جستجو ها
تاریخ قمرى تاریخ قمرى آموزش گام به گام ا س املاک گستر 20 کرج نقطه چین حروف الفبا ت ت گتمه دایان گال یانیمدا معنی اهنگ talk dirty to me از jason black شهاغدت سجاد را تسلیت عرض میکنم طیف ir بنزوییک اسید و تفسیر کنترل خشم نوجوان نقشه زمین پلاک ثبتی 290 قم احضار موکل الله الصمد html اهنگ تیتراژ پایانی the hangover html folder cygwin systemsec example splitted open with splitted recalc checksum folder with systemsec stock system partition custom system partition با وجود قرآن مرهم زخم کلید ویندوز طلسم دیو سلیمانی انشادرموردگل به زبان ادبی huawei ascend g750 پایم تدریس آزاد آزاد پیام disney rockers آبسردکن آنی بدون مخزن ولایت لازم است زند رضایت رضایت مندی با یاد تو من شروه غمگین جنوبم ولادت گناه کنیم وایییییییی علت گازدار شدن اب زرشک سوالات کاروفناوری 1تا50 پایه تنهایی توام صورت در دفینه html آفتاب سوخته رایگان بررسی ارتباط بین اخلاقی و فساد اداری با در نظر گرفتن مولفه میانجی عد سازمانی اندازه گیری بهروز سهرابقایقت جا دارد کد نوحه نغمه شب و روزم کربلا رو عشقه مخصوص پیشواز همراه اول محلول توزن البرز شستشوی لوله ای کولر اهنگ کنارغریو اخذ درس مطالعه آزاد serotonin deficiency بحث و گفتگو در مورد دیدار بایرلورکوزن بایرن مونیخ بیمه دانا کد انواع متن دعوتنامه رسمی وحجاب html پا تو کفش شعرا نخواهد دشمن ترتیب رن کامان استارت کمپرسور کولر چه چیزی میتونه جای مهریه برای خانم ها رو پر کنه sheida martin ثبت کمربند تکواندو در سایت امروز هشتمه دلتن سفید2 how to replace a 2003 monte carlo ecm spectre did you understand gahi sokot طلسم لاغری شدید یا ضامن اهو کتابخانه عمومی شه بوسه ای که شد ع سریال شاهگوش ملکان تسهیلات پرداخت بانک ریال افزود پرداخت تسهیلات شهرستان ملکان ریال تسهیلات گیری برخی میلیارد ریال ریال تسهیلات بانکی کارگروه سر سوغات اصفهان چیست فواعد گردو داستان دنباله دار ژن خوب و عد اجتماعی والیبالمون عشقه تیغه تراش فست دامله پاسخ کتاب ورک بوک کانون زبان run2 سشوار فیلیپس 3000 وات صابون خاویار بندانداز برقی جاندلی ید صابون پاپایا اصل ماشین اصلاح و ریش تراش انسان چه بوده است دسگاه پرس کاسه گلی گستر چاپی مدار مدار چاپی تنور گازی دو سینی خونه باشه وقتی میری دوای دردم تویی من دورت بگردم عزیز جونم میخوام عاشقت بمونم html اصول ماندگار درب کارhtml خاستگاه وه ت بزرگترین یاخته علوم هفتم انشا درباره صدای به هم خوردن برگ ها در پاییز اتوماسیون شبکه توزیع پاسدار حریم تعبیرخواب ناس فلق کوثر listبازیکن برسبولیس هادی نوروزی you cried poem mohammad khodkhodaie shut down دیدگاه فقهی ره جهان بینی چیست ask video elektron 103 octatrack dynamic sampling tutorial synthic4te در هجده سالگی نگران تفکر دیگران در مورد خودتان هستید تودیع معارفه معاون فرماندار بخشدار وزینه شهرستان سردشت دوچرخه رکورد مقاومت منظور speedmax دستی منظور دستی رکورد ساعتی نهایی دوچرخه مقاومت هوا دوچرخه تنها تقویم مهر فرهنگیان بوشهر برگزاری مسابقات علمی در شهرستان خنج زیباسازی پیام تبریک اولین روز مدرسه رفتن فرزند یوغون سیک ایستریرم تجک و یک روز تابستانی شلتوک برنج مرگ مصطفی رحیمی باعشق نماد


نوشا در مه

آنچه سبک می آید





سلام

برف آمد، بچه ها خندیدند،مادرها ع گرفتند، پدرها سر تکان دادند و ماشین ها لیز خوردند. من برف دوست ندارم. سرد است، آب هم که  نشود یخ میزند، آدم نگران گربه ها و پرنده ها می شود، از گرم بودن خانه خج ش میاید.من برف دوست ندارم. برای طبع من زیادی سرد است.


