد به نفس و نبود خود باوری در این لایه اجتماعی است که سبب می گردد تا همواره مبنای سیاست گزاری ها و کنش های آنان نه بر اساس درون زایی و درون گرایی و تکیه بر پتانسیلهای داخلی که بر مبنای غرب گرایی و برون نگری تنظیم شود.

نتیجه این نوع نگرش و کنش، اقتصادی سست، به شدت شکننده، ناپایدار و متز ل، تعطیلی خطوط تولید و بالا رفتن واردات به صورت غیر منطقی و نامعقول است.

همانگونه که ذکر شد، سکه «حمایت از کالای ایرانی» روی دیگری هم دارد که عبارت است از؛ نگرش و کنش عموم جامعه نسبت به توانایی ها و دارایی های خویش.

مادامی که خصیصه اعتماد به نفس به یک صفت ملی مبدل نگردد و با روح جمعی پیوند نخورد و جزئی از فرهنگ حاکم نشود اصل استراتژیک حمایت از کالای ایرانی ابتر خواهد ماند.

عزت نفس ملی

اعتماد به نفس آن هنگام که بعد ملی یابد سبب می گردد تا مردم به تولیدات داخلی با دیده سرمایه و دارایی خویش نگاه بیاندازند، همچنین کار ایرانی را به عنوان یک ارزش و توانایی خویش محسوب کنند، از این رو به کار و تولید داخلی به عنوان توانایی و دارایی خود نظر کرده، اطمینان و اعتماد دارد هر چند در مقایسه با برخی برندها ضعیف تر باشد، اما این باعث نمی شود که توانایی و دارایی خویش را نادیده گرفته و حتی با روی گرداندن از آن به نابو ان کمک کند، بلکه سعی می کند تا با حمایت از آن توانایی و دارایی ها به رفع نقایص آنها کمک کند.

در واقع هنگامی که خودباوری از یک خصیصه شخصی به یک ویژگی جمعی ارتقاء می یابد سبب می گردد تا ثمرات شخصی آن نیز به بعد اجتماعی تسری یابد. بر این اساس رسانه ها، مطبوعات، تریبون ها، نخبگان و صاحبان قلم و بیان پیش از هر چیزی باید برای تحقق این شعار استراتژیک، به ایجاد و تقویت روحیه خود باوری و اعتماد به نفس ملی اهتمام ورزند و آسیب ها و موانع آن را شناسایی و بررسی کنند./۸۴۱/پ۲۰۰/س

حجت ال داود موذنیان، پژوهشگر حوزه علمیه قم

۱- انقلاب ی: «اگر ما اعتماد به نفس ملی پیدا کردیم، این استعدادها خواهد جوشید...» 13/10/1386

۲- انقلاب ی: «اعتماد به نفس ملی باید در نخبگان کشور بروز کند، مهمترین تاثیرش این است که ح انتظار کمک و دستگیری را از انسان میگیرد» 13/10/1386

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : یادداشت - جامعه ,فرهنگ ,حاکم ,کالای ,ایرانی ,حمایت ,کالای ایرانی ,فرهنگ حاکم ,عنصر اعتماد ,دارایی خویش , انقلاب , انقلاب ی

حدیث

- جعفر صادق علیه السلام فرمودند:
هر در ماه شعبان صدقه دهد، خداوند آن صدقه را رشد دهد، همچنان که یکی از شما شتر تازه متولد شده ای را تربیت می کند تا آن که در روز قیامت به صدقه دهنده برسد در ح ی که به اندازه کوه اُحُد شده باشد.



متن حدیث:

حَسَنِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع أَنَّهُ قَالَ مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فِی شَعْبَانَ رَبَّاهَا اللَّهُ جَلَّ وَ عَزَّ لَهُ کَمَا یُرَبِّی أَحَدُکُمْ فَصِیلَهُ حَتَّی یُوَافِیَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ قَدْ صَارَتْ لَهُ مِثْلُ أُحُد



«امالی شیخ صدوق، صفحه 628

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : حدیث

تاریخ شفاهی

روح الله احمدزاده

معاون میراث فرهنگی در ت دهم می گوید: به من گفت که راجع به پرونده تخلف منصور آریا که دیروز با آقای صحبت کردید، نظر آقای این است که آن پرونده را معدومش کنید.

سرویس سیاست مشرق - روح الله احمدزاده کرمانی در سال ۱۳۵۷ در شهر مقدس مشهد به دنیا آمد، وی یکی از جوان ترین چهره های ت نهم و دهم محمود بود، وی دانش آموخته صادق علیه السلام در رشته مدیریت صنعتی در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد و ی مدیریت رسانه از علوم و تحقیقات تهران است که توانست به مدت دو سال استاندار فارس شود؛ احمدزاده در ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۰ با حکم محمود به ریاست سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ایران منصوب شد ولی در ۱۴ دی ماه ۱۳۹۰ به دلایل نامعلومی از این سمت استعفا داد.

برای گفتگو درباره ناگفته های میراث فرهنگی و خانه ایران در فرانسه، بیش از ۱۰ ساعت با ایشان مصاحبه کردیم؛ حرف ها و اخبار بسیاری درباره رفتارها و اقدامات خلاف قانون معاون اجرایی رئیس جمهور سابق داشت و معتقد بود ت دهم؛ به واسطه حضور اقلیتی در اطراف ، برخلاف شعارها و وعده های سال ۸۴ عمل کرد و باعث منحرف شدن ت دهم شد.

آنچه در ادامه می آید، قسمت سوم گفتگو با احمدزاده است. (قسمت اول و دوم گفتگو را از اینجا بخوانید)

مشرق آمادگی دارد توضیحات انی را که در این مصاحبه از آنها نام برده شده است را منتشر نماید.

*********

** هر چه جلوتر می رویم، حاشیه های زوج بقایی در میراث فرهنگی بیشتر می شود؛ درباره انتقال کارمندان میراث فرهنگی از تهران به شیراز و اصفهان موضوعی در خاطرتان هست؟ آن زمان خیلی در رسانه ها جنجال به پا کرد.

این ماجرا هم حکایتی دارد، من آن زمان در استانداری فارس مشغول بودم، مصوبه ای آقای در ت گذراندند تحت عنوان تمرکزز از پایتخت، همه دستگاه های اجرایی موظف شدند که بعضی از زیرمجموعه های خود را به شهرستان های مشخص شده انتقال بدهند، در آن زمان آقای بقایی برای خودشیرینی آمد شیراز و به من گفت آقای برای اینکه شیراز و اصفهان ای تاریخی و فرهنگی هستند، معاونت میراث و پژوهشی به این به شیراز منتقل شود و معاونت صنایع دستی به اصفهان.

به من گفتند که شما باید کمک کنید و منازل سازمانی برای این افراد تهیه بشود، من هم گفتم من نه بودجه ای دارم و نه در وضعیتی هستم که بخواهم خانه تهیه کنم، ت مصوبه ای بگذراند و بودجه ای به این مسئله تخصیص دهد، بالا ه ما را مجبور د که ساختمانی را به این معاونت ها اختصاص بدهیم و حکایت تازه آغاز شد، بحث مسکن دردسرساز شد، گفتم من چگونه این مشکل را حل کنم، بقایی گفت به افراد قول وام بدهید.

من هم رفتم با هتلداران شیراز صحبت برای اسکان این افراد، به هتلداران گفتم شما در حال حاضر با استانداری همکاری کنید و ما در آینده همکاری های بیشتری با شما خواهیم داشت و وام می دهیم و ...

به هر جهت چند ماهی گذشت و من متوجه شدم که خبری نیست و نمی خواهد کمکی به استانداری بشود، آرام آرام متوجه موضوعات دیگری هم شدم؛ اطلاع دادند که اینجا خانمی هست که شوهر دارد و شوهرش در شهرستان دیگری است. مردی است که زن دارد و همسرش در شهر دیگری است. این ها بماند که برخی بچه دارند... یکی از همسران آموزش وپرورشی است و دیگر کارمند میراث، خب این ها نمی توانند با هم هماهنگ بشوند برای انتقال به شیراز، خلاصه بساطی ایجاد شده بود با همین یک تصمیم بی مبنا...

خانمی آمد پیش من با گریه و زاری که من رفتم به آقای بقایی شرایطم را توضیح داده ام و گفتم که شوهرم از این وضعیت ناراحت است و زندگی من در حال اب شدن است، آقای بقایی به من جواب داده است که استعفا بده یا برو طلاق بگیر، طلاق را برای چنین روزی گذاشتند!

این خانم می گفت من از همسر بچه دارم و ۲۰ سال کنار هم بودیم، چگونه می توانم به همین راحتی طلاق بگیرم، این ها قسمتی از مشکلاتی بود که به واسطه همین تصمیم گیری امثال بقایی ایجاد شد برای ما و برای کارمندان میراث.

حالا این مشکلات یک قسمت مسئله بود، زمانی که من وارد میراث شدم، در سفرهای حضور شکایت های عدیده ای از کارمندان منتقل شده، به من می رسید، به آقای افضل زاده رئیس حراست گفتم که پیگیری کنید چه اتفاقی افتاده است، موضوعات درباره مسائل اخلاقی بود و ارتباط هایی که بین بعضی از ن و مردان کارمند اتفاق افتاده بود... تا این بنده خدا گزارش را مهیا کرد، بقایی فوراً عذر او را خواست...

** این تصمیم مبنی بر انتقال کارمندان از پایتخت، حاشیه های دیگری هم داشت؟

بله یکی از مسائل مبنی حیف ومیل اموال میراث فرهنگی بود، ما در سازمان میراث فرهنگی سه معاونت اصلی داریم و بقیه پشتیانی. صنایع دستی، گردشگری و میراث فرهنگی که طبیعتاً این ها در زیرمجموعه هایشان شرکت دارند و...

معاونت میراث فرهنگی چرا اهمیت دارد؟ به خاطر اینکه بخش مهمی از ظرفیت ها، اسناد، مدارک و مستندات تاریخی و میراث کشور در زیرمجموعه این معاونت قرار دارد. موزه ها اینجا هستند، انبار موزه ملی، کاوش و مدارک در این زیرمجموعه واقع شده است.

بسیاری از اسناد میراث فرهنگی در این نقل و انتقالات گم شده بود، اسنادی که میراث این مردم و این مملکت است، حجم قابل توجهی از اسناد، مدارک و کتاب های بسیار نفیس تاریخی در این نقل و انتقالات، ناپدید شد.

مثلاً در همان زمانی که ما وارد میراث فرهنگی شدیم، یک نفر آمد به من گفت آقای احمدزاده می دانید که حجم قابل توجهی طلا گم شده است! گفتم کدام طلا؟ گفت برای فلان طرح صنایع دستی، طلا نیاز بوده با یک خلوص خاص است، ولی طلای سفارش داده شده، گم شده است و اگر عمر مدیریتی من در میراث کفایت می کرد، این مسئله راهم پیگیری می ...

من بعدها فهمیدم یک ی در ت، یک مدل دارد برای پیشبرد اقداماتش، مدلش هم این است که فضای غبارآلود ایجاد کند انجام بعضی کارها...

** چه ی چنین مدلی داشت؟

بقایی

** چرا شما را از معاونت ریاست جمهوری عزل د؟

روزی که وارد ت شدم با شوق وذوق آمده بودم. چون اولاً کار اقتصادی نمی و در همین رابطه به من گفت آقای احمدزاده شما یک اشکال داری آن هم این است که شما هیچ چیزی در پرونده تان نیست. گفتم: این که آقای خیلی خوب است. پاسخ داد و گفت: آرِه... آرِه خوبه... بعد فهمیدم که این حرف خیلی مهم بوده. گفت شما مشکل مالی نداری، یکی مشکل اخلاقی نداری؛ که بعد در جلسه با این حرف را زدم که یک چیزی به من گفت که در ادامه توضیح می دهم.

** چه جو به شما داد؟

آ بحث به شما خواهم گفت. اجازه بدهید درباره مقدمات وجم از ت صحبت کنم و به پاسخ این سؤال هم می رسیم.

نامه ای از کمیسیون اصل نود مجلس برای من آمد که این ماجرای منصور آریا هر چه که هست را برای ما بفرستید. نامه را فکر کنم آقای پور مختار نامه را فرستاده بود. آقای سجادی را خدا شفا بدهد، به ایشان گفتم آقای سجادی یک زحمت بکشید و بروید درباره این ماجرای منصور آریا تحقیق کنید که چه بوده و چه شده است.

یکی دو روز بررسی کرد و آمد گفت که ی ری امتیازات حمایتی در دوره آقای و بعدازآن بقایی به او داده اند. به این آقای منصور آریا، یک زمین بسیار خوب در قالب طرح گردشگری در گیلان به داده اند و این زمین را برنگردانده است. ما یک سرفصلی داشتیم تحت عنوان یارانه سود تسهیلات. مثلاً آقای ای را به عنوان سرمایه گذار موفق می شناختیم و می گفتم فلانی شما می خواهی چقدر سرمایه گذاری کنی؟ اعلام می کرد ۵ میلیارد تومان و من می گفتم پانصد میلیون هم جایزه من به شما و برای خودت. به این می گفتند یارانه سود تسهیلات. ظاهراً از این یارانه سود تسهیلات را هم به منصور آریا داده بودند که آدم موفق در طرح های گردشگری است. گفتم آ ش چه شده؟ گفت هیچی. اگر یک دانه آجر روی آجر گذاشته باشند. ایشان هیچ پروژه ای را جلو نبرده اند در آن.

** کدام منطقه؟

در گیلان. ما در گیلان ۵ الی ۶ طرح خوب داشتیم یکی از این ها دست منصور آریا بود.

** در کدام شهر گیلان بود؟

حضور ذهن ندارم ولی در یکی از مناطق نمونه گردشگری بود. ما ۱۴۰۰ منطقه نمونه داشتیم. این ۱۴۰۰ تا طبقه بندی داشت و زمین های خوب و مستعد را به افراد توانمند می دادند...

این نامه آمد و ما هم اقدام کردیم، اما به ما گفته بود که هر نامه ای از مجلس می آید با من هماهنگ کنید که شما بروید یا نروید. من هم زنگ زدم قبل از ظهر به آقای . گفتم آقای من می خواهم شما را و آقای را ببینم. خلاصه ناهار را که داشتیم می خوردیم معمولاً این موارد را آقای سر ناهار می دید.

سر گفت نامه آمده، تخلفی هم شده است؟ گفتم والا من چه بگویم. بگویم تخلف نشده دروغ نگفتم. تخلف به این منظور که امتیازی داده شده به منصور آریا از طرف آقای و بقایی، اما طرف مقابل هم کاری نکرده است. قاعده اش این بوده که باید ت علیه او اعلام جرم می کرد. هیچ کاری نشده و این به این معنا تخلف است.

به من گفت برو تا فردا به تو خبر بدهم. فردا آقای مرا صدا کرد. در دفتر خودش با او ملاقات . گفت راجع به آن موضوعی که دیروز با آقای صحبت کردید، نظر آقای این است آن پرونده را معدومش کنید. گفتم: خود آقای گفتند؟ گفت: بله خود آقای گفتند.

گفتم آقای شما خودتان اطلاعاتی و امنیتی بودید، پرونده ای که در اداره کل میراث استان گیلان بوده، این پرونده رفته و آمده، قاعدتاً در سیستم حراست ردپا دارد، چرا باید معدوم کنیم؟ گفتم آقای شما نگران نباشید.

گفت: این ها می خواهند مرا بزنند. گفتم: آقا شما نگران نباشید. منصور آریا زمین گرفته به تعهداتش هم عمل نکرده ما علیه ایشان اعلام جرم می کنیم.

گفت: نه، با این کار می خواهند مرا بزنند، را می خواهند بزنند. هر چه ما بگوییم، شما باید گوش کنید.

گفتم: به هر جهت، آقای پرونده را نمی توانید معدوم و نابود کنید. خلاصه، رفتیم دفتر و پرونده دست آقای سجادی بود. چیزی به ذهنم رسید و پیش خودم گفتم یک وقت از آدم های آن ها، ی پرونده را معدوم نکند، چون در شبکه آدم داشتند. گفتم آقای سجادی پرونده را بردار و توی صندوقت بگذار. گفتم ممکن است یکی از افراد شبکه در اینجا دستش به این پرونده برسد و آن را معدوم کند. من فردا باید به سیستم پاسخگو باشم.

هیئت ت هفته بعد، سفر بیرجند یا همدان رفت. جزء آ ین سفرهایی بود که ما توفیق داشتیم که در ت محترم حضورداشته باشیم. سفر ت تمام شد و ایشان در پایان سفر ت گفت فلانی بیا، با شما کاری دارم.

** چه ی؟

آقای . خصوصی مرا کشید کنار و گفت آقای احمدزاده چرا این کار را کردی؟ گفتم چه کاری؟ گفت من اصلاً از تو توقع نداشتم. ما می خواستیم باعث رشد و ارتقاء تو بشویم. ما می خواستیم تو را در مملکت بزرگ کنیم. تو امید بودی، تو را خیلی دوست داشت. تو داری به همه چیز پشت پا می زنی. گفتم خوب چه شده آقای ، من تخلفی که خودم خبر ندارم؟ خیلی ناراحت بود و او هم مدام گفت و گفت. من هم با ناراحتی زیاد گفتم" چه شده؟" گفت آن پرونده ای که به تو گفتم معدوم کن به جای اینکه معدوم کنید، بردید ودادید دست نهادهای اطلاعاتی – امنیتی!

قسم خوردم که من چنین کاری انجام ندادم، گفت " حالا مهم نیست، مهم این است که حرف های من و شما در بولتن های محرمانه آمده است؛ گفتم آقای ، من نمی دانم حرف ها شنود شده یا اتفاق دیگری افتاده، ولی و الله، بالله، تالله من حرفی راجع به پرونده نزدم. البته این را هم بگویم که گفت که به کمیسیون گزارشی ارسال نکن...

به هر جهت گفت: آقای احمدزاده شما درون سیستم خودت سوراخ دارید، گفتم ما هدفمان خدمت است اگر فکر می کنید که صلاحیت برای کار در اینجا را نداریم، ما را بردارید...

جواب داد: تو پسر خیلی خوبی هستی، جوان بسیار خوبی هستی، سالم هستی اما...، شاید این جایگاه برای تو زود بود. گفتم شاید حق با شماست و این جایگاه برای من زود بود. گفت" قاعده بازی بزرگان کاملاً فرق دارد. تو آمدی می خواهی در مقابل علم عد خواهی را ببری بالا و شلوغش کنی؟! می خواهی گزارش بدهی؟ چه خبر است؟ رئیس توست و تو را معاون خودش گذاشته است و به تو جایگاهی داده، گفتم: من علیه آقای دارم کاری می کنم؟

گفت: تو وقتی در میراث فرهنگی گزارش می دهی، علیه چه ی تمام می شود؟ برای من که مهم نیست. را می زنند. او هدف قرار می گیرد. به هرحال یک تصمیماتی ما داریم، حالا این تصمیمات را به شما ابلاغ خواهیم کرد. گفتم هر موقع بگویید ما آمادگی رفتن دارم، تعلقی ندارم. من معلم هستم برمی گردم دوباره به و تدریس می کنم. از این ماجرا گذشت و جلسه بعدی ت در تهران بود، آقای مرا صدا زد.

گفت همین امشب می روی آقای دهقانان را برمی دارید از معاونت گردشگری. ایشان از رفقای هم ی من بود و از دوره بسیج دانشجویی باهم بودیم و با من آمد به استانداری فارس و بچه متدین و سالمی بود. گفت برو امشب (عزلش کن). گفتم یک شبه که بد است اجازه بدهید. شأن او را رعایت کنیم. گفت تو نمی دانی ماجرا چیست.

گفت کشمیری و مهدی هاشمی همین طوری نزدیک می شدند. گفتم آقای چه شده؟ پیش خودم گفتم نکند نیروی بیگانه باشد و فلان. گفت این آدم منافق است.

من رنگم پرید. رئیس شورای امنیت ملی داشت حرف می زد و می گفت این آدم (رفیق من) منافق است. گفتم منافق است یعنی چه؟ گفت جزء حلقه نفاق است. سریع امشب (عزلش کن) که همین امشب قصد دارند دستگیرش کنند. من خیلی ناراحت بودم، فکر مثلاً با سرویس های بیگانه ارتباط گرفته و... من با حامد (دهقانان) چهارده سال است که رفیق هستیم. از دوره کارشناسی باهم بودیم، هم اتاق بودیم تو خوابگاه ، ا باهم امتحان دادیم، همکلاس بودیم، مگر می شود؟...

دهقانان را صدا زدم و نمی دانستم چه بگویم. صدایش و گفتم آقای لطفاً می توانید استعفا بنویسید. سریع یک برگه کاغذ برداشت بدون آنکه از من سؤالی بپرسد، درجا استعفایش را نوشت. هیچی هم نپرسید.

یازده شب از ت زنگ زدند که آقای گفتند متن استعفا را بگذارید روی وب سایت میراث فرهنگی. گفتم حالا چه عجله ای دارید؟ به هر جهت ما همان شب استعفا را گذاشتیم روی وب سایت میراث فرهنگی.

ت شنبه رفت سفر استانی و بازگشتیم، در داخل پاویون آقای مرا خواست. گفت این سجادی جزء منافقین است. گفتم: اِ... اِ ... جل الخالق.

گفت این جزء حلقه نفاق است؛ یعنی می خواستند قبل از عزل، از من انتقام بگیرند و این آ ین کارهایی بود که داشتند با من می د...

رفتیم دفتر و سجادی را از کرج کشیدم تهران و گفتم لطفاً یک متن استعفا برای خودت بنویس، او بر خلاف دهقانان سؤال کرد برای چه؟ گفتم بعداً خواهم گفت. گفت اتفاقی افتاده، ناراحتید از من؟

گفتم من ناراحت نیستم ولی شما استعفایت را بنویس، بعداً جریان را به شما خواهم گفت. نمی توانستم به او بگویم جریان چیست. چه بگویم؟ من خیلی ساده بودم و نمی دانستم و برای من چه نقشه ای کشیده بودند...

