چند وقت پیش شاهد یک بحث جالب حول محور "ضرورت ساخت ضریح و بارگاه" در یکی از گروه های تلگرامی بودم ، دو دیدگاه وجود داشت : موافق و مخالف !
مخالفان معتقد بودند از هنرهایی نظیر قلمزنی ، کاشیکاری ، آینه کاری و ... برای خلق سازه هایی پر زرق و برق و باشکوه در راستای فریب مؤمنان استفاده می شود . نظر مخالف می گفت : از این شکوه و جبروت به منظور ایجاد حس حقارت در مؤمن بهره برداری سوء می شود ، تا بوسیله ی ترفندهای روانشناسانه با استحاله ی افراد بتوان به نوعی از آنها سوء استفاده نمود برای پیشبرد مقاصد اقشار و گروه هایی خاص ! اما نظر موافق که از مؤمنان معتقد بود ، می گفت : مشارکت در ساخت و عمران چنین سازه هایی اثرات معنوی و مادی ملموس و واضحی بر زندگی شخصی فعالان در آن عرصه دارد ، چونان که خودش مستقیم شاهد آن اثرات بر زندگی اش بوده است ، پس همین خود حجتی است بر صلاح و ثواب بودن چنین کاری و اساسا ناروا خواندن آن فعل ، ناروا و مذموم است ؛ بلاشک !
لازم به گفتن است که من به عنوان شاهد بحث با نظر مخالف بیشتر موافق بودم تا نظر موافق ! اما توجه به نظر موافق از اینجهت برام جالب بود که : مشخصا ایمان چگونه در جهت برآورده حاجات و نیات مؤمنین کار می کند ؟ چون ما بسیار سراغ داریم اشخاصی رو که با توسل به مفروضات و نشانه های مذهبی حاجت روا شده اند و همین بر یقین آنها افزوده است که دین شان بر حق است ! البته داخل پرانتز بگم که ایمان مذهبی در مملکت ما علاوه بر آن کارکرد معنوی فردی و اجتماعی که در ذات ش هست ، به نوعی کارکردهای و اقتصادی هم می تواند داشته باشد به سبب وجود یک حکومت دینی ، طوریکه حتی تظاهر به مقولاتی چون ایمان ، چه بسا خود یک راه میانبر برای ب امتیازاتی مثل قدرت و ثروت به حساب آید !
اما جدای از این انحراف سیستماتیک و ساختاری و جدای از کارکرد مثبت و سازنده ی دین بر روان جامعه ، به واقع آیا ایمان چگونه کار می کند ؟! چون ما هم مسلمان موحد شیعه رو می بینیم که با توسل به ائمه ی اطهار و دعا به درگاه خدای واحد حاجت روا می شود ! و هم برای مثال یک بت پرست مشرک هندی را می بینیم که از هرکدام از هزاران خ که می پرستد طالب چیزهای خاصی است و اتفاقا او هم حاجت روا می شود و راضی است ! بنابراین مواجهه با چنین تضادی ، چون به هر حال بحث شرک و توحید یک بحث بسیار جدی در تاریخ ادیان است ، این سؤال اساسی را ایجاد می کند که آیا ایمان و اعتقاد صرف ، فارغ از اینکه به چه چیز معتقد باشی ، می تواند مانند یک موتور محرک بر نیروهای خارجی اثر گذاشته و با اعمالی مثل دعا ، نذر و نیاز یا عبادت باعث خلق اثر بشود ؟! یا اینکه بحث ایمان یک بحث کاملا تخصصی است و همانطور که علمای هر مذهبی معتقدند ، تنها دین و عقیده ی آنها درست است و باقی همه فسانه ؟!
البته جایی خوندم که ایمان یا مشخصا دعا باعث فعال شدن نیروهای ناخودآگاه در فرد می شود ، که این بیداری ناخودآگاه بر دنیای بیرونی شخص تأثیر گذاشته و باعث خلق سلسله امور حقیقی می شود (؟؟) متأسفانه نام نویسنده یادم نیست ، همینطور جزئیات مطلب ! اما فحوای کلام همین بود که ذکرش رفت ، به گمانم (؟)! که البته با همین اشاره ی کوتاه ، می توان نتیجه گرفت که دین و دعا در مجموع می تواند برای سلامت روان فردی و جمعی جوامع مفید واقع شود اگر منحرف نشود !