مامانه پنج شنبه برای ایمپلنت جراحی د، باباهه عصر پنج شنبه خبردار شدند و ظهر زنگ در را  زدند. باباهه آ یک ماهی بود که  ایران نبودند. رفته بودند کربلا کارهای برق دهی و سیم کشی موکب ها را انجام میدادند. وقتی  برگشتند توی چشمای مامانه لامپ روشن شد انگاری.


نینو کی پشت جلد سررسید باباهه نوشته " بابا مَه مود". ع را گذاشتم توی اینستاگرام و شنیدم که گفتید شبیه ماه مانه گفتن من است. دلم غنج رفت.


بسته های پستی عاشقانه ترین بسته های جهان هستند. فکر کن یک بسته برایت برسد و تویش نامه و لواشک باشد. 


نوعی از بسته ها هم هست که با کلمه توصیف نمیشوند. مثل همانی که الان در ترمینال بیهقی منتظر من است و توی این دو روز موفق نشده ام بروم پی اش، همانی که برادرم برایم از کربلای عشق آورده و  دلم برایش می رود. وبلاگ نویسی از اول برایم شگون داشته، بهترین دوستها و عشق عالم را به من داده. 


از مرگ آشناهایم می ترسم. عزیزان نه ها. آن خود زجر دیگری است. منظورم مرگ آشناهاست. مثل کوهن، مثل موذن زاده، مثل همه ی صداها و قیافه ها و نوشته هایی که هویتم را ساخته اند. از مردن شخصیت های هویتم می ترسم.


سقای آب و ادب را دوباره خوانی و  بغضم ترکید. بغض محرمی ام که امسال گمش کرده بودم ترکید. نینو چشمهایم را پاک کرد و گفت کتاب های غمگین نخوان، کتاب شاد بخوان. آرزو در طالع اش دیدن روی ماه و خواندن کتاب مهربانی شاد (عج) نوشته شده باشد و کتاب را بستم. دوست دارم نینو دین اش را آزاد و شاد بشناسد.


وقتی فکری در دلم سنگینی می کند شما متوجه می شوی. وقتی دلگیرم،شادم، خسته ام، ذوق زده یا نگرانم شما متوجه می شوی .پس بگو چگونه این حجم از دلتنگی را می بینی و هیچ هیچ هیچ نمی گویی؟


عنوان نوشت:

آنچه سبک می آید

برف 

آنچه سنگین می گذرد

برف، برف








عنوان وبلاگ : نوشا در مه
منبع :
برچسب ها : آنچه سبک می آید - بسته ,کتاب , ,نوشته ,باباهه ,نینو ,کتاب ,دوست ندارم

کوچ هاجر از سر به سراب


روزهای سختی گذرانده ام. سخت و بیش از آن روزهای شلوغ: ارائه درس و نوشتن مقاله و گزارش های محل کار و رنجوری جسم و سفر اجباری یکروزه و امتحان و گفتم امتحان؟ این روزها خلقت محل ابتلا و امتحان من شده است...  امتحانم نکن حسینا، من جوابها را بلد نیستم، مردود می شوم، مطرودم نکن...


مومن بودند. از آن مومن های مثالی. حجاب و و خمس و زکات. مومن بودند ولی دروغ گفتند. سنش را و شرایطش را و خواسته هایش را دروغ گفتند. سختم شده که رفتارشان را به دینشان نسبت ندهم. دردم آمده و غمگینم. صد البته این نیز بگذرد.


مامان بودن خیلی مهم است. مامان داشتن هم خیلی مهم است. ماهِ ماه مان بودن این روزها بدجوری در محاق است. لازمت دارم مامان. شما که خسیس نبودی. 


"بیا بغلم" قوی ترین مُسکن و مقوی ترین مولتی ویتامین دنیاست.


نینو گردن دایناسور لگوئی اش را اشتباه وصل کرده بود، آمد پرسید که دایناسورم چرا همش به پیسکولش نگاه میکنه؟


دلم از خواهر کوچکم ش ته.


هنوز محرم را درک نکرده ام. بشدت درگیر خودخواهی و دیگرخواهی و تمامی خواهی نخواهی های ممکن هستم.


نگی جزو صفات ذات خلقت من است و این روزها خدا میداند چقدر عَرَضی هستم . نمیخواستم ادامه تحصیل بدهم. نمیخواستم صبح تا شب کارمند باشم.دلم بچه میخواهد اما وضعیتم برای س رستی بچه مناسب تر است تا مادری بچه. اف به تو ای روزگار.