ما این دو نفر را عزل کردیم و فردا شد و هیچ اتفاقی نیفتاد. پس فردا هیچ اتفاقی نیفتاد. زنگ زدم به آقای به ایشان گفتم من می خواهم شما را ببینم. گفت من ناهار دفتر نیستم و در سازمان مرکز مطالعات جهانی شدن هستم، کاری دارید بیایید اینجا. رفت آنجا و گفتم راجع به دهقانان این طوری گفت و شما هم راجع آقای سجادی این طوری گفتید اما اتفاقی نیفتاد و دستگیر نشدند. این دوستان را با کشمیری و مهدی هاشمی مقایسه کرد و گفت بهشتی و رجایی چگونه شهید شدند...

به گفتم: این ماجرای نفاق چیست؟ هم گفت و هم شما اشاره کردید. گفت این دو نفر جاسوس بودند، نجاتت دادیم. بهترین لحظه عمر، همین لحظه ای بود که گفت این دو نفر جاسوس بودند. این قدر خوشحال شدم که گفتم الحمدالله، خدا را صد هزار مرتبه شکر که آوردن این دو نفر برای ما، مایه بدنامی نشد.

به گفتم: شوخی می کنید؟ گفت: " نه، این ها اطلاعات تو را می بردند می دادند به فرمانده سازمان اطلاعات . ما تو را از دست این ها نجات دادیم. دیگر با این ها ارتباط نگیرید، این ها جاسوسان بودند، در بدنه سازمان میراث نفوذ کرده است و باید مراقبت کنید.

ظهر دهم بهمن ماه بود که آقای مرا خواست و خیلی در آن جلسه صحبت کردیم که اگر بخواهم بگویم، یک گفت وگوی مجزا می شود برای شناخت بیشتر . ولی لپ کلام این بود که می خواهند تو را از بین ببرند و تو حیف هستی. تو نیروی خیلی خوبی هستی، عین عبارت این بود که دائماً تکرار می کرد."می خواهند تو را نابود کنند".

بعد گفتم آقای من دو تا کار توی زندگی ام ن . یکی مشکل اخلاقی ندارم، یکی هم اینکه مشکل مالی ندارم. برگشت گفت: " ما تو را می خواهیم حفظت کنیم، آن ها می خواهند تو را نابودت کنند (با لحن ی). تو یک استعفا بده، برو. گفتم چشم. بعد گفت که کی استعفا می دهی؟ گفتم الآن می دهم. گفت: تا چند ساعت دیگر استعفا می دهی؟

گفتم من می خواهم مزاحمتان نشوم، اجازه بدهید بروم یک متنی تهیه کنم. گفت چه می خواهی داخل آن بنویسی؟ گفتم هر چه شما بگویید. دلتان می خواهد من داخل متن استعفایم چه چیزی بنویسم؟ گفت بنویس مشکلات خانوادگی و این جور چیزا...

گفت تا امروز استعفایت را به من می دهی یا رسانه ای کنم؟ گفتم اشکالی ندارد شما هر چه زودتر می خواهید مسئله را رسانه ای کنید. من استعفا را به دستان خواهم رساند. گفت امشب می رسانی؟ گفتم الآن ظهر است تا یک ساعت آینده به دست شما خواهم رساند.

تا آمدم دفتر، از دفتر به من زنگ زدند، گفتند آقای می گوید استعفایت را نوشتی. گفتم آقا بگذارید من یک قطره آب بخوریم بعد سرمان را ببرید، م را جمع و گزارش هایی که تهیه کرده بودم را جمع آوری ...

ما در آن جلسه با آقای خیلی بحث کردیم. یکی از بحث هایی که با آقای کردیم راجع این بود که جهت گیری های سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور باید به سمتی برود که حرف وحدیثی نماند...

یک حرف آقای زد که من هیچ وقت یادم نمی رود و من این حرف را هیچ وقت هیچ کجا نزدم. آنچه می گویم تاریخ شفاهی است و باید بماند، به من گفت آقای احمدزاده تو چرا کاری می کنی که من تحت فشار بقایی و قرار بگیرم؟

** در همان جلسه خصوصی گفتند؟

بله، این حرف خیلی مرا به هم ریخت؛ که آقای که تا آن زمان برای من سمبل اقتدار و مبارزه با استکبار جهانی است، آدمی که در فضای مدیریتی کشور این قدر اقتدار دارد، چرا این حرف را می زند.

** شما در این مصاحبه از خانم آزاده اردکانی خیلی اسم بردید، ایشان در موزه ملی چه می کرد؟

در خصوص خانم اردکانی چند تا نکته را بگویم که ایشان متعلق به یک حلقه ای بود به نام حلقه پارسه. حلقه پارسه در واقع ۷ الی ۸ نفر از افرادی را شامل می شود که از اطرافیان و نزدیکان آقای بقایی بودند؛ یعنی ارادت ویژه ای به آقای بقایی و داشتند؛ یعنی حلقه پارسه شامل خانم ها آرزو و آزاده اردکانی (رئیس موزه ملی)، آقایان شهبازی (منطقه آزاد چابهار)، محسنی، ذوالفقاری، بهمنی، (منطقه آزاد کیش)، آقای حیدری (منطقه آزاد قشم) می شد و زمانی که من می خواستم به میراث فرهنگی بیایم، بقایی شرط گذاشت که باید در جلسات پارسه به صورت مرتب شرکت کنید.

** جلسات کجا برگزار می شد؟

در ساختمان مناطق آزاد در خیابان اسفندیار برگزار می شد خیلی با طبقه بندی بود؛ که هیچ وقت شرکت ن . ورق برگشت و بنده از همان ابتدا همان طور که طی این جلسات توضیح دادم با بقایی درگیر شدیم.

** شما می دانید از کجا با آقای بقایی آشنا شدند؟

بله این خانم معلم آموزش زبان انگلیسی بود. معلم خصوصی ایشان بود. از طریق بقایی به وصل می شود. خلاصه چند بار گزارش از ایشان خواستم ایشان به من گزارشی ندادند؛ یعنی خیلی بی توجهی کرد و این باعث شد که هیچ رابطه ای میان ما شکل نگیرد. برای اینکه هیچ جلسه ای میان من و خانم اردکانی به وجود نیامد.

** شما زمان خانه نشینی معاون بودید یا استاندار؟

در ماجرای خانه نشینی فشار در استان ها زیاد شد برای استاندارها. روزی آمدم تهران گفتم آقای ، ما می خواهیم کار کنیم، کار عمرانی خو ده و فشار در استان ها زیاد است. این مسئله را (خانه نشینی رئیس جمهور وقت) به صورتی جمع کنید.

ما که بالاسر یک استان بودیم، برایمان مشخص بود که فضا در کشور به هم ریخته است. نگران بودیم. گفتم برو را راضی کن برگردد. گفت: اگر آقای برنگردد، نظام سقوط می کند. نگاهشان این بود.

رفتم پیش آقای جوان فکر گفتم چرا این جوری شد. گفت ببین آقای احمدزاده، همین الآن اگر ما یک فراخوان بزنیم، شاید ۴۰ الی ۵۰ هزارتا جانباز و خانواده شهید می ریزند جلوی مراکز نظام و تحصن می کنند. نمی خواهد...

* آقای ؛ در انتهای گفتگو اگر مطلبی برای جمع بندی دارید، بفرمایید

اگر بخواهم یک جمع بندی بدم و در عین حال به دلیل حذف خودم اشاره کنم باید بگم که اولاً سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی علیرغم اهمیت وافر آن تبدیل به یک حیاط خلوت شده بود و ثانیاً به جهت عدم نظارت کافی در دوره مدیریت زوج مرتب مذکور و بویژه بقایی تبدیل به کل یونی از انواع تخلفات شده بود.

ثالثاً زمانی که اقدامات اصلاحی من شروع شد یک نگرانی شدیدی در آقایان بویژه بقایی بوجود آمده بود طوریکه فشار به آقای را چند چندان کرده بود...

هیچ گاه یادم نمی رود در آ ین جلسه که خدمت آقای بودم ایشان گفتند فلانی من از ناحیه تو تحت فشار بقایی و هستم رابعاً دریافته بودم که دوستان با توجه به اینکه من علاقه و باور زیادی به آقای داشتم انتظار هیچ پاسخ منفی را از من نداشتند و بیشتر برای من نقش محلل برای واگذاری شرکت توسعه و چند اقدام خلاف قانون تعریف کرده بودند...یادم است بقایی به یک دوست مشترک گفته بود ما انتظار داشتیم فلانی سرباز ما باشد اما ظاهراً می خواهد ژنرال باشد که به آن دوست مشترک گفتم به بقایی بگو که اولاً من همان سربازم، منتهی سرباز مردم و ولایت و نه امثال تو و ثانیاً پسر خوب مراقب باش که پشت هر پست تو این مملکت ۷۰ سر بر نیزه رفته است و هزاران شهید به مسلخ انقلاب رفته اند که امروز تو داری جولان میدی...

در هر صورت دیگر تاب تحمل پستوخانه کثیف ت دهم را نداشتم... پستوخانه ای که هر از گاهی به آن سرک می کشیدم مدام فردی در حال خبر آوردن از آسمان بود که مثلاً از آسمان امروز خبر آمد که فلان عالم دینی در قم صورت باطنی اش بر من عیان شده و از قتله حضرت سید ال در روز عاشورا است که گاهی آنقدر از این حرفها حالم بد می شد که تپش شدید قلب پیدا می و دست و پایم یخ می شد یا مواجه با زد و بندهایی می شدم که حالم را اب می کرد.

جریان ارزشی همچون ثمره هاشمی و الهام و زری بافان و حسینی ارشاد بایکوت شده بودند و جریان اعوجاجی متن ت شده بود... عده ای هم در ت تشریف داشتند که تا روز آ دقیقاً در نقطه صفر مرزی اعتقادی ایستاده بودند و زمانی که ت تموم شد و از اتوبوس ت پیاده شدند شروع به شعار مرگ بر مکتب ایران د در حالیکه در برابر این جرثومه های انحراف انعطاف حداکثری داشتند در ت ...

به یاد دارم دو اصطلاح بکار می بردند که بعد نصیب خود شد یکی فلانی جاسوس است و یکی نفاق دارد..

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : تاریخ شفاهی - آقای ,گفتم , , ,میراث , ت ,میراث فرهنگی ,آقای ,آقای ,گفتم آقای ,آقای ,سازمان میراث فرهنگی ,وب سایت میراث فرهنگی

متفاوت

طراز انقلاب

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : متفاوت

بیشتر بدانیم


آنچه باید درباره جریان ها و فرقه انحرافی در شیعه دانست
حامیان جریان که سال‏‎ها بر طبق تفرقه میان شیعه و سنی کوبیده اند، این بار با حمله به سفارت در لندن اثبات د که مورد حمایت انگلستان هستند.

به گزارش خبرگزاری رسا، جریانی که یکی از بسترهای رشدش را از طریق هیات ­های مذهبی دنبال می­ کند، این جریان غیرمعقول که بدون نگاه به مکان و زمان و بدون توجه به مسائل جاری در جهان ، به اشاعه بدعت­هایی می­پردازد که نتیجه آن جز کشتار شیعیان بی­گناه نیست.

شبکه های ­ای متعدد، امپراتوری اینترنتی و مراکز وسیع آموزشی در کشورهای مختلف ی، تنها ثمره بخشی از حمایت های مادی و توزیع پول های کلان این جریان است. این در حالی است که کشورهای اروپایی شبکه های بین المللی ایران را می بندند و شبکه المنار حزب­الله در بسیاری از ها توقیف شده و اجازه پخش ندارد.

این جریان باوجود اینکه ادعای حمایت و دستگیری از تمام شیعیان و محبان اهل بیت را دارد، اما در ماجرای کوچک­ترین اظهارنظری نکرده است. حتی زمانی­که دشمن در صدد ت یب مرقد مطهر حضرت زینب(سلام الله علیها) بود هیچ ع ­العملی از این فرقه نشان داده نشد. تکته جالب ماجرا جایی است که تنها جریان مسلمانی که بعد از تکفیری ها علیه سید حسن نصر الله در لبنان فعالیت می کند، این جریان است.

را ار این فرقه در جذب هیئات مذهبی تاکید بر هیات غیر است. دلیلی که این جریان بر این مساله اقامه می کند فرار مردم عادی از هیئات با بیان مسائل است. ولی این فرقه در اصل، به دنبال ایجاد شکاف بین هیات­ ها و نظام ی هستند.

در ادامه به بخشی از تاریخچه فعالیت و شه­ های انحرافی این جریان اشاره خواهیم کرد:

از خواندن پشت تا مقابله با انقلاب ی

آیت الله سید محمد برادر بزرگ تر هاست که از همان ابتدای مطرح شدن به عنوان زعیم تشییع با ایشان مشکل پیدا کرد. با وجودی که مرحوم آیت الله هنگام ورود به کربلا استقبال بسیار خوبی از ایشان به عمل آورد و حتی از خواست که به جای او در صحن حسین جماعت بخواند، اما پس از رحلت آیت الله العظمی حکیم و طرح مرجعیت آیت الله از سوی کربلایی ها این روابط تیره و سرد شد.

در خاطرات روز ورود به کربلا و سنگ تمام سید محمد در استقبال از گفته شده است: «عصر روز ۱۶/۷/۴۴ همراه با شهید سید مصطفی و شماری از علما و ان عازم کربلا شد. در سی کیلومتری شهر کربلا در قصبه «مسیب» نزدیک پانصد نفر از علما و محصلان علوم ی کربلا و نجف و شماری از مردم به استقبال شتافتند. هنگام ورود به کربلا بلندگوی صحن مطهر حسین (ع) به صدا در آمد و ورود را به پیشگاه قهرمان شهید کربلا حضرت حسین بن علی علیه السلام و عموم اهالی آن شهر مقدس تبریک گفت و رو به آستانه حضرت حسین (ع) کرد و گفت: «امروز یکی از فرزندان فداکارت که به پیروی از راه و فکر تو قیام کرده و آوارگی کشیده به حضورت می­آید» آنگاه خطاب به گفت: «ای مجاهد!، ای قائد! به شهر جدت حسین خوش آمدی». پلاکاردی در درب قبله صحن مطهر حضرت حسین (ع) بالا برده بودند که این شعار روی آن جلب نظر می کرد: «ترفوف رایه­ال بید آیه الله ال »

«سید محمد نفر دوم سمت راست در استقبال از ورود به کربلا»

«سید محمد نفر دوم سمت راست در استقبال از ورود به کربلا»

در همین حال در مدخل شهر کربلا پشت صحن حضرت ابوالفضل و درب صحن حضرت سیدال (ع) چندین رأس از طرف اهالی شهر قربانی شد… پس از زیارت، مغرب و عشا را بنا به درخواست آقای سید محمد به جای او در صحن مطهر برگزار شد و انبوهی از ان و مردم به او اقتدا د. پس از پایان آقای از طرف اهالی کربلا از خواست که اقلاً برای یک هفته در کربلا توقف نماید. این درخواست از طرف پذیرفته شد و مدت یک هفته ای که در کربلا توقف داشتند را به جای آقای به جماعت برگزار می کرد. در شب اول ورود به کربلا در اقامتگاه او نزدیک به پانصد نفر از ان و مردم اطعام شدند و جشن باشکوهی به مدت سه روز در کربلا برگزار شد و اشعار و قصاید زیبایی در مدح ایشان و نهضت ی ایران سروده و خوانده شد.»

آیت الله خویی: کار این سید، شبهه ناک است

البته مهم ترین مخالفت ها با مرجعیت این آیت الله جوان مقیم کربلا از سوی آیت الله خویی و آیت الله سید محمود شاهرودی صورت گرفت و این دو مرجع تقلید در موضع گیری های تندی اجتهاد سید محمد را زیر سؤال برده و طرح مرجعیت وی را مشکوک قلمداد د.

آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خویی و آیت الله العظمی شاهرودی هر یک به طور جداگانه اعلامیه ای علیه ایشان صادر د. آقای شاهرودی در اعلامیه اش متذکر شده بود که آقای مجتهد نیست و شاهد بر این مدعا، نیز وی آقای شیخ یوسف حائری است که در نوشته ای تصریح کرده، آقای به حد اجتهاد نرسیده است. در مرحله بعد حمله ها، شدت بیشتری پیدا کرد و مرحوم آقای خویی در سؤالی که از ایشان شده بود طوری جواب داده بود که حیثیت ایشان خدشه دار شد… مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خویی در جواب مرقوم کرده بود که کار این سید، شبهه ناک است و دادن وجوهات به وی جایز نیست.

سید محمد که در ابتدای جنگ، مردم عراق را به ی دعوت کرده بوده در یک اقدام عجیب مرگ آقا مصطفی را ساخته و پرداخته خود انقل ون دانست!

بیت آقای ، پاتوق مأموران ساواک ایران بود

عدم ارتباط با تا زمان عزیمت آقای به کویت ادامه یافت، اما بعد از استقرار ایشان در کویت، دوستان و حامیان ایشان حملاتی را علیه ترتیب دادند و شروع به بدگویی و بستن اتهام های ناروا علیه ایشان د و در این زمینه بعضی از نزدیکان آقای با تفسیق و حتی تکفیر حضرت کار را به اوج خود رساندند و این ناسزاها از آن زمان و حتی بعد از ورود آقای به ایران ادامه یافت.

سید صادق در ایام جوانی

در زمینه مسائل نیز بعضی از دوستان و هواداران حضرت مثل آقای محتشمی و آقای فردوسی پور که برای سخنرانی و امور دیگر به کویت می رفتند، نقل می د که بیت و بیرونی آقای ، پاتوق مأموران ساواک ایران است و خود ایشان هم به ما توصیه می کند که دست از مبارزه علیه شاه برداریم و سخنی ضد رژیم نگوییم.

با این وصف حضرت در تمام این مراحل از موضع گیری صریح و علنی درباره ایشان، همچنین اجتهاد و عد او خودداری می کرد. یک بار جمعی از کویتی ها خدمت رسیدند و درباره آقای و این که ایشان مجتهد و عادل هست یا نه، سوال نمودند؛ ولی حضرت نفیاً یا اثباتاً جو ندادند که موجب ناراحتی این ها و بعضی از بزرگان مثل آقای خویی شده بود.

این در حالی بود که سید محمد به درخواست علمای بزرگ عراق برای ارجاع مردم به مرجعیت چنین پاسخ داده بودند: «جواب آقای این بود که دوستان صلاح ندیدند که من، مردم را به آقای ارجاع بدهم؛ بنابراین بنده بر سر همان ادعای مرجعیت و ال المجدد بودن هستم و خداوند ما را از شر اغیار حفظ خواهد کرد.»

ماجراجویی در تدفین پیکر مرجعیت شیعه

خانواده ها حتی از جسم برادرشان برای اعلام مواضع شان علیه نظام دریغ ن د ایشان علی رغم اینکه به دستور ی در صحن حرم حضرت معصومه برای قبر سید محمد جای صورت گرفت در یک اقدام ناصواب تشییع جنازه برادرشان را به یک میتینگ تبدیل د و اقدام به ایجاد بلوا و آشوب در شهر مقدس قم د که بنا به استشهادات شاهدان عینی مورد اعتراض بسیاری از اهالی قم قرار گرفت. در این هنگام است که نیروهای امنیتی در مقابل ایجاد چنین آشوبی ایستادگی کرده و تابوت سید محمد را برای دفن به حرم مطهر انتقال می دهند. این ماجرا تا سال ها مستمسکی برای خانواده ها برای حمله به شخص ی قرار گرفت و این اتفاق در حالی صورت گرفت که انقلاب، هم در پیامی از مجاهدت های سید محمد تقدیر کرده بودند هم مجلس ختمی در مسجد اعظم قم برای ایشان برگزار کرد.

برادر کوچکی که از برادر بزرگ جلو افتاد!

سید صادق برادر کوچک تر سید محمد است که بعد از فوت وی در سال ۱۳۸۰ در شهر قم، عملاً تبدیل به بزرگ خاندان ها شد. عناد و دشمنی این جریان با انقلاب ی ایران و شخص حضرت و نیز حضرت آیت الله ، امری است که ایشان هیچ واهمه ای از ابراز علنی آن حتی در داخل ایران نداشته اند.

دیدار سید صادق با منتظری

برادر دیگر سید صادق، سید مجتبی است که اکنون در انگلیس حضور دارد و وی نیز در وت علما ظاهر می شود. صحبت های سید مجتبی علیه شخص ی و مجموعه های رکیک وی نسبت به ی نظام هزاران بار در فضای مجازی دیده شده است و به جرات می توان گفت که از میان تمامی جریانات ضد انقلاب ی ایران و ی در سرتاسر دنیا، هیچ کدام چنین جسارتی در توهین نسبت به ایشان نداشته اند.

«سید مجتبی برادر سید صادق و فحاش به ی- پدر زن یاسر الحبیب»

این جریان با به راه افتادن شبکه الفدک سابق و صوت الاطهار از سوی شیخ کویتی یاسرالحبیب جانی تازه گرفت و گفته می شود که میان ایشان و یاسرالحبیب رابطه ای سببی نیز وجود دارد (ظاهراً یاسرالحبیب داماد سید مجتبی است). علی رغم تکفیر طیفی از علمای شیعی از شهید محمدباقر الصدر گرفته تا آیت الله سیستانی، مکارم و ی و… از سوی یاسرالحبیب در ۱۳ شبکه ای منتسب به شیعه، جریان ها به هیچ وجه حاضر به تبری از وی نبوده و نیست.

