جستجو ها
دوست داشتنی که از تب و تاب افتاد connection keeper تلگرام فارسی وصالحق وبلاگ صالحین دبیرستان حضرت معصومه س خدای دانه دل نوشته ای از خودم طنز جبهه تعبیر خواب سوره قل هو و الله احد html الیگودرز تنها بدنبال helli boors اطلاعات اتروپین atropine دیکاترو dicatro آتروپین سولفات atropine sulfate آترومیل atromil قرص آمپول انفجار بزرگ شمال حلب را لرزاند نحوه مقاله isi منفی انرژی منفی پاهای فلور نظریhtml ترجمه مقاله مدلسازی و شبیه سازی نوع جدیدی از emi تداخل الکترومغناطیسی برای ماژول های الکترونیکی بر تحقیق بررسی انواع موتورهای برق ماکو چت ماکو indecent proposal فاطیما فاطیما بهارمست انحصار وراثت حسابهای د ونفره مدیران دستگیر شده کانال های تلگرامی فردا محاکمه می شوند لوازم ارایشی اوتی ساخت کره دعوتنامه افطاری صفات خدا در دعای جوشن کبیر ودعای عرفه زنگ املا دبیرستان منشور کورش برای تاتو انتقالات فرهنگیان س و ب گفتو وگو تشکر از حضور در انتخابات خطبه های ۲۸ آبان ماه سال ۱۳۹۵ اروندکنار بازی دوباره بیاد بیاد بیاد deutsch دﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ ت ت موزیک فو مرداد ماه پر اتفاق myeloblast میلوبلاست band neutrophil myeloblast myeloblast نوتروفیلی maturation مراحل بلوغ بشت د تخفیف بگیرید مرا در رنج انداخت روبات خشمگین یک نفر را مجروح کرد پیام تبریک اولین روز مدرسه رفتن فرزند list این قسمت ژرف تر از خواب زمین ضرب المثل شکر نعمت نعمتت افزون کند را در یک بند توضیح دهید مردم تحریم قرار نداده فداکاری همکاری حمایت تائب خشنود فداکاران آدرس کانال نوای لر در آپارات توارث ژنی فرار پرندگان از شهر دودی تحقیق در مورد حباب کلاس چهارم candy blossom 5 زاد بعد ارسی فضای منعقد گوروم نوحه زینبیم گل بالام قانه باتدی اثر اردبیلی بزرگترین عددچهاررقمی وازلین اصل را چگونه تشخیص دهیم بازین قبریمه rug of export سالام اولسون شهریم ماراغاشهرطوس کودک برای کودک مراقبه روزانه ی ال معجزه 29 داد آهنگ اسما جان در سایت معلمی تواشیح ترکمنی به سوی الله پرنده خودروی اولین اروموبیل شرکت آغاز خودروی پرنده اولین خودروی شرکت اروموبیل برای حرکت تلاش برای اولین خودروی پرنده یه تیریپ رویا بیوگرافی حسن هیاس ویکی پدیا html اسامی برندگان مسابقه کتابخوانی محرم اعلام شد تو این احساسو به اینجا کشون چون نامهربانی قصدکشتن حامدزمانی خلاصه جلد اول کتاب آیین دادرسی کیفری علی خالقی ایذه استان مردم شهرستان تشنگی خوزستان استان خوزستان ابراز گلایه شهرستان ایذه شهروندان ایذه ای ادارات متولی رئیس سازمان برنامه پایت سلام صاحب راهت دسته بندی عنصر ها به روش های دیگر در وبگاه انجمن شیمی ایران منطقه گردشگری طبیعی دوستان منطقه گردشگری توسط دوستان درخت شماره وقتے بگوبیخیال بیخیال بگوبیخیال وقتے عخوانین چهارلنگ بختیاری افزایش کیفیت خدمات رسانی در پایانه مسافربری نمونه سوالات مرکز تحقیقات معلمان شمس ابادی اصفهان windows خارش عروس هلندی راچگونه درمان کنیم آ ین خواهش من باتو منابع کنکور ا علوم قران وحدیث سال94 جنگل پاسند وآبشارهای سمبی واسپه او عبادت خلاصه وقتی ها مدیر می شوند خواص کریستال سنگ نمک آپدیت لایسنس نود 32 ورژن 10 در تاریخ چهارشنبه 1 دی میشه تولد حنا دختری در چمن زار jquery 172minjs دبیرستان فرخیه زیادآباد آهنگ جدید مجید اطها بنام مگه من مردم گرامی ص به شهادت رسیدند یا به مرگ طبیعی وفات د سید ممد شریفی فلج مغزی ک ن


دل نوشته های من

همسرم

همسرم

هرچه فکر می کنم می ببینم تنها ی است که می توانم همه چیز یعنی واقعا همه چیز را به او بگویم البته شاید همسر من از هر لحاظ کامل بوده اما باز هم این یک رابظه دو طرفه است هر جور بر خورد کنیم با زتاب ان را می بینم اگر در دعواهامون یک بار هم ما کوتاه بیایم یک بار هم حق را به او بدهیم..این همه من از کجا امده من خسته ام من دوست ندارم مامان من بابای من کمی صبر کنید وقتی خدا در قران می گوید زن و شوهر مانند لباس می مانند برای هم چرا به معنی ان فکر نمی کنیم یعنی اگر عیبی همسر شما دارد نباید ی بفهمد جز خودتان عیب و مشگل باید بین هر دو نفر بر طرف شود نه جار بزنیم ادامه دارد..