این آهنگ را گوش می کنم. من بدبین شده ام  یا جدیداً مضمون  تمامی آهنگ های این است که بیا گولت بزنم؟ 


وجود یک همکار باردار در واحد، فضای کاری را قشنگ میکند. این روزها گاهی پناه می برم به همکارم. دکمه های مانتویش را باز میکنم. دستم را می برم زیر پیراهنش و  عشق را به بریل میخوانم. بهتر وقتی ست که واحد خالی باشد و لپم را بچسبانم به شکمش. 

عنوان وبلاگ : نوشا در مه
منبع :
برچسب ها : کوچ هاجر از سر به سراب - روزها ,مومن ,دروغ گفتند ,مومن بودند

ضرب محکمِ مُشت

 

سالن گراند سینمای پردیس کوروش، ساعت نه و نیم شب، فروشنده، شاگرد پرسید آقا مگه آدم هم میشه؟ شهاب حسینی جواب داد: ساعدی اینجا منظورش استعاره بوده. و همین وقت، درست همین وقت، آقای مدیر تحصیل کرده ی خوش پوش باکلاس فهیم و روشنفکر سرش را به سمت گوش من خم کرد تا آرام توضیح دهد که منظور غلامحسین ساعدی است و نه لابد ساعدی قذافی!

خدا رحمتت کند که خوش گفتی: "گاهی باید ضربت محکم مشت را بخوری تا به خود آیی که کجا زندگی میکنی"


عنوان وبلاگ : نوشا در مه
منبع :
برچسب ها : ضرب محکمِ مُشت - همین وقت،

ark of the covenant


تو، کتفهای موسی

من، سبدی روی آب

دل به نیل عشق تو ندهم چه کنم؟


من، غریق دریای غم

تو، لحظه ی اجابت دعای یونس

ات ، این صندوق سکینه ی آفرینش را به آغوش نکشم چه کنم؟


تو، حسن یوسف و صوت داود و دم ا 

زلیخای قلب من کجا و صبر ایوب و عمر نوح کجا؟

ای که چشمانت هزار مزرعه ی خشخاش تازه

مست و اب تو نشوم چه کنم؟



عنوان وبلاگ : نوشا در مه
منبع :
برچسب ها : ark of the covenant

دلبرا جان جان جان جان


آبستنکم ه، صدا هیچ نیاید
خوابش شود آشفته ، صدا هیچ نیاید
یک ساعت اگر شد که چه بهتر، نه، سه ربعی
او خویش چنین گفته، صدا هیچ نیاید
گو باد بروبد رهش و ابر بشورد
از شسته و از رُفته صدا هیچ نیاید
ای رعد نغُری تو و توفان ن وشی
آبستنکم ه، صدا هیچ نیاید


نازنینکم بار نبات و نسترن دارد و من چنان شاد و شاکرم که گویی حسینا مرا به مادر شدن مفت کرده ست




عنوان وبلاگ : نوشا در مه
منبع :
برچسب ها : دلبرا جان جان جان جان

بردنی ها را فقط از ما می بری


سلام
این مدت که ننوشتم  خبرها اونقدر موندن تا کهنه شدن، گرچه خبر خاصی هم نبود. خیلی وقتها صفحه ی یادداشت جدید رو باز می که بنویسم ولی یا کلماتم لیز میخوردن از دستام یا مدیرم می اومد وایمیستاد بالا سرم یا تهش یکی تو سرم میگفت بنویسی که چی؟ 

ترم سه با قصد دوستی پیش نیومده، تا به خودم میام هفته تموم میشه و ارائه پشت ارائه، امتحان پشت امتحان... داره ادای زندگی رو درمیاره: سخت، ممتد، طاقت فرسا و به امید فردای واهی و نیامده...

توران میرهادی هم تموم شد تا به این بهانه گوگلی کرده باشیم و ابراز تاسفی... من؟ نه من هم نمیشناختمش و من هم مثل بقیه نشسته ام و شاهد خالی شدن ایران از اسمهای خوش آهنگی مثل توران هستم.

ترامپ هم با اکثریت الکترال برنده انتخابات شد  تا لابد ثابت کنه که کار نشد نداره و از شما چه پنهون من خوشحالم. یعنی هر جوری فکر میکنم می بینم با پیش زمینه ای که از هیلاری کلینتون هست، نمی شد برای هیچ صلحی بهش اعتماد کرد.ترامپ بازرگانه و حداقل میشه انتظار داشت یه ت حس به اقتصاد بده. حالا گیرم که از این ت چیزی اش سهم من یه لاقبای ایرانی نشه.