۱۳ شبکه با هزینه های حداقل ۹۵ هزار دلاری ماهیانه برای هر شبکه

از مهم ترین اقدامات ضد شیعی و مذهبی این گروه منتسب به شیعه در فضای ای جهان، می توان به تأسیس چند شبکه فارسی و عربی زبان با نام های شبکه جهانی حسین ۱و۲و۳، مرجعیت، فدک، سلام، رقیه، ابوالفضل العباس، الانوار، خدیجه، ا هرا، المهدی و… اشاره کرد که در ایام محرم با تبلیغ شنیع ترین مسائل با عنوان شعائر حسینی، باعث وحشت مردم دنیا از شیعیان شده اند! شبکه هایی که با پنهان شدن در ظاهر دینی سعی می کنند جلوه های واقعی شیعی بودن را به صورت کاملاً وارونه نشان دهد. البته اکثر این شبکه ها با حمایت شخص آیت الله سید صادق و بیت آن تأسیس و به فعالیت خود ادامه می دهند. نکته قابل تأمل آنجاست که هزینه احداث و راه اندازی و مدیریت این شبکه ها چگونه تأمین می شود؟ آن هم بدون حتی پخش یک برنامه تبلیغاتی!

آقای هدایتی مدیر شبکه سلام درباره میزان هزینه ­های یکی از این شبکه ها می­گوید: « هزینه های پخش و تولید ما ماهیانه بالغ بر ۹۵ هزار دلار است. ۷۵ هزار دلار آن استودیو پخش و ۲۰ هزار دلار آن به تولید برنامه اختصاص دارد که این مبلغ در مقایسه با دیگر شبکه های ای بسیار ناچیز است.»

نکته مهم تر این مطلب اینجاست که باید باز هم شاهد نمایش خون و خونریزی و ضرب و شتم به نام شعائر حسینی در فضای مجازی و ­ای باشیم. نمونه کوچک این اقدامات را می توانید با سرچ کلمه muharram در بخش تصاویر موتورهای جستجو مشاهده کنید. تصاویر این اعمال شنیع به قدری زجرآور و دردناک است که حتی خود شیعیان را اذیت می کند چه برسد به انی که از سرتاسر دنیا با ادیان دیگر سر و کار دارند و نظاره گر شعائر حسینی از این دست هستند.

نمونه ای از عزاداری های ساختگی جریان

تیجانی در کتاب «اهل بیت(علیهم السلام)؛ کلید مشکل ها» ترجمه سید محمدجواد مهری درباره نقش سرویس جاسوسی انگلستان در ایجاد تفرقه و افه پراکنی در مذهب تشیع می نویسد: «شمشیرهایی که در گذشته شیعیان آن را در برابر ظالمان بلند می د، امروز برای زدن به سرهای خود، از آن استفاده می کنند. تاجایی که انگلیسی ها مقدار زیادی شمشیر، در میان دسته های عزاداری – در کربلا- تقسیم می د.»

سال گذشته هم به دنبال نام گذاری نهم تا پانزدهم ربیع الاول به عنوان هفته برائت از سوی شبکه ای حسین (ع) که از سوی بیت آیت الله سید صادق اداره می شود آن هم دقیقاً در ایام هفته وحدت، موجبات نگرانی بسیاری از شیعیان فراهم آمد که البته این ماجرا با ع العمل خوب و به موقع بزرگان اهل سنت و شیعه همراه بود.

درباره مسئله قمه زنی هم که تقریباً اکثر مراجع اعلم شیعه این کار را شنیع دانسته اند هم آقای سید صادق فتوای استحباب صادر کرده اند.

البته این مسأله در طول تاریخ همواره مورد توجه علمای شیعه بوده تا جایی که حتی در دوران مشروطه نیز مراجع تقلید شیعه بیانیه ای جهت حفظ وحدت ی صادر د و نوشتند «چون دیدیم که اختلاف فرقه های پنج گانه مسلمین (اختلافاتی که مربوط به اصول دیانت نیست) موجب انحطاط و استیلای خارجیان شده است، به جهت حفظ کلمه جامع دینیه و دفاع از شریعت محمدیه، فتاوای مجتهدین عظام، که روسای شیعه جعفریه هستند، و مجتهدین اهل سنت، اتفاق نموده بر وجوب تمسک به حبل … اتفاق شد بر وجوب اتحاد تمام مسلمین در حفظ بیضه و نگهداری جمع مملکت های ی از تشبهات بیگانه و حمله های سلطنت های صلیبیه، متحد شد رای جمیعا برای حفظ حوزه یه بر این که تمام قوت و نفوذ خود را براین خصوص مبذول داریم و از هیچ گونه اقدامی که مقتضی است فروگذار نکنیم… چنانچه حق تعالی فرموده اشدّاء علی الکفار رحماء بینهم و متذکر می سازیم عامه مسلمانان را به برادری که خداوند بین تمام مومنین بست و اعلان می کنیم وجوب اجتناب از چیزهایی که موجب نفاق و شقاق است…» آیت الله نورالله اصفهانی، اسانی، سید اسماعیل صدر، شیخ الشریعه اصفهانی و شیخ عبدالله مازندرانی از امضاکنندگان این بیانیه بودند.

این اتفاقات در حالی می افتد که علی(علیه السلام) درباره انجام کارهایی که موجبات تفرقه را فراهم می کند می فرماید: «لَوسَکَتَ الجاهِلُ مَااختَلَفَ النّاسُ اگر نادان خاموشی می گزید، مردم دچار اختلاف نمی شدند.»

مثل پدراتون گول نخورید!

آیت الله سید صادق البته دارای سوابق نیز هستند، وی در سال ۸۸ به دفاع از فتنه گران پرداخت و در ویدئویی به نظام مقدس شدیداً حمله کرد. البته سابقه حملات وی و خانواده اش به انقلاب ی مردم ایران در اوایل انقلاب و برادرش به ی انقلاب بین انقلاب مشهور است. مسؤول دفتر وی محمد حنافروش، مدیر مسؤول شبکه جهانی حسین و سید حسین نیز به خاطر حمایت از فتنه گران در سال ۸۸ و ترویج افات در شبکه های جهانی نیز مدتی بازداشت شده بودند. نکته جالب توجه ماجرا آنجاست که با این که ایشان از مراسم­ها و شعائر حسینی به صورت خاص و غیر معتبر بسیار دفاع می کند، اما در عاشورای سال ۱۳۸۸ که عده ای فتنه­ گر به نمادها و شعائر حسینی توهین د، واکنشی نشان نداند.

آیت الله سید صادق در سخنرانی خود که در تاریخ ۲۸ صفر ۱۴۳۱ در قم ایراد می کرد با استفاده از کلماتی ناشایست اقدام به توهین به ی نظام ی کرد: «جوونا گول نخورید مثل پدراتون که بعضی­هاشون گول خوردن نشید تاریخ پیغمبر رو خودتون بخونید هر چی میگن نگید راست میگه! نگید درست می­گه… کشور ی مردمش انقلاب می­کنن برید ببیند اون وقت این حکومتی که به اسم مردم اومده با باتوم میاد می­زنه مردم رو! این نیست! این زیبا نیست! با این می خوایم دنیا رو دعوت کنیم به ! مگه منافق رو باید کشت؟ پیغمبر خدا یه دونه منافق نکشتن! وقتی در حکومت ی ملت خودش رو به خاطر اینکه یه تظاهرات کرده با باتوم می­زنه می­کشه به خاک و خون می­کشه چه توقع هست توقعی هم ندارم … خزی دنیاست که خود ملت خودشون لعن شون می کنه شب نامه ضدشون می نویسه یه خورده توسعه پیدا کرد انقلاب می کنه اون رو هم می­کُشه یا حبس می­کنه … فکر می­کنید کشور ی اسمش فقط یه پیغمبر همین بودن این مسؤولیت من و شماست در هر مسؤولیتی هستیم هر قدر قدرت داریم اینو به دنیا نشون بدیم تاریخ پیغمبر خدا رو نشون بدیم.»

(ره) در وم توجه بیشتر ت به مسائل شرعی و و هشدار نسبت به خطرات این قشر در صورت انحراف می فرمایند:«آن قدر که از این مقدسین نما ضربه خورده است، از هیچ قشر دیگر نخورده است». ایشان در بیان ضرر وجود حتی یک که در خط یی باشد می فرمایند: «خدای متعال می داند که من نسبت به های فاسد آنقدر شدید هستم که نسبت به سایر مردم نیستم. ساواکی پیش من محترم تر از فاسد است.»

توهم توطئه یا دست آویزی برای مظلوم نمایی

آقای سید محمد در سن ۷۵ سالگی بر اثر بیماری در کهولت سن فوت د. ولی طرفداران ­ها و همین­طور برخی نزدیکان به ایشان مرگ آیت الله را مشکوک تلقی می­کنند. همچنین مرگ پسر ایشان سید محمد رضا را که در خانه­اش فوت کرده است و تاکنون هیچ یک از نزدیکان ایشان حتی خود آیت الله سید صادق نیز به کشته شدن پسر برادر خود بوسیله نظام ی اشاره ای نمی­ کند. از همه مهم تر آنکه روایت هایی که درباره فوت ایشان ذکر گردیده است همگی در تناقض جدی با یکدیگر و ساختگی بودن آن در ذهن هر مخاطبی حتمی جلوه می­ کند. به تمام این موارد باید منفعتی که نظام از کشتن این دو نفر می برده است را اضافه کرد.

تا­کنون این آقایان به این سوال مخاطبین پاسخ نداده­اند که نظام ی از کشتن این دو نفر چه سودی می برده است؟مخالفانِ بی­اثری که، توان مقابله­ای چه الان و چه در آینده با نظام را نداشته اند چرا باید حذف شوند؟ آیا از این دو نفر موثرتر و مخالف­تر وجود نداشنه که نوبت این دو نفر می­رسد؟ پرداختن بی حجت و سند به کشته شدن این دو نفر از سوی نظام ی تنها به انی کمک می­ کند که از این دو متوفی قصد ایجاد جایگاه حق به جانبی برای خود را دارند.

دار و دسته انحرافی ها

یاسر الحبیب طلبه خوش پوش لندن نشین

یاسر الحبیب یک طلبه خوش پوش است که در حسینیه ای در لندن منبر برود چاک شیعیان و دشمن درجه یک وه ت به شمار می رود. «یاسر یحیی عبدالله الحبیب» یکی از شبکه های تحت حمایت آیت الله سید صادق یعنی شبکه فدک را مدیریت می کند ولی از حضور چشم گیر و پررنگ در دیگر شبکه های زنجیره ای این طیف فکری نیز غفلت نمی کند. تنها سه سال از راه اندازی «هیئت خدّام المهدی» در کویت می گذشت که تندروی های یاسر الحبیب، ت کویت را مجبور کرد هیئتش را پلمپ و او را روانه زندان کند.

اجازه نامه یاسر الحبیب از سید صادق

اما این جوان جسور چشم انگلیسی ها را گرفته بود؛ پس سریع به سوژه مورد نظر سازمان های ی انگلیس و تبدیل شد. حتماً خود مقامات کویتی هم متعجب شده بودند که این سازمان ها چرا بین این همه زندانی و شکنجه شده، به این جوان این قدر توجه می کنند. دو سال وقت کافی بود تا بعد از رایزنی انگلیسی ها و ن شدن وی در لندن حیطه فعالیت های یاسر الحبیب به شدّت گسترش پیدا کند. رو مه ای با نام «shianewspaper» منتشر می کند، حوزه علمیه « ین عسکریین» را در لندن به راه اندازد، شبکه ای «فدک» را نیز با حمایت آیت الله سید صادق تأسیس کند و در سال ۲۰۱۰ نیز مکان هیأتش در لندن را به حسینیه ای بزرگ به نام «حسینیه سیّدالشّهدا» منتقل و مکان جدید را مجتمعی برای حوزه علمیه، هیأت، دفتر کار، مؤسسه رسانه ای، شبکه ای فدک، رو مه شیعه و پایگاه اطلاع رسانی اینترنتی قرار می دهد.

رمضان المبارک ۱۴۳۱ قمری شیخ مقیم در انگلیس در هفدهم ماه مبارک و در سالروز وفات عایشه همسر اکرم (ص) مجلسی در حسینیه خود در لندن تشکیل داد و از فراز منبر جملات رکیک و نسبت های وقیحانه ای متوجه او کرد.

او پس از ذکر ادلّه خویش برای اثبات نفاق و هرز گی و… به همسر ، سخن خود را با این توصیه راهبُردی! به پایان رسانید که: «جشن گرفتن به مناسبت هلاک عایشه، ضرورتی دینی است؛ چه این­که روز هلاکت عایشه، پیروزی ی عظیمی به شمار می ­رود.» سایت وی نیز با افتخار تمام در این باره گزارش می دهد: «لازم به ذکر است که شبکه ای فدک این جشن مبارک و وقایع آن را پوشش داده و پخش نمود. ضمن این که در بالای صفحه این شبکه نیز «شعار الله اکبر … عایشه فی النّار» برای اولین بار در تاریخ شبکه های تلویزیونی قرار داده شد! و در فواصل مختلف برنامه، سرودهایی به مناسبت و شادی از هلاکت رأس الکفر عایشه و شکر نعمت برائت از او، پخش گردید.

«شیخ عبدالعزیز آل الشّیخ» مفتی اوّل سعودی در برابر این اقدام چنین واکنش می دهد: «بعد از اسائه ادب یاسر الحبیب به أم المؤمنین عایشه، انتشار مذهب تشیّع در کشورهای عربی و ی متوقّف شده است». وی در دیدار خود با ائمه و جماعات مساجد عربستان سعودی گفت: «سخنان یاسر الحبیب، شیعه کویتی باعث شد تا بسیاری از اهل سنّت که تمایلی به تشیّع داشتند، از مسیر انحرافی خود برگشته و راه مستقیم را برگزینند.» آل الشّیخ ادامه داد: «مُخبرین ما در کشورهای عربی به من اطلاع دادند عدّه زیادی از اهل سنّتی که شیعه شده بودند، به خصوص در شمال آفریقا، پس از گفته های یاسر الحبیب متوجّه شده اند که تشیّع، مذهبی باطل است و به مذهب حقّ برگشته اند.»

اما سخنان مشکوک شیخ، مشکلات بسیاری برای شیعیان کویت و عربستان نیز به بار آورد. علمای شیعه این دو کشور ـاز جمله «شیخ عَمری»، «شیخ حسین معتوق»، «شیخ حسن صفّار»، «شیخ علی آل محسن»، «شیخ عبدالجلیل السمین»، «شیخ نمر» و «سیّدهاشم السلمان» ـ مواضع سختی در برابر وی گرفته و او را از خود طرد د.

تا اینکه این دست موضع گیری ها که باعث ورود فشارهای فراوان به شیعیان عرب نیز شده بود، جمعی از علماء و فرهیختگان شیعه منطقه احصاء عربستان را بر آن داشت تا استفتائی را خدمت ی ارسال کنند. پاسخ معظم له آبی بود بر آتش:«اهانت به نمادهای برادران اهل سنّت از جمله اتّهام ­زنی به همسر حرام است. این موضوع، شامل ن همه ان و به­ ویژه سیّدالانبیاء اعظم -حضرت محمّد صلّی­ الله ­علیه­ و آله– می­ شود.» فتوایی که از شبکه ای الجزیره گرفته تا رو مه الانباء کویت، سایت پرمخاطب محیط، رو مه های السّفیر لبنان و الحیات چاپ لندن و سایت رادیو تلویزیون مصر و … به انعکاس درآمد و مورد تحلیل قرار گرفت.

حتّی احمد الطّیب، شیخ الازهر در بیانیه ای رسمی، این چنین به فتوای حکیم انقلاب، واکنش نشان داد: «با تمجید و سندی، فتوای مبارک حضرت علی خامنه ­ای را در خصوص تحریم اهانت به صحابه رضوان­ الله­علیهم یا تعرّض به همسران حضرت رسول­(ص) دریافت . این فتوایی است که با دانش صحیح و درک عمیق از خطرناکی آن­چه که اهل فتنه انجام می­ دهند، صادر شده و بیان­گر علاقه و اشتیاق به وحدت مسلمانان است. آن­چه که باعث می­ شود بر اهمیت این فتوا افزوده شود، آن است که عالمی از علمای بزرگ مسلمان و از بزرگ­ترین مراجع شیعه و به ­عنوان عالی ایران، چنین فتوایی را صادر کرده است.»

یکی دیگر از اقدامات این جریان مشکوک که حامیانی نیز در شهر مقدس قم دارد نام گذاری هفته برائت! در ربیع الاول سال پیش بود. این جریان در اطلاعیه ای اعلام کرد: «با نزدیک شدن به ایام فرحة ا هرا و غدیر ثانی، شورای سیاست گذاری شبکه جهانی حسین علیه‎السلام در بیانیه ای اعلام داشت: روز نهم ربیع الاول طبق فرموده اهل بیت علیهم‎ السلام روز غدیر ثانی نام گذاری شده است… از این رو بر خود لازم می‎دانیم که از روز نهم لغایت ۱۵ ربیع الاول را به عنوان هفته برائت نام گذاری کنیم تا از این شبکه مقدسه پیام برائت از دشمنان خاندان رس را با اتکا به عمل معصومین به جهان صادر نماییم.»

این حرکات زشت بدعت آلوده در حالی صورت می ­گیرد که خداوند در آیه ۱۷ سورة الانعام فرموده است: [وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا به غیر ع

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : بیشتر بدانیم - , , ی ,شبکه ,ایشان ,آیت الله ,صادق ,محمد , ,آقای , حسین , ایران ,نظام ,انقلاب ی ایران ,مأموران ساواک ایران

یا رب العاصین

تصویری تکان دهنده از باران در بیرجند

اگرچه در هفته و ماه گذشته در سراسر ایران، باران اقامه شد اما این فریضه مستحبی، در شبکه های اجتماعی به تمس گرفته شد و از شب گذشته که رحمت الهی بر ایران نازل شده، ی به این اقدام اشاره نمی کند.

سرویس سیاست مشرق - از جملهٔ های مستحب، استسقاء است، استسقاء به معنای درخواست و طلب آب است. زمانی که باران کم ببارد، نهرها خشک شوند و آسمان به خاطر شیوع گناهان، کفران نعمت، ندادن حقوق، کم فروشی، ظلم، ترک امربه معروف و نهی از منکر و... بخل ورزد، استسقاء - چنان که در روایت آمده- مستحب است.

هفته گذشته و حتی در ماه گذشته، در بعضی از ای کشور باران اقامه شد و بسیاری از مردم ایران با جا بردن به سمت خداوند، درخواست باران د، فارغ از اینکه خشک سالی های اخیر ایران به چه دلیلی است، نفس اقامه مستحبی باران می تواند یکی از دلایل توجه خداوند به بندگانش باشد و البته این بدین معنا نیست که خواندن این ، علت تامه برف و باران اخیر در کشور است.

اما بعد از اقامه باران هفته گذشته در ای بیرجند، شیراز، قم و اصفهان و باران در شهر تایباد و دیگر ای اهل سنت، بسیاری از ضدانقلاب و مخالفان دین، اقدام به تمس و سبک شمردن این مستحب د.

حساب رسمی شبکه دویچه وله آلمان، باران را شایعه خوانده است

در این رابطه بیشتر بخوانید:

ع / طلب باران در شیراز

/ اقامه باران در حرم شاهچراغ(ع)

در برخی از ای کشور باران خواندند تا باران ببارد؛ از طرفی به گفته برخی افراد هواشناسی پیش بینی کرده که شنبه هوای کشور قطعاً بارانی است؛ این حرکت باعث انتقاد عده ای شد؛ آن ها گفتند که روز باران خواندند تا باران قطعی شنبه را به ارتباط دهند! این موضوع به قول معروف در شبکه های اجتماعی پرطرفدار [ ترند] شد، اما از شب گذشته، خداوند بر مردم منت نهاده و رحمت خود را بر سر مردم ایران نازل کرده است.

آنچه در ادامه می آید گوشه ای از تصاویر باران در هفته و ماه گذشته است.

باران در قم
باران در قم
باران در قم
باران در قم
باران در اصفهان
باران در اصفهان
باران در بیرجند
باران شیراز
باران در شیراز
باران شیراز
باران اهل سنت در شهرستان خور

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : یا رب العاصین - باران , ,گذشته ,کشور ,شیراز , ای , باران ,اصفهان ,شیراز ,اقامه ,باران شیراز , باران شیراز , باران خواندند , باران اقامه

عبرت

 فیروزآبادی

رئیس سابق ستادکل نیروهای مسلح گفت: من به لحاظ حدس می زنم که اگر آنها [فتنه گران سال ۸۸] پیروز می شدند، نه زنده می ماند نه خاتمی و نه .

به گزارش مشرق، سرلشکر حسن فیروزآبادی رئیس سابق ستادکل نیروهای مسلح در بخش اول از گفتگوی تفصیلی خود که به مناسبت چهلمین سال پیروزی انقلاب ی انجام شد، به مرور حوادث دهه ۶۰، برخورد با گرو ها و غائله های امنیتی و نیز جنگ تحمیلی پرداخت.

بخش دوم این گفتگو که شامل موضوعاتی در ۳ دهه بعد از آن تا امروز می شود را در ادامه خواهید خواند.

(بخش اول این گفتگو را از اینجا بخوانید)

* از اوا دهه ۶۰ که حضرت آیت الله به ی رسیدند، تحولات مختلفی در بسیاری از دستگاه ها و سازمان ها رخ داد که یک نمونه آن، تغییر «ستاد فرماندهی کل قوا» به «ستاد کل نیروهای مسلح» بود. چطور شد که ی شما را به عنوان رئیس این ستاد انتخاب د؟

وقتی که حضرت آقا به ی انتخاب شدند، من گزارش ستاد فرماندهی کل قوا را به صورت هفتگی به ایشان می دادم. یادم هست در آن مقطع بحث بر این بود که از بین آقایان فروزنده و یک نفر رئیس ستاد کل شود. آقای آن زمان فرمانده پ ند هوایی بود.

* همین آقای که می گوید من سرهنگ نیستم؟

اتفاقاً از سرهنگ هم بالاتر است و در پ ند بسیار هم سرهنگی عمل می کرد. همین الآن هم در سخنرانی ها و برخوردهایش از همان روحیه نظامی اش استفاده می کند. او در آن جلسه فقط می خواست به قالیباف بگوید تو سرهنگی و الا خودش از سرهنگ هم بالاتر است.

من این را در یکی از جلسات شورایعالی امنیت ملی به خودش هم گفتم.

