معمار اگر بودم سنگ بنای تمام خانه هارا عشق میساختم.باعاطفه  دیوارش را میچیدم  و سقف هایش را مهر میگذاشتم !

حالا که دنیایم ،قانون  وماده وتبصر هایش شده ،عشق را خط  بزنم؟؟

عاطفه را دفن کنم؟؟

مهر را له کنم؟؟

نه ،محال است . پس ... پیوند میزنم عشق ومهر و عاطفه را با حقوق جزا،آن هم جزای عمومی وهم جزای اختصاصی.

حقوق دربطن خود بسیار دلنشین و شیرین است.

 اگر سنگ بنای خانه هایمان را عشق قرار  دهیم  و ستون  ستون دیوارهایش را ماده عاطفه!

سقفش را با تبصره مهر بنا کنیم. خانه ای   داریم قانونمند.

که ی در آن متهم به بی مهری نمی شود.

جرم تمام افراد  خانه عاشقی  خواهد بود.

جزا اگر چه تلخ است اما خانه  ای میسازم که شیرین باشد

بند بند خانه عشق است واحساس ومهر با چاشنی حقوق


+ دقیقا روبه  رو  پنجره اتاقم ،داره خونه ای ساخته میشه ،صدا ها  ساخته شدن خونه کنار گوشمه وچند روزی با این صدا ها به ظاهر خشن و سخت بیدار میشم

+خانه ای که  ساخته میشه  ،  امیدوارم قانونمند باشه

+پنجره