دیروز صبح با خبر مرگ لئونارد کوهن بیدار شدم. صداش خوب بود. خوب و گرم. اونقدر گرم که انگار خدا روی خلقت یه پتو کشیده باشه. حالا دیگه نیست. رفت. رفته و من گریه کرده ام و شب اول قبر هم براش خونده ام. مطمئنم جای  لئونارد کوهن  پیش خدا عزیز و خوبه. با ترانه هاش اونقدر پتو روی مردم ناامید و سرمازده کشیده که خدا بغلش کنه و بگه حالا نوبت توست که امن باشی...

باباهه هم به سیاق هر سال راهی خونه ی  معشوق شد. کافیه چشمهام رو ببندم تا بتونم ببینمش که ایستاده دم موکب و خیالش رو س به نسیمی که از طرف کربلا میاد... بابا خدمت به مردم رو عاشقانه دوست داره...

گفتی تو یا نمیذاری من بخوابم یا اگر خو دم نمیذاری جیک هیشکی و هیچی دربیاد. نوشتم که یادم بمونه یکی منو بهتر از خودم میشناسه.

خبر آ اینکه دیگه عثمان ندارم. ان شاالله حسینا برکت بده تا بتونم یه ماشین بهترتر ب م. عثمان ماشین خوبی بود، ازش هزار تا خاطره ی خوش دارم.


عنوان وبلاگ : نوشا در مه
منبع :
برچسب ها : بردنی ها را فقط از ما می بری - حالا ,اونقدر

تا حافظ تو باشم، شاخه نبات من


قرار بود زمستون که شد روزها کوتاه تر بشن، ولی امسال انگار شب و روز باهم کوتاه شده اند. تا به خودم میام شب شده، فردا شده، آ هفته شده و روز از نو روزی از نو... دوستانم رو بیست ساله که ندیده ام! به همه قول داده ام ها، ولی زمان مثل دونه های ریز شن از لای دستام سر خورده و رفته...

من، نوشا، عاشق ید از بازارهای روز، ید از دستفروش ها و ید از مغازه های همه چی فروشی هستم. من، نوشا، یه سر رفته ام فروشگاه خانه و کاشانه  و بعدش هم   بازار و نصف بودجه ماه آذرم رو صرف ید ت و پرت های واقعی کرده ام.

چند سالی هست که نینو با من میاد . پریروز انقدر تو بازی کردیم که قند جفتمون افتاد. خدایا این بچه کی اینهمه بزرگ شد؟ انگار همین دیروز بود که با هر بار شامپو جیغ میزد که کور شدم!!! خدایا شکرت که بچه ام داره روز به روز شیرین تر و بالنده میشه.

بابا نیست و مامانه همش دوست داره ما جلو چشمش باشیم. خانواده ام رو دوست دارم.خیلی. زندگی توی خونه ی پدری وقتی به سن من باشی اصلا راحت نیست. ولی راستش خیلی وقتا به همین شیرینی های کوچیک می ارزه. به اینکه ی هست برای صبح بیدارت کنه...

نرفتم. بد شد که نرفتم. فاطمه و رسوب و برادر محمدم و الهه و خیلی از انی که میشناسم رفته اند. من نرفتم.اشتباه . مسیر سه روزه ی نجف تا کربلا ، اعتکاف  بی نظیریه. من امسال مفت از دست دادمش...

می شود بنویسم و از تو ننویسم؟ منتها جور نمی شود. آنطور که باید به دلم بنشیند نمی شود. شاعر خوب گفته که مشکل از سبک عراقی و اسانی نیست، همه با قافیه ی عشق مصیبت دارند...


 
عنوان وبلاگ : نوشا در مه
منبع :
برچسب ها : تا حافظ تو باشم، شاخه نبات من - نرفتم ,خیلی

نینوی حرفه ای


قرار بود برای درس "بدن حیوانات از چه پوشیده شده است؟" توی علوم یه نقاشی کنن و روش رو با پشم بپوشونن . براش ده تایی نقاشی نشون دادم که نینو جان کدوم رو دوست داری؟ ایشون هم که فکر کرده بود باید خودش نقاشی رو بکشه اینو انتخاب کرد:


و در برابر تعجب ما یه پنج دقیقه ای رو صرف این کرد که ثابت کنه این خود خود خود ه و اصلا تو کل جهان ی از این کامل تر پیدا نمیشه. منتها دقیقا دو دقیقه بعد که من مداد دستم گرفتم تا منتخب رو بکشم تازه دوزاری اش افتاد که نقاشی با خودش نیست و طی یک نرمش قهرمانانه تصمیمش رو عوض کرد و این یکی نقاشی رو پسندید!!!