* چه واکنشی نشان داد؟

هیچی، خندید. چه بگوید؟

* چطور شد که آن دو نفر را برای ریاست ستاد انتخاب ن د؟

در همان جلسات اول که گزارش ها را خدمت آقا می بردم، گفتم اعضای ستاد، معاونین و وزرای ت و چند نفر از نظامی ها بودند که اکنون خیلی از آنها رفته اند و تنها من هستم که جانشین رئیس ستادم.

در یک لیست افرادی را برای مسئولیت قسمت های مختلف پیشنهاد داده بودم که کار جلو برود، آقا هم بالای آن لیست نوشتند «شما رئیس ستاد کل هستید» و روی همان نامه ای که من داده بودم، تصمیم گرفته شد و بعد هم ایشان حکم من را صادر د.

من حضرت آقا را از قدیم می شناسم و شاگرد ایشان بودم و حتی موضوعاتی مثل تفسیر، نقد و حتی ویراستاری کتاب و خیلی از مسائل دیگر را از ایشان یاد گرفتم.

** تاکنون بیش ۱۳۰ م به ی داده ام

همین اوا هم که به لحاظ بیماری خواهش تا ریاست ستاد کل به فرد دیگری س شود، ایشان دو جمله به بنده گفتند که بیان جمله اول را به مصلحت نمی دانم. جمله دوم این بود که ایشان فرمودند شما با فکر، روحیات و شه من آشنا هستید و می دانید که من چه می خواهم، پس بمانید و به بنده م دهید و من هم تا امروز بیش از ۱۳۰ م به ایشان داده ام.

* روال ارائه این م ها چگونه است؟

برخی از این م ها که ممکن است خیلی مهم باشد و یا موضوعاتی که بوده و ممکن است تبعات سنگین داشته باشد و حتی لازم نیست که مسئولان دفتر هم از آن مطلع شوند، به صورت حضوری به ایشان داده می شود.

یک نمونه از موضوعات مهم، بحث تعیین رئیس ستاد کل بود که ایشان نظر من را حضوری خواستند و همان نظر هم عمل شد، اما معمولاً این م ها به صورت کتبی است و در یک فرم یک صفحه ای، طرح موضوع، حوزه عملکرد و پیشنهاد نوشته شده و خدمت ایشان ارسال می شود.

** فکر می د در دوران ی آقا می توانند کار خودشان را ند

* در این دهه بود که برخی چالش های اساسی برای نظام شکل گرفت که نمونه های متعدد آن در دوره دوم داد رخ داد. ریشه این مشکلات در حوزه های امنیتی و از کجا بود؟

حقیقت این است که ریشه مهم ترین مسائل امنیتی ـ دفاعی کشور درست بعد از رحلت حضرت و انتخاب حضرت آقا به ی شروع شد.

در مجلس خبرگان اکثریت قریب به اتفاق اعضا به ایشان رأی دادند. آقا هم فرزند حضرت علی(ع) است و حضرت علی(ع) وقتی به ولایت رسید فرمود روش کار من این طور نیست که با هر ی کنار بیایم. افراد را جای خودشان خواهم نشاند. این یعنی عد و یکی از بزرگ ترین ویژگی های ایشان جدی بودن در عد بود.

این روزها در فضای مجازی جمله ای از حضرت آقا در آن جلسه خبرگان منتشر و راجع به آن زیاد صحبت شد، درحالی که فرمایش آن روز آقا از سر تواضع قبل از انتخاب است.

ایشان این تواضع و تحقیر نفس را داشتند تا مبادا حس داوطلبی، تأثیری در انتخاب دیگران بگذارد. این از بزرگی ایشان بود. اما همین آقا بعد از انتخاب شدن، محکم صحبت د، هرچند برخی پیش خودشان گمان می د و می گفتند که بگذار این حرف ها را بزنند اما ما کار خودمان را می کنیم. بنابراین این قضیه نه از دهه ۷۰ که از همان سال ۶۸ شروع شد.

** چپی ها در ت هاشمی راست عمل د

* دقیقا چه افراد شاخصی در این روند دخیل بودند؟ چون این صحبت بیشتر از همه نام آقای هاشمی را به ذهن متبادر می کند.

این مسائل موضوعات پیچیده ای نیست. همه چپی ها با هم بودند و همه انی که در ت حضرت آقا، با مرتبط بودند و از طرف ایشان حمایت می شدند، خطی را مغایر با خط آقا پیش می بردند که بعضی وقت ها می گویند تئوریسین آنها خوئینی هاست، بعضی وقت ها می گویند هاشمی است و یا دیگران که نمی توانم از آنها اسم ببرم. البته افرادی مثل آقای ، ، بهزاد نبوی، عبدالله نوری، مرحوم نوربخش و دیگران هم بودند.

وقتی آقای هاشمی ت را تشکیل داد، معلوم شد که این ت همان ت است و همان خط را ادامه می دهد. فقط یک فرق وجود داشت، اینکه چپ سوسیالیست بود که ریشه در مسلمانان مبارز داشت، اما آقای هاشمی راست آزاد ش بود. من خیلی نمی خواهم کلمه لیبرال را به کار ببرم، ولی ایشان راست لیبرال بود و همان ترکیبی که با ، چپ عمل می کرد، همان افراد با هاشمی، راست و لیبرال عمل د، بنابراین می بینیم که این خط و خطوطی که مطرح می شود خیلی واقعیت ندارد.

البته ممکن است افرادی بگویند که این به خاطر نفوذ شخص آقای هاشمی بود. بله، آقای هاشمی فرد بانفوذ و باسوادی بودند اما این افراد هم آدم های کمی نبودند، حرف هایشان و شعارهایشان را عوض د.

یادم هست ما در آن اوایل، اساسنامه وزارت دفاع را نوشتیم و به نظر آقای هاشمی هم که فرمانده جنگ بود رس م و ایشان هم موافقت کرد، اما وقتی برای دفاع از این طرح به مجلس رفتیم، آقای هاشمی که رئیس مجلس بود و خیلی دلش می خواست بعد از آن رئیس جمهور شود، در جلسه علنی مجلس با مصوبه ای که خودش با آن اعلام موافقت کرده بود، مخالفت می کرد و نهایتاً تغییراتی در آن دادند ازجمله آنکه بودجه را از دست فرمانده کل قوا در بیاورند.

** مخالفت با راه از ت هاشمی آغاز شد

من معتقدم ریشه مخالفت با اصل و خط و تداوم راه همین بود. اصلاً هر وقت به مخالفان و نهضت دقیق نگاه کنیم، به حذف ، خط و راه می رسیم. اینکه به دنبال تغییر ما از درون است، یعنی همین. این فضا در ت آقای هاشمی ایجاد شد. یعنی کاملاً مشهود بود که فرمان برای دور زدن گرفته شده است.

الآن دیگر راحت می شود کُد داد. آقای مهاجرانی که در ت آقای هاشمی مسئولیت داشت، الآن کجاست؟ شاه عربستان در جمعیت مسلمانان به عنوان شیعیان است و در انگلیس زندگی می کند.

** تاسیس مرکز تحقیقات استراتژیک به ریاست خوئینی ها رمز انحراف بود

رمز انحراف در همان مقطع بود یعنی وقتی آقای هاشمی مرکز تحقیقات استراتژیک را درست کرد و آقای خوئینی ها به عنوان رئیس آن منصوب شد.

برای این مرکز یک ساختار با معاونت های ، اقتصادی، دفاعی-امنیتی و... نوشته شد و این ساختار را خدمت ی بردند. آقا هم گفته بودند یا معاونت دفاعی نداشته باشد یا اگر داشت، آقای فیروزآبادی مسئول آن باشد که با آن موافقت شد.

* چه برنامه هایی در دستور کار این مرکز بود که شما آن را یکی از نقاط انحراف می دانید؟

جلسات، هفته ای یک روز برگزار می شد و همان اوایل که هنوز کار خیلی پیش نرفته بود و اعضاء هنوز در حال یاد گرفتن کامپیوتر بودند، گفتند یک پروژه در دستورکار قرار گرفته است. این پروژه، پروژه انقلاب ی یا همان دوم داد بود و مجری آن هم بهزاد نبوی و سعید حجاریان بودند.

وقتی این موضوع در جلسه مطرح و مورد بحث قرار گرفت، من بر روی برخی نقاط اصلی آن انگشت گذاشتم و گفتم انقلاب در خط در حال حرکت است. این حرف های عجیب چیست که شما می زنید و با استدلال آن را رد .

خوئینی ها که درمانده شده بود، گفت ایشان راست می گوید و جلسه تعطیل شد، اما دو روز بعد فهمیدم جلسه ای بدون حضور من تشکیل دادند و آن را تصویب د.

** ۲۰میلیون تومان در سال ۷۰ برای پروژه دوم داد هزینه د

* چه سالی بود؟

سال ۷۰ یا ۷۱ و ۲۰ میلیون تومان پول نقد به بهزاد نبوی و سعید حجاریان دادند تا بروند و این پروژه را آماده کنند و هرگز هم راجع به آن گزارشی ارائه نشد و وقتی که اجرا شد ما متوجه آن شدیم. یعنی دوم داد.

پس نباید چالش های دهه ۷۰ را از زمان آقای خاتمی شروع کنیم، همه چیز از زمان انتخاب ی و در ت آقای هاشمی شروع شد و آنها در ت اول هاشمی هرچه خواستند د و بعد از آنکه حضرت آقا به آنها ایراد گرفتند، حزب کارگزاران درست شد و در حقیقت ت تبدیل به یک حزب شد و در دور دوم، همان ها آمدند و در ت کار د؛ یعنی خطی غیر از خط و ی شکل گرفت.

مصادیق بسیار صریحی هم داشت. مثلاً جلسات متعددی برگزار می شد که در آن می گفتند باید با مذاکره کنیم و با آنها رابطه داشته باشیم، البته من با مخالفت و استدلالم این بود که مگر سعودی بهترین روابط را با ندارد؟ ولی سفیر در عربستان قصد کودتا داشت، بنابراین این ایده فقط نفوذ را قوی تر می کند.

وقتی هم که موضوع را خدمت ی بردند و گفتند همه موافقند، ی فرمود خیر! آقای فیروزآبادی مخالف است و حق هم با اوست. این مسائل را بی مطرح می د.

توجه داشته باشید که در سیر تاریخی بعد از انقلاب، نباید به راحتی از این مرحله گذشت. این مقطع یک مقطع حساس است.

** تا اسم هاشمی را می آوردم آقا می فرمود: کافیست

* برخورد ی با اینها چگونه بود؟ بالا ه ایشان در جریان این مسائل قرار می گرفتند.

یک خاطره در خصوص نجابت حضرت آقا در برخورد با اینها بگویم. من در برخی از جلسات که خدمت ایشان می رفتم، به عنوان یک مسئول می خواستم موضوعاتی راجع به ت مطرح کنم. هروقت شروع می و تا اسم آقای هاشمی را می آوردم، آقا می فرمودند کافیست. من با آقای هاشمی دوست ۴۰ ساله هستم و با یکدیگر همدلیم و از دل هم خبر داریم و بارها این موضوع را تکرار د.

یک بار خدمت آقا گفتم اجازه بدهید ما هم یک جمله عرض کنیم. وقتی شما حرفی می زنید، آقای هاشمی در جلسه ت می گوید این حرف ها، حرف های عوامی است، بنابراین بدانید که اگر حرف شما ت یب می شود، از بالاترین نقطه است. اما برخورد ی همان بود تا اینکه بالا ه چند سال بعد، فکر می کنم در سال ۷۹، یعنی وقتی که ت آقای هاشمی به پایان رسید و ۳ سال هم از ت آقای خاتمی می گذشت، من دیگر طاقتم تمام شد. در خانه نشستم و در یک دفتر، ۱۶ صفحه شعر طنز با موضوعات متعدد نوشتم و در آن مواضع آقای هاشمی و مواضع ی را بدون اینکه اسم بیاورم، با کد مطرح که شامل حدود ۲۰۰ موضع می شد. اسم آن را هم گذاشتم «افسانه دو گنبدان»، چون آنها می خواستند دو دیدگاه را در حکومت مطرح کنند، بعد آن را خدمت آقا بردم و گفتم من این شعر را برای شما گفتم.

* واکنش ایشان چه بود؟

از آن به بعد اجازه دادند که اگر مسئله ای هست، مطرح شود.

از گذشته، لیبرال ها، چپی ها، مخالفان، کج شان، دوستان و انگلیس دوستان در یک طرف قرار دارند و حزب اللهی های مخلص و ف انقلاب هم در یک طرف و آنها وقتی حمله می د رها نمی د. هیچ وقت هم ن نبودند و این ماییم که گاهی خوش باور هستیم.

من معتقدم آقای هاشمی در روی کار آمدن آقای خاتمی نقش داشت. این حرف ها را باید بی تعارف گفت. در این پروسه، بهزاد نبوی، سعید حجاریان و خوئینی ها تئوریسین و آقای هاشمی مجری بود که آقای خاتمی را به ریاست جمهوری رساندند و افکار عمومی را هم در دست داشتند.

این افکار عمومی آن قدر مهم است که می تواند رئیس جمهور، مجلس و ی تعیین کند. می تواند بر خطوط و استراتژی ها اثر بگذارد و این افکار عمومی الآن در دست رسانه هاست که باید آن را پرورش داد و در مردم این توانمندی را ایجاد کرد که قدرت انتخاب صحیح را داشته باشند.

یک خاطره بگویم. وقتی آقای خاتمی رئیس جمهور شد، یکی از بزرگان که بسیار هم عزیز است و من دوستش دارم، پیش من آمد و یک موضوعی را مطرح کرد. گفت یک زمانی یک راننده ای با ماشین از جاده به درون دره پرت شد. وقتی علت را پرسید، به او گفتند جاده پیچید ولی تو نپیچیدی. بعد به من گفت آقای ! جاده پیچیده، اما شما نپیچیده اید. این قدر بر روی افکار عمومی اثر گذاشت.

در آن مقطع برخی از دوستان خود ما می آمدند و می گفتند ببینید رو مه های دوم داد چقدر مقالات خوبی می نویسند اما این طرف در رو مه های ما خبری نیست، این افراد الآن هم هستند و اتفاقاً تسبیح شان هم از بقیه درازتر است.

به هرحال آنها کار د و آن ۲۰ میلیونی که قبلاً گفتم، در همین مسیر ج شد.

شما نگاه کنید در زمان وزارت ارشاد همین آقای مهاجرانی چه اتفاقاتی افتاد؟ بحث رابطه با مطرح شد و دست همه را در رو مه ها، سینما، تئاتر، کتاب و... باز گذاشتند و لجن ترین آدم ها را انتخاب و از آنها حمایت کرد.

یک کتاب فروشی معروف در آن مقطع بنام «مرغ آمین» بود که من اصلاً از آن خوشم نمی آمد، یک بار با بچه ها به آنجا رفته بودم و داشتم کتاب ها را نگاه می . یک آقایی که من را نمی شناخت، آمد و یک کت را با موضوع به من پیشنهاد داد، اما گفتم من این کتاب را خوانده ام.

بعدها این کتاب فروشی را آتش زدند و آقای مهاجرانی برای آن عزاداری به راه انداخت.

در حوزه مطبوعات هم مهاجرانی حتی به افراد در روستاها پیشنهاد می کرد که بیایند و پروانه رو مه بگیرند و وقتی آنها می گفتند ده ما چه نیازی به رو مه دارد، می گفت فردا به درد خواهد خورد. هزار و ۲۰۰ مجوز رو مه دادند. بعد که شروع د به نوشتن علیه نظام و دادستانی یکی یکی آنها را تعطیل می کرد، هر رو مه که تعطیل می شد، یکی دیگر را بالا می کشیدند و این تا هزار و ۲۰۰ رو مه جا داشت.

اگر نیروهایی که در این رو مه ها کار می د را نگاه کنیم، اکثریت افراد [محسن] سازگارا بودند که الآن در ست و خودش آدم بهزاد نبوی بود.

اینها خیلی عمیق کار د و بدترین حرف ها را زدند و حتی گفتند که به حکومت دینی اعتقاد ندارند و نظریات را هم رد د. دوم داد انتظار داشت قدرت را بعد از خودش به یکی از خودشان تحویل دهد، اما به هرحال اتفاقات عجیب و غریبی افتاد و گرایش مردم به سمت حمایت از رفت.

** نامه فرماندهان به خاتمی درست بود

* یکی از موضوعاتی که در آن زمان در مقطع دوم داد جنجالی شد، نامه انتقادی و هشدارگونه با امضای جمعی از فرماندهان به آقای خاتمی بود. علت نوشتن این نامه و موضع شما در خصوص آن چه بود؟

من راجع به نامه فرماندهان موضع خاصی نداشتم چون حرفشان درست و حرف حساب بود. عده ای از فرماندهان، نظرشان را به آقای خاتمی منتقل کرده و تناقض ها را گفته بودند. نامه هم نبود و از روی حس دینی و اعتقادی نوشته شد. عده ای که ۸ سال جنگیده بودند و در راه انقلاب مجاهدت کرده و دوستان و عزیزان خود را از دست داده بودند، یک ع العمل طبیعی نشان دادند و اگر این کار را نمی د، جای حرف داشت. به هرحال حرف آنها و منظورشان نبود، هرچند طرف مقابلشان یک فرد بود.

** معلوم نشد چه ی در کوی ، دانشجویان را زد

* مهمترین چالش امنیتی نظام در دهه ۷۰، واقعه کوی در تیرماه ۷۸ بود. خاستگاه این جریان کجا بود و آیا دستگاه های امنیتی آن را پیش بینی کرده بودند؟

امان از سال ۷۸! ببینید آقای خاتمی وقتی صحبت می کرد، صحبت او مانند یک کمد بود که دیوارهایش مواضع انقلاب بود اما پایه و اصولش در دوم داد. همین حس مظلومیتی که نشان می دادند و یا مثلاً حجاریان را با آن وضع در مقابل تریبون می گذاشتند و سخنرانی می د، برای این بود که روی عواطف مردم کار کنند.

اینها کوی را طراحی کرده بودند. من خودم قبلاً یک مرتبه برای حضور در هیأت عزاداری حسین(ع) به آنجا رفته بودم و دانشجویان آنجا را از نزدیک دیده بودم که افرادی باصفا، مومن و خیلی صمیمی بودند، اما کار آنها بر روی طرح کوی در جهت انعقاد نطفه یک فتنه بود.

شاید برخی از این موضوعات و تحلیل ها برای مردم قابل هضم نباشد که بگوییم در آن مقطع چه گذشت، اما در ظاهر آنچه شد این بود که دانشجویان در کوی دست به یک تظاهرات زدند و اتاق فرماندهی این حوادث هم در همان جا بود، اما اتفاقات تندی افتاد و نیروی انتظامی مأمور مقابله با آن شد و بیرون کوی مستقر شدند.

در داخل وقتی هاب بالا گرفت، عده ای بی رحمانه کتک خوردند، اما اینکه چه ی رفت و آنها را زد، به صورت مستند معلوم نشد، آنها طوری طراحی د که نیروی انتظامی مقصر شود.

ما قبلاً تجربه منافقین را در انجام این گونه کارها داشتیم و حادثه کوی هم به این شکل بود و آنچه مطرح می شد روشن نمی کرد که دقیقاً چه اتفاقی افتاده است.

** حادثه تیر ۷۸ را جریان دوم داد طراحی کرد

قضیه کوی که نطفه فتنه ۸۸ است، قطعا یک کار طراحی شده توسط جریان دوم داد بود. این کاملا مشهود است.

من فردای حادثه کوی به دفتر ی رفتم. مرحوم سیدعلی علم الهدی [جانشین وقت رئیس دفتر نظامی فرماندهی کل قوا] آمد. گفتم چه خبر؟ گفت من از جلوی کوی آمدم. در آنجا چند نفر که صورتشان را پوشانده بودند، جلوی ماشین من را گرفتند و من را پیاده د و گفتند که این شعار و آن شعار را بده. من گفتم مگر چه شده؟ گفتند تو هنوز نمی دانی ما آمده ایم حکومت را برای شما عوض کنیم؟ وضعیت به این شکل بود.

لذا مسائل کوی از داخل شعار تغییر نظام درآمد و ما در ستاد کل تعریف کرده بودیم که وظبفه کنترل محدوده کوی با نیروی انتظامی است اما اگر از کوی به میدان ولیعصر، چهارراه ولیعصر و میدان انقلاب سرایت کند، این دیگر اغت است و باید برخورد کند.

** به گفتم در تهران دارند کودتا می کنند

بعد را خوانم و راه افتادم که بروم. به میدان توپخانه که رسیدیم، دیدم شلوغ است و شعارهایی می دهند. به راننده ماشین گفتم برگرد. به دفتر آقای که آن موقع دبیر شورایعالی امنیت ملی بود رفتم ولی اقای حضور نداشت. گفتم با ایشان تماس بگیرند ولی مسئول دفترشان گفت به شهرستان رفته است. گفتم به هر حال بگیرید باید با او صحبت کنم. تماس برقرار شد و گفتم آقای ! دارد در تهران کودتا می شود، شما کجا هستید؟ موضوع را برایشان توضیح دادم و گفتم همین امروز باید جلسه شورایعالی امنیت ملی برگزار شود و من به عنوان یک عضو شورا درخواست جلسه دارم.

آقای گفت: باشد. پس به دفتر بگویید بقیه اعضا را هم دعوت کند که به جلسه بیایند.

آنهایی که به جلسه می آمدند همه دوم دادی بودند. مثل آقای لاری کشور، تاجزاده معاون امنیتی که البته عضو شورا نبود و به مناسبت حضور پیدا می کرد، ازی خارجه هم نبود و امین زاده به جای او آمد، آقای عباد [علی ربیعی] هم دبیر جلسات بود. از هم نمی دانم که خود آمد یا نه. از ما هم فقط من و آقای رحیم صفوی فرمانده بودیم.

خود آقای هم آمدند و من موضوع را مطرح و گفتم کوی را در حیطه وظایف نیروی انتظامی می دانیم اما اگر به این ۴ نقطه بیایند دیگر نظامی برخورد می کنیم. قبلش هم با تماس گرفته بودم و نیروهای به فرماندهی فضلی در میدان حر مستقر شده بودند.