عنوان وبلاگ : دل نوشته های من
منبع :
برچسب ها : همسرم

این نیز بگذرد

نمی دونم چرا هر وقت خیلی غمگینم این شعر توی ذهنم است همیشه و همیشه

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر اید .

چرا ما با این که بار ها و بارها شنیده ایم که بیایید قدر یک دیگر بدانیم فقط در حد یک شعار است .چرا مادام با هم سر ستیز داریم ومی خواهیم خودمان را به رخ یک دیگر بکشیم .تحصیلاتمان را... ثروتمان .. شعورمان.. چرا فکر می کنیم که ادب ما از دیگران بهتر است چرا حتی بعضی وقت ها فکر می کنیم از خواهر وبرادری که با هم بزرگ شدیم با هم تربیت شدیم بهتریم ونمی خواهیم قبول کنیم که یک پدر ومادر مارا بزرگ . چرا همش شعار گذشت می دهیم .وحتی سعی نمی کنیم اندازه سر سوزنی از حق خود بگذریم وقتی می رسد که حاضریم خیلی چیزها را از دست بدهیم تا یک لحظه از گذشته تکرار شود پس بیایید واقعا قدر یک دیگر بدانیم .. واقعا.

عنوان وبلاگ : دل نوشته های من
منبع :
برچسب ها : این نیز بگذرد - کنیم ,دیگر بدانیم

نا سپاسی

باز هم ناسپاسی چرا دچار روز مرگی شدم چرا باز فرا موش که چه دارم چرا. چرا.. مگر من چند بار از چند جا باید ضربه بخورم .تا به هوش بیام .خدایا ..بار الها تو مرا فراموش نکن دستم را بگیر .کمکم کن تا از امتحانات مختلف سر بلند بیرون بیایم خدایا تنها چیزی که می توانم به ان تکیه کنم کوچکی حسین را تا جای که توانسته ام خدایا به خاطر حسین دستم را بگیر.....

عنوان وبلاگ : دل نوشته های من
منبع :
برچسب ها : نا سپاسی - خدایا , حسین

پاییز.زیبا است

پاییز زیبا است زیبا

پاییز را دوست دارم خیلی چون فصل رنگارنگ خدا است .فصل زیبایی...فصل تلاش ...فصل جنب وجوش .....فصل کوشش ...فصل شروع سال تحصیلی وزیبایی چه زیبا است .زیبا.پاییز برای فصل زیباست نه برای قلب ما نه برای دوست داشتن های ما ..نه برای دلبستگی های من...نه برای عشق ما ...نه برای محبت ما و خدا چه زیبا همه چیز را در جای خود افریده . کاش قدر بدانیم

عنوان وبلاگ : دل نوشته های من
منبع :
برچسب ها : پاییز.زیبا است - زیبا ,پاییز ,زیبا پاییز ,پاییز زیبا

باز هم پاییز

هر سال پاییز را دوست داشتم ...اما....اما...امسال فکر کنم نه ..هرسال در شروع پاییز در کلاس بودم با بچه ها اما امسال اولین سالی است که بعد از چهل سال در خانه به سر می برم دستم و دلم به کاری نمی رود دلم سخت هوای بچه ها صدای ان ها شلوغ ها و حرف ها حتی حوصله نوشتن دل تنگیم هم ندارم فقط می دانم اندازه دنیا دلم گرفته خدایا دست نوازشی احتیاج دارم بار الها فراموشم نکن دیگر پاییز برای دل گیر است چون خیا بان خلوت دل گیر است چون من این را هیچ ندیده بودم چون با هیا هوی بچه ها در گیر بودم1

عنوان وبلاگ : دل نوشته های من
منبع :
برچسب ها : باز هم پاییز - پاییز

ماه عشق

امروز بعد از چند سال در ماه محرم به خیابان رفتم خدایا چه شور وحالی هر به کاری مشغول بود جوانی به مردم چای می داد یکی شربت وان یکی مشغول زدن یکی نوحه می خواند بچه های کوچک که در کنار پدر می رنند ازته دل ارزو خدایا با ر الها شاید بعضی از کارهای ما درست نباشد اما به خاطر حسین و علی اکبر جوان های ما را حفظ کن ان ها را از خطرات ودام های که دشمنان اسلا م در سر راه...ان.ها..قرار.داده اند محافظت کن ... امین