بعله، یه همچین دانش آموزی هستن ایشون!!



پ.ن:  ماحصل مشق درس علوم (+)( با استفاده از  پنبه های داخل بالشم و سایه ی چشم و کاغذ رنگی و ریشه های فرش اتاقم!)


عنوان وبلاگ : نوشا در مه
منبع :
برچسب ها : نینوی حرفه ای - نقاشی

آنچه سبک می آید





سلام

برف آمد، بچه ها خندیدند،مادرها ع گرفتند، پدرها سر تکان دادند و ماشین ها لیز خوردند. من برف دوست ندارم. سرد است، آب هم که  نشود یخ میزند، آدم نگران گربه ها و پرنده ها می شود، از گرم بودن خانه خج ش میاید.من برف دوست ندارم. برای طبع من زیادی سرد است.


مامانه پنج شنبه برای ایمپلنت جراحی د، باباهه عصر پنج شنبه خبردار شدند و ظهر زنگ در را  زدند. باباهه آ یک ماهی بود که  ایران نبودند. رفته بودند کربلا کارهای برق دهی و سیم کشی موکب ها را انجام میدادند. وقتی  برگشتند توی چشمای مامانه لامپ روشن شد انگاری.


نینو کی پشت جلد سررسید باباهه نوشته " بابا مَه مود". ع را گذاشتم توی اینستاگرام و شنیدم که گفتید شبیه ماه مانه گفتن من است. دلم غنج رفت.


بسته های پستی عاشقانه ترین بسته های جهان هستند. فکر کن یک بسته برایت برسد و تویش نامه و لواشک باشد. 


نوعی از بسته ها هم هست که با کلمه توصیف نمیشوند. مثل همانی که الان در ترمینال بیهقی منتظر من است و توی این دو روز موفق نشده ام بروم پی اش، همانی که برادرم برایم از کربلای عشق آورده و  دلم برایش می رود. وبلاگ نویسی از اول برایم شگون داشته، بهترین دوستها و عشق عالم را به من داده. 


از مرگ آشناهایم می ترسم. عزیزان نه ها. آن خود زجر دیگری است. منظورم مرگ آشناهاست. مثل کوهن، مثل موذن زاده، مثل همه ی صداها و قیافه ها و نوشته هایی که هویتم را ساخته اند. از مردن شخصیت های هویتم می ترسم.


سقای آب و ادب را دوباره خوانی و  بغضم ترکید. بغض محرمی ام که امسال گمش کرده بودم ترکید. نینو چشمهایم را پاک کرد و گفت کتاب های غمگین نخوان، کتاب شاد بخوان. آرزو در طالع اش دیدن روی ماه و خواندن کتاب مهربانی شاد (عج) نوشته شده باشد و کتاب را بستم. دوست دارم نینو دین اش را آزاد و شاد بشناسد.


وقتی فکری در دلم سنگینی می کند شا متوجه می شوی. وقتی دلگیرم،شادم، خسته ام، ذوق زده یا نگرانم شما متوجه می شوی .پس بگو چگونه این حجم از دلتنگی را می بینی و هیچ هیچ هیچ نمی گویی؟


عنوان نوشت:

آنچه سبک می آید

برف 

آنچه سنگین می گذرد

برف، برف








عنوان وبلاگ : نوشا در مه
منبع :
برچسب ها : آنچه سبک می آید - بسته ,کتاب , ,نوشته ,باباهه ,نینو ,کتاب ,دوست ندارم

ما را چو شیشه ی می مست مدام بگذار


من برادر ندارم، ولی شک دارم که اگر برادری داشتم آیا به پیاده روی اربعین می رفت و آیا به یاد خواهرش قدمی چند به شوق برمیداشت و آیا پرچمی مزین به نام حسینا را کوله بار خود میکرد و به دستم می رساند یا نه. باری من خوشبخت ترین نوشای جهانم ، چرا که برادرانه ترین سوغات دنیا را در دستانم دارم...



ع پرچم با رنگهای اصلی در اینستاگرام 

عنوان وبلاگ : نوشا در مه
منبع :
برچسب ها : ما را چو شیشه ی می مست مدام بگذار
All rights reserved. © Javane 2017 Run in 0.153 seconds
RSS