** خاتمی گفت قضیه را جمع کنید

ما گفتیم باید به وظیفه نظامی خودمان عمل کنیم. آقای هم گفت اگر قرار باشد شما چنین کاری کنید من بایستی به آقای رئیس جمهور بگویم که گفتیم بگو. آقای با آقای خاتمی تماس گرفت. آقای خاتمی اول گفت اگر می خواهد بیاید، لباس نظامی نپوشند. گفتم خیلی خب ولی باید با اینها برخورد شود. آقای خاتمی مجددا گفت حالا نمی شود که این کار صورت نگیرد؟ گفتم نه. آقای خاتمی باز هم تلاش کرد و بعد گفت بگویید هر کار می خواهند ند و جمعش کنند.

آقای رحیم صفوی هم در این جلسه محکم گفت ما دستور برخورد داده ایم. بعد از این حرف ها، آقایان متوجه شدند که اوضاع از چه قرار است. هر کدام با موبایلی که دست شان بود با جریانات داخل خیابان در ارتباط داشتند و همانجا در جلسه با گروه هایشان تماس گرفتند و گفتند تمام شد.

* برخورد در خیابان با کنندگان چطور شد؟

غائله ۱۸ تیر یک وجه خیابانی هم داشت. ناجا، و دادستانی هم بیکار نایستاده بودند و بر اساس احساس تکلیف، گروه هایی را تشکیل داده و آنهایی را که اقدام به ابکاری و آتش زدن اماکن می د گرفتند.

قرار شد دو نفر بروند اسامی و آدرس این افراد را بپرسند چون می دانستیم که بالا ه آزادشان می کنند. اما حتی نتوانستیم اسم و آدرس آنها را بپرسیم. بلافاصله از زندان آزادشان د. لذا در قضیه ۱۸ تیر ی گیر نیفتاد که بخواهد حساب پس بدهد. غیر از آن ی که حرف هایی زد و کار را برای دوم دادی ها خیلی سخت کرد.

* منظورتان منوچهر محمدی است؟

منوچهر محمدی با یک خانم دوست شده بود و آنها مثلا می خواستند با هم مثل دو زن و مرد، اعضای گروه را جمع کرده و انقلاب کنند.

آن زن یک رفیق دیگر هم داشت و این نفر سوم، از روی حسادت به آنها، به ستاد کل آمد و گفت می خواهم خبر مهمی بدهم.

من حفاظت را خبر که ببینید چه می گوید. او گفت گروهی جمع شده اند و می خواهند کودتا کنند و الان مشغول کارند. بعد برادران ما را به آنجا برد. اینها هم رفتند و آنجا را شناسایی و برداری د.

این موضوع گذشت تا در جلسه شورایعالی امنیت ملی که نمی دانم تیر ماه بود یا شهریور، طرفداران غائله می گفتند که این برخوردها است. می گفتند حالا عده ای ناراضی بودند و در کوی غلطی شده که من گفتم نه، دست خارجی در کار است و موضوع کودتا بوده و این حرفها. آقای خاتمی یک نگاه به اطلاعات کرد و گفت: ایشان چه می گویند؟ که گفتم برایتان توضیح می دهم و همین قضیه منوچهر محمدی را مطرح . لذا در آن جلسه هم نتوانستند محکومیتی برای حزب اللهی ها درست کنند. این رویه آنها بود. علاوه بر شلوغ در جلسه، همیشه می خواستند در آ کار، آقا و حزب اللهی ها را محکوم کنند که این دفعه هم نتوانستند.

بعد از ۲۳ تیر که مردم به صحنه آمدند و غائله را جمع د، یک اتقاق دیگر هم افتاد. آقای ظریفیان [معاون وقت علوم] و عباد [علی ربیعی] و برخی دیگر یک برنامه ریزی د که مصوبه ای از شورایعالی امنیت ملی بگذرانند و آن را در ها هم منتشر کنند و بگویند که هر اول مهر بر سر کلاس حاضر نشود، از ا اج خواهد شد یا فلان محکومیت را خواهد داشت.

این قضیه برای دو هفته مانده به اول مهر بود. ما به جلسه رفتیم و دیدیم وزرا و معاونین شان نشسته اند و این طرح را توضیح دادند. آقای خاتمی هم جمع بندی کرد و گفت که نباید بگذاریم غیبت کنند.

* چرا؟ مگر قرار بود اتفاق خاصی بیفتد؟

حرف آنها این بود که می گفتند دانشجویان می خواهند اول مهر به سر کلاس نروند و اگر نروند دوباره فتنه می شود. این حرف را خود طرفداران فتنه می زدند و می گفتند باید این مصوبه را بگذرانیم تا دانشجویان بترسند و به سر کلاس بیایند.

به هر حال آقای خاتمی جمع بندی کرد اما من گفتم این طرح را قبول ندارم. این موضوع است. آقای خاتمی به من گفت شما که می گویی است توضیح بدهید. گفتم من رئیس ستاد کل هستم و همه اطلاعات به دستم می رسد. هم هستم و در ها هم رفت و آمد می کنم. تا الان که ۱۵ شهریور است از هیچ ی و هیچ جا شنیده نشده که قرار است دانشجویان اول مهر به کلاس نروند. این خبر از اساس دروغ است. گفتم این خبر را چه ی داده بود؟ آقای ظریفیان که خودش در غائله ۱۸ تیر نقش مؤثری داشت. حالا چطور شده که آنوقت با فتنه بوده و الان علیه فتنه؟ نمی شود این را قبول کرد.

وسط این دفاع، فشار خون من رفت روی ۲۶، سیاه شدم و به کف زمین افتادم. در همان وضع صدای آقای خاتمی را می شنیدم که می گفت این آقای فیروزآبادی به میهمانان ما توهین کرد و این رسمش نیست که در جلسه شورایعالی امنیت با میهمان اینطور برخورد شود.

آقایان فرهادی و معین که پزشک بودند به سراغ من آمدند و داروهایی دادند و من را با آمبولانس به بیمارستان بقیة الله(عج) بردند و ۱۰ روزی بستری شدم.

جلسه شورا هر دو هفته یک بار برگزار می شد لذا اول مهر بود که به جلسه بعدی رفتیم. آقای خاتمی همینکه از در وارد شد، مستقیم پشت میکروفن رفت و آن را روشن کرد و گفت حق با آقای فیروزآبادی بود.

** می خواستند تمام های کشور را بهم بریزند

به هر حال اول مهر بود و ثابت شد آنها دروغ می گفتند. بنابراین ما یک فتنه شهریور هم داشتیم که در نطفه خفه شد. آنها با این مصوبه می خواستند بحران ایجاد کنند. چون همه می دانیم که دانشجو حساس است و هر چه به او بگویی، خلاف آن عمل می کند و این مصوبه هم برای ایجاد بحران و اعتراض دانشجویان شکل گرفته بود. اما نکته اش این بود که این دفعه فقط تهران نبود و سراسر های کشور شلوغ می شد.

** ماجرای جلوگیری از افتتاح فرودگاه

* یکی دیگر از چالش های آن دوره، افتتاح فرودگاه (ره) بود که نیروهای مسلح به شدت با آن مخالفت د و جلوی مراسم افتتاح گرفته شد. این مخالفت با چه استدلالی بود؟

اولا باید این را گفت که در گذشته بحث های زیادی درخصوص نفوذ خارجی در کشور می شد. در دوره کارگزاران عنوان شد که خدمت سربازی ایرانی های خارج از کشور را ببخشیم تا بتوانند به داخل بیایند و دانشمندان خارجی هم در استان های ما به تحقیق بپردازند که ما هم با حساسیت کنترل می کردیم.

اما در این مقطع، آقای م راه بود و خودش هم یک روحیه اینچنینی داشت و من او را از اوایل انقلاب و جنگ می شناختم.

آقای م در ماجرای افتتاح فرودگاه آمده بود برای اینکه تزهای آقای هاشمی رفسنجانی مبنی بر اینکه غربی ها را راه بدهیم و آنها را در امور دخ دهیم و راه ها را باز کنیم، چند طرح سخت استکباری را با مسئولیت خود در وزارت راه قبول کرده بود که اجرا کند.

یکی از این طرح ها، ید ایرباس های کهنه از ترکیه بود. من تذکر دادم که برای چه می خواهید هواپیماهای کهنه افتاده در فرودگاه ترکیه را ب ید. اگر می خواهید هواپیما ب ید هواپیمایی باشد که مردم بتوانند سوار شوند. این طرح نهایتا در مجلس رد شد.

حرکت بعدی این بود که آقای م رفت و با ترک ها هماهنگ کرد تا کترینگ فرودگاه را به آنها بدهد. یعنی ترک ها بیایند اینجا برای ما لباس بشویند، آب جوش بگذارند و وسایل را جابجا کنند و از طرفی با اماراتی ها هماهنگ کرد تا در این فرودگاه هواپیما بنشانند.

ما اینجا با چند مسئله مواجه بودیم. یکی ورود ترک ها به کترینگ فرودگاه . یعنی ما یک فرودگاه داریم به اسم حالا آب جوش و چایی آن را خارجی حاضر کند و کف آن را خارجی طی بکشد. مگر در ایران آدم نیست و مردم بیکار آمادگی این کارها را ندارند؟ اینها قصدشان چیز دیگری بود. قصدشان این بود که راه اینجور قراردادها را باز کنند. این یک مسئله.

مسئله دیگر این بود که سیستم های فرودگاه هنوز کامل نشده بود. یعنی این فرودگاه هنوز ناقص بود و از نظر ایمنی، امنیتی و خدماتی کارش تکمیل نشده بود.

آقای م آن روز کلی هزینه کرده بود که همه رسانه ها بیایند آنجا و او هم هواپیمای اماراتی را در فرودگاه بنشاند و آن را افتتاح کند یعنی چیزی که وقت افتتاحش نیست، افتتاح کنند و پای ترکیه و امارات را به آنجا باز کند.

طبیعی بود که این حرکت کاملا ضد امنیتی است و ما با آن مخالف بودیم و اعلام کردیم که اجازه نمی دهیم فرودگاه ، پیش از تکمیل و اخذ تاییدات امنیتی افتتاح شود.

مواردی هست که نمی دانم چقدر در رسانه قابل طرح است. خب آقای م مقاومت کرد و تا آ ین لحظه ایستاد. آنها به خلبان اماراتی می گفتند تو بیا اینجا بنشین ما به تو نشان (مدال) می دهیم.

این موضوع زوایای دیگری هم دارد که نمی شود از رسانه مطرح کرد و گفت که چه خطاهای مهم و بزرگی اتفاق افتاد.

لذا من به فرمانده که در آن زمان مرحوم سلیمی بود، گفتم که این هواپیمای اماراتی که می خواهد در فرودگاه بنشیند را هدایتش کنید تا در فرودگاه مهرآباد یا یک فرودگاه دیگر بنشیند. ایشان هم به نیروی هوایی دستور داد و آن هواپیما را هدایت د و به اصفهان رفت.

بعد جوسازی د و کار را به حضرت آقا کشاندند. یعنی ت شکایتش را پیش ی برد. ایشان هم من را خواستند و پرسیدند چرا دستور دادی هواپیمای نظامی بلند شود؟ عرض آقا این وظیفه ذاتی ما بود و ماجرا را برای ایشان توضیح دادم.

بعد از آن آقا فرمودند بسیار خب و دیگر دور آن موضوع را خط کشیدند.

حقیقت این است که افکار عمومی باید بداند با چه انی طرف است. این جریان ضد ی که از زمان ت بازرگان فعال شد و تا امروز و بعدا هم ادامه دارد و خواهد داشت، در درون خودش چنین ترکیباتی و چنین جهت گیری هایی دارد.

اینکه آقا می فرمایند از نفوذ بترسید و رابطه را برای نفوذ می خواهد، همین است. اینها با نفوذ اینکارها را می کنند. یک جا راه مان را می برند و سیبلش را چرب می کنند و کار دست مان می دهند، یک جا دیگر و بار دیگر دیگری. خارجی اگر نفوذ کرد و قدرت نفوذ پیدا کرد و سیاست و پول خارجی توانست بر اشخاص ایرانی اثر بگذارد، مملکت در خطر قرار می گیرد.

موضوع فرودگاه ، قضیه یک فرودگاه ساده و یا اختلاف دو سازمان نبود، فرهنگ انقلاب در خطر بود که خنثی شد و ضرری هم به مملکت نرسید. فرودگاه بعدا تکمیل و افتتاح شد ولی چون قضایا را جلوه می دهند، می گویند فلانی با فلانی موافق یا مخالف است و این حرف ها را می زند اما وقتی آدم از فتنه ای آگاه شد، ناچار است فریاد بزند و بگوید و مردم هم باید با هوشیاری به این مسائل نگاه کنند.

** تشکیل قرارگاه خاتم اطلاعاتی

* در خصوص قتل های زنجیره ای هم به شما اطلاعی می رسید؟ در این موراد چقدر با ستاد کل هماهنگ است؟

خیر راجع به قتل های زنجیره ای اطلاعی نداشتم. ارتباط بین و ستاد کل، همکاری اطلاعاتی، دفاعی و امنیتی است. یعنی اگر اطلاعات امنیتی و اطلاعاتی به دستش برسد به ستاد کل اعلام می کند و این اوا یک قرارگاه مشترک هم بین ستاد کل و به نام قرارگاه خاتم اطلاعات تشکیل دادیم که اطلاعات دفاعی امنیتی در آن رد و بدل می شود. ما با امور داخلی ارتباطی نداریم و این موضوع ممنوع است که در اطلاعات نیروهای مسلح ورود کند و بالع .

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : عبرت - آقای ,بودند ,ایشان ,گفتم ,خاتمی ,جلسه ,آقای هاشمی ,آقای خاتمی ,شورایعالی امنیت ,آقای ,فرودگاه ,جلسه شورایعالی امنیت ,اجتماع میدان ولیعصر ,مجمع ت?

یا رقیه


حب الحسین اجننی/ حسینیه رجا، شب شهادت حضرت رقیه(س)؛

بعــد تــو ضــرب المـــثل شــــــد، دختـــــران بابایــــــی اند ...

مزار کنونى حضرت رقیه بنت الحسین علیهماالسلام در شام، از اول مشهور بوده، گویا حضرت حسین علیه السلام نشانى را از خود در شام به یادگارى س است، تا فردا انى پیدا نشوند که به انکار اسارت خاندان طهارت علیهم السلام و حوادث آن بپردازند، این دختر دسال گواه بزرگى است بر اینکه در ضمن اسیران حتى دختران دسال نیز بوده اند، ما ملتزم به این هستیم که بر دفن حضرت رقیه علیهاالسلام در این مکان شهرت قائم است، حضرت علیهاالسلام در این مکان جان س و دفن شده است. ما به زی شتافتیم، و باید احترام او را پاس داشت.
گروه معارف - رجانیوز: کاروان از کوفه، راهی شام شد. مشکلات اسارت و دوری پدر، همچنان رقیه علیهاالسلام را می سوزاند. در بین راه که سختی بر دختر حسین علیه السلام فشار آورده بود. شروع به گریه و ناله کرد. و به یاد عزت و مقام زمان پدر، اشک ها ریخت. گویا نزدیک بود روحش پرواز کند و در آن بیابان به بابا بپیوندد.
یکی از دشمنان چون آن فریاد ضجه را شنید، به رقیه علیهاالسلام گفت: «اُسکُتی یا جاریة! فقد آذیتنی بِبُکائِک»؛ ای کنیز! ت باش، زیرا من با گریه تو ناراحت می شوم.
آن نازدانه بیشتر اشک ریخت. دیگر بار آن مرد گفت: «اُسکُتی یا بنتَ الخارجی»؛ ای دختر خارجی! ت باش.
حرفهای زجر دهنده آن مزدور، قلب دختر علیه السلام را ش ت. رو به سر پدر نمود و گفت:
«یا ابتاه قَتَلوکَ ظُلماً و عُدواناَ و سَمُّوک بالخارجی»؛ ای پدر! تو را از روی ستم و دشمنی کشتند و نام خارجی را هم بر تو گذاردند.
پس از این جمله ها، آن مرد غضب کرد و با عصبانیت، رقیه علیهاالسلام را از روی شتر گرفت و از بالا بر روی زمین انداخت.
تاریکی شب بر همه محیط سایه افکنده بود. رقیه علیهاالسلام از ترس، شروع کرد به دویدن در آن تاریکی. سختی و خار و خاشاک زمین، پاهای کوچولوی او را مجروح نمود. و او با همه خستگی باز می دوید.
به نیمه شبی ز پی کاروان به دامن دشت/ ی که پای دوید من بودم
همان زمان، قافله متوجه نیزه ای شد که سر حسین علیه السلام بر بالای آن بود. نیزه به زمین فرو رفته بود. دشمن هر چه سعی کرد که آن را در آورد، نتوانست.
زینب علیهاالسلام به هر سو می دوید. ناگهان چشمش به یک سیاهی افتاد. جلو رفت تا به آن رسید در آنجا یک زن را دید که سر کودکِ گمشده را به دامن گرفته است. رو به آن زن نمود و پرسید: شما کیستید؟! فرمود: «أنا أمُک فاطمة ا هراء، أظَنَنتِ إنّی أغفلُ عَن أیتامِ وَلَدی»؛ من مادر تو، فاطمه زهرا هستم. گمان می کنی من از یتیم های فرزندم غافلم!
رئیس قافله نزد سجاد علیه السلام آمد و سبب این ماجرا و حکایت را پرسید.
علیه السلام فرمود: یکی از بچه ها گم شده است تا او پیدا نشود، نیزه حرکت نخواهد کرد!
حضرت زینب علیهاالسلام با شنیدن این سخن، خود را از بالای شتر به روی زمین انداخت و ناله کنان به عقب برگشت تا گمشده را پیدا کند.
زینب علیهاالسلام به هر سو می دوید. ناگهان چشمش به یک سیاهی افتاد. جلو رفت تا به آن رسید در آنجا یک زن را دید که سر کودکِ گمشده را به دامن گرفته است. رو به آن زن نمود و پرسید: شما کیستید؟!
فرمود:«أنا أمُک فاطمة ا هراء، أظَنَنتِ إنّی أغفلُ عَن أیتامِ وَلَدی»؛ من مادر تو، فاطمه زهرا هستم. گمان می کنی من از یتیم های فرزندم غافلم!
زینب علیهاالسلام، رقیه را گرفت و به کاروان رساند و قافله به راه افتاد.

.:اشکال در بارگذاری پخش کننده:.

محمود کریمی-دیجیتال.mp3 | فایل
دریافت از سایت عبرات
***
قیام حسین علیه السلام
ی انی ظالم و سکوت کننده مقابل ظلم، نزد خداوند
[با فاصله ی پنجاه سال بعد از رحلت پیغمبر، ی به جای پیغمبر می نشیند که سر تا پایش فساد است، سر تا پایش فسق است، به اصل وجود خدا و وحدانیت خدا اعتقادی ندارد. این به نظر شما امروز خیلی عجیب می آید؛ اما آن روز به نظر بسیاری از آن مردم، عجیب نیامد.]
در یک چنین موقعیتی که این قدر غفلت بر دنیای حاکم است که خطر را درک و استشمام نمیکنند، چه کار باید کرد؟ ی مثل حسین بن علی که مظهر است، نسخه ی بی تغییر پیغمبر مکرم است - «حسین منّی و انا من حسین»(۱) - در این شرایط چه کار باید د؟ او باید کاری کند که دنیای را - نه فقط آن روز، بلکه در طول قرنهای بعد از آن - بیدار کند؛ آگاه کند؛ تکان بدهد. این تکان با قیام حسین شروع شد. حالا اینکه حسین دعوت شد برای حکومت در کوفه و حرکت کرد به کوفه، اینها ظواهر کار و بهانه های کار بود. اگر حسین (علیه السّلام) دعوت هم نمیشد، این قیام تحقق پیدا میکرد. حسین باید این حرکت را انجام میداد، تا نشان بدهد که دستور کار، در یک چنین شرایطی، برای مسلمان چیست. نسخه را به همه ی مسلمانهای قرنهای بعدی نشان داد. یک نسخه ای نوشت؛ منتها نسخه ی حسین بن علی، نسخه ی لفاظی و حرافی و «دستور بده، خودت بنشین» نبود؛ نسخه ی عملی بود. او خودش حرکت کرد و نشان داد که راه این است. ایشان از قول پیغمبر نقل میکند که آن وقتی که شما دیدید که کنار گذاشته شد؛ ظالمین بر مردم حکومت میکنند؛ دین خدا را تغییر میدهند؛ با فسق و فجور با مردم رفتار میکنند؛ آن ی که در مقابل این وضع، نایستد و قیام نکند، «کان حقّا علی اللَّه ان یدخله مدخله»؛ خدای متعال با این آدم ت و بی تفاوت هم مثل همان ی که «مستحلّ حرمات اللَّه»(۲) است، رفتار خواهد کرد. این نسخه است. قیام حسین این است. در راه این قیام، جان مطهر و مبارک و گرانبهای حسین که برترین جانهای عالم است، اگر قربانی شود به نظر حسین، بهای زیادی نیست. جان بهترینِ مردمان که اصحاب حسین بودند، اگر قربان شود، برای حسین بهای گرانی محسوب نمیشود. اسارت آل اللَّه، حرم پیغمبر، شخصیتی مثل زینب که در دست بیگانگان اسیر بشود - حسین بن علی میدانست وقتی در این بیابان کشته شود، آنها این زن و بچه را اسیر میکنند - این اسارت و پرداختن این بهای سنگین به نظر حسین، برای این مقصود سنگین نبود. بهائی که ما میپردازیم، باید ملاحظه شود با آن چیزی که با این پرداخت، برای ، برای مسلمین، برای امت ی و برای جامعه به دست می آید. گاهی صد تومان انسان ج کند، اسراف کرده؛ گاهی صد میلیارد اگر ج کند، اسراف نکرده. باید دید چه در مقابلش میگیریم.(3)
عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : یا رقیه - ,حسین ,رقیه ,علیهاالسلام ,است، ,السلام , حسین ,علیه السلام ,رقیه علیهاالسلام ,حضرت رقیه ,قیام ,فاطمة ا هراء، أظَنَنتِ ,أمُک فاطمة ا هراء،

عبرت


از غلامی المؤمنین تا شهادت در رکاب سیدال

پیکر غلام اباعبدالله الحسین علیه السلام است که برای وی دعا کرد و در اثر دعای علیه السلام، هنگامی که قبیله بنی اسد برای دفن پیکر مطهرش اقدام کرد، بدنش را معطر و چهره اش را سفید یافت.