عنوان وبلاگ : دل نوشته های من
منبع :
برچسب ها : ماه عشق

مادر

مادر کاش بودی تا سر بر شانه ات می گذاشتم و از دل تنگی هایم برایت می گفتم کاش بودی تا می دیدی چگونه در زیر سختی های زندگی د شدم مادرم سختی منظورم نا مهربانی است دلم تنگ است اندازه اسمان نمی دانم بر ان غلبه کنم نمی دانم ان را از بین ببرم از خدا بارها بارها کمک خواستم اما روز به روز بدتر شد مادرم برایم دعا کن شاید دعای تو درگیر شود شاید شاید مادرم دل گرفته خیلی بعضی وقت ها نمی دانم تصمیم درست بگیرم حتی نمی دانم فرزندانم را راهنمایی کنم چون نمی دانم راه درست کدام است خدایا ...خدایا ..مادرم به جان زهرا دعایم کن

عنوان وبلاگ : دل نوشته های من
منبع :
برچسب ها : مادر - دانم ,مادرم

کودکیم

خیلی مبهم به یاد دارم در زمان کودکی وقتی به می رفتم یک ترسی در وجودم بود به خاطر حو ض بسیار بزرگی که در بود که در روی بلندی قرار داشت بسیاربزرگ وعمیق که به ان خزینه می گفتند وما باید در کنار ان سرمان را می شستیم وقتی کمی بزرگتر شدم و نه . ده سا لم شد ان تغییر کرد و خزینه ای کو چکتر د اشت که حالا خیال راحت داخل ان می رفتیم برای بازی و این باعث می شد صدای بزرگترها بلند شود البته دو تا دوش هم داشت اما خانم های مسن تر ترجیح می دادند که در خزینه خودشان را بشویند

.وقتی وارد می شدیم جدای از خزینه خود جلوه ای داشت که همیشه در ذهنم است زن های ثروتمند کاملا معلوم بودن از طلاهای که اویزان کرده بودن و رسم بود که هر خانم یک سینی بزرگ زیرش قرار می داد.که جنس سینی به وضع مالی هر بستگی داشت در جلوی هر یک لگن بزرگ بود با یک کاسه کوچک که اول خودشان را می شستند بعد در ا سر که می خواستند از بیرون بروند به نوبت زیر دوش می رفتند چون تعداد دوش ها محدود بود.این اب ها همه توی ریخته می شددر کنار جوی باریکی بود که اب های کثیف از داخل ان می گذشت..ان قدر ما در بودیم تقریبا یک نصف روز گرسنه که می شدیم مادرم از خانه یک خوراکی می اورد اگر خودش با ما بود خوراکی را می داد اگر نه خانمی که همراه ما بود اینکار را می کرد به این خانم دلاک می گفتند که کارش همین بود شستن دیگران وبرای این کار دو ریال می گرفت خلاصه ما بیرون می رفتیم جایی که سرد نام داشت ودر ان جاخوراکی که بیشتر وقت ها نان وپنیر بودمی خوردیم نمی دانید هروقت دستم خیس است ونانی را اتفاقی می خورم به یاد ان زمان می افتم وچه لذت بخش است وقتی نان را می خوردیم تقاری در بود پراز اب که روی ان چوبی قرار داده بودن روی ان چوب لیوان روحی بود که همه با ان اب می خوردیم.بعد دوباره به بر می گشتیم.برای بقیه ی کارها اصولا رفتن مقررات خودش داشت .اول باید حتما سرمون با صابون پی می شستیم بعد پاها مون با سنگ پا می شستیم بعد با کیسه و سفیداب چرک می کردیم بعد دوباره با شامپو سرمون می شستیم بعد لیف می زدیم دراین بین چه قد تو وخزینه بازی می کردیم.ا سر زیر دوش می رفتیم برا ابکشی از که بیرون می امدیم چون دمپایی به پامون نبود یک حوض اب سرد در بیرون بود که توی ان می رفتیم بعد روی بقچه ای که از قبل یک خانم که مخصوص این کار بود برای ما پهن کرده بود می رفتیم .تمام بقچه های که رنگ های زیبا داشت پهلوی هم پهن می.شد بسیار زیبا بود کار هر تمام می شد نفر بعدی بقچه اش پهن می شد لازمه که بگم در سرد کمد های کوچکی بود که هر بقچه خود را در ان می گذاشت البته قفل نداشت این بود رفتن ما و حتما نصف روز طول می کشید.یاد ان زمان ها به خیر



عنوان وبلاگ : دل نوشته های من
منبع :
برچسب ها : کودکیم - رفتیم ,بیرون ,خزینه ,خانم ,شستیم ,بقچه

تجربه

چرا ما فکر می کنیم حتما همه چیز را خودمان تجربه کنیم متاسفانه زمانی که تجربه کردیم دیگر خیلی دیر است چون در این بین ان قدر مرتکب اشتباه می شویم که دیگر تجربه ی ما ان قدر ارزش ندارد بهتر است به تجربه ی مخصوصا پدر و مادر بیشتر اهمیت دهیم .برای من دیر شده چون خودم تجربه .شما نگذارید دیر شود چون بعضی اتفاقات قابل جبران نیست. انسان موفق ی نیست که همه چیز را تجربه کند .انسان موفق ی است که از تجربه ی دیگران استفاده کند

عنوان وبلاگ : دل نوشته های من
منبع :
برچسب ها : تجربه - تجربه ,انسان موفقی
All rights reserved. © Javane 2017 Run in 0.16 seconds
RSS