جون بن حوّی فردی سیاه پوست اهل نوبه(منطقه ای در آفریقا) و غلام فضل بن عباس بن عبدالمطلب بود که المومنین علیه السلام او را او را به ۱۵۰ دینار ید و به ابوذر بخشید. هنگامى که ابوذر را به ربذه تبعید د این غلام براى کمک به او به ربذه رفت و بعد از رحلت جناب ابوذر به مدینه مراجعت کرد.

او در این مدت در خدمت المؤمنین(علیه السلام) بود تا بعد از شهادت آن حضرت به خدمت مجتبى(علیه السلام) و سپس به خدمت حسین(علیه السلام) رسید و همراه آن حضرت از مدینه به مکه و از مکه به کربلا آمد.

در نقلی از سجاد آمده است: شب عاشورا جون در چادر حسین(علیه السلام) بود و شمشیر او را آماده می کرد. در روز عاشورا او خدمت حسین (علیه السلام) آمد و براى میدان رفتن و دفاع از حریم ولایت و ت اجازه خواست. حضرت فرمودند: در این سفر به امید عافیت و سلامتى همراه ما بود! اکنون خویشتن را به خاطرما مبتلا مساز.

جون خود را بر قدم هاى مبارک حسین (علیه السلام ) انداخت و بوسید و گفت: اى پس رسول خدا، هنگامى که شما در راحتى و آسایش بودید من در کنار شما بودم و حال که به بلا گرفتار هستید شما را رها کنیم؟

سپس عرض کرد: من کجا و این خاندان کجا؟! بنابراین عرضه داشت: آقاى من، بوى من بد است و شرافت خانوادگى هم ندارم و نیز رنگ من سیاه است. یا اباعبدالله، لطف فرموده مرا بهشتی کنید تا بویم خوش گردد و شرافت خانوادگى به دست آورم و رو سفید شوم. نه آقاى من، از شما جدا نمى شود تا خون سیاه من با خون شما خانواده مخلوط گردد. جون مى گفت و گریه مى کرد به حدى که حسین(علیه السلام) گریستند و اجازه دادند.

با آن که جؤن پیر مردى ۹۰ ساله بود، ولى بچه ها در حرم با او انس فراوانى داشتند. او به کنار خیمه ها براى خداحافظى و طلب حلالیت آمد، که صداى گریه اطفال بلند شد و اطراف او را گرفتند. هر یک را به زبانى ت کرد و به خیمه ها فرستاد و مانند شیرى غضبناک روى به آن قوم ناپاک کرد.

رجز جون هنگام جنگ اینگونه بود:

کیف یری الفجار ضرب الأسود بالسیف صلتا عن بنی محمد

أذب عنهم باللسان و الید أرجو بذلک الفوز عند المورد

بدکاران چگونه می بینند ضربت این سیاه را، با شمشیری که در راه فرزندان محمد کشیده شده است؛ من با دست و زبان از آنان حمایت می کنم، و با این کار، بهشت را در روز ورود به م امید دارم.

او جنگ نمایانى کرد، تا آنکه اطراف او را گرفتند و زخم هاى فراوانى به او وارد د. هنگامى که روى زمین افتاد، حسین(علیه السلام) سر او را به دامن گرفت و بلند بلند گریست، و دست مبارک بر سر و صورت جون کشید و فرمود: اللهم بیض وجهه و طیب ریحه و ا ه مع محمد و آل محمد(علیهم السلام ): بار الها رویش را سفید و بویش را خوش فرما و با خاندان عصمت(علیهم السلام) محشورش نما.

از برکت دعاى حضرت روى غلام مانند ماه تمام درخشیدن گرفت و بوى عطر از وى به مشام رسید. چنانکه وقتى بدن او را بعد از ده روز پیدا د صورتش منور و بویش معطر بود.

در زیارت ناحیه نیز از وی چنین یاد شده است: السَّلامُ عَلی جُونِ بْنِ حَرِیّ مَوْلی ذَرِ الْغَفّارِیِّ.

/۸۲۹/ی۷۰۴

منابع:

مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۵، ص۷۱

الارشاد، مفید، ج۲، ص۹۳؛ تاریخ طبری، ج۵، ص۴۲۰

انساب الاشراف، بلاذری، ج۳، ص۱۹۶

منتخب واریخ: ص 311

وسیله الدارین فى انصار الحسین(علیه السلام)ص115

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : عبرت - السلام ,علیه , ,حسین ,خدمت ,محمد ,علیه السلام ,حسین علیه , حسین ,خدمت ,علیهم السلام

تلنگر

در خصوص ورود لباس های مشکی با نمادهای پرستی به بازار گفت: برخی از سودجویان به دنبال ذائقه سازی و از طریق شبکه های اجتماعی برای لباس های حاوی نمادهای پرستی بودند که در بدو امر با آن ها برخورد شد.

دبیر کارگروه مدو لباس ب ان اینکه دشمنان دین همواره در شکل های مختلف تلاش می کنند خدشه ای به ساحت دین وارد کنند اظهار داشت: گرچه هوشیاری جامعه دینی همواره مانع خدشه و آسیب دیدن جامعه از این راه ها می شود.

(در طراحی یکی از این لباس ها از 3 علامت پرستی شامل دست دارای 2 شصت، رز سفید و یک چشم بالای رز استفاده شده است.)

قبادی با تأکید بر اینکه باید در مقابل نمونه های این چنینی هشیار باشیم گفت: تحریف در لباس عاشورایی و استفاده از تصاویر نامناسب بر پایه لباس مشکی با تغییر حروف، تصاویر و نمادها از اه موردنظر بدخواهان دین بوده است.

وی افزود: لباس هایی با نمادهای پرستی به صورت محدود وارد بازار شده اند که از نمادهایی نزدیک به نمادهای عاشورایی در آن ها سود جسته شده است.

دبیر کارگروه مدو لباس ب ان اینکه تا این لحظه ظهور جدی و دامنه داری از ارائه چنین لباس هایی در بازار مشاهده نشده است، ابراز داشت: توجه و دقت عزاداران اباعبدالله حسینی کمک می کند تا مفاهیم دستکاری شده جایگزین مفاهیم حقیقی عاشورا نشود.

وی اظهار داشت: همواره لباس عاشورایی به عنوان یکی از روش های مهم برای انتقال مفاهیم عاشورایی موردتوجه بوده است.

قبادی تصریح کرد: دستمایه کارهای هنرمندان در لباس عاشورایی باید دارای مضامین فکری، تصاویر دینی و انتقال نمادهای عاشورایی باشد.

دبیر کارگروه مد و لباس خاطر نشان کرد: نمایشگاه لباس عاشورایی جریان سازی قابل توجهی در انتقال مفاهیم عاشورایی داشته است و زمینه استفاده عمومی از لباس های عاشورایی را افزایش داده است

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : تلنگر - لباس ,عاشورایی ,نمادهای ,مفاهیم , پرستی ,انتقال ,لباس عاشورایی ,دبیر کارگروه ,نمادهای پرستی ,مفاهیم عاشورایی ,نمادهای عاشورایی ,انتقال مفاهیم ?

تحلیل


امروز پرسش های مربوط به نظام برای ما مطرح است. لذا حوزه ها باید پاسخ گوی این پرسش ها باشند. این فلسفۀ اصلی تشکیل، تأسیس و یا تبیین فقه نظام است. تبیین فقه نظام پاسخ گویی به پرسش های انی است که می خواهند در مدیریت جامعه به حکم خدا عمل کنند، به فقه ی و مخصوصاً به فقه اهل بیت(ع) پایبند باشند.

گروه معارف - رجانیوز: فقه نظام یک سطح کاملا متفاوت با فقه شخصی است و البته بر آن تأثیر بسیار زیادی دارد. وقتی ما تکلیف نهادهای اجتماعی را مشخص کردیم، تحولی در نگاه ما نسبت به شخص مومن به وجود می آید. درفقه شخص‏گرا شما یک نقش را برای شخص در نظر می گیرید و آن نقشی است که او در ارتباط با خدا دارد و آن نقش بندگی است. در فقه نظام اما نقش فرد در نهادهای اجتماعی مورد توجه قرار می گیرد و حالا باید او را در نظام اجتماعی در نظر بگیریم. این موضوع روی تکالیف فردی بسیار مؤثر است. ممکن است چیزی برای شخص به خودی خود حلال باشد ولی بنابر شخصیت اجتماعی او حرام شود.

در یک نظام که نمی‏تواند وظایف خود را درست انجام دهد ممکن است افراد خوبی به صورت فردی وجود داشته باشند و همۀ وظایف شخصی خودشان را هم عمل کنند، ولی باز هم عد اجرا نمی شود، پیشرفت صورت نمی گیرد، معنویت در جامعه رشد نمی کند. این جاست که نقش فقه حکومتی برجسته شده و ضرورت آن آشکار می شود. بنابراین فقه کلان، نظام ساز است و باید این مجموعه را طوری طراحی کند که به سوی تحقق اه و انجام درست وظایف پیش برود.

متن زیر بخش اول سلسله گفتارهای «تبیین نظریه فقه نظامات اجتماعی» است که توسط آیت الله اراکی، مدرس خارج فقه و اصول در پژوهشگاه فقه نظام در قم ایراد شده است.

***

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و الصلاة علی سیدنا محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین.

قال الله تبارک و تعالی فی کتابه: اعوذبالله من ال الرجیم «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاّ لِیطاعَ بِإِذْنِ اَللِّه وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُک فَاسْتَغْفَرُوا اَللّهَ وَ اِسْتَغْفَرَ لَهُمُ اَلرَّسُولُ لَوَجَدُوا اَللّه تَوّاباً رَحِیماً* فَلا وَ رَبِّک لا یؤْمِنُونَ حَتّی یحَکمُوک فِیما شَجَرَ بَینَهُمْ ثُمَّ لا یجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمّا قَضَیتَ وَ یسَلِّمُوا تَسْلِیماً» در حقیقت می توان گفت این دو آیه ای که در صدر عرایضم تلاوت ، پایه های فقه نظام را برای ما تأسیس و تبیین می کند: «فَلا وَ رَبِّک لا یؤْمِنُونَ حَتّی یحَکمُوک فِیما شَجَرَ بَینَهُمْ».

برای ورود به تعریف و تبیین فقه نظام باید این دو مقدمه مطرح شود؛

پایبندی به ولایت، شرط قبولی اعمال

مقدمه اول در راستای تبیین همین دو آیۀ کریمه است؛ اولاً «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاّ لِیطاعَ» تا اینکه می فرماید: «لا یؤْمِنُونَ حَتّی یحَکمُوک فِیما شَجَرَ بَینَهُمْ» که حاصل شریعت، یک نظامِ حکومتی است و همۀ احکام شریعت در قالب این نظام حکومتی دیده شده است. در چارچوب شریعت، ایمان و عمل ی مقبول نیست مگر اینکه آن عمل در چارچوب نظام ولایتی تحقق پیدا کند. ما روایات زیادی از ائمه اطهار(ع) در رابطه با اینکه هیچ عملی مقبول نیست مگر اینکه آن عمل پیوستۀ به ولایت باشد، در اختیار داریم. به عنوان نمونه، صحیحۀ فُضیل از باقر(ع) «نَظَرَ إِلَی النَّاسِ یطُوفُونَ حَوْلَ الْکعْبَةِ فَقَالَ هَکذَا کانُوا یطُوفُونَ فِی الْجَاهِلِیةِ إِنَّمَا أُمِرُوا أَنْ یطُوفُوا بِهَا ثُمَّ ینْفِرُوا إِلَینَا فَیعْلِمُونَا وَلَایتَهُمْ وَ مَوَدَّتَهُمْ وَ یعْرِضُوا عَلَینَا نُصْرَتَهُمْ ثُمَّ قَرَأَ هَذِهِ الْآیةَ- فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیهِمْ.» اگر وارد بحث از جزئیات این روایت شویم سخن در تفسیر آن به درازا خواهد کشید. در روایت تأکید شده است که حتی حج بیت الله الحرام هم در صورتی مقبول است که در چارچوب ولایت شکل بگیرد.

روایت بعدی را مرحوم صدوق(ره) در علل الشرایع ذکر می کند: «عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ أَنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ کتَبَ إِلَیهِ کتَاباً فِیهِ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَی لَمْ یبْعَثْ نَبِیاً قَطُّ یدْعُو إِلَی مَعْرِفَةِ اللَّهِ لَیسَ مَعَهَا طَاعَةٌ فِی أَمْرٍ وَ لَا نَهْی» در حقیقت، همۀ رُسل امر به حکومت می کنند؛ طاعت یعنی حکومت، طاعت یعنی طاعت فرمان و فرمان هم یعنی حاکمیت، «وَ إِنَّ مَنْ صَلَّی وَ زَکی وَ حَجَّ وَ اعْتَمَرَ وَ فَعَلَ ذَلِک کلَّهُ بِغَیرِ مَعْرِفَةِ مَنِ افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَیهِ طَاعَتَهُ فَلَمْ یفْعَلْ شَیئاً مِنْ ذَلِک لَمْ یصَلِّ وَ لَمْ یصُمْ وَ لَمْ یزَک وَ لَمْ یحُجَّ وَ لَمْ یعْتَمِرْ وَ لَمْ یغْتَسِلْ مِنَ الْجَنَابَةِ وَ لَمْ یتَطَهَّرْ وَ لَمْ یحَرِّمْ لِلَّهِ حَلَالًا وَ لَیسَ لَهُ صَلَاةٌ وَ إِنْ رَکعَ وَ إِنْ سَجَدَ وَ لَا لَهُ زَکاةٌ وَ لَا حَجٌّ وَ إِنَّمَا ذَلِک کلُّهُ ی ُ بِمَعْرِفَةِ رَجُلٍ مَنَّ اللَّهُ تَعَالَی عَلَی خَلْقِهِ بِطَاعَتِهِ وَ أَمَرَ بِالْأَخْذِ عَنْهُ فَمَنْ عَرَّفَهُ وَ أَخَذَ عَنْهُ أَطَاعَ اللَّهَ وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ ذَلِک إِنَّمَا هِی الْمَعْرِفَةُ وَ أَنَّهُ إِذَا عَرَفَ اکتَفَی بِغَیرِ طَاعَةٍ فَقَدْ کذَبَ وَ أَشْرَک».

یا در روایت سوم از کلینی)ره) به سند صحیح از باقر(ع) آمده است که فرمود: «ذِرْوَةُ الْأَمْرِ وَ سَنَامُهُ وَ مِفْتَاحُهُ وَ بَابُ الْأَشْیاءِ وَ رِضَا الرَّحْمَنِ الطَّاعَةُ لِلْإِمَامِ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یقُولُ-مَنْ یطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَ مَنْ تَوَلَّی فَما أَرْسَلْناک عَلَیهِمْ حَفِیظاً- أَمَا لَوْ أَنَّ رَجُلًا قَامَ لَیلَهُ وَ صَامَ نَهَارَهُ وَ تَصَدَّقَ بِجَمِیعِ مَالِهِ وَ حَجَّ جَمِیعَ دَهْرِهِ وَ لَمْ یعْرِفْ وَلَایةَ وَلِی اللَّهِ فَیوَالِیهُ وَ ی َ جَمِیعُ أَعْمَالِهِ بِدَلَالَتِهِ إِلَیهِ مَا کانَ لَهُ عَلَی اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ حَقٌّ فِی ثَوَابِهِ وَ لَا کانَ مِنْ أَهْلِ الْإِیمَان». از همۀ این روایات و آیۀ کریمه «لا یؤْمِنُونَ حَتّی...»، این نتیجه گرفته می شود که همۀ احکام شرعی از سوی خداوند در چارچوب یک نظام ولایتی تشریع شده است. احکام، یک سری حکم پراکنده نیستند، احکام، حکم های به هم پیوسته ای هستند که به وسیلۀ یک نخ تسبیح به هم وصل شده اند و آن نخ تسبیحی که این احکام را به هم وصل می کند همان نظام ولایتی است.

نظام ولایتی یعنی نظام امرونهی ، در سورۀ شعراء از لسان تعداد زیادی از رسل بیان می شود که پیام آنها این بود: «فَاتَّقُوا اَللهّ وَ أَطِیعُونِ» و مرا اطاعت کنید. حتی نگفته اند «اتقوا الله و اطیعوه» تا نقش انبیا(ع) فقط نقش تبلیغ و دعوت به طاعت خدا باشد، خیر؛ اطاعت خدا تنها از طریق حاکمیت رسول محقق می شود. این «أَطِیعُونِ» است که تقوای الهی را تحقق می بخشد. این مقدمۀ اول بود.

فقه نظام، پاسخگوی پرسش های حاکم ی

مقدمۀ دوم اینکه اساس فقهی که از شیعه در طول قرن های گذشته تبویب شده، پاسخ به مسائل مبتلابه جامعه بوده است. فقهایی که این فقه را تدوین کرده اند بر مبنای پاسخ گویی به مسائل مورد ابتلای جامعه این کار را انجام داده اند. البته هر علمی هم به همین شکل است و تنها علم فقه به این شکل نیست بلکه پاسخ همۀ علوم برای رسیدن به پرسش های مورد نیاز جامعه است؛ علم فقه هم نظیر همۀ علوم دیگر علم پاسخ گو است، علم پاسخ گویی به نیازها و احکام شرعی مبتلابه مردم.

احکام مبتلابه دو دسته هستند؛ یک دسته احکامی که مبتلابه تک تک افراد جامعه است؛ دسته ی دیگر سؤالاتی است، که باید آنها را حاکم بپرسد به دلیل اینکه مبتلابه آن سؤال حاکم بوده و مبتلابه آن، آحاد جامعه نیستند. آن ی که می خواهد نظام جامعه را سامان بدهد و آن را مدیریت کند، پرسش ها، مربوط به نظام مبتلابه اوست. اوست که باید این نظام را ایجاد کند و یا اگر ایجاد شده است آن را تداوم بخشد. علت اصلی نظام، حاکمیت است، یا به تعبیر دیگر "فقه نظام، فعل حاکم" است و حاکم باید سؤالات و پرسش های مربوط به نظام را بپرسد.

در آن روزگاری که حاکم خود معصوم(ع) بوده است به دلیل اینکه خود ایشان عالم بود و عملاً خود ایشان نظام را مدیریت می کرد دیگر نیازی به پرسش نبوده است. زیرا امتیاز معصوم این است که از او سؤال می شود اما او نیازی به پرسیدن از دیگری ندارد؛ «أَ فَمَنْ یهْدِی إِلَی اَلْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یتَّبَعَ أَمَّنْ لا یهِدِّی» آنها «یهْدِی إِلَی اَلْحَقِّ» بودند، آنها که «لا یَهِدِّی إِلاّ أَنْ یهْدی» نبوده اند که بخواهند از ی سوال کنند.

اما آنجایی که غیر معصوم متصدی شده است [نیاز به فقه نظام هست. البته] این غیر معصوم در اعصار گذشته، غالباً طاغوت ها بوده اند، آنها هم که در پی این نبودند که احکام خدا را اجرا کنند زیرا اگر در پی آن بودند که اصلاً حکومت را نمی پذیرفتند و این جایگاه را غصب نکرده و خود را در این جایگاه قرار نمی دادند. گاهی هم که دچار مشکلی شده و ناچار به پرسش می شدند، غالباً مرجعیت آنها غیر از فقهای اهل بیت(ع) بوده است. لذا در فقه غیر از اهل بیت(ع) تا حدودی بعضی از مسائل مربوط به فقه نظام را داریم و در نتیجه همین طاغوت ها هم ناچار به برخی از پرسش ها شده اند. لکن به دلیل اینکه مقید به احکام شرعی نبوده اند، خیلی از پرسش ها را، یا انجام نمی دادند و یا اگر انجام می دادند، این پرسش ها، پرسش های خیلی کلی بوده است که امروزه آن پاسخ ها نمی توانند پاسخ گوی پرسش های ما باشد.

تا اینکه حکومت ی ب ا شد؛ حضرت (ع) این خیزش عظیم جهانی و بشری را آغاز کرد و نظام و حکومتی ایجاد شد. این حکومت می خواهد در مسائل مبتلابه خودش که مسائل مبتلابه نظام است به شریعت، به اطاعت خدا و به فقه اهل بیت(ع) عمل کند. لذا این نیاز امروز به عنوان یک نیاز جدی مطرح است. اینکه امروز ی تأکید دارند و می فرمایند که حوزه ها باید پاسخ گوی مسائل نظام باشد به دلیل این است که امروز نظام ما می خواهد نظام ی باشد. پس امروز پرسش های مربوط به نظام برای ما مطرح است. لذا حوزه ها باید پاسخ گوی این پرسش ها باشند. این فلسفۀ اصلی تشکیل، تأسیس و یا تبیین فقه نظام است. تبیین فقه نظام پاسخ گویی به پرسش های انی است که می خواهند در مدیریت جامعه به حکم خدا عمل کنند، به فقه ی و مخصوصاً به فقه اهل بیت(ع) پایبند باشند. از همین جاست که ناظر به فقهِ نظام یک نیاز ضروری به وجود می آید.

در تبیین فقه نظام دو دیدگاه وجود دارد؛ در این جلسه دیدگاه نخست را بررسی می کنیم.

شهید صدر، مبتکر فقه نظام

یک دیدگاه، دیدگاه مرحوم شهید صدر(ره) است که باید ایشان را مؤسس و مبتکر این گونه مباحث دانست. در روزگاری که هنوز حکومت ی نبوده است، مرحوم شهید آیت الله العظمی صدر(ره) این مسئله را مطرح د که تنها این احکام فقهی خُرد نیست بلکه "نظام" دارد. اگر در هر عرصه از عرصه های احکام فقهی، هر بخش از ابواب فقه مدون مراجعه کنیم [فقه نظام قابل تصور است]. مثلاً در باب معاملات اگر شما کتاب البیع و احکام آن، کتاب الاجاره و احکام آن، کتاب المضاربه و احکام آن را مشاهده کنید، خواهید دید که این چنین نیست که این موارد یک سری احکام پراکنده ای باشند که به طور سیستماتیک با همدیگر ارتباط نداشته باشند، بلکه یک سیستمی پشت سر این احکام است و ما اگر بخواهیم حکومت ب ا کنیم باید آن سیستم را کشف کنیم.

چرا اگر می خواهیم حکومت را محقق کنیم باید آن سیستم را کشف کنیم؟ به دو دلیل؛

1- اینکه ما بخواهیم همین احکام را تبدیل به وظیفۀ جمعی کنیم، اما اگر نتوانیم آن نظام پشت سر این احکام را کشف کنیم، نمی توانیم جامعه را به طور منظم اداره کنیم. جامعه به نظم نیاز دارد. جامعه نظمی می خواهد که بازار، بانک، گمرک و تج یک مجموعه واحدی را تشکیل دهد و یک هدف اقتصادی مشخصی را تأمین کند. ما باید این سیستم را پیدا کنیم، اگر پیدا نکنیم این مجموعۀ احکام نمی تواند تبدیل به یک نظامی شود که جامعه را اداره کند.

2- در حقیقت نیازهای جدیدی اتفاق افتاده است و این نیازهای جدید را باید بشناسیم و در چارچوب شرع پاسخ آنها را پیدا کنیم. وقتی می خواهیم پاسخ گوی نیازهای جدید باشیم در گام اول باید این سیستم حاکم بر مجموعۀ احکام فقهی در دست ما باشد و بعد با نگاه به این سیستم واحد به سراغ منابع شرعی رفته و ببینیم که منابع شرعی چه پاسخی به این نیازهای جدید خواهند داد. همچنین محدودۀ احکامی که حاکم باید آنها را در چارچوب شرع مقرر کند؛ یعنی آن محدوده ای که تعیین تکلیف در آنها بر عهدۀ حاکم است. ما مجموعۀ زیادی از احکام و زمینه ها داریم؛ بطور مثال فرض کنید ما می دانیم که انفال ملک حاکم و ملک ت ی است اما حالا می خواهیم این انفال را تقسیم و توزیع کنیم. اما این توزیع انفال باید بر چه مبنایی باشد؟ اگر آن سیستم اقتصادی را نداشته باشیم، این نظام اقتصادی را باید بر چه مبنایی بگذاریم؟ نیازها در جامعه پراکنده و فراوان هستند. این نیازها در بسیاری از موارد متزاحم هستند، یعنی اگر می خواهید این نیاز را تأمین کنید نمی توانید نیاز دیگر را هم تأمین کنید و باید اولویت ها را بسنجید. این اولویت ها در آرای یک نظام قابل تبیین است. بطور مثال؛ روش و نگاه شهید صدر(ع) به فقه نظام، نگاه به استنباط سیستمی است که احکام شرعی –همین احکام د و همین احکام مدون ما و احکامی که در روایات ما به طور کامل آمده است- بر مبنای آن سیستم تشریع و بیان شده است. ما باید این سیستم را استنباط کنیم، سیستم یعنی رابطه ای که این احکام را در شکل یک نظام واحدی قرار می دهد، باید بتوانیم رابطه بین احکام را به نحوی که بتواند هدف را معین کند، کشف کنیم. لذا ایشان نظام اقتصادی را بر همین اساس پیشنهاد کرده و سپس چند منبعِ مرجع را برای استنباط فقه در نظر گرفته اند که ان شاءالله در آینده تبیین خواهیم کرد.

"و صلی الله علی محمد و آل محمد"

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : تحلیل - نظام ,احکام ,جامعه ,تبیین ,لَمْ ,حاکم ,نظام ولایتی ,یؤْمِنُونَ حَتّی ,احکام شرعی ,حَتّی یحَکمُوک ,فِیما شَجَرَ ,یحَکمُوک فِیما شَجَرَ ,حَتّی یح?

فرهنگی

مام صادق (ع) فرموده است: در شگفتم برای ی که از چهار چیز بیم دارد، چگونه به چهار کلمه پناه نمی برد!
 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودع ، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

1- در شگفتم برای ی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حسبنا الله و نعم ال »(آل عمران ایه 171) پناه نمی برد.در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است: پس (آن انی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هیچگونه بدی به آنان نرسید.
 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودع ، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

2- در شگفتم برای ی که اندوهگین است چگونه به ذکر «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین» (سوره انبیاء آیه 87) پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است: «پس ما یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده، از اندوه نجات دادیم و همین گونه مومنین را نجات می بخشیم.» (سوره انبیاء آیه 88)

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودع ، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com
3- در شگفتم برای ی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر «افوض امری الی الله، ان الله بصیر بالعباد» (سوره غافر آیه 44) ... پناه نمی برد.

زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است: «پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.» (سوره غافر آیه 45)

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودع ، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com
4- در شگفتم برای ی که طالب دنیا و زیباییهای دنیاست چگونه به ذکر «ماشاءالله لا قوه الا بالله» پناه نمی برد، زیرا خداوند بعد از ذکر یاد شده فرموده است:


«مردی که فاقد نعمتهای دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمتها برخوردار بود)

فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می دانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد.»

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : فرهنگی - خداوند ,فرموده ,شگفتم ,سوره ,پناه ,شگفتم برای ,زیرا خداوند ,سوره غافر ,سوره انبیاء

تلنگر

یک معلم بازنشسته مسن به دیدن پسرش به رفت

پسر یک نشان کوچک روی یقه کت او نصب کرد

و گفت:

حالا تنها هم میتوانی بیرون بروی


پدر هرجا میرفت احترام میدید

هنگامی که پیاده عبورمیکرد از خیابان،ماشین ها به احترامش می ایستادند

در فروشگاه ها و مغازه ها برایش صندلی میگذاشتند .

می دانید روی نشان چه نوشته بود؟

فقط یک جمله ؛

من یک معلم بازنشسته هستم

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : تلنگر - معلم بازنشسته

فتوا


با ارسال نامه سرگشاده به شیخ الازهر مطرح شد؛

پاسخ حکیمانه و مستدل آیت الله مکارم درباره

آیت الله مکارم در پاسخ به حمله تند احمد الطیب، شیخ الأزهر به مکتب اهل بیت(ع) در موضوع ، نامه سرگشاده ای صادر کرد.

به گزارش رجانیوز به نقل از خبرنگاران جوان، آیت الله العظمی ناصر مکارم در پاسخ به حمله تند شیخ الأزهر، «احمد الطیب» به مکتب اهل بیت(ع) در موضوع نامه سرگشاده ای صادر کرد که متن نامه بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
فاضل ارجمند، برادر احمد الطیب
شیخ الأزهر شریف(دامت تأییداته)
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

امیدوارم که در سلامتی و تندرستی به سر ببرید و خداوند در انجام واجبات مقدس در خدمت به دین و امت ی پشتیبان و حامی شما باشد؛ چرا که خداوند شنوا و اجابت کننده است!

ما همیشه تلاش های سازنده شما در راستای تحکیم روابط برادرانه میان قشرهای مختلف امت ی را ستوده ایم؛ چرا که این تلاش ها، تلاش هایی مبارک برای از بین بردن شکاف در ساختار استوار و مستحکم امت ی است، و با این اقدامات به انی که قصد سوئی نسبت به دارند مجالی نمی­ دهد!

تاریخ، مواضع شجاعانه و حکیمانه شما در مقابله با تلاش های بنیاد ش ت خورده وه ت جهت تسلط بر الأزهر شریف و استفاده از آن برای پیشبرد اه شوم خود را ثبت خواهد کرد.

این مواضع شما برای همیشه به عنوان کارنامه ای درخشان و پر تلألو در تاریخ الأزهر شریف باقی خواهد ماند.

برادر بزرگوار! خبرگزاری­ ها نطق تلویزیونی شما در رابطه با موضوع را پخش د، من صریح می­ گویم که این سخنان هم موجبات شگفتی بنده را فراهم ساخت و هم باعث ن یتی و ناراحتی بنده گردید؛ زیرا این زبان و ادبیات سخن گفتن را در جنابعالی سراغ نداشتیم. سخنان شما تند و تحریک کننده بود. حال آنکه شما از گذشته تا کنون، همواره خواهان میانه روی، رعایت انصاف و تکیه بر منطق برتر بوده اید!

سخنرانی شما در تلویزیون مصر، به مثابه هجمه ای تند و سنگین به مکتب اهل بیت(علیهم السلام) در موضوع بود. بلکه در این سخنان به تمام مفتی­ های اهل تسنن که قصد داشتند بر اساس این موضع فتوا بدهند نیز حمله شده است؛ چرا که شما صدور اینگونه فتواها را خیانت دانسته اید، و این برخورد عجیبی است که مطلقا در تاریخ فقه ی سابقه ندارد! «ابن عباس» -همان­طور که مشهور است- به جایز بودن آن ( ) فتوا می­ داد، آیا به نظر شما درست است که به آن برچسب خیانت بچسبانید؟ آیا در این اقدام، تهمت زدن و انکار حقیقت نهفته نیست؟!

لازم است –در این رابطه- توجه شریفتان را به نکات زیر جلب نماییم:

۱- وسیله­ ای برای سوء استفاده هوس­بازان و بازان نیست! به همین دلیل در پرسش­ هایی که از ما مطرح می شود ما فتوا داده ایم که تنها در صورتی جایز است که ضرورت ایجاب کند، مثلا زمانی که فرد از خانواده اش دور است و بیم آن می­رود که اگر از این حکم یاری نجوید، در دام فسق و فجور گرفتار آید، یا اینکه فردی مجرد است و با وجود نیاز مبرم ، امکان ازدواج دائم برای او فراهم نیست! بر این اساس اگر را ازدواج ضرورت بنامیم، به خطا نرفته ایم!

روایاتی که در این موضوع از اهل بیت (علیهم السلام) به دست ما رسیده است، بر این مطلب دل دارد.

۲- در پایین شواهدی از شخصیت­ های برجسته اهل سنت در مورد آرای «ابن عباس» ذکر می کنیم، این شواهد حاوی اشارات مهم و پرمغزی است که شاید تصویر مشهور در ذهن عموم فقها نسبت به گفتمان را بشکند:

«ا یعلی» در کتاب «تبیین الحقائق» در شرح این جمله (و بطل نکاح المتعه/ باطل اعلام شده است) صریحا می­ گوید:

«مالک گفته است: جایز است؛ زیرا امری شرعی است پس باید به عنوان یک حکم باقی بماند تا اینکه ناسخی برای آن پیدا شود. حکم به حلّیت توسط ابن عباس در مورد این مسأله مشهور است و بسیاری از صحابه یمنی و مکی وی نیز در این مسأله از او تبعیت کرده­اند.

در این زمینه، به این آیه قرآن استناد شده است: "فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ" (و نی را که متعه می‏ کنید مهر آنها را، واجب است بپردازید). «عطاء» به نقل از «جابر» می­­ گوید که ما در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) و ابوبکر و نیمی از دوران خلافت عمر حکم را اجرا می­ کردیم، سپس بنا به گفته­ی «ابوسعید الخدری»، «عمر» مردم را از این کار بازداشت، ولی شیعه همچنان به این حکم معتقد است».[۱]

«ابن رشد» در کتاب «بدایة المجتهد» گفته است: «بیشتر صحابه و فقهای تمامی کشورها، این حکم را حرام دانسته اند. حکم به حلّیت توسط ابن عباس در این زمینه مشهور است و صحابه مکی و یمنی وی نیز در این حکم از او تبعیت نموده اند، و نقل کرده اند که «ابن عباس» در سخنان خود به این آیه: "فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً وَلَا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ"، و این عبارت "إلی أجل مسمی" استناد می نمود، از «ابن عباس» نقل شده است که گفت: حکم جز رحمت و مهربانی از سوی خداوند _ عز وجل _ نیست، که با این حکم به امت محمد(صلی الله علیه و سلم) ترحّم نموده است، و اگر «عمر» مردم را از این حکم نهی نمی­ کرد ی جز شقی مجبور به نمی­ گردید».[۲]

«الثعلبی» در کتاب «الکشف و البیان» آورده است: «... گفتم: جز عمران بن الحصین، عبدالله بن عباس و برخی از شاگردانش و گروهی از اهل بیت ی را جایز نمی­داند».

سپس در مورد می­ گوید: «در مورد این آیه اختلاف نظر ایجاد شد که محکم است یا منسوخ؟ ابن عباس گفت: این آیه محکم است و حکم به جواز داد».[۳]

«ا رقانی» در شرح خود بر «الموطاء» می­ نویسد: «در ادامه این سخن خود (جز رافضی ها بقیه مخالف هستند) می­ گوید که گروهی از صحابه مانند جابر، ابن مسعود، ابوسعید، معاویه، اسماء بنت ابوبکر، ابن عباس، عمرو بن الحویرث، سلمه و نیز گروهی از تابعین، حکم را جایز دانسته اند. در مورد اینکه آیا ابن عباس نظر خود را به حرمت این حکم تغییر داده است یا نه، اختلاف نظر ایجاد شده بود که «ابن عبد البر» گفت، شاگردان مکی و یمنی وی این مسأله را حلال می دانند».[۴]

«ابن حزم» در «المحلّی» می­ گوید: «حلال شمردن این حکم پس از رسول خدا(صلی الله علیه و سلم) توسط برخی از سلف (رضی الله عنهم) اثبات شده است. این افراد که برخی از صحابه(رضی الله عنهم) نیز به شمار می­ روند، عبارتند از: أسماء بنت ابوبکر صدیق، جابر­ بن عبدالله، ابن مسعود، ابن عباس، معاویة بن سفیان، عمرو بن حریث، ابوسعید الخدری، سلمه، معبد ابنا أمیة بن خلف...»[۵]

«ابن تیمیه» در «مجموع الفتاوی» آورده است: « در مقایسه با ازدواج دائم از سه جنبه بهتر است... دومین دلیل این است که، ابن عباس و گروهی از سلف این کار را جایز می­ دانند». [۶]

«السرخسی» در «المبسوط» می­ گوید: « مسأله ... ما این مسأله را باطل می­ دانیم، ولی «مالک بن أنس» بر اساس نظر ابن عباس(رضی الله عنه) آن را جایز می داند».[۷]

این شواهد و مطالب، نظر «ابن عباس» و گروهی از صحابه، تابعین و فقهای اهل تسنن را نشان می­ دهد، آیا با توجه به این مطالب درست است که هر فتوای جایز بودن را صادر کند او را بدان توصیفات زشت و زننده بخوانیم؟!!!

۳- در سخنان­تان گفتید: «... این مسأله است، و عقدی که با این قصد خوانده شود بنا بر اجماع اهل سنت باطل است...».

شما در این عبارت ادعای اجماع نموده اید، حال آنکه ادعای اجماع با این سبک و سیاق و پس از ادله ای که در بالا ارائه شد، خالی از تکلّف و آمیختگی با اظهار نظرهای شخصی نیست؛ یکی از علمای شما نیز به این مطلب اشاره کرده است و می­ گوید: «حرام دانستن این مسأله از سوی فقهای اهل سنت ح ی شبه اجماع دارد، می­ گوییم: شبه اجماع؛ زیرا نقل شده است که ابن عباس(رضی الله عنه) این مسأله را جایز می داند، همچنین بیشتر شاگردانش مانند، عطاء و طاووس و ابن جریح نیز حکم به جواز آن داده اند... .

... ابوبکر نیز در مورد این مسأله، نظری متفاوت ]با نظر شما[ دارد؛ او گفته است: مکروه است و نه حرام؛ زیرا «ابن منصور» از «احمد» در این مسأله سؤال کرد و او در پاسخ گفت: اجتناب از آن نزد من پسندیده تر است و گفت: ظاهر این سخن دل بر کراهت دارد نه حرام بودن آن...». [۸]

این است وضعیت آن اجماعی که ادعا شده است! سبک و سیاق فقه اقتضا می­ کند که گفته شود: قول مشهور نزد علمای اهل سنت بر حرمت این مسأله است!

سپس اظهار داشته اید: [شیعه دوازده ی با اهل سنت به مخالفت برخاسته اند و را مباح شمرده اند، و بر اساس روایاتی که در دست دارند و برداشت شخصی از برخی آیات قرآن بنا بر این عقیده عمل کرده­اند، ولی علمای اهل تسنن سخن آنان را رد و تکذیب کرده اند، در این رابطه «علی حسب الله» در پاسخ به آنان (شیعه) می­ گوید: «هرگاه خواستید عقیده خود را توجیه کنید، به قرآن استناد نکنید؛ زیرا در قرآن حتی یک کلمه هم وجود ندارد که نشان بدهد این ازدواج مباح است...»].

نکته قابل توجه در اینجا این است که شما به اجماع تمام اهل سنت بر بطلان تأکید کرده­ اید، و این را دلیلی برای خود قرار داده اید، حال آنکه از یک نکته غفلت نموده اید، تمامی ائمه اهل بیت به جایز بودن فتوا داده اند، و فقهای آنان نیز همگی این مسأله را جایز دانسته اند، بر این اساس: آیا به نظر شما درست است که بدون در نظر گرفتن اجماع دوم، اجماع اول را معیار قرار داد؟ با اینکه شما در مصاحبه با شبکه «النیل» اظهار داشتید که پیرو نظر شیخ مغفور «محمود شلتوت» مذهب ی به عنوان پنجمین مذهب شمرده می­ شود، و انتقال از دیگر مذاهب به این مذهب اشکالی ندارد، و این انتقال همانند انتقال از مذهب مالکی به شافعی صحیح است!

دلیل نادیده گرفتن و انکار اجماع دوم چیست؟!

و بدتر از آن، این سخن شماست: «علمای اهل سنت سخن آنان (شیعه) را رد و تکذیب نموده اند» و در ادامه آن، اظهارات «علی حسب الله» را آورده اید!

این سخن، سخنی عجیب است؛ زیرا صرف ادعایی بیش نیست! و از کی تا حالا علمای مسلمان ادعا را به عنوان دلیل در احتجاجات پذیرفته اند؟ این تنها یک سخنرانی است که به هیچ دلیل و برهانی تکیه و استناد ندارد، و در نتیجه نه ثمره ای دارد و نه دردی را دوا می­ کند!

علاوه بر آنچه گفته شد، مطلبی نیز از عمر بن الخطاب مشهور است که گفت:« ... در زمان (صلی الله علیه و آله) دو متعه وجود داشت که من از آن دو نهی می کنم و ی که آن را انجام دهد مجازات می­ کنم: متعه ن و متعه حج ...». [۹]

ما در اینجا سخن «عبدالله بن عمر» در مورد متعه حج را آنگونه که در «سنن رمذی» آمده است، نقل می­ کنیم:

«...ابن شهاب به نقل از سالم بن عبدالله و او به نقل از مردی شامی می­ گوید، شنیدم مردی شامی از عبدالله بن عمر در مورد متعه حج می پرسد، عبدالله در پاسخ گفت: حلال است، مرد شامی گفت: پدرت از آن نهی کرده بود، عبدالله پاسخ داد: اگر پدر من آن را حرام کرده باشد و خدا(صلی الله علیه و آله) آن را وضع کرده باشد، به نظر تو باید دستور پدر من اجرا شود یا دستور رسول خدا؟ مرد پاسخ داد: دستور رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، و عبدالله گفت: این حکم را رسول خدا وضع نموده است».

«الألبانی» منبع این حدیث را صحیح می داند.

ما نیز در متعه ن از دستور خدا(صلی الله علیه و آله) پیروی می­ کنیم و دستور عمر را همانند فرزندش عبدالله به کناری می­ نهیم!

و باید بگوییم که در موضع عبدالله بن عمر نسبت به رأی پدرش دلیل واضح و آشکاری نهفته است؛ زیرا تأکید می­ کند که تصمیم ممنوعیت این دو متعه تصمیمی بود که عمر شخصا انجام داد، و بیانگر نظر رسول خدا در این دو مسأله نیست، همان­طور که «عمر» خودش نیز قبلا بر این مطلب تأکید کرده بود. بر خلاف آنچه که ف رازی و امثال او در این رابطه ادعا می کنند. در نتیجه تلاش­ های «ف » و هم قطارانش در توجیه این کار «عمر» بی نتیجه مانده است! [۱۰]

شایان ذکر است که «عبدالله بن عمر» با این اظهارات خود ابهام­ز نموده است؛ و از امری بی­ نهایت مهم برداشته است. امری مبنی بر اینکه در مسأله حرام دانستن متعتین، این گروه، به بهانه نسخ آیه­ و روایات منسوب به و همچنین ادعای اجماع بر این حکم را مستمسکی برای توجیه موضع «عمر» نسبت به این مسأله قرار دادند. در حقیقت آنان اصل را به شخص دادند و برای میراث و سنن نقشی فرعی و حاشیه ای قائل شدند. حتی از این میراث در راستای دفاع از شخص خلیفه «عمر»، استفاده نمودند.

به نظر می­رسد که این شیوه یک رویکرد دائم و همیشگی در ادبیات این طیف بوده است. رویکردی که متاسفانه بسیارخطرناک است!

۴- تصویری که شما از ازدواج متعه در احکام شیعه ارائه می­ دهید تصویری ناقص، تحریف شده و ناهمگون است، که با آنچه وم رعایت امانت علمی در نقل قول نظر افراد اقتضا می­ کند، همخوانی ندارد! اجازه بدهید تا صریح با شما سخن بگویم، شما در این مورد با زبان سیاستمداران سخن گفته اید! حال آنکه در ابتدای تصدی ت الأزهر در کنفرانس گفتگوی ادیان در واشنگتن وعده دادید که: «اختلاف میان ما و شیعه مانند اختلاف میان من به عنوان یک سنی مالکی با یک سنی حنفی است... و ما بر این مطلب تأکید می­ کنیم و به آن پایبند هستیم و از ورود این مسائل به بازی­های ممانعت بعمل می­ آوریم» پس چه شد که از آن سخنان روی برگردانید؟

امیدواریم که اوضاع و احوال به مجرای طبیعی خود برگردد، و با زبان مورد پذیرش علما سخن بگوییم، و در مسائل مهم و اساسی امت به اصول گفتمان سازنده پایبند باشیم!

شما در مورد گفته اید: « عبارت است از یک دیدار موقت میان زن و مرد که تنها با هدف ی صورت می­ گیرد...».

هدف از تنها ی نیست، بلکه یک نیاز عاطفی مبرم نیز وجود دارد که شاید اهمیت آن از خاموش ساختن آتش کمتر نباشد! در بالا گفتیم که این ازدواج مختص شرایط اضطراری است؛ یعنی انی که تحت فشار شدید و کشنده هستند به گونه ای که اگر از این امر اجتناب کنند، ممکن است تا مرز جنون پیش بروند! بنابراین اگر هدف از برطرف مشکل میلیون ها زن و مرد باشد خود برای شرعی بودن این هدف کفایت می­ کند!

۵- در سخنرانی شما آمده است: «... کدام زن آزاده ای است که این خواری را بپذیرد؟ آیا این کار به معنای فروش جسمش به یک مشت پول نیست؟ تفاوت او با ها چیست؟! ...».

بسیار متأسفم. آیا در صدر و زمانی که (صلی الله علیه و آله) دستور آن را صادر د، و خواری برای زن آزاده به شمار می­رفت و به معنای فروختن جسم او بود و آیا زن آزاده محسوب می­ شد؟! این مسأله در حال حاضر نیز اینگونه است. بنابراین، یک نیاز مبرم از سوی دو طرف عقد است که آنها را وامی­دارد تا به محض اراده، عقدی را جاری سازند که به موجب آن هر کدام از آن دو برای مدتی از یکدیگر بهره مند شوند. در ازدواج دائم نیز شرایط اینگونه است! اندوه من نسبت به اینکه حکم خدا با این اوصاف توصیف می­ شود فراوان است و پایانی ندارد، هرچند که فرض کنیم این حکم منسوخ است!

همان ازدواج دائم است، و تنها برخی شروط آن مستثنی شده است. این مسأله هم امر عجیبی نیست، برخی از فقهای اهل سنت ازدواج مسیار (ازدواج در مسافرت) را مشروع می دانند. در این ازدواج پرداخت نفقه به زن و تأمین مسکن وی استثنا شده است، و فقهای اهل سنت با کامل در این مورد فتوا صادر کرده­اند و هیچ آنان را به موجب این فتوا متهم به خیانت ننموده است! چه فرقی میان این دو وجود دارد؟

اما در مورد بحث آرامش، مودت و مهربانی ای که در سخنان شما آمده است باید بگویم، این موارد حکمت ازدواج محسوب می­ شود، و حکم ازدواج بر مدار آن نمی­ گردد؛ چرا که عدم حصول آن در ازدواج دائم نیز منجر به ابطال این ازدواج نمی­ شود. علاوه بر اینکه گاهی اوقات تمامی این موارد در نیز محقق می شود؛ زیرا این ازدواج برای یک روز و دو روز نیست؛ بلکه گاهی عقد برای چند ماه یا چند سال نیز جاری می­ گردد، و بر این اساس، امکان تحقق آرامش، مودت و مهربانی در نیز وجود دارد. بنابراین، این موارد دلیل مناسبی برای تکذیب مشروعیت فراهم نمی­ سازد.

۶- از جمله مواردی که در سخنرانی شما ذکر شده عبارتند از: «الأزهر معتقد است: حرام و همانند ا است».

آیا درست است که الأزهر شریف، فتوای یکی از مذاهب پنج­گانه ای که به رسمیت می­ شناسد را فتوایی ملازم با ا توصیف نماید؟!

در «صحیح مسلم» آمده است که خدا سه بار به «عام اوطاس» جواز داد... . [۱۱]

آیا _ العیاذ بالله _ مجوز ا صادر کرده است؟!

«جابربن عبدالله» در حدیثی که در «صحیح مسلم» نیز آمده، گفته است:

«ما در زمان ، ابوبکر و عمر حکم ازدواج متعه(موقت) را اجرا می­ کردیم».[۱۲]

همچنین در صحیح مسلم به نقل از وی(جابر) آمده است: «ما در زمان و ابوبکر حکم ازدواج متعه را انجام می دادیم، تا اینکه «عمر» در قضیه «عمرو بن حریث» مردم را از اجرای این حکم نهی کرد...». [۱۳]

آیا جابر بن عبدالله و دیگر صحابه مرتکب ا می­ شدند؟!

عجیب این است که پس از این همه بزرگنمایی و تکذیب در راستای حرام بودن ، فقهای اهل تسنن گفتند: « علی رغم بطلان این مسأله، احکامی بر آن مترتب می­ شود که عبارت است از:

۱- در ، طلاق بر زن واقع نمی­ شود و ایلاء، ظهار و لعانی نیز وجود ندارد. در این ازدواج طرفین از یکدیگر ارث نمی­برند، و برای هیچکدام از آنها حکم احصان ثابت نمی­ شود، و همچنین برای ی که سه بار زنش را طلاق داده باشد، با آن زن مباح نیست.

۲- در تا زمانی که مرد اقدام به نکرده است، حقوقی از قبیل مهریه، متعه و نفقه بر عهده او قرار نمی گیرد، و اگر صورت گرفت زن از حق مهرالمثل برخوردار می شود. و اینکه در مذهب شافعی و سخنی منسوب به «احمد» و در نقلی از مذهب مالکی از مهر مسمّی نام برده شده­ است بدان دلیل است که قید زمان در تعیین مقدار مهریه تأثیر دارد. نظر حنفیه بر این است که اگر به زن شود، در صورتی که مهر مسمّی وجود داشته باشد، از میان مهر مسمّی و مهر المثل، هر کدام که کمتر است به او تعلق می گیرد و اگر مهر مسمّی وجود نداشته باشد، مهر المثل به او تعلق می­گیرد حالا می خواهد هر چه قدر باشد. اما مالکیه و حنابله بر این اعتقادند که با ، مهر المسمّی برای او ثابت می شود و این نظر اللخمی مالکی است.

۳- اگر زن در جریان صاحب فرزند شود، نسب آن فرزند به واطئ برمی گردد، چه آن مرد این ازدواج را ازدواجی درست بداند یا نه؛ زیرا او در شرایط شبه عقد قرار دارد و زن با او هم­بستر گردیده است. مدت زمان معتبر برای تعیین نسب از زمان محاسبه می­شود، و فتوای حنفی­ ها بر این اساس استوار است.

۴- در نیز، پس از ، همان محرمیت­ هایی که در ازدواج دائم بین زن و مرد و والدین و فرزندانشان بوجود می آید، حاصل می شود.

۵- ی که اقدام به نماید چه زن و چه مرد، محکوم به حد نمی شود؛ زیرا حدود در صورت وجود شبهه برداشته می­شود (الحدود تُدرأ بالشبهات). شبهه در اینجا همان مسأله اختلافی بودن حکم این نوع ازدواج است، لذا اگر ی با علم به اینکه این کار حرام است مرتکب آن شود، تعزیر می شود؛ چرا که مرتکب معصیت شده است. اما حد و کفاره ای بر او ثابت نمی شود. [۱۴]

در پایان، بار دیگر این مطلب را تکرار و تأکید می کنیم که ، پاسخی در جهت ی جنون و گرایشات جنون آمیز سرکش نیست، بلکه _ بر اساس مکتب اهل بیت (علیهم السلام) _ راه حلی است که خداوند برای درمان مشکلات موجود در جوامع بشری تعیین نموده است، _ این راه درمان، از روایات اهل بیت (علیهم السلام) به دست می­ آید- این مسأله در دایره موارد اضطراری جای دارد و نه در دایره توهمات گناه آلود و آمیخته به فسق و فجور.

مطلب بعد این است که شما از دختران و پسران درخواست نموده اید که بپرسند چه ی فتوای مباح بودن را صادر نموده است: «بپرسید چه ی حکم مباح بودن را صادر نموده است، از او بپرسید آیا این حکم را برای دختر خودت می­ پسندی؟ زمانی که نپذیرفت به او بگویید: در مورد دختران مسلمان نیز تقوای الهی پیشه کن...».

اولا: خدا که پایه و اساس این حکم را بنیان نهاد نسبت به این پرسش و این توبیخ شایسته تر است!

دوما: همان طور که گفتیم برای موارد اضطراری در نظر گرفته شده است، و بدین معنی نیست که هر در این زمینه فتوا دهد مبتلای به این مسأله است؛ زیرا او در جایگاهی نیست که او را با این سؤالات مؤاخذه نماییم! البته اگر هدف از این سؤالات ایجاد مشکل و به حرج انداختن ی که این فتوا را داده است نباشد!

علاوه بر این ها، گمان نمی نم سبک و سیاق تحریک و جوسازی روشی پسندیده و مثمر ثمری در بررسی مسائل فقهی موجود باشد!

به همین دلیل، شایسته است که اینگونه مسائل جدی و مهم در مراکز علمی - پژوهشی و از طریق مباحثات علمی و منطقی متقن و به دور از هرگونه تعصب مذهبی بررسی شود، سپس نسبت به درستی یا نادرستی آن حکم شود، نه اینکه با زبانی تحریک آمیز و خشم آلود در رسانه ها مطرح شود و مورد سوء استفاده افرادی قرار گیرد که چشم دیدن هیچ خیر و خوبی برای و مسلمانان را ندارند!

ما امیدواریم که همگی _ در این شرایط سخت و دشواری که امت ی را دردمند ساخته است _ برای خاموش ساختن تریبون هایی که بر آتش فتنه مذهبی و انتشار نفرت و کینه می دمند تلاش کنیم و از شما اخبار نیکو و طیب همانند نامتان (طیب) بشنویم که اتحاد و انسجام را د ی داشته باشد و اختلاف و تفرقه را کنار بزند! و خداوند و ش و مسلمانان شریف را خشنود سازد، همان طور که قبلا نیز اینگونه اظهارات را از زبان شما شنیدیم، و برای جنابعالی عاقبت بخیری و عمری طولانی همراه با تندرستی آرزومندیم!

در پناه خدا باشید

والسلام علیکم ورحمة الله
برادر شما ناصر مکارم

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : فتوا - ازدواج ,موقت ,مسأله ,الله ,مورد ,است، , ,الله علیه ,ازدواج دائم ,«ابن عباس» ,بودن ازدواج ,مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ ,بِهِ مِنْهُنَّ فَ?

تلنکر

اگرچه در سالیان اخیر جمعی از کارشناسان سیاست زده درصدد القای فرصت بودن سالمندی جمعیت کشور هستند، ولی باید دانست امروزه بیش از 45 درصد کشورهای جهان با طراحی و اجرای دقیق سیاست های حمایت از خانواده و فرزندآوری درصدد اصلاح ساختارهای جمعیتی هستند و رویکرد ممانعت از افزایش نرخ سالمندی جمعیت شان را قویا دنبال می کنند.
گروه اجتماعی رجانیوز- صالح قاسمی: سالمندی از منظر فردی مقطعی اجتناب ناپذیر از مراحل زندگی هریک از افراد جامعه است که متضمن ارزش گذاری، احترام و تکریم اجتماعی است اما در مقابل، سالمندی هرم سنی جوامع نه تنها اجتناب ناپذیر نبوده و کاملا قابل مدیریت است بلکه وقوع پدیده سالمندی جمعیت پیامدهای سوء گسترده ای را در ابعاد اقتصادی، فرهنگی، امنیتی، اجتماعی و غیره برای اجتماعات بشری به همراه خواهد داشت.
سالمندی تعاریف مختلفی دارد که به سه بعد روانی، اجتماعی و تقویمی تقسیم بندی می شوند که شایع ترین تقسیم بندی نیز از نظر تقویمی است که تعاریف آن بر اساس امید به زندگی متفاوت است. بر اساس تعریف سازمان بهداشت جهانی (who) سن سالمندی از ۶۰ سال و بالاتر تعریف شده است. سازمان بهداشت جهانی میانگین سنی را اینگونه طبقه بندی می کند:
ـ 60 ـ 75 سالمند جوان (young old)
ـ 75 ـ 90 سالمند (old)
ـ 90 به بالا کهنسال (oldest old)
مسئله سالمندی در سال های اخیر به عنوان یک موضوع اساسی آنچنان اذهان جهانیان را به خود معطوف کرده است که سال 1999 به عنوان سال جهانی سالمندان نام گرفت. بطور کلی پیری جمعیتی یا گروهی عبارتست از ترکیب خاص اجتماعات از نظر درصد افراد سالخورده جامعه که به علل زیر پدید می آید:
- کاهش میزان موالید
- بالا رفتن متوسط طول عمر
- کاهش میزان مرگ و میر
آمار و ارقام حاصل از سرشماری های عمومی نفوس و مسکن نشان می دهند که تعداد جمعیت سالمندان در ایران در دهه های اخیر بطور محسوسی در حال افزایش بوده است. آمار گویای آن است که نسبت جمعیت سالمند کشور طی سال های 1335 تا 1385 از آهنگ یکنواختی برخوردار نبوده است و تعداد جمعیت سالمند ایران (سنین 60 ساله و بیشتر) از 1.172.679 نفر در سال 1335 به 5.121.838 در سال 1385 رسیده است. به عبارت دیگر جمعیت سالمند کشور در دوره 50 ساله مورد بحث 4/4 برابر شده است و این در حالی است که جمعیت کل کشور در همین دوره 3/7 برابر شده است.
پس از پیروزی انقلاب ی و پس از پایان دفاع مقدس، از سال 1367 ت وقت سیاست تحدید موالید را اعلام کرد و متعاقب آن برنامه های تنظیم خانواده را بصورت گسترده به مرحله اجرا درآورد. با اجرای غیرکارشناسی و بیست و پنج ساله سیاست های تنظیم خانواده، نرخ باروری از میزان 6/5 فرزند به ازای هر زن در سال 1365 به 1/8 فرزند در سال 1395 رسید و در حال حاضر ایران پایین‎ترین نرخ باروری دنیای را به خود اختصاص داده است. سالمندی جمعیت کشور و تغییرات نگران کننده ساختار هرم سنی یکی از پیامدهای سقوط نرخ باروری بوده است که بر اساس آمارهای آینده نگاری جمعیت همچنان تداوم خواهد داشت.
مطالعات جمعیتی اثبات می کنند که طی سالیان آینده روند سالمندی جمعیت ایران با سرعت و شدت بیشتری تداوم خواهد داشت و در آینده نه چندان دوری ایران با پدیده سالمندی قطعی جمعیت روبرو خواهدشد که شروع کاهش تعداد جمعیت کل کشور هم از توابع آن خواهدبود.
بر اساس الگوی پیش بینی جمعیت توسط صندوق جمعیت سازمان ملل متحد و در صورت تداوم روند کنونی، ایران از سال 1425 یعنی از حدود 30 سال آینده در مسیر کاهش جمعیت قرار خواهدگرفت و سالانه حدود 600.000 نفر از جمعیت کل کشور کاسته خواهدشد. البته بدیهی است با نرخ بالای سالمندی و تداوم تنزل نرخ باروری در ایران، امکان وقوع زودتر این پدیده نیز متصور است.
یکی از نتایج قابل تامل پژوهش های تحولات سالمندی این است که هم اینک نرخ رشد جمعیت سالمندان کشور بیش از سه برابر میانگین نرخ رشد جمعیت کل کشور است و این یعنی زنگ خطر سالمندی جمعیت در ایران به صدا درآمده است و باید به زودی منتظر پدیده ای تحت عنوان «سونامی سالمندی ایران» باشیم. همین آمارها حاکی از آن است که طی حدود بیست سال آینده، نسبت نرخ رشد جمعیت سالمندان به نرخ رشد جمعیت کل کشور، شانزده به یک خواهدشد.
برای فهم بهتر مفهوم سونامی سالمندی جمعیت ایران، دو تصویر زیر را با دقت با یکدیگر مقایسه کنید. بر اساس مقایسه نقشه توزیع سالمندی جهان در سال های 2015 و 2050 درمی ی م که ایران تنها طی 35 سال از یک کشور جوان به یک کشور سالمند تبدیل خواهدشد. بعبارت دیگر در حالیکه در سال 2015 سالمندان بالای 60 سال تنها 8 درصد جمعیت ایران را تشکیل داده اند ولی در نتیجه سرعت پدیده سالمندی جمعیت، در سال 2050 حدود 33 درصد جمعیت کل کشور سالمند خواهدبود و علیرغم اینکه ایران هنوز مسیر پیشرفت تکنولوژیک و پویایی اقتصادی را نپیموده است درصد قابل توجهی از جمعیت خود را در چرخه کار و تولید از دست خواهدداد.
اگرچه در سالیان اخیر جمعی از کارشناسان سیاست زده درصدد القای فرصت بودن سالمندی جمعیت کشور هستند، ولی باید دانست امروزه بیش از 45 درصد کشورهای جهان با طراحی و اجرای دقیق سیاست های حمایت از خانواده و فرزندآوری درصدد اصلاح ساختارهای جمعیتی هستند و رویکرد ممانعت از افزایش نرخ سالمندی جمعیت شان را قویا دنبال می کنند. این درحالی است که بر پایه داده های آماری موجود از تحولات جمعیت در جهان، ایران در سده 1950 تا 2050 سریعترین سیر تغییرات میانه سنی جمعیت را در بین همه کشورهای جهان اعم از توسعه یافته و کمتر توسعه یافته به خود اختصاص داده است.
مبتنی بر اطلاعاتی که در ج فوق به نقل از صندوق جمعیت سازمان ملل متحد می خوانیم، در حالیکه کشورمان در سال 1950 با میانه سنی 21/9 سال یکی از جوان‎ترین کشورهای جهان بوده است، ولی در سال 2050 یعنی تنها در حدود سی سال آینده با میانه سنی 44/7 سال بالاتر از میانه سنی کشورهای توسعه یافته، کشورهای کمتر توسعه یافته و همینطور بالاتر از متوسط میانه سنی کل جهان قرار خواهدگرفت و این همان کابوسی از سالمندی است که جمعیت ایران ی تمدن ساز را تهدید می کند.
* پژوهشگر و نویسنده مجموعه «جنگ جهانی جمعیت»

آلبوم تصاویر

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : تلنکر - جمعیت ,سالمندی ,کشور ,سالمند ,درصد ,کشورهای ,سالمندی جمعیت ,کشورهای جهان ,جمعیت ایران ,جمعیت کشور ,جمعیت سالمند ,ساختارهای جمعیتی هستند ,اصلاح ?

معارف


در صدر افراد شاخصی بودند که نزد خداوند جایگاه ویژه ای داشتند تا جایی که گرامی (ص) بر پیکر یکی از این ی والامقام به جای پنج تکبیر، 70 مرتبه تکبیر خواند و او حضرت حمزه، عموی گرامی (ص) بود.
المؤمنین(ع) در نامه تندی که به معاویه می نویسد، به این واقعه اشاره می کنند و می فرمایند: «آنچه مى ‏گویم براى آگاهاندن تو نیست، بلکه براى یادآورى نعمت‏ هاى خدا مى گویم؛ آیا نمى‏ بینى جمعى از مهاجر و انصار در راه خدا به شهادت رسیدند و هر کدام داراى فضیلتى بودند، اما آنگاه که شهید ما «حمزه» شربت شهادت نوشید، او را سیدال خواندند و (ص) در بر پیکر او به جاى پنج تکبیر، هفتاد تکبیر گفت.» (نامه28 نهج البلاغه)
متن حدیث:
أَ لاَ تَرَى غَیْرَ مُخْبِرٍ لَکَ وَ لَکِنْ بِنِعْمَهِ اَللَّهِ أُحَدِّثُ أَنَّ قَوْماً اُسْتُشْهِدُوا فِی سَبِیلِ اَللَّهِ تَعَالَى مِنَ اَلْمُهَاجِرِینَ وَ اَلْأَنْصَارِ وَ لِکُلٍّ فَضْلٌ حَتَّى إِذَا اُسْتُشْهِدَ شَهِیدُنَا قِیلَ سَیِّدُ اَلشُّهَدَاءِ وَ خَصَّهُ رَسُولُ اَللَّهِ ص بِسَبْعِینَ تَکْبِیرَهً عِنْدَ صَلاَتِهِ عَلَیْ
عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : معارف - اَللَّهِ , ,تکبیر ,

ولایت

به گزارش رجانیوز آیت الله ابراهیم امینی عضو مجلس خبرگان ی در گفت وگو با تسنیم با اشاره به انتشار نامه دروغ منتسب به او به ی، گفت: من به هر طریق که توانستم و ممکن بود این نامه را تکذیب ؛ از مسئولان هم خواستم تا عوامل انتشار این نامه دروغ را شناسایی کنند چرا که این توطئه علیه بنده بود و از اساس صحت نداشت.

وی با بیان اینکه، دشمن نمی تواند رابطه خوب علما با ی را تحمل کند و به همین دلیل علیه این رابطه خوب دست به دروغ و توطئه می زند، تصریح کرد: به نظر من، ی حضرت آقا بسیار خوب بوده است. من همان ارداتی که قبلاً به آیت الله داشتم دوچندانش را الان دارم.

آیت الله امینی با بیان اینکه "من مطیع ی بوده و هستم"، گفت: هرچه زمان می گذرد، لیاقت حضرت آیت الله برای ی نظام ی بیش از پیش ثابت می شود چرا که ایشان به درستی نظام ی را از بحران ها و مشکلات عبور داده است.

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : ولایت - آیت الله ,معظم ,مقام ,دروغ ,نامه , ,معظم ی ,نامه دروغ
All rights reserved. © Javane 2017 Run in 2.877 seconds